Anarchonomy
43.9K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
سال ۱۹۹۰ نزدیک ۴۴ درصد خانواده‌های سیاهپوست آمریکا، سرپرست خانوار یک زن تنها و بدون شوهر بوده. و میانگین درآمدی که داشته ماهی فقط هزار دلار بوده، یعنی کمتر از نصف درآمد خانواده نرمال.
بچه‌هایی که تو اون خونه‌ها بودن الان سی سالشونه.
چرا طبیعت‌پرستان با این طرح‌ها مخالفت نمی‌کنند؟
این در حد کانسپته، ولی معمولا با کانسپت عادی‌سازی انجام میشه.
فردا اومد پایین نیایید یقه من رو بگیرید، من برای کسب سود اون توصیه رو نکردم.. منظورم این بود که قبلا فقط دولت ما از لحاظ پولی دیوانه بود، الان همه دولت‌ها دیوانه‌اند! بنابراین منطقی نیست آدم همه داراییش رو به پولی که این‌ها تولید می‌کنند نگه داره. و منطقی هم نیست همش رو بیت‌کوین کنه.
- ببین بچه‌جان این ماکارانی و این‌ها که جمع می‌کنی ذخیره کنی دوای دردت نیست. اینا تموم میشه بالاخره. تو باید از ویروس دور بشی. اینم بگم ویروس، این کرونا و این‌ها که میگن نیست. ویروس خود آدمیزاده. باید تا میتونی دوری ذخیره کنی.

- نه حاج آقا، ذخیره که نیست.. مصرف‌مونه، تنبلیم میاد بیام دونه دونه بخرم. فرمودی چی ذخیره کنم؟

- دوری.

- دوری رو هم میشه ذخیره کرد؟

- آره. چجوری الان دو تا ازین جنس میخری سه تا ازون بعد میگی لابد کم میاد، بذار یکی دیگه بردارم.. دوری هم اینجوری جمع کن. بگو من انقدر ازین بابا دورم، کمه، بذار دورتر شم. ازون یکی بابا هم انقد دورم، بذار ازینم دورتر شم. بعد همه این دوری‌ها رو جمع کن رو هم. اینجوری سالم میمونی.

- بله. چشم‌.
بعضی‌ها ازینکه عبارت جانوران آکادمیک رو باب کردم ناراحتند. اما این نقشه نشون میده چرا به این عبارت احتیاج داریم. این نقشه چیزیه که جانور آکادمیک بودن تعداد زیادی آدم بوجود میاره. یک آکواریوم قبیله‌ای که توش فقط پژواک صدای خودشون رو می‌شنوند.

در تناقضی عبرت‌آموز، همین شهر که یه روزی مرکز انگلستان‌ستیزی بود، امروز کانون طالبان انگلستانه. دعوای اونجا، دعوای چپ و راست نیست، این حرف‌ها رو باور نکنید. راستی وجود نداره دیگه. دعوا بین انگلستانی شدن، و نشدنه. یعنی دعوای بین شمال و جنوب. هرچیزی که این‌ها میخوان در راستای تبدیل آمریکا به بریتانیاست: بدون اسلحه، بدون قانون اساسی ثابت، آزادی بیان محدود شده، بیمه همگانی، دولت بزرگ و همه‌کاره، کنترل بدون نقطه کور، کارشناس‌سالاری، جامعه آتئیست، شهروند صغیر، و خیلی از جزییات مرتبط به تک تک این‌ها. و طرف مقابل داره کج‌دار و مریز مقاومت می‌کنه. سفیدها دارند از جبهه مقاومت جدا میشن، و لاتین‌تبارها دارند بش اضافه میشن. چون این جنوبی‌ها هستند که بیشترین عدم تطبیق رو با انگلستانیزاسیون دارند. و اصلی‌ترین نهاد که وظیفه خودش رو نابودی محور مقاومت و عقب راندن جنوب میدونه، دانشگاهه.


https://t.me/yengehnevis/642
اوضاع صنعت دوربین‌های عکاسی اصلا خوب نیست، مخصوصا با شرایطی که کرونا ایجاد کرده، که نشون داد چقدر از فروش دوربین‌ها وابسته به مسافرت بوده! چیزی که ازش باخبر بودیم اما نمی‌دونستیم انقدر! ولی وضع نیکون به مراتب بدتر از بقیه‌ست. در آخرین گزارش مالی گفتند تا انتهای سال مالی بعدی ۶۵ درصد فروش به مشتریانی که عکاسی رو حرفه‌ای و تفریحی دنبال می‌کنند اختصاص پیدا می‌کنه، در حالی که این عدد چهار سال پیش ۳۰ درصد بود! و این یعنی تبدیل برند نیکون به برندی مثل لایکا! با این فرق که لایکا با سبک آلمانی اداره میشه و اونا شرکت‌های کوچک لاکژری‌ساز رو بهتر اداره می‌کنند (هرچند که مالکیتش افتاد دست لاشخورهای وال‌استریت). نیکون زیر سایه بانک‌ها اداره میشه، و اگه سه سال متوالی ضرر بده یه بلایی سرش خواهند آورد، با اینکه سال‌ها بشون سودی بیشتر از نرخ بهره ژاپن داد.
نیکون چوب حسابدارهای خودش رو خورد که شرکتی که با هنر و تکنولوژی سر و کار داره رو مثل شرکتی که شامپو تولید می‌کنه اداره کردند، و چوب بازاریاب‌های خودش که نتونستن از پس شستشوی مغزی مشتریان جهانی توسط سونی و کنون بربیان.

پایان نیکون، دنیا رو به جای کسل‌کننده‌تری تبدیل می‌کنه.
اومد بگه انتخاب ایکس و ایگرگ در آنسوی کره زمین، #گله_گاو اینجا رو به حلقه فضلا و حکما تبدیل نمی‌کنه؛ و در بر همان پاشنه می‌چرخد. اما حالت ایده‌الش برای کشورداری اینه که بودجه بیشتری صرف خرید محصولات کشاورزان بشه!

میشه گفت: کنایه‌اش خوب است، ولی مرده‌شور منظورش را ببرند!
3
برنامه بایدن برای آمریکای لاتین، ادامه برنامه اوباماست، که در عدم دخالت، و تفاهم و همکاری، خلاصه میشه. اما این برای کمونیست‌های اونجا کافی نیست. میگه «تا زمانی که آمریکا یه امپراتوریه، این وعده‌های خوشگل عملی نمیشن! چیزی که درباره این آدم‌ها جالب توجهه اینه که فکر می کنند با وجود تمام کارهایی که آمریکا اینجا انجام داده و دروغ‌هایی که قبلا گفته، کسی حرف مفت آمریکا خوبه رو جدی می‌گیره».

بعد از پیروزی قاطع سوسیالیست‌ها در بولیوی، سه انتخابات دیگه در ۲۰۲۱ داریم. ماه فوریه در اکوادور، اوریل در پرو، و نوامبر در شیلی که به تازگی به تغییر قانون اساسی زمان پینوشه رأی دادند. در همه این انتخابات‌ها، نامزدهای سوسیالیست بیشترین شانس پیروزی رو دارند.
خیلی وقت پیش در این پست نوشته بودم که سیاستمدار آمریکایی لزوما نباید تحت تأثیر تطمیع لابی شیعی یا یهودی باشه تا کاری انجام بده که ظاهرا به نفع اون طرفه. چون اینطور نیست که اون سیاستمدار یک ظرف خالی باشه که خارجی‌ها بیان پرش کنند. خودش افکار و عقایدی داره و می‌تونه مبتلا به یک ایدئولوژی باشه. مردم تصور می‌کنند چون یک دستگاه حکومتی، سکولار یا لائیکه، آدم‌هایی که توش هستند مومن به چیری نیستند! و هیچ کاری رو بر اساس اون اعتقادات انجام نمیدن و فقط دارند دستورالعمل سیستمی رو اجرا می‌کنند.

لذا نقش لابی‌ها در سیاست خارجی اصلا اونقدری که میگن نیست. اما چرا اسراییل نیاز داره در آمریکا لابی داشته باشه؟ مگه اسراییل متحد استراتژیک آمریکا نیست؟ پس چه نیازی هست که اسراییل مواظب باشه که در واشنگتن اوضاع بر وفق مرادش هست یا نیست؟

موضوع اینه که اسراییلی‌ها خیلی بهتر از بقیه میدونند که از آمریکا باید استفاده کرد، اما نباید بش امید بست، چون اون‌ها دارند انگلستانی میشن. حتی اکثریت یهودیان غیرارتودکس آمریکا، ضدصهیونیسم هستند. تنها جامعه ضدخدا که با اسراییل مشکل نداره، چینی‌ها هستند. به این دلیل ساده که اون‌ها برنامه خداستیزی ندارند (مشکل‌شون با مسلمان‌ها هم امنیتیه. عمیق‌تر نیست). اونها فقط کافرند. اما غرب، هم کافره و هم پروژه داره.

یکی از داستان‌هایی که همه ما باورش کردیم این بود که اون‌ها به خاطر دو چیز چسبیده‌اند به خاورمیانه: نفت، و اسلحه!.. مورد اسلحه که یک جوک بود، چون سایز این صنعت اصلا در حدی نیست که بخواد دولت‌ها رو به تکاپو بندازه. اما در مورد نفت یک سوالی از خودتون بپرسید. از کارشناسان و صاحبنظران نپرسید. فقط از خودتون بپرسید. اگه دولت‌های غربی دخالتی در خاورمیانه نداشتند، وضعیت نفت بهتر و امن‌تر ازین نمی‌بود؟ اون‌هایی که سال‌ها در مغز ما فرو کردند که غربی‌ها اینجان تا نفت رو کنترل کنند، در واقع داشتند می‌گفتند دولت‌ها مصلحت‌اندیشی‌هایی برای نفت دارند که به ذهن بخش خصوصی نمی‌رسه!! و از قضا جواب هم داده و خیلی به نفع‌شون شده!! که هر دو افسانه‌ست.

پس اگه دلیلش نه نفته و نه اسلحه، چرا اینجان؟ چرا ول نمی‌کنند؟ چرا حتی دولت اوباما که نقشه راه سیاست خارجیش شیفت به سمت اقیانوس آرام و آسیای شرقی بود، باز هم ول‌کن نبود؟
آیا دلیلش یک ایدئولوژی نیست؟ این ایدئولوژیه که کاری به منفعت اقتصادی نداره. این ایدئولوژیه که هرمقدار خسارت مادی و جانی رو میتونه موجه ببینه.

مسلمانان یه بوهایی شنیدند، و نتیجه گرفتند که این یک جنگ صلیبیه! آدمی که هنوز در گذشته سیر می‌کنه، برای تهدیدات امروزی هم میره سراغ معادل‌های دیروزی. این ستیز، ستیز مسیحیان با خاورمیانه نبود. حتی اگه بوش بگه مسیح اومد به خوابم و گفت باید به عراق حمله کنیم، معنیش این نیست که مسیحیته که داره حمله می‌کنه. دوزاری مسلمانان کج بود. این جبهه خداستیز بود که داشت حمله می‌کرد. نه مسیحیت، و نه کفر.

وقتی نوشتم که دولت فرانسه نباید کاریکاتورها رو مینداخت رو ساختمون‌های دولتی و اگه اینکارو می‌کنه پروژه داره، گفتند چرا از مسلمانان دفاع می‌کنی! دوزاری‌ها همه کجه. دولت فرانسه حتی عرضه انتقاد از پیامبر رو نداره. چون اصلا براش مهم نیست که کجای اسلام درسته و کجاش نیست. فقط این براش اهمیت داره که یه عده نمیخوان سر خم کنند. اینکه دلیل سر خم نکردن‌شون یه سری اعتقادات پوسیده است هم، اهمیتی نداره.

مهم نیست که ادعاهای ارضی اسراییل برمبنای یه سری موهومات توراتیه. مهم اینه که سر خم نمی‌کنه. هدف اون‌ها این نیست که یهودیان برگردن به اروپا، یا اسراییل از نقشه حذف بشه. اون‌ها فقط میخوان اسراییل سر خم کنه‌. اون‌ها نمیخوان آخوندهای شیعه برگردن به نجف. نمیخوان جمهوری اسلامی حذف بشه. اون‌ها میخوان سر خم کنه. تا ما سر خم کنیم. برای همین مهمه که بدونیم فایق اومدن اون‌ها بر این‌ها، برد ما نیست‌.

هدف صرفا یکسان‌سازی دنیاست. همه گوسفندهایی باشند در یک مسیر مشخص، که توسط جانوران آکادمیک طراحی شده. فعلا، این ایدئولوژی‌های سیاسی خدامحور هستند که این یکسانی رو بهم میریزه. پس باید له‌شون کرد. اون‌ها میخوان یکسان نبودن، با درد زیاد همراه باشه. کاری ندارن که ما میخوایم جور متفاوتی از حکومت‌مون، گوسفند نباشیم، و یاغی باشیم.

یکی از جاهایی که مصداق فیزیکی وضعیت ما بود، شهرهای محاصره شده سوریه بود. نیروی هوایی روسیه هشدار میداد که اگه خارج نشید، هرکس که تو شهر بمونه رو جزئی از تروریست‌ها حساب می‌کنه. و بعد بمباران می‌کرد. در واقع بمب برای تروریست‌ها بود، اما مینداخت تا هم تروریسته کشته بشه هم اونی که تروریست نیست ولی حرف گوش نمیده!
ما ولی فقیه نمیخوایم. ولی ما رو به خاطر ولی‌فقیه تنبیه می‌کنند تا به خاطر چیز دیگه‌ای هم طغیان نکنیم.


https://t.me/anarchonomy/1635
6
مثل رأی لندن که تعیین می‌کنه چه کسانی در انگلستان برنده باشند، و رأی پاریس در فرانسه. و غیر از استثنائاهایی این هی تکرار میشه. هی انتخابات برگزار میشه و این مگاسیتی‌نشین‌ها به خارج شهری‌ها غلبه می‌کنند، و هی برگزار میشه و هی غلبه می‌کنند. که می‌رسیم به این نکته قشنگ: در واقع دیگه نیازی نیست انتخابات برگزار بشه؛ «حزب مرکزی» هر کسی رو معرفی کنه، شهر به همون رأی خواهد داد بی برو برگرد. یعنی درست مثل انتخابات در چین! به عبارتی اگه این مگاسیتی‌های غربی رو از جای خودشون بکنی و بیاری بهم دیگه بچسبونی، از لحاظ سیاسی و‌ ایدئولوژیک میشه یه چیزی مثل شانگهای! با این فرق که تو شانگهای رنگین‌پوست خیلی کمه، ولی در اون‌ها زیاده.
Anarchonomy
مثل رأی لندن که تعیین می‌کنه چه کسانی در انگلستان برنده باشند، و رأی پاریس در فرانسه. و غیر از استثنائاهایی این هی تکرار میشه. هی انتخابات برگزار میشه و این مگاسیتی‌نشین‌ها به خارج شهری‌ها غلبه می‌کنند، و هی برگزار میشه و هی غلبه می‌کنند. که می‌رسیم به این…
اصلی‌ترین دلیلم برای اینکه باور نکنم کرونا یک پروژه عمدی از طرف چین بود همینه که این ویروس بیشتر مگاسیتی‌های غربی رو فلج کرد، و چین هیچوقت نمیاد عمدا دود بزنه تو کندوهای کمونیستی دنیا.‌
بعضی شرکت‌ها تا توی قبر میرن، و برمیگردن. چندسال پیش صحبت این بود که اگه ای‌ام‌دی ورشکست بشه، اینتل بی‌رقیب خواهد شد و هرکاری دلش بخواد خواهد کرد. تو گزارش‌های مالی ای‌ام‌دی، «تو این سه ماهه اخیر ۲۰۰ میلیون دلار کمتر ضرر دادیم» خبر خوب محسوب می‌شد. اما حالا سی‌پی‌یوهای نسل زِن۳ ای‌ام‌دی نه تنها به ازای پولی که میدی هسته‌های بیشتری داره، بلکه پرفرمنس هر کدوم ازون هسته‌ها بهتر از هسته‌های اینتله! در واقع از آخرین‌ها و بهترین‌های اینتل هم بهتر! و همزمان کمی هم کمتر برق مصرف می‌کنه! و همزمان ارزان‌تر هم هست!
تا همین سه چهارسال پیش این نمودار بنچمارک رو کسی باور نمی‌کرد.
یکی از کارهایی که مدیریت انجام داد تشکیل دو گروه طراحی بود. گروه اول نسل ۲ رو ساخت، و گروه دوم نسل ۳. و حالا نسل ۴ دوباره میفته رو دوش گروه اول. و این دو گروه با همدیگه در یک مسابقه هستند تا بیشترین خروجی رو از معماری پردازنده بدست بیارن. یعنی به جای اینکه با اینتل رقابت کنند، اول با خودشون رقابت کردند.
در سالگرد اعتراضات آبان ۹۸، فکر می‌کنید مشابه این اعتراضات خشن باز هم رخ خواهد داد؟
Anonymous Poll
47%
بله، بسیار محتمله.
53%
خیر، بسیار بعیده.
Anarchonomy
در سالگرد اعتراضات آبان ۹۸، فکر می‌کنید مشابه این اعتراضات خشن باز هم رخ خواهد داد؟
ما ایرانی‌ها بیشتر در مورد زمان حال توافق نظر داریم. در مورد تفسیر گذشته و پیشگویی آینده دوقطبی هستیم.
دموکرات‌ها انقدر قبل از انتخابات گفتند ممکنه ترامپ نتیجه رو نپذیره که اگه تقلبی رخ نمیداد هم باز این شک ایجاد می‌شد که لابد دارن یه کاری می‌کنند که از اون موقع می‌دونستند نتیجه پذیرفته نمیشه! این پدیده‌ متداولیه که در اون برنامه‌ریزی یا پیش‌بینی یک واقعیت احتمالی، خودش منجر به ساخت واقعیت میشه.
نمونه‌های وطنی زیادی هم داریم. مثلا پیش‌بینی حکومت ازینکه مردم دقیقا سالگرد تقویمی اعتراضات رو برای تکرار اعتراضات انتخاب خواهند کرد، خودش منجر میشه به اینکه مردم فکر کنند بسیار محتمله در اون سالگرد تقویمی اتفاقی بیفته! و چون مردم فکر می‌کنند ممکنه اتفاقی بیفته، حکومت پیش‌بینی خودش رو تقویت می‌کنه.
می‌تونیم به این پدیده بگیم «لوپ پروپاگاندا».
Anarchonomy
خیلی وقت پیش در این پست نوشته بودم که سیاستمدار آمریکایی لزوما نباید تحت تأثیر تطمیع لابی شیعی یا یهودی باشه تا کاری انجام بده که ظاهرا به نفع اون طرفه. چون اینطور نیست که اون سیاستمدار یک ظرف خالی باشه که خارجی‌ها بیان پرش کنند. خودش افکار و عقایدی داره و…
آنارشیست‌های چپ، که شاخه آمریکایی‌شون الان دارن میگن فاک رپابلیکنس فاک دموکراتس، به اندازه آنارشیست‌های راست خواهان نابودی دولت‌ها هستند، اما ما نمی‌تونیم با اون‌ها به اتحاد برسیم؛ همیشه دشمن دشمن ما، نمیتونه دوست ما باشه. چون آنارشیست‌های چپ علاوه بر منحل کردن دولت، مالکیت رو هم منحل خواهند کرد. و انحلال مالکیت یعنی آغازِ پایانِ آزادی‌.
معماری مدرن به مرحله‌ای رسیده که دیگه ساختمان سالم و نوساز رو از ساختمانی که زیر بمباران هوایی بوده نمیشه تشخیص داد.
Anarchonomy
Photo
در این مطلب آماری در جملات توضیحی نمودارها عبارتی مثل «ما سیاهان..» دیده می‌شد. ما سیاهان هنوز انقدر کمتر درآمد داریم، ما سیاهان متوسط انقدر بچه داریم، بلا بلا. شما چنین عبارتی رو در بقیه مطالعات آماری نمی‌بینید. مثلا ممکنه بنویسند ترک‌تبارهای کانادا انقدر هزینه آموزش کردند پارسال. نمی‌نویسند «ما ترک‌ها انقدر هزینه کردیم».

داده‌های تفکیکی انتخابات ۲۰۲۰ عده‌ای رو سرگرم کرده. اما جز فاصله گرفتن لاتین‌تبارها از چپ، بقیه اطلاعاتش اهمیت چندانی نداره. مثلا اینکه زنان تحصیلکرده کمی بیشتر از چهار سال پیش به ترامپ رأی دادند، به خاطر وعده‌های دولتش درباره بازگشایی مدارس بود، و گرنه به صورت کلی زن تحصیلکرده همونیه که قبلا بود، و همچنان به شدت چپ میزنه.

هرچه دایره هویتی گشادتر میشه، توضیح رفتارها سخت‌تر میشه. لاتین‌تبار به خودش نمیگه لاتین، میگه کلمبیایی، یا ونزوئلایی.. «ما»ی کوچک‌تری داره، بنابراین راحت‌تر مانور میده، و ممکنه بگه من با این حزب حال نمی‌کنم، کاری ندارم بقیه لاتینی‌ها چیکار می‌کنند. اما «ما» سیاهان و زنان، خیلی بزرگه، و وقتی تو اون سیلو افتادی خود به خود میری پایین. بعد ممکنه کاری بکنی که خودت هم ندونی دقیقا چرا انجام میدی. اما چون کل سیلو داره انجام میده، تو هم انجام میدی.

ناسیونالیسم هم دقیقا همین ایراد رو داره. ده‌ها میلیون‌نفر میرن داخل یک سیلوی هویتی، و بعد کارهایی می‌کنند که نمی‌تونند توضیح بدن نفع فردی اون کار چیه براشون. مثلا چینی‌ها به خاطر یک اظهارنظر از یک سلبریتی کره‌ای دسته‌جمعی تصمیم میگیرن کالاهای کره‌‌جنوبی رو بایکوت کنند. ازشون بپرسی نفع کشور ازین کار چیه، حرف زیاد می‌زنند؛ ولی بپرسی نفع خودت و خانواده‌ت چیه، میمونه توش.
عطش دولت‌ها برای وصل کردن همه‌جا به همه‌جا، خیلی وقت‌ها گرون‌ تموم میشه، و خیلی وقت‌ها اصلا تموم نمیشه! کار در یه تیکه از پروژه اتوبان‌سازی در ویتنام که اعتبارش رو بانک توسعه آسیا تقبل کرده بود متوقف شد، چون پول نرسید! در بعضی مسیرها، وضعیت ازادراه تهران شمال بوجود اومده.
این اتوبان‌ها در ویتنام داستان جالبی داره. روال‌شون اینه که یک شرکت دولتی راه رو میسازه، بعد برای جمع‌آوری عوارض مناقصه میذاره تا شرکت‌های خصوصی این کارو انجام بدن. اون‌هام درست انجام نمیدن و کلی بدهی بالا اومده.‌ حالا تو این پروژه‌های اخیر کلا مناقصه خارجی برگزار نکردن تا چینی‌ها نتونند شرکت کنند، چون افکار عمومی نظر مثبتی به مشارکت چین نداره. اما ماشاء‌الله جذابیت پروژه انقدر بالاست که غیر از چینی‌ها هیچ‌کس نمیاد جلو، و لذا دست‌شون مونده تو پوست گردو!