Anarchonomy
انتخابات کنگره همیشه از انتخابات ریاستجمهوری اهمیت بیشتری داره تیموکراسی نوعی از حکومت بود که ارسطو میگفت در اون فقط کسانی که صاحب املاک و ثروتهای پایدار هستند میتونند منصب داشته باشند. این سوال رو هشت سال پیش یک وبلاگنویس پرسیده بود: «در ساحت سنتی سیاست…
بذارید سادهترش کنیم
در تیموکراسی صلاحیت فرد به قدرت رسیده، صرفا در داشتن یک متاع بود، که در اون زمان زمین بود؛ نه توانایی خاصی در درست اداره کردن مملکت. بنابراین کسی که یاد میگرفت که چطور اون متاع رو بدست بیاره، کسی بود که به قدرت میرسید. نه کسی که میدونست باید چطور حکومت رو اداره کرد. این درست شبیه وضعیت کنکور دانشگاههاست. کنکور برای اینه که تعیین کنه چه کسی صلاحیت درس خواندن در دانشگاه رو داره. اما کسی در کنکور موفق میشه که میدونه چطور باید در اون تست موفق شد، نه لزوما کسی که صلاحیت درس خوندن در دانشگاه رو داره. بنابراین کلاسها پر میشه از کسانی که در اون تست قوی هستند، نه در درس خوندن برای دانشگاه. در اون تست قوی بودن، یک داراییه. و دانشگاه جاییه که افرادی که اون دارایی رو دارند، از امکاناتش استفاده میکنند.
در تیموکراسی صلاحیت فرد به قدرت رسیده، صرفا در داشتن یک متاع بود، که در اون زمان زمین بود؛ نه توانایی خاصی در درست اداره کردن مملکت. بنابراین کسی که یاد میگرفت که چطور اون متاع رو بدست بیاره، کسی بود که به قدرت میرسید. نه کسی که میدونست باید چطور حکومت رو اداره کرد. این درست شبیه وضعیت کنکور دانشگاههاست. کنکور برای اینه که تعیین کنه چه کسی صلاحیت درس خواندن در دانشگاه رو داره. اما کسی در کنکور موفق میشه که میدونه چطور باید در اون تست موفق شد، نه لزوما کسی که صلاحیت درس خوندن در دانشگاه رو داره. بنابراین کلاسها پر میشه از کسانی که در اون تست قوی هستند، نه در درس خوندن برای دانشگاه. در اون تست قوی بودن، یک داراییه. و دانشگاه جاییه که افرادی که اون دارایی رو دارند، از امکاناتش استفاده میکنند.
محکومیت در فنلاند، چیز ترسناکی نیست. چون یا جریمه نقدی میدی، یا وارد یک زندان میشی که از لحاظ معماری و امکانات رفاهی و ایمنی، از سرپناه پنج میلیارد نفر از مردم زمین کیفیت بالاتری داره.
اما ذهن انسان نمیتونه خودش رو از محیطی که داخلش قرار گرفته بیرون بکشه. کسی که تو اون زندانه با تلقین روزانه اینکه «من دارم جایی که بهتر از سرپناه پنج میلیارد نفره زندگی میکنم» نمیتونه سختی زندان رو کاهش بده. اون خودش رو با بقیه فنلاندیها مقایسه میکنه، نه با حلبیآبادنشینهای هند. و این خیلی زور داره که به خاطر نوشتن یک جمله، آزادیت رو بگیرند. حتی اگه یک جمله احمقانه باشه. نه تنها آزادی نوشتن جملات مشابه رو بگیرند، بلکه به عنوان مجازات، بقیه آزادیهات رو بگیرند. اگه من اونجا بودم و چنین کاری بام میکردند، انقدر رادیکال میشدم که ممکن بود دست به کارهای خطرناکی بزنم.
https://t.me/darfanland/1244
اما ذهن انسان نمیتونه خودش رو از محیطی که داخلش قرار گرفته بیرون بکشه. کسی که تو اون زندانه با تلقین روزانه اینکه «من دارم جایی که بهتر از سرپناه پنج میلیارد نفره زندگی میکنم» نمیتونه سختی زندان رو کاهش بده. اون خودش رو با بقیه فنلاندیها مقایسه میکنه، نه با حلبیآبادنشینهای هند. و این خیلی زور داره که به خاطر نوشتن یک جمله، آزادیت رو بگیرند. حتی اگه یک جمله احمقانه باشه. نه تنها آزادی نوشتن جملات مشابه رو بگیرند، بلکه به عنوان مجازات، بقیه آزادیهات رو بگیرند. اگه من اونجا بودم و چنین کاری بام میکردند، انقدر رادیکال میشدم که ممکن بود دست به کارهای خطرناکی بزنم.
https://t.me/darfanland/1244
«یک روز داستان اینکه چطور از مهلکهای که توش بودی به سلامت بیرون اومدی رو تعریف میکنی و این دستورالعمل نجات یه آدم دیگه میشه».
اینکه بدن ما پس از مرگ، خوراک حشرات میشه یا در تشبیهات متداول شاعرانه، خاکی میشه که ازش لاله میروید و مانندها، نمادیه ازین حقیقت که گذشتگان توسط آیندگان مصرف میشوند. یکی از فلاکتی که بر تو گذشت استفاده میکنه تا خودش بش دچار نشه. یعنی تو مصرف میشی، تا اون بش دچار نشه.
و این در مورد مجموعه انسانها هم صادقه. چیزهای زیادی در زندگی ما هشتاد و اندی میلیون ایرانی هست، که در آیندهای که نمیدونیم کجاست، تکرار نخواهد شد. ما داریم مصرف میشیم تا اونها، مسیر دیگهای رو انتخاب کنند. و چیزهایی در زندگی تعدادی از ما هست که کسی در آینده تکرارش خواهد کرد، تا دوره تاریکتری رو تحمل کنه.
اینکه بدن ما پس از مرگ، خوراک حشرات میشه یا در تشبیهات متداول شاعرانه، خاکی میشه که ازش لاله میروید و مانندها، نمادیه ازین حقیقت که گذشتگان توسط آیندگان مصرف میشوند. یکی از فلاکتی که بر تو گذشت استفاده میکنه تا خودش بش دچار نشه. یعنی تو مصرف میشی، تا اون بش دچار نشه.
و این در مورد مجموعه انسانها هم صادقه. چیزهای زیادی در زندگی ما هشتاد و اندی میلیون ایرانی هست، که در آیندهای که نمیدونیم کجاست، تکرار نخواهد شد. ما داریم مصرف میشیم تا اونها، مسیر دیگهای رو انتخاب کنند. و چیزهایی در زندگی تعدادی از ما هست که کسی در آینده تکرارش خواهد کرد، تا دوره تاریکتری رو تحمل کنه.
دو کاری که دو نفر باید انجام بدهند، اما انجام نخواهند داد
بایدن:
۱- باید مالیاتها رو همونقدری که وعده داده بود افزایش بده، و حتی بیشتر. مردمی که به کسی رأی میدن که به دوربین زل میزنه و میگه من خیلی بیش ازینها اموالتون رو ازتون خواهم قاپید، باید از لحاظ مالیاتی به صلابه کشیده بشن.
اما این کار رو نخواهد کرد، یا حداقل با حرارت زیادی انجام نخواهد داد. چون پروژهای که بانکهای مرکزی به بهانه کرونا اجرا کردند، قبح چاپ تریلیاردی پول رو ریخت، و دولتها جسارت بیشتری خواهند داشت که اگه منابع مالیاتی جواب نداد، خیلی راحت از پرینتر استفاده کنند و بار بدهی رو بندازن رو دوش نسلهای آینده.
۲- باید یک جنگ راه بندازه، هرجا که شد. مردمی که به کسی رأی میدن که نیم قرنه در دستگاه قدرت منصب داره و در طول این نیم قرن یا به جنگها رأی داده یا اجراشون کرده، باید پسرانشون جلوی گلوله فرستاده بشن.
اما این کار رو نخواهد کرد. چون این ماشین جنگی با همه بزرگی، تنهایی نمیجنگه. و در زمانه فعلی دیگه نه اروپا، اروپاست، نه اعراب، اعراب سابقند. شانس اینکه بشه این به اصطلاح متحدین رو یه جا جمع کرد، داره روز به روز کمتر میشه. فارغ ازینکه چه کسی ساکن کاخ سفید باشه.
خامنهای:
۱- باید با سرعت یوزپلنگ به تشکیلات هستهای اضافه و فاصله تا بمب رو کمتر کنه، و اگه مزاحمتی ایجاد نشد حداقل سه کلاهک رو تا شش ماه آینده آماده کنه. به کشوری که مردمش به سازش با یاغیگری شیعی رأی میدن، نباید مجال داد.
اما این کار رو انجام نخواهد داد، یا حداقل نه با این سرعت و جدیت. چون نمیخواد «دوستان دموکرات» رو هم ناامید کنه. جمهوریاسلامی برنامه هستهای رو به شکل یک ابزار امتیازگیر میبینه، نه یک سلاح تضمینکننده. چون واقعیت هم همینه که ضمانتی ایجاد نخواهد کرد.
۲- به محض شل شدن تحریمهای غیرکنگرهای، و آزادسازی پولهای بلوکهشده، یک جنگ نیابتی فول سایز به اسراییل تحمیل کنه، که همزمان سه جبهه سوریه، لبنان و فلسطین رو شامل بشه. کشوری که مردمش قاتلان سلیمانی رو میذارن کنار و به دلواپسان سلیمانی رأی میدن، باید تحت فشار گرفتن متحدانش رو تماشا کنه.
اما این کار رو انجام نخواهد داد، یا حداقل نه با این ابعاد. چون از یک طرف پوتین اصلا از یک شلوغبازی دیگه استقبال نخواهد کرد، و از یک طرف اماراتیها منتظر بهانهاند تا به توافقات سیاسی تجاریشون با اسراییل، یک توافق نظامی هم اضافه کنند.
بایدن:
۱- باید مالیاتها رو همونقدری که وعده داده بود افزایش بده، و حتی بیشتر. مردمی که به کسی رأی میدن که به دوربین زل میزنه و میگه من خیلی بیش ازینها اموالتون رو ازتون خواهم قاپید، باید از لحاظ مالیاتی به صلابه کشیده بشن.
اما این کار رو نخواهد کرد، یا حداقل با حرارت زیادی انجام نخواهد داد. چون پروژهای که بانکهای مرکزی به بهانه کرونا اجرا کردند، قبح چاپ تریلیاردی پول رو ریخت، و دولتها جسارت بیشتری خواهند داشت که اگه منابع مالیاتی جواب نداد، خیلی راحت از پرینتر استفاده کنند و بار بدهی رو بندازن رو دوش نسلهای آینده.
۲- باید یک جنگ راه بندازه، هرجا که شد. مردمی که به کسی رأی میدن که نیم قرنه در دستگاه قدرت منصب داره و در طول این نیم قرن یا به جنگها رأی داده یا اجراشون کرده، باید پسرانشون جلوی گلوله فرستاده بشن.
اما این کار رو نخواهد کرد. چون این ماشین جنگی با همه بزرگی، تنهایی نمیجنگه. و در زمانه فعلی دیگه نه اروپا، اروپاست، نه اعراب، اعراب سابقند. شانس اینکه بشه این به اصطلاح متحدین رو یه جا جمع کرد، داره روز به روز کمتر میشه. فارغ ازینکه چه کسی ساکن کاخ سفید باشه.
خامنهای:
۱- باید با سرعت یوزپلنگ به تشکیلات هستهای اضافه و فاصله تا بمب رو کمتر کنه، و اگه مزاحمتی ایجاد نشد حداقل سه کلاهک رو تا شش ماه آینده آماده کنه. به کشوری که مردمش به سازش با یاغیگری شیعی رأی میدن، نباید مجال داد.
اما این کار رو انجام نخواهد داد، یا حداقل نه با این سرعت و جدیت. چون نمیخواد «دوستان دموکرات» رو هم ناامید کنه. جمهوریاسلامی برنامه هستهای رو به شکل یک ابزار امتیازگیر میبینه، نه یک سلاح تضمینکننده. چون واقعیت هم همینه که ضمانتی ایجاد نخواهد کرد.
۲- به محض شل شدن تحریمهای غیرکنگرهای، و آزادسازی پولهای بلوکهشده، یک جنگ نیابتی فول سایز به اسراییل تحمیل کنه، که همزمان سه جبهه سوریه، لبنان و فلسطین رو شامل بشه. کشوری که مردمش قاتلان سلیمانی رو میذارن کنار و به دلواپسان سلیمانی رأی میدن، باید تحت فشار گرفتن متحدانش رو تماشا کنه.
اما این کار رو انجام نخواهد داد، یا حداقل نه با این ابعاد. چون از یک طرف پوتین اصلا از یک شلوغبازی دیگه استقبال نخواهد کرد، و از یک طرف اماراتیها منتظر بهانهاند تا به توافقات سیاسی تجاریشون با اسراییل، یک توافق نظامی هم اضافه کنند.
Anarchonomy
دو کاری که دو نفر باید انجام بدهند، اما انجام نخواهند داد بایدن: ۱- باید مالیاتها رو همونقدری که وعده داده بود افزایش بده، و حتی بیشتر. مردمی که به کسی رأی میدن که به دوربین زل میزنه و میگه من خیلی بیش ازینها اموالتون رو ازتون خواهم قاپید، باید از لحاظ…
این رو یادم رفت به عنوان پیوست اضافه کنم:
«البته در خاورمیانه هر گاوی ممکنه هر آن زایمان کنه».
«البته در خاورمیانه هر گاوی ممکنه هر آن زایمان کنه».
اگه ناله خودروساز نامربوطه، ناله از خودروساز نامربوطتره. به عنوان قانونگذار یا واردات خودروی نو و دستدوم رو آزاد کنید، که هم نمیتونید و هم نمیخواهید، یا ساکت باشید.
مثل اینه که کسی که گربه تو خونه داره هرروز ناله کنه که مبلهام رو خراب کرد! خب یا نگهش دار و تحملش کن، یا بفرستش بره.
https://t.me/MAJALLEH_KHODRO/59145
مثل اینه که کسی که گربه تو خونه داره هرروز ناله کنه که مبلهام رو خراب کرد! خب یا نگهش دار و تحملش کن، یا بفرستش بره.
https://t.me/MAJALLEH_KHODRO/59145
Telegram
مجله خودرو
🔴 پرشیای ۲۰میلیونی شده ۳۰۰میلیون بازهم ناله میکنند که ایرانخودرو ضرر میدهد!
- چرا خودرویی که ۱۰۰درصد داخل کشور تولید میشود را به افزایش قسمت ارز ربط میدهند و ۷۰۰میلیون در بازار آزاد میفروشند؟!
- انتقادات عضو هیات رییسه مجلس به بازی مسئولان با بازار…
- چرا خودرویی که ۱۰۰درصد داخل کشور تولید میشود را به افزایش قسمت ارز ربط میدهند و ۷۰۰میلیون در بازار آزاد میفروشند؟!
- انتقادات عضو هیات رییسه مجلس به بازی مسئولان با بازار…
دلسردی بخشی از جامعه ایران که مخالف اساس نظامه، از شکست ترامپ، به طرز فجیعی احمقانهست. این رو منی دارم میگم که سالهاست از هر نوع تحریم ایران دفاع کردهام، با وجود همه ژستهای اخلاقی که جلوم گرفتند. و ما در این کشور، این حد از حماقت رو نرمالایز کردهایم. دلیل حمایت من از تحریم، از ابتدا این بوده که هر نوع حدگذاری برای گسترش پیدا کردن ویروس جمهوری اسلامی در منطقه، یک اولویت اخلاقیه. چون خودمون رو در ساختمان آتشگرفتهای میبینم که اولویت ایزوله کردن این آتش از ساختمانهای مجاوره، و گرنه پلن نجاتی برای خودمون وجود نداره. همین. هیچوقت پیشفرضم این نبوده که اگه تحریم شدت بگیره، این اراذل رامتر خواهند شد یا مثلا سیستم سقوط خواهد کرد یا چنان چیزی. کسانی که این فکرها در سرشون هست، از یک طرف دچار «عصبانیت بدردنخور» هستند، که قبلا دربارهش نوشتم، و از طرفی تحت تأثیر اپوزیسیون قلابی هوچیباز! و گرنه انسانی که کر و کور نیست میدونه که در طول چهار سال گذشته کوچکترین خطری خود حاکمان ما رو تهدید نکرد. اونها همچنان سرجاشون هستند. چه با نفت ۱۲۰ دلاری، چه با نفت ۲۰ دلاری که پولش دریافتکردنی نیست! این ما بودیم که گلوله خوردیم، این ما بودیم که خودسوزی کردیم، این ما بودیم که سیصد درصدی فقیرتر شدیم، این ما بودیم که گرفتارتر شدیم.. حتی کرونا هم اونها رو نکشت، و فقط ما رو داره میکشه!
حتی این ذهنیت که ترامپ قلدر بود، محصول موفق پروپاگاندای رسانههاست. چطور قلدر بود وقتی جنگ راه ننداخت، با طالبان صلح کرد و نیروهاش در منطقه رو کشید بیرون؟ قلدر اون قبلیها بودند که لیبی رو به جهنم تبدیل کردند، و به هیچکس توضیح ندادند چرا، و الان دوباره به کاخسفید برگشتند. رسانهها معانی کلمات، معانی صفات، معانی سیاستها.. همه چی رو وارونه کردهاند. هم قلدرپنداری ترامپ، ناشی از اجاره دادن مغز به رسانههاست، هم امیدبستن به اون قلدر فرضی برای تنبیه آخوندهای شیعه!
اما، با وجود این حجم از حماقت، خبر خوب دقیقا یأسیه که از شکست ترامپ بوجود اومد. مردم ما، «باید» از همهچیز و همهطرف ناامید بشن تا بتونند کاری برای خودشون بکنند. ناامیدی برای انجام حرکتهای موثر کافی نیست، ولی به شدت لازمه. باید هر نوع امیدی که تا الان وجود داشته، تخلیه بشه، طوری که رادیاتورها رو هواگیری میکنند. چون تا وقتی هوا توش هست، گرم نمیشه.
حتی این ذهنیت که ترامپ قلدر بود، محصول موفق پروپاگاندای رسانههاست. چطور قلدر بود وقتی جنگ راه ننداخت، با طالبان صلح کرد و نیروهاش در منطقه رو کشید بیرون؟ قلدر اون قبلیها بودند که لیبی رو به جهنم تبدیل کردند، و به هیچکس توضیح ندادند چرا، و الان دوباره به کاخسفید برگشتند. رسانهها معانی کلمات، معانی صفات، معانی سیاستها.. همه چی رو وارونه کردهاند. هم قلدرپنداری ترامپ، ناشی از اجاره دادن مغز به رسانههاست، هم امیدبستن به اون قلدر فرضی برای تنبیه آخوندهای شیعه!
اما، با وجود این حجم از حماقت، خبر خوب دقیقا یأسیه که از شکست ترامپ بوجود اومد. مردم ما، «باید» از همهچیز و همهطرف ناامید بشن تا بتونند کاری برای خودشون بکنند. ناامیدی برای انجام حرکتهای موثر کافی نیست، ولی به شدت لازمه. باید هر نوع امیدی که تا الان وجود داشته، تخلیه بشه، طوری که رادیاتورها رو هواگیری میکنند. چون تا وقتی هوا توش هست، گرم نمیشه.
- معلم سابقمون رو که حالا مشاور املاکه و خیلی بیشتر از زمان معلمی پول درمیاره رو دیدم که لاغر و نحیف شده و اما با حرارت داشت به یکی دیگه میگفت فرانسه باید چه بکنه یا نکنه در مورد آزادی بیان. نشنیدم چه فتوایی داد، فقط «فرانسه باید..» شنیدم. فکر کنم سرطان گرفته چون آدم زاهدی نبود که بخواد انقدر لاغر باشه. چرا وقتی آدم داره دوره شیمیدرمانی، یا هرچیز گوشتآبکن دیگهای رو میگذرونه، باید به اوضاع فرانسه فکر کنه؟ درستش این نبود که یه ویلا تو شمال بخره و این دم آخری یکم نزدیکتر باشه به طبیعت؟ چرا برای خودشون زندگی نمیکنند؟
- جلوی ساختمان دادگاههای شهر، آدمهایی نشستهاند که انگار غذا نمیخورند. قبلا فرهاد جعفری با نگاه کردن به مردمی که به ادارات مراجعه میکنند نتیجه گرفته بود که کهنگی کفشها بیشتر شدهاند، و این برای چندسال پیش بود. الان میشه گفت کار از کفش گذشته و به تغذیه رسیده. اینکه چرا اینهایی که انگار به اندازه کافی غذا نمیخورند جلوی دادگاهها بیشتر دیده میشن، آدم رو مشکوک میکنه که آیا ممکنه کم خوردن و بد خوردن، درگیریهای حقوقی آدم رو بیشتر کنه؟ آدم ضعیف باید تا جایی که میتونه خودش رو از درگیری حقوقی و دستگاههای حکومتی دور نگهداره، مخصوصا در سیستمی که تا مغز استخوان فاسده و توش شانسی نداره. اما انگار برعکسه. شاید آدمی که خوب غذا نمیخوره درست فکر نمیکنه. البته نزاکت اجتماعی اجازه نمیده به کسی بگی: اگه ویتامین کافی به بدنت میرسید دعوا رو به اینجا نمیکشوندی!
- از جایی که ایستاده بودم کل شهر معلوم بود. دونفر آدم میانسال که انگار فقط دو سه سال به بازنشستگیشون مونده بود و مشغله ذهنیشون این بود که کجا زمین بخرند، هم اونجا بودند. یکیشون که حیرتزده از تراکم ساختمانها نزدیک بود بگه «چقدر نسبت به وقتی بیست سالم بود و میاومدم اینجا وسیعتر شده»، فرصت رو به اون یکی داد و اونهم گفت «اینهمه آدم رو چجوری اداره میکنند؟». و این یکی با پوزخند جواب داد «خب اداره نمیکنند اصلا». و اون یکی با تکان دادن سر به نشانه تأسف تأییدش کرد.
ازینکه جمعیت هنگفتی از مردم رها باشند، استرس میگیرند. البته کاملا رها نیستند، ولی نسبت به خیلی از جوامع متمدن، رها به نظر میرسند. گویی ثابت شده که خدایی وجود نداره، یا اگه وجود داره کنترلی نداره، و یا اگه کنترلی داره، موثر نیست! اگه کنترل دولتی نباشه، نتیجه میگیرند که مطلقا کنترلی در پهنه هستی وجود نداره. و اگه مطلقا کنترلی در پهنه هستی وجود نداشته باشه، طبیعتا باید ترسید.
- جلوی ساختمان دادگاههای شهر، آدمهایی نشستهاند که انگار غذا نمیخورند. قبلا فرهاد جعفری با نگاه کردن به مردمی که به ادارات مراجعه میکنند نتیجه گرفته بود که کهنگی کفشها بیشتر شدهاند، و این برای چندسال پیش بود. الان میشه گفت کار از کفش گذشته و به تغذیه رسیده. اینکه چرا اینهایی که انگار به اندازه کافی غذا نمیخورند جلوی دادگاهها بیشتر دیده میشن، آدم رو مشکوک میکنه که آیا ممکنه کم خوردن و بد خوردن، درگیریهای حقوقی آدم رو بیشتر کنه؟ آدم ضعیف باید تا جایی که میتونه خودش رو از درگیری حقوقی و دستگاههای حکومتی دور نگهداره، مخصوصا در سیستمی که تا مغز استخوان فاسده و توش شانسی نداره. اما انگار برعکسه. شاید آدمی که خوب غذا نمیخوره درست فکر نمیکنه. البته نزاکت اجتماعی اجازه نمیده به کسی بگی: اگه ویتامین کافی به بدنت میرسید دعوا رو به اینجا نمیکشوندی!
- از جایی که ایستاده بودم کل شهر معلوم بود. دونفر آدم میانسال که انگار فقط دو سه سال به بازنشستگیشون مونده بود و مشغله ذهنیشون این بود که کجا زمین بخرند، هم اونجا بودند. یکیشون که حیرتزده از تراکم ساختمانها نزدیک بود بگه «چقدر نسبت به وقتی بیست سالم بود و میاومدم اینجا وسیعتر شده»، فرصت رو به اون یکی داد و اونهم گفت «اینهمه آدم رو چجوری اداره میکنند؟». و این یکی با پوزخند جواب داد «خب اداره نمیکنند اصلا». و اون یکی با تکان دادن سر به نشانه تأسف تأییدش کرد.
ازینکه جمعیت هنگفتی از مردم رها باشند، استرس میگیرند. البته کاملا رها نیستند، ولی نسبت به خیلی از جوامع متمدن، رها به نظر میرسند. گویی ثابت شده که خدایی وجود نداره، یا اگه وجود داره کنترلی نداره، و یا اگه کنترلی داره، موثر نیست! اگه کنترل دولتی نباشه، نتیجه میگیرند که مطلقا کنترلی در پهنه هستی وجود نداره. و اگه مطلقا کنترلی در پهنه هستی وجود نداشته باشه، طبیعتا باید ترسید.
از دهه هشتاد به اینطرف دموکراتها هر انتخاباتی رو که باختند نظرشون این بوده که ازشون دزدیده شد! حالا جمهوریخواهان هم پیرهن عثمان خودشون رو دارند تا مدتی ازش استفاده کنند. این خلافکاریها بیشتر در حد قتل عثمانه، تا قتل حسین. وقتی عثمان رو کشتند امویان به علویان گفتند «خیلی کار بدی کردی»، و علویان به امویان گفتند «خودت خیلی کار بدی کردی». و بعد که دعوا خوابید، بهم دختر دادند و پسر دادند و تموم شد رفت. برای همین الان کسی برای عثمان اربعین نمیگیره.
معمولا این توجیه رو میارن که «خب بیکاریم، چی ببینیم؟».
مثل اینه که وارد سلول انفرادی یک زندانی بشی و ببینی سرش رو کرده تو کاسه توالت! و بپرسی چرا همچی میکنی؟ و بگه تو یک سلول سه در چهار چه کار دیگهای میشه کرد؟
آدم مسئولیتپذیر، اول از همه باید مسئولیت مراقبت از ذهنش رو به عهده بگیره، بعد بره سراغ بقیه مسائل. «چون حوصلم سر رفت» بیشتر ازینکه قساوت زندانبان رو نشون بده که جایی قرارت داده که حوصلهسربره، نشون میده که میلی برای مراقبت از مغزت نداری.
مثل اینه که وارد سلول انفرادی یک زندانی بشی و ببینی سرش رو کرده تو کاسه توالت! و بپرسی چرا همچی میکنی؟ و بگه تو یک سلول سه در چهار چه کار دیگهای میشه کرد؟
آدم مسئولیتپذیر، اول از همه باید مسئولیت مراقبت از ذهنش رو به عهده بگیره، بعد بره سراغ بقیه مسائل. «چون حوصلم سر رفت» بیشتر ازینکه قساوت زندانبان رو نشون بده که جایی قرارت داده که حوصلهسربره، نشون میده که میلی برای مراقبت از مغزت نداری.
سال ۱۹۹۰ نزدیک ۴۴ درصد خانوادههای سیاهپوست آمریکا، سرپرست خانوار یک زن تنها و بدون شوهر بوده. و میانگین درآمدی که داشته ماهی فقط هزار دلار بوده، یعنی کمتر از نصف درآمد خانواده نرمال.
بچههایی که تو اون خونهها بودن الان سی سالشونه.
بچههایی که تو اون خونهها بودن الان سی سالشونه.
Anarchonomy
یه ماشینی هست که هرچی بیشتر تو باکش بنزین میریزی کمتر راه میره. اگه کسی اصرار کنه که بیشتر بریزیم، میشه گفت طرف جنون داره! دولتپرستی تنها اختلال روانیه که نه براش دارو تجویز میکنند نه طرف رو میبرن تیمارستان نه حتی مشاوره میدن بش.
هرچی دولت بزرگتر میشه، آزادیها محدودتر میشن. و ایرانیها یه دولت خیلی بزرگتر و قویتر میخوان. پیدا کنید پرتقالفروش خبیث را.
- ببین بچهجان این ماکارانی و اینها که جمع میکنی ذخیره کنی دوای دردت نیست. اینا تموم میشه بالاخره. تو باید از ویروس دور بشی. اینم بگم ویروس، این کرونا و اینها که میگن نیست. ویروس خود آدمیزاده. باید تا میتونی دوری ذخیره کنی.
- نه حاج آقا، ذخیره که نیست.. مصرفمونه، تنبلیم میاد بیام دونه دونه بخرم. فرمودی چی ذخیره کنم؟
- دوری.
- دوری رو هم میشه ذخیره کرد؟
- آره. چجوری الان دو تا ازین جنس میخری سه تا ازون بعد میگی لابد کم میاد، بذار یکی دیگه بردارم.. دوری هم اینجوری جمع کن. بگو من انقدر ازین بابا دورم، کمه، بذار دورتر شم. ازون یکی بابا هم انقد دورم، بذار ازینم دورتر شم. بعد همه این دوریها رو جمع کن رو هم. اینجوری سالم میمونی.
- بله. چشم.
- نه حاج آقا، ذخیره که نیست.. مصرفمونه، تنبلیم میاد بیام دونه دونه بخرم. فرمودی چی ذخیره کنم؟
- دوری.
- دوری رو هم میشه ذخیره کرد؟
- آره. چجوری الان دو تا ازین جنس میخری سه تا ازون بعد میگی لابد کم میاد، بذار یکی دیگه بردارم.. دوری هم اینجوری جمع کن. بگو من انقدر ازین بابا دورم، کمه، بذار دورتر شم. ازون یکی بابا هم انقد دورم، بذار ازینم دورتر شم. بعد همه این دوریها رو جمع کن رو هم. اینجوری سالم میمونی.
- بله. چشم.
بعضیها ازینکه عبارت جانوران آکادمیک رو باب کردم ناراحتند. اما این نقشه نشون میده چرا به این عبارت احتیاج داریم. این نقشه چیزیه که جانور آکادمیک بودن تعداد زیادی آدم بوجود میاره. یک آکواریوم قبیلهای که توش فقط پژواک صدای خودشون رو میشنوند.
در تناقضی عبرتآموز، همین شهر که یه روزی مرکز انگلستانستیزی بود، امروز کانون طالبان انگلستانه. دعوای اونجا، دعوای چپ و راست نیست، این حرفها رو باور نکنید. راستی وجود نداره دیگه. دعوا بین انگلستانی شدن، و نشدنه. یعنی دعوای بین شمال و جنوب. هرچیزی که اینها میخوان در راستای تبدیل آمریکا به بریتانیاست: بدون اسلحه، بدون قانون اساسی ثابت، آزادی بیان محدود شده، بیمه همگانی، دولت بزرگ و همهکاره، کنترل بدون نقطه کور، کارشناسسالاری، جامعه آتئیست، شهروند صغیر، و خیلی از جزییات مرتبط به تک تک اینها. و طرف مقابل داره کجدار و مریز مقاومت میکنه. سفیدها دارند از جبهه مقاومت جدا میشن، و لاتینتبارها دارند بش اضافه میشن. چون این جنوبیها هستند که بیشترین عدم تطبیق رو با انگلستانیزاسیون دارند. و اصلیترین نهاد که وظیفه خودش رو نابودی محور مقاومت و عقب راندن جنوب میدونه، دانشگاهه.
https://t.me/yengehnevis/642
در تناقضی عبرتآموز، همین شهر که یه روزی مرکز انگلستانستیزی بود، امروز کانون طالبان انگلستانه. دعوای اونجا، دعوای چپ و راست نیست، این حرفها رو باور نکنید. راستی وجود نداره دیگه. دعوا بین انگلستانی شدن، و نشدنه. یعنی دعوای بین شمال و جنوب. هرچیزی که اینها میخوان در راستای تبدیل آمریکا به بریتانیاست: بدون اسلحه، بدون قانون اساسی ثابت، آزادی بیان محدود شده، بیمه همگانی، دولت بزرگ و همهکاره، کنترل بدون نقطه کور، کارشناسسالاری، جامعه آتئیست، شهروند صغیر، و خیلی از جزییات مرتبط به تک تک اینها. و طرف مقابل داره کجدار و مریز مقاومت میکنه. سفیدها دارند از جبهه مقاومت جدا میشن، و لاتینتبارها دارند بش اضافه میشن. چون این جنوبیها هستند که بیشترین عدم تطبیق رو با انگلستانیزاسیون دارند. و اصلیترین نهاد که وظیفه خودش رو نابودی محور مقاومت و عقب راندن جنوب میدونه، دانشگاهه.
https://t.me/yengehnevis/642
Telegram
ینگهنویس
درصد آرا در شهرهای اطراف بوستون که یکی از مهمترین قطبهای علمی دنیاست جالب است. کمبریج- محل دانشگاه هاروارد و ام ای تی- بالای ۹۱ درصد به بایدن رای دادهاند. تصور کنید کسی تمام عمرش را در این محیط سپری کرده باشد طبیعی است که وجود نزدیک به ۷۰ میلیون طرفدار…
اوضاع صنعت دوربینهای عکاسی اصلا خوب نیست، مخصوصا با شرایطی که کرونا ایجاد کرده، که نشون داد چقدر از فروش دوربینها وابسته به مسافرت بوده! چیزی که ازش باخبر بودیم اما نمیدونستیم انقدر! ولی وضع نیکون به مراتب بدتر از بقیهست. در آخرین گزارش مالی گفتند تا انتهای سال مالی بعدی ۶۵ درصد فروش به مشتریانی که عکاسی رو حرفهای و تفریحی دنبال میکنند اختصاص پیدا میکنه، در حالی که این عدد چهار سال پیش ۳۰ درصد بود! و این یعنی تبدیل برند نیکون به برندی مثل لایکا! با این فرق که لایکا با سبک آلمانی اداره میشه و اونا شرکتهای کوچک لاکژریساز رو بهتر اداره میکنند (هرچند که مالکیتش افتاد دست لاشخورهای والاستریت). نیکون زیر سایه بانکها اداره میشه، و اگه سه سال متوالی ضرر بده یه بلایی سرش خواهند آورد، با اینکه سالها بشون سودی بیشتر از نرخ بهره ژاپن داد.
نیکون چوب حسابدارهای خودش رو خورد که شرکتی که با هنر و تکنولوژی سر و کار داره رو مثل شرکتی که شامپو تولید میکنه اداره کردند، و چوب بازاریابهای خودش که نتونستن از پس شستشوی مغزی مشتریان جهانی توسط سونی و کنون بربیان.
پایان نیکون، دنیا رو به جای کسلکنندهتری تبدیل میکنه.
نیکون چوب حسابدارهای خودش رو خورد که شرکتی که با هنر و تکنولوژی سر و کار داره رو مثل شرکتی که شامپو تولید میکنه اداره کردند، و چوب بازاریابهای خودش که نتونستن از پس شستشوی مغزی مشتریان جهانی توسط سونی و کنون بربیان.
پایان نیکون، دنیا رو به جای کسلکنندهتری تبدیل میکنه.
اومد بگه انتخاب ایکس و ایگرگ در آنسوی کره زمین، #گله_گاو اینجا رو به حلقه فضلا و حکما تبدیل نمیکنه؛ و در بر همان پاشنه میچرخد. اما حالت ایدهالش برای کشورداری اینه که بودجه بیشتری صرف خرید محصولات کشاورزان بشه!
میشه گفت: کنایهاش خوب است، ولی مردهشور منظورش را ببرند!
میشه گفت: کنایهاش خوب است، ولی مردهشور منظورش را ببرند!
❤3