Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
کانال یوتیوب بیزینس اینسایدر یه سری ویدئو داره درباره اینکه چرا بعضی از اجناس گران‌قیمت، گران‌قیمتند (که در همه موارد کمیابی، دلیل اصلیه. آبویسلی)، و اندفعه رفته سراغ فرش ایرانی. و با یک فروشنده فرش صحبت می‌کنه که میگه با این وضع پونزده سال آینده دیگه اثری ازین هنر باقی نخواهد موند، چون نسل جدید دیگه تن به فرشبافی نمیده. مخصوصا اینکه به نسبت قیمت فرش، پول کمی گیرش میاد.

تو کامنت‌ها دچار این سوء تفاهم شدن که چون پول کمی گیرشون میاد نمیرن سراغش، پس مرگ بر کاپیتالیسم! اما پسره منظورش این نبود که چون این پولی که گیرشون میاد در حدی نیست که بخوان به خاطرش دچار آرتروز و دیسک کمر بشن، سراغش نمیرن. منظورش این بود که: پول کمی گیرشون میاد، اما به هرحال به خاطر مشقتی که داره سراغش نمیرن. این دوتا خیلی با هم فرق داره. موضوع اینه که اگه بافنده سهم بالایی از قیمت فروش رو به دست می‌آورد هم باز این مشکل انتقال بین نسلی وجود داشت. یک دختر در گذشته‌های ایران، مجبور بود فرش ببافه، چون زور بالاسرش بود، و مجبور بود به بقیه یاد بده. اگه این چماق خانوادگی وجود نداشت، الان درباره اینکه ۱۵ سال بعد چی میشه صحبت نمی‌کردیم، چون خیلی قبل‌تر داستانش تمام شده بود. از زنانی که ماشین‌ظرفشویی رو واجب‌تر از ماشین لباسشویی می‌دونند نمی‌تونی توقع داشته باشی مفاصل‌شون رو به خاطر یک فرش از بین ببرند، حتی اگه خریدار جهانی صاف بیاد از خودشون بخره و اسکناس بیاره.


https://youtu.be/-ECqbfX0IUA
یکی از معایب همیشگی کولرهای گازی خانگی در برابر سیستم‌های تهویه این بود که هوای داخل خونه رو دائم به چرخش در میارن و خنک می‌کنند، و ازونجایی که نباید گذاشت این سرما هدر بره، همه پنجره‌ها و منافذ رو می‌بندند، که خود این باعث میشه سطح دی‌اکسیدکربن اتاق بالا بره و روی سلامت افراد اثر منفی بذاره. حالا شرکت دایکین میخواد به کولر گازی معمولی یک لوله تهویه اضافه کنه که وصل میشه به یونیت بیرونی، هوای تازه رو میاره تو و با هوای داخل ترکیب میکنه، و بعد از خنک‌سازی، پخش می‌کنه تو فضا! نیازی به کانال‌کشی پیچیده هم نیست.

تصور کنید راهزنان شهرداری، قسمتی از هزینه‌هایی که به سازندگان مسکن تحمیل می‌کنند رو کم می‌کردند اما در عوض نصب این‌ها اجباری می‌شد. تصور کن حتی اگه تصور کردنش سخته.
چرا، یک جور دخالته. در چارچوب همین سیستم، دخالتی که خروجی محسوس بده، انجام نمیشه. یه وقت هست شما از زندانی‌ها بیگاری می‌کشی که صبح یک چاله بزرگ حفر کنند، و بعدازظهر همون رو پر کنند. یه وقت هم ازشون بیگاری می‌کشی تا مثلا دوچرخه بسازند. این دو تا با هم خیلی فرق داره.

البته آزادی، شامل آزادی کارتل‌سازی و باندسازی هم هست. مثلا صاحبان املاک موجود در یک خیابان می‌تونند یک کارتل باشند و فقط به سازندگانی اجازه بدهند که در اون خیابان، خانه‌های کلنگی‌شون رو بخره و بسازه، که تحت شرایط خاصی بسازه. خیلی از محله‌های قدیمی ژاپن، همینجوری معماری‌شون رو حفظ کردند، دولتی هم وسط نبود. که البته فرهنگش تا همین الان مونده. مثلا اهالی محله‌ای که ساکی‌هاش معروفه اجازه نمیدن مشروب‌فروش‌های خارجی بیان اونجا شعبه بزنند، حتی اگه برند قوی و معتبری باشند. وقتی میگیم دولت نباید مرز بگذارد معنیش این نیست که مرزبندی ذاتا حرام است!
روند زیباییست.
به طرز ظریفی همون عزیزانی که میگن دموکراسی برای جایی که طالبان قطعا کرسی‌های زیادی به دست میاره، خوب نیست؛ در مورد جایی که فقط پوپولیسم اقتصادی رأی میاره، چیزی نمیگن.
در امپراطوری روم، ساکن هر واحد مسکونی موظف بود سنگفرش جلوی خونه‌ش رو تعمیر کنه، و چک کنه سد معبری ایجاد نشده باشه. حتی اگه مستأجر بود. کسی حق نداشت از پنجره خونه‌ش لاشه حیوان، آب کثیف یا زباله رو بریزه پایین. و اگه اینکارو می‌کرد جریمه میشد.
دو هزار سال پیش بدون وجود شهرداری و دولت مدرن، کوچه خیابون‌شون رو تمیز نگه می‌داشتن، اما الان عاجزیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شما زشت نیستید. شما معمولی هم نیستید. شما فقط در کشوری با اقتصاد ضعیف‌تر به دنیا اومدید، و مهاجرت نکردید.
انفجار پوچی، یعنی همونی که سر و ته هر جلسه‌ای دعای فرج می‌خوند به کسی بگه رادمرد که برای گرفتن جایزه از خلیفه، تو‌ جنگل‌های شمال عین گرگ میفتاد دنبال علوی‌ها!
وقتی همه‌چیز پوچه، لازم نیست حرمت معانی رو نگه داشت. مثلا به جنگجویی که فقط سهم بیشتری از قدرت می‌خواست هم میشه گفت «آزادی‌خواه کمال‌جو».
کاراکترهای تاریخ ما هم مثل آثار باستانی‌مون بهتره فعلا مخفی باشند و‌ زیر شن بمونند، تا این دوره پوچی بگذره. چه بهتر که مردم ندونند چه روزی سالگرد تولد و وفات‌ این کاراکترهاست. حتی همون جنگجوی جایزه‌بگیر هم شریف‌تر ازین بود که اسمش توسط سفله‌های این دوره خاص از ایران، دستمالی بشه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بایدن که قراره بگیره خونه بخوابه، عملا چهار سال آینده باید این زنیکه خل‌وضع که مثل شتر می‌خنده رو به عنوان رییس‌جمهور آمریکا تحمل کنیم.
مسئولان نپذیرند، ولی بپذیرند.
جانور آکادمیک ازینکه شبکه اجتماعی مثل محیط یکدستی که خودش توش رشد کرده نیست، آزرده خاطره. تو اون محیط همه به خاطر سواد بالایی که داشتند همدیگه رو هی تأیید می‌کردند و خیلی خوب و صمیمی بود.
برای مردم آمریکا جا افتاده که بعضی از ایالت‌ها همیشه آبی‌اند، مگر در استثناء‌هایی تاریخی، و بعضی از ایالت‌ها همیشه قرمزند، مگر در استثناء‌هایی تاریخی. یک لحظه به این فکر کنید که چقدر میتونه برای ذهن شهروندان بد باشه چنین چیزی. اینکه از قبل مطمئن باشی که اکثریت مطلق هم‌ولایتی‌ها و هم‌ایالتی‌هات چه گرایشی دارند! البته این یک آرامش روانی ایجاد می‌کنه، چون اگه قرار بود درباره چیزی تصمیم گرفته بشه که دوست نداری اتفاق بیفته، می‌تونی مطمئن باشی که تقریبا همه کسانی که در طول روز از کنارت رد میشن بش رأی مثبت نخواهند داد. اما برخلاف پندهای خردمندانه اینستاگرامی، هر نوع آرامش روانی رو نباید خواست. میارزه که استرس داشته باشی چیزی که دوست نداری تصویب بشه، تصویب بشه یا نه، و در عوض محیطتت عوارض یکدستی اجتماعی و سیاسی رو نداشته باشه.
ما شبیه این «آرامش‌طلبی گرفتاری‌ساز» رو در ایران هم داریم، هرچند که به خاطر فقدان یک نظام دموکراتیک هنوز به صورت کامل بروز نکرده. مثلا شهروندان سیستان و بلوچستان مایلند این آرامش رو داشته باشند که آدم‌های اونجا به نامزدهای سنی‌مذهب رأی خواهند داد، یا گارانتی شده که نامزدی که ازونجا رأی آورده درباره یک سری از مسائل همواره رأی منفی خواهد داد!
اینکه تو خیابون همه عین هم لباس بپوشند، برای چشم خسته‌کننده‌ست، و ممکنه روی روحیه هم اثر منفی بذاره. اما اینکه لباس‌ و تیپ‌شون متفاوت باشه اما عین هم فکر کنند، خسارات خیلی بیشتری داره.
Anarchonomy
این ویدئو تکان‌دهنده‌ست، یعنی باید باشه، نه برای من، که می‌دونم چه دروغ‌هایی درباره مردم ما گفتند، بلکه برای کسانی که در توهم بسر می‌برند. وقتی صحبت از بی‌کفایتی و فساد ذاتی نظام میشه، بارها شنیدیم که میگن «خلایق هرچه لایق. مگه مسئولان نظام از کجا اومدن؟ اونا…
وقتی گرگان سیل اومده بود نوشتم حتی تاس انداخته بودیم و از بین جوانان همونجا وزیر و معاون وزیر و مدیر انتخاب کرده بودیم، باز وضع اداره کشور به مراتب بهتر ازین می‌بود. اگه به حرف‌های این دامداران توجه کنید هم می‌بینید با اینکه تحت تأثیر افسانه‌های کمونیستی هستند اما حتی اگه بین همین‌ها تاس مینداختیم و مدیر انتخاب می‌کردیم، به مراتب وضع‌مون بهتر می‌شد.

https://t.me/mamlekate/53500
Anarchonomy
وقتی گرگان سیل اومده بود نوشتم حتی تاس انداخته بودیم و از بین جوانان همونجا وزیر و معاون وزیر و مدیر انتخاب کرده بودیم، باز وضع اداره کشور به مراتب بهتر ازین می‌بود. اگه به حرف‌های این دامداران توجه کنید هم می‌بینید با اینکه تحت تأثیر افسانه‌های کمونیستی هستند…
دقت کنید که حتی برای تشخیص اینکه مصاحبه‌کننده یک جانور آکادمیکه لازم نیست چهره خودش رو ببینیم، کافیه صداش رو تصویر باشه. دامدار داره یه حرف خیلی ساده رو بیان می‌کنه، میپره وسط تا همون حرف رو به زبان رسمی-اداری ترجمه کنه: منظورتون نظارت بر بازار و ثبات قیمت‌هاست...
و جالبه که بلافاصله خود دامدار میگه عرضه زیاد باشه خود به خود قیمت میاد پایین. یعنی اون دامدار میدونه اگه سنگ نندازند، نیاز به نظارت نیست. اما این اصرار داره کلمه نظارت رو بذاره تو دهنش.
یک نشانه دیگه هم پرت بودن از محیطه. وقتی دامدار اسب‌سوار میگه ازمون خریدن، نمیدونه کی خریده. نمیدونه ضمیرها به کجا وصل میشه. وقتی اون یکی میگه بمون گفتن پول رو واریز کنید بعد تحویل میدیم، نمیدونه کی اینو بشون گفته، یا معمولا کدوم نهاد اینو بشون میگه.