Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Why me, God?
تصور کن تمام معابر شهر، از کوچه گرفته تا بلوارها مختص دوچرخه باشند، و یک کپی از همون معابر با همون نقشه در طبقه زیرین شهر قرار داشته باشه که مختص ماشین‌های برقی باشه، و پارکینگ همه خونه‌ها یک‌طبقه پایین‌تر باشه و درِ اون پارکینگ‌ها به طبقه پایین شهر باز بشه. و ماشین‌ها فقط وقتی نور آفتاب رو ببینند که از محدوده شهر خارج میشن.
اون پایین رو میشه مثل محیط فیلم بلید رانر تزیین کرد، و اون بالا مثل آمستردام قرون وسطی باشه.
کاش یه گیم بسازند که فضاش اینجوری باشه، که حداقل در دنیای مجازی توش زندگی کنیم.
قطعا اون پایین بیزینس شکل می‌گیره اما مثل بالا نمیشه. چون بالا سه مزیت اصلی داره: نور طبیعی و هوای آزاد، به مراتب ارزان‌تر و سریع‌تر رسیدن به مبدأ، و عدم مشکل پارک.
بله هزینه‌ش بالاست، مگر اینکه در طراحی شهرک‌های جدید لحاظ بشه. متأسفانه احتمال اینکه در آینده کلا ماشین‌ها رو ممنوع کنند خیلی بیشتره تا اینکه یک طبقه ببرنشون پایین.
چند دهه پیش در دوران قبل انقلاب، در روستای ما دو نفر با هم گلاویز شدند، و سر یکی‌شون خونین شد. لباس عوض کرد و سریع راهی نزدیک‌ترین شهرستان شد تا از طرف شکایت کنه. زمان زیادی نگذشته بود که دیدند برگشت. گفتند چه زود کارت انجام شد؟! گفت آخه انجام نشد. برای نوشتن یه کاغذ و مهر کردنش انقدر ریال میخواستن، نداشتم بدم، دیدم من که برای همین اولین قدمش پول ندارم برگردم خونه بهتره.

این اتفاقی که در آبادان رخ داده فقط یک نمونه از همه درگیری‌هاییه که هرروز داره رخ میده، ولی این یکی مستند و به خاطر شرایط خاص قربانی، وایرال شد. ساز و کارهای محلی برای جلوی‌گیری از درگیری، رفع اختلافات، و ایجاد بازدارندگی، همه از بین رفته‌اند، و خیلی وقته که از بین رفته‌اند. و دولت مرکزی هم توان جایگزین کردنش رو نداشته، و نداره، و حالا حالاها هم نخواهد داشت. دولت مرکزی فقط به فکر آبروی خودشه و برای همین همیشه فیلمبردار صحنه رو بازداشت می‌کنه.

بروکرات دولتی که پروسه «رسیدگی» رو چیده بود، اصلا فکر نمی‌کرد که یک دهاتی که نمیتونه هزینه‌های اداری رو بده باید چه کنه؟ بعضی‌ها فکر می‌کنند اهمیتی نمی‌داد. ولی اینطور نبود. اصلا فکرش به اونجا نمی‌رسید که بعد بخواد اهمیت بده یا نده. یک کارمند شهرنشین که تمام عمرش نشسته خونه درس خونده و بعد مدرک گرفته و بعد نشسته پشت یک میز، اگه بخواد و علاقه داشته باشم هم نمی‌تونه برای مشکلات محلی کسانی که حتی یک روز هم باشون زندگی نکرده، راه حل ارائه بده. و حتی اگه راه حل هم داد، هیچوقت نمی‌فهمه که چرا جواب نداد!


برخلاف بروکرات دولتی و کاربر توعیتر، اولویت حاکمیت محلی، عدالت نیست. اولویت اینه که زد و خورد و خلافکاری تکرار نشه. و خود این تفاوت در اولویت‌بندی، باعث تفاوت در کارایی می‌شد.
۲۷۳ میلیارد دلار پول زیادیه، اما فراموش نکنیم که بیش از نصف این مبلغ، که بخشی ازون حتی به صورت پالت‌هایی از اسکناس بود، به صورت هوایی، زمینی و چمدانی، در اختیار ایران قرار گرفت، و دیدیم که نهایتا نصیب واژن گاو شد. دولت‌ها در مصرف منابع بهینه نیستند، و اگه ایدئولوژیک باشند به مراتب بدتر. فرقی نداره چقدر دقت کنند و چند گردان از حسابداران و بازرسان مالی در استخدام داشته باشند. وقتی آمریکا عراق و افغانستان رو اشغال کرد، ما تحت پروپاگاندای چپ تصور می‌کردیم همین فرداست که شرکت‌های غربی بریزند در این دو کشور و همه فرصت‌های بالقوه و بالفعل رو جارو کنند. اما خبری نشد. در مورد آفریقا هم بیشتر این روزنامه‌گارهای غربی هستند که نگران حضور چین هستند، نه شرکت‌های غربی! شخصا به قوه بویایی بخش خصوصی اعتماد بیشتری دارم.




https://t.me/RahbordChannel/1797
برخی از دوستان متوجه منظور دو تا از پست‌ها نشدن (کاش همین دو تا بود البته).

در مورد سهم ما در خودکشی بچه‌ها تصور کردند منظورم خیریه‌ست! خب اگه می‌خواستم بگم باید صدقه بدیم، می‌نوشتم صدقه. اینکه یک مکانیزم اجتماعی نداریم تا ضعفا رو نجات بدیم یعنی نمی‌تونیم همشهریان و هموطنان‌مون رو از زیر فشارهای بیهوده بیرون بکشیم. کمک مالی فقط یک قسمت ازین کاره. قسمت‌های خیلی مهم‌تر دیگه‌ای وجود داره. اینکه مدرسه و دانشگاه انقدر در ذهن مردم بااهمیت به نظر میاد، که میشه به خاطرش جان داد! یعنی ما در عقب‌راندن این فکر که خیلی مهمند ناموفق بودیم. قبلا درباره رتبه‌های برتر کنکور که از خانواده‌های فقیر شهرستان‌های دورافتاده هستند نوشته بودم که این‌ها توان‌شون رو
هرز میدن چون دارند بیست واحد انرژی خرج می‌کنند تا به جایی برسند که یک آدم مرکزنشین مرفه‌تر با پنج واحد انرژی بش میرسه، و این بهینه نیست و نباید وارد این بازی بشن، و یکی باید اینو‌ بشون منتقل کنه‌. ما در برابر موج سفاهت، ضعیف عمل کردیم و هنوز برنامه‌ای نداریم.

در مورد نظرسنجی اشغال آذربایجان تصور کردند با تجزیه ایران یا اشغال همسایگان موافقم. البته در مورد هیچ‌کدوم‌شون نظری ندارم. فقط خواستم به این مسئله مهم اشاره کنم که وفاداری به مفهوم دولت مرکزی مقتدر، یک شمشیر دو لبه‌ست. همونطور که وفاداری به یک سلطان هم شامل دریافت غنیمت میشه، هم شامل تحمل کردن اخلاقیات مشمئزکننده‌ش! تمرکز قدرت به صورت اتوماتیک، شامل جاه‌طلبی میشه. همون قدرتی که از وجودش حمایت می‌کنید تا مانع تجزیه بشه، دقیقا همون قدرت دامنه دخالتش رو به خارج از مرزها هم می‌کشونه. همون قدرتی که حاضره هر هزینه‌ای بکنه تا خاک رو از دست نده، ممکنه هر هزینه‌ای بده تا خاک رو اضافه کنه. که ممکنه به سادگی اشغال نظامی نباشه و به شکل نفوذ و خرابکاری سیاسی دربیاد.
«تثبیت قیمت‌ها»
«بهای مصوب»
«شورای عالی قیمت»

و این داستان تکراری، همچنان ادامه دارد.
«۱ درصد پولدارترین دارند دو برابر ۵۰ درصد فقیرترین دی‌اکسید‌کربن تولید می‌کنند».

سندشون برای این طرز تیتر زدن که هدفش صرفا نفرت‌پراکنیه، اینه که مدعی‌اند یک پرواز با هواپیما اندازه میانگین کل زندگی یک آدم در یک کشور آفریقایی در یک سال، انتشار آلاینده داره.

برای مارکسیست‌ها، هم کرونا قوه تشخیص داره هم مولکول دی‌اکسید کربن. کرونا می‌فهمه که یه تجمع خیابانی برای شعارهای مارکسیستی برپا شده، بنابراین اونجا منتشر نمیشه، اما تو فروشگاه‌ها و همچنین میتینگ‌های ترامپ منتشر میشه. دی‌اکسیدکربن هم اگه ببینه از اگزوز موتور جت اومده بیرون، باعث گرمایش زمین میشه، اما اگه از اگزوز موتور گازی یه دستفروش تو غنا بیاد بیرون، به اتمسفر رحم می‌کنه!

سفر هوایی مختص ثروتمندان نیست که ازش برای بولد کردن اختلاف طبقاتی استفاده بشه. همین الان یک کارگر نسبتا فقیر هندی میتونه سوار همون هواپیمایی بشه که یک وکیل هلندی سوار میشه. فقط تعددش کمتر از تعدد سفرهای هوایی اون هلندیه‌ست، که کافیه یکم درآمدش افزایش پیدا کنه تا تعدادش رو بیشترش کنه. لازم نیست پولدار بشه.
I Promise You
Break My Fucking Sky
آهنگ‌هایی که ساندکلاد و احتمالا با کمک الگوریتم‌های هوش مصنوعی مطابق با سلیقه‌م پیشنهاد میده، نزدیک‌ترند به چیزی که ممکنه بپسندم تا آهنگ‌هایی که خوانندگان کانال پیشنهاد میدن. هرچند بعضی‌ها خیلی نزدیک میان. می‌تونیم ازین نتیجه بگیریم هوش مصنوعی در این زمینه انسان رو شکست داده؟
دهباشی در توضیح این واقعیت که برای کنار زدن یک قدرت سیاسی-امنیتی، باید قدرت داشت، سقوط شوروی رو مثال میزنه و میگه به خاطر ضعف در سرکوب بود که متلاشی شد نه مسائل اقتصادی.
اما توجه نداره که اقتدار نظامی-امنیتی پشتوانه اقتصادی و نظم سیستماتیک میخواد. حتی ولوم توحش داعش هم با مقدار نفتی که می‌تونست بفروشه و گروگان‌هایی که می‌تونست معامله کنه، بالا و پایین می‌شد. اینکه اسد مجبور شد دست به دامن ایران و روسیه بشه، به خیانت خیلی از نظامیان خودش برمی‌گشت. چون وقتی عدم کارآمدی با عدم مشروعیت همراه میشه، حتی حفظ وفاداری‌های ایدئولوژیک هم سخت‌تر میشه. اینکه حکومت اقتدارگرای چین با چالش انقلاب مواجه نیست به خاطر تسلط همه‌جانبه و قدرت کنترلش نیست. به خاطر اینه که مردمش حس نمی‌کنند که نیاز به نوع دیگه‌ای از حاکمیت دارند، یا حس نمی‌کنند که نوع دیگه‌ای هست که می‌تونه برای چین بهتر باشه (شخصا قبول ندارم سانسور باعث ایجاد این ذهنیت شده).
دهباشی میگه برای حکومتی که میتونه مشت آهنین رو نگه داره، زوال معنی نداره. این مثل اینه که بگن اگه ورزش کنی نمیمیری! این ترجمه‌ای دیگه از همون موهوماتیه که از وابستگان حکومتی می‌شنویم و کلیدواژه‌‌ش «اراده»ست. همون ژانر «ما می‌توانیم»، که وانمود می‌کنه هر کمبودی تنها از عدم اراده و خودباوری بوجود میاد، نه هیچ‌چیز دیگه‌ای. مثلا روس‌ها هم چون اراده‌شون رو از دست دادن، فدراسیون رو از کف دادند!
چند وقت پیش درباره یک موضوعی که واکنش رسمی ایجاد کرده بود در توعیتر سرچ کردم، و تعداد توعیت‌هایی که درباره‌ش نوشته شده بود به طرز عجیبی کم بود. یعنی دولت به صدای شاید یک مجموعه دویست‌نفری واکنش نشون داده بود!
توعیتر هم خود حکومت رو دچار توهم کرده، هم مخالفانش رو. اگه در جمع اون سمتی‌ها باشی به نظر میرسه همه دنبال انتقام سلیمانی هستند، و اگه در جمع این سمتی‌ها باشی فکر می‌کنی همه دنبال ویزا هستند که برای همیشه برن!
قدرت قبیله‌ست که چنین معجزاتی میسازه. و شهروند مدرن فکر می‌کنه از لحاظ ذهنی خیلی پیشرفته‌تر از آدم‌های هزار سال پیشه.
سال ۱۹۶۰ فعال حقوق بشر سیاهپوست وقتی می‌خواسته برای تحصن تمرین کنه، دو نفر می‌اومدن دود سیگار رو میدادن تو صورتش، تا مقاومتش رو بالا ببره.. چون خیلی محتمل بود که وقتی بره تو میخونه‌ای جایی که پاتوق سفیدهاست بشینه، بیان اینکارو بکنند تا برن روی اعصابش که جمع کنه بره.
این‌ پوست‌کلفت‌ها رو مقایسه کنید با سیاهپوست‌های امروزی که اگه کسی بگه بالا چشم‌شون ابروئه یا از هم میپاشن، یا تو خیابون وحشی‌بازی درمیارن.
کمونیست‌ها موفق شدند «مرد سیاه آلفا» رو بکشن کنار و به جاش مرد سیاه بتا رو نماینده این جامعه کنند.
شانس بایدن همچنان بالاتره، ولی این نظرسنجی‌ها زیرشون آبه. مثلا در همینی که اینجا آورده شده، ۵ و نیم درصد خطاییه که خودشون تو‌ زیرنویس ذکر کردند، اونم در چهارصدتا تماس تلفنی. از طرفی تعداد پاسخ دهندگان دموکرات بیشتر از پاسخ‌دهندگان جمهوری‌خواهه. ۴۷ به ۴۱. ازین چهار صد و‌ خورده‌ای تماس، سیصدتاش به موبایل بوده. به موبایل شما که معلومه صاحب خطش چه کسیه زنگ بزنند بپرسن به ترامپ رأی میدی یا نه، ریسک می‌کنی بگی میدم؟


https://t.me/khabaronline_ir/314433
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به اسم محیط‌زیست میشه گند زد به طبیعت.
Anarchonomy
Photo
نفتالی اینجا نوشته کری حالیش نبود چی داره میگه، ما در عرض یک سال با سه تا کشور قرارداد عادی‌سازی روابط امضاء کردیم! (بدون اینکه وضع فلسطین تکونی بخوره).

اما به نظرم از چند زاویه میشه بش نگاه کرد:

۱- یا: واقعا حالیش نبوده. همونطور که ما که خودمون بچه خاورمیانه‌ایم اگه پارسال بمون می‌گفتند امارات و اسراییل به صلح میرسند و مردم عربستان هم بدشون نمیاد اینکارو بکنند، باور نمی‌کردیم.

۲- یا: سران عرب دموکرات‌ها رو پیچوندن. ازونجایی که دولت اوباما زیادی خودش رو حامی آخوندهای شیعه نشون داد، ترجیح دادن پروسه عادی‌سازی رو به زمان دیگه‌ای که یک دولت ضد ایران میاد، موکول کنند.

۳- یا: کری می‌دونست که داره چرت و پرت می‌بافه، برای اینکه جملاتش پیش‌بینی آینده نبود، بلکه دیکته‌ای بودند! یعنی می‌خواست بگه: راهبرد دولت ما این است که تا وضعیت فلسطین رو مشخص نکنید اجازه نمی‌دهیم با اسراییل به صلح برسید.

۴- یا: اعراب در اون زمان واقعا نمی‌خواستن با اسراییل عادی‌سازی انجام بدن، چون در مورد ایران نگرانی‌هایی داشتند. اما ترور سلیمانی و گرد و‌ خاکی که اسراییل در سوریه ایجاد کرد، متقاعدشون کرد که اونقدرها هم لازم نیست نگران باشند.

۵- یا: نفس پیروزی ترامپ، سطح اعتبار الیت سیاسی آمریکا و اندیشکده‌هاشون (که از قضا تو اون ویدئو کری داشته تو یکی ازون نهادها این پیشگویی رو انجام میداده) رو در ذهن دولتمردان خاورمیانه به شدت پایین آورد و این تحریک‌شون کرد سرخودتر عمل کنند.

نمی‌دونم کدومشون نقش بیشتری داشته. ولی محتمله ترکیبی از چندتاشون باشه. بهرحال تحول جالبی رخ داده.
Anarchonomy
نفتالی اینجا نوشته کری حالیش نبود چی داره میگه، ما در عرض یک سال با سه تا کشور قرارداد عادی‌سازی روابط امضاء کردیم! (بدون اینکه وضع فلسطین تکونی بخوره). اما به نظرم از چند زاویه میشه بش نگاه کرد: ۱- یا: واقعا حالیش نبوده. همونطور که ما که خودمون بچه خاورمیانه‌ایم…
دوستان اشاره می‌کنند گزینه یک محتمل‌ترینه و این‌ها واقعا بی‌کفایتند، هم در فهمیدن خاورمیانه و هم در فهمیدن مکانیزم صلح پایدار.
ان‌قلتی ندارم، ولی اتفافاتی که از لحظه پیشگویی این مردک، تا الان که داریم درباره‌ش صحبت می‌کنیم، رخ داده اتفاقات ساده‌ای نبودند. مثلا فکر می‌کنید نگاه بن‌سلمان به موسسه بروکینگز مثل نگاهش به این موسسه در ده سال پیشه؟ دقت کنید که یه ژنرالی مثل جیمز متیس، که به عنوان سگ پاچه‌گیر معرفی می‌شد، مثل یک عروسک بادی چنان پنچر شد که انگار وجود نداشته، در حالی که در غیابش بزرگ‌ترین ضربه‌ها به جمهوری‌اسلامی وارد اومد! قطعا این واقعیت‌های نوظهور روی نظرات شیوخ تأثیر میذاره.
فایل‌های بدست اومده از هک سیستم‌های سازمان بنادر رو گذاشتن تو این کانال. حوصله داشتید برید یه چرخی بزنید. تو شناسنامه آموزشی مدیر سازمان «گذراندن دوره اقامه نماز برای مدیران» هم بود! تو یه فایل دیگه بررسی کردن بهتره برای اداره از سماور استفاده کنیم یا فلاسک! 😄
ولی این فایل چالش‌ها خیلی بهتره. نمایی از مدیریت #گله_گاو رو نشون میده:

https://t.me/irans_secrets/287
3