یه تیکه فضای سبز مینیاتوری مونده وسط این شهر، همونش هم یک مشت جانور آکادمیک که مهندسی عمران خوندن و فکر میکنند با نرمافزارهای شرکت اتودسک میشه بشریت رو نجات داد، با همکاری چندتا بساز بفروش که با رأی فک و فامیلشون به شورای شهر راه پیدا کردن و توهم برداشتن که حالا مدیر شدن، میخوان آسفالت کنند! سردبیر میدونه چه خبره که کلمه فعلا رو تو گیومه گذاشته. چون بهرحال درختان رو قطع خواهند کرد، چون اونجا نمیشه کار عمرانی پولسازی انجام داد بدون اینکه درخت قطع بشه، همونطور که قبلا برای هر کاری در اونجا باغهای میوه رو خراب کردند.
هیچ ترکیبی خطرناکتر از مهندس عمران و عضو شورای شهر نیست. این دو موجود بریزن رو هم، زیر پاشون اسیدی میشه و دیگه هیچ گیاهی درنمیاد. مثل اینه که ترکیبی ژنتیک از عقرب و عنکبوت سمی درست کنند. و این مختص جهان سوم نیست. فقط در کشورهای توسعهیافته، شهروندان قدرت بیشتری دارند و اجازه هر نوع تجاوز و ریخت و پاش بتنی رو نمیدن.
هیچ ترکیبی خطرناکتر از مهندس عمران و عضو شورای شهر نیست. این دو موجود بریزن رو هم، زیر پاشون اسیدی میشه و دیگه هیچ گیاهی درنمیاد. مثل اینه که ترکیبی ژنتیک از عقرب و عنکبوت سمی درست کنند. و این مختص جهان سوم نیست. فقط در کشورهای توسعهیافته، شهروندان قدرت بیشتری دارند و اجازه هر نوع تجاوز و ریخت و پاش بتنی رو نمیدن.
❤4
اوباما درست دو برابر ترامپ مهاجران رو دیپورت کرده بوده. بعد عدهای تحت تأثیر پدرسوختهبازی رسانهها میگن ترامپ خیلی ضدمهاجرته، اوباما اینجوری نبود! بعد همون عدهای میگن رسانهها خیلی بد شدن اصلا، ایش، باید فکری کرد!
اهالی این رسانهها میتونند کاری کنند وقتی سیل میاد فکر کنی نم نم بارونه، و برعکس وقتی نم نم بارون میزنه فکر کنی سیل اومده! و این وارونگیهای شناختی جمع میشه رو هم، و یهو میبینی ۹۰ درصد پیشفرضهایی که تو ذهنت داری، فیک هستند! اونا در این کار انقدر موفقند که امکان نداره داوطلبانه متوقفش کنند. وقتی میفهمی یه راننده تاکسی عمدا مسیر رو طولانی کرده تا کرایه بیشتری بگیره عصبانی میشی، ولی عادت کردی که اینها خرت کنند. هرروز، و به طور مداوم.
اهالی این رسانهها میتونند کاری کنند وقتی سیل میاد فکر کنی نم نم بارونه، و برعکس وقتی نم نم بارون میزنه فکر کنی سیل اومده! و این وارونگیهای شناختی جمع میشه رو هم، و یهو میبینی ۹۰ درصد پیشفرضهایی که تو ذهنت داری، فیک هستند! اونا در این کار انقدر موفقند که امکان نداره داوطلبانه متوقفش کنند. وقتی میفهمی یه راننده تاکسی عمدا مسیر رو طولانی کرده تا کرایه بیشتری بگیره عصبانی میشی، ولی عادت کردی که اینها خرت کنند. هرروز، و به طور مداوم.
Anarchonomy
Photo
دستگاه پروپاگاندای انگلیس همواره تحولات اجتماعی ایران رو به بیراهه میبره. چهار دهه پیش در حالی که آثار سیاستهای غلط اقتصادی داشت جامعه رو پاره پاره میکرد، وانمود کرد اولویت برای ما ایرانیها اینه که اسلام رو نجات بدیم! و الان هم که دچار سقوط کامل اقتصادی شدیم و بچههای یازده ساله هم خودکشی میکنند، وانمود میکنه اولویت ما اختلافات فرهنگی اعتقادی است!
حجاب حتی برای زن بیحجاب دوچرخهسوار هم اولویت بالایی نیست. اولویتش اینه که پولی که تو حسابش داره انقدری در برابر دلار ارزش داشته باشه که اگه اون دوچرخه رو دزدیدن بتونه بازم یکی دیگه بخره. اینکه همجنسهای من فقط به خاطر پسر بودن باید ۲۴ ماه رنج اسارت رو تحمل کنند، یک نوع توحشه، و باید یه روزی تمومش کرد، اما الان اولویت اینه که وقتی از اسارت برگشت بتونه زندگی کنه. ولی نمیتونه، چون با درآمدی که داره یک گربه خیابانی رو هم نمیتونه نگهداری کنه، چه برسه یک خانواده دو سه نفری رو. و این برای قشر مذهبی هم صدق میکنه. حجاب برای اونها هم اولویت نیست، و اینکه به خاطرش بریزند خیابون در حد یک شوخیه. اینها حتی آدمهای دهه هفتاد هم نیستند، چه برسه به اینکه آدمهای دهه پنجاه باشند. نه ازین جهت که دچار انقلاب فکری شده باشند. بلکه به این دلیل ساده که الان بچهها و نوههای خودشون، یا بیحجابند یا شل حجاب. برن خیابون به خانواده خودشون اعتراض کنند؟
اما مشکل فقط خود این پروپاگاندا نیست، بلکه آثار جانبیشه. چون این تصور اساسا غلط رو القا میکنه که ۱- خوب نیست مردم خیلی با هم اختلافات فرهنگی عقیدتی داشته باشند، و ۲- اگه چنین اختلافاتی داشتند، و عمیق بود، باید از بالا پرش کرد! یعنی دقیقا موضع رسمی و غیررسمی حزب کمونیست چین در قبال مردم چین: خوب نیست یکدست نباشید، و اگر نبودید ما باید یکدستتان کنیم! همون نگاه فرعونی که آدمها رو به شکل آبجکتهایی میبینه که باید درست کنار هم چیدشون!
حجاب حتی برای زن بیحجاب دوچرخهسوار هم اولویت بالایی نیست. اولویتش اینه که پولی که تو حسابش داره انقدری در برابر دلار ارزش داشته باشه که اگه اون دوچرخه رو دزدیدن بتونه بازم یکی دیگه بخره. اینکه همجنسهای من فقط به خاطر پسر بودن باید ۲۴ ماه رنج اسارت رو تحمل کنند، یک نوع توحشه، و باید یه روزی تمومش کرد، اما الان اولویت اینه که وقتی از اسارت برگشت بتونه زندگی کنه. ولی نمیتونه، چون با درآمدی که داره یک گربه خیابانی رو هم نمیتونه نگهداری کنه، چه برسه یک خانواده دو سه نفری رو. و این برای قشر مذهبی هم صدق میکنه. حجاب برای اونها هم اولویت نیست، و اینکه به خاطرش بریزند خیابون در حد یک شوخیه. اینها حتی آدمهای دهه هفتاد هم نیستند، چه برسه به اینکه آدمهای دهه پنجاه باشند. نه ازین جهت که دچار انقلاب فکری شده باشند. بلکه به این دلیل ساده که الان بچهها و نوههای خودشون، یا بیحجابند یا شل حجاب. برن خیابون به خانواده خودشون اعتراض کنند؟
اما مشکل فقط خود این پروپاگاندا نیست، بلکه آثار جانبیشه. چون این تصور اساسا غلط رو القا میکنه که ۱- خوب نیست مردم خیلی با هم اختلافات فرهنگی عقیدتی داشته باشند، و ۲- اگه چنین اختلافاتی داشتند، و عمیق بود، باید از بالا پرش کرد! یعنی دقیقا موضع رسمی و غیررسمی حزب کمونیست چین در قبال مردم چین: خوب نیست یکدست نباشید، و اگر نبودید ما باید یکدستتان کنیم! همون نگاه فرعونی که آدمها رو به شکل آبجکتهایی میبینه که باید درست کنار هم چیدشون!
اوباما بیشتر یک سوسیالیست سیاسیشدهست تا یک سیاستمدار سوسیالیست. برای همین ترجیح میداد برنیسندرز کسی باشه که ترامپ رو شکست میده، نه یک سیاستمدار حرفهای (که یعنی شغلش سیاستمداربودنه) مثل بایدن. همون موقع که خودش رییسجمهور بود، بایدن رو گذاشته بودن تا کمی مهارش کنه. همونطور که مایک پنس رو گذاشتن که ترامپ رو مهار کنه. و طبیعیه خوشت نیاد کسی جات رو در کاخ سفید بگیره که تا همین چهار سال پیش سگ نگهبانت بوده. برای همین حمایت از بایدن رو انقدر لفت داد. ولی حالا داره در کنار سندرز با تمام توان برای بایدن تبلیغ میکنه. حزب یه قبیلهست، و برای بقائش موظفند روی امیال و آرزوها و ترجیحات فردی پا بگذارند. هر آدم آزادی جای سندرز بود، با خصومتهایی که در دورههای مختلف علیهش انجام دادند و مکرر تحقیرش کردند، یا تا الان باید خودکشی میکرد، یا از شدت عصبانیت بر علیهشون میشورید. اما در مذهب حزب، کافریست رنجیدن! سوسیالیستهای غیرحرفهای مثل اوباما و سندرز، متوجه این واقعیت هستند که زورشون به تشکیلات قدرت نمیرسه، پس بهتره نقش «موالی ایرانی در خلافت عراقی» رو داشته باشند تا اینکه به کلی از قدرت دور بشن.
در کل، فقط یک جریان اصلی در آمریکا وجود داره و اون سوسیالیسمه، اما با سه دیوار دفاعی مواجهه. اول حزب دموکرات، که ازین تا حد زیادی عبور کرده، دوم حزب جمهوریخواه، و سوم دیوار جدیدی به نام ترامپیسم. ازونجایی که این سومی، یک پدیده خارج سیستمی بود، یک قل خارج سیستمی هم ایجاد کرد. یعنی سوسیالیستهای غیر اوباما-سندرزی. اینها ازینکه مجبور باشند موالی ایرانی باشند خوششون نمیان، چون با کل دستگاه خلافت مخالفند. در واقع میشه گفت اینها ترامپیستهای چپ هستند، اما هنوز ترامپ خودشون رو پیدا نکردهاند. خیلی ازینها امسال رأی خودشون رو طوری در صندوق میندازن که به نفع هیچکدوم از طرفین درنیاد. هرچند که دموکراتها متهمشون میکنند که با اتلاف رأی عملا به ترامپ کمک خواهند کرد. اما ترامپیستهای چپ جدیتر ازین هستند که براشون مهم باشه این اتهامات بشون زده بشه. هرچند فعلا تعدادشون انقدر نیست که تحولی ایجاد کنه، اما رشدشون انقدری هست که روی تحولات آینده موثر باشه. مسئله اینه که نتیجه انتخابات هرچه باشه، انگیزه اینها بیشتر خواهد شد. اگه بایدن ببازه، فشل بودن دموکراتها رو اثبات میکنه که حتی در بهترین موقعیت ممکن که کرونا بشون هدیه کرده بود هم نتونستند ترامپ رو کنار بزنند. و اگه بایدن پیروز بشه، به خاطر زوال عقل و باقی مسائل خانهنشینش میکنند و خیلی سریع دولتش توسط همون تشکیلاتی که سندرز رو تحقیر کرد، هایجک میشه. در هر دو حالت نتیجهگیری اینه که برای تحقق تغییرات سوسیالیستی نمیتونیم به دموکراتها دل ببندیم. تنها معضل اینها اینه که ترامپ خودشون رو ندارند. کاراکتر عامهپسندی که بتونه آرمانهای سوسیالیستی رو برای مردم ترجمه کنه بدون اینکه بترسند، و مثل فیفتیسنت وحشت نکنند، و هم بتونه با همه اقشار ارتباط برقرار کنه، نه فقط اونایی که تو تیکتاک هستند.
در کل، فقط یک جریان اصلی در آمریکا وجود داره و اون سوسیالیسمه، اما با سه دیوار دفاعی مواجهه. اول حزب دموکرات، که ازین تا حد زیادی عبور کرده، دوم حزب جمهوریخواه، و سوم دیوار جدیدی به نام ترامپیسم. ازونجایی که این سومی، یک پدیده خارج سیستمی بود، یک قل خارج سیستمی هم ایجاد کرد. یعنی سوسیالیستهای غیر اوباما-سندرزی. اینها ازینکه مجبور باشند موالی ایرانی باشند خوششون نمیان، چون با کل دستگاه خلافت مخالفند. در واقع میشه گفت اینها ترامپیستهای چپ هستند، اما هنوز ترامپ خودشون رو پیدا نکردهاند. خیلی ازینها امسال رأی خودشون رو طوری در صندوق میندازن که به نفع هیچکدوم از طرفین درنیاد. هرچند که دموکراتها متهمشون میکنند که با اتلاف رأی عملا به ترامپ کمک خواهند کرد. اما ترامپیستهای چپ جدیتر ازین هستند که براشون مهم باشه این اتهامات بشون زده بشه. هرچند فعلا تعدادشون انقدر نیست که تحولی ایجاد کنه، اما رشدشون انقدری هست که روی تحولات آینده موثر باشه. مسئله اینه که نتیجه انتخابات هرچه باشه، انگیزه اینها بیشتر خواهد شد. اگه بایدن ببازه، فشل بودن دموکراتها رو اثبات میکنه که حتی در بهترین موقعیت ممکن که کرونا بشون هدیه کرده بود هم نتونستند ترامپ رو کنار بزنند. و اگه بایدن پیروز بشه، به خاطر زوال عقل و باقی مسائل خانهنشینش میکنند و خیلی سریع دولتش توسط همون تشکیلاتی که سندرز رو تحقیر کرد، هایجک میشه. در هر دو حالت نتیجهگیری اینه که برای تحقق تغییرات سوسیالیستی نمیتونیم به دموکراتها دل ببندیم. تنها معضل اینها اینه که ترامپ خودشون رو ندارند. کاراکتر عامهپسندی که بتونه آرمانهای سوسیالیستی رو برای مردم ترجمه کنه بدون اینکه بترسند، و مثل فیفتیسنت وحشت نکنند، و هم بتونه با همه اقشار ارتباط برقرار کنه، نه فقط اونایی که تو تیکتاک هستند.
❤4
این رو به خاطر این پرسیدم که بر و بچز متوجه تناقضات فکریشون بشن. هرچند که تا مستقیم بشون نگی، نمیشن!
اقلیتی ازونهایی که جوابشون خیر است، «ولش کن، شر درست میشه، به اندازه کافی مشکل خواهیم داشت» رو به عنوان دلیل مطرح میکنند. اما دلیل اکثریت اینه که «مگه الان قرن نوزدهمه که بریم به زور یه جا رو بگیریم؟ باید خود مردمش بخوان که به ایران ملحق بشن». و تناقض در همینجاست. وقتی صحبت از تجزیهست، میگن نمیشه نظر مردمی که میخوان جدا بشن رو ملاک قرار داد. مثلا اگه تو بوشهر رفراندوم بذاریم که آیا مایلید به امارات ملحق شوید، خب معلومه رأی میاره. باید بوشهر رو بدیم بره؟ اما وقتی صحبت از بازپسگیری یک سرزمینه، میگن ملاک باید نظر مردمش باشه!
بعبارتی اینکه نظر شما مهم باشه یا نه به این بستگی داره که این طرف مرزی یا اونطرفش. اگه طرف داخل باشی نظرت مهم نیست، اگه طرف خارجش باشی، نظرت خیلی مهمه.
اقلیتی ازونهایی که جوابشون خیر است، «ولش کن، شر درست میشه، به اندازه کافی مشکل خواهیم داشت» رو به عنوان دلیل مطرح میکنند. اما دلیل اکثریت اینه که «مگه الان قرن نوزدهمه که بریم به زور یه جا رو بگیریم؟ باید خود مردمش بخوان که به ایران ملحق بشن». و تناقض در همینجاست. وقتی صحبت از تجزیهست، میگن نمیشه نظر مردمی که میخوان جدا بشن رو ملاک قرار داد. مثلا اگه تو بوشهر رفراندوم بذاریم که آیا مایلید به امارات ملحق شوید، خب معلومه رأی میاره. باید بوشهر رو بدیم بره؟ اما وقتی صحبت از بازپسگیری یک سرزمینه، میگن ملاک باید نظر مردمش باشه!
بعبارتی اینکه نظر شما مهم باشه یا نه به این بستگی داره که این طرف مرزی یا اونطرفش. اگه طرف داخل باشی نظرت مهم نیست، اگه طرف خارجش باشی، نظرت خیلی مهمه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این میخواد انحصار در بازار رو با رسم شکل توضیح بده. اما مشکلش اینه که اونجایی که دلش میخواد کات میکنه. وقتی رقیب قیمت رو کرد ۶۰، نفر دوم این فرصت رو داره که یه پارتی دیگه بیاره و بده ۵۰. لذا اون ۶۰ دوام چندانی نداره.
چرا دوزاریات انقدر کج است عمارخان؟ اونی که وقتی بش گفتن چرا ایرانمال؟ گفت با مجوز نظام ساخته شده به من چه؟ میخواد صدای مردم باشه که بعد الان حجاریان بخواد منصرفش کنه؟ خوبی برادر؟ شجریان بهترین و به موقعترین خدمت رو به گنگ حجاریان کرد، حالا این از پسرش بخواد راه پدر رو نره؟ این افعی کریهالمنظر فقط داره میگه «هماهنگ باش». یهو یه چیزی نپرون که جناح استمرارطلب ما، از دستت بده. همین.
https://t.me/ammarmaleki/823
https://t.me/ammarmaleki/823
Telegram
عمار ملکی
#سعیدحجاریان در یک نامه «وظایفی را که جامعه هنری ایران» از همایون شجریان «انتظار دارد» به او «متذکر شده»! او در پوستین هنر رفته (راستی چه کسی به او نمایندگی جامعه هنری را داده؟) تا به همایون شجریان بگوید:«اگر همچون پدر، عنصر سیاست را نیز به نگاه موسیقیاییتان…
تصور کن تمام معابر شهر، از کوچه گرفته تا بلوارها مختص دوچرخه باشند، و یک کپی از همون معابر با همون نقشه در طبقه زیرین شهر قرار داشته باشه که مختص ماشینهای برقی باشه، و پارکینگ همه خونهها یکطبقه پایینتر باشه و درِ اون پارکینگها به طبقه پایین شهر باز بشه. و ماشینها فقط وقتی نور آفتاب رو ببینند که از محدوده شهر خارج میشن.
اون پایین رو میشه مثل محیط فیلم بلید رانر تزیین کرد، و اون بالا مثل آمستردام قرون وسطی باشه.
کاش یه گیم بسازند که فضاش اینجوری باشه، که حداقل در دنیای مجازی توش زندگی کنیم.
اون پایین رو میشه مثل محیط فیلم بلید رانر تزیین کرد، و اون بالا مثل آمستردام قرون وسطی باشه.
کاش یه گیم بسازند که فضاش اینجوری باشه، که حداقل در دنیای مجازی توش زندگی کنیم.
قطعا اون پایین بیزینس شکل میگیره اما مثل بالا نمیشه. چون بالا سه مزیت اصلی داره: نور طبیعی و هوای آزاد، به مراتب ارزانتر و سریعتر رسیدن به مبدأ، و عدم مشکل پارک.
بله هزینهش بالاست، مگر اینکه در طراحی شهرکهای جدید لحاظ بشه. متأسفانه احتمال اینکه در آینده کلا ماشینها رو ممنوع کنند خیلی بیشتره تا اینکه یک طبقه ببرنشون پایین.
بله هزینهش بالاست، مگر اینکه در طراحی شهرکهای جدید لحاظ بشه. متأسفانه احتمال اینکه در آینده کلا ماشینها رو ممنوع کنند خیلی بیشتره تا اینکه یک طبقه ببرنشون پایین.
والدین معتاد بزهکاری که هیچ عاطفهای نسبت به فرزندشون که حتی یادشون نمیاد چطور بدنیا اومد، ندارند، به اینها ارجحند. اونها حداقل ادا درنمیارند که دلسوزند.
https://t.me/mamlekate/53430
https://t.me/mamlekate/53430
Telegram
مملکته
چشمهای اشکبار و نگاههای نگران خانوادههایی که امروز فرزندانشان در اوج بحران کرونا به سربازی اعزام شدند تا این بار علاوه بر همه تبعات بیگاری اجباری در معرض بیماری کووید۱۹ هم قرار بگیرند.
#سربازی_اجباری
Samadbeigi
@mamlekate
#سربازی_اجباری
Samadbeigi
@mamlekate
چند دهه پیش در دوران قبل انقلاب، در روستای ما دو نفر با هم گلاویز شدند، و سر یکیشون خونین شد. لباس عوض کرد و سریع راهی نزدیکترین شهرستان شد تا از طرف شکایت کنه. زمان زیادی نگذشته بود که دیدند برگشت. گفتند چه زود کارت انجام شد؟! گفت آخه انجام نشد. برای نوشتن یه کاغذ و مهر کردنش انقدر ریال میخواستن، نداشتم بدم، دیدم من که برای همین اولین قدمش پول ندارم برگردم خونه بهتره.
این اتفاقی که در آبادان رخ داده فقط یک نمونه از همه درگیریهاییه که هرروز داره رخ میده، ولی این یکی مستند و به خاطر شرایط خاص قربانی، وایرال شد. ساز و کارهای محلی برای جلویگیری از درگیری، رفع اختلافات، و ایجاد بازدارندگی، همه از بین رفتهاند، و خیلی وقته که از بین رفتهاند. و دولت مرکزی هم توان جایگزین کردنش رو نداشته، و نداره، و حالا حالاها هم نخواهد داشت. دولت مرکزی فقط به فکر آبروی خودشه و برای همین همیشه فیلمبردار صحنه رو بازداشت میکنه.
بروکرات دولتی که پروسه «رسیدگی» رو چیده بود، اصلا فکر نمیکرد که یک دهاتی که نمیتونه هزینههای اداری رو بده باید چه کنه؟ بعضیها فکر میکنند اهمیتی نمیداد. ولی اینطور نبود. اصلا فکرش به اونجا نمیرسید که بعد بخواد اهمیت بده یا نده. یک کارمند شهرنشین که تمام عمرش نشسته خونه درس خونده و بعد مدرک گرفته و بعد نشسته پشت یک میز، اگه بخواد و علاقه داشته باشم هم نمیتونه برای مشکلات محلی کسانی که حتی یک روز هم باشون زندگی نکرده، راه حل ارائه بده. و حتی اگه راه حل هم داد، هیچوقت نمیفهمه که چرا جواب نداد!
برخلاف بروکرات دولتی و کاربر توعیتر، اولویت حاکمیت محلی، عدالت نیست. اولویت اینه که زد و خورد و خلافکاری تکرار نشه. و خود این تفاوت در اولویتبندی، باعث تفاوت در کارایی میشد.
این اتفاقی که در آبادان رخ داده فقط یک نمونه از همه درگیریهاییه که هرروز داره رخ میده، ولی این یکی مستند و به خاطر شرایط خاص قربانی، وایرال شد. ساز و کارهای محلی برای جلویگیری از درگیری، رفع اختلافات، و ایجاد بازدارندگی، همه از بین رفتهاند، و خیلی وقته که از بین رفتهاند. و دولت مرکزی هم توان جایگزین کردنش رو نداشته، و نداره، و حالا حالاها هم نخواهد داشت. دولت مرکزی فقط به فکر آبروی خودشه و برای همین همیشه فیلمبردار صحنه رو بازداشت میکنه.
بروکرات دولتی که پروسه «رسیدگی» رو چیده بود، اصلا فکر نمیکرد که یک دهاتی که نمیتونه هزینههای اداری رو بده باید چه کنه؟ بعضیها فکر میکنند اهمیتی نمیداد. ولی اینطور نبود. اصلا فکرش به اونجا نمیرسید که بعد بخواد اهمیت بده یا نده. یک کارمند شهرنشین که تمام عمرش نشسته خونه درس خونده و بعد مدرک گرفته و بعد نشسته پشت یک میز، اگه بخواد و علاقه داشته باشم هم نمیتونه برای مشکلات محلی کسانی که حتی یک روز هم باشون زندگی نکرده، راه حل ارائه بده. و حتی اگه راه حل هم داد، هیچوقت نمیفهمه که چرا جواب نداد!
برخلاف بروکرات دولتی و کاربر توعیتر، اولویت حاکمیت محلی، عدالت نیست. اولویت اینه که زد و خورد و خلافکاری تکرار نشه. و خود این تفاوت در اولویتبندی، باعث تفاوت در کارایی میشد.
۲۷۳ میلیارد دلار پول زیادیه، اما فراموش نکنیم که بیش از نصف این مبلغ، که بخشی ازون حتی به صورت پالتهایی از اسکناس بود، به صورت هوایی، زمینی و چمدانی، در اختیار ایران قرار گرفت، و دیدیم که نهایتا نصیب واژن گاو شد. دولتها در مصرف منابع بهینه نیستند، و اگه ایدئولوژیک باشند به مراتب بدتر. فرقی نداره چقدر دقت کنند و چند گردان از حسابداران و بازرسان مالی در استخدام داشته باشند. وقتی آمریکا عراق و افغانستان رو اشغال کرد، ما تحت پروپاگاندای چپ تصور میکردیم همین فرداست که شرکتهای غربی بریزند در این دو کشور و همه فرصتهای بالقوه و بالفعل رو جارو کنند. اما خبری نشد. در مورد آفریقا هم بیشتر این روزنامهگارهای غربی هستند که نگران حضور چین هستند، نه شرکتهای غربی! شخصا به قوه بویایی بخش خصوصی اعتماد بیشتری دارم.
https://t.me/RahbordChannel/1797
https://t.me/RahbordChannel/1797
Telegram
راهبرد
رد پای سرخ!
این نقشه سرمایه گذاری و تامین مالی چینی ها (دولت چین) در مگاپروژه ها در سطح جهان از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴ را نشان می دهد، ۳۴۸۵ پروژه که در مجموع ۲۷۳.۶ میلیارد دلار را شامل می شود.
به طور خاص آفریقا به دلایل روشن مقصد جذابی برای آنها بوده است، جاه…
این نقشه سرمایه گذاری و تامین مالی چینی ها (دولت چین) در مگاپروژه ها در سطح جهان از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴ را نشان می دهد، ۳۴۸۵ پروژه که در مجموع ۲۷۳.۶ میلیارد دلار را شامل می شود.
به طور خاص آفریقا به دلایل روشن مقصد جذابی برای آنها بوده است، جاه…
برخی از دوستان متوجه منظور دو تا از پستها نشدن (کاش همین دو تا بود البته).
در مورد سهم ما در خودکشی بچهها تصور کردند منظورم خیریهست! خب اگه میخواستم بگم باید صدقه بدیم، مینوشتم صدقه. اینکه یک مکانیزم اجتماعی نداریم تا ضعفا رو نجات بدیم یعنی نمیتونیم همشهریان و هموطنانمون رو از زیر فشارهای بیهوده بیرون بکشیم. کمک مالی فقط یک قسمت ازین کاره. قسمتهای خیلی مهمتر دیگهای وجود داره. اینکه مدرسه و دانشگاه انقدر در ذهن مردم بااهمیت به نظر میاد، که میشه به خاطرش جان داد! یعنی ما در عقبراندن این فکر که خیلی مهمند ناموفق بودیم. قبلا درباره رتبههای برتر کنکور که از خانوادههای فقیر شهرستانهای دورافتاده هستند نوشته بودم که اینها توانشون رو
هرز میدن چون دارند بیست واحد انرژی خرج میکنند تا به جایی برسند که یک آدم مرکزنشین مرفهتر با پنج واحد انرژی بش میرسه، و این بهینه نیست و نباید وارد این بازی بشن، و یکی باید اینو بشون منتقل کنه. ما در برابر موج سفاهت، ضعیف عمل کردیم و هنوز برنامهای نداریم.
در مورد نظرسنجی اشغال آذربایجان تصور کردند با تجزیه ایران یا اشغال همسایگان موافقم. البته در مورد هیچکدومشون نظری ندارم. فقط خواستم به این مسئله مهم اشاره کنم که وفاداری به مفهوم دولت مرکزی مقتدر، یک شمشیر دو لبهست. همونطور که وفاداری به یک سلطان هم شامل دریافت غنیمت میشه، هم شامل تحمل کردن اخلاقیات مشمئزکنندهش! تمرکز قدرت به صورت اتوماتیک، شامل جاهطلبی میشه. همون قدرتی که از وجودش حمایت میکنید تا مانع تجزیه بشه، دقیقا همون قدرت دامنه دخالتش رو به خارج از مرزها هم میکشونه. همون قدرتی که حاضره هر هزینهای بکنه تا خاک رو از دست نده، ممکنه هر هزینهای بده تا خاک رو اضافه کنه. که ممکنه به سادگی اشغال نظامی نباشه و به شکل نفوذ و خرابکاری سیاسی دربیاد.
در مورد سهم ما در خودکشی بچهها تصور کردند منظورم خیریهست! خب اگه میخواستم بگم باید صدقه بدیم، مینوشتم صدقه. اینکه یک مکانیزم اجتماعی نداریم تا ضعفا رو نجات بدیم یعنی نمیتونیم همشهریان و هموطنانمون رو از زیر فشارهای بیهوده بیرون بکشیم. کمک مالی فقط یک قسمت ازین کاره. قسمتهای خیلی مهمتر دیگهای وجود داره. اینکه مدرسه و دانشگاه انقدر در ذهن مردم بااهمیت به نظر میاد، که میشه به خاطرش جان داد! یعنی ما در عقبراندن این فکر که خیلی مهمند ناموفق بودیم. قبلا درباره رتبههای برتر کنکور که از خانوادههای فقیر شهرستانهای دورافتاده هستند نوشته بودم که اینها توانشون رو
هرز میدن چون دارند بیست واحد انرژی خرج میکنند تا به جایی برسند که یک آدم مرکزنشین مرفهتر با پنج واحد انرژی بش میرسه، و این بهینه نیست و نباید وارد این بازی بشن، و یکی باید اینو بشون منتقل کنه. ما در برابر موج سفاهت، ضعیف عمل کردیم و هنوز برنامهای نداریم.
در مورد نظرسنجی اشغال آذربایجان تصور کردند با تجزیه ایران یا اشغال همسایگان موافقم. البته در مورد هیچکدومشون نظری ندارم. فقط خواستم به این مسئله مهم اشاره کنم که وفاداری به مفهوم دولت مرکزی مقتدر، یک شمشیر دو لبهست. همونطور که وفاداری به یک سلطان هم شامل دریافت غنیمت میشه، هم شامل تحمل کردن اخلاقیات مشمئزکنندهش! تمرکز قدرت به صورت اتوماتیک، شامل جاهطلبی میشه. همون قدرتی که از وجودش حمایت میکنید تا مانع تجزیه بشه، دقیقا همون قدرت دامنه دخالتش رو به خارج از مرزها هم میکشونه. همون قدرتی که حاضره هر هزینهای بکنه تا خاک رو از دست نده، ممکنه هر هزینهای بده تا خاک رو اضافه کنه. که ممکنه به سادگی اشغال نظامی نباشه و به شکل نفوذ و خرابکاری سیاسی دربیاد.