در فضای سیاسی آمریکا مفهومی شکل گرفت با عنوان «ترامپیست کمُدی». یعنی طرفدار ترامپی که تمام مدت تو کمد قایم میشه بعد روز انتخاب، میپره بیرون. یه چیز مشابهی داره درباره نحوه مقابله با اسلام شکل میگیره. یعنی عده زیادی جرئت ندارند که بگن باید با مسلمانان با خشونت و مشت آهنین برخورد کرد. اما معتقدند چین داره با اقلیت مسلمانش کار درستی انجام میده. اینها همهجا هستند.. اما تو نظرسنجیها، تظاهراتها، فضای پابلیک دیده نمیشن. البته فقط به خاطر عدم تحمل مسلمانان نیست که تو کمد قایم میشن. یه علتش هم اینه که میدونند دچار احساساتی متناقض هستند. از طرفی از تسلط چین به جهان نگرانند، به دلایلی که برای همه واضحه؛ و از طرفی از خودشون میپرسند اگه چین به دنیا مسلط میشد شر همه مسلمانان دنیا رو هم کم میکرد، نه؟ اگه کشور فرانسه رو یک پارک توریستی بدونیم و بعد این پارک رو بفروشیم به چین تا ادارهش بکنه، کسی دیگه جرئت میکرد وسط این پارک احکام اسلام رو اجرا کنه؟
Anarchonomy
اینم بگم اینجا باشه: There is no longer a real wage gap in the world. Its not about income anymore. There is only a gap between people who badly need to work, and those who don't need to work at all.
«هیچ تعطیلیای (بابت کرونا) در کار نبود. فقط طبقه متوسط قایم شدن تو خونه، و طبقه کارگر براشون چیز میز آوردن».
تازه دارن حرفی رو میزنند که من خیلی وقت پیش نوشتم اینجا.
تازه دارن حرفی رو میزنند که من خیلی وقت پیش نوشتم اینجا.
در کره جنوبی کالاهای وارداتی که از فروشگاههای آنلاین خارجی خریداری شدن، اگه زیر ۲۰۰ دلار باشند مشمول عوارض و مالیات ارزش افزوده نمیشن. ازونجایی که تک به تک محاسبه میشه، میتونند مثلا بیست قلم جنس ۱۰۰ دلاری سفارش بدن و عوارضی ندن. و دولت کره حالا که دیده مردم دارند این کار رو میکنند شروع کرده به کرم ریختن. حالا میخواد به صورت مجموع حساب کنه. یعنی بیست تا صد دلار رو دو هزار دلار در نظر بگیره و متناسب با دو هزار دلار عوارض و مالیات بگیره. حدس میزنید بهانهشون چیه؟ «تقویت تقاضا برای تولیدکنندگان و فروشگاههای آنلاین داخلی».
در چین سقف تعیین شده و هرکس در هرسال به طور مجموع معادل ۴هزار دلار میتونه سفارش انلاین خارجی رو بدون عوارض بیاره داخل. چه چهل تا صد دلاری باشه، چه یه دونه چها هزارتایی. و بروکراتهای کرهای تا از همکسوتان چینیشون تقلید نکنند، آرام نمیگیرند.
دفعه بعد که درباره رکورد سرعت اینترنت در سئول تیتر زدند، کامنت بذارید: چه فایده ویدئوی معرفی یک وسیله رو با سرعت ۳ گیگ در ثانیه لود کنی وقتی نمیذارن با قیمت واقعیش بخریش؟
در چین سقف تعیین شده و هرکس در هرسال به طور مجموع معادل ۴هزار دلار میتونه سفارش انلاین خارجی رو بدون عوارض بیاره داخل. چه چهل تا صد دلاری باشه، چه یه دونه چها هزارتایی. و بروکراتهای کرهای تا از همکسوتان چینیشون تقلید نکنند، آرام نمیگیرند.
دفعه بعد که درباره رکورد سرعت اینترنت در سئول تیتر زدند، کامنت بذارید: چه فایده ویدئوی معرفی یک وسیله رو با سرعت ۳ گیگ در ثانیه لود کنی وقتی نمیذارن با قیمت واقعیش بخریش؟
پدر امروز آمدم برای اعتراف، اما نه اعتراف به گناه. شاید قوانین شما اجازه نمیدهد اینجا به چیزی غیر از گناه اعتراف شود. اما فکر نمیکنم در حالی که دارم اعترافم را انجام میدهم بگویید «من نمیشنوم». راستش خودم هم قصد آمدن به اینجا نداشتم. خودتان دیدهاید که زیاد پایم به اینجا باز نمیشود. اما امروز متوجه چیزهایی شدم که فکر کردم باید به یک نفر گفت. نه به این خاطر که شما هم بدانید و تعداد کسانی که آن را میدانند دو نفر شود. بلکه به خاطر یک دلیل عجیب که شاید فقط برای من یک دلیل است. حس میکنم خدا فقط برای شمردن کارهای خوب و بد ما نیست که دارد ما را میپاید. احتمالا در کنارش کنجکاو است که ببیند متوجه بعضی چیزها میشویم یا نه. من هم گاهی ازین کنجکاویها دارم.. مثلا وقتی مرغ و خروسهایمان برای خودشان میچرخند میروم چیزهایی را در قفسشان جابجا میکنم تا ببینم وقتی برگشتند میفهمند جابجا شده یا نه. البته بیشتر اوقات نمیتوانم مطمئن بشوم که میفهمند یا نه.
ولی من حالا مطمئنم که متوجه بعضی چیزها شدهام و باید پیش شما اعتراف کنم. گمان میکنم خدا اینطور میتواند بفهمد که متوجه شدهام. یکی از چیزهایی که کشف کردم این بود که دنیا جای کافی برای هرتعداد از آدمها دارد، اما جای کافی برای خوشبختی ندارد. یعنی هرچقدر آدمها بیشتر بشوند چیزی بهم نمیریزد، اما وقتی تعداد آدمهای خوشبخت از حدی بیشتر شد، خیلی چیزها شروع میکند به بهم ریختن. پدر، متوجهید که من این حرفها را به کسی نگفتم و چون مطمئنم که شما به کسی غیر از خدا انتقال نمیدهید دارم به شما میگویم. لطفا بعد ازینکه انتقال دادید بهشان فکر نکنید. دوست ندارم ناراحتتان کرده باشم. چون میدانید، این چیزها مردم را ناراحت میکند. که کسی بگوید دنیا برای خوشبختیشان جا ندارد. البته این هم بهتان بگویم، اینطور نیست که از زندگیام راضی نباشم. اتفاقا وقتی زندگی گربهها را نگاه میکنم میبینم ما زندگی فوقالعادهای داریم. مثلا ما هفتهای یکبار هم حمام کنیم کافیست، اما آنها هرچند قدم که برمیدارند موهایشان به هزارجای کثیف مالیده میشود و مجبورند تمیزش کنند. ازینکه من و خانوادهام خوشبخت نیستیم ناراحت نیستم. فقط میخواهم به خدا پیام بدهم که فهمیدم طرحش چه بوده. پس حتما منتقل کنید. مچکرم پدر. حرف دیگری ندارم.
ولی من حالا مطمئنم که متوجه بعضی چیزها شدهام و باید پیش شما اعتراف کنم. گمان میکنم خدا اینطور میتواند بفهمد که متوجه شدهام. یکی از چیزهایی که کشف کردم این بود که دنیا جای کافی برای هرتعداد از آدمها دارد، اما جای کافی برای خوشبختی ندارد. یعنی هرچقدر آدمها بیشتر بشوند چیزی بهم نمیریزد، اما وقتی تعداد آدمهای خوشبخت از حدی بیشتر شد، خیلی چیزها شروع میکند به بهم ریختن. پدر، متوجهید که من این حرفها را به کسی نگفتم و چون مطمئنم که شما به کسی غیر از خدا انتقال نمیدهید دارم به شما میگویم. لطفا بعد ازینکه انتقال دادید بهشان فکر نکنید. دوست ندارم ناراحتتان کرده باشم. چون میدانید، این چیزها مردم را ناراحت میکند. که کسی بگوید دنیا برای خوشبختیشان جا ندارد. البته این هم بهتان بگویم، اینطور نیست که از زندگیام راضی نباشم. اتفاقا وقتی زندگی گربهها را نگاه میکنم میبینم ما زندگی فوقالعادهای داریم. مثلا ما هفتهای یکبار هم حمام کنیم کافیست، اما آنها هرچند قدم که برمیدارند موهایشان به هزارجای کثیف مالیده میشود و مجبورند تمیزش کنند. ازینکه من و خانوادهام خوشبخت نیستیم ناراحت نیستم. فقط میخواهم به خدا پیام بدهم که فهمیدم طرحش چه بوده. پس حتما منتقل کنید. مچکرم پدر. حرف دیگری ندارم.
«هیچکس سیاه و سفید نیست، شجریان همش بدی نبوده، خوبیهایی هم داشته، اونارو هم بگید».
«هیچکس سیاه و سفید نیست. شجریان همش خوبی نبوده، بدیهایی هم داشته. اونارو هم بگید».
ذهن عقبمانده فکر میکنه افعال رو میشه در دو ستون خوبها و بدها لیست کرد. که متأثر از رسوبات مذهبیه. در دین یک شاخص آسمانی داریم، و همهچیز یا سمت راستش هستند، یا سمت چپش. این آدمها، این تم رو از دنیای قدیم با خودشون کول کردهاند و آوردهاند در دنیایی که دیگه اون شاخص وجود نداره یا غبار نمیذاره دیده بشه. خودش به دو لیسته کردن کارهای خودش معتقد نیست حتی، ولی اون رسوبات رو کول میکنه. برای کارهای خودش شرط و اما داره: ثبت نام خودرو آب ریختن در آسیاب اینهاست، «اما» چیکار کنیم بدون ماشین؟
ذهن عقبمانده فکر میکنه جامعهای وقتی یک جامعه آزاده که به همهچیز پرداخته بشه. همهچیز. مثل دوربینهای مداربسته که نقطه کور ندارند. اگه به جای صد در صد شجریان، به شصت درصدش بپردازیم، یعنی هنوز خفقانه! «ازین هم بگو.. ازون هم بگو» شعار شعبان بیمخهایِ دنیایِ جهانسومیِ تازه به مدد تکنولوژی مزه آزادی بیان چشیدهست. برای چی چون آزادم که از صد در صدش بگم، «باید» از صد در صدش بگم؟ فکر میکنه تقید به آزادی بیان، یعنی تعهد به بیان!
«هیچکس سیاه و سفید نیست. شجریان همش خوبی نبوده، بدیهایی هم داشته. اونارو هم بگید».
ذهن عقبمانده فکر میکنه افعال رو میشه در دو ستون خوبها و بدها لیست کرد. که متأثر از رسوبات مذهبیه. در دین یک شاخص آسمانی داریم، و همهچیز یا سمت راستش هستند، یا سمت چپش. این آدمها، این تم رو از دنیای قدیم با خودشون کول کردهاند و آوردهاند در دنیایی که دیگه اون شاخص وجود نداره یا غبار نمیذاره دیده بشه. خودش به دو لیسته کردن کارهای خودش معتقد نیست حتی، ولی اون رسوبات رو کول میکنه. برای کارهای خودش شرط و اما داره: ثبت نام خودرو آب ریختن در آسیاب اینهاست، «اما» چیکار کنیم بدون ماشین؟
ذهن عقبمانده فکر میکنه جامعهای وقتی یک جامعه آزاده که به همهچیز پرداخته بشه. همهچیز. مثل دوربینهای مداربسته که نقطه کور ندارند. اگه به جای صد در صد شجریان، به شصت درصدش بپردازیم، یعنی هنوز خفقانه! «ازین هم بگو.. ازون هم بگو» شعار شعبان بیمخهایِ دنیایِ جهانسومیِ تازه به مدد تکنولوژی مزه آزادی بیان چشیدهست. برای چی چون آزادم که از صد در صدش بگم، «باید» از صد در صدش بگم؟ فکر میکنه تقید به آزادی بیان، یعنی تعهد به بیان!
از آخرینباری که وزارت بهداشت برندهای غیرمجاز و غیراستاندارد مایع ضدعفونیکننده رو منتشر کرده چقدر میگذره؟ ازون موقع چقدر ازین مواد با اسامی مختلف به بازار اضافه شدن؟ اگه به جای این وزارتخونه چندتا شرکت خصوصی سنجش و اعتبارسنجی استاندارد داشتیم بهتر نبود؟
وقتی میگی لازم نیست در این مورد و آن مورد دولت دخالت کنه، کبود میشن و میگن هییییییع، چطور ممکنه؟ اینا عرضه ندارن، و گرنه دولت درستی در کار باشه، میتونه! مثلا نیوزیلند رو ببین.
خب، دیدیم. ما نمیتونیم دولتی مثل دولت نیوزیلند داشته باشیم. اما میتونیم شرکتهایی مثل شرکتهای نیوزیلند داشته باشیم. فهمیدنش خیلی سادهست.
البته در اینجا فرض اینه که دولت نیوزیلند دولت موفقیه. اما نیست. دارند کنترل یک بیماری که به هزاران فاکتور مرتبط میشه رو، اونم در یک جزیره کم جمعیت، فقط به رهبری سیاسی و مدیریت از بالا ارتباط میدن. و حداقل نیمی از همون جمعیت کم، گوسفندوار این ارتباط فیک رو باور میکنند. اما ما این فرض رو لحاظ کردیم که یک جایی، دولت موفقی به ظهور رسیده. اون دولت هرچه هست، ما نمیتونیم اینجا اون رو داشته باشیم. خلاص!
وقتی میگی لازم نیست در این مورد و آن مورد دولت دخالت کنه، کبود میشن و میگن هییییییع، چطور ممکنه؟ اینا عرضه ندارن، و گرنه دولت درستی در کار باشه، میتونه! مثلا نیوزیلند رو ببین.
خب، دیدیم. ما نمیتونیم دولتی مثل دولت نیوزیلند داشته باشیم. اما میتونیم شرکتهایی مثل شرکتهای نیوزیلند داشته باشیم. فهمیدنش خیلی سادهست.
البته در اینجا فرض اینه که دولت نیوزیلند دولت موفقیه. اما نیست. دارند کنترل یک بیماری که به هزاران فاکتور مرتبط میشه رو، اونم در یک جزیره کم جمعیت، فقط به رهبری سیاسی و مدیریت از بالا ارتباط میدن. و حداقل نیمی از همون جمعیت کم، گوسفندوار این ارتباط فیک رو باور میکنند. اما ما این فرض رو لحاظ کردیم که یک جایی، دولت موفقی به ظهور رسیده. اون دولت هرچه هست، ما نمیتونیم اینجا اون رو داشته باشیم. خلاص!
فکرش به هرچیزی میرسه غیر از دلایل سیستماتیک.
یکی از تفریحات من با ارزشیها اینه که ازشون میپرسم: یکی از ایرادات سیستمی حکومت رو نام ببر! و نمیتونه، یا نمیخواد. بعد ازین استفاده میکنم تا عقاید مذهبیش رو زیر سوال ببرم (چون بیایراد دونستن سیستمهای ساخته انسان، از مصادیق شرکه).
ژانر «سیستم خوب است، آدمها بدند»، طرف رو به مهملگویی میکشونه. طوری که حتی گزینه نظرسنجی هم کم میاره، و هم ناتوانی آدم بدها رو میذاره، هم خودباختگیشون رو! انگار جایی آدم توانمند خودباخته وجود داره مثلا!
دوستان همسطح خودش هم با انتخاب این گزینههای از جنس شوخی، بش کمک میکنند تا شعار بیت رهبری مبنی «مشکل ما تحریم نیست»، لعاب «افکار عمومی» بخوره.
یک مشت سفله که تیاتر خیابانی «بیایید آسیبشناسی کنیم» رو اجرا میکنند.
یکی از تفریحات من با ارزشیها اینه که ازشون میپرسم: یکی از ایرادات سیستمی حکومت رو نام ببر! و نمیتونه، یا نمیخواد. بعد ازین استفاده میکنم تا عقاید مذهبیش رو زیر سوال ببرم (چون بیایراد دونستن سیستمهای ساخته انسان، از مصادیق شرکه).
ژانر «سیستم خوب است، آدمها بدند»، طرف رو به مهملگویی میکشونه. طوری که حتی گزینه نظرسنجی هم کم میاره، و هم ناتوانی آدم بدها رو میذاره، هم خودباختگیشون رو! انگار جایی آدم توانمند خودباخته وجود داره مثلا!
دوستان همسطح خودش هم با انتخاب این گزینههای از جنس شوخی، بش کمک میکنند تا شعار بیت رهبری مبنی «مشکل ما تحریم نیست»، لعاب «افکار عمومی» بخوره.
یک مشت سفله که تیاتر خیابانی «بیایید آسیبشناسی کنیم» رو اجرا میکنند.
شرکت ادوبی تو کنفرانس مجازی که برای معرفی نسخه جدید فوتوشاپ برگزار شد قابلیتهای زیادی رو اضافه کرد به این برنامه، که بیشترشون مربوط به هوش مصنوعی میشه. یکیشون هم امکان عوض کردن آسمانه. سردی و گرمی نور محیط رو هم متناسب با مود آسمان انتخابشده تغییر میده. به عنوان سمپل هم از یک عکس استفاده کرده که نماد این روزهای جنبش بیالام حساب میشه.
یعنی کلکسیونی از یک آینده حالبهمزن رو داریم اینجا، از یک طرف مصنوعی شدن عکاسی و عملا حذف تدریجی عکاس، و از یک طرف جهاد فرهنگی شرکتهای چندملیتی!
امیدوارم چین به جای موشک و جنگنده، روی نرمافزار کار کنه. خیلی مایلم جای آمریکاییها رو بگیرند.
یعنی کلکسیونی از یک آینده حالبهمزن رو داریم اینجا، از یک طرف مصنوعی شدن عکاسی و عملا حذف تدریجی عکاس، و از یک طرف جهاد فرهنگی شرکتهای چندملیتی!
امیدوارم چین به جای موشک و جنگنده، روی نرمافزار کار کنه. خیلی مایلم جای آمریکاییها رو بگیرند.
❤4
سوال نادرستی است اگر پرسیده شود «شهروند سوئیس بودن چگونه است؟».
دقیقتر این است که بپرسیم «دارد چقدر خرج شهروند سوئیس میشود؟».
من دوست ندارم به سبک جهانگردها از شهروندان کشورها بپرسم که زندگیشان چگونه است. فاکتورهای خرید، از هفتمن داستان و گزارش وبلاگی و فیلم و تصویر بهتر اطلاعات میدهد. فاکتورها هم از حال خبر میدهند، هم از گذشته، هم از آینده. چون نشان میدهد جامعه روی چه ثروتی خوابیده بوده، چقدر دارد خرج میکند، چقدر نشت میدهد، و چقدر برای آینده خواهد ماند. مثلا اگر ببینم کشور ایکس برای بخیه زدن زخم سه سانتی کسی که به خاطر یک ترمز غیرمنتظره سرش به شیشه ماشین خورده، معادل ده هزار دلار خرج کرده، میفهمم اوضاع زیاد خوب نیست. و اگر فعلا خوب است، خیلی دوام نخواهد داشت.
دقیقتر این است که بپرسیم «دارد چقدر خرج شهروند سوئیس میشود؟».
من دوست ندارم به سبک جهانگردها از شهروندان کشورها بپرسم که زندگیشان چگونه است. فاکتورهای خرید، از هفتمن داستان و گزارش وبلاگی و فیلم و تصویر بهتر اطلاعات میدهد. فاکتورها هم از حال خبر میدهند، هم از گذشته، هم از آینده. چون نشان میدهد جامعه روی چه ثروتی خوابیده بوده، چقدر دارد خرج میکند، چقدر نشت میدهد، و چقدر برای آینده خواهد ماند. مثلا اگر ببینم کشور ایکس برای بخیه زدن زخم سه سانتی کسی که به خاطر یک ترمز غیرمنتظره سرش به شیشه ماشین خورده، معادل ده هزار دلار خرج کرده، میفهمم اوضاع زیاد خوب نیست. و اگر فعلا خوب است، خیلی دوام نخواهد داشت.
❤4
Anarchonomy
فرهنگ از بالا ساخته میشود! ثابت هم شده تازه! مثلا در مقاطعی از تاریخ که حکومت مرکزی وجود نداشته یا مردم اصلا خبر نداشتند پادشاه مرده یا زندهست، فرهنگی شکل نمیگرفته و همه در بربریت محض میماندند.
ای مردم این ملاها لایق تربیت کردن شما نیستند. نه بلدند نه سلیقه دارند. باید ما به وطن برگردیم و تربیتتان کنیم. بهرحال بدون تربیت که نمیشود ولتان کرد در طبیعت.
یه تیکه فضای سبز مینیاتوری مونده وسط این شهر، همونش هم یک مشت جانور آکادمیک که مهندسی عمران خوندن و فکر میکنند با نرمافزارهای شرکت اتودسک میشه بشریت رو نجات داد، با همکاری چندتا بساز بفروش که با رأی فک و فامیلشون به شورای شهر راه پیدا کردن و توهم برداشتن که حالا مدیر شدن، میخوان آسفالت کنند! سردبیر میدونه چه خبره که کلمه فعلا رو تو گیومه گذاشته. چون بهرحال درختان رو قطع خواهند کرد، چون اونجا نمیشه کار عمرانی پولسازی انجام داد بدون اینکه درخت قطع بشه، همونطور که قبلا برای هر کاری در اونجا باغهای میوه رو خراب کردند.
هیچ ترکیبی خطرناکتر از مهندس عمران و عضو شورای شهر نیست. این دو موجود بریزن رو هم، زیر پاشون اسیدی میشه و دیگه هیچ گیاهی درنمیاد. مثل اینه که ترکیبی ژنتیک از عقرب و عنکبوت سمی درست کنند. و این مختص جهان سوم نیست. فقط در کشورهای توسعهیافته، شهروندان قدرت بیشتری دارند و اجازه هر نوع تجاوز و ریخت و پاش بتنی رو نمیدن.
هیچ ترکیبی خطرناکتر از مهندس عمران و عضو شورای شهر نیست. این دو موجود بریزن رو هم، زیر پاشون اسیدی میشه و دیگه هیچ گیاهی درنمیاد. مثل اینه که ترکیبی ژنتیک از عقرب و عنکبوت سمی درست کنند. و این مختص جهان سوم نیست. فقط در کشورهای توسعهیافته، شهروندان قدرت بیشتری دارند و اجازه هر نوع تجاوز و ریخت و پاش بتنی رو نمیدن.
❤4
اوباما درست دو برابر ترامپ مهاجران رو دیپورت کرده بوده. بعد عدهای تحت تأثیر پدرسوختهبازی رسانهها میگن ترامپ خیلی ضدمهاجرته، اوباما اینجوری نبود! بعد همون عدهای میگن رسانهها خیلی بد شدن اصلا، ایش، باید فکری کرد!
اهالی این رسانهها میتونند کاری کنند وقتی سیل میاد فکر کنی نم نم بارونه، و برعکس وقتی نم نم بارون میزنه فکر کنی سیل اومده! و این وارونگیهای شناختی جمع میشه رو هم، و یهو میبینی ۹۰ درصد پیشفرضهایی که تو ذهنت داری، فیک هستند! اونا در این کار انقدر موفقند که امکان نداره داوطلبانه متوقفش کنند. وقتی میفهمی یه راننده تاکسی عمدا مسیر رو طولانی کرده تا کرایه بیشتری بگیره عصبانی میشی، ولی عادت کردی که اینها خرت کنند. هرروز، و به طور مداوم.
اهالی این رسانهها میتونند کاری کنند وقتی سیل میاد فکر کنی نم نم بارونه، و برعکس وقتی نم نم بارون میزنه فکر کنی سیل اومده! و این وارونگیهای شناختی جمع میشه رو هم، و یهو میبینی ۹۰ درصد پیشفرضهایی که تو ذهنت داری، فیک هستند! اونا در این کار انقدر موفقند که امکان نداره داوطلبانه متوقفش کنند. وقتی میفهمی یه راننده تاکسی عمدا مسیر رو طولانی کرده تا کرایه بیشتری بگیره عصبانی میشی، ولی عادت کردی که اینها خرت کنند. هرروز، و به طور مداوم.