Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
از منطقه‌ای محروم که کسی تا الان تخمینی از شدت فلاکت موجود در اونجا نداشته مستنداتی تهیه و منتشر می‌کنند و زیرش می‌نویسند «برسد به دست مسئولان». دولت براشون خداست، و از خدا انتظار دارند «علی کل شیء بصیر» باشه، یعنی همه‌جا رو ببینه. وقتی این خدا خیلی جاها رو…
چه خدایی میتونه از خودش دفاع کنه؟ خدایی که لایمکن‌الفرار من حکومته باشه. یعنی نشه ازش در رفت. نشه از مرزش چیزی رو قاچاق کرد. نشه به مامورانش رشوه داد. نشه قوانینش رو دور زد. به چنین خدایی، میگن «دولت کارآمد».
Anarchonomy
چه خدایی میتونه از خودش دفاع کنه؟ خدایی که لایمکن‌الفرار من حکومته باشه. یعنی نشه ازش در رفت. نشه از مرزش چیزی رو قاچاق کرد. نشه به مامورانش رشوه داد. نشه قوانینش رو دور زد. به چنین خدایی، میگن «دولت کارآمد».
به دلایل مفصلی، حاکمیت کشور ما از نوع همون بت‌های چوبیه که اگه کسی جنم داشته باشه میتونه با تبر بزنه تو گردنش و در بره، یا حتی همونجا بایسته و برای یک خدای متعال دیگه تبلیغات کنه. حاکمیت ما در مقایسه با خدایانی که در کشورهای توسعه‌یافته سلطنت دارند، یک حالت بدوی داره. البته در این بدویت خیلی بکر نمونده. مثلا چیزهایی از غرب و شرق رو کپی پیست کرده. مثل بدویت عشایری که هنوز کوچ می‌کنند اما با خودشون کلمن پلاستیکی حمل می‌کنند، یا وقتی بارون می‌گیره روی چادرشون نایلون می‌کشند! یک حکومت بدوی که مثلا نرم‌افزار تشخیص چهره داره. و تلفن سه رقمی برای گزارش بوی بد کانال فاضلاب.
غالب اون‌هایی که ازین خدای بدوی ناراضی‌اند، یا همون جبهه «برسد به دست مسئولان»، هدفی جز جایگزین کردنش با یک خدای قادر قاهر جبار بصیر ندارند. که بتونه همه‌چیز رو کنترل کنه، و برای همه‌چیز برنامه داشته باشه. فعلا که بت‌های بدوی سرپا هستند، این‌ها نقش «پرستوهای عدالت» رو ایفا می‌کنند. اما وقتی بت‌ها افتادند، کاهنان اعظم خدای جایگزین‌شده خواهند بود. کاهنانی که زل خواهند زد به دوربین و خواهند گفت: «روزی مردم دست ماست».
ما در یک دو راهی قرار داریم. این هنوز بدوی ماندن فرصتی به ما داده تا انتخاب کنیم. که بتکده رو با معبدی بزرگتر و باشکوه‌تر جایگزین کنیم، یا تن به هیچ سلطنتی ندیم. داخل‌نشینانی که آرمان‌شون یک رضای دومه، و خارج‌نشینانی که عبد خدایان اونجا هستند، چیزهای زیادی در گوش‌مون می‌خوانند. اما باید همه رو نشنیده گرفت.
ما در بدترین وضعیت تاریخی خودمون هستیم، اما می‌تونیم بهترین تصمیم تاریخی سرزمین‌مون رو بگیریم.
آیا ممکنه این مردم این درست‌ترین تصمیم رو بگیرند؟
مثلا به دورانی فکر کنید که نویسنده این پست اختیاراتی درباره سرنوشت شما داره




https://t.me/philosopherin/2197
دولت چیزی نیست جز زورگویی عده‌ای از مردم، به عده دیگه‌ای از آن‌ها.

بچه‌ت اگه وارد مدرسه ما نشه، امکان حیات نداره.
بچه‌ت اگه فارسی یاد نگیره، امکان حیات نداره.
ولی فعلا بچه‌ت اگه بیاد مدرسه امکان حیات نداره.
بچه‌ت اگه تو خونه آنلاین نباشه، امکان حیات نداره.
اگه خودت فارسی بلد نباشی هم بچه‌ت امکان حیات نداره.
اگه اونجوری که گفتیم زندگی می‌کردید الان امکان حیات داشتید.
آرزوهای ناصرخان هم با هم همخوانی نداره.
چطور میشه در جنگ با رسانه‌ها پیروز شد اما در جنگ با هوچیگری تغییر اقلیم شکست خورد؟ وقتی سر اژدها رو زدی، از دهنش دیگه آتش درنمیاد.

نود درصد ذهنیت عموم و حتی اهالی جامعه علمی از تغییر اقلیم، متأثر از رسانه‌هاست، وگرنه الان نی پلاستیکی و شارژر آیفون، موضوعاتی با جذب میلیارد‌ها کلیک نمی‌شدند. اسناد ویکی‌لیکس نشون میداد در دولت‌های غربی، نه تنها دستگاه وزارت خارجه، و نه تنها اندیشکده‌های مرتبط با وزارت خارجه، بلکه حتی دستگاه‌های اطلاعاتی امنیتی، متأثر از نظرات خبرنگارها، ستون‌نویس‌ها و سلبریتی‌های خبری تحلیلی هستند! اینطور نبوده که نویسنده‌ای در وال‌استریت ژورنال فقط به جای تحویل واقعیات به مردم، پروپاگاندای حکومتی یا حزبی رو از کارمندان فلان سازمان بگیره، بجوعه و تحویل مردم بده. بلکه کارمندان اون سازمان هم برای مثلا درک جامعه عراق! از نوشته‌های اون فرد استفاده می‌کردند، و می‌کنند. مردم باور نمی‌کنند بخشی از فهم سازمان سیا از شرایط سوریه متأثر از شبکه الجزیره‌ست! مردم چنین واقعیتی رو هضم نمی‌کنند. مردم رابطه این‌ها رو به شکل هرم می‌بینند. که مثلا سازمان سیا سیگنال میده که این رو بنویسید، و طبقات پایین‌تر به ترتیب انجام میدن. اما در دنیای واقعی بیشتر به یک سیکل تو در تو شبیهه. از رسانه به مجریان، و از مجریان به رسانه‌ها. از نظریه‌پردازان به مجریان و رسانه، و از مجریان و رسانه، به نظریه‌پردازان.‌ همه به هم وصلند.‌ پنجره‌ای که پروفسورهای دانشگاه‌های معتبر دنیا هرروز صبح به سمت دنیا باز می‌کنند تا سهم روزانه از «فهم‌ جهان» رو دریافت کنند، نیویورک‌تایمزه! و این شامل همه رشته‌ها میشه. اگه گردن رسانه رو بزنی، گردن دانشگاه رو هم زدی.
چه کسی این افسانه رو جا انداخت که ترامپ منکر تغییر اقلیمه؟ رسانه‌ها (چطور منکریه که پز میده انتشار دی‌اکسیدکربن آمریکا در دوره ریاست‌جمهوریش پایین اومده؟). مگه همین افسانه توسط اهالی دانشگاه باور نشد؟ چه کسی این افسانه رو جا انداخت که ترامپ مخالف مهاجرته؟ رسانه‌ها. مگه همین افسانه توسط گروه‌های حقوق‌بشری باور نشد؟ مرکل و ماکرون دارند باج میدن به اردوغان که جلوی مهاجران رو بگیره، اما هیچ‌کس در دنیا نمیگه مرکل و ماکرون دارند با مهاجرت می‌جنگند! چون رسانه تا الان چنین روایتی بیرون نداده (ترامپ لاقل پول نمیده که کسی نیاد به کشورش). چه کسی این افسانه رو جا انداخت که جلوگیری از ورود اتوبوسی مهاجران غیرقانونی که قراره بیان بودجه دولت رو بمکند، غیراخلاقیه؟ چه کسی اینکه تردد آدم‌ها رو آزاد بذاریم اما به کسی خدمات مفت ندیم رو تابو کرد؟ چه کسی نیروگاه‌های هسته‌ای رو که پاک‌ترین، امن‌ترین و باثبات‌ترین منبع تولید انرژی هستند رو به آرشیو صنعت فرستاد و به موزه تبدیل کرد؟ چه کسی میلیاردها دلار پول بی‌زبان رو که می‌شد صرف اختراع فیلترهای تقریبا ایده‌آل نیروگاه‌های ذغال‌سنگ و‌ گاز بشه رو هل داد به سمت چاله‌های بودجه‌ای مثل پنل خورشیدی و توربین بادی؟ همه این جریانات رو رسانه‌ها هدایت کردند، و خود جامعه علمی هم افتاد توش، و بخشی ازش شد، و شریکش شد.

جامعه علمی خودش رو قفل کرد به رسانه‌ و‌ رسانه‌زدگی. پس هر بلایی سر رسانه بیاد، باید سر خودش هم بیاد. همونطور که جلوی چشمان‌مون اپیدمولوژیست‌ها رسوای زمانه شدند.


https://t.me/nasserkaramii/2615
چه دعوای باحالی شده، رییس‌جمهورشون دوباره از کد امام حسن استفاده می‌کنه، و این‌ها از لجش حوسین حوسین می‌کنند!
این اوباش ارزش اینکه مورد تحلیل قرار بگیرند رو ندارند. اما تماشای این وضعیت ازین جهت جالبه که همزمان دو نسخه از واقعیت داره به سیاهی‌لشکر دو طرف تزریق میشه. جزیره‌ثباتی‌های سابقن بنفش و سابق‌ترن سبز، وانمود می‌کنند به محض ورود بایدن به کاخ‌سفید، آمریکا شروع می‌کنه به دادن امتیازات مختلف به نظام! و جبهه ارزشی هم کاملا بی‌اعتنا به نتیجه انتخابات آمریکا معتقدند اون‌طرف اصلا فاعلیتی نداره و این دولت روحانیه که لحظه‌شماری می‌کنه برای امتیاز دادن! انگار در دو دنیای جداگانه زندگی می‌کنند.
یه روزی دو نفر از همکلاسی‌هام به دلیلی بچه‌گانه با هم دعوا کردند، که حاصل زد و خورد شد شکستن یکی از دندان‌های جلویی یکی‌شون، که اثر تابلویی روی لبخندش ایجاد کرد. صحبت از شکایت و دریافت دیه شد. معلم‌مون دست فرد دندان شکسته رو گرفت و برد یه گوشه و بش گفت: آره یه جایی هست که بری اونجا میتونی شکایت کنی، ولی اونا به خانواده این بچه نگاه نمی‌کنند که میتونه این دیه رو جور کنه یا نه. ولی تو میتونی به خانواده‌ش نگاه کنی و از خودت بپرسی میتونند یا نه.

وقتی در فضای پابلیک به کسی اتهام تجاوز میزنی و بقیه رو هم تشویق می‌کنی که همین کار رو بکنند، لابد این رو هم می‌دونی که اینجا ایرانه و یه قوه قضاییه داره که براش جون آدم‌ها هم‌ارز علفه، و میدونی تو خونه متهم شیشه مشروب پیدا می‌کنند و می‌نویسند کوکتل مولوتوف کشف شد! و میدونی «مصلحت جامعه اسلامی» بطلبه سی‌دی تام و جری رو می‌نویسند پورن! و میدونی کسی که موبایل دزدیده رو انقدر میزنند که بگه آدم کشتم و کسی که آدم کشته رو انقدر میزنند تا بگه بمب گذاشتم! و میدونی که به خاطر بهانه‌ای با عنوان «جریحه‌دار شدن عفت عمومی» تا حالا چند نفر رو دار زدن. پس آگاهانه میخوای که این بلاها سرش بیاد. پس «راضی به اعدامش نیستم» یک فریبکاری محضه. چهارنفری به دادگاه محلی طالبان برید و شهادت بدید که کسی لواط کرده، یعنی میخواید سنگسار بشه. چون هیچ‌کس در دادگاه طالبانی نمیگه من علیه‌ش شهادت میدم ولی شما طبق قوانین نروژ باش برخورد کنید!



معلم خوب، نعمت بزرگیه.
7
با لحن احمدی‌نژاد باید گفت: آقای گرینوالد، با اینکه شما لیبرالی من شما رو دوست دارم، اما این چیزی که میگی منطق درستی نداره‌.

شبکه‌های اجتماعی آمریکا دارند مثل دولت کمونیستی چین سانسور انجام میدن، که مشکل کوچکی نیست، چون اینکه مدیریت ۱۰۰ درصد دستگاه‌هایی که بستری برای بیان توده مردم هستند، به یک جبهه خاص گرایش داشته باشه، یعنی اون عده‌ای از مردم که مخالف اون جبهه هستند ازون بستر محروم میشن. اما راه حل مشکل، لگد زدن به اصل آزادی نیست.
وقتی یه چپ مغزنخودی میگه «شرکت خصوصی‌اند، هرکاری بخوان میتونند بکنند»، که حرف حقیه که از دهانی باطل خارج شده، گرینوالد میگه «اگه برعکسش بود که این شبکه‌ها انتقاد به ترامپ رو سانسور میکردن شما چپول‌ها بازهم از آزادی این شرکت‌ها دفاع می‌کردید؟». ولی این استدلال درستی نیست. اینکه عده‌ای در شرایطی که آزادی دیگران به نفع‌شون نیست چه واکنشی نشون میدن، معیاری در بحث آزادی نباید باشه. بله اگه برعکس بود اون‌ها دفتر توعیتر رو آتش می‌زدند. اما اگه عده‌ای حاضر باشند میز بازی رو بهم بزنند باید آزادی رو ببوسیم بذاریم کنار؟ در مورد شارلی هبدو این کارو کردیم؟
نه اینکه چپ‌ها الان با دم‌شون گردو میشکنند که شرکت‌های دره سیلیکون در خدمت ایدئولوژی‌شون هستند، و نه شورش و خشونت‌شون در شرایطی فرضی که کاملا برعکس بود، نباید کوچکترین تأثیری در پایبندی ما به آزادی داشته باشه. بدیهیه که آزادی، بسته به شرایط یه عده رو خرکیف می‌کنه و یه عده رو عصبانی. این جزء فیچرهای آزادیه. هزاران ساله که همینطوره.
برخلاف اروپا که عملا راستی باقی نمونده (جزء یه مشت علاف نژادپرست) و مخالفان جریان غالب در حاشیه هستند، در آمریکا راست هنوز قدرت اثرگذاری زیادی داره. و این باعث شده چپ آمریکا حالت تهاجمی‌تر بگیره و قبیله‌ای‌تر بشه (برای همین مثلا در مورد سقط جنین چیزهایی می‌شنوید از فمنیست آمریکایی، که از فمنیست آلمانی شنیده نمیشه). این قبیله با اینکه تسلط زیادی داره اما همواره حس می‌کنه محاصره‌ست، و برای همین با تعصب بیشتر و حمله بیشتر از خودش دفاع میکنه. بیشتر استارت‌آپ‌های نرم‌افزاری، از درون این قبیله بیرون میاد، و حالا که همون استارت‌آپ‌ها غول شدن، داره تعلقشون به قبیله به چشم میاد.
البته سانسورهای اخیر، فقط محصول گرایش مدیران این شبکه‌ها نیست. هرچند از لحاظ سیاسی موافقند که این تصمیمات در شرکت‌شون گرفته بشه، اما اگه فشار رسانه‌ها، که اون‌ها هم متعلق به قبیله چپ هستند، نبود شاید بی‌خیالی‌تر رفتار می‌کردند. ژورنالیست چپ آمریکایی بیشتر ذوق داره برای سانسور مردم تا مدیر سوپر لیبرال توعیتر. این نکته مهمیه که نباید نادیده گرفت.
5
Anarchonomy
برخلاف اروپا که عملا راستی باقی نمونده (جزء یه مشت علاف نژادپرست) و مخالفان جریان غالب در حاشیه هستند، در آمریکا راست هنوز قدرت اثرگذاری زیادی داره. و این باعث شده چپ آمریکا حالت تهاجمی‌تر بگیره و قبیله‌ای‌تر بشه (برای همین مثلا در مورد سقط جنین چیزهایی می‌شنوید…
اینکه امثال نگار مرتضوی تو توعیتر بازرسی منزل به منزل انجام میده تا اکانت‌هایی که علیه نایاک می‌نویسند رو تعلیق کنه، فقط به خاطر این نیست که مأمور صادراتی جمهوری‌اسلامیه. امثال این‌ها علاوه بر تعلقاتی که به نظام اسلامی دارند، در اونجا هم داخل شبکه‌ای از قبیله چپ قرار می‌گیرند که توش تعداد زیادی انتلکتوئل و خبرنگار و نویسنده و هنرمند هست که خیلی جدی معتقدند سانسور یه جاهایی لازمه، چون ما باید به مردم خط فکری بدیم، نه هر ننه‌قمری! در این «اتاقک پژواک» که فقط صدای خودی‌ها منعکس میشه، فاشیسم انقدر عادیه که اونی که تو شبکه قرار گرفته متوجه نمیشه که فاشیست شده.

درسته که مهندس‌های سیلیکون‌ولی هم می‌تونند داخل این اتاقک قرار بگیرند، و قرار دارند خیلی‌هاشون.. اما آتش اصلی زیر سر اون‌هاییه که رشته‌شون علوم انسانی بوده‌.
8
میلیون‌ها نفر به کرونا مبتلا شدند، صدها هزارنفر مردند، حالا یکی هم شنواییش رو از دست داد.. این باید تیتر خبری باشه؟ رخدادی با شانس یک در چند میلیون، در مورد خیلی از بیماری‌ها رخ میده. دکترها، پرستارها، جراحان، در طول دوره کار حرفه‌ای‌شون چیزهایی می‌بینند از بیماری‌های عفونی و ویروسی، که خیلی نادرتر یا شایع‌تر ازینه. پنج سال پیش صدها بچه به خاطر یک سرماخوردگی ساده، از گردن به پایین فلج شدند. که البته ویروسش قدیمیه، اما هر از چندی سر و کله‌ش تو مدرسه‌ها پیدا میشه.


ترس، خوب کلیک می‌گیره‌.
🤷🏻‍♂
Anarchonomy
🤷🏻‍♂
حالا ما هی میگیم کارگر ولی بقیه افراد هم مزه تن ماهی با قیمت آمریکا رو خوب می‌فهمند. یک حسابدار متوسط در ایران اگه ماهی ۱۰ میلیون درآمد داشته باشه، میشه سالی ۳۸۰۰ دلار! همون حسابدار در آمریکا راحت ۷۵ هزارتا درمیاره. یعنی درست ۲۰ فاکینگ برابر!
در یک نظرسنجی که «قبل از» توافق عادی‌سازی روابط بین امارات و اسراییل انجام شده، ۸۰ درصد سعودی‌ها با عادی‌شدن رابطه کشورشون با اسراییل موافق بودن!
از دو حال خارج نیست. یا واقعیت همینه، یا نظرسنجیه خیلی پرت و پلاست. اون موسسه‌ای که انجامش داده، معتبره؛ هرچند که در سال‌های اخیر اعتبار خیلی از نهادها به باد رفته (نظرسنجی‌های همین موسسه درباره انتخابات نشون میده بایدن با اختلاف نه چندان زیادی از ترامپ، پیروز میشه. همینکه مثل بقیه نظرسنجی‌ها، اختلاف خیلی تخیلی رو نشون نمیده، میتونه دلیلی باشه بر اینکه بهتر از بقیه این کار رو انجام میدن). و اگه واقعیت همین باشه، یعنی این ماییم که با تصورات تاریخ‌گذشته‌مون از همسایگان‌مون، از واقعیت خیلی پرتیم!
از دیروز دارم روده‌درازی‌های مختلف رو میخونم، هیچکدوم اصل مطلب رو بیان نمی‌کنند. یا کلا نمی‌فهمند، یا مثل من جرئت ندارند بیان کنند.

این آرمانشهر دیدن چین، اصلی‌ترین ویروس چینیه، که کرونا پیشش شوخی خواهد بود. از شرارت آخوند هم خلاص بشیم، این ویروس با ما خواهد بود. عین همین «تفریح کن اما تو سیاست و هدایت جامعه فضولی نکن» رو در حاکمیت بعدی ایران هم خواهیم داشت.
اومدم وزنه بزنم که دستام قوی بشه، دیدم نمیشه، قوز پشت پوزیشن کتف رو خراب کرده و مفصل تحت فشار قرار میگیره. اومدم قوز رو درست کنم، دیدم لازمه عضلات داخلی رو تقویت کرد، بعد دیدم بدون دلیل دارن ضعیف‌تر میشن، اونم تو سنی که نباید انقدر عجله داشته باشند برای تحلیل رفتن. بعد دیدم فقط از ورزش نکردن نبوده، مشکل اعصاب دارم. یه چیزی هست که مانعه حتی ورزش اثر حداکثری داشته باشه‌. ازینکه دکتر بگه درد معده‌ت از اعصابه خوشم نمیاد، با اینکه میدونم حتی گاهی زانوم درد می‌گیره چون متنی خوندم که نباید میخوندم! همینقدر نامربوط، و مربوط‌. اما خوشم نمیاد دکتر به روم بیاره. دکتر بهتره بگه «نمی‌دونم».
اینکه در ذهنم حوصله هیچ‌چیز و هیچ‌کس رو ندارم، نمودی فیزیکی در بدنم پیدا کرده. بدنم حوصله پایداری نداره. یه سری کد پیش‌فرض برای بقا هست، ولی نه بیشتر. بدنم، بدن ترامپ رو نمی‌فهمه. نزدیک چهل سفر ایالتی انتخاباتی در عرض چند ماه در هفتاد و اندی سالگی؟ ترامپ یه آدم خوشحاله. همیشه بوده. حتی وقت‌هایی که میبازه. حتی وقت‌هایی که ضرر می‌کنه. حتی وقت‌هایی که میترسه‌‌. اون دلیل نمیخواد که خوشحال باشه. چون زنده‌ست، خوشحاله. و بدنش متناسب با این خوشحالی متوقف‌ناشدنی فعالیت می‌کنه.


چه چیزی من رو خوشحال می‌کنه؟ چه چیزی جرئت داره من رو خوشحال کنه؟
بدنم جوابش رو میدونه که اینجوریه.
Anarchonomy
اومدم وزنه بزنم که دستام قوی بشه، دیدم نمیشه، قوز پشت پوزیشن کتف رو خراب کرده و مفصل تحت فشار قرار میگیره. اومدم قوز رو درست کنم، دیدم لازمه عضلات داخلی رو تقویت کرد، بعد دیدم بدون دلیل دارن ضعیف‌تر میشن، اونم تو سنی که نباید انقدر عجله داشته باشند برای تحلیل…
«آماده باشید برای دو سه تا سفر انتخاباتی ترامپ در هرروز! در دو هفته آینده. بعد یه وضعی هم هفته آخر خواهد بود. همون بهتر که نمی‌دونید هفته آخر قراره چه وضعی باشه».

آر اس بی ان شبکه‌ایه که تمام این سفرها و تجمعات رو پوشش میده. خبرنگاران و‌ فیلمبردارانش که اکثرا جوان هستند از پا افتادن!

That's what I'm talking about.