Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
آخوندهای شیعه احلام دربسته داشتند. می‌گفتند خواب فلان امام رو دیدند که گفته ال و بل. بعد این رو به یکی دو نفر تعریف می‌کردند اما تذکر می‌دادند تا من زنده‌ام به کسی نگو تا ریا نشه! یعنی بذار وقتی درش رو باز کن که من نباشم. اما موضوع ریا نبود. اگه پابلیک می‌شد که امام فلان رو می‌بینه، ملت ازش جزییات می‌پرسیدند که چه شکلی بود چه رفتاری داشت، یا برو اینو ازش بپرس. تمومی نداشت. وقتی خواب رو پابلیک کنی، بالاخره کوئیز می‌گیرن ازت.

حالا میگن جناب شجریان هم قانون اساسی نوشته بوده برای ما، اما تا وقتی زنده بوده پابلیک نکرده بوده، و حالا که به رحمت خدا رفته قراره در اختیارمون بذارن. چون می‌دونید که.. از مرده نمیشه کوئیز گرفت.
«خنده‌داره. وقتی ارائه آنلاین دو شرکت دایملر و تسلا برای سهام‌داران‌شون رو نگاه می‌کنی، میتونی قشنگ تفاوت دو شرکت رو ببینی. مدیر عامل دایملر یه جوری درباره شرکت حرف میزنه انگار یه جدول اکسله (انقدر نقد داریم، انقدر گردش سرمایه داریم، فلان) اما ایلان ماسک درباره پیشرفت‌های مهندسی در تولیدات‌شون میگن‌. خب تکلیفم معلومه رو کدوم‌شون سرمایه‌گذاری کنم».

تسلا اخیرا روابط عمومی شرکت رو هم منحل کرد. دیگه نیازی به واسطه قرار دادن رسانه‌ها هم ندارند. چون رابطه خودش با سهامدار و مشتری رو به مستقیم‌ترین حالت خودش رسونده. و این یک تغییر فرهنگی در بیزینسه که اروپایی‌ها و آسیایی‌ها هنوز هضمش نکردن. بسیاری از شرکت‌ها، مثل یک حکومت اداره میشن (و مدیران مثل وزرا، و مدیرعامل مثل کینگ). و تسلا شبیه یک نظام آنارشیستیه. این فقط باتری‌هاش نیست که برگ برندشه‌. مردم دارن تفاوت و بازدهی رو می‌بینند.
4
آمار فوتی‌های مازاد بر سال گذشته در آمریکا، از تعداد فوتی‌های کرونا بیشتر شده. یعنی به نسبت سال قبل، آدم‌های بیشتری دارند می‌میرند، و این تعداد اضافه شده، همگی به خاطر ابتلا به کرونا نیست. یعنی یه چیزی غیر از خود کرونا، داره آدم‌های بیشتری رو نسبت به سال قبل از پا درمیاره. که معلوم نیست چیه. در بعضی مناطق، اون چیز داره به اندازه خود کرونا آدم می‌کشه! میشه حدس زد ترس مردم از مراجعه به بیمارستان و کنترل مشکلی که فوریت داره، یکی از دلایلشه. اما وقتی دیتا نیست هر حدسی میتونه درست یا غلط باشه.
همون چندماه پیش نوشتم که همونطور که وحشت یک اقلیم‌شناس درباره گرمایش زمین نباید مبنای تصمیم‌گیری درباره زندگی هشت میلیاردنفر انسان ساکن زمین باشه، وحشت رییس یک بیمارستان از حجم ورودی به اورژانسش هم نباید مبنای تصمیم‌گیری درباره نحوه برخورد با یک بیماری باشه. دنیای اون، بیمارستانشه، و دنیاش بهم ریخته، پس طبیعیه که وحشت کنه. اما ما با یک دنیای خیلی بزرگتر مواجهیم که وحشت‌های بزرگ‌تر و متنوع‌تری میتونه ایجاد کنه. اوائل می‌گفتند این قرنطینه‌ها و تعطیلی‌ها باعث میشه خودکشی زیاد بشه. اما عواقب و تبعات فراتر ازین حرف‌هاست، که حتی نمی‌دونیم دقیقا چی هستند. شاید سال‌ها بعد فهمیدیم که امسال چه بلایی سرمون اومد، و چه خودزنی‌هایی کردیم.
3
نمی‌دونم این نامه فیکه، یا نیست، یا جدیده یا نیست. اما فکری که پشت اینجور نوشته‌ها وجود داره، واقعیه. ازدواج همینه. ممکنه سی سال با یکی زندگی کنی، و تموم بشه. اینکه فلانی رو «منم بزرگش کردم» پس به منم جایزه بدین بچه‌گانه‌ست. همایون به خاطر باباش همایونه. اگه به مادرش بود الان یه آدم عادی بود. یا یک خواننده عادی (تکنیک رو کار ندارم. چون تخصصی ندارم و نمی‌دونم چرا به کسی میگن خسرو آواز ایران!).
پاول دوروف در پست اخیرش نوشته در ۳۶ سالگی یکی از دلایل جوانتر به نظر رسیدنم اینه که تنها می‌خوابم! چون با یکی دیگه خوابیدن، کیفیت خواب آدم رو میاره پایین و روی سلامت بدن اثر میذاره. و خدا داند که چقدر این حرف درسته. اما ما نمی‌تونیم این رو به افراد متأهل حالی کنیم، که یه مقداریش به خاطر رسوبات فرهنگیه. اگه زن و شوهر از هم جدا بخوابند، فارغ ازینکه دیگران بدونند این‌ها جداخوابند یا نه، به خودشون این تلقین وارد میشه که «ما با هم جور نیستیم!». ما نیاز به یک انقلاب فکری درباره ازدواج داریم. اون چیزی که الان هست زیادی متأثر از رسانه‌هاست. سکس که کاملا تحت سیطره صنعت پورن قرار گرفته، در بقیه موارد هم هالیوود تعیین می‌کنه زندگی مشترک موفق چطوریه (که یکی از علائمش اینه که زوجین در طول روز خودشون رو بمالند بهمدیگه، و شب‌ها عین کنه بچسبند بهم! آیا حتی یک فیلم یا سریال سراغ دارید که دو پارتنر باهم خوب باشند اما جدا بخوابند؟). اما مشکل خیلی عمیق‌تر از تختخوابه. وقتی زن جف بزوس ازش جدا میشه و میلیاردها دلار به جیب میزنه، میگن حقش بود! البته از لحاظ قانونی بله، حقش بود، چون اون مرد خودش امضاء کرده بود که قراره در صورت طلاق چه ضرری متحمل بشه‌. اما خارج از قواعد این قراردادها، چطور حقش بود؟ چرا باید زن کسی بودن، انقدر درآمدزایی داشته باشه؟ چون تصور عموم اینه که زندگی مشترک یعنی نصف شدن همه‌چیز! و مسئله همیشه پول نیست. مثلا در اینجا میگه در دستاورد تولید محصولی به نام همایون شجریان، باید سهم طرفین پنجاه پنجاه باشه، اما پدرش نزدیک صد در صد رو برده و من نزدیک صفر! انگار با هر آدم رندوم دیگه‌ای هم شریک بود، حداقل نصف این خصائل همایونی‌ رو می‌تونست تولید کنه!
یا مثلا اگر من نبودم که اخلاق تخمیش رو تحمل کنم، دیگه نفسش از نفس قاریان مصری بیشتر نمی‌شد! (و از طرفی صحبتی از ساپورت مالی هم نمیشه. که طرف مجبور بوده بره روی صحنه دو ساعت چَه چَه کنه تا لازم نباشه من برم بیرون کار کنم!). همون خودسهیم‌پنداری که میگه حتی در تمام هشت ساعت خواب شبانه‌ت هم سهیمم، تعمیم پیدا می‌کنه به اینکه «در هرچه مردم ازو می‌پسندند سهیمم». و نهایتا منجر میشه به نوعی نگاه کروگانگیرانه. که چون سی سال با او بودم، پس باید تا روزی که میمیرد در چنگ من باشد، چون در عمرش هم سهیمم! و معمولا از حربه‌های احساسی برای توجیه این سهم‌طلبی دیوانه‌وار استفاده می‌کنند. اگه با زن دیگه‌ای که اون هم سالخورده‌ست ازدواج کنه، میگه «من ازون پیرزن چی کم داشتم؟» و اگه با زن دیگه‌ای که جوانتره ازدواج کنه، میگه «پیر که شدم منو انداخت دور و رفت سراغ یه نورسیده». که در هر دو این فرضیه مستتر وجود داره که: من اگه دیگه کسی نباشم که میخواد، دلیل نمیشه که منو نخواد! چون من در تمام خواستن‌هایش سهیمم!

و این یک منش سالم نیست.

https://www.instagram.com/p/CGHZ5TxpBmw/?igshid=1u7ibpoewtr46
4
اگه کسی از خودروی سواری شخصی برای مسافرکشی بین تهران کرج استفاده کنه و روزی چهار بار بره و برگرده (دو سری قبل از ظهر، و دو سری بعد از ظهر) و هر بار به خاطر کرونا فقط سه نفر سوار کنه که میشه بیست و چهارنفر، و از هر نفر فقط بیست تومن کرایه بگیره، ۴۸۰ هزار تومن در روز میتونه جمع کنه. اگه برای این چهار سری سفر رفت و برگشتی، حدودا چهارصد کیلومتر مسافت طی کنه، و ماشینش صدی هفت کیلومتر مصرف کنه (فرض کنیم ال‌نود) و فقط بنزین آزاد بزنه، هزینه بنزینش میشه فقط ۸۴ هزارتومن. نُرم جهانی اینه که دستمزد راننده ۵۵ درصد کرایه دریافتی باشه. یعنی ۲۶۵ هزار تومن. که میمونه ۲۱۵ هزارتومن، که اگه ۸۴ هزارتومن بنزین رو ازش کم کنیم ۱۳۰ هزارتومن باقی میمونه، که اگه حداقل ۳۰ هزارتومن هزینه‌های غیرسوختی ماشین باشه، ۱۰۰ تومن باقی میمونه برای صاحب ماشین. یعنی ماهی ۳ تومن. وقتی قیمت اون ماشین ۳۶۰ میلیونه یعنی ۱۲۰ ماه طول می‌کشه تا فقط پول خود ماشین برگرده! که تا اون زمان تبدیل شده به ماشینی که ۷۰۰ هزارکیلومتر کار کرده!
بعبارتی حجم قابل توجهی سوبسید خرج میشه، و همچنان راننده در زیر خط فقر میمونه، مسافر قادر به پرداخت بیش ازین نیست، و سرمایه‌گذاری روی تاکسی از دایره توجیه اقتصادی خارجه.
اگه این یک باتلاق نیست، نمیدونم چیه.
4
رسانه‌های مدرن علاوه بر مغز، عمر انسان رو هم تباه می‌کنند. چهار سال تمام گفتند برگزیت به مرحله اجرا برسه مهاجران اروپایی مثل بنی‌اسراییل جمع می‌کنند و میرن از انگلیس. ولی چی شد؟ چهار میلیون شهروند اروپایی که در انگلیس بودند گفتند جامون خوبه همین‌جا میمونیم! چهار سال هیاهو برای هیچ.
5
« - زنی که مردش رو با بقیه زن‌ها شریکه نمیتونه دوسش داشته باشه. باش میمونه صرفا برای اینکه منافع بودن زیر سایه‌ش به ریسک تنها موندن میصرفه. چنین زنی شخصیت قوی نداره، متزلزل و کوته‌بینه

- خیلی موافقم. من اینجوری بش نگاه می‌کنم: من همیشه ۱۱۰ درصد خودم رو در اختیار مردی که باش هستم قرار میدم، چرا باید به کمتر از ۵۰ درصد اون مرد راضی باشم؟»


نفر اول قاعده عشق تعیین می‌کنه: فقط در صورتی که مالکیت تمامیت طرف رو در اختیار داریم میتونیم عاشقش باشیم! انگار عشق و محبت قاعده‌پذیره.
نفر دوم قاعده معاملاتی تعیین می‌کنه: ۱۰۰ در برابر ۱۰۰. مثلا ۱۰۰ در برابر ۵۰ باطله!

هر دو حمله به زنیه که مشکلی با چندهمسری یا چندپارتنری مردش نداره. از قبل تعیین شده که یک، از لحاظ شخصیتی یک آدم منفیه، و دو، از لحاظ معاملاتی یک بازنده‌ست!
جامعه زنان نیاز داره اعضای خائن خودش رو تخریب کنه، که از دو صفت «بی‌عرضه» و «لوزر» استفاده میشه، تا نظم مستقر (یعنی فقط یک زن برای هر مرد) از هم نپاشه.
3
«میگفتن خانواده پدافند اس۳۰۰ راه حل نهایی تمام تهدیدات هواییه، یه سلاح شگفت‌انگیز که به تنهایی کل توازن توان هوایی طرفین رو بهم میزنه.
حالا اینجا اس۳۰۰ ارمنستان رو می‌بینید که توسط پهپاد انتحاری آذربایجان از بین میره».

این پهپاده رو آذربایجان از اسراییل خریده. یکی از ریغوترین پرنده‌های موجود در بازار.
گفتم که رسانه‌ها هم مغز رو تباه می‌کنند هم عمر انسان رو. هفت سال تمام گفتند نمیشه بالای سوریه منطقه پرواز ممنوع ایجاد کرد چون همه‌جا اس۲۰۰ و اس۳۰۰ کاشتن. نگو می‌شده. نمی‌خواستن.
3
اگه زندانی‌ها بدونند اون بیرون هرج و مرجه و مردم دارن همدیگه رو میخورن، دیگه به جایی که هستن نمیگن زندان، میگن پناهگاه.
اگه حکومت میخواد مردم از زندان بترسند، باید مواظب باشه این بیرون ترسناک نشه.
5
در کل دستگاه حاکمیتی و مدیریتی کشور علائمی که نشون بده چتری وجود داره یا چتری فعال خواهد شد دیده نمیشه.
3
شاهین نجفی میخواد هم حکومت دینی در ایران از بین بره، هم خود دین! اما فارغ ازینکه نظرمون درباره دین رسمی ایران چیه، این دو آرزو با هم جور درنمیان. حکومت دینی ما بدون خونریزی ول‌ کن قدرت نخواهد بود. پس تنها کسانی حریفش خواهند بود که ایمان مذهبی دارند. البته تضمینی نیست که شکستش بدن، همونطور که در سوریه نتونستند اسد رو شکست بدن، اما حریفش فقط اون‌ها خواهند بود، همونطور که در سوریه فقط اون‌ها حریف اسد و پشتیبان‌های خارجیش بودند. برای کسانی که معتقدند «زندگی همین بود»، توجیه نداره رو «همین زندگی» قمار کنند که آیا حکومت جدیدی بشه تشکیل داد، آیا نشه، و ازین تخم‌مرغ شانسی جدید اون جایزه‌ای که مطلوب‌مون بود در میاد یا نه.

جایزه خدا نسیه‌ست، ولی از قبل مشخص شده چیه.
12
پیامبر با دیدن نوه‌ش حسین، نگفت این بچه چقدر شبیه شهداست! چون شهید شکل و قیافه متمایزی نداره. این رو فقط قربانیان ذهنی اواخر دوران پوسترمحور شیعه‌گری ایرانی به زبان میارن.
فاطمه، همسر علی هیچوقت نگفت ۷۰ هزار بار حمد میخونم تا علی شهید بشه. چون شهادت با تصمیمه. و نمیشه برای تصمیمات کسی نذر کرد. این جمله رو فقط قربانیان ذهنی دوره زیارت-نذر تاریخ تشیع به زبان میارن.
6
از هر ۱۰ فوتی مازاد بر نرمال لومباردی ایتالیا، ۴ فوت ربطی به کرونا نداشته!
چند دهه میلیاردها یورو خرج پروژه‌های مضحکی مثل «گوشت نخورید» و «آسپرین برای جلوگیری از سکته خوبه یا نه؟» کردند، و ده‌ها بحث پزشکی-رسانه‌ای دیگه؛ آخرش هم شبکه بهداشت و درمان و جامعه پزشکی برای خطری که از هر تهدید دیگه‌ای مهم‌تر بود دستپاچه‌ترین وضعیت ممکن رو داشت و با دست خودش هزاران نفر رو فرستاد به قبرستان‌.
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در حالی که عکاس با چشم خودش هیچی نمی‌بینه، دوربین عکاسیش داره جوری محیط رو نشون میده که انگار شب نیست! و کاملا رنگی (البته یکی از خفن‌ترین لنزهای دنیا روشه).
خیلی جاها دیگه دوربین مادون قرمز داره کاربردش رو از دست میده.
2
دشمنان مردم، حتی به داغداری‌ها و عصبانیت‌ها و استرس‌های مردم هم حسادت می‌کنند. اینکه فضا بدون برنامه‌ریزی در اختیار احساسات برخاسته از مردم باشه رو هم برنمیتابند. برای همین تشییع جنازه‌‌هایی میسازند که بزرگتر از تشییع‌های مردمی باشه. شهیدهایی میسازند که مظلوم‌تر از شهدای مردمی باشه. زندانی‌هایی میسازند که غریب‌تر از زندانی‌های مردمی باشه. و پر و بالش میدن تا فضا رو پر کنه و جایی برای معادل‌های مردمی باقی نمونه. حتی در مورد فقر از طلبه فقیر استفاده می‌کنند، که بگن شما مردم فقیرید؟ هه.. در بین خودی‌های ما هم فقیرتر از شما هست!
حکومتی که مثل یه پراید مشکی شده که با هزاران برچسب از برندهای مختلف که معمولا روی بدنه ماشین‌های رالی می‌زنند پوشیده شده. آلبومی از فقدان اصالت.
4
در این میم قصد اینه که به قهقرا رفتن هنر در طول دو قرن گذشته رو نشون بدن. طرفداران هنر مدرن میگن خب طبیعیه، در این فاصله زمانی دوربین اختراع شد و دیگه نقاشی رئالیستی موضوعیتش رو از دست داد، لذا نقاشان مجال یافتند که به جای کپی‌برداری از واقعیت، که دوربین داشت بهتر انجامش میداد، سبک‌های دیگه‌ای رو امتحان کنند.

این دفاع خوبی نیست. اول اینکه در ۱۹۱۷ عکاسی انقدر پیشرفت نکرده بود که نقاشان دیگه لازم نباشه جزییات رو عین به عین به بوم منتقل کنند. پس چیز دیگه‌ای باعث بوجود اومدن سبک نقاشی وسطی شده. دوم اینکه فقدان چیزی مثل دوربین همه نقاشان رو وادار نمی‌کرد که کار دوربین رو انجام بدن‌. در همون ۱۸۱۷ هم می‌شد نقاشی سمت راست رو کشید، اما نمی‌کشیدند. سوم اینکه اتفاقا دوربین‌های امروزی شتاب‌دهنده نقاشی رئالیستی شد، چون می‌تونست سوژه رو با بیشترین جزییات ممکن در اختیارت بذاره، بدون اینکه کوچکترین تکونی بخوره!

نه تنها در دویست سال پیش، بلکه از خیلی قبل‌تر نقاش‌ها بلد بودند واقعیت رو به شکل دیگه‌ای به بوم منتقل کنند.‌ اما هیچ‌کدوم سبک‌های مدرن رو امتحان نکردند. چون براشون بی‌معنی بود. اون چیزی که رخ داد تحول معنایی بود.
Anarchonomy
Photo
این مثال‌هایی که می‌زنید پشتوانه حکومتی داشتند. من درباره یک جنگ خودجوش مردمی صحبت کردم.

انسان در تاریخ هیچوقت بی‌دین نبوده. آتئیسم یه چیز کاملا جدیده. بنابراین شما برای «جنگاوری بدون ایمان مذهبی» فقط یک پرانتز به نام قرن بیستم داری تا ازش شاهد بیاری (که هیچی از قرن بیست و یکم رو هم نمی‌گیره. چون سرباز امروزی تا خشونت عریان فضا رو می‌بینه، یا خودکشی می‌کنه یا میره خونه زنش رو کتک میزنه، یا پناه میبره به قرص و مواد مخدر! همونقدری که خرج تجهیزاتش می‌کنند باید خرج روانشنانسش بکنند. در حالی که جنگجوی جهادی آدم بغل‌دستیش رو میترکونند، یه لااله‌الاالله میگه و به کارش ادامه میده).
در مورد خود در کوره اندازی‌های قرن بیستم هم نکاتی وجود داره. یک خلبان ژاپنی، امپراطور ژاپن رو به شکل خدا می‌دید. اون‌ها برای تمامیت ارضی ژاپن نمی‌جنگیدند. برای رضای امپراتور می‌جنگیدند. لذا جلوه‌ای از یک ایمان مذهبی بود. اگه نسبت امپراتور با اون‌ها مثل نسبت نخست‌وزیر یک کشور اسکاندیناوی با مردمش بود، کامیکازی شکل نمی‌گرفت.
بلشویک‌ها در یک دوره‌ای هشتادهزار کشیش و راهبه رو در روسیه کشتند. اگه مردم دین نداشتند که این خونریزی‌ها رو لازم نمی‌دیدند. عموم مردم مذهبی بودند و خود لنین هم اواخر عمرش متوجه شده بود که پروپاگاندای آتئیستی برای ایجاد انگیزه در مردمی که علاوه بر مواجهه با نیهیلیسم صنعتی، تحت فشار اقتصادی هم هستند اصلا کفاف نمیده. سرباز ارتش سرخ چاره‌ای جز مردن برای رژیم نداشت. چون آپشن دیگه‌ای وجود نداشت. در طرف مقابل هم اوضاع تقریبا همین‌طور بود. فرمانده نازی به گروهبانش پیام میفرستاد که یا خط رو نگه میداری یا همونجا میمیری!

البته ریسک کردن برای به دست آوردن منافع همیشه وجود داشته. اما برای مقابله فرسایشی سازمان‌‌یافته با نیروهای درنده‌خویی مثل رژیم اسد یا جمهوری‌اسلامی، اون محاسبات ریسک-منفعت تقریبا از معنا تهی میشه.
ناسیونالیسم سر و صدا و دک و پوزش زیاده اما در میدان عمل زود پنچر میشه. مثلا همین ارمنی‌ها صف می‌کشیدن که ثبت‌نام کنند برای جنگ. بعد توی خاکریز وقتی آتش توپخانه طرف مقابل یک ثانیه هم قطع نمی‌شد نشستند مثل بچه گریه کردند.
من در کل مستندات جنگ داخلی سوریه یک جهادی رو ندیدم که خودش رو ببازه. نه که سوپرمن باشند. اتفاقا بیشترشون بیشعورهایی فاقد هرگونه دیسیپلین بودند. اما سیستم اعتقادی این مقاومت رو بشون میده.