خبری مربوط به اعتراضات کارگران شرکت آردل رو دیدم که مربوط به فروردین سال ۹۰ بوده. شرکت بدهی زیادی بالا آورده بوده و طلبکاران اومدن دستگاههای پرس کارخونه رو برداشتن بردن. کارگرانی که به وضعیت اعتراض داشتند گفتند ما داریم ماهی بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزارتومن حقوق میگیریم، که کمه ولی راضیایم، اما با این وضعیت میندازنمون بیرون به زودی. اون موقع دلار ۱۱۰۰ تومن بود، یعنی کارگران یک کارخانه در آستانه تعطیلی داشتند ۴۵۰ دلار حقوق میگرفتند، و فکر میکردند خیلی کمه. در حالی که همون کارگر الان ۱۰۰ دلار میگیره. سقوط به کمتر از یک چهارم در فقط نه سال. این مطالبه ۱۲ میلیونی در واقع بازگشت به ماهی ۴۰۰ دلاره که یک دهه پیش جریان داشت. هرچند دیگه داره صحبت از شمشیر میشه ولی فکر نمیکنم کار به خشونت بکشه. چون برخلاف شعارهای کمونیستی این اتحادیهها، سرمایهدارها نمیتونند این بازگشت رو عملی کنند؛ این فقط تغییر حاکمیته که میتونه بازگشت رو محقق کنه، یا حداقل جلوی سقوط بیشتر رو بگیره. اما هیچکدوم ازین اتحادیهها حرفی از براندازی نمیزنند. فحش دادن به سرمایهدار راحته، اما زیر و رو کردن حکومت، نه.
وقتی دو تا میمون باغوحش با هم دعوا میکنند و یکی به خاطر کش رفتن موز یکی از خرت و پرتهای داخل قفس رو به سمت اون یکی پرت میکنه، آدمهای ناظر نباید بشینند تحلیل کنند که آیا این واکنش با اون کش رفتن تناسب داشت یا نه و حق با کدومشونه. وقتی حکومتی متشکل از اوباش، عده دیگری از اوباش اجارهای خودش رو میاره خیابون و باشون تعزیه مجازات اسلامی اجرا میکنه، درباره حق و حقوق مجرمین و زندانیان نباید بحث کرد. چون اون بحث مربوط به جاییه که یک طرف حاکمیت قانونه، و یک طرف متخلفین، و هدف اینه که یکی بر اون یکی فائق بشه. در اینجا دو طرف وجود نداره. همه اونایی که پشت وانت تعزیه هستند، باهمند. این تبلیغات اصلاحطلبان بود که ما پلیس داریم و دادگاه داریم و غیره. ولی این یک خیال بود. مثلا قاضی کشیک که پشت میز نشسته و شما بش مراجعه میکنی، یکی از اوباشه. لذا اینکه چجوری باهمدیگه رفتار میکنند خیلی به ما ربط پیدا نمیکنه. مثل اینه که طالبان بخواد یکی از اعضای خودش رو به خاطر همکاری با دولت افغانستان اعدام کنه بعد ما بریم وسط بگیم «ثابت نشده هنوز که».
بیکفایتی سیستماتیک یک بهانه شده برای لاپوشانی بیکفایتی یا خطای مهلک شخصی. این عادات خودتخریبی رو در همه جا داریم میبینیم. حتی در رانندگی. وقتی به طرف میگی عین آدم برو، میگه با ماشینهایی که اینا میسازن با هیچ سرعتی زنده نمیمونیم، جوش نزن! یعنی چون اینا ماشین خوب تحویل ما نمیدن، پس اینکه خودم رو به کشتن بدم تقصیر خودم نیست!
شبکههای اجتماعی اختراع عجیبی بود. همه حس کردند جادوگر شدهاند. قرنها قبل را دیدهاند، و از جایی که هستند قرنها بعد را میبینند! هرچیزی را میتوانند معادل هرچیزی قرار دهند و هر مسی را طلا کنند و هر طلایی را مس کنند. وقتی دیدند هر اغراقی که با کلمات میسازند مشتری دارد، باز هم ساختند، حتی اگر تنه به مسخرگی میزد. مثل جادوگری که میبیند هر حقهای که به کار میبرد، باز مردم میپسندند، هربار از ظرافت و حیلهگری میزند و نهایتا به جایی میرسد که حقههایش به شوخی شبیه میشوند، اما چون تمام شوخیها عادی شده، مشکلی برای بیزینسش پیش نمیآید. و ادامه میدهد.
دلار به هر قیمتی برسه، دستگاه امنیتی حکومت شیعه در سرکوب کمونیستها لحظهای استراحت نمیکنه. از شبنم آشوری هم خبری نیست.
https://t.me/agahnamejournal/105
https://t.me/agahnamejournal/105
Anarchonomy
خیلیها میترسن ترامپ کرونا بگیره. ولی براش خیلی بهتره که بگیره، و علائم هم بده، و بستری هم بشه، و یکی از داروهای هنوز مجوزنگرفته روش تست بشه، و جواب بده، و سالم بیاد بیرون. بهترین تبلیغ انتخاباتی اینه که نشون بدی قویتر از بقیه نامزدها هستی، و یه توجیه شخصی…
خیلی جالبه که این سناریو دقیقا به همون شکلی که پیشنهاد داده بودم اجرا شد. حالا ترامپ علنا داره یک دارو رو تبلیغ میکنه. دارویی که هنوز مجوز نداره. و داره قول میده که مجانیش کنه.
و همین نشون میده که یک طرفدار دولت حداقلی و کاپیتالیسم حداکثری مثل من، چقدر در دنیا در اقلیت قرار گرفته، چون ازین لحاظ فرقی بین رقبای سیاسی نیست، بلکه سر مجانیسازی و پولپاشی از هم سبقت میگیرند! هیچ راستگرای واقعی یا وجود نداره، یا آزادی عمل نداره، یا رأی نمیاره. در واقع دیگه راستی وجود نداره، بلکه شعبات مختلفی از چپ وجود داره.
و همین نشون میده که یک طرفدار دولت حداقلی و کاپیتالیسم حداکثری مثل من، چقدر در دنیا در اقلیت قرار گرفته، چون ازین لحاظ فرقی بین رقبای سیاسی نیست، بلکه سر مجانیسازی و پولپاشی از هم سبقت میگیرند! هیچ راستگرای واقعی یا وجود نداره، یا آزادی عمل نداره، یا رأی نمیاره. در واقع دیگه راستی وجود نداره، بلکه شعبات مختلفی از چپ وجود داره.
املاکیه به زن مشتری که برداشته آورده تا یه خونه رو بش نشون بده میگه «کوچه رو ببین خانوم، تریلی هم رد میشه، ماشین آتشنشانی هیچ مشکلی نداره اینجا». اتحادیه اروپا یه قانون وضع کرده که گاز مبرد دستگاههای تهویه نباید تو اتاق بیاد، خطرناکه؛ شرکتها دارن مجبور میشن با کمپرسور گاز رو سرد کنند، بعد با اون گاز سرد آب رو سرد کنند، بعد آب سرد رو بفرستن تو اتاق! داروخانهها جای سوزن انداختن نیست. مراکز عکسبرداری سیتیاسکن یه جوری صفه انگار شهر بمباران شده بوده و اینا مجروحن. یه سری آدم در شهرهای مختلف دنیا هستند که خیلی جدی شش ماهه بیرون نیومدن از ترس ابتلا به بیماری.
آدم امروز باید استاپ کنه، و از خودش بپرسه مگه آدمهای پونصدسال پیش بدون هیچ امکاناتی ۷۵ سال عمر نمیکردند؟ پس من چرا انقدر شورشو درآوردم؟ یک میلیون آیتم مختلف باید آماده باشه و تنظیم باشه و چک بشه تا من چیزیم نشه، تا آخر همون ۷۵ سال رو زنده بمونم؟ وات د هل ایز گوئینگ آن؟
آدم امروز باید استاپ کنه، و از خودش بپرسه مگه آدمهای پونصدسال پیش بدون هیچ امکاناتی ۷۵ سال عمر نمیکردند؟ پس من چرا انقدر شورشو درآوردم؟ یک میلیون آیتم مختلف باید آماده باشه و تنظیم باشه و چک بشه تا من چیزیم نشه، تا آخر همون ۷۵ سال رو زنده بمونم؟ وات د هل ایز گوئینگ آن؟
آخوندهای شیعه احلام دربسته داشتند. میگفتند خواب فلان امام رو دیدند که گفته ال و بل. بعد این رو به یکی دو نفر تعریف میکردند اما تذکر میدادند تا من زندهام به کسی نگو تا ریا نشه! یعنی بذار وقتی درش رو باز کن که من نباشم. اما موضوع ریا نبود. اگه پابلیک میشد که امام فلان رو میبینه، ملت ازش جزییات میپرسیدند که چه شکلی بود چه رفتاری داشت، یا برو اینو ازش بپرس. تمومی نداشت. وقتی خواب رو پابلیک کنی، بالاخره کوئیز میگیرن ازت.
حالا میگن جناب شجریان هم قانون اساسی نوشته بوده برای ما، اما تا وقتی زنده بوده پابلیک نکرده بوده، و حالا که به رحمت خدا رفته قراره در اختیارمون بذارن. چون میدونید که.. از مرده نمیشه کوئیز گرفت.
حالا میگن جناب شجریان هم قانون اساسی نوشته بوده برای ما، اما تا وقتی زنده بوده پابلیک نکرده بوده، و حالا که به رحمت خدا رفته قراره در اختیارمون بذارن. چون میدونید که.. از مرده نمیشه کوئیز گرفت.
«خندهداره. وقتی ارائه آنلاین دو شرکت دایملر و تسلا برای سهامدارانشون رو نگاه میکنی، میتونی قشنگ تفاوت دو شرکت رو ببینی. مدیر عامل دایملر یه جوری درباره شرکت حرف میزنه انگار یه جدول اکسله (انقدر نقد داریم، انقدر گردش سرمایه داریم، فلان) اما ایلان ماسک درباره پیشرفتهای مهندسی در تولیداتشون میگن. خب تکلیفم معلومه رو کدومشون سرمایهگذاری کنم».
تسلا اخیرا روابط عمومی شرکت رو هم منحل کرد. دیگه نیازی به واسطه قرار دادن رسانهها هم ندارند. چون رابطه خودش با سهامدار و مشتری رو به مستقیمترین حالت خودش رسونده. و این یک تغییر فرهنگی در بیزینسه که اروپاییها و آسیاییها هنوز هضمش نکردن. بسیاری از شرکتها، مثل یک حکومت اداره میشن (و مدیران مثل وزرا، و مدیرعامل مثل کینگ). و تسلا شبیه یک نظام آنارشیستیه. این فقط باتریهاش نیست که برگ برندشه. مردم دارن تفاوت و بازدهی رو میبینند.
تسلا اخیرا روابط عمومی شرکت رو هم منحل کرد. دیگه نیازی به واسطه قرار دادن رسانهها هم ندارند. چون رابطه خودش با سهامدار و مشتری رو به مستقیمترین حالت خودش رسونده. و این یک تغییر فرهنگی در بیزینسه که اروپاییها و آسیاییها هنوز هضمش نکردن. بسیاری از شرکتها، مثل یک حکومت اداره میشن (و مدیران مثل وزرا، و مدیرعامل مثل کینگ). و تسلا شبیه یک نظام آنارشیستیه. این فقط باتریهاش نیست که برگ برندشه. مردم دارن تفاوت و بازدهی رو میبینند.
❤4
آمار فوتیهای مازاد بر سال گذشته در آمریکا، از تعداد فوتیهای کرونا بیشتر شده. یعنی به نسبت سال قبل، آدمهای بیشتری دارند میمیرند، و این تعداد اضافه شده، همگی به خاطر ابتلا به کرونا نیست. یعنی یه چیزی غیر از خود کرونا، داره آدمهای بیشتری رو نسبت به سال قبل از پا درمیاره. که معلوم نیست چیه. در بعضی مناطق، اون چیز داره به اندازه خود کرونا آدم میکشه! میشه حدس زد ترس مردم از مراجعه به بیمارستان و کنترل مشکلی که فوریت داره، یکی از دلایلشه. اما وقتی دیتا نیست هر حدسی میتونه درست یا غلط باشه.
همون چندماه پیش نوشتم که همونطور که وحشت یک اقلیمشناس درباره گرمایش زمین نباید مبنای تصمیمگیری درباره زندگی هشت میلیاردنفر انسان ساکن زمین باشه، وحشت رییس یک بیمارستان از حجم ورودی به اورژانسش هم نباید مبنای تصمیمگیری درباره نحوه برخورد با یک بیماری باشه. دنیای اون، بیمارستانشه، و دنیاش بهم ریخته، پس طبیعیه که وحشت کنه. اما ما با یک دنیای خیلی بزرگتر مواجهیم که وحشتهای بزرگتر و متنوعتری میتونه ایجاد کنه. اوائل میگفتند این قرنطینهها و تعطیلیها باعث میشه خودکشی زیاد بشه. اما عواقب و تبعات فراتر ازین حرفهاست، که حتی نمیدونیم دقیقا چی هستند. شاید سالها بعد فهمیدیم که امسال چه بلایی سرمون اومد، و چه خودزنیهایی کردیم.
همون چندماه پیش نوشتم که همونطور که وحشت یک اقلیمشناس درباره گرمایش زمین نباید مبنای تصمیمگیری درباره زندگی هشت میلیاردنفر انسان ساکن زمین باشه، وحشت رییس یک بیمارستان از حجم ورودی به اورژانسش هم نباید مبنای تصمیمگیری درباره نحوه برخورد با یک بیماری باشه. دنیای اون، بیمارستانشه، و دنیاش بهم ریخته، پس طبیعیه که وحشت کنه. اما ما با یک دنیای خیلی بزرگتر مواجهیم که وحشتهای بزرگتر و متنوعتری میتونه ایجاد کنه. اوائل میگفتند این قرنطینهها و تعطیلیها باعث میشه خودکشی زیاد بشه. اما عواقب و تبعات فراتر ازین حرفهاست، که حتی نمیدونیم دقیقا چی هستند. شاید سالها بعد فهمیدیم که امسال چه بلایی سرمون اومد، و چه خودزنیهایی کردیم.
❤3
نمیدونم این نامه فیکه، یا نیست، یا جدیده یا نیست. اما فکری که پشت اینجور نوشتهها وجود داره، واقعیه. ازدواج همینه. ممکنه سی سال با یکی زندگی کنی، و تموم بشه. اینکه فلانی رو «منم بزرگش کردم» پس به منم جایزه بدین بچهگانهست. همایون به خاطر باباش همایونه. اگه به مادرش بود الان یه آدم عادی بود. یا یک خواننده عادی (تکنیک رو کار ندارم. چون تخصصی ندارم و نمیدونم چرا به کسی میگن خسرو آواز ایران!).
پاول دوروف در پست اخیرش نوشته در ۳۶ سالگی یکی از دلایل جوانتر به نظر رسیدنم اینه که تنها میخوابم! چون با یکی دیگه خوابیدن، کیفیت خواب آدم رو میاره پایین و روی سلامت بدن اثر میذاره. و خدا داند که چقدر این حرف درسته. اما ما نمیتونیم این رو به افراد متأهل حالی کنیم، که یه مقداریش به خاطر رسوبات فرهنگیه. اگه زن و شوهر از هم جدا بخوابند، فارغ ازینکه دیگران بدونند اینها جداخوابند یا نه، به خودشون این تلقین وارد میشه که «ما با هم جور نیستیم!». ما نیاز به یک انقلاب فکری درباره ازدواج داریم. اون چیزی که الان هست زیادی متأثر از رسانههاست. سکس که کاملا تحت سیطره صنعت پورن قرار گرفته، در بقیه موارد هم هالیوود تعیین میکنه زندگی مشترک موفق چطوریه (که یکی از علائمش اینه که زوجین در طول روز خودشون رو بمالند بهمدیگه، و شبها عین کنه بچسبند بهم! آیا حتی یک فیلم یا سریال سراغ دارید که دو پارتنر باهم خوب باشند اما جدا بخوابند؟). اما مشکل خیلی عمیقتر از تختخوابه. وقتی زن جف بزوس ازش جدا میشه و میلیاردها دلار به جیب میزنه، میگن حقش بود! البته از لحاظ قانونی بله، حقش بود، چون اون مرد خودش امضاء کرده بود که قراره در صورت طلاق چه ضرری متحمل بشه. اما خارج از قواعد این قراردادها، چطور حقش بود؟ چرا باید زن کسی بودن، انقدر درآمدزایی داشته باشه؟ چون تصور عموم اینه که زندگی مشترک یعنی نصف شدن همهچیز! و مسئله همیشه پول نیست. مثلا در اینجا میگه در دستاورد تولید محصولی به نام همایون شجریان، باید سهم طرفین پنجاه پنجاه باشه، اما پدرش نزدیک صد در صد رو برده و من نزدیک صفر! انگار با هر آدم رندوم دیگهای هم شریک بود، حداقل نصف این خصائل همایونی رو میتونست تولید کنه!
یا مثلا اگر من نبودم که اخلاق تخمیش رو تحمل کنم، دیگه نفسش از نفس قاریان مصری بیشتر نمیشد! (و از طرفی صحبتی از ساپورت مالی هم نمیشه. که طرف مجبور بوده بره روی صحنه دو ساعت چَه چَه کنه تا لازم نباشه من برم بیرون کار کنم!). همون خودسهیمپنداری که میگه حتی در تمام هشت ساعت خواب شبانهت هم سهیمم، تعمیم پیدا میکنه به اینکه «در هرچه مردم ازو میپسندند سهیمم». و نهایتا منجر میشه به نوعی نگاه کروگانگیرانه. که چون سی سال با او بودم، پس باید تا روزی که میمیرد در چنگ من باشد، چون در عمرش هم سهیمم! و معمولا از حربههای احساسی برای توجیه این سهمطلبی دیوانهوار استفاده میکنند. اگه با زن دیگهای که اون هم سالخوردهست ازدواج کنه، میگه «من ازون پیرزن چی کم داشتم؟» و اگه با زن دیگهای که جوانتره ازدواج کنه، میگه «پیر که شدم منو انداخت دور و رفت سراغ یه نورسیده». که در هر دو این فرضیه مستتر وجود داره که: من اگه دیگه کسی نباشم که میخواد، دلیل نمیشه که منو نخواد! چون من در تمام خواستنهایش سهیمم!
و این یک منش سالم نیست.
https://www.instagram.com/p/CGHZ5TxpBmw/?igshid=1u7ibpoewtr46
پاول دوروف در پست اخیرش نوشته در ۳۶ سالگی یکی از دلایل جوانتر به نظر رسیدنم اینه که تنها میخوابم! چون با یکی دیگه خوابیدن، کیفیت خواب آدم رو میاره پایین و روی سلامت بدن اثر میذاره. و خدا داند که چقدر این حرف درسته. اما ما نمیتونیم این رو به افراد متأهل حالی کنیم، که یه مقداریش به خاطر رسوبات فرهنگیه. اگه زن و شوهر از هم جدا بخوابند، فارغ ازینکه دیگران بدونند اینها جداخوابند یا نه، به خودشون این تلقین وارد میشه که «ما با هم جور نیستیم!». ما نیاز به یک انقلاب فکری درباره ازدواج داریم. اون چیزی که الان هست زیادی متأثر از رسانههاست. سکس که کاملا تحت سیطره صنعت پورن قرار گرفته، در بقیه موارد هم هالیوود تعیین میکنه زندگی مشترک موفق چطوریه (که یکی از علائمش اینه که زوجین در طول روز خودشون رو بمالند بهمدیگه، و شبها عین کنه بچسبند بهم! آیا حتی یک فیلم یا سریال سراغ دارید که دو پارتنر باهم خوب باشند اما جدا بخوابند؟). اما مشکل خیلی عمیقتر از تختخوابه. وقتی زن جف بزوس ازش جدا میشه و میلیاردها دلار به جیب میزنه، میگن حقش بود! البته از لحاظ قانونی بله، حقش بود، چون اون مرد خودش امضاء کرده بود که قراره در صورت طلاق چه ضرری متحمل بشه. اما خارج از قواعد این قراردادها، چطور حقش بود؟ چرا باید زن کسی بودن، انقدر درآمدزایی داشته باشه؟ چون تصور عموم اینه که زندگی مشترک یعنی نصف شدن همهچیز! و مسئله همیشه پول نیست. مثلا در اینجا میگه در دستاورد تولید محصولی به نام همایون شجریان، باید سهم طرفین پنجاه پنجاه باشه، اما پدرش نزدیک صد در صد رو برده و من نزدیک صفر! انگار با هر آدم رندوم دیگهای هم شریک بود، حداقل نصف این خصائل همایونی رو میتونست تولید کنه!
یا مثلا اگر من نبودم که اخلاق تخمیش رو تحمل کنم، دیگه نفسش از نفس قاریان مصری بیشتر نمیشد! (و از طرفی صحبتی از ساپورت مالی هم نمیشه. که طرف مجبور بوده بره روی صحنه دو ساعت چَه چَه کنه تا لازم نباشه من برم بیرون کار کنم!). همون خودسهیمپنداری که میگه حتی در تمام هشت ساعت خواب شبانهت هم سهیمم، تعمیم پیدا میکنه به اینکه «در هرچه مردم ازو میپسندند سهیمم». و نهایتا منجر میشه به نوعی نگاه کروگانگیرانه. که چون سی سال با او بودم، پس باید تا روزی که میمیرد در چنگ من باشد، چون در عمرش هم سهیمم! و معمولا از حربههای احساسی برای توجیه این سهمطلبی دیوانهوار استفاده میکنند. اگه با زن دیگهای که اون هم سالخوردهست ازدواج کنه، میگه «من ازون پیرزن چی کم داشتم؟» و اگه با زن دیگهای که جوانتره ازدواج کنه، میگه «پیر که شدم منو انداخت دور و رفت سراغ یه نورسیده». که در هر دو این فرضیه مستتر وجود داره که: من اگه دیگه کسی نباشم که میخواد، دلیل نمیشه که منو نخواد! چون من در تمام خواستنهایش سهیمم!
و این یک منش سالم نیست.
https://www.instagram.com/p/CGHZ5TxpBmw/?igshid=1u7ibpoewtr46
❤4
اگه کسی از خودروی سواری شخصی برای مسافرکشی بین تهران کرج استفاده کنه و روزی چهار بار بره و برگرده (دو سری قبل از ظهر، و دو سری بعد از ظهر) و هر بار به خاطر کرونا فقط سه نفر سوار کنه که میشه بیست و چهارنفر، و از هر نفر فقط بیست تومن کرایه بگیره، ۴۸۰ هزار تومن در روز میتونه جمع کنه. اگه برای این چهار سری سفر رفت و برگشتی، حدودا چهارصد کیلومتر مسافت طی کنه، و ماشینش صدی هفت کیلومتر مصرف کنه (فرض کنیم النود) و فقط بنزین آزاد بزنه، هزینه بنزینش میشه فقط ۸۴ هزارتومن. نُرم جهانی اینه که دستمزد راننده ۵۵ درصد کرایه دریافتی باشه. یعنی ۲۶۵ هزار تومن. که میمونه ۲۱۵ هزارتومن، که اگه ۸۴ هزارتومن بنزین رو ازش کم کنیم ۱۳۰ هزارتومن باقی میمونه، که اگه حداقل ۳۰ هزارتومن هزینههای غیرسوختی ماشین باشه، ۱۰۰ تومن باقی میمونه برای صاحب ماشین. یعنی ماهی ۳ تومن. وقتی قیمت اون ماشین ۳۶۰ میلیونه یعنی ۱۲۰ ماه طول میکشه تا فقط پول خود ماشین برگرده! که تا اون زمان تبدیل شده به ماشینی که ۷۰۰ هزارکیلومتر کار کرده!
بعبارتی حجم قابل توجهی سوبسید خرج میشه، و همچنان راننده در زیر خط فقر میمونه، مسافر قادر به پرداخت بیش ازین نیست، و سرمایهگذاری روی تاکسی از دایره توجیه اقتصادی خارجه.
اگه این یک باتلاق نیست، نمیدونم چیه.
بعبارتی حجم قابل توجهی سوبسید خرج میشه، و همچنان راننده در زیر خط فقر میمونه، مسافر قادر به پرداخت بیش ازین نیست، و سرمایهگذاری روی تاکسی از دایره توجیه اقتصادی خارجه.
اگه این یک باتلاق نیست، نمیدونم چیه.
❤4
« - زنی که مردش رو با بقیه زنها شریکه نمیتونه دوسش داشته باشه. باش میمونه صرفا برای اینکه منافع بودن زیر سایهش به ریسک تنها موندن میصرفه. چنین زنی شخصیت قوی نداره، متزلزل و کوتهبینه
- خیلی موافقم. من اینجوری بش نگاه میکنم: من همیشه ۱۱۰ درصد خودم رو در اختیار مردی که باش هستم قرار میدم، چرا باید به کمتر از ۵۰ درصد اون مرد راضی باشم؟»
نفر اول قاعده عشق تعیین میکنه: فقط در صورتی که مالکیت تمامیت طرف رو در اختیار داریم میتونیم عاشقش باشیم! انگار عشق و محبت قاعدهپذیره.
نفر دوم قاعده معاملاتی تعیین میکنه: ۱۰۰ در برابر ۱۰۰. مثلا ۱۰۰ در برابر ۵۰ باطله!
هر دو حمله به زنیه که مشکلی با چندهمسری یا چندپارتنری مردش نداره. از قبل تعیین شده که یک، از لحاظ شخصیتی یک آدم منفیه، و دو، از لحاظ معاملاتی یک بازندهست!
جامعه زنان نیاز داره اعضای خائن خودش رو تخریب کنه، که از دو صفت «بیعرضه» و «لوزر» استفاده میشه، تا نظم مستقر (یعنی فقط یک زن برای هر مرد) از هم نپاشه.
- خیلی موافقم. من اینجوری بش نگاه میکنم: من همیشه ۱۱۰ درصد خودم رو در اختیار مردی که باش هستم قرار میدم، چرا باید به کمتر از ۵۰ درصد اون مرد راضی باشم؟»
نفر اول قاعده عشق تعیین میکنه: فقط در صورتی که مالکیت تمامیت طرف رو در اختیار داریم میتونیم عاشقش باشیم! انگار عشق و محبت قاعدهپذیره.
نفر دوم قاعده معاملاتی تعیین میکنه: ۱۰۰ در برابر ۱۰۰. مثلا ۱۰۰ در برابر ۵۰ باطله!
هر دو حمله به زنیه که مشکلی با چندهمسری یا چندپارتنری مردش نداره. از قبل تعیین شده که یک، از لحاظ شخصیتی یک آدم منفیه، و دو، از لحاظ معاملاتی یک بازندهست!
جامعه زنان نیاز داره اعضای خائن خودش رو تخریب کنه، که از دو صفت «بیعرضه» و «لوزر» استفاده میشه، تا نظم مستقر (یعنی فقط یک زن برای هر مرد) از هم نپاشه.
❤3
«میگفتن خانواده پدافند اس۳۰۰ راه حل نهایی تمام تهدیدات هواییه، یه سلاح شگفتانگیز که به تنهایی کل توازن توان هوایی طرفین رو بهم میزنه.
حالا اینجا اس۳۰۰ ارمنستان رو میبینید که توسط پهپاد انتحاری آذربایجان از بین میره».
این پهپاده رو آذربایجان از اسراییل خریده. یکی از ریغوترین پرندههای موجود در بازار.
گفتم که رسانهها هم مغز رو تباه میکنند هم عمر انسان رو. هفت سال تمام گفتند نمیشه بالای سوریه منطقه پرواز ممنوع ایجاد کرد چون همهجا اس۲۰۰ و اس۳۰۰ کاشتن. نگو میشده. نمیخواستن.
حالا اینجا اس۳۰۰ ارمنستان رو میبینید که توسط پهپاد انتحاری آذربایجان از بین میره».
این پهپاده رو آذربایجان از اسراییل خریده. یکی از ریغوترین پرندههای موجود در بازار.
گفتم که رسانهها هم مغز رو تباه میکنند هم عمر انسان رو. هفت سال تمام گفتند نمیشه بالای سوریه منطقه پرواز ممنوع ایجاد کرد چون همهجا اس۲۰۰ و اس۳۰۰ کاشتن. نگو میشده. نمیخواستن.
❤3
اگه زندانیها بدونند اون بیرون هرج و مرجه و مردم دارن همدیگه رو میخورن، دیگه به جایی که هستن نمیگن زندان، میگن پناهگاه.
اگه حکومت میخواد مردم از زندان بترسند، باید مواظب باشه این بیرون ترسناک نشه.
اگه حکومت میخواد مردم از زندان بترسند، باید مواظب باشه این بیرون ترسناک نشه.
❤5
شاهین نجفی میخواد هم حکومت دینی در ایران از بین بره، هم خود دین! اما فارغ ازینکه نظرمون درباره دین رسمی ایران چیه، این دو آرزو با هم جور درنمیان. حکومت دینی ما بدون خونریزی ول کن قدرت نخواهد بود. پس تنها کسانی حریفش خواهند بود که ایمان مذهبی دارند. البته تضمینی نیست که شکستش بدن، همونطور که در سوریه نتونستند اسد رو شکست بدن، اما حریفش فقط اونها خواهند بود، همونطور که در سوریه فقط اونها حریف اسد و پشتیبانهای خارجیش بودند. برای کسانی که معتقدند «زندگی همین بود»، توجیه نداره رو «همین زندگی» قمار کنند که آیا حکومت جدیدی بشه تشکیل داد، آیا نشه، و ازین تخممرغ شانسی جدید اون جایزهای که مطلوبمون بود در میاد یا نه.
جایزه خدا نسیهست، ولی از قبل مشخص شده چیه.
جایزه خدا نسیهست، ولی از قبل مشخص شده چیه.
❤12
پیامبر با دیدن نوهش حسین، نگفت این بچه چقدر شبیه شهداست! چون شهید شکل و قیافه متمایزی نداره. این رو فقط قربانیان ذهنی اواخر دوران پوسترمحور شیعهگری ایرانی به زبان میارن.
فاطمه، همسر علی هیچوقت نگفت ۷۰ هزار بار حمد میخونم تا علی شهید بشه. چون شهادت با تصمیمه. و نمیشه برای تصمیمات کسی نذر کرد. این جمله رو فقط قربانیان ذهنی دوره زیارت-نذر تاریخ تشیع به زبان میارن.
فاطمه، همسر علی هیچوقت نگفت ۷۰ هزار بار حمد میخونم تا علی شهید بشه. چون شهادت با تصمیمه. و نمیشه برای تصمیمات کسی نذر کرد. این جمله رو فقط قربانیان ذهنی دوره زیارت-نذر تاریخ تشیع به زبان میارن.
❤6
از هر ۱۰ فوتی مازاد بر نرمال لومباردی ایتالیا، ۴ فوت ربطی به کرونا نداشته!
چند دهه میلیاردها یورو خرج پروژههای مضحکی مثل «گوشت نخورید» و «آسپرین برای جلوگیری از سکته خوبه یا نه؟» کردند، و دهها بحث پزشکی-رسانهای دیگه؛ آخرش هم شبکه بهداشت و درمان و جامعه پزشکی برای خطری که از هر تهدید دیگهای مهمتر بود دستپاچهترین وضعیت ممکن رو داشت و با دست خودش هزاران نفر رو فرستاد به قبرستان.
چند دهه میلیاردها یورو خرج پروژههای مضحکی مثل «گوشت نخورید» و «آسپرین برای جلوگیری از سکته خوبه یا نه؟» کردند، و دهها بحث پزشکی-رسانهای دیگه؛ آخرش هم شبکه بهداشت و درمان و جامعه پزشکی برای خطری که از هر تهدید دیگهای مهمتر بود دستپاچهترین وضعیت ممکن رو داشت و با دست خودش هزاران نفر رو فرستاد به قبرستان.
❤3