Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
لیبرال‌ها بعد ازینکه سه سال تمام جیغ زدن که وای روسیه در انتخابات آمریکا دخالت کرد، الان میگن شاید بهتر باشه بقیه کشورها در قالب سازمان ملل در اداره آمریکا مشارکت داشته باشند 😄

البته الان این حرف‌ها واکنش منفی زیادی ایجاد می‌کنه و نیویورک‌تایمز اینو میدونه، ولی یکی از روش‌های کلاسیک چپ‌ها در تخریب چیزها و ارزش‌‌ها و نُرم‌ها، اینه که اول حرف‌های تابوشکن بزنند تا با تکرار قبحش ریخته بشه.
ولی اینطور نیست که همین الانش هیچ دخالتی وجود نداشته باشه. وقتی عوامل قطر و عربستان و چین و حتی اراذل جمهوری‌اسلامی اونجا در حال جهت‌دهی به افکار عمومی آمریکا هستند و حتی روی تصمیم‌گیری‌ها تأثیر میذارن، یعنی آلردی این دخالت در جریانه.
انقلاب اسلامی صادر شد نهایتا و حجاب داره سانت به سانت به پوشش غربی‌ها اضافه میشه، ولی به دلایل نامعلوم از لگن به بالا گسترش پیدا می‌کنه فقط؛ از لگن به پایین پیشرفتی نداره.
مخالفت ترامپ با بسته جدید حمایتی، به خاطر مخالفت با اصل چاپ پول بی‌پشتوانه نیست، چون ترامپ اصلا ضددولت نیست؛ به خاطر اینه که ایالت‌های دموکرات قصد داشتند بیشترش رو بالا بکشند. اما اینکه مخالفت رییس دولت با چاپ پول، به هر دلیلی، منجر به شکستش در انتخابات میشه، فقط این معنی رو داره که مفهوم دولت، به معنی عام، و در شکل فعلی، اصلاح‌ناپذیره. نه فقط به این دلیل که نخبگان واقع‌بین نمی‌تونند بش وارد بشن، بلکه به این دلیل که دیگه در دموکراسی مدرن مردم به نخبگان واقع‌بین رأی نمیدن. و این فقط مختص آمریکا نیست. این ویروس توهم‌زای مفت‌خواهی همه دنیا رو گرفته‌. در واقع میشه گفت از اصلاح‌ناپذیری دولت به اصلاح‌ناپذیری جامعه رسیدیم. البته عموما کسی جرئت نمی‌کنه در مورد دومی حرف بزنه. ولی اصلا چیز جدیدی نیست‌. در محتویات ادیان ابراهیمی، که در خودشون اقتباس‌هایی از اسطوره‌های کهن دارند، «ملتی که درست بشو نیست» زیاد به کار رفته، و نصیحتش به معدود افرادی که قصد اصلاح دارند اینه که «جمع کنید برید». در دنیای قدیم، زمین پهناورتر از الان بود، چون هنوز جاهای زیادی وجود داشت که «دورافتاده» باشند. اما الان نمیشه از جوامع خیلی دور شد، چون دامنه قدرت، کنترل و اثرگذاری‌شون همه‌جا رو فراگرفته. لذا ما به جای فرار در سطح زمین، باید به داخل زمین فرو بریم. ارتباط‌گیری با مردمی که پشت سرهم به فساد و تباهی و موهومات رأی میدن، منفعتی برای ما نداره. به جای گروه‌های بزرگ باید گروه‌های خیلی کوچک زیرزمینی تشکیل داد، و این فکر رو که میشه «الان» زندگی روی زمین رو اصلاح کرد، دور ریخت. الان، مُرده‌‌. شاید بشه برای آینده دور کاری کرد. یا بشه حداقل این پیام رو بشون رسوند که «میشه عقل داشت و به واقعیت ایمان آورد».
شهردار لندن می‌گفت چاقوکشی و قتل و دزدی و حتی ترور، از مقتضیات شهرهای بزرگه! یعنی اومدی تو شهر بزرگ ساکن شدی باید پی این چیزهاش هم به تن بمالی! (میگم جوامع اصلاح‌پذیر نیستند اینم یک نمونشه. همین آقا با همین سطح از ترکیب بی‌عرضگی و وقاحت، همچنان طرفدار داره و امثال این آقا همچنان رأی میارن). حالا مشابهش رو داریم در ایران می‌بینیم. به جای اینکه دولتی که مالیات و منابع مملکت رو در اختیار گرفته تا امنیت رو تأمین کنه بیاد پاسخگو باشه، به مردم دفترچه راهنمای زندگی در شهر خشن ارائه میده!
به زودی وقتی فردی چاقو خورد میگن: اضافه وزن مانع دویدن سریع و فرار از صحنه خطر میشه. شهروندان باید در خیابان، چابک باشند!

https://t.me/khabaronline_ir/311750
Anarchonomy
شهردار لندن می‌گفت چاقوکشی و قتل و دزدی و حتی ترور، از مقتضیات شهرهای بزرگه! یعنی اومدی تو شهر بزرگ ساکن شدی باید پی این چیزهاش هم به تن بمالی! (میگم جوامع اصلاح‌پذیر نیستند اینم یک نمونشه. همین آقا با همین سطح از ترکیب بی‌عرضگی و وقاحت، همچنان طرفدار داره…
- من باید اسلحه داشته باشم از خودم دفاع کنم

- اسلحه؟ دیوونه شدی؟ خطرناکه. ممکنه از دست پسرداییت عصبانی بشی بری بکشیش.

- اگه بخوام بکشمش الانم میتونم.

- بهرحال کاره، پیش میاد. اسلحه نباید دست محکوم باشه، باید دست حاکم باشه.

- اوکی، خب حاکم جلوی دزدها رو بگیره پس.

- حاکم که نمیتونه سر هر کوچه یه نگهبان بذاره که. دزد دیدی باید گوشیتو بدی فرار کنی.

- نخوام بدم چی؟

- دیوونه، گوشیت مهم‌تره یا جونت؟

- چرا باید بین گوشی و جونم یکی رو انتخاب کنم؟ پس برای چی حکومت داریم؟

- مملکت که بدون حکومت نمیشه

- فعلا که خیابون حکومت نداره، دزدها هر کاری بخوان می‌کنند

- خب این مقتضیات شهره دیگه. دوست نداری برو تو غار زندگی کن.
و عده‌ای معتقدند اسلحه دست مردم باشه خطرناکه، اسلحه باید فقط در اختیار این گاوها باشه.
یه زمانی به یه عکاسه گفتم لنزی که من دارم آماتوری‌ترین لنز دنیاست، با این نمیشه عکس هنری انداخت. گفت حاضری با اونایی که همون لنز رو دارن مسابقه بدی؟
حالا به اینا که انقدر نگرانند مرز بین سگ و انسان محو بشه باید گفت حاضری با یه سگ سر آدم بودن مسابقه بدی؟
3
تو این مقاله رابطه عنکبوتی سازمان‌هایی که اسپانسر اراذل بی‌ال‌ام هستند رو بررسی کرده. همونطور که واضح بود این شلوغ‌بازی‌ها در خیابان‌های شهرهای آمریکا، هرچیزی هست غیر از خودجوش، و به هرچیزی بها میده غیر از زندگی سیاهان. خلاصه‌ش اینه که یه سری میلیاردر از جمله خانواده بافت، از حتی قبل‌تر از اومدن ترامپ به کاخ‌سفید در حال هل دادن این پروژه مارکسیستی بودند، که هدفش تغییر سیستم حاکمیتی در آمریکاست. یا همون تبدیل آمریکا به یک چین غربی.

https://www.tabletmag.com/sections/news/articles/warren-buffett-black-lives-matter
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو بحث شیرین انرژی‌های تجدیدپذیر، این قسمتش رو زیاد نشون نمیدن.
از الان که سه هفته به انتخابات آمریکا مونده یک نصیحت برادرانه اینجا بنویسم. به محض اعلام قطعی پیروزی بایدن از رسانه‌ها، در ایران به احتمال بسیار زیاد تکون‌های مصنوعی به بازار ارز میدن تا وانمود کنند «در سیاهچال باز شد، نور اومد تو». اما صرفا یک موج توهم‌زای کوتاهه. بهیچوجه من‌الوجوه هیچ‌چیزی رو به ریال تبدیل نکنید.‌ حتی پسماند گیاهی رو‌.
وقتی صدای ترمز و جیغ لاستیک روی آسفالت و سپس برخورد فلزات با هم دیگه میاد، همه جمع میشن تا ببینند تصادفی که بین دو ماشین اتفاق افتاد چه شدتی داشت. حتی اونی که قدش کوتاه‌تره روی پنجه‌هاش بلند میشه تا بتونه شخصا صحنه رو بررسی کنه. یه مقدار ازین توجه از «تقلید ناخودآگاه از جمع» حاصل شده، اما بخش مهمی ازون به این مربوطه که روز این آدم‌ها خبر نداره. له شدن دو تا ماشین، یک خبره. و چه بهتر که یکم هم خون به عنوان اشانتیون داشته باشه، اما نه زیاد. لزومی نداره حتما برای کسی تعریف کنند. همینکه تو ذهن‌شون «امروز روزی بود که له شدن دو تا ماشین رو دیدم» ثبت بشه کافیه تا اون روزشون متمایز و زنجیره بی‌خبری و تکرار، شکسته بشه.
وقتی نگاه از درون برداشته میشه، فقط نگاه به بیرون باقی میمونه. که میشه بش گفت نگاه گربه‌ای‌. رزولوشن چشم گربه‌ها خیلی کمتر از ماست، اما به حرکات خیلی حساس‌تره. چیزی که ما از بیست متری می‌بینیم شاید اون‌ها در دو متری ببینند، اما حرکتی رو در بیست متری تشخیص میدن که شاید ما در دومتری متوجهش نشیم. تو دید گربه همه‌چی خیلی مثل همه، مگر اینکه تکون بخوره! اون تکون خوردن‌ها همون اخبار بهم‌زننده روزهای تکراری‌اند. وقتی «خویشتن» رو متروکه کردن، مجبورند اون بیرون برای هر تکونی چشم تیز کنند.
خبری مربوط به اعتراضات کارگران شرکت آردل رو دیدم که مربوط به فروردین سال ۹۰ بوده. شرکت بدهی زیادی بالا آورده بوده و طلبکاران اومدن دستگاه‌های پرس کارخونه رو برداشتن بردن. کارگرانی که به وضعیت اعتراض داشتند گفتند ما داریم ماهی بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزارتومن حقوق می‌گیریم، که کمه ولی راضی‌ایم، اما با این وضعیت میندازن‌مون بیرون به زودی. اون موقع دلار ۱۱۰۰ تومن بود، یعنی کارگران یک کارخانه در آستانه تعطیلی داشتند ۴۵۰ دلار حقوق می‌گرفتند، و فکر می‌کردند خیلی کمه. در حالی که همون کارگر الان ۱۰۰ دلار می‌گیره. سقوط به کمتر از یک چهارم در فقط نه سال. این مطالبه ۱۲ میلیونی در واقع بازگشت به ماهی ۴۰۰ دلاره که یک دهه پیش جریان داشت. هرچند دیگه داره صحبت از شمشیر میشه ولی فکر نمی‌کنم کار به خشونت بکشه. چون برخلاف شعارهای کمونیستی این اتحادیه‌ها، سرمایه‌دارها نمی‌تونند این بازگشت رو عملی کنند؛ این فقط تغییر حاکمیته که میتونه بازگشت رو محقق کنه، یا حداقل جلوی سقوط بیشتر رو بگیره. اما هیچ‌کدوم ازین اتحادیه‌ها حرفی از براندازی نمی‌زنند. فحش دادن به سرمایه‌دار راحته، اما زیر و رو کردن حکومت، نه.
وقتی دو تا میمون باغ‌وحش با هم دعوا می‌کنند و یکی به خاطر کش رفتن موز یکی از خرت و پرت‌های داخل قفس رو به سمت اون یکی پرت می‌کنه، آدم‌های ناظر نباید بشینند تحلیل کنند که آیا این واکنش با اون کش رفتن تناسب داشت یا نه و حق با کدوم‌شونه. وقتی حکومتی متشکل از اوباش، عده‌ دیگری از اوباش اجاره‌ای خودش رو میاره خیابون و باشون تعزیه مجازات اسلامی اجرا می‌کنه، درباره حق و حقوق مجرمین و زندانیان نباید بحث کرد. چون اون بحث مربوط به جاییه که یک طرف حاکمیت قانونه، و یک طرف متخلفین، و هدف اینه که یکی بر اون یکی فائق بشه. در اینجا دو طرف وجود نداره. همه اونایی که پشت وانت تعزیه هستند، باهمند. این تبلیغات اصلاح‌طلبان بود که ما پلیس داریم و دادگاه داریم و غیره. ولی این یک خیال بود. مثلا قاضی کشیک که پشت میز نشسته و شما بش مراجعه می‌کنی، یکی از اوباشه. لذا اینکه چجوری باهمدیگه رفتار می‌کنند خیلی به ما ربط پیدا نمی‌کنه. مثل اینه که طالبان بخواد یکی از اعضای خودش رو به خاطر همکاری با دولت افغانستان اعدام کنه بعد ما بریم وسط بگیم «ثابت نشده هنوز که».
بی‌کفایتی سیستماتیک یک بهانه شده برای لاپوشانی بی‌کفایتی یا خطای مهلک شخصی. این عادات خودتخریبی رو در همه جا داریم می‌بینیم. حتی در رانندگی. وقتی به طرف میگی عین آدم برو، میگه با ماشین‌هایی که اینا میسازن با هیچ سرعتی زنده نمیمونیم، جوش نزن! یعنی چون اینا ماشین خوب تحویل ما نمیدن، پس اینکه خودم رو به کشتن بدم تقصیر خودم نیست!
شبکه‌های اجتماعی اختراع عجیبی بود. همه حس کردند جادوگر شده‌اند. قرن‌ها قبل را دیده‌اند، و از جایی که هستند قرن‌ها بعد را می‌بینند! هرچیزی را می‌توانند معادل هرچیزی قرار دهند و هر مسی را طلا کنند و هر طلایی را مس کنند. وقتی دیدند هر اغراقی که با کلمات میسازند مشتری دارد، باز هم ساختند، حتی اگر تنه به مسخرگی می‌زد. مثل جادوگری که می‌بیند هر حقه‌ای که به کار می‌برد، باز مردم می‌پسندند، هربار از ظرافت و حیله‌گری می‌زند و نهایتا به جایی می‌رسد که حقه‌هایش به شوخی شبیه می‌شوند، اما چون تمام شوخی‌ها عادی شده، مشکلی برای بیزینسش پیش نمی‌آید. و ادامه می‌دهد.
دلار به هر قیمتی برسه، دستگاه امنیتی حکومت شیعه در سرکوب کمونیست‌ها لحظه‌ای استراحت نمی‌کنه. از شبنم آشوری هم خبری نیست.


https://t.me/agahnamejournal/105
Anarchonomy
خیلی‌ها میترسن ترامپ کرونا بگیره. ولی براش خیلی بهتره که بگیره، و علائم هم بده، و بستری هم بشه، و یکی از داروهای هنوز مجوزنگرفته روش تست بشه، و جواب بده، و سالم بیاد بیرون. بهترین تبلیغ انتخاباتی اینه که نشون بدی قوی‌تر از بقیه نامزدها هستی، و یه توجیه شخصی…
خیلی جالبه که این سناریو دقیقا به همون شکلی که پیشنهاد داده بودم اجرا شد. حالا ترامپ علنا داره یک دارو رو تبلیغ می‌کنه. دارویی که هنوز مجوز نداره. و داره قول میده که مجانیش کنه.

و همین نشون میده که یک طرفدار دولت حداقلی و کاپیتالیسم حداکثری مثل من، چقدر در دنیا در اقلیت قرار گرفته، چون ازین لحاظ فرقی بین رقبای سیاسی نیست، بلکه سر مجانی‌سازی و پول‌پاشی از هم سبقت می‌گیرند! هیچ راستگرای واقعی یا وجود نداره، یا آزادی عمل نداره، یا رأی نمیاره. در واقع دیگه راستی وجود نداره، بلکه شعبات مختلفی از چپ وجود داره.