Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
در چین دارند واکسنی که همه مراحل تست رو به طول کامل طی نکرده به مردم می‌زنند. استدلال یک شهروند چینی در پذیرفتن این اقدام خیلی جالب، و ناراحت‌کننده‌ست. میگه:
«اگه کشور قصد داره اجازه بده مردم عادی هم واکسن رو بزنند، یعنی عوارضش اونقدرها هم بد نبوده».

یک بچه به مادرش انقدر اعتماد نداره. وقتی مادرش میبردش درمانگاه تا آمپول بزنه، جیغ و داد راه میندازه و هرچقدر بش بگه درد نداره فایده نداره. حتی اگه بگه این با آمپول‌های قبلی که زدی فرق داره هم باز فایده نداره. رابطه‌ای که این‌ها با حکومت‌شون دارند دیگه در حیطه اعتماد نیست. یک جور ایمانه، شبیه ایمانی که اعضای اسماعیلیه به حسن صباح داشتن.
اگه موجودات فضایی یه سر به زمین بزنند از خیلی از چیزهایی که می‌بینند شوکه خواهند شد. مخصوصا در ایران. مثلا خواهند دید که مردم از کوچه‌های تنگ روستاها خوش‌شون میاد، طوری که آژانس‌های مسافرتی تورهای سیاحتی برگزار می‌کنند که بخشی از برنامه‌ش عبور و عکاسی ازون کوچه‌های تنگه. و همزمان همون مردم با دولت همکاری می‌کنند تا طرح‌های عقب‌نشینی که در شهرها اجرا میشه رو در روستاها هم اجرا کنه! خونه‌های روستایی رو تخریب می‌کنند، و میرن عقب‌تر، یکی دیگه با معماری‌ای که در شهر رواج داره میسازن، و کوچه عریض‌شده رو آسفالت می‌کنند! و هرچه تعداد این روستاهای شهری شده بیشتر میشه، تقاضا برای تور روستاهای کوچه‌تنگ بالاتر میره! یعنی دقیقا چیزی که ازش خوششون میاد رو از صحنه محیط حذف می‌کنند، و هرچی بیشتر حذفش می‌کنند بیشتر دل‌شون براش تنگ میشه! موجودات فضایی احتمالا با خودشون میگن این‌ها با مازوخیسم به دنیا میان و بخشی از ژن‌شونه.
اون بیرون واقعا یه موجوداتی دارن تو خیابون‌ها راه میرن که فکر می‌کنند اگه دولت از منابعی که نداره به همه کارخونه‌ها وام بلاعوض بده، صنعت رونق می‌گیره!
اون بیرون جای خطرناکیه. تنها بیرون نرید.
برای اینکه بتونه اون ۱۲۰ میلیارد دلار سابق برگرده، با قیمت فعلی نفت باید روزی ۹ میلیون بشکه صادر کنند! ۹ فاکینگ میلیون بشکه.
ما هشتاد میلیون نفری که اینجا ساکنیم، یک نمونه تاریخی زنده‌ایم که بعدها در دانشکده‌های اقتصاد دنیا درباره سقوط‌ اقتصادی و اجتماعی‌مون تو کلاس پاورپوئینت ارائه می‌کنند.
اینکه تازه حضرات محقق دارند میگن که ضدعفونی دست و اشیاء زیاد مهم نیست چون ویروسی که روی اجسام قرار می‌گیره انقدری نیست که بتونه سیستم ایمنی بدن رو با چالش مواجه کنه برای من کوچکترین سوپرایزی نداره. دوستان یادشونه که در مورد وایتکس‌پاشی‌ها گفتم کی اول کف دستشو لیس میزنه بعد میله مترو رو می‌گیره؟ و کی بعد ازینکه میله مترو رو گرفت، کف دست خودشو لیس میزنه؟ وقتی میلیون‌ها ذره حامل ویروس از دهان طرف میاد بیرون، چه معنی داره کلید کنیم روی چندتا دونه روی یک میله؟ همون چندماه پیش که در آلمان خونه دو قربانی کرونا که باهم زندگی می‌کردند رو زیر و رو کردند و اثری از ویروس روی اجسام پیدا نکردند باید این بساط الکل جمع می‌شد. چیزی که سوپرایزکننده‌ست تنبلی همه، از عوام تا نخبگان، در زیرسوال بردن رفتارهای گله‌ایه. ما خیلی هم با کمبود دانش مواجه نیستیم. مشکل اصلی کمبود عقله.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند روز پیش فمنیست‌ها تظاهرات بزرگ و خشنی در مکزیک برگزار کردن‌. سقط جنین در خیلی از شهرهای مکزیک غیرقانونیه. به ماه بارداری و این‌ها کار نداره، کلا ممنوعه‌. و اینا میخوان این ممنوعیت لغو بشه‌. پرچم‌شون هم سبزه.‌ مجموعا فمنیست‌های اونجا به اعتراضات‌شون میگن «موج سبز». اما این تنها رنگش نیست. یکی از گروه‌هایی که آدم جمع می‌کنه تو این تظاهرات‌ها گروه رز قرمزه. اینجا زیر این سکو پرچم‌شون رو می‌بینید. و چه لوگویی داره؟ یس، خودشه، داس و چکش. فقط یکم چرخوندنش که به شکل حرف R دربیاد.
تو وبلاگ‌شون نوشته درسته که نجات کامل زنان در سوسیالیسم جهانی رخ میده، ولی برای دفع ظلم و ستمی که بمون میشه تا اون موقع نمی‌تونیم صبر کنیم 😁
Anarchonomy
چند روز پیش فمنیست‌ها تظاهرات بزرگ و خشنی در مکزیک برگزار کردن‌. سقط جنین در خیلی از شهرهای مکزیک غیرقانونیه. به ماه بارداری و این‌ها کار نداره، کلا ممنوعه‌. و اینا میخوان این ممنوعیت لغو بشه‌. پرچم‌شون هم سبزه.‌ مجموعا فمنیست‌های اونجا به اعتراضات‌شون میگن…
یکی از شجاعانه‌ترین پروژه‌های تاریخ، سفر مبلغان مسیحی اروپا به مکزیک بود‌. خیلی‌هاشون وقتی وارد این منطقه میشدن حس میکردن جهنمی که خدا آماده کرده همونجاست. چون مردم بومی، هیچ بویی از استانداردهای اخلاقی اروپایی نبرده بودند و از مذاهب ابراهیمی هم دور افتاده بودند. اونجا قبیله‌ها با هم زیاد می‌جنگیدند، و به خاطر منابع محدود امکان نگهداری از اسرای جنگی رو نداشتن. خوردن گوشت اسیر یک اتفاق روتین بود. اون مبلغین، چنین موجوداتی رو به پیروان مسیح تبدیل کردند، که شبیه به یک معجزه‌ بود، اما به خاطرش چیزهایی تحمل کردند که در تاریخ اسلام نمونه مشابه نداره.
و حالا میراث‌شون داره توسط کمونیست‌ها از بین میره. قرن بیستم آلبوم خونباری بود که نشون میداد همه آدم‌خواران تاریخ در برابر این جماعت باید لنگ مینداختند. اما در قرن بیست و یکم قراره این کارو با خون پریود انجام بدن.
این «همه» که صحبتش رو می‌کنید کمتر از ۵۰ درصد جمعیت رأی‌دهنده آمریکاست. با اینکه ترامپ از هر نظر گزینه بهتریه. جدا از همه سیاست‌ها و خط مشی‌های دو طرف، حتی سیستم ایمنی ترامپ هم قوی‌تر از رقباشه 😄 اما مردم اونجا هم مشکلات فکری زیادی دارند، از جمله اینکه فکر می‌کنند اگه مریض بشن تقصیر دولت و شخص رییس‌جمهوره که ازشون مراقبت نکرده‌‌. اکثریت این مردم فکر می‌کنند ترامپ قاتل ۲۵۰ هزارنفریه که از کرونا مردند (یا تو گواهی فوت‌شون اینجور نوشته شد). هیچ‌وقت روی تصمیمات مردمی که با عقل سلیم بیگانه شدن شرط‌بندی یا حتی پیشگویی نکنید. به نتیجه انتخابات‌شون به شکل یک اتفاق رندوم نگاه کنید. مثل دو تا بچه تخس که سنگ میزنند به طرف همدیگه و نمیشه گفت کدوم‌شون کور میشه.
Anarchonomy
این «همه» که صحبتش رو می‌کنید کمتر از ۵۰ درصد جمعیت رأی‌دهنده آمریکاست. با اینکه ترامپ از هر نظر گزینه بهتریه. جدا از همه سیاست‌ها و خط مشی‌های دو طرف، حتی سیستم ایمنی ترامپ هم قوی‌تر از رقباشه 😄 اما مردم اونجا هم مشکلات فکری زیادی دارند، از جمله اینکه فکر…
مشکلات فکری البته محدود به رأی‌دهندگان نمیشه و شامل رأی‌ندهنده‌ها هم میشه! یه عده «بچه باکلاس» هم در این مملکت هستند که میگن «یعنی کشور به این بزرگی دو تا آدم مناسب‌تر نمیتونه تولید کنه که یکیش رو انتخاب کنیم! قحط‌الرجاله؟». در واقع یه جور خودنمایی اخلاقی و طبقاتی هم هست (به این شکل: این مردم دریوزه براشون اخلاقیات مهم نیست که میرن به فلانی یا رقیبش رأی میدن؟ خوب شد من مثل اینا نیستم. یا این مردم انقدر بیسوادند که نمی‌فهمند فلانی و رقیبش آدم مناسبی نیستند؟ خوب شد سواد من بیشتر ازین‌هاست).
اما اگه به این‌ها یک کاغذ آچهار بدیم و بگیم خصوصیات دو نامزد فرضی رو بنویس که به نظرت آدم‌های «مناسب» هستند، خواهیم دید که اگه فردی رو با اون خصوصیات پیدا کنیم، اون فرد ۴۸ ساعت هم نمیتونه در فضای سیاسی آمریکا دوام بیاره! تازه دو روز که زیاده، همون صبح به عنوان صبحانه زنده زنده میخورنش و به ظهر نمیرسه. در واقع این‌ها با گزینه‌های موجود مشکل ندارند، با فضای موجود مشکل دارند. این‌ها دنبال فرصتی برای انتخاب بین دو نفر آدم مناسب نیستند، این‌ها میخوان اصلا لازم نباشه انتخاب کنیم! آرمان «آدم مناسب» در ذهن این‌ها همپوشانی زیادی داره با یکی مثل رییس‌جمهور چین. سیاست‌های کلی نظام رو از کاراکتر شی جین پینگ حذف کنید، چی باقی میمونه؟ یه ربات که به دوربین‌ها لبخند میزنه، و هر حرفی میزنه قبلا توسط چندتا بروکرات نوشته شده‌. یک ربات روخوانی‌کننده از متون رسمی که یه جا روبان می‌بره، یه جا برای تانک‌‌هایی که رژه میرن دست تکون میده. هر از چندی هم حزب، این آدم مناسب رو با یه آدم مناسب دیگه جایگزین می‌کنه!
اگه همین الان در آمریکا رفراندومی برگزار بشه که بپرسه آیا موافقید که آمریکا با نظام سیاسی چین اداره شود؟ با ۵۵ درصد موافق، رأی میاره.

تو ایران، احتمالا ۷۵ درصد.
این پروژه‌های خزنده در ایران قابل اجرا نیست. از اینکه ایرانی‌ها سیستم حاکمیتی چین رو می‌پسندند نمیشه نتیجه گرفت که از خود چینی‌ها خوششون میاد یا می‌تونند تحمل‌شون کنند. در اون منطقه قرابت فرهنگی وجود داره که قابل اجراست. اینجا حتی سلبریتی‌های حکومتی هم برخورد نژادپرستانه دارند با جماعت شرقی.
آیا در تاریخ نمونه‌ای وجود داشته که دولتی سوبسیدی توزیع کنه و به همه مساوی برسه؟ یه جوری تیتر می‌زنند انگار اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ داده.
دولت هیچ‌وقت توان توزیع معقول رو نداره، حتی اگه انگیزه‌ش رو داشته باشه (که اغلب اون رو هم نداره). دولت یعنی مسلط شدن عده‌ای از مردم بر عده دیگری از آن‌ها! و بدیهیه که عده مسلط، سهم بیشتری از منابع رو ببلعند.
من هم فکر می‌کنم شانس ترامپ برای پیروزی در انتخابات خیلی کمه و ما ایرانی‌ها باید آمریکای بایدنی رو بپذیریم. اما تو رو خدا متنی که این روزنامه‌نگارها نوشتن رو یه نگاه بندازید. میگه ما نظرسنجی‌های دو دهه اخیر آمریکا را بررسی کرده‌ایم و به این نتیجه رسیده‌ایم که ترامپ شکست خواهد خورد! چطوری دو دهه رو بررسی کردن اما چهار سال پیش رو بررسی نکردن؟ دقیقا در اکتبر ۲۰۱۶، یعنی با همین فاصله سه چهار هفته‌ای تا انتخابات، کلینتون ۱۳ درصد از ترامپ جلو بود! نه سه درصد چهار درصد، ۱۳ درصد!


پدیده ترامپ باعث شد بفهمیم بیشتر نهادها در جوامع ما، از داخل پوسیده و کرم‌خورده هستند. جامعه پزشکی، جامعه خبرنگاران، جامعه هنرمندان، دستگاه‌های اطلاعاتی امنیتی، ارتش، رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، سازمان‌های بین‌المللی، خیریه‌ها، طبقه الیت، جریانات روشنفکری.. همه‌چی.

https://t.me/sahandiranmehr/26143
3
رییس خزانه‌داری پادشاهی انگلیس میگه هنرمند‌ها باید به فکر یه شغل دیگه باشند.
در حالی که بسته یک و نیم میلیارد پوندی رو آماده کرده بودند برای پول‌‌پاشی، اما کافی نبود. چون هیچ مقداری کافی نیست. چون نمیشه دو سال تمام به اینهمه آدم حقوق ماهیانه داد بدون اینکه کار کنند.

دوستان طرفدار UBI آیا تجدیدنظر خواهند کرد؟
3
یه مسئله‌ای هست به نام سندروم VIP
وقتی پای یه آدم مهم به بیمارستان می‌کشه، کادر درمان از ترس اینکه نتونند سالم پسش بدن هر کاری که به ذهن‌شون برسه انجام میدن و هر دارویی که در چنته دارن روش امتحان می‌کنند. و این باعث میشه طرف درمانی پرریسک‌تر از درمانی که اگه آدم مهمی نبود دریافت می‌کرد، دریافت کنه.
به نظر می‌رسه ترامپ هم اینو در بیمارستان والتر رید حس کرده، و قبل ازینکه کار شدت بیشتری پیدا کنه، ازونجا فرار کرد! و این قمار با سلامتی خودشه، که ممکنه چند روز بعد حالش خراب بشه، یا ممکنه معلوم بشه که به موقع فرار کرده. اما همزمان دست به یک قمار دیگه هم زد. ترامپ می‌دونست که میلیون‌ها نفر دیگه نه حوصله تعطیلی‌ها رو دارند، نه پس‌انداز مالی برای تحمل ادامه دادنش رو. بنابراین از همون روزی که فرار رو استارت زد داره این پیام رو ارسال می‌کنه که «چیزی نیست، از پس این بیماری برمیایید، اگه هم حالتون خراب شد داروهای خوبی داریم الان». اینکه واقعیت چیه و کرونا چقدر خطرناکه (که هست) دیگه مطرح نیست‌. این روایت‌ها هستند که مهمند. و ترامپ داره روایت خودش رو منتشر می‌کنه. در واقع داره سعی می‌کنه روایت «بهتره بگیریم و این لعنتی بساطش جمع بشه» رو در برابر روایت «باید تا مدت نامعلومی مراعات کنیم و خونه بمونیم» قرار میده. اینکه کدوم روایت مشتری بیشتری خواهد داشت رو کسی نمیدونه. ولی میشه حدس زد خیلی‌ها مشتری روایت ترامپ هستند ولی جرئت ندارند علنا بیانش کنند. قطعا تیک‌آبی‌های توعیتر، خبرنگارها، روشنفکرها، بچه پولدارهای هالیوود و سلبریتی‌ها، معلم‌ها و جانوران آکادمیک، بش رأی نخواهند داد به هرحال. پس مهم نیست که اون‌ها مشتری نباشند. مهم اینه که مردم عادی مشتری باشند. معلوم نیست این استراتژی در انتخابات به نفعش تموم بشه یا به ضررش، اما یک ریسکه، و کسی که در لحظات حساس جنگ ریسک می‌کنه قابل احترامه. اگه بایدن هم این ریسک رو می‌کرد قابل احترام بود، اما اون اهل جنگ نیست. اون مثل یه سلطان شکم‌گنده‌ست که به کسانی که زیر کجاوه‌ش رو گرفتن وابستگی داره. به عملکرد دولت ترامپ درباره کرونا انتقاد وارد می‌کنه اما نمیگه چطور باید قضیه رو در همین مرحله‌ای که الان هست جمع کرد. این افتضاحی که به بار اومده، نه فقط در آمریکا بلکه در بسیاری از کشورها، حاصل یک ناآمادگی و خرابکاری‌های سیستماتیکه (نه آمریکای الان با آمریکای زمان آنفولانزای اسپانیایی ۱۹۱۸ قابل مقایسه‌ست، که اون زمان کل ملت علیه دشمن خارجی بودند اما الان مردم در داخل به خون هم تشنه هستند، و نه دنیای الان که تا این حد دولت‌ها بزرگ و وابستگی مردم بشون شدیده، قابل مقایسه با دنیای گذشته‌ست).


و این وضعیت غم‌انگیز ما رو بهتر نشون میده. خسته‌های اونجا حداقل شانس این رو دارن که به کسی رأی بدن که اهل قمارهای خطرناکه. اما هیچ آپشنی برای ما وجود نداره، فرقی نداره چقدر از شرایط تحمیلی خسته شده باشیم.
4
لیبرال‌ها بعد ازینکه سه سال تمام جیغ زدن که وای روسیه در انتخابات آمریکا دخالت کرد، الان میگن شاید بهتر باشه بقیه کشورها در قالب سازمان ملل در اداره آمریکا مشارکت داشته باشند 😄

البته الان این حرف‌ها واکنش منفی زیادی ایجاد می‌کنه و نیویورک‌تایمز اینو میدونه، ولی یکی از روش‌های کلاسیک چپ‌ها در تخریب چیزها و ارزش‌‌ها و نُرم‌ها، اینه که اول حرف‌های تابوشکن بزنند تا با تکرار قبحش ریخته بشه.
ولی اینطور نیست که همین الانش هیچ دخالتی وجود نداشته باشه. وقتی عوامل قطر و عربستان و چین و حتی اراذل جمهوری‌اسلامی اونجا در حال جهت‌دهی به افکار عمومی آمریکا هستند و حتی روی تصمیم‌گیری‌ها تأثیر میذارن، یعنی آلردی این دخالت در جریانه.
انقلاب اسلامی صادر شد نهایتا و حجاب داره سانت به سانت به پوشش غربی‌ها اضافه میشه، ولی به دلایل نامعلوم از لگن به بالا گسترش پیدا می‌کنه فقط؛ از لگن به پایین پیشرفتی نداره.
مخالفت ترامپ با بسته جدید حمایتی، به خاطر مخالفت با اصل چاپ پول بی‌پشتوانه نیست، چون ترامپ اصلا ضددولت نیست؛ به خاطر اینه که ایالت‌های دموکرات قصد داشتند بیشترش رو بالا بکشند. اما اینکه مخالفت رییس دولت با چاپ پول، به هر دلیلی، منجر به شکستش در انتخابات میشه، فقط این معنی رو داره که مفهوم دولت، به معنی عام، و در شکل فعلی، اصلاح‌ناپذیره. نه فقط به این دلیل که نخبگان واقع‌بین نمی‌تونند بش وارد بشن، بلکه به این دلیل که دیگه در دموکراسی مدرن مردم به نخبگان واقع‌بین رأی نمیدن. و این فقط مختص آمریکا نیست. این ویروس توهم‌زای مفت‌خواهی همه دنیا رو گرفته‌. در واقع میشه گفت از اصلاح‌ناپذیری دولت به اصلاح‌ناپذیری جامعه رسیدیم. البته عموما کسی جرئت نمی‌کنه در مورد دومی حرف بزنه. ولی اصلا چیز جدیدی نیست‌. در محتویات ادیان ابراهیمی، که در خودشون اقتباس‌هایی از اسطوره‌های کهن دارند، «ملتی که درست بشو نیست» زیاد به کار رفته، و نصیحتش به معدود افرادی که قصد اصلاح دارند اینه که «جمع کنید برید». در دنیای قدیم، زمین پهناورتر از الان بود، چون هنوز جاهای زیادی وجود داشت که «دورافتاده» باشند. اما الان نمیشه از جوامع خیلی دور شد، چون دامنه قدرت، کنترل و اثرگذاری‌شون همه‌جا رو فراگرفته. لذا ما به جای فرار در سطح زمین، باید به داخل زمین فرو بریم. ارتباط‌گیری با مردمی که پشت سرهم به فساد و تباهی و موهومات رأی میدن، منفعتی برای ما نداره. به جای گروه‌های بزرگ باید گروه‌های خیلی کوچک زیرزمینی تشکیل داد، و این فکر رو که میشه «الان» زندگی روی زمین رو اصلاح کرد، دور ریخت. الان، مُرده‌‌. شاید بشه برای آینده دور کاری کرد. یا بشه حداقل این پیام رو بشون رسوند که «میشه عقل داشت و به واقعیت ایمان آورد».