نمیدونم چرا به سقوط دلار به شکل زلزله نگاه میکنند که یهو میاد و همهچی خراب میشه!
اینها قبلا در مقیاس بیلیون دلار چاپ میکردند، اما حالا به خاطر کرونا در مقیاس تریلیونه! و باز اتفاقی نمیفته. اگه قرار بود این سیستم فرو بریزه تا الان ریخته بود. علاوه بر اینکه دولتهای چاپکننده، مسلح هم هستند (که بازی رو همواره به نفع اونا میکنه)، تا وقتی دنیا دلار رو میخواد، آمریکا میتونه صادرش کنه. اینطوری نیست که یهو فرو بریزه. باید به تدریج دنیا دلار رو نخواد. شما بخشی از دنیایی، خودت کدوم ارز فیات رو ترجیح میدی؟
وقتی پروسه نخواستن دلار شروع میشه که جایگزینهای مطمئنتری داشته باشیم. بیتکوین گزینه خوبیه، ولی هنوز با جایگزین شدن فاصله داره.
اینها قبلا در مقیاس بیلیون دلار چاپ میکردند، اما حالا به خاطر کرونا در مقیاس تریلیونه! و باز اتفاقی نمیفته. اگه قرار بود این سیستم فرو بریزه تا الان ریخته بود. علاوه بر اینکه دولتهای چاپکننده، مسلح هم هستند (که بازی رو همواره به نفع اونا میکنه)، تا وقتی دنیا دلار رو میخواد، آمریکا میتونه صادرش کنه. اینطوری نیست که یهو فرو بریزه. باید به تدریج دنیا دلار رو نخواد. شما بخشی از دنیایی، خودت کدوم ارز فیات رو ترجیح میدی؟
وقتی پروسه نخواستن دلار شروع میشه که جایگزینهای مطمئنتری داشته باشیم. بیتکوین گزینه خوبیه، ولی هنوز با جایگزین شدن فاصله داره.
به بیشتر چیزهایی که تقریبا دو سال پیش در این پست نوشتم هنوز اعتقاد دارم چون همچنان درست هستند، اما بابت بند آخرش باید از آسانژ عذرخواهی کنم. چون برخلاف چیزی که نوشتم، ایشون مستحق بلایی که سرش آوردن نبود. وقتی کارمند اداره مالیات میتونه به راحتی اسناد مالیاتی ترامپ رو در اختیار نیویورکتایمز قرار بده، که یک کار خلاف قانونه، و هیچ هزینهای براش نداشته باشه، چرا باید آسانژ به خاطر خلافی مشابه متحمل اینهمه هزینه بشه؟ اون هم اسنادی رو منتشر کرد که قانون اجازه انتشارش رو نمیداد. با این فرق که آگاهی که اون انتشار ایجاد کرد خیلی مهمتر از آگاهی ازینکه ترامپ کسب و کارش رو چطور اداره میکرده، بود. اگه حاکمیت قانون قراره با تخلفاتی که ضد طبقه حاکم باشه، با خشونت برخورد کنه، و به تخلفاتی که به نفع طبقه حاکمه جایزه بده، پس حاکمیت قانون نیست. اگه قانون حاکمیت نداره، پس آسانژ نباید تو حبس باشه، فارغ ازینکه کارش اخلاقی بوده یا نبوده.
در عرض دو سال خیلی تغییر کردم. که البته خبر بدی نیست.
https://t.me/anarchonomy/1839
در عرض دو سال خیلی تغییر کردم. که البته خبر بدی نیست.
https://t.me/anarchonomy/1839
Telegram
Anarchonomy
وظیفه ژورنالیست نفوذ به کامپیوترهای دستگاههای دولتی نیست البته.
وقتی گاردین از آسانژ درباره به خطر افتادن خبرچینهای پنتاگون بواسطه انتشار اسناد پرسید گفت خب اونها خبرچین بودن، میدونستن دارن چه ریسکی رو میپذیرن!.. خیلی ساده داشت میگفت مرگشون اهمیتی نداره.…
وقتی گاردین از آسانژ درباره به خطر افتادن خبرچینهای پنتاگون بواسطه انتشار اسناد پرسید گفت خب اونها خبرچین بودن، میدونستن دارن چه ریسکی رو میپذیرن!.. خیلی ساده داشت میگفت مرگشون اهمیتی نداره.…
میگن یه دختره عاشق رابرت پتینسون شده بود. ازون عشقهایی که مثل کنه به معشوق میچسبند. ازونهایی که همهجا دنبال طرف میرن، و حتی جلوی خونهش میایستند تا بیاد بیرون و از نزدیک تماشاش کنند. معمولا سلبریتیها این جور عشاق رو به بادیگاردشون میسپارند، یا پلیس رو در جریان میذارن. اما پتینسون یه کار دیگه کرد. از خونه اومد بیرون و مستقیم رفت سراغ دختره و گفت میای بریم یه قهوه بخوریم؟ و دختر عاشق هم که از شدت ناباوری معدهش داشت میاومد تو دهنش، قبول کرد. وقتی رفتن کافه پتینسون شروع کرد به وراجی و غر زدن از زندگی. مثل آدم نیهیلیستی که در آستانه خودکشیه از عالم و آدم نالید، و خودش رو خفیف جلوه داد. که بیعرضهست و بدشانسه و حوصله هیچچیز رو نداره و همهچی پوچه و هیچچیز باب میلم نیست.
نتیجه اینکه دختره گفت ممنون بابت قهوه و رفت و دیگه پیداش نشد.
انرژی منفی جذابیت نداره. کسی نمیاد طرف شما که یأسش قوت بگیره. پتینسون ازین واقعیت به عنوان یک سلاح استفاده کرد، ولی اگه این به وضعیت دیفالت میلیونها نفر تبدیل بشه، روابط در کل جامعه محو میشه. با همون گازی که آب رو تصفیه میکنند، سلاح کشتار جمعی هم میشه ساخت.
نتیجه اینکه دختره گفت ممنون بابت قهوه و رفت و دیگه پیداش نشد.
انرژی منفی جذابیت نداره. کسی نمیاد طرف شما که یأسش قوت بگیره. پتینسون ازین واقعیت به عنوان یک سلاح استفاده کرد، ولی اگه این به وضعیت دیفالت میلیونها نفر تبدیل بشه، روابط در کل جامعه محو میشه. با همون گازی که آب رو تصفیه میکنند، سلاح کشتار جمعی هم میشه ساخت.
«ملت ما گوسفندند. ۶۳ درصد مردم انگلیس معتقدند محدودیتهای فعلی در مورد کرونا کافی نیستند. چی میخوان دیگه؟ که دانشآموزان و سالخوردگان تا ابد محبوس بشن؟ که کل اقتصاد نابود بشه؟ داریم متوجه میشیم که رژیمهای توتالیتر چجوری کار میکنند. رمزش رضایت مردمه».
البته این رضایت قدم اول نبوده. قدم اول اعتماد به دولت بوده. وقتی فکر کنی دولت خیرت رو میخواد، دیگه هربار که پیامی ارسال میکنه فرض نمیگیری که شری پشتش خوابیده.
البته این رضایت قدم اول نبوده. قدم اول اعتماد به دولت بوده. وقتی فکر کنی دولت خیرت رو میخواد، دیگه هربار که پیامی ارسال میکنه فرض نمیگیری که شری پشتش خوابیده.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بچه که بودیم نقاشی که میکشیدیم نگاه میکردن میگفتن این خونهس؟ پنجرهش کو؟ دودکش نداره؟ این آسمونه؟ خورشیدش کو؟ این دریاست، پس کشتیش کو؟ این کشتیه؟ بادبانش کو؟ حفظ کردن یه ارزش بود و برای همین اینکه بتونیم همه اشیا و جزییات رو حفظ کنیم و بیاریم روی کاغذ، امتیاز داشت.
هیچوقت ندیدم به یه مینمالیست جایزه بدن. جایزهبگیرها اونایی بودن که تو کادر نقاشیشون جنگلی از چیزها چپانده شده بود. ولی فقط نقاشی نبود. از هرچیز مینیمالی بدشون میاومد. حتی دکوراسیون مینیمال. بعدها کمی از نفت که اومد سر سفرهشون، خونههاشون رو پر کردن از اشیاء. حتی چوب مبلشون پر از جزییات شد. و فرششون، و پردههاشون، و تابلوهاشون. انقد اشیا زیاد شد که همشون مجبور شدند دیوارهاشون رو رنگ استخونی بزنند، تا فضا کمی بازتر به نظر بیاد.همه به شدت از خالی بودن و خلاصه بودن میترسیدند.
هیچوقت ندیدم به یه مینمالیست جایزه بدن. جایزهبگیرها اونایی بودن که تو کادر نقاشیشون جنگلی از چیزها چپانده شده بود. ولی فقط نقاشی نبود. از هرچیز مینیمالی بدشون میاومد. حتی دکوراسیون مینیمال. بعدها کمی از نفت که اومد سر سفرهشون، خونههاشون رو پر کردن از اشیاء. حتی چوب مبلشون پر از جزییات شد. و فرششون، و پردههاشون، و تابلوهاشون. انقد اشیا زیاد شد که همشون مجبور شدند دیوارهاشون رو رنگ استخونی بزنند، تا فضا کمی بازتر به نظر بیاد.همه به شدت از خالی بودن و خلاصه بودن میترسیدند.
یکی نوشته بود برای آینده آمریکا بجنگید، چون اگه آمریکا سقوط کنه هیچ جا رو نداریم که بریم!
با ادبیات دکتر آزیتا ساعیان: اگه بخوایم عادلانه به جهان هستی نگاه کنیم، قیافهها همه عوضی. کی رو میخوایم نگاه کنیم؟ این چیزشعرهایی که اسمشون کشوره و قبلا امپراتوری بودن و هنوز اوهام چندقرن قبل رو دنبال میکنند؟ یا سر اینکه کی سریعتر کمونیستی میشه مسابقه دارن؟ کی رو نگاه کنیم؟ خب معلومه آمریکا رو نگاه میکنیم دیگه.
با ادبیات دکتر آزیتا ساعیان: اگه بخوایم عادلانه به جهان هستی نگاه کنیم، قیافهها همه عوضی. کی رو میخوایم نگاه کنیم؟ این چیزشعرهایی که اسمشون کشوره و قبلا امپراتوری بودن و هنوز اوهام چندقرن قبل رو دنبال میکنند؟ یا سر اینکه کی سریعتر کمونیستی میشه مسابقه دارن؟ کی رو نگاه کنیم؟ خب معلومه آمریکا رو نگاه میکنیم دیگه.
از حکومتی که چهاردههست دروغ تنفس میکنه هیچ ادعایی رو نباید پذیرفت، مخصوصا وقتی به یک مرگ ناگهانی میگه خودکشی! اما همه میدونیم که رفتار امنیتیهای این حکومت در سطحی از توحش هست که بتونه پدر یک زندانی رو به خودکشی وادار کنه. در حکومتهای گذشته زیاد پیش اومده مجرم یا متهمی رو کور کنند، و سپس محبوسش کنند، و فلاکتی که از ترکیب سیاهچال و نابینایی ایجاد میشد طرف رو وادار میکرد در همون زندان خودکشی کنه. اما اینکه پدر و مادر زندانی دست به خودکشی بزنند، مرز جدیدی بود که در حکومتهای قبلی قفل بود.
اما اگه من قرار بود خودکشی کنم، سعی میکردم کسی رو بکشم و بعد بمیرم. برای کسی که آمادهست بمیره، هزینهسازی برای طرف مقابل، خرجی نداره. اما متأسفانه ما هنوز به اون شاکله سیاسی دست پیدا نکردیم که یه دوگانه ما-آنها ایجاد بشه. در چارچوب قبیلهست که هزینه ساختن برای قبیله مقابل، معنی بیشتری پیدا میکنه. چون قبیله نداریم، این قربانیان تک و تنها فشار رو تحمل میکنند، و تنها میمیرند. به عنوان یک حامی اسراییل، چیزی باقی نمونده علیه فلسطینیها نگفته باشم، اما چیزهایی هست که باید ازونها یاد گرفت. وقتی یک جوان فلسطینی با فقط یک چاقو به چند اسراییلی حمله میکنه، به این اهمیت نمیده که این کار فایدهای داره یا نه. همینکه هزینه بسازه براش کافیه. انگیزه برای این هزینهسازی از دو عامل بوجود اومده: ناامیدی و استیصال. و عضو قبیلهای بودن. اونها ازینکه به آرزوشون برسند ناامید مطلقند. و از طرفی قبیله براشون مهمتر از فرد شده. اسراییلی نمیکشند که بگن من کشتم. اسراییلی میکشند که به اسم جبهه مقاومت تموم بشه. تازه اون فلسطینی بین زندگی با وضع موجود و مرگ با تیراندازی پلیس اسراییل، مختاره. اگه قرار بود بین خودکشی و مرگ با تیراندازی طرف مقابل قرار بگیره که انتخاب خیلی سادهتر بود. و این نکته رو نباید فراموش کرد که الان درآمد دلاری خیلی از ایرانیها کمتر ازون جوان فلسطینیه. ما ازونها سزاوارتریم به انتفاضه.
اما بهرحال ما جای کسی نیستیم. تصمیم این پدر با اینکه انتخاب فردیترین گزینهست، قابل احترامه. فرزند داشتن در غیرعادیترین کشور دنیا که توسط شقیترین افراد عالم اداره میشه، با درد همراهه. و بابت اینکه دردش به پایان رسید باید بش تبریک گفت.
اما اگه من قرار بود خودکشی کنم، سعی میکردم کسی رو بکشم و بعد بمیرم. برای کسی که آمادهست بمیره، هزینهسازی برای طرف مقابل، خرجی نداره. اما متأسفانه ما هنوز به اون شاکله سیاسی دست پیدا نکردیم که یه دوگانه ما-آنها ایجاد بشه. در چارچوب قبیلهست که هزینه ساختن برای قبیله مقابل، معنی بیشتری پیدا میکنه. چون قبیله نداریم، این قربانیان تک و تنها فشار رو تحمل میکنند، و تنها میمیرند. به عنوان یک حامی اسراییل، چیزی باقی نمونده علیه فلسطینیها نگفته باشم، اما چیزهایی هست که باید ازونها یاد گرفت. وقتی یک جوان فلسطینی با فقط یک چاقو به چند اسراییلی حمله میکنه، به این اهمیت نمیده که این کار فایدهای داره یا نه. همینکه هزینه بسازه براش کافیه. انگیزه برای این هزینهسازی از دو عامل بوجود اومده: ناامیدی و استیصال. و عضو قبیلهای بودن. اونها ازینکه به آرزوشون برسند ناامید مطلقند. و از طرفی قبیله براشون مهمتر از فرد شده. اسراییلی نمیکشند که بگن من کشتم. اسراییلی میکشند که به اسم جبهه مقاومت تموم بشه. تازه اون فلسطینی بین زندگی با وضع موجود و مرگ با تیراندازی پلیس اسراییل، مختاره. اگه قرار بود بین خودکشی و مرگ با تیراندازی طرف مقابل قرار بگیره که انتخاب خیلی سادهتر بود. و این نکته رو نباید فراموش کرد که الان درآمد دلاری خیلی از ایرانیها کمتر ازون جوان فلسطینیه. ما ازونها سزاوارتریم به انتفاضه.
اما بهرحال ما جای کسی نیستیم. تصمیم این پدر با اینکه انتخاب فردیترین گزینهست، قابل احترامه. فرزند داشتن در غیرعادیترین کشور دنیا که توسط شقیترین افراد عالم اداره میشه، با درد همراهه. و بابت اینکه دردش به پایان رسید باید بش تبریک گفت.
❤4
We Came And Left
Cedric Vermue
تاریکترین ساعت تنهایی وقتیه که کسی جلوت نیست. همه پشت سرت هستند. چون هیچکس چیزی نمیگه که از قبل بش فکر نکردی. منتظری یکی اون جلوتر باشه که شگفتزدهت کنه، که بترسی از فهم بزرگش. و پیداش نشه.
❤4
آموزش و پرورش سمی دولتی همهچیز رو در هوش خلاصه کرده. تربیتشدگان این سیستم نمیتونند هضم کنند یکی هم تو بیوش بنویسه «هیچ نمیدانم» و هم بگه «همه پشت سرم هستند». اونهایی که کسی نیستند، وسط سیاهلشکرند، و فکر میکنند این نرماله که میلیونها نفر پشتت باشند و میلیونها نفر جلوت و میلیونها نفر سمت راستت و میلیونها نفر سمت چپت. اینها از اینکه در همین پوزیشن بمیرند، احساس بدی ندارند.
Anarchonomy
آموزش و پرورش سمی دولتی همهچیز رو در هوش خلاصه کرده. تربیتشدگان این سیستم نمیتونند هضم کنند یکی هم تو بیوش بنویسه «هیچ نمیدانم» و هم بگه «همه پشت سرم هستند». اونهایی که کسی نیستند، وسط سیاهلشکرند، و فکر میکنند این نرماله که میلیونها نفر پشتت باشند…
سه چهارنفر بودیم که باهم مسابقه دیوانهواری در انشاء نویسی داشتیم. هشت کلمه رندوم انتخاب میشد، و باید با متنی که اون هشت کلمه رو داشت چیزی تولید میکردیم که باش بشه یه نفر رو به رفتن به جنگ تشویق، یا از رفتن به جنگ منع کرد. تئوری من این بود که برای انتقال معرفت، باید اول پروپاگاندا رو یاد گرفت. اونها میگفتند جواب نمیده چون در در دو ساحت متضاد هستند. اما من میگفتم همه چیزها یاددادنی و حتی خبردادنی نیستند. باید اول شستشوی مغزی انجام داد، تا چیزی که مینویسی رو بفهمه. بعضی چیزها رو تا ذهن مخاطب رو غرق یک فضای خاص نکرده نمیشه بش منتقل کرد. اما حق با اونها بود. نه به این خاطر که شناخت، با شستشوی مغزی در تضاده. بلکه به این دلیل که باید خودش بخواد که در اون فضا قرار بگیره، و خیلیها نمیخوان. اینکه یک پروپاگاندا جواب میده و یکی دیگه جواب نمیده، نمیشه به این نتیجه رسید که طراح اولی باهوشتر و کاربلدتر از طراح دومی بوده. فقط میشه نتیجه گرفت مردم اولی رو میخواستند.
Anarchonomy
سه چهارنفر بودیم که باهم مسابقه دیوانهواری در انشاء نویسی داشتیم. هشت کلمه رندوم انتخاب میشد، و باید با متنی که اون هشت کلمه رو داشت چیزی تولید میکردیم که باش بشه یه نفر رو به رفتن به جنگ تشویق، یا از رفتن به جنگ منع کرد. تئوری من این بود که برای انتقال…
یک نمونه از پروپاگاندای موفق همین بود. که ابوذر کارل مارکس باشه و شاهآبادی، ماکس وبر! برخلاف کامنت ایشون، این «رهزن» اساتید نیست. روش اساتید است. و چند دههست که مشتری داره. و معنیش این نیست که این احمقها خیلی زرنگند در ادبیات و طراحی پروپاگاندا. فقط معنیش اینه که مشتری اینو میپسنده.
https://t.me/sahandiranmehr/26063
https://t.me/sahandiranmehr/26063
Telegram
سهند ایرانمهر
این نظیریابیهای مجعول رهزن بسیاری از اساتید است.یافتن ریشهها و آموزههای معطوف بهتوسعهاقتصادی در مذهب پروتستان(کتاب اخلاق پروتستان وروح سرمایهداری)ماکس وبر کجا و کشف دلیل نکبت مسلمانان بخاطر «انفصام خیط اخوت و ولایت واستنباط سیاست از طهارت وصوم»در…
کمپین بایدن بلافاصله شروع کرده به تبلیغ اینکه معلم سالی پنج ششهزار دلار مالیات میده، اما ترامپ یکی دو سال فقط ۷۵۰ دلار داده! (که همینکه انقدر سریع این کلیپها رو ساختن نشون میده نیویورکتایمز قبل از انتشار به اصطلاح افشاگریش، باشون هماهنگ کرده بوده، که البته جای تعجب نداره). در این پروپاگاندا هم هیچ هنرمندی یا تخصص پیچیدهای به کار نرفته، و با این حال در قبیله خودشون خوب جواب میده. چون مردم قبیلهشون این رو میپسندند.
اینکه یک معلم کمتر از پنج هزارتا نمیتونه نده، ولی یه میلیاردر میتونه کمتر از هزار دلار بده، این مفهوم رو نمیرسونه که اون معلم آدم اخلاقیتریه، یا اون میلیاردر خبیثتره. اون معلم هم اگه میتونست فقط صد دلار بده، صد دلار میداد. تنها مفهومی که ازین تفاوت میشه استخراج کرد اینه که دقیقا همون دولتی که از مردم زورگیری میکنه، بین مالباختگان تبعیض قائل میشه. بخشی ازین تبعیض با برنامهریزیه. مثل تخفیف مالیاتی برای کسانی که ماشین برقی بخرند. در حالی که وضع مالیشون خوبه. در واقع دزد این اختیار رو داره که بگه مردانی که پیراهن صورتی میپوشند رو باید بیشتر تیغ بزنم، چون از پیراهن صورتی مردانه خوشش نمیاد. و بخشی ازین تبعیض هم بروکراتیکه. یعنی انقدر حجم قانون بالاست که یک مالباخته معمولی نمیتونه راههای دررو رو پیدا کنه. کسی میتونه پیداشون کنه که یه تیم حرفهای از حسابدارها رو در اختیار داره.
اما مالباخته ضعیف چون نمیتونه از پس آقادزده بربیاد، از یک استراتژی روانشناختی استفاده میکنه تا با این تبعیض کنار بیاد: خسارت خودش رو یک جانفشانی قلمداد میکنه! یعنی از من بیشتر زدن، پس من قهرمان جامعهام!
اینکه یک معلم کمتر از پنج هزارتا نمیتونه نده، ولی یه میلیاردر میتونه کمتر از هزار دلار بده، این مفهوم رو نمیرسونه که اون معلم آدم اخلاقیتریه، یا اون میلیاردر خبیثتره. اون معلم هم اگه میتونست فقط صد دلار بده، صد دلار میداد. تنها مفهومی که ازین تفاوت میشه استخراج کرد اینه که دقیقا همون دولتی که از مردم زورگیری میکنه، بین مالباختگان تبعیض قائل میشه. بخشی ازین تبعیض با برنامهریزیه. مثل تخفیف مالیاتی برای کسانی که ماشین برقی بخرند. در حالی که وضع مالیشون خوبه. در واقع دزد این اختیار رو داره که بگه مردانی که پیراهن صورتی میپوشند رو باید بیشتر تیغ بزنم، چون از پیراهن صورتی مردانه خوشش نمیاد. و بخشی ازین تبعیض هم بروکراتیکه. یعنی انقدر حجم قانون بالاست که یک مالباخته معمولی نمیتونه راههای دررو رو پیدا کنه. کسی میتونه پیداشون کنه که یه تیم حرفهای از حسابدارها رو در اختیار داره.
اما مالباخته ضعیف چون نمیتونه از پس آقادزده بربیاد، از یک استراتژی روانشناختی استفاده میکنه تا با این تبعیض کنار بیاد: خسارت خودش رو یک جانفشانی قلمداد میکنه! یعنی از من بیشتر زدن، پس من قهرمان جامعهام!
به جای دار زدن چرا مجرم محکوم به اعدام رو بیهوش و خونش رو تخلیه نمیکنند؟ ارزان، ساده، بدون درد، بدون صحنههای دلخراش، و قطعی. چرا کسی ازین سوالها نمیپرسه؟
Anarchonomy
یکی نوشته بود برای آینده آمریکا بجنگید، چون اگه آمریکا سقوط کنه هیچ جا رو نداریم که بریم! با ادبیات دکتر آزیتا ساعیان: اگه بخوایم عادلانه به جهان هستی نگاه کنیم، قیافهها همه عوضی. کی رو میخوایم نگاه کنیم؟ این چیزشعرهایی که اسمشون کشوره و قبلا امپراتوری بودن…
فکر نمیکردم فقط بیست و چهار ساعت بعد ازین پست خبر بیاد که جهادیهایی که تو ادلب بودن دارن میرن آذربایجان بجنگند.
پوتین به اردوغان رو داد، حالا داره نتیجهش رو میبینه.
پوتین به اردوغان رو داد، حالا داره نتیجهش رو میبینه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حتی فکر اینکه صد و پنجاه نفر در حالی که دارند با گوشیشون بازی میکنند با این سرعت در حال حرکتند حیرتانگیز و ترسناکه.
یه سری اسناد منتشر شده که نشون میده دولت انگلیس، و تا حدی دولت آمریکا، به طور کاملا سازمانیافته در حال ساپورت نیروهای مخالف اسد برای تولید محتویات رسانهای در داخل و خارج سوریه بودن. به طور مشخص درباره سه تا موسسهست، که دفتر یکیش در امارات بوده، که خوراک خبری و پروپاگاندا برای رسانههای عربی و انگلیسی تهیه میکرده. حتی برای الجزیره قطر که با امارات اختلافات شدید دارند. مهمترین موفقیت اینها در خارج از سوریه تثبیت این ذهنیت در افکار عمومی بود که یه سری از مخالفان مسلح اسد، میانهرو هستند! مشابهت جالبی که در فعالیت هر سه موسسه وجود داره رابطه نزدیکشون با ترکیهست. یک چهارم کارمندان موسسه اماراتی، ترک بودند! در لیست مخارج اون موسسات انگلیسی هم میشه رفت آمدهای مکرر به شهرهای ترکیه، و آموزشهای رسانهای به جهادیهای ترک در جنوب این کشور رو دید.
این مدارک، که مطمئنم خودش بخشی از تلاش روسیهست، چندتا مطلب رو تأیید میکنه که قبلا برای شخص من واضح بود اما هنوز منکرانی داره:
- بدون حمایت همهجانبه یک کشور خارجی، امکان اینکه بشه یک اپوزیسیون فعال ایجاد کرد، خیلی کمه. کسانی که در ایران هم دم از استقلال میزنند، و هم میخوان در برابر نظام نیرویی قدرتمند داشته باشیم، در برابر واقعیت مقاومت میکنند.
- ترکیه رو دیگه نباید صرفا یک قدرت منطقهای حساب کرد. این کشور به تنهایی یک غده سرطانی در منطقهست. اینکه مجبوریم به روسیه دل خوش کنیم تا جلوی شرارتهاش رو بگیره، از آبزوردیتیهای دوران ماست.
- انکلیس و آمریکا، علاوه بر اینکه آگاهی کامل دارند که ترکیه داره چه میکنه، در موارد بسیاری باش همکاری استراتژیک دارند (حتی اسم دانمارک هم اومده!). هرچند ما از حمایت اروپا از جمهوریاسلامی نالانیم، اما حمایتی که اینها دارند از آخوندهای شیعه میکنند کسر کوچکی از حمایتی که دارند از ترکها میکنند هم نیست. شاید نقش ترکیه رو به عنوان یک جوجهتیغی در جلوی پای روسیه طراحی کردن، و به نظرشون تا الان خوب جواب داده.
- اسد از افشای این تشکیلات سیاسی رسانهای خرسند خواهد بود، اما این واقعیت رو تغییر نمیده که در جنگ رسانهای باخت. چون خیلی دیره. دیگه نمیتونه حکومتش رو به قبل از ۲۰۱۰ برگردونه، هم در سطح داخلی، و هم در سطح خارجی. و این ثابت میکنه مثل گاو رفتار نکردن، مهمه. وقتی طرف مقابلت شیطان رو میبره لب دریا و تشنه بر میگردونه، و شعبدههایی بلده مثل میانهرو جلوه دادن یه مشت القاعدهای! بدترین واکنش اینه که مثل گاو عمل کنی.
- چهل و یک ساله از انقلاب ایران میگذره هنوز انگلستان چهارنفر آدم رسانهای ضدحکومت ایران تربیت نکرده. اما به فاصله چندماه از شروع تظاهرات در شهرهای سوریه، بالای صد نفر رو تربیت کردن که گزارش تهیه کنند، حرفهای عکس بگیرند، حرفهای مستند تهیه کنند، سلبریتی بسازند، روایتسازی و خبرسازی کنند (طوری که حتی من هم خیلیهاش رو باور کردم)، و افکار عمومی محلی و خارجی رو تغییر بدن. در حالی که اونها یک مشت بیلمز افراطی بودند، و در ایران دریایی از آدمهای باسواد و بهروز هست. و این نشون میده با چه برنامهای طرفیم.
https://www.blacklistednews.com/article/78113/leaked-docs-expose-massive-syria-propaganda.html
https://freenet.space/read-blog/276_op-hmg-trojan-horse-from-integrity-initiative-to-covert-ops-around-the-globe-par.html
این مدارک، که مطمئنم خودش بخشی از تلاش روسیهست، چندتا مطلب رو تأیید میکنه که قبلا برای شخص من واضح بود اما هنوز منکرانی داره:
- بدون حمایت همهجانبه یک کشور خارجی، امکان اینکه بشه یک اپوزیسیون فعال ایجاد کرد، خیلی کمه. کسانی که در ایران هم دم از استقلال میزنند، و هم میخوان در برابر نظام نیرویی قدرتمند داشته باشیم، در برابر واقعیت مقاومت میکنند.
- ترکیه رو دیگه نباید صرفا یک قدرت منطقهای حساب کرد. این کشور به تنهایی یک غده سرطانی در منطقهست. اینکه مجبوریم به روسیه دل خوش کنیم تا جلوی شرارتهاش رو بگیره، از آبزوردیتیهای دوران ماست.
- انکلیس و آمریکا، علاوه بر اینکه آگاهی کامل دارند که ترکیه داره چه میکنه، در موارد بسیاری باش همکاری استراتژیک دارند (حتی اسم دانمارک هم اومده!). هرچند ما از حمایت اروپا از جمهوریاسلامی نالانیم، اما حمایتی که اینها دارند از آخوندهای شیعه میکنند کسر کوچکی از حمایتی که دارند از ترکها میکنند هم نیست. شاید نقش ترکیه رو به عنوان یک جوجهتیغی در جلوی پای روسیه طراحی کردن، و به نظرشون تا الان خوب جواب داده.
- اسد از افشای این تشکیلات سیاسی رسانهای خرسند خواهد بود، اما این واقعیت رو تغییر نمیده که در جنگ رسانهای باخت. چون خیلی دیره. دیگه نمیتونه حکومتش رو به قبل از ۲۰۱۰ برگردونه، هم در سطح داخلی، و هم در سطح خارجی. و این ثابت میکنه مثل گاو رفتار نکردن، مهمه. وقتی طرف مقابلت شیطان رو میبره لب دریا و تشنه بر میگردونه، و شعبدههایی بلده مثل میانهرو جلوه دادن یه مشت القاعدهای! بدترین واکنش اینه که مثل گاو عمل کنی.
- چهل و یک ساله از انقلاب ایران میگذره هنوز انگلستان چهارنفر آدم رسانهای ضدحکومت ایران تربیت نکرده. اما به فاصله چندماه از شروع تظاهرات در شهرهای سوریه، بالای صد نفر رو تربیت کردن که گزارش تهیه کنند، حرفهای عکس بگیرند، حرفهای مستند تهیه کنند، سلبریتی بسازند، روایتسازی و خبرسازی کنند (طوری که حتی من هم خیلیهاش رو باور کردم)، و افکار عمومی محلی و خارجی رو تغییر بدن. در حالی که اونها یک مشت بیلمز افراطی بودند، و در ایران دریایی از آدمهای باسواد و بهروز هست. و این نشون میده با چه برنامهای طرفیم.
https://www.blacklistednews.com/article/78113/leaked-docs-expose-massive-syria-propaganda.html
https://freenet.space/read-blog/276_op-hmg-trojan-horse-from-integrity-initiative-to-covert-ops-around-the-globe-par.html
Libertas Bella
Blacklisted News
Blacklisted News is one of the few real news sources – committed to telling the truth, not a pre-approved message. Support their mission by buying their merch!
❤2
کارکرد مناظرات انتخاباتی، چه در انتخابات آزاد جهان اولی و چه در انتخابات نمایشی جهان سومی، تغییر سرنوشت انتخابات نیست، بلکه فقط داغ کردن تنور انتخاباته. چون رأیدهندگان قبلا تصمیمشون رو گرفتن. شما قبل ازینکه تلویزیون رو روشن کنید تا مناظره رو ببینید به خودتون نمیگید «بذار ببینم کدوم یکی ازین دو کاندید استحقاق رأی من رو دارند». چیزی که به خودتون میگید اینه که «بذار ببینم کاندیدی که میخوام بش رأی بدم چطور از عهده این شو برمیاد». تفاوت سنگینی بین این دو جمله وجود داره. بحث و جدلهایی که بعد از مناظرات بوجود میاد، درباره تصمیم خود افراد نیست، درباره تصمیم دیگرانه. اصلاحطلبان بعد از به اصطلاح افشاگری احمدینژاد از قبیله هاشمی در مناظره، گفتند با پوپولیسم کثیف رأی حاشیهنشینان رو بدست آورد! اما هیچ دیتایی که ثابت کنه حاشیهنشینان ازون برنامه چه برداشتی پیدا کردند، نداشتند. در واقع چهرههای اصلاحطلب داشتند ذهن یک حاشیهنشین رو شبیهسازی میکردند، و طبق اون مدل شبیهسازی پیشبینی میکردند که با تماشای این شو چه فکری خواهد کرد! برخلاف مدلهای اقلیمشناسی که دیتای ناقص دارند، این مدل اصلا دیتا نداره! فقط از ذهنیت یک فرد درباره ذهن دیگران تشکیل شده. عین همین شبیهسازی رو آمریکاییها هم دارند انجام میدن. طرفداران ترامپ فکر میکنند بایدن رأی سالخوردگان رو بدست آورد، بدون اینکه نظر سالخوردگان رو بدونند. و دموکراتها با وجود اینکه دیدند نامزدشون بهتر از کسی که دچار زوال عقله عمل کرد، از الان دارند میگن بهتره دو مناظره بعدی کنسل بشه، چون میدونند که برای غلبه بر ترامپ به رأی مستقلها نیاز دارند، و فکر میکنند پرفرمنس بایدن هرچند برای تهییج همحزبیها کافیه، اما شهروند مستقل غیرسیاسی رو ترغیب نمیکنه به رأی دادن. بدون اینکه بدونند نظر رأیدهنده مستقل چیه.
در دنیایی که نظر دادن به یک نوع ارز با نرخ تبادل بالا تبدیل شده، مردم خیلی سخت میتونند بگن «نمیدونم». حتی وقتی هیچ دیتایی ندارند.
در دنیایی که نظر دادن به یک نوع ارز با نرخ تبادل بالا تبدیل شده، مردم خیلی سخت میتونند بگن «نمیدونم». حتی وقتی هیچ دیتایی ندارند.