Anarchonomy
43.5K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
بحث کبودی بود، و مردهای کبود خیلی کمتر از زن‌های کبودند. خشونتی که به مردان وارد میشه بیشتر روانیه. اما در مورد اون‌ها هم وضعیت اقتصادیه که تعیین‌کننده‌ست. اگه در همه جداول توسعه اقتصادی در قعر نبودیم، تعداد اون زن‌های آزاررسان انقدر نمی‌بود. ضمن اینکه مهم‌ترین دلیلی که اون مرد قربانی داره زن آزاررسانش رو تحمل می‌کنه اینه که درآمدش اجازه نمیده طلاقش بده، مهریه‌ش رو بده، و با زن دیگه‌ای که مصرف‌گراتره ولی آزار نداره ازدواج کنه. پس مهمه که درآمد سرانه مملکت در حد یمن و موزامبیک باشد یا نباشد.
این کمپین بایدنه. اگه این پیرمرد با این وضعیت مغزی و این وضعیت کمپین، برنده انتخابات بشه، تماما مدیون رسانه‌ست، و ازون موقع به بعد دیگه این رسانه‌ها خدا رو بنده نخواهند بود، چون اتفاقی رو رقم زدن که از معجزه هم بالاتره. شاید بگید الان هم این رسانه‌ها حال بهم‌زنند. اما الان‌شون با اون روزی که موفق بشن این جنازه رو بفرستند کاخ‌سفید قابل مقایسه نیست. اون روز روی جسد ما می‌رقصند.
از وقتی به پدر گرامی گفتم قیمت گوشیم به کجاها رسیده هردفعه پام رو میذارم بیرون چهار قل می‌خونه! این نسلی که انقلاب کرد، موقع انقلاب کردن عمل‌گرا بود، اما چند دهه‌ست که در برابر عواقبش فقط یک فرمول ثابت داره: ذکر و ادعیه و لعن!.. مثل دختربچه‌‌هایی که به هرآهنگی که از اسپیکرهای تلویزیون بیرون بیاد و ریتم شاد داشته باشه با قر دادن واکنش نشون میدن، رشته‌های عصبی دست این‌ها هم کافیه یه اللهم بشنوه تا رو به آسمان بلند بشه! وسط فوتبال باشه یا قبل اخبار یا بین هربرنامه‌ای. حتی از همون شبکه‌ای که چیزهایی میگه که ممکنه به خاطرش کلیت نظام رو وارد زیارت عاشورا کنند و کنار ابن‌زیاد قرار بدن.‌ واقعا حیرت‌انگیزه. انگار هارون‌الرشید بره بالای منبر و بگه السلام علیک یا علی‌بن‌موسی‌الرضا، و هم‌صدا بشی باش! وقتی از دلار میشنون، تقاضای عاقبت به خیری از خدا دارند. وقتی از شکنجه زندانیان میشنوند میگن «آخرتی هم هست».

خدا ولی همچین کسی نیست که بشه اینجوری یادش کرد و اینجوری ازش خواست و اینجوری بش پناه برد. خدا مثل یه دریانورد انگلیسیه. اگه از شدت تشنگی عرشه رو لیس هم بزنی، نمیاد بغلت کنه و آب بریزه تو گلوت. نگاه می‌کنه، و لیس زدنت که تموم شد میگه اینجوری تشنگیت برطرف نمیشه! خدا ضعیف‌ها رو قلع و قمع می‌کنه. خدا به جهنم میگه پر شدی؟ و جهنم تعجب می‌کنه و میپرسه: مگه بازم هست؟
- می‌ترسم در آخرین لحظه فرشته مرگ که سراغم اومد چهره زشتی داشته باشه.. شنیدی، نه؟ میگن اگه چهره‌ش زشت باشه یعنی قراره بری به جهنم

- تو نگران قیافشی؟ کاش باشه، و بیاد. همینکه بیاد من راضی‌ام. چهره‌ش مهم نیست. می‌ترسم هیچ‌کس اونجا نباشه، هیچ‌کس نیاد.
- تو از یک طرف از ویتامین دی میگی و اینکه به مردم نگفتن، از یک طرف با اینکه دولت تو کار شبکه‌های اجتماعی دخالت کنه مخالفی. خب الان همین شبکه‌ها به طور یکپارچه قضیه ویتامین رو یا سانسور می‌کنند یا بردن به حاشیه.

- من از کجا فهمیدم پس؟ من که نرفتم تحقیقات انجام بدم. همه‌ش تو اینترنت هست، هرکس می‌خواست می‌تونست پیدا کنه.

- خب عوام که اندازه تو وقت ندارن، یا کنجکاو نیستند، یا سر درنمیارن. مرجع مردم رسانه‌ست و الان شبکه‌های اجتماعی رسانه هستن.

- باز این دلیل نمیشه که یه کسی از بیرون، حالا دولت باشه یا یه سازمان مردم‌نهاد، به شرکت خصوصی برنامه بده و بگه فلان چیز رو حق داری سانسور کنی و فلان چیز رو حق نداری

- هی میگی شرکت خصوصی، ولی اینا عروسک تولید نمی‌کنند. هرچند که الان عروسک هم بخوای تولید کنی، از بیرون بت دیکته می‌کنند که پلاستیکش باید فلان باشه بهمان باشه که پوست بچه‌ها ال نشه بل نشه. سرویسی که اینا میدن خود فضای عمومیه. اینجوری نیست که یه فضای عمومی داشته باشیم، یه سرویسی هم اینا بدن. یکیه. همونه.

- نمیشه که من یه سرویسی ابداع کنم بعد فرداش بیان بگن سرویسی که تو میدی از ضروریاته، پس فقط خودت نیستی که باید درباره‌ش تصمیم بگیره! مثل اینه که روی یه رودخونه با پول خودم پل بزنم، بعد شهرداری نذاره طرفینش دروازه بذارم و ببندمش، و بگه مردم ازینجا رد میشن فقط مال خودت نیست! بابا این پله نبود اینجا! اینکه اینجاست الان به خاطر منه.

- اگه بخوان یه مجروح رو از رودخونه رد کنند، تو ممکنه دروازه رو ببندی و طرف بمونه اونطرف و بمیره.

- اره ممکنه، ولی به خودم مربوطه. اینجوری باشه همه اموال مردم رو میشه جزء ضروریات مردم حساب کرد. مثلا من میتونم بگم وقتی اینهمه آدم تو صف تاکسی وایسادن، ماشین تو چرا تو پارکینگ خونه‌ت خوابیده بلااستفاده؟ با خون و مجروح، نمیشه دنیای واقعی رو شبیه‌سازی کرد. باید تعمیم داد تا شبیه واقعیت بشه. و وقتی تعمیم میدیم خودت هم می‌بینی که افتضاح به بار میاد.

- آقاجان، الان همه شبکه‌های اجتماعی دست لیبرال‌هاست، و اینا هم اجازه نمیدن هر حرفی درباره کرونا بزنی. یعنی این وسط یه سری حرف‌هاست که به گوش مردم نمیرسه، و چون نمیرسه یه کارهایی رو انجام میدن، که نباید انجام بدن، و برعکس. و این به قیمت جون‌شون تموم میشه.

- چون دست لیبرال‌هاست این نگرانی رو داری. اگه مدیران این شبکه‌ها همفکر خودت بودند الان ککت هم نمی‌گزید که دارن چی رو سانسور می‌کنند یا نمی‌کنند. من ترجیح میدم به تعمیماتی که میشه داد فکر کنم. فرض کن فردا بخوام یه شبکه اجتماعی جدید راه بندازم که توش ایرانی‌ها مجاز باشند درباره تجزیه ایران مطلب بذارند و تبلیغش کنند. معلومه که خوشم نمیاد دولت بیاد بگه این محتویات خلاف امنیت ملی است و فلان است باید سانسورشون کنی! (این چالش الان نیست فقط، در حکومت بعدی هم این مشکل رو خواهیم داشت).

- یعنی هم معتقدی زوکربرگ عوضیه، هم افکار عمومی رو کنترل می‌کنه، هم نباید بش افسار زد؟

- بله.

- تو خلی کلا.

- آره خلم که میگم هرچیزی مال هرکسی هست، باید مال خودش باشه.
جولای ۲۰۱۹
ما ۱۲ سال وقت نداریم که اقلیم رو نجات بدیم. ۱۴ ماه وقت داریم!

چهاردهش تموم شد پفیوزخان.
ایلان ماسک در کنار معرفی نسل جدید باتری‌هایی که قراره تولید کنه، از روش جدید ساخت بدنه خودروها هم رونمایی کرد که از خود باتری مهم‌تر بود. در این روش کل قسمت عقب و جلوی ماشین به صورت یک‌تکه ریخته‌گری میشه و دیگه خبری از پیچ و جوش و این حرف‌ها نیست. برای اینکه بتونند چنین فرم پیچیده‌ای رو دربیارن آلیاژ جدیدی از آلومینیوم رو ساختن. ماسک در توضیح مجموعه این‌ها گفت این روش‌ها انقدر در پایین آوردن هزینه و ساده‌سازی خط تولید مهمه که اونایی که ازشون استفاده نکنند دیگه نمی‌تونند در این بازار رقابت کنند!
اونجا که اینو گفت خندیدم و گفتم چرا، دو تا شرکت ایرانی هستند که می‌تونند باز هم رقابت کنند. چون کل دولت یک کشور به عنوان نگهبان ازشون مراقبت می‌کنه، مرزها رو می‌بندن، بشون سوبسید میدن و هروقت مشتریان خواستن تحریمش کنند، از بودجه دولت برای خرید محصولات‌شون وام میدن! تو هنوز با تکنولوژی گروگان‌گیری هشتاد میلیون‌نفری آشنا نیستی.
یک نمونه از دریای بیکران سفاهت و شرارت دولت‌ها اینه که اتحادیه اروپا چند سال پیش قانونی تصویب کرد که به تمام دوربین‌های فیلمبرداری تا ۱۲ درصد تعرفه واردات اضافه بخوره. به چه دلیل؟ به این دلیل که هرچه از بیزینس‌ها بکنیم غنیمته! حالا چطور تعیین شد که دوربین فیلمبرداری چیست؟ مرقوم فرمودند هر آن دوربینی که بتواند بیشتر از نیم ساعت فیلم ضبط کند، دوربین فیلمبرداری است! به عهده خر معلق میذاشتی که یک پارامتر تعیین کنه، چیز مربوط‌تری به ذهنش می‌رسید. اما کارمند بروکرات دولت چه می‌دونه صنعت داره به کدوم سمت میره و چه سرعتی داره؟ فکر می‌کرد همیشه یه سری دوربین‌ها دوربین فیلمبرداری‌اند، و یه سری دوربین‌ها دوربین عکاسی! اما این ذهنیت دیری نپایید. تنها دو سال بعد ازون قانون، نیکون اولین دوربین عکاسی که فیلم هم می‌گرفت وارد بازار کرد! اما چون خود پردازنده هنوز در حدی نبود که بتونه خیلی زیر فشار اون همه دیتا کار کنه، حداکثر بیست دقیقه ضبط می‌کرد. خیلی زود مدل‌های بعدی با پردازنده‌های بهتر اومدند و بقیه برندها هم فیلمبرداری رو اضافه کردند. تا رسیدیم به امروز که دوربین عکاسی میتونه چهار ساعت متوالی ویدئو با کیفیت بالا ضبط کنه! اما چون این قانون همچنان پابرجاست، و شرکت تولیدکننده نمیخواد محصولش با تعرفه بیشتر وارد اروپا بشه و قیمتش بره بالا، یه محدودیت نرم‌افزاری میذاره روش که فقط نیم ساعت مداوم ضبط کنه. که یعنی برای مصاحبه‌های طولانی، یا اجراهای موسیقی طولانی نمیتونی استفاده کنی. مثل اینه که یه ماشین سواری بخری ولی روی صندلی‌های عقبش میله جوش داده باشن که کسی نتونه بشینه‌!
Anarchonomy
یک نمونه از دریای بیکران سفاهت و شرارت دولت‌ها اینه که اتحادیه اروپا چند سال پیش قانونی تصویب کرد که به تمام دوربین‌های فیلمبرداری تا ۱۲ درصد تعرفه واردات اضافه بخوره. به چه دلیل؟ به این دلیل که هرچه از بیزینس‌ها بکنیم غنیمته! حالا چطور تعیین شد که دوربین…
یه ضمیمه به این اضافه کنم بخندید.
دولت برای پوشش خبری رویدادهای رسمی خودش دو نوع لایسنس میداد. یک لایسنس برای عکاسان، یک لایسنس برای فیلمبرداران. اونی که تو کاخ‌سفید دوربین استودیویی دستشه، مجوزش با اونی که عکاسه فرق داره. این تفکیک بعدا به جاهای دیگه هم سرایت کرد و به کنسرت‌ها و استادیوم‌ها رسید. حالا پارامتر چی بود؟ به پوششی که رویداد را با بیش از ۲۴ فریم درثانیه ضبط کند، فیلمبرداری گویند! چون طراح قانون با خودش می‌گفت دوربین عکاسی که نمیتونه به این سرعت برسه. تازه اگه هم بشه، اینا آینه دارن، یه شاتر بزرگ دارن، اینا بخوان ۲۴ بار در ثانیه بالا پایین برن سر و صداش همه رو عاصی می‌کنه.
خب حالا مشکل چیه؟ مشکل اینه که آینه حذف شد، شاتر حذف شد، و حالا دوربین عکاسی میتونه ۳۰ عکس در ثانیه بگیره‌! 😄🤦‍♂
بخش خصوصی میخواد هیوستون رو به دالاس با قطار سریع‌السیر متصل کنه، اما سناتور موافق نیست، چون میگه خط از کنار خونه‌ها و زمین‌های مردم رد میشه، فردا اینا شکایت بکنند کار قطار بخوابه، شرکت میاد یقه ما رو میگیره میگه خسارتم رو جبران کنید! حالا ایشون میگه اگه تو تگزاس که کم‌مقررات‌ترین ایالت ماست پروژه‌های بزرگ اینجوری قفل بشن، باید فاتحه رو خوند و پذیرفت تو آمریکا دیگه نمیشه کار عمرانی اساسی انجام داد.

این در بسیاری از جانوران آکادمیک شایعه که فکر می‌کنند اگه شهرشون شبیه توکیو و شانگهای نباشه، یعنی تمدن‌شون عقب افتاده! و برای اینکه عقب نیفته، از اینکه مردم عادی برای حقوق مالکیت خودشون با دولت بجنگند، یا مردم محلی یک قدرت لوکال بدست بیارن که بتونند به نیروهای خارج ازون جغرافیا دیکته کنند که چه چیزی مجازه و چه چیزی نیست، متنفرند. برای همین جانور آکادمیک، چه بروز بده چه بروز نده شیفته حکومت اقتدارگرای کمونیست چینه. این‌ها افسوس می‌خورند که کاش دولت چین کمتر وحشی‌بازی در می‌آورد علیه اقلیت‌ها و سیاسی‌ها، تا می‌شد بیشتر دوسش داشت! فضای آرمانی این‌ها، فضاییه که یک دولت همه‌کاره حرف بزنه بقیه گوش کنن.
یک‌بار این تمرین رو انجام بدید: وقتی از خونه رفتید بیرون، هر آدمی که دیدید تجسم کنید که یک تک‌تیرانداز از جایی نامعلوم به سرش شلیک می‌کنه، جمجمه‌ش متلاشی میشه و میفته رو زمین. چه در حال تردد باشه، چه در حال حرف زدن با شما. دقت کنید که هیچ‌کس رو جا نندازید. مثلا وقتی کسی ترمز کرد و شیشه رو داد پایین تا آدرس بپرسه، تجسم کنید در همون لحظه‌ای که دارید راهنماییش می‌کنید خیلی ناگهانی خون از سرش میپاشه روی صورت شما. یا دختری که خم شده روی بساط یک دستفروش تا یه شلوار راحتی رو برانداز کنه.. تجسم کنید در همون لحظه‌ای که خم شده تیر میخوره به سرش و میفته روی همه اون شلوارها و خونی‌شون می‌کنه. یا کسی که جلوی دکه ایستاده تا آب‌معدنی بخره، درست بعد ازینکه پولش رو داد و درست قبل ازین که بطری رو تحویل بگیره، بش تیر بخوره.

این تمرین دید دیگه‌ای ایجاد می‌کنه. اگه درست انجام بشه، باید اول حالت تهوع پیدا کنید. و سپس این آگاهی که نیاز دارید بقیه زنده بمونند. ذهن، آماده ناگهان نیست شدن دیگران، نیست. پس یه محیط تخیلی از دنیای خارج میسازه که توش همه‌چیز فیکس و ابدیه، تا پردازش‌هاش رو روی یک بستر آرام انجام بده. و نمیشه پسش زد، چون همخوانی داره. نمیتونی بگی دروغه، چون میتونه بت جواب بده: مگه این‌ها حذف شدن؟ فعلا هستن که. کدوم دروغ؟ تخیلی که ساخته در تک‌فریم‌ها روی واقعیت، خوب میشینه. اما تخیله. مثل فیلترهای رنگی که روی عکس‌ها میذارن. هم مطابقت داره، هم تخیله.

وقتی فیلترش رو شناختید، نوبت به مرحله بعدی تمرین میرسه: تجسم کنید که تیر به سر خودتون میخوره! در لحظات متعددی از یک روز. وقتی دارید لباس عوض می‌کنید. درست وقتی که برف رو از روی آینه بغل ماشین پاک می‌کنید. وقتی که به یکی پشت تلفن می‌گید پنج دقیقه دیگه اونجام.
بعد خواهید دید ذهن‌تون چیکار کرده که از هم نپاشید. می‌فهمید که روانی نشده‌اید، چون فیلتری در کاره. مغز با تخیل، داره از خودش مراقبت می‌کنه. تخیلی به نام «فعلا هستم».
12 Continent - The Journey
لطفا اگه آهنگ برام میفرستید زیرش هشتگ #آهنگ بذارید.
رییس‌جمهور کره‌جنوبی قتل شهروند این کشور توسط نیروهای کره شمالی و عذرخواهی کیم جونگ اون از حادثه رخ داده را فرصتی برای گفتگو و همکاری عنوان کرد!

دولت‌ها بعد ازینکه یک عمر ازتون مالیات گرفتن، جنازه‌تون رو دور نمیندازن. ازون هم استفاده می‌کنند. حتی اگه سوزانده شده باشه.
نمی‌دونم چرا به سقوط دلار به شکل زلزله نگاه می‌کنند که یهو میاد و همه‌چی خراب میشه!
این‌ها قبلا در مقیاس بیلیون دلار چاپ می‌کردند، اما حالا به خاطر کرونا در مقیاس تریلیونه! و باز اتفاقی نمیفته. اگه قرار بود این سیستم فرو بریزه تا الان ریخته بود. علاوه بر اینکه دولت‌های چاپ‌کننده، مسلح هم هستند (که بازی رو همواره به نفع اونا میکنه)، تا وقتی دنیا دلار رو میخواد، آمریکا میتونه صادرش کنه. اینطوری نیست که یهو فرو بریزه. باید به تدریج دنیا دلار رو نخواد. شما بخشی از دنیایی، خودت کدوم ارز فیات رو ترجیح میدی؟
وقتی پروسه نخواستن دلار شروع میشه که جایگزین‌های مطمئن‌تری داشته باشیم. بیت‌کوین گزینه خوبیه، ولی هنوز با جایگزین شدن فاصله داره.
به بیشتر چیزهایی که تقریبا دو سال پیش در این پست نوشتم هنوز اعتقاد دارم چون همچنان درست هستند، اما بابت بند آخرش باید از آسانژ عذرخواهی کنم. چون برخلاف چیزی که نوشتم، ایشون مستحق بلایی که سرش آوردن نبود. وقتی کارمند اداره مالیات میتونه به راحتی اسناد مالیاتی ترامپ رو در اختیار نیویورک‌تایمز قرار بده، که یک کار خلاف قانونه، و هیچ هزینه‌ای براش نداشته باشه، چرا باید آسانژ به خاطر خلافی مشابه متحمل اینهمه هزینه بشه؟ اون هم اسنادی رو منتشر کرد که قانون اجازه انتشارش رو نمیداد. با این فرق که آگاهی که اون انتشار ایجاد کرد خیلی مهم‌تر از آگاهی ازینکه ترامپ کسب و کارش رو چطور اداره می‌کرده، بود. اگه حاکمیت قانون قراره با تخلفاتی که ضد طبقه حاکم باشه، با خشونت برخورد کنه، و به تخلفاتی که به نفع طبقه حاکمه جایزه بده، پس حاکمیت قانون نیست. اگه قانون حاکمیت نداره، پس آسانژ نباید تو حبس باشه، فارغ ازینکه کارش اخلاقی بوده یا نبوده.

در عرض دو سال خیلی تغییر کردم. که البته خبر بدی نیست.

https://t.me/anarchonomy/1839
میگن یه دختره عاشق رابرت پتینسون شده بود. ازون عشق‌هایی که مثل کنه به معشوق می‌چسبند. ازون‌هایی که همه‌جا دنبال طرف میرن، و حتی جلوی خونه‌ش می‌ایستند تا بیاد بیرون و از نزدیک تماشاش کنند. معمولا سلبریتی‌ها این جور عشاق رو به بادی‌گارد‌شون میسپارند، یا پلیس رو در جریان میذارن. اما پتینسون یه کار دیگه کرد. از خونه اومد بیرون و مستقیم رفت سراغ دختره و گفت میای بریم یه قهوه بخوریم؟ و دختر عاشق هم که از شدت ناباوری معده‌ش داشت می‌اومد تو دهنش، قبول کرد. وقتی رفتن کافه پتینسون شروع کرد به وراجی و غر زدن از زندگی. مثل آدم نیهیلیستی که در آستانه خودکشیه از عالم و آدم نالید، و خودش رو خفیف جلوه داد. که بی‌عرضه‌ست و بدشانسه و حوصله هیچ‌چیز رو نداره و همه‌چی پوچه و هیچ‌چیز باب میلم نیست.
نتیجه اینکه دختره گفت ممنون بابت قهوه و رفت و دیگه پیداش نشد.

انرژی منفی جذابیت نداره. کسی نمیاد طرف شما که یأسش قوت بگیره. پتینسون ازین واقعیت به عنوان یک سلاح استفاده کرد، ولی اگه این به وضعیت دیفالت میلیون‌ها نفر تبدیل بشه، روابط در کل جامعه محو میشه. با همون گازی که آب رو تصفیه می‌کنند، سلاح کشتار جمعی هم میشه ساخت.
«ملت ما گوسفندند. ۶۳ درصد مردم انگلیس معتقدند محدودیت‌های فعلی در مورد کرونا کافی نیستند. چی میخوان دیگه؟ که دانش‌آموزان و سالخوردگان تا ابد محبوس بشن؟ که کل اقتصاد نابود بشه؟ داریم متوجه میشیم که رژیم‌های توتالیتر چجوری کار می‌کنند. رمزش رضایت مردمه».

البته این رضایت قدم اول نبوده. قدم اول اعتماد به دولت بوده. وقتی فکر کنی دولت خیرت رو میخواد، دیگه هربار که پیامی ارسال می‌کنه فرض نمی‌گیری که شری پشتش خوابیده.
A fool quoting a fool to make a foolish point, and its beautifool.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بچه که بودیم نقاشی که می‌کشیدیم نگاه میکردن می‌گفتن این خونه‌س؟ پنجره‌ش کو؟ دودکش نداره؟ این آسمونه؟ خورشیدش کو؟ این دریاست، پس کشتیش کو؟ این کشتیه؟ بادبانش کو؟ حفظ کردن یه ارزش بود و برای همین اینکه بتونیم همه اشیا و جزییات رو حفظ کنیم و بیاریم روی کاغذ، امتیاز داشت.
هیچ‌وقت ندیدم به یه مینمالیست جایزه بدن. جایزه‌بگیرها اونایی بودن که تو کادر نقاشی‌شون جنگلی از چیزها چپانده شده بود. ولی فقط نقاشی نبود. از هرچیز مینیمالی بدشون می‌اومد. حتی دکوراسیون مینی‌مال. بعدها کمی از نفت که اومد سر سفره‌شون، خونه‌هاشون رو پر کردن از اشیاء. حتی چوب مبل‌شون پر از جزییات شد. و فرش‌شون، و پرده‌هاشون، و تابلوهاشون. انقد اشیا زیاد شد که همشون مجبور شدند دیوارهاشون رو رنگ استخونی بزنند، تا فضا کمی بازتر به نظر بیاد.همه به شدت از خالی بودن و خلاصه بودن می‌ترسیدند.
یکی نوشته بود برای آینده آمریکا بجنگید، چون اگه آمریکا سقوط کنه هیچ جا رو نداریم که بریم!
با ادبیات دکتر آزیتا ساعیان: اگه بخوایم عادلانه به جهان هستی نگاه کنیم، قیافه‌ها همه عوضی. کی رو میخوایم نگاه کنیم؟ این چیزشعرهایی که اسم‌شون کشوره و قبلا امپراتوری بودن و هنوز اوهام چندقرن قبل رو دنبال می‌کنند؟ یا سر اینکه کی سریعتر کمونیستی میشه مسابقه دارن؟ کی رو نگاه کنیم؟ خب معلومه آمریکا رو نگاه می‌کنیم دیگه.
از حکومتی که چهاردهه‌ست دروغ تنفس می‌کنه هیچ ادعایی رو نباید پذیرفت، مخصوصا وقتی به یک مرگ ناگهانی میگه خودکشی! اما همه می‌دونیم که رفتار امنیتی‌های این حکومت در سطحی از توحش هست که بتونه پدر یک زندانی رو به خودکشی وادار کنه. در حکومت‌های گذشته زیاد پیش اومده مجرم یا متهمی رو کور کنند، و سپس محبوسش کنند، و فلاکتی که از ترکیب سیاهچال و نابینایی ایجاد میشد طرف رو وادار می‌کرد در همون زندان خودکشی کنه. اما اینکه پدر و مادر زندانی دست به خودکشی بزنند، مرز جدیدی بود که در حکومت‌های قبلی قفل بود.
اما اگه من قرار بود خودکشی کنم، سعی می‌کردم کسی رو بکشم و بعد بمیرم. برای کسی که آماده‌ست بمیره، هزینه‌سازی برای طرف مقابل، خرجی نداره. اما متأسفانه ما هنوز به اون شاکله سیاسی دست پیدا نکردیم که یه دوگانه ما-آن‌ها ایجاد بشه. در چارچوب قبیله‌ست که هزینه ساختن برای قبیله مقابل، معنی بیشتری پیدا می‌کنه. چون قبیله نداریم، این قربانیان تک و تنها فشار رو تحمل می‌کنند، و تنها می‌میرند. به عنوان یک حامی اسراییل، چیزی باقی نمونده علیه فلسطینی‌ها نگفته باشم، اما چیزهایی هست که باید ازون‌ها یاد گرفت. وقتی یک جوان فلسطینی با فقط یک چاقو به چند اسراییلی حمله می‌کنه، به این اهمیت نمیده که این کار فایده‌ای داره یا نه‌. همینکه هزینه بسازه براش کافیه. انگیزه برای این هزینه‌سازی از دو عامل بوجود اومده: ناامیدی و استیصال. و عضو قبیله‌ای بودن. اون‌ها ازینکه به آرزوشون برسند ناامید مطلقند. و از طرفی قبیله براشون مهم‌تر از فرد شده. اسراییلی نمی‌کشند که بگن من کشتم. اسراییلی می‌کشند که به اسم جبهه مقاومت تموم بشه. تازه اون فلسطینی بین زندگی با وضع موجود و مرگ با تیراندازی پلیس اسراییل، مختاره. اگه قرار بود بین خودکشی و مرگ با تیراندازی طرف مقابل قرار بگیره که انتخاب خیلی ساده‌تر بود. و این نکته رو نباید فراموش کرد که الان درآمد دلاری خیلی از ایرانی‌ها کمتر ازون جوان فلسطینیه. ما ازون‌ها سزاوارتریم به انتفاضه.

اما بهرحال ما جای کسی نیستیم. تصمیم این پدر با اینکه انتخاب فردی‌ترین گزینه‌ست، قابل احترامه. فرزند داشتن در غیرعادی‌ترین کشور دنیا که توسط شقی‌ترین افراد عالم اداره میشه، با درد همراهه. و بابت اینکه دردش به پایان رسید باید بش تبریک گفت.
4