چیزهایی که همیشه در بازار آزاد تمرین شده رو باید در سیاست هم به کار برد. استیو جابز قبل ازینکه آیفون رو معرفی کنه از مردم نظرسنجی نکرد که آیفون رو میخرن یا نه. نباید برات تعیینکننده باشه که مردم هم مثل تو فکر میکنند که شرایط کشور بحرانیه یا نه. مهم نظر خودته. باید طبق نظر خودت عمل کنی. در زمان اشغالگری نازیها، نیروهای مقاومت فرانسه از هموطنانشون نپرسیدن «مبارزه زیرزمینی با این آلمانیها جواب میده به نظر شما؟». اصلا فرقی نداشت چه جوابی بدن. جوابشون «نه» بود ولی اگه میگفتن «اره، جواب میده» هم اهمیت نداشت. چون نیروی مقاومت آدمی که کار انجام بده و ریسک تیرباران رو بپذیره لازم داشت، نه همراهی قلبی! آدم باید برای خودش کسی باشه. یعنی مستقلا در مورد مسائل به نتایجی برسه و بر همون مبنا عمل کنه. چه فالوعر داشته باشه چه نداشته باشه. در فرهنگ عامه به کسی میگن «برای خودش کسی شده» که برو بیا داره. اما این تفاوتی ایجاد نمیکنه. تفاوت در اینه که بتونه در تنهاترین حالت ممکن هم راه خودش رو بره. آدم برای تکلیف فکری خودش نباید رفراندوم بذاره. بیشتر مردم، در تمام طول زندگی صرفا نماینده یک جمع خاصند؛ کسی نیستند.
سالها نوشتهجات امثال آرمان امیری ذهن همسن و سالان من رو مسموم کرد. نسلهای قبلی که با استمرارطلبی قفل شده بودند، و نسلهای بعد شیرجه رفته بودند در روزمرگیهای چیپ. فقط ما دهه شصتیها بودیم که داشتیم همه چیز رو جدی میگرفتیم، و خوراک ما متنهایی مثل این متن بود، فارغ ازینکه نویسندهش چه کسی باشه. بر اثر تکرار این محتویات، واقعا باور کرده بودیم که گزارههایی مثل «ما از اشتباهات خود درس نمیگیریم» یا «ما شهامت پذیرفتن شکست را نداریم»، گزارههای درستی هستند. ما فکر میکردیم روش درست تحلیل، مطالعه تجارب کشورهای دیگه، مخصوصا در قرن نوزده و بیست، و تطبیق وضع مملکت با اونهاست، مثل همین کلیشه که آلمان تحقیر شد، و یه سری خبط و خطا برای بازیابی غرورش کرد بِلاه بلاه بلاه، و بعد ربط دادن ناسیونالیسم تازه به دوران رسیده ایرانی با اون اتفاقات، و یا کلیشه آلمان از شکست خود درس گرفت و تسلیم نظم جهانی شد بلاه بلاه بلاه، و توصیف کلهخربازیهای شیعی به عنوان یک «خطا»ی ایرانی برخلاف «صواب» آلمانی!
هم ربط دادن اتفاقات اینجا، به اتفاقات هرجایی، بیمعنی بود، هم ربط دادن ندانم کاریهای حکومت به «ما». اینها کاملا بیشرمانه این ما رو در ذهن ما حک کردند. حکومت میرفت زیر قراردادش میزد، میگفتند «ما» عرف بینالملل رو یاد نگرفتیم! حکومت میرفت گروگان میگرفت، میگفتند «ما» تعامل سیاسی بلد نیستیم! حکومت فرصتهای خودش رو میزد به آلت گاو ماده، میگفتند «ما» ملت فرصتسوزی هستیم! کدوم ما؟ ما در کدوم قسمت این برنامهها دخیل بودیم؟ اصلا چه دخلی به ما داشت؟ سهم ما فقط تحمل هزینهها بود. اما پروپاگاندای این نویسندگان موثر بود، و واقعا تصور میکردیم باید یک پروسه اجتماعی دراز مدت رخ بده تا برسیم به جایی که حکومت ما مثل خر رفتار نکنه! ازون طرف جنون ایدئولوژیک آخوندها رو خطاهای استراتژیک جا میزدند، و هنوز هم دارند همین کارو میکنند. که اینطور در ذهن حک بشه که ما در وسط یک فرآیندیم، و چون وسطشیم پس هدف یکم دور به نظر میرسه! در حالی که اصلا هدفی در کار نبود. اصلا قصد آخوند این نبود که ایران یک کشور نرمال باشه. اتفاقا ازینکه به خاطر اسلام نرمال نیست افتخار میکرد، و میکنه. هنوز داره این وهم رو ترویج میکنه که حضرات دنبال گشایش اقتصادی بودند، اما اشتباه کردند به اوباما دل بستند! در حالی که این گنگ همینکه مخارج خانواده هزارفامیلش رو تأمین کنه براش پیروزی محسوب میشه. الگوریتم الیگارشی خیلی سادهست: هنوز دلارها به خانواده میرسه؟ اگه نه: پس باید کاری کرد، اگه آره، پس پیروز شدیم! برای #گله_گاو فرقی نداره که در فلان ایندکس جهانی در ۱۷۰ کشور رتبه ایران ۶۵ باشه یا ۱۶۵.
مردم با خونریزی فراوان از دوگانه اصلاحطلب اصولگرا عبور کردند. مرحله بعد که دشوارتره، اینه که از حکومت فرض کردن جمهوری اسلامی عبور کنند.
https://t.me/divanesara/1211
هم ربط دادن اتفاقات اینجا، به اتفاقات هرجایی، بیمعنی بود، هم ربط دادن ندانم کاریهای حکومت به «ما». اینها کاملا بیشرمانه این ما رو در ذهن ما حک کردند. حکومت میرفت زیر قراردادش میزد، میگفتند «ما» عرف بینالملل رو یاد نگرفتیم! حکومت میرفت گروگان میگرفت، میگفتند «ما» تعامل سیاسی بلد نیستیم! حکومت فرصتهای خودش رو میزد به آلت گاو ماده، میگفتند «ما» ملت فرصتسوزی هستیم! کدوم ما؟ ما در کدوم قسمت این برنامهها دخیل بودیم؟ اصلا چه دخلی به ما داشت؟ سهم ما فقط تحمل هزینهها بود. اما پروپاگاندای این نویسندگان موثر بود، و واقعا تصور میکردیم باید یک پروسه اجتماعی دراز مدت رخ بده تا برسیم به جایی که حکومت ما مثل خر رفتار نکنه! ازون طرف جنون ایدئولوژیک آخوندها رو خطاهای استراتژیک جا میزدند، و هنوز هم دارند همین کارو میکنند. که اینطور در ذهن حک بشه که ما در وسط یک فرآیندیم، و چون وسطشیم پس هدف یکم دور به نظر میرسه! در حالی که اصلا هدفی در کار نبود. اصلا قصد آخوند این نبود که ایران یک کشور نرمال باشه. اتفاقا ازینکه به خاطر اسلام نرمال نیست افتخار میکرد، و میکنه. هنوز داره این وهم رو ترویج میکنه که حضرات دنبال گشایش اقتصادی بودند، اما اشتباه کردند به اوباما دل بستند! در حالی که این گنگ همینکه مخارج خانواده هزارفامیلش رو تأمین کنه براش پیروزی محسوب میشه. الگوریتم الیگارشی خیلی سادهست: هنوز دلارها به خانواده میرسه؟ اگه نه: پس باید کاری کرد، اگه آره، پس پیروز شدیم! برای #گله_گاو فرقی نداره که در فلان ایندکس جهانی در ۱۷۰ کشور رتبه ایران ۶۵ باشه یا ۱۶۵.
مردم با خونریزی فراوان از دوگانه اصلاحطلب اصولگرا عبور کردند. مرحله بعد که دشوارتره، اینه که از حکومت فرض کردن جمهوری اسلامی عبور کنند.
https://t.me/divanesara/1211
Telegram
مجمع دیوانگان
شکستهای بزرگتری در پیش است
https://t.me/divanesara/1210
#A 277
آرمان امیری @ArmanParian - هفت سال پیش، یادداشتی نوشتم با عنوان «در لزوم بازخوانی کلیشه تاریخی ترکمانچای»! آن زمان بسیاری برجام را به «ترکمانچای» تشبیه میکردند و من، به عنوان یکی از مدافعان…
https://t.me/divanesara/1210
#A 277
آرمان امیری @ArmanParian - هفت سال پیش، یادداشتی نوشتم با عنوان «در لزوم بازخوانی کلیشه تاریخی ترکمانچای»! آن زمان بسیاری برجام را به «ترکمانچای» تشبیه میکردند و من، به عنوان یکی از مدافعان…
❤6
شورای شهر یکی از شهرهای کالیفرنیا میخواد چیدن مواد غذایی با چربی، قند و نمک بالا رو در قفسههایی که در خط دید کودکان هستند رو ممنوع کنه! استدلالشون اینه که «بچه میبینه، میخواد». انگار چیزی به عنوان پدر و مادر وجود نداره. در دولت بزرگ، همه بچهها یتیم حساب میشن. که البته خیلی هم دور از واقعیت نیست. حتی خود اون پدر و مادر به دولت میگن ما نمیتونیم بچهمون رو طوری تربیت کنیم که هرچیزی رو نخواد، یا اگه خواست و بش ندادیم، بپذیره. پس خودت ممنوعش کن دستت درد نکنه!
دقت کنید که میگه «ما نمیگیم نمیتونید این محصولات رو بخرید...». دولتهای توتالیتر همیشه تصمیماتشون رو با این مقدمه شروع میکنند. ما نمیگیم ماشین ممنوعه، فقط مرکز شهر حق ندارید بیارید. ما نمیگیم حجاب اجباریه، فقط داخل ادارات باید رعایت کنید.
دقت کنید که میگه «ما نمیگیم نمیتونید این محصولات رو بخرید...». دولتهای توتالیتر همیشه تصمیماتشون رو با این مقدمه شروع میکنند. ما نمیگیم ماشین ممنوعه، فقط مرکز شهر حق ندارید بیارید. ما نمیگیم حجاب اجباریه، فقط داخل ادارات باید رعایت کنید.
کشور درمانده در گذشته، توصیفی بود که من به کار میبردم. و این عکس یکی از اسنادشه. اصلا نمیشه گفت این عکس در سال ۲۰۲۰ گرفته شده یا ۱۹۹۵ یا ۱۹۶۵ یا ۱۹۲۵ یا ۱۸۶۰ یا ۱۷۲۰ یا ۱۶۴۰ یا ۱۲۵۰ یا ۸۰۲ یا همون ۶۸۰ میلادی!
https://t.me/sahandiranmehr/26030
https://t.me/sahandiranmehr/26030
Telegram
سهند ایرانمهر
جوجهجنگی
جزییات بیانتهای یک عکس
By Seamus Murphy
توییت: مرتضی نیکنهاد
@sahandiranmehr
جزییات بیانتهای یک عکس
By Seamus Murphy
توییت: مرتضی نیکنهاد
@sahandiranmehr
مقاله والاستریت ژورنال درباره سراشیبی صنعت آلمان در برابر چین، که دیگه یک پارتنر تجاری نیست، بلکه یک رقیبه.
آلمانیها به چینیها ماشینآلات صادر میکردند، اما الان خود چینیها میتونند ماشینآلات بسازند. که یعنی نه تنها دیگه لازم نیست محصول آلمان رو بخرند، بلکه میتونند مشتریهای دیگه آلمان رو هم ازش بگیرند. ازین میترسند که به زودی هیچ محصول صنعتی وجود نداشته باشه که بهترینش آلمانی باشه.
متأسفانه اولین چیزی که به ذهنشون میرسه حمایت دولت از تولیدکنندگان داخلیه. من نمیدونم چرا انقدر از منفی شدن تراز تجاری و بزرگ شدنش میترسند. اگه برسید به جایی که پول کافی برای خریدن محصولات چینی نداشته باشید، این چینیها هستند که دچار مشکل میشن. بذارید اونها نگران تراز تجاریتون باشند.
اما مسئله این نیست. اگه یه ماشین صنعتی رو چین با بهترین کیفیت میسازه و ارزونتر میده، به نفع مصرفکنندهست. مسئله فرهنگ تولیده. اگه آلمانیها تولید صنعتی رو بذارن کنار، طوری که انگلیس تا حد زیادی گذاشت کنار، فرهنگش هم بعد از یکی دو نسل از بین میره. هر مهندس و صاحب فنی رو یک مهندس و صاحب فن از نسل قبل تربیت کرده. اگه این ارتباط قطع بشه، نیروی انسانی با انبوهی از مکتوبات تنها میمونه بدون اینکه بتونه عملی دنبالش کنه. باید ارتباط بچهها با «ساختن» رو حفظ کرد. شاید آلمان نیاز داره این دوره سقوط رو طی کنه تا راه حلی برای «تربیت تولیدگرا بدون صادرات» پیدا کنه. الان دارند این تربیت رو انجام میدن، اما وابسته به صادراته. اگه صادرات قطع بشه، اون تربیت هم بلاموضوع میشه. مثل اینه که با ممارست شنا تمرین کنی، بدون اینکه بخوای تو مسابقهای شرکت کنی.
https://www.wsj.com/articles/china-once-germanys-partner-in-growth-turns-into-a-rival-11600338663?redirect=amp#click=https://t.co/U1cVBtj8Uo
آلمانیها به چینیها ماشینآلات صادر میکردند، اما الان خود چینیها میتونند ماشینآلات بسازند. که یعنی نه تنها دیگه لازم نیست محصول آلمان رو بخرند، بلکه میتونند مشتریهای دیگه آلمان رو هم ازش بگیرند. ازین میترسند که به زودی هیچ محصول صنعتی وجود نداشته باشه که بهترینش آلمانی باشه.
متأسفانه اولین چیزی که به ذهنشون میرسه حمایت دولت از تولیدکنندگان داخلیه. من نمیدونم چرا انقدر از منفی شدن تراز تجاری و بزرگ شدنش میترسند. اگه برسید به جایی که پول کافی برای خریدن محصولات چینی نداشته باشید، این چینیها هستند که دچار مشکل میشن. بذارید اونها نگران تراز تجاریتون باشند.
اما مسئله این نیست. اگه یه ماشین صنعتی رو چین با بهترین کیفیت میسازه و ارزونتر میده، به نفع مصرفکنندهست. مسئله فرهنگ تولیده. اگه آلمانیها تولید صنعتی رو بذارن کنار، طوری که انگلیس تا حد زیادی گذاشت کنار، فرهنگش هم بعد از یکی دو نسل از بین میره. هر مهندس و صاحب فنی رو یک مهندس و صاحب فن از نسل قبل تربیت کرده. اگه این ارتباط قطع بشه، نیروی انسانی با انبوهی از مکتوبات تنها میمونه بدون اینکه بتونه عملی دنبالش کنه. باید ارتباط بچهها با «ساختن» رو حفظ کرد. شاید آلمان نیاز داره این دوره سقوط رو طی کنه تا راه حلی برای «تربیت تولیدگرا بدون صادرات» پیدا کنه. الان دارند این تربیت رو انجام میدن، اما وابسته به صادراته. اگه صادرات قطع بشه، اون تربیت هم بلاموضوع میشه. مثل اینه که با ممارست شنا تمرین کنی، بدون اینکه بخوای تو مسابقهای شرکت کنی.
https://www.wsj.com/articles/china-once-germanys-partner-in-growth-turns-into-a-rival-11600338663?redirect=amp#click=https://t.co/U1cVBtj8Uo
WSJ
China, Once Germany’s Partner in Growth, Turns Into a Rival
An informal partnership that kept Germany’s economy tethered to China’s for decades is unraveling, threatening Berlin’s—and Europe’s—post-pandemic recovery as the Asian giant stages a powerful comeback.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روز قیامت ازت میپرسند چه کردی که بدرخشی؟
و تو میگی جبر جغرافیایی نذاشت
بعد این اجرا از مدو موکتار رو برات پخش میکنند
و میپرسند پس چرا جبر جغرافیایی جلوی این رو نگرفت؟
و تو میگی جبر جغرافیایی نذاشت
بعد این اجرا از مدو موکتار رو برات پخش میکنند
و میپرسند پس چرا جبر جغرافیایی جلوی این رو نگرفت؟
❤3
در انکار علم هم طبقهبندی ایجاد شده. انکار علم اگه مورد تأیید دولت یا قشر الیت باشه، اوکیه. و اگه نباشه گناه کبیرهست. مهمه که وقتی میخوای علم رو انکار کنی کی پشتت باشه. مثلا اجازه داری انکار کنی که چنین جمعیتی موجب انتقال ویروس میشه، فقط به این دلیل که ماسک دارند!
حالا برای چی ریختن بیرون؟ دانشجوهای آلمانی هستن که میگن جمعهها نمیریم سر کلاس و عوضش تجمع میکنیم تا اینکه دولتمردان فکری برای تغییرات اقلیمی بکنند!
بعضی وقتها آدم میگه همون بهتر که مهندسان چینی ازینها سبقت بگیرند.
حالا برای چی ریختن بیرون؟ دانشجوهای آلمانی هستن که میگن جمعهها نمیریم سر کلاس و عوضش تجمع میکنیم تا اینکه دولتمردان فکری برای تغییرات اقلیمی بکنند!
بعضی وقتها آدم میگه همون بهتر که مهندسان چینی ازینها سبقت بگیرند.
با اینکه استانداردها و قوانین ساختمانسازی در کشورهای مختلف متفاوته، اما اینکه یه عده به شدت کار رو بیکیفیت انجام میدن، یک واقعیت ثابته. مثلا در اینجا چسب رو قلمبه قلمبه زده زیر سرامیک و چیده رفته. ازین کارها زیاد میکنند، ولی این نوبره. در فضاهای خالی، بین سرامیک تا کف چندسانت فاصلهست! که یعنی چند هفته بعد از نصب شروع میکنه به ترک خوردن.
هیچ مجری قانونی بهتر از خود کارفرما نیست. فرقی نداره قانون چقدر به جزییات توجه کنه، و فرقی نداره دولت چقدر کارآمد باشه. دولت نمیتونه وایسه بالاسر کارگر. باید خودت وایسی. این خودتی که باید عقلت برسه وقتی قیمت پایین داد، شک بکنی.
هیچ مجری قانونی بهتر از خود کارفرما نیست. فرقی نداره قانون چقدر به جزییات توجه کنه، و فرقی نداره دولت چقدر کارآمد باشه. دولت نمیتونه وایسه بالاسر کارگر. باید خودت وایسی. این خودتی که باید عقلت برسه وقتی قیمت پایین داد، شک بکنی.
سازنده داروی پریادل (لیتیوم، که برای بیماران بایپولار تجویز میشه) که در انگلیس ۹۰ درصد نسخهها رو در اختیار داشت، توزیعش رو متوقف کرده. که یعنی دکترها مجبورند داروهای مشابه رو بنویسند. سه تا داروی مشابه هست که دو تاشون باز محصول همین شرکته. و مشکل اینه که هر سه خیلی گرونترند. پریادل بستهای ۳ پوند بود، اما این داروی معادل ۸۷ پونده! حالا رییس اناچاس میگه باید دولت و مجلس به مسئله ورود کنند!
تیتر رو ببینی فکر میکنی عجب زالوصفتهای بیرحمی هستند این شرکتها. اما داستان واقعی وقتی جالب میشه که میفهمی دلیل توقف توزیع این محصول این بوده که شرکت گفته با ۳ پوند نمیصرفه برام، اما دولت به زور روی این قیمت نگهش داشته بوده. شرکت هم گفته حالا که منطق اقتصادی حالیتون نیست منم تولیدش رو متوقف میکنم! یعنی شرکت رو مجبور میکنند به صورت کمیته امداد کار کنه، و بعد که سر باز زد، میگن ای خونخوار ظالم آدمکش بیرحم زالو! و عوام انگلیس هم قضیه رو دقیقا با همین فریمبندی باور میکنند.
هیچ مفسدی بزرگتر از دولت وجود نداره.
تیتر رو ببینی فکر میکنی عجب زالوصفتهای بیرحمی هستند این شرکتها. اما داستان واقعی وقتی جالب میشه که میفهمی دلیل توقف توزیع این محصول این بوده که شرکت گفته با ۳ پوند نمیصرفه برام، اما دولت به زور روی این قیمت نگهش داشته بوده. شرکت هم گفته حالا که منطق اقتصادی حالیتون نیست منم تولیدش رو متوقف میکنم! یعنی شرکت رو مجبور میکنند به صورت کمیته امداد کار کنه، و بعد که سر باز زد، میگن ای خونخوار ظالم آدمکش بیرحم زالو! و عوام انگلیس هم قضیه رو دقیقا با همین فریمبندی باور میکنند.
هیچ مفسدی بزرگتر از دولت وجود نداره.
در مورد اعدام یه بحث فلسفی داریم، و یه بحث اجرایی. قسمت فلسفیش این چالش بزرگه که هیچ کسی حق مطلق نیست، پس نمیتونه مطمئن باشه کسی رو که به اعدام محکوم میکنه، واقعا سزاوارشه یا نه، و چون برگشتپذیر نیست نمیشه جبرانش کرد. و از طرفی همه مجازاتهای آلترناتیو خرج میذارن روی دست مالیاتدهنده، که بش راضی نیستند.
اما فارغ ازینکه در بحث فلسفیش در کدوم سمت هستیم، در قسمت اجراییش کاملا واضحه که کدوم سمت نباید ایستاد. حتی اگه با اعدام موافق باشید، نباید با اینکه دولت متولی این کار باشه موافق باشید.
کامالا هریس که قصد داره معاون بایدن باشه، و در صورت ادامه زوال عقل بایدن بشه رییسجمهور بعدی آمریکا، صدها نفر رو به جرم مصرف وید به زندان انداخته بود، اما حالا خودش میگه که وید میکشیده!
اگه هم معتقدید باید جلوی مواد مخدر رو گرفت، نباید بپذیرید عوضیهای دولتی با زندگی پر از تناقضشون انجامش بدن.
اما فارغ ازینکه در بحث فلسفیش در کدوم سمت هستیم، در قسمت اجراییش کاملا واضحه که کدوم سمت نباید ایستاد. حتی اگه با اعدام موافق باشید، نباید با اینکه دولت متولی این کار باشه موافق باشید.
کامالا هریس که قصد داره معاون بایدن باشه، و در صورت ادامه زوال عقل بایدن بشه رییسجمهور بعدی آمریکا، صدها نفر رو به جرم مصرف وید به زندان انداخته بود، اما حالا خودش میگه که وید میکشیده!
اگه هم معتقدید باید جلوی مواد مخدر رو گرفت، نباید بپذیرید عوضیهای دولتی با زندگی پر از تناقضشون انجامش بدن.
به عنوان یک کارمند جواب بیراهی بش نداده. وقتی حجم مراجعهکننده بالاست، ظرفیت و توان سازمان پایینه، بخوای نخوای باید اولویتبندی کنی.
ما وقتی به سن قانونی میرسیم هیچی از دولت نمیدونیم. نه درباره سایزش، نه درباره توانش. با توجه به تصوراتی که از حاکمیت داریم، وارد یه سری تعهدات میشیم و فکر میکنیم نیاز به سنت نیست دیگه، دولت هست، یه کاری برام میکنه بالاخره! و یه روزی که بش نیاز پیدا میکنیم تازه میفهمیم واقعیت چی بوده، و همون سنت با تمام کهنگیش میتونست گارد بهتری باشه. قدیم زنی که کتک میخورد به خانواده خودش یا خانواده شوهرش مراجعه میکرد. هرچند اون مراجعه هم همیشه نتیجه مطلوب نداشت، اما بهرحال یک آشیانه رجعتپذیر بود. الان همونش هم دیگه وجود نداره.
ما وقتی به سن قانونی میرسیم هیچی از دولت نمیدونیم. نه درباره سایزش، نه درباره توانش. با توجه به تصوراتی که از حاکمیت داریم، وارد یه سری تعهدات میشیم و فکر میکنیم نیاز به سنت نیست دیگه، دولت هست، یه کاری برام میکنه بالاخره! و یه روزی که بش نیاز پیدا میکنیم تازه میفهمیم واقعیت چی بوده، و همون سنت با تمام کهنگیش میتونست گارد بهتری باشه. قدیم زنی که کتک میخورد به خانواده خودش یا خانواده شوهرش مراجعه میکرد. هرچند اون مراجعه هم همیشه نتیجه مطلوب نداشت، اما بهرحال یک آشیانه رجعتپذیر بود. الان همونش هم دیگه وجود نداره.
بیکفایتی اون آشیانه ذاتی نبود، به وضعیت معیشتی ربط داشت. در زمان قحطی و فقر وقتی دختره به پدر خودش یا پدر شوهرش مراجعه و شکایت میکرد، جواب میشنید که الان نون نداریم بخوریم تو داری غر چی رو میزنی؟ ولی وقتی وضع خوب بود و خانواده قدرت داشت، میرفت گوش پسره رو میپیچوند. فرق دولت اینه که حتی وقتی پول داره هم کار رو نمیتونه درست انجام بده.
من مثال بهتری سراغ دارم، رها کردن اون آشیانه و دلبستن به دولت مثل این بود که کسی چتر نجات رو دربیاره و به تشک بادی که رو زمین گذاشتن دل ببنده. در حالت ایدهآل ممکنه جواب بده. اما اینکه از هر صد نفری که شیرجه زدن فقط یکی افتاده رو تشک و بقیه افتادن رو آسفالت، نمیشه نتیجه گرفت که جایگزینی پیدا کردیم.
اینکه در هلند خشونت خانگی کمتر از ایرانه به خاطر کارایی دولت نیست. به خاطر اینه که ثبات اقتصادی دارند، زنها استقلال مالی دارند، و اختلالات روانی مرتبط با وضع معیشتی، خیلی کمتره. شما تو یه کشوری هستی که درآمد جمعیت در عرض یکسال از ۱۲۰ دلار در ماه به ۷۰ دلار میرسه! کرگدن هم در این وضعیت، سالم نمیمونه.
من مثال بهتری سراغ دارم، رها کردن اون آشیانه و دلبستن به دولت مثل این بود که کسی چتر نجات رو دربیاره و به تشک بادی که رو زمین گذاشتن دل ببنده. در حالت ایدهآل ممکنه جواب بده. اما اینکه از هر صد نفری که شیرجه زدن فقط یکی افتاده رو تشک و بقیه افتادن رو آسفالت، نمیشه نتیجه گرفت که جایگزینی پیدا کردیم.
اینکه در هلند خشونت خانگی کمتر از ایرانه به خاطر کارایی دولت نیست. به خاطر اینه که ثبات اقتصادی دارند، زنها استقلال مالی دارند، و اختلالات روانی مرتبط با وضع معیشتی، خیلی کمتره. شما تو یه کشوری هستی که درآمد جمعیت در عرض یکسال از ۱۲۰ دلار در ماه به ۷۰ دلار میرسه! کرگدن هم در این وضعیت، سالم نمیمونه.
بحث کبودی بود، و مردهای کبود خیلی کمتر از زنهای کبودند. خشونتی که به مردان وارد میشه بیشتر روانیه. اما در مورد اونها هم وضعیت اقتصادیه که تعیینکنندهست. اگه در همه جداول توسعه اقتصادی در قعر نبودیم، تعداد اون زنهای آزاررسان انقدر نمیبود. ضمن اینکه مهمترین دلیلی که اون مرد قربانی داره زن آزاررسانش رو تحمل میکنه اینه که درآمدش اجازه نمیده طلاقش بده، مهریهش رو بده، و با زن دیگهای که مصرفگراتره ولی آزار نداره ازدواج کنه. پس مهمه که درآمد سرانه مملکت در حد یمن و موزامبیک باشد یا نباشد.
این کمپین بایدنه. اگه این پیرمرد با این وضعیت مغزی و این وضعیت کمپین، برنده انتخابات بشه، تماما مدیون رسانهست، و ازون موقع به بعد دیگه این رسانهها خدا رو بنده نخواهند بود، چون اتفاقی رو رقم زدن که از معجزه هم بالاتره. شاید بگید الان هم این رسانهها حال بهمزنند. اما الانشون با اون روزی که موفق بشن این جنازه رو بفرستند کاخسفید قابل مقایسه نیست. اون روز روی جسد ما میرقصند.
از وقتی به پدر گرامی گفتم قیمت گوشیم به کجاها رسیده هردفعه پام رو میذارم بیرون چهار قل میخونه! این نسلی که انقلاب کرد، موقع انقلاب کردن عملگرا بود، اما چند دههست که در برابر عواقبش فقط یک فرمول ثابت داره: ذکر و ادعیه و لعن!.. مثل دختربچههایی که به هرآهنگی که از اسپیکرهای تلویزیون بیرون بیاد و ریتم شاد داشته باشه با قر دادن واکنش نشون میدن، رشتههای عصبی دست اینها هم کافیه یه اللهم بشنوه تا رو به آسمان بلند بشه! وسط فوتبال باشه یا قبل اخبار یا بین هربرنامهای. حتی از همون شبکهای که چیزهایی میگه که ممکنه به خاطرش کلیت نظام رو وارد زیارت عاشورا کنند و کنار ابنزیاد قرار بدن. واقعا حیرتانگیزه. انگار هارونالرشید بره بالای منبر و بگه السلام علیک یا علیبنموسیالرضا، و همصدا بشی باش! وقتی از دلار میشنون، تقاضای عاقبت به خیری از خدا دارند. وقتی از شکنجه زندانیان میشنوند میگن «آخرتی هم هست».
خدا ولی همچین کسی نیست که بشه اینجوری یادش کرد و اینجوری ازش خواست و اینجوری بش پناه برد. خدا مثل یه دریانورد انگلیسیه. اگه از شدت تشنگی عرشه رو لیس هم بزنی، نمیاد بغلت کنه و آب بریزه تو گلوت. نگاه میکنه، و لیس زدنت که تموم شد میگه اینجوری تشنگیت برطرف نمیشه! خدا ضعیفها رو قلع و قمع میکنه. خدا به جهنم میگه پر شدی؟ و جهنم تعجب میکنه و میپرسه: مگه بازم هست؟
خدا ولی همچین کسی نیست که بشه اینجوری یادش کرد و اینجوری ازش خواست و اینجوری بش پناه برد. خدا مثل یه دریانورد انگلیسیه. اگه از شدت تشنگی عرشه رو لیس هم بزنی، نمیاد بغلت کنه و آب بریزه تو گلوت. نگاه میکنه، و لیس زدنت که تموم شد میگه اینجوری تشنگیت برطرف نمیشه! خدا ضعیفها رو قلع و قمع میکنه. خدا به جهنم میگه پر شدی؟ و جهنم تعجب میکنه و میپرسه: مگه بازم هست؟
- میترسم در آخرین لحظه فرشته مرگ که سراغم اومد چهره زشتی داشته باشه.. شنیدی، نه؟ میگن اگه چهرهش زشت باشه یعنی قراره بری به جهنم
- تو نگران قیافشی؟ کاش باشه، و بیاد. همینکه بیاد من راضیام. چهرهش مهم نیست. میترسم هیچکس اونجا نباشه، هیچکس نیاد.
- تو نگران قیافشی؟ کاش باشه، و بیاد. همینکه بیاد من راضیام. چهرهش مهم نیست. میترسم هیچکس اونجا نباشه، هیچکس نیاد.
- تو از یک طرف از ویتامین دی میگی و اینکه به مردم نگفتن، از یک طرف با اینکه دولت تو کار شبکههای اجتماعی دخالت کنه مخالفی. خب الان همین شبکهها به طور یکپارچه قضیه ویتامین رو یا سانسور میکنند یا بردن به حاشیه.
- من از کجا فهمیدم پس؟ من که نرفتم تحقیقات انجام بدم. همهش تو اینترنت هست، هرکس میخواست میتونست پیدا کنه.
- خب عوام که اندازه تو وقت ندارن، یا کنجکاو نیستند، یا سر درنمیارن. مرجع مردم رسانهست و الان شبکههای اجتماعی رسانه هستن.
- باز این دلیل نمیشه که یه کسی از بیرون، حالا دولت باشه یا یه سازمان مردمنهاد، به شرکت خصوصی برنامه بده و بگه فلان چیز رو حق داری سانسور کنی و فلان چیز رو حق نداری
- هی میگی شرکت خصوصی، ولی اینا عروسک تولید نمیکنند. هرچند که الان عروسک هم بخوای تولید کنی، از بیرون بت دیکته میکنند که پلاستیکش باید فلان باشه بهمان باشه که پوست بچهها ال نشه بل نشه. سرویسی که اینا میدن خود فضای عمومیه. اینجوری نیست که یه فضای عمومی داشته باشیم، یه سرویسی هم اینا بدن. یکیه. همونه.
- نمیشه که من یه سرویسی ابداع کنم بعد فرداش بیان بگن سرویسی که تو میدی از ضروریاته، پس فقط خودت نیستی که باید دربارهش تصمیم بگیره! مثل اینه که روی یه رودخونه با پول خودم پل بزنم، بعد شهرداری نذاره طرفینش دروازه بذارم و ببندمش، و بگه مردم ازینجا رد میشن فقط مال خودت نیست! بابا این پله نبود اینجا! اینکه اینجاست الان به خاطر منه.
- اگه بخوان یه مجروح رو از رودخونه رد کنند، تو ممکنه دروازه رو ببندی و طرف بمونه اونطرف و بمیره.
- اره ممکنه، ولی به خودم مربوطه. اینجوری باشه همه اموال مردم رو میشه جزء ضروریات مردم حساب کرد. مثلا من میتونم بگم وقتی اینهمه آدم تو صف تاکسی وایسادن، ماشین تو چرا تو پارکینگ خونهت خوابیده بلااستفاده؟ با خون و مجروح، نمیشه دنیای واقعی رو شبیهسازی کرد. باید تعمیم داد تا شبیه واقعیت بشه. و وقتی تعمیم میدیم خودت هم میبینی که افتضاح به بار میاد.
- آقاجان، الان همه شبکههای اجتماعی دست لیبرالهاست، و اینا هم اجازه نمیدن هر حرفی درباره کرونا بزنی. یعنی این وسط یه سری حرفهاست که به گوش مردم نمیرسه، و چون نمیرسه یه کارهایی رو انجام میدن، که نباید انجام بدن، و برعکس. و این به قیمت جونشون تموم میشه.
- چون دست لیبرالهاست این نگرانی رو داری. اگه مدیران این شبکهها همفکر خودت بودند الان ککت هم نمیگزید که دارن چی رو سانسور میکنند یا نمیکنند. من ترجیح میدم به تعمیماتی که میشه داد فکر کنم. فرض کن فردا بخوام یه شبکه اجتماعی جدید راه بندازم که توش ایرانیها مجاز باشند درباره تجزیه ایران مطلب بذارند و تبلیغش کنند. معلومه که خوشم نمیاد دولت بیاد بگه این محتویات خلاف امنیت ملی است و فلان است باید سانسورشون کنی! (این چالش الان نیست فقط، در حکومت بعدی هم این مشکل رو خواهیم داشت).
- یعنی هم معتقدی زوکربرگ عوضیه، هم افکار عمومی رو کنترل میکنه، هم نباید بش افسار زد؟
- بله.
- تو خلی کلا.
- آره خلم که میگم هرچیزی مال هرکسی هست، باید مال خودش باشه.
- من از کجا فهمیدم پس؟ من که نرفتم تحقیقات انجام بدم. همهش تو اینترنت هست، هرکس میخواست میتونست پیدا کنه.
- خب عوام که اندازه تو وقت ندارن، یا کنجکاو نیستند، یا سر درنمیارن. مرجع مردم رسانهست و الان شبکههای اجتماعی رسانه هستن.
- باز این دلیل نمیشه که یه کسی از بیرون، حالا دولت باشه یا یه سازمان مردمنهاد، به شرکت خصوصی برنامه بده و بگه فلان چیز رو حق داری سانسور کنی و فلان چیز رو حق نداری
- هی میگی شرکت خصوصی، ولی اینا عروسک تولید نمیکنند. هرچند که الان عروسک هم بخوای تولید کنی، از بیرون بت دیکته میکنند که پلاستیکش باید فلان باشه بهمان باشه که پوست بچهها ال نشه بل نشه. سرویسی که اینا میدن خود فضای عمومیه. اینجوری نیست که یه فضای عمومی داشته باشیم، یه سرویسی هم اینا بدن. یکیه. همونه.
- نمیشه که من یه سرویسی ابداع کنم بعد فرداش بیان بگن سرویسی که تو میدی از ضروریاته، پس فقط خودت نیستی که باید دربارهش تصمیم بگیره! مثل اینه که روی یه رودخونه با پول خودم پل بزنم، بعد شهرداری نذاره طرفینش دروازه بذارم و ببندمش، و بگه مردم ازینجا رد میشن فقط مال خودت نیست! بابا این پله نبود اینجا! اینکه اینجاست الان به خاطر منه.
- اگه بخوان یه مجروح رو از رودخونه رد کنند، تو ممکنه دروازه رو ببندی و طرف بمونه اونطرف و بمیره.
- اره ممکنه، ولی به خودم مربوطه. اینجوری باشه همه اموال مردم رو میشه جزء ضروریات مردم حساب کرد. مثلا من میتونم بگم وقتی اینهمه آدم تو صف تاکسی وایسادن، ماشین تو چرا تو پارکینگ خونهت خوابیده بلااستفاده؟ با خون و مجروح، نمیشه دنیای واقعی رو شبیهسازی کرد. باید تعمیم داد تا شبیه واقعیت بشه. و وقتی تعمیم میدیم خودت هم میبینی که افتضاح به بار میاد.
- آقاجان، الان همه شبکههای اجتماعی دست لیبرالهاست، و اینا هم اجازه نمیدن هر حرفی درباره کرونا بزنی. یعنی این وسط یه سری حرفهاست که به گوش مردم نمیرسه، و چون نمیرسه یه کارهایی رو انجام میدن، که نباید انجام بدن، و برعکس. و این به قیمت جونشون تموم میشه.
- چون دست لیبرالهاست این نگرانی رو داری. اگه مدیران این شبکهها همفکر خودت بودند الان ککت هم نمیگزید که دارن چی رو سانسور میکنند یا نمیکنند. من ترجیح میدم به تعمیماتی که میشه داد فکر کنم. فرض کن فردا بخوام یه شبکه اجتماعی جدید راه بندازم که توش ایرانیها مجاز باشند درباره تجزیه ایران مطلب بذارند و تبلیغش کنند. معلومه که خوشم نمیاد دولت بیاد بگه این محتویات خلاف امنیت ملی است و فلان است باید سانسورشون کنی! (این چالش الان نیست فقط، در حکومت بعدی هم این مشکل رو خواهیم داشت).
- یعنی هم معتقدی زوکربرگ عوضیه، هم افکار عمومی رو کنترل میکنه، هم نباید بش افسار زد؟
- بله.
- تو خلی کلا.
- آره خلم که میگم هرچیزی مال هرکسی هست، باید مال خودش باشه.
ایلان ماسک در کنار معرفی نسل جدید باتریهایی که قراره تولید کنه، از روش جدید ساخت بدنه خودروها هم رونمایی کرد که از خود باتری مهمتر بود. در این روش کل قسمت عقب و جلوی ماشین به صورت یکتکه ریختهگری میشه و دیگه خبری از پیچ و جوش و این حرفها نیست. برای اینکه بتونند چنین فرم پیچیدهای رو دربیارن آلیاژ جدیدی از آلومینیوم رو ساختن. ماسک در توضیح مجموعه اینها گفت این روشها انقدر در پایین آوردن هزینه و سادهسازی خط تولید مهمه که اونایی که ازشون استفاده نکنند دیگه نمیتونند در این بازار رقابت کنند!
اونجا که اینو گفت خندیدم و گفتم چرا، دو تا شرکت ایرانی هستند که میتونند باز هم رقابت کنند. چون کل دولت یک کشور به عنوان نگهبان ازشون مراقبت میکنه، مرزها رو میبندن، بشون سوبسید میدن و هروقت مشتریان خواستن تحریمش کنند، از بودجه دولت برای خرید محصولاتشون وام میدن! تو هنوز با تکنولوژی گروگانگیری هشتاد میلیوننفری آشنا نیستی.
اونجا که اینو گفت خندیدم و گفتم چرا، دو تا شرکت ایرانی هستند که میتونند باز هم رقابت کنند. چون کل دولت یک کشور به عنوان نگهبان ازشون مراقبت میکنه، مرزها رو میبندن، بشون سوبسید میدن و هروقت مشتریان خواستن تحریمش کنند، از بودجه دولت برای خرید محصولاتشون وام میدن! تو هنوز با تکنولوژی گروگانگیری هشتاد میلیوننفری آشنا نیستی.