Anarchonomy
43.8K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
«یه یارویی رو هفته پیش دیدم، که آهنگ میسازه برای آروم کردن سگ‌ها. پیشنهاد هشت رقمی (بالای ده میلیون دلار) دادن برای خرید شرکتش. برای آهنگ سگ! پول همه جا ریخته. باید جمعش کرد».

جوک اینجاست که این فرد اگه فردا شرکتش رو بفروشه مثلا ۲۵ میلیون دلار، میتونه باش دو تا خونه لاکژری بخره و بنز مایباخ سوار بشه و باز هم پس‌انداز برای سرمایه‌گذاری داشته باشه، و اونوقت یه بچه کمونیست به زندگیش نگاه می‌کنه و میگه: اینا حق ما رو خوردن!
ما با جماعت ابلهی طرفیم که این طرح جلد که آشکارا یک قطعه از پروپاگاندای جنسیتیه رو تحسین می‌کنند. این پروپاگاندا تونسته حتی معنی قاضی رو به کلی عوض کنه: قاضی خوب کسی است که طرف دارندگان‌ واژن باشد!

هیچ پروپاگاندایی امکان موفقیت نداره اگه ابلهانی وجود نداشته باشند که با رضایت زهرش رو بنوشند.
غیر از روزهای سرد و برفی، برادر روح‌الله داداشی هر پنج‌شنبه میاد سر خاکش، صندلی می‌ذاره و تمام عصر میزبان کسانی میشه که اومدن براش فاتحه بفرستن و ازشون تشکر می‌کنه. هر پنج‌شنبه. که همیشه تبدیل میشه به یه گردهمایی کوچک لوتی‌وار! از مردم غریبه گرفته تا رفیق‌های هیکل آرنولدی تا فک و فامیل.
قبرستان برای ما ایرانی‌ها همون جایگاهی رو پیدا کرده که «پاب» برای انگلیسی‌ها داشت. اینکه جایی که همو پیدا می‌کنیم، و صله رحم انجام میدیم، قبرستانه، اطلاعات زیادی درباره وضعیت جامعه میده.
تو جنگ، هر مواظبتی اهمیت نداره.

خبرنگارها از ترامپ پرسیدن که نتیجه انتخابات رو می‌پذیره و انتقال قدرت آرامی خواهیم داشت یا نه، و ترامپ طبق معمول یه جوری جواب داد که بشه ازش برداشت کرد که نتیجه رو قبول نخواهد کرد. بعضی‌ها میگن این نپذیرفتن نتیجه یه نمایش از طرف دموکرات‌هاست، چون خودشون هم می‌دونند که ترامپ و کلا راستی‌ها اهل این حرف‌ها نیستند، پس ترامپ نباید یه جوری جواب بده که به ضرر خودش تموم بشه.

این‌ها حافظه تاریخی ندارند. چهارسال پیش که ترامپ چنین جوابی هم نداده بود، دموکرات‌ها همین حرف‌ها رو می‌زدند و می‌گفتند ترامپ نتیجه را نخواهد پذیرفت! تیتر بی‌بی‌سی رو ببینید که حتی قطعی جلوه‌ش داده.

وقتی طرف مقابل قراره با دروغ‌بافی به هرحال تخریبت کنه، و دروغ‌هاش جواب هم میدن بهرحال، پس بیخودی مواظب طرز حرف زدنت نباش. هرچی دلت میخواد بگو. دنیای آدم‌های زیادی مواظب، کسل‌کننده‌ست.
Anarchonomy
تو جنگ، هر مواظبتی اهمیت نداره. خبرنگارها از ترامپ پرسیدن که نتیجه انتخابات رو می‌پذیره و انتقال قدرت آرامی خواهیم داشت یا نه، و ترامپ طبق معمول یه جوری جواب داد که بشه ازش برداشت کرد که نتیجه رو قبول نخواهد کرد. بعضی‌ها میگن این نپذیرفتن نتیجه یه نمایش از…
در مورد اینکه راه برون رفت از وضعیت فعلی ایران، خشونت سازمان‌یافته‌ست، خیلی‌ها موافق نظرم بودند اما مایل نبودند که بگن که موافقند. و استدلال‌شون اینه که اونجوری دیگه نمی‌تونیم از اروپا و آمریکا طلب حمایت بکنیم!


فکر می‌کنند هنوز امیدی هست که اگه «مواظب باشیم» به سمت خشونت نریم، غرب ما رو لایق خواهد دید که شر حکومت رو از سرمون کوتاه کنه، یا حداقل آب در آسیابش نریزه! همینقدر ساده‌دل!
ترامپ محصول همون دنیاییه که اون‌ها ساختند، لذا خیلی معنی نداره بپرسیم اگه اون‌ها جور دیگه‌ای بودند، ترامپ چطور می‌بود. تو این زمین بازی، به صورت دیفالت شرافت امتیاز نمی‌گیره. میت رامنی یکی ازون آدم‌های ساده‌لوحی بود که می‌خواست شریف باشه. دموکرات‌ها به یک گوسفند مفید تبدیلش کردند. به محض اینکه گفت به گزینه‌ای که ترامپ برای دادگاه عالی پیشنهاد میده رأی خواهد داد (چون فهمید گزینه پیشنهادی طرفدار مسیحیته) دموکرات‌ها بلافاصله تخریبش رو ری‌استارت کردند! اگه بخوای شریف باشی، سگ اون‌ها میشی. تو این زمین بهتره سگ امیال و هوس‌های خودت باشی تا سگ امیال و هوس‌های دیگران.
اینجا می‌تونید ببینید که چرا می‌گفتم دولت‌ها و فاشیست‌هایی که می‌پرستنش کرونا رو مثل شانسی که در خونه‌شون رو زده می‌بینند. میگه برای کنترل گرمایش جهانی، چاره‌ای نداریم جز این که نسخه‌ای محیط‌زیستی از تعطیلی‌های کرونا رو اجرا کنیم. مثل تعطیلی عبور و مرور با وسایل نقلیه (دقت کنید برقی و بنزینی بودنش هم دیگه مطرح نیست. وقتی بیشتر ماشین‌ها برقی شد میگن منظورمون این نبود که خیلی سبزه. منظورمون این بود که از بنزینی بهتره، و گرنه اینم سیاهه و باید ممنوع بشه!)، و تعطیل شدن صنایع پروتئینی! دیگه صحبت از مالیات بستن و آزاردادن یک صنعت نیست، صحبت تعطیل کردنشه.
نابودی کامل طبقه متوسط رو ورود برگشت‌ناپذیر ایران به یک وادی خطرناک می‌دونم، اما در عین حال سگ درونم مشتاقه تا از بین رفتن این قشر فربه شده از دلار رانتی نفت که نسبت به فلاکت مملکت بیعار شده رو به چشم ببینه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجری سی‌ان‌ان از ژنرال مک‌مستر می‌پرسه اگه رییس جمهور انتخابات رو ببازه، و نتیجه رو قبول نکنه، ارتش آمریکا چه نقشی خواهد داشت در انتقال قدرت؟ (یعنی ارتش باید بکشدش پایین یا چی)، و مک‌مستر با خنده میگه ارتش هیچ نقشی نداره، و نباید هم داشته باشه و‌ ارجاع میده به بنیانگذاران آمریکا که صراحتا تأکید داشتند ارتش نباید هیچ دخالتی در انتقال قدرت داشته باشه، حتی در حد حرف!

مک‌مستر یه نظامی گلوبالیست دولت‌گراست و مخالف ترامپیسم، یه آدمی درست نقطه مقابل عقاید من. اما دیسیپلین باعث شده دربرابر مهملات رکوع نکنه، و باید به این احترام گذاشت. احترام گذاشتن به خصوصیات مثبت دشمنت، کمک می‌کنه از حالت انسانی خارج نشی.
چیزهایی که همیشه در بازار آزاد تمرین شده رو باید در سیاست هم به کار برد. استیو جابز قبل ازینکه آیفون رو معرفی کنه از مردم نظرسنجی نکرد که آیفون رو میخرن یا نه. نباید برات تعیین‌کننده باشه که مردم هم مثل تو فکر می‌کنند که شرایط کشور بحرانیه یا نه. مهم نظر خودته. باید طبق نظر خودت عمل کنی. در زمان اشغالگری نازی‌ها، نیروهای مقاومت فرانسه از هموطنان‌شون نپرسیدن «مبارزه زیرزمینی با این آلمانی‌ها جواب میده به نظر شما؟». اصلا فرقی نداشت چه جوابی بدن. جواب‌شون «نه» بود ولی اگه می‌گفتن «اره، جواب میده» هم اهمیت نداشت. چون نیروی مقاومت آدمی که کار انجام بده و ریسک تیرباران رو بپذیره لازم داشت، نه همراهی قلبی! آدم باید برای خودش کسی باشه. یعنی مستقلا در مورد مسائل به نتایجی برسه و بر همون مبنا عمل کنه. چه فالوعر داشته باشه چه نداشته باشه. در فرهنگ عامه به کسی میگن «برای خودش کسی شده» که برو بیا داره. اما این تفاوتی ایجاد نمی‌کنه. تفاوت در اینه که بتونه در تنهاترین حالت ممکن هم راه خودش رو بره. آدم برای تکلیف فکری خودش نباید رفراندوم بذاره. بیشتر مردم، در تمام طول زندگی صرفا نماینده یک جمع خاصند؛ کسی نیستند.
سال‌ها نوشته‌جات امثال آرمان امیری ذهن همسن و سالان من رو مسموم کرد. نسل‌های قبلی که با استمرارطلبی قفل شده بودند، و نسل‌های بعد شیرجه رفته بودند در روزمرگی‌های چیپ. فقط ما دهه شصتی‌ها بودیم که داشتیم همه چیز رو جدی می‌گرفتیم، و خوراک ما متن‌هایی مثل این متن بود، فارغ ازینکه نویسنده‌ش چه کسی باشه. بر اثر تکرار این محتویات، واقعا باور کرده بودیم که گزاره‌هایی مثل «ما از اشتباهات خود درس نمی‌گیریم» یا «ما شهامت پذیرفتن شکست را نداریم»، گزاره‌های درستی هستند. ما فکر می‌کردیم روش درست تحلیل، مطالعه تجارب کشورهای دیگه، مخصوصا در قرن نوزده و بیست، و تطبیق وضع مملکت با اون‌هاست، مثل همین کلیشه که آلمان تحقیر شد، و یه سری خبط و خطا برای بازیابی غرورش کرد بِلاه بلاه بلاه، و بعد ربط دادن ناسیونالیسم تازه به دوران رسیده ایرانی با اون اتفاقات، و یا کلیشه آلمان از شکست خود درس گرفت و تسلیم نظم جهانی شد بلاه بلاه بلاه، و توصیف کله‌خربازی‌های شیعی به عنوان یک «خطا»ی ایرانی برخلاف «صواب» آلمانی!
هم ربط دادن اتفاقات اینجا، به اتفاقات هرجایی، بی‌معنی بود، هم ربط دادن ندانم کاری‌های حکومت به «ما». این‌ها کاملا بی‌شرمانه این ما رو در ذهن ما حک کردند. حکومت می‌رفت زیر قراردادش می‌زد، می‌گفتند «ما» عرف بین‌الملل رو یاد نگرفتیم! حکومت می‌رفت گروگان می‌گرفت، می‌گفتند «ما» تعامل سیاسی بلد نیستیم! حکومت فرصت‌های خودش رو میزد به آلت گاو ماده، می‌گفتند «ما» ملت فرصت‌‌سوزی هستیم! کدوم ما؟ ما در کدوم قسمت این برنامه‌ها دخیل بودیم؟ اصلا چه دخلی به ما داشت؟ سهم ما فقط تحمل هزینه‌ها بود. اما پروپاگاندای این نویسندگان موثر بود، و واقعا تصور می‌کردیم باید یک پروسه اجتماعی دراز مدت رخ بده تا برسیم به جایی که حکومت ما مثل خر رفتار نکنه! ازون طرف جنون ایدئولوژیک آخوندها رو خطاهای استراتژیک جا می‌زدند، و هنوز هم دارند همین کارو می‌کنند. که اینطور در ذهن حک بشه که ما در وسط یک فرآیندیم، و چون وسطشیم پس هدف یکم دور به نظر می‌رسه! در حالی که اصلا هدفی در کار نبود. اصلا قصد آخوند این نبود که ایران یک کشور نرمال باشه. اتفاقا ازینکه به خاطر اسلام نرمال نیست افتخار می‌کرد، و می‌کنه. هنوز داره این وهم رو ترویج می‌کنه که حضرات دنبال گشایش اقتصادی بودند، اما اشتباه کردند به اوباما دل بستند! در حالی که این گنگ همینکه مخارج خانواده هزارفامیلش رو تأمین کنه براش پیروزی محسوب میشه. الگوریتم الیگارشی خیلی ساده‌ست: هنوز دلارها به خانواده میرسه؟ اگه نه: پس باید کاری کرد، اگه آره، پس پیروز شدیم! برای #گله_گاو فرقی نداره که در فلان ایندکس جهانی در ۱۷۰ کشور رتبه ایران ۶۵ باشه یا ۱۶۵.

مردم با خونریزی فراوان از دوگانه اصلاح‌طلب اصولگرا عبور کردند. مرحله بعد که دشوارتره، اینه که از حکومت فرض کردن جمهوری اسلامی عبور کنند.

https://t.me/divanesara/1211
6
شورای شهر یکی از شهرهای کالیفرنیا میخواد چیدن مواد غذایی با چربی، قند و نمک بالا رو در قفسه‌هایی که در خط دید کودکان هستند رو ممنوع کنه! استدلال‌شون اینه که «بچه می‌بینه، میخواد». انگار چیزی به عنوان پدر و مادر وجود نداره. در دولت بزرگ، همه بچه‌ها یتیم حساب میشن. که البته خیلی هم دور از واقعیت نیست. حتی خود اون پدر و مادر به دولت میگن ما نمی‌تونیم بچه‌مون رو طوری تربیت کنیم که هرچیزی رو نخواد، یا اگه خواست و بش ندادیم، بپذیره. پس خودت ممنوعش کن دستت درد نکنه!

دقت کنید که میگه «ما نمیگیم نمیتونید این محصولات رو بخرید...». دولت‌های توتالیتر همیشه تصمیمات‌شون رو با این مقدمه شروع می‌کنند. ما نمیگیم ماشین ممنوعه، فقط مرکز شهر حق ندارید بیارید. ما نمیگیم حجاب اجباریه، فقط داخل ادارات باید رعایت کنید.
کشور درمانده در گذشته، توصیفی بود که من به کار می‌بردم. و این عکس یکی از اسنادشه. اصلا نمیشه گفت این عکس در سال ۲۰۲۰ گرفته شده یا ۱۹۹۵ یا ۱۹۶۵ یا ۱۹۲۵ یا ۱۸۶۰ یا ۱۷۲۰ یا ۱۶۴۰ یا ۱۲۵۰ یا ۸۰۲ یا همون ۶۸۰ میلادی!

https://t.me/sahandiranmehr/26030
مقاله وال‌استریت ژورنال درباره سراشیبی صنعت آلمان در برابر چین، که دیگه یک پارتنر تجاری نیست، بلکه یک رقیبه.
آلمانی‌ها به چینی‌ها ماشین‌آلات صادر می‌کردند، اما الان خود چینی‌ها می‌تونند ماشین‌آلات بسازند. که یعنی نه تنها دیگه لازم نیست محصول آلمان رو بخرند، بلکه میتونند مشتری‌های دیگه آلمان رو هم ازش بگیرند. ازین می‌ترسند که به زودی هیچ محصول صنعتی وجود نداشته باشه که بهترینش آلمانی باشه.

متأسفانه اولین چیزی که به ذهن‌شون میرسه حمایت دولت از تولیدکنندگان داخلیه. من نمی‌دونم چرا انقدر از منفی شدن تراز تجاری و بزرگ شدنش می‌ترسند. اگه برسید به جایی که پول کافی برای خریدن محصولات چینی نداشته باشید، این چینی‌ها هستند که دچار مشکل میشن. بذارید اون‌ها نگران تراز تجاری‌تون باشند.

اما مسئله این نیست. اگه یه ماشین صنعتی رو چین با بهترین کیفیت میسازه و ارزونتر میده، به نفع مصرف‌کننده‌ست. مسئله فرهنگ تولیده. اگه آلمانی‌ها تولید صنعتی رو بذارن کنار، طوری که انگلیس تا حد زیادی گذاشت کنار، فرهنگش هم بعد از یکی دو نسل از بین میره. هر مهندس و صاحب فنی رو یک مهندس و صاحب فن از نسل قبل تربیت کرده. اگه این ارتباط قطع بشه، نیروی انسانی با انبوهی از مکتوبات تنها میمونه بدون اینکه بتونه عملی دنبالش کنه. باید ارتباط بچه‌ها با «ساختن» رو حفظ کرد. شاید آلمان نیاز داره این دوره سقوط رو طی کنه تا راه حلی برای «تربیت تولیدگرا بدون صادرات» پیدا کنه. الان دارند این تربیت رو انجام میدن، اما وابسته به صادراته. اگه صادرات قطع بشه، اون تربیت هم بلاموضوع میشه. مثل اینه که با ممارست شنا تمرین کنی، بدون اینکه بخوای تو مسابقه‌ای شرکت کنی.




https://www.wsj.com/articles/china-once-germanys-partner-in-growth-turns-into-a-rival-11600338663?redirect=amp#click=https://t.co/U1cVBtj8Uo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روز قیامت ازت می‌پرسند چه کردی که بدرخشی؟
و تو میگی جبر جغرافیایی نذاشت
بعد این اجرا از مدو موکتار رو برات پخش می‌کنند
و می‌پرسند پس چرا جبر جغرافیایی جلوی این رو نگرفت؟
3
در انکار علم هم طبقه‌بندی ایجاد شده. انکار علم اگه مورد تأیید دولت یا قشر الیت باشه، اوکیه. و اگه نباشه گناه کبیره‌ست. مهمه که وقتی میخوای علم رو انکار کنی کی پشتت باشه. مثلا اجازه داری انکار کنی که چنین جمعیتی موجب انتقال ویروس میشه، فقط به این دلیل که ماسک دارند!

حالا برای چی ریختن بیرون؟ دانشجوهای آلمانی هستن که میگن جمعه‌ها نمیریم سر کلاس و عوضش تجمع می‌کنیم تا اینکه دولت‌مردان فکری برای تغییرات اقلیمی بکنند!

بعضی وقت‌ها آدم میگه همون بهتر که مهندسان چینی ازین‌ها سبقت بگیرند.
«...بعدش(مردم تو شورش خیابانی) شروع کردن به شلیک کردن به سمت همدیگه به جای اینکه بیفتن دنبال ما (دولتی‌ها)».
با اینکه استانداردها و قوانین ساختمان‌سازی در کشورهای مختلف متفاوته، اما اینکه یه عده به شدت کار رو بی‌کیفیت انجام میدن، یک واقعیت ثابته. مثلا در اینجا چسب رو قلمبه قلمبه زده زیر سرامیک و چیده رفته. ازین کارها زیاد می‌کنند، ولی این نوبره. در فضاهای خالی، بین سرامیک تا کف چندسانت فاصله‌ست! که یعنی چند هفته بعد از نصب شروع می‌کنه به ترک خوردن.
هیچ مجری قانونی بهتر از خود کارفرما نیست. فرقی نداره قانون چقدر به جزییات توجه کنه، و فرقی نداره دولت چقدر کارآمد باشه. دولت نمی‌تونه وایسه بالاسر کارگر. باید خودت وایسی. این خودتی که باید عقلت برسه وقتی قیمت پایین داد، شک بکنی.
سازنده داروی پریادل (لیتیوم، که برای بیماران بایپولار تجویز میشه) که در انگلیس ۹۰ درصد نسخه‌ها رو در اختیار داشت، توزیعش رو متوقف کرده. که یعنی دکترها مجبورند داروهای مشابه رو بنویسند. سه تا داروی مشابه هست که دو تاشون باز محصول همین شرکته. و مشکل اینه که هر سه خیلی گرونترند. پریادل بسته‌ای ۳ پوند بود، اما این داروی معادل ۸۷ پونده! حالا رییس ان‌اچ‌اس میگه باید دولت و مجلس به مسئله ورود کنند!

تیتر رو ببینی فکر می‌کنی عجب زالوصفت‌های بی‌رحمی هستند این شرکت‌ها. اما داستان واقعی وقتی جالب میشه که میفهمی دلیل توقف توزیع این محصول این بوده که شرکت گفته با ۳ پوند نمیصرفه برام، اما دولت به زور روی این قیمت نگهش داشته بوده. شرکت هم گفته حالا که منطق اقتصادی حالی‌تون نیست منم تولیدش رو متوقف می‌کنم! یعنی شرکت رو مجبور می‌کنند به صورت کمیته امداد کار کنه، و بعد که سر باز زد، میگن ای خونخوار ظالم آدم‌کش بی‌رحم زالو! و عوام انگلیس هم قضیه رو دقیقا با همین فریم‌بندی باور می‌کنند.

هیچ مفسدی بزرگتر از دولت وجود نداره.