Anarchonomy
43.6K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
یکم- به همین آدم بگی سلیمانی شخصا نماد همه این‌ها بود، قبول نمی‌کنه. نه فقط اینکه در تئوری ازین پکیج هرچی دربیاد به شکلی محتوم نماد همه محتویات این پکیجه، فرقی نداره کی باشه؛ بلکه در واقعیت و با مستندات فراوان نماد همین چیزها بود. اما دوست نداره ببینه. دوست داره به صورت موضعی کور باشه.

دوم- اینکه به دقیقا همون تشکیلاتی که از پس ساخت یک مجسمه آبرومندانه برنمیاد امید دارند که شعائر اسلامی رو زنده نگه داره، و اگه این کارو نکنه کل دیانت از صحنه زندگی رخت برمی‌بنده! درست در راستای همون «خود به خریت زدن» یونیورسالیه که در آدم‌های مدرن سراسر دنیا دیده میشه، که مثلا برای کار ساده‌ای درگیر بروکراسی دولتی میشن طوری که گریه‌شون درمیاد، اما فردای همون روز ادعا می‌کنند اگه همون دولت که دیروز گریه‌شون رو درآورد بچه‌شون رو آموزش نده و تربیت نکنه آینده‌ش به خطر میفته!
باید به این‌ها یک برگه کاغذ داد و بشون گفت بشین بنویس شرایطی که باید فراهم می‌بود تا تو دچار اضطراب دائمی و استرس و ترس و انواع و اقسام مشکلات شخصیتی و روانی و رفتاری پیدا و پنهان نباشی الان، باید چطور می‌بود؟! قشنگ و با جزییات بنویس تیر و تخته باید چطور جفت و جور می‌شد، حوادث طبیعی باید به چه ترتیبی رخ می‌داد، سیارات باید در چه پوزیشنی قرار می‌گرفتند. کسی که میگه برنامه‌ای که دنیا برام چید، بد بود، باید بتونه بنویسه برنامه خوب چیه. و وقتی کاغذ رو پر کرد باید در معرض قضاوت عموم قرار بگیره. استحقاق این رو داره که مورد تمسخر بگیره. چون همه خواهند دید که خارج از یک بهشت خیالی، بلد نیست یک آدم سالم باشه!
فقط ادا نیست. درونی شده.

نامه آملیا ارهارت، زنی که خواست با هواپیما از اقیانوس رد بشه اما جونش رو از دست داد، به شوهرش وقتی در آستانه ازدواج بودند رو بخونید. طفلک اصلا دلش نمیخواسته تن به تعهدات ازدواج بده اما تو شرایط فرهنگی اون زمان چاره‌ای نداشته. بعد ازینکه بش میگه اگه از کسی خوشمون اومد، بیا شلوغش نکنیم، میگه اگه بات حس خوبی نداشتم بم حق بده که یک سال برم تو لاک خودم، برم هرجا که خواستم. به حدی از بلوغ رسیده بود که نه تنها از شرایط بد گذشته عبور کرده بود، بلکه از قبل می‌خواست از شرایط بد آینده هم عبور کنه! می‌خواست بگه دنیای من بزرگتر ازینه که همه توان ذهنیم رو بذارم واسه سرپا نگه داشتن یه رابطه!

آدم انتخاب می‌کنه که از دنیای کوچکی که توش بوده خارج بشه، که شامل عبور از هم سختی‌ها و هم شیرینی‌هاش میشه، و به دنیای بزرگ‌تری وارد بشه، یا همونجایی که بوده بمونه.
یه مستند درباره مشکل اعتیاد، کارتن‌خوابی، و آشوب در دنور. حال‌بهم‌زن بودن بروکرات‌ها رو به خوبی نشون میده.

در انتها چیزی که میشه دید اینه که هیچ‌کدوم‌شون نمی‌دونند راه حل این مشکلات چیه. بعد دوستان از من می‌پرسند راه حلت برای کل ایران چیه؟


https://youtu.be/nAbF2bKo2Fs
اگه در کمپین ترامپ کاره‌ای بودم یک شعار به محتویات تبلیغاتی اضافه می‌کردم:

We don't fight to win.
We win to fight.

برنده شدنی که چیزی رو تغییر نده بی‌فایده‌ست. اون‌ها نیاز دارند از خود برنده‌شدن هم برای مبارزه استفاده کنند. مبارزه‌ای که حالا حالاها ادامه خواهد داشت. از واکنش‌هایی که درباره گزینه پیشنهادی رییس‌جمهور برای کرسی خالی دادگاه عالی بروز داده شد میشه فهمید که بیشتر روی برنده شدن متمرکزند تا مبارزه. اون‌طرفی‌ها میگن اگه این فرد بیاد حقوق زنان رو ازشون می‌گیره و آمریکا میشه مثل سریال ندیمه. این طرفی‌ها میگن اگه این فرد بیاد، بعدا در دعوای ما و شرکت‌های فناوری دره سیلیکون طرف اون‌ها رو می‌گیره، نه ما رو. که هر دو پرت و پلاست. و هر دو نشانه غفلت از موضوعات مهم‌تره. سقط جنین، برخلاف هیاهوی زنان، مسئله مهمی نیست؛ و کسی هم دیگه نمیاد ممنوعش کنه. راه مقابله با سانسوری که شرکت‌های لیبرال اعمال می‌کنند هم ملاقات در دادگاه نیست (این‌ها وقتی شبکه‌های تلویزیونی مغز مردم رو شستشو می‌دادند، به فکر شکایت و دخالت دولت نبودند. اما حالا که همون کار رو مدیریت توعیتر داره انجام میده، میخوان کارو بکشن به دادگاه!). موضوع مهم نقش دولت در اقتصاده. باید ببیند این فرد چقدر با دخالت‌های دولت در بازار پول و سرمایه مخالفه، یا اصلا مخالف هست یا نیست. اساس قانون اساسی آمریکا، که قضات باید بادی‌گاردش باشند، نه حفظ شهروندان از شرارت همدیگه، که البته این هم هست، بلکه حفظ اون‌ها در برابر شرارت دولته. و به طرز شگفت‌آوری هیچ‌کس به این موضوع نمی‌پردازه. بحث شده اینکه چی تو شکم کی هست و باید چکارش کرد، و چی تو تایم‌لاین توعیتر دیده میشه و چی دیده نمیشه!
این‌ها حتی نمی‌دونند که باید برای چی مبارزه کنند...

و شاید برنامه همینه که ندونند.
4
در این پرونده به ترامپ هم می‌تونند فشار وارد کنند، چون جرد کوشنر هم تا حدی قاطی شده بوده. طبق شهادت‌هایی که دادن، داماد اردوغان مستقیما مسئول روانسازی این پولشویی‌ها بوده، که به جرم دور زدن تحریم آمریکا، حداقل باید اسمش می‌رفت تو لیست تحریم. اما کوشنر ملاقات‌هایی باشون داشته که غلط اندازه، و می‌تونند متهمش کنند که داماد ترامپ قصد داشته داماد اردوغان رو از مخمصه نجات بده (در ازای یک چیزی، که معلوم نیست). البته وقتی اردوغان از ترامپ خواست ضراب رو بشون پس بدن، ترامپ نپذیرفت، و از همین می‌تونه به عنوان یه دفاع استفاده کنه.
این چیزها به راحتی ثابت نمیشن. حتی رشوه محمود. دادگاه نیویورک هم خیلی سخت نگرفته. وقتی پای پول بی‌زبون ایران در میونه، خیلی چیزها دربسته باقی میمونند.
Anarchonomy
در این پرونده به ترامپ هم می‌تونند فشار وارد کنند، چون جرد کوشنر هم تا حدی قاطی شده بوده. طبق شهادت‌هایی که دادن، داماد اردوغان مستقیما مسئول روانسازی این پولشویی‌ها بوده، که به جرم دور زدن تحریم آمریکا، حداقل باید اسمش می‌رفت تو لیست تحریم. اما کوشنر ملاقات‌هایی…
قابل درکه که طرفداران احمدی‌نژاد قبول نکنند که شخصا رشوه گرفته باشه.‌ اما این یارو که این ادعا رو کرده همه رو به دادگاه لو داده، ازش نخواسته بودند درباره رییس‌جمهور ایران توضیح بده. این یه اشانتیون شخصی بوده که داوطلبانه به مصاحبه‌کننده گفته. می‌تونست نگه. چون داره توضیح میده که همه کارهای ما تلفنی نبود. این کارها بدون جلب رضایت مقامات دو کشور اتفاق نمیفتاد. نمیخواد احمدی‌نژاد رو خراب کنه، که البته می‌کنه، بلکه میخواد بگه ساز و کار پروژه این‌جوری بود. من به خود آدم خلافکار اعتماد نمی‌کنم، اما به غریزه‌ای که در اون بیزینس دارند اعتماد می‌کنم. وقتی میگه این ملاقات بدون رشوه نمی‌تونست باشه، میدونه داره چی میگه. در واقع اگه رشوه‌ای در کار نبود لازم نبود رییس‌جمهور مملکت پاشه شخصا بره با این آدم بیست دقیقه ملاقات حضوری داشته باشه.
بهرحال، خدا داند.
تست‌های ارزان و سریعی هست که سازمان غذا و دارو آمریکا تأییدشون نمی‌کنه. که اگه می‌کرد روند کنترل کرونا در آمریکا می‌تونست یه مسیر دیگه رو بره و شاید تا الان کلا قضیه جمع شده بود. حالا عده‌ای چشم‌بسته منتظرند تا همون سازمان اعلام کنه کدوم واکسن امنه! یعنی همین الان بوضوح داره دیده میشه که جانوران آکادمیکی که اونجا نشستن اهمیتی به جان مردم نمیدن، یا کفایت لازم برای حفاظت از جان مردم رو ندارن، بعد مردم از همون جانوران انتظار دارند که در مورد واکسن چیزی رو بشون بگه که واقعا در جهت سلامت‌شونه!

See the problem?

ما نیاز به یک انقلاب در حوزه اعتبار داریم. اعتبار یک فرد یا گروه، نباید از نهاد بدست بیاد. باید فقط از عملکردش بدست بیاد. رئیس سازمان دارو نباید معتبر باشه به این علت که رییس سازمان داروعه. رییس اف‌بی‌آی نباید معتبر باشه به این علت که رییس اف‌بی‌آی است.
«خلاف منافع مملکت» در اینجا یعنی خلاف منافع مایی که خیلی خودمون رو درگیر این قمارخانه کردیم. صادق‌الحسینی به درستی تتلوی اقتصاد ایرانه، اما حتی تتلو هم گاهی حرف‌های صادقانه‌ای میزنه. ازینکه میگه پول‌تون رو از بورس بکشید بیرون تا ضرر نکنید نمیشه نتیجه گرفت ازین خروج یه سری منافع شخصی داره. اگه با حرفش مخالفند، باید با حرف جوابش رو بدن. نمیشه که فقط در مورد عقاید مذهبی از آزادی بیان خوشت بیاد.
«یه یارویی رو هفته پیش دیدم، که آهنگ میسازه برای آروم کردن سگ‌ها. پیشنهاد هشت رقمی (بالای ده میلیون دلار) دادن برای خرید شرکتش. برای آهنگ سگ! پول همه جا ریخته. باید جمعش کرد».

جوک اینجاست که این فرد اگه فردا شرکتش رو بفروشه مثلا ۲۵ میلیون دلار، میتونه باش دو تا خونه لاکژری بخره و بنز مایباخ سوار بشه و باز هم پس‌انداز برای سرمایه‌گذاری داشته باشه، و اونوقت یه بچه کمونیست به زندگیش نگاه می‌کنه و میگه: اینا حق ما رو خوردن!
ما با جماعت ابلهی طرفیم که این طرح جلد که آشکارا یک قطعه از پروپاگاندای جنسیتیه رو تحسین می‌کنند. این پروپاگاندا تونسته حتی معنی قاضی رو به کلی عوض کنه: قاضی خوب کسی است که طرف دارندگان‌ واژن باشد!

هیچ پروپاگاندایی امکان موفقیت نداره اگه ابلهانی وجود نداشته باشند که با رضایت زهرش رو بنوشند.
غیر از روزهای سرد و برفی، برادر روح‌الله داداشی هر پنج‌شنبه میاد سر خاکش، صندلی می‌ذاره و تمام عصر میزبان کسانی میشه که اومدن براش فاتحه بفرستن و ازشون تشکر می‌کنه. هر پنج‌شنبه. که همیشه تبدیل میشه به یه گردهمایی کوچک لوتی‌وار! از مردم غریبه گرفته تا رفیق‌های هیکل آرنولدی تا فک و فامیل.
قبرستان برای ما ایرانی‌ها همون جایگاهی رو پیدا کرده که «پاب» برای انگلیسی‌ها داشت. اینکه جایی که همو پیدا می‌کنیم، و صله رحم انجام میدیم، قبرستانه، اطلاعات زیادی درباره وضعیت جامعه میده.
تو جنگ، هر مواظبتی اهمیت نداره.

خبرنگارها از ترامپ پرسیدن که نتیجه انتخابات رو می‌پذیره و انتقال قدرت آرامی خواهیم داشت یا نه، و ترامپ طبق معمول یه جوری جواب داد که بشه ازش برداشت کرد که نتیجه رو قبول نخواهد کرد. بعضی‌ها میگن این نپذیرفتن نتیجه یه نمایش از طرف دموکرات‌هاست، چون خودشون هم می‌دونند که ترامپ و کلا راستی‌ها اهل این حرف‌ها نیستند، پس ترامپ نباید یه جوری جواب بده که به ضرر خودش تموم بشه.

این‌ها حافظه تاریخی ندارند. چهارسال پیش که ترامپ چنین جوابی هم نداده بود، دموکرات‌ها همین حرف‌ها رو می‌زدند و می‌گفتند ترامپ نتیجه را نخواهد پذیرفت! تیتر بی‌بی‌سی رو ببینید که حتی قطعی جلوه‌ش داده.

وقتی طرف مقابل قراره با دروغ‌بافی به هرحال تخریبت کنه، و دروغ‌هاش جواب هم میدن بهرحال، پس بیخودی مواظب طرز حرف زدنت نباش. هرچی دلت میخواد بگو. دنیای آدم‌های زیادی مواظب، کسل‌کننده‌ست.
Anarchonomy
تو جنگ، هر مواظبتی اهمیت نداره. خبرنگارها از ترامپ پرسیدن که نتیجه انتخابات رو می‌پذیره و انتقال قدرت آرامی خواهیم داشت یا نه، و ترامپ طبق معمول یه جوری جواب داد که بشه ازش برداشت کرد که نتیجه رو قبول نخواهد کرد. بعضی‌ها میگن این نپذیرفتن نتیجه یه نمایش از…
در مورد اینکه راه برون رفت از وضعیت فعلی ایران، خشونت سازمان‌یافته‌ست، خیلی‌ها موافق نظرم بودند اما مایل نبودند که بگن که موافقند. و استدلال‌شون اینه که اونجوری دیگه نمی‌تونیم از اروپا و آمریکا طلب حمایت بکنیم!


فکر می‌کنند هنوز امیدی هست که اگه «مواظب باشیم» به سمت خشونت نریم، غرب ما رو لایق خواهد دید که شر حکومت رو از سرمون کوتاه کنه، یا حداقل آب در آسیابش نریزه! همینقدر ساده‌دل!
ترامپ محصول همون دنیاییه که اون‌ها ساختند، لذا خیلی معنی نداره بپرسیم اگه اون‌ها جور دیگه‌ای بودند، ترامپ چطور می‌بود. تو این زمین بازی، به صورت دیفالت شرافت امتیاز نمی‌گیره. میت رامنی یکی ازون آدم‌های ساده‌لوحی بود که می‌خواست شریف باشه. دموکرات‌ها به یک گوسفند مفید تبدیلش کردند. به محض اینکه گفت به گزینه‌ای که ترامپ برای دادگاه عالی پیشنهاد میده رأی خواهد داد (چون فهمید گزینه پیشنهادی طرفدار مسیحیته) دموکرات‌ها بلافاصله تخریبش رو ری‌استارت کردند! اگه بخوای شریف باشی، سگ اون‌ها میشی. تو این زمین بهتره سگ امیال و هوس‌های خودت باشی تا سگ امیال و هوس‌های دیگران.
اینجا می‌تونید ببینید که چرا می‌گفتم دولت‌ها و فاشیست‌هایی که می‌پرستنش کرونا رو مثل شانسی که در خونه‌شون رو زده می‌بینند. میگه برای کنترل گرمایش جهانی، چاره‌ای نداریم جز این که نسخه‌ای محیط‌زیستی از تعطیلی‌های کرونا رو اجرا کنیم. مثل تعطیلی عبور و مرور با وسایل نقلیه (دقت کنید برقی و بنزینی بودنش هم دیگه مطرح نیست. وقتی بیشتر ماشین‌ها برقی شد میگن منظورمون این نبود که خیلی سبزه. منظورمون این بود که از بنزینی بهتره، و گرنه اینم سیاهه و باید ممنوع بشه!)، و تعطیل شدن صنایع پروتئینی! دیگه صحبت از مالیات بستن و آزاردادن یک صنعت نیست، صحبت تعطیل کردنشه.
نابودی کامل طبقه متوسط رو ورود برگشت‌ناپذیر ایران به یک وادی خطرناک می‌دونم، اما در عین حال سگ درونم مشتاقه تا از بین رفتن این قشر فربه شده از دلار رانتی نفت که نسبت به فلاکت مملکت بیعار شده رو به چشم ببینه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجری سی‌ان‌ان از ژنرال مک‌مستر می‌پرسه اگه رییس جمهور انتخابات رو ببازه، و نتیجه رو قبول نکنه، ارتش آمریکا چه نقشی خواهد داشت در انتقال قدرت؟ (یعنی ارتش باید بکشدش پایین یا چی)، و مک‌مستر با خنده میگه ارتش هیچ نقشی نداره، و نباید هم داشته باشه و‌ ارجاع میده به بنیانگذاران آمریکا که صراحتا تأکید داشتند ارتش نباید هیچ دخالتی در انتقال قدرت داشته باشه، حتی در حد حرف!

مک‌مستر یه نظامی گلوبالیست دولت‌گراست و مخالف ترامپیسم، یه آدمی درست نقطه مقابل عقاید من. اما دیسیپلین باعث شده دربرابر مهملات رکوع نکنه، و باید به این احترام گذاشت. احترام گذاشتن به خصوصیات مثبت دشمنت، کمک می‌کنه از حالت انسانی خارج نشی.
چیزهایی که همیشه در بازار آزاد تمرین شده رو باید در سیاست هم به کار برد. استیو جابز قبل ازینکه آیفون رو معرفی کنه از مردم نظرسنجی نکرد که آیفون رو میخرن یا نه. نباید برات تعیین‌کننده باشه که مردم هم مثل تو فکر می‌کنند که شرایط کشور بحرانیه یا نه. مهم نظر خودته. باید طبق نظر خودت عمل کنی. در زمان اشغالگری نازی‌ها، نیروهای مقاومت فرانسه از هموطنان‌شون نپرسیدن «مبارزه زیرزمینی با این آلمانی‌ها جواب میده به نظر شما؟». اصلا فرقی نداشت چه جوابی بدن. جواب‌شون «نه» بود ولی اگه می‌گفتن «اره، جواب میده» هم اهمیت نداشت. چون نیروی مقاومت آدمی که کار انجام بده و ریسک تیرباران رو بپذیره لازم داشت، نه همراهی قلبی! آدم باید برای خودش کسی باشه. یعنی مستقلا در مورد مسائل به نتایجی برسه و بر همون مبنا عمل کنه. چه فالوعر داشته باشه چه نداشته باشه. در فرهنگ عامه به کسی میگن «برای خودش کسی شده» که برو بیا داره. اما این تفاوتی ایجاد نمی‌کنه. تفاوت در اینه که بتونه در تنهاترین حالت ممکن هم راه خودش رو بره. آدم برای تکلیف فکری خودش نباید رفراندوم بذاره. بیشتر مردم، در تمام طول زندگی صرفا نماینده یک جمع خاصند؛ کسی نیستند.
سال‌ها نوشته‌جات امثال آرمان امیری ذهن همسن و سالان من رو مسموم کرد. نسل‌های قبلی که با استمرارطلبی قفل شده بودند، و نسل‌های بعد شیرجه رفته بودند در روزمرگی‌های چیپ. فقط ما دهه شصتی‌ها بودیم که داشتیم همه چیز رو جدی می‌گرفتیم، و خوراک ما متن‌هایی مثل این متن بود، فارغ ازینکه نویسنده‌ش چه کسی باشه. بر اثر تکرار این محتویات، واقعا باور کرده بودیم که گزاره‌هایی مثل «ما از اشتباهات خود درس نمی‌گیریم» یا «ما شهامت پذیرفتن شکست را نداریم»، گزاره‌های درستی هستند. ما فکر می‌کردیم روش درست تحلیل، مطالعه تجارب کشورهای دیگه، مخصوصا در قرن نوزده و بیست، و تطبیق وضع مملکت با اون‌هاست، مثل همین کلیشه که آلمان تحقیر شد، و یه سری خبط و خطا برای بازیابی غرورش کرد بِلاه بلاه بلاه، و بعد ربط دادن ناسیونالیسم تازه به دوران رسیده ایرانی با اون اتفاقات، و یا کلیشه آلمان از شکست خود درس گرفت و تسلیم نظم جهانی شد بلاه بلاه بلاه، و توصیف کله‌خربازی‌های شیعی به عنوان یک «خطا»ی ایرانی برخلاف «صواب» آلمانی!
هم ربط دادن اتفاقات اینجا، به اتفاقات هرجایی، بی‌معنی بود، هم ربط دادن ندانم کاری‌های حکومت به «ما». این‌ها کاملا بی‌شرمانه این ما رو در ذهن ما حک کردند. حکومت می‌رفت زیر قراردادش می‌زد، می‌گفتند «ما» عرف بین‌الملل رو یاد نگرفتیم! حکومت می‌رفت گروگان می‌گرفت، می‌گفتند «ما» تعامل سیاسی بلد نیستیم! حکومت فرصت‌های خودش رو میزد به آلت گاو ماده، می‌گفتند «ما» ملت فرصت‌‌سوزی هستیم! کدوم ما؟ ما در کدوم قسمت این برنامه‌ها دخیل بودیم؟ اصلا چه دخلی به ما داشت؟ سهم ما فقط تحمل هزینه‌ها بود. اما پروپاگاندای این نویسندگان موثر بود، و واقعا تصور می‌کردیم باید یک پروسه اجتماعی دراز مدت رخ بده تا برسیم به جایی که حکومت ما مثل خر رفتار نکنه! ازون طرف جنون ایدئولوژیک آخوندها رو خطاهای استراتژیک جا می‌زدند، و هنوز هم دارند همین کارو می‌کنند. که اینطور در ذهن حک بشه که ما در وسط یک فرآیندیم، و چون وسطشیم پس هدف یکم دور به نظر می‌رسه! در حالی که اصلا هدفی در کار نبود. اصلا قصد آخوند این نبود که ایران یک کشور نرمال باشه. اتفاقا ازینکه به خاطر اسلام نرمال نیست افتخار می‌کرد، و می‌کنه. هنوز داره این وهم رو ترویج می‌کنه که حضرات دنبال گشایش اقتصادی بودند، اما اشتباه کردند به اوباما دل بستند! در حالی که این گنگ همینکه مخارج خانواده هزارفامیلش رو تأمین کنه براش پیروزی محسوب میشه. الگوریتم الیگارشی خیلی ساده‌ست: هنوز دلارها به خانواده میرسه؟ اگه نه: پس باید کاری کرد، اگه آره، پس پیروز شدیم! برای #گله_گاو فرقی نداره که در فلان ایندکس جهانی در ۱۷۰ کشور رتبه ایران ۶۵ باشه یا ۱۶۵.

مردم با خونریزی فراوان از دوگانه اصلاح‌طلب اصولگرا عبور کردند. مرحله بعد که دشوارتره، اینه که از حکومت فرض کردن جمهوری اسلامی عبور کنند.

https://t.me/divanesara/1211
6