Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
وقتی چیزی رو نمیشه ممنوع کرد، یا نمیشه از ممنوعیت درآورد، بهترین راه حل اینه که از موضوعیت خارجش کرد. متأسفانه جامعه فعلی توان از موضوعیت خارج کردن الزامی بودن حجاب رو نداره، چون اکثر زنان همچنان به حجاب تقید دارند. و بعیده این یک تقید، مذهبی باشه. چون معنی نداره کسانی که حتی نماز نمی‌خونند (که موادی که روی پوست‌شونه و با وضوداری تناقض داره فقط یکی از علائمشه) تقید شریعت‌مدارانه به حجاب اسلامی داشته باشند. اگه زنان خود حجاب رو رعایت نمی‌کردند، که در مورد موانعش اغراق‌های زیادی شده، دیگه اینکه حکومت الزامی رسمی براش قائله یا نه موضوعیتی نمی‌داشت. همون‌طور که با وجود اینترنت دیگه مهم نیست حکومت ماهواره رو ممنوع کرده یا نه، چون خود تلویزیون رو دیگه نگاه نمی‌کنند.
چهارشنبه‌های سفید، یا هرنوع حرکت مشابه رسانه‌ای، برای تخریب حکومت مفیده، اما به درد آزادی پوشش نمیخوره. تا وقتی که زنان حتی در خیابان‌های خلوت هم که هیچ کنترلی وجود نداره حاضر نیستند کشف حجاب کنند، این موضوع رو باید کنار گذاشت و به مسائل مهم‌تر پرداخت.‌
اینترنت فقط دسترسی به زیبایی‌های جنسی رو بیشتر نکرد؛ دامنه آدم‌شناسی رو هم گسترش داد. همونطور که چهره‌های زیبا، بدن‌های زیبا و صداهای زیبای آدم‌هایی هزاران کیلومتر دورتر، توقعات رو از چهره‌ها و بدن‌ها و صداهای محلی بالا برد، آشنا شدن با طرز رفتار آدم‌هایی هزاران کیلومتر دورتر هم به افراد نشون می‌داد که رفتار اطرافیان‌شون می‌تونست خیلی متفاوت‌تر ازین‌ها باشه، که این حس رو ایجاد می‌کنه که کاش به جای آدم‌هایی که نزدیکم هستند، آقای ایکس و خانوم ایگرگ که هزاران کیلومتر ازم دورترند؛ همسرم، برادرم، رفیقم، همکارم بودند. و این فرسوده‌کننده‌تر از حسرتِ نداشتن پارتنری با چهره و بدن و صدای ایده‌آله.

اینترنت که به عنوان بهترین مصداق اجرا شده عدالت‌ معرفیش می‌کنند، دقیقا اثبات‌کننده این واقعیته که عدالت، فقط یک رویاست. قرار نیست هرچیزی در جای درست خودش قرار بگیره. چون هیچ جای درستی وجود نداره. این ماییم که تو ذهن‌مون جای درست میسازیم، که او باید اینجا باشد، یا من باید آنجا می‌بودم.
#گله_گاو میتونه گاهی مفید به نظر برسه، مثلا بخوای یه کاندوم مصرف شده رو از صحنه هستی خارج کنی کافیه بندازی زیر سم‌شون، دیگه هیچ‌کس نمیتونه تو اون خاکی که بلند کردن پیداش کنه.
گاهی تو همین حاکمیت متحجر هم متوهمینی پیدا میشن که خیلی جدی فکر کنند تنها راه undo کردن خرابکاری‌های ایدئولوژیک، اینه که نسخه مهربونی از همون ایدئولوژی رو ارائه کنیم! همینکه امکان ظهور چنین پدیده‌هایی هست، از خواص عمومی گله گاوه. وگرنه اگه حتی رگه‌ای از عقلانیت هم وجود داشت، چنین فضای ایدئولوژیک آبزوردی بوجود نمی‌اومد که بعد یکی هم بخواد با مهربون‌بازی تاکتیکی خودشو بالا بکشه.
این که دولت در یک سوپری گیر کرده اتفاقی نیست. این یک فرمول ثابت برای سرنوشت کسانیه که فکر می‌کنند میشه واقعیات اقتصادی رو با رویاپردازی دور زد.
برید رأی بدید.
اگه مبنای مجازات اینه که مجرم معادل همون مقدار رنجی رو تحمل کنه که به قربانی تحمیل کرده بوده، چطور یک نوع رنج رو باید به نوع دیگه‌ای رنج ترجمه کرد؟ مثلا رنج از دست دادن دوچرخه، معادل رنج چندسال زندانه؟ و رنجی که یک جرم ایجاد کرده رو چطور میشه میانگین‌گیری کرد؟ بعضی‌ها با اینکه روی صورتشون جای چاقو بمونه خیلی راحت کنار میان، خیلی‌های دیگه خیلی اذیت میشن. برای اندازه‌گیری سایز استاندارد رنج که برای ترجمه لازم داریم، باید کدومشون رو مبنا قرار داد؟

ده سال زندان آدم رو پیر می‌کنه. حتی اگه زندان نروژ باشه. اگه در حد نروژ نباشه، علاوه بر پیر کردن نوعی شکنجه هم هست. وقتی اسلام حکم میده که انگشتان دزد رو قطع کنند، فریاد اعتراضات بلند میشه. اما همون معترضین شکنجه‌ای رو تجویز می‌کنند که ممکنه مجرم ترجیح بده یک عضوش قطع بشه اما تحملش نکنه! آلت‌پرستی هنوز ریشه‌کن نشده‌. دوچرخه رو ببرند، بردن. دیگه رفته. ولی تجاوز باعث گم شدن آلت تناسلی نمیشه. سرجاش میمونه. قربانی، داره فقط به خاطر «حرمت آلت» که خدشه‌دار شده شکنجه تجویز می‌کنه. در بدوی بودن احکام اسلام شکی نیست، اما به قول عیسی مسیح که: کسانی سنگ بزنند که گناهی نکرده‌اند! بهتره کسانی به بدویت اسلام اعتراض کنند که خودشون بدویت آلترناتیوی تجویز نمی‌کنند.
6
- آدم از لحاظ بیولوژیک یا گی هست یا نیست. اونی که میگه «شدم» دنبال بهانه‌ست برای تنوع‌‌طلبی جنسی. جدی نگیرید.

- سرنخ‌یابی مسیرهایی که در زندگی باز میشه، ازین وهم حاصل شده که میشده دومینوی پرفکتی ساخت، اما وسط مسطا یه عده انگولک کردن، نشد! انقدر «اگه آنطور نمی‌شد اینطور نمی‌شد» رو تثبیت کردن که فرد خیلی جدی فکر می‌کنه زندگیش میوه خطاهای دیگرانه! و ازین آدم مسئولیت و حرکت، درنمیاد.

- من فتوایی نمیدم. ولی فکر می‌کنم کسانی که اگه گوشی‌شون رو دزد بزنه میگن حالا فدای سرم، اونم یه بدبختی بوده که پولشو لازم داشته لابد، از سیری که نیومده خفت‌گیری کنه! ولی وقتی همون فرد بشون تجاوز می‌کنه تا پوستش رو نکنند ول نمی‌کنند، خودشون مشکلات ذهنی دارند. من خودم ذهنم رو پروگرام می‌کنم.. نمیذارم دیگران این کارو بکنند.

- دولت نمیتونه از آدم‌ها مراقبت کنه. باید خودشون اینکارو بکنند. هیچ تجاوزی رخ نمیده مگر اینکه عدم توازن قدرت بین متجاوز و قربانی وجود داره. و تنها اسلحه‌ست که گپ قدرت رو پر می‌کنه. من تا حالا ندیدم به کسی که مسلح باشه تجاوز‌ جنسی کرده باشند.
8
یعنی اگه قوه قضاییه تشخیص بده که یک ماه حبس کافی بوده و طرف دیگه تکرار نمی‌کنه، می‌پذیرید؟ همواره «مجرم خوب چزونده نشد» یکی از سرفصل‌های انتقادات مردمی از قوه‌های قضاییه بوده.
شما به خاطر تعلیماتی که در مدرسه و دانشگاه وارد مغزتون شده، بعلاوه یه سری محتویات رسانه‌ای، مبتلا به این ذهنیت هستید که باید مثل شاهین از بالا جامعه رو برانداز کرد، بعد مشکلاتش رو دید، بعد پلن داد، و بعد اجرا کرد! اما دنیای واقعی به این سبک از «مدیریت آدم‌ها» روی خوش نشون نمیده، و در واقع کار نمی‌کنه. مشکل رو باید در کوچکترین واحد اجتماع حل کرد (که مسلح بودن یکی از فاکتورهای مهمشه، بایکوت کردن مجرم و خانواده‌ش یکی دیگه‌ست). وقتی که راه‌حل‌های محلی منتشر شد، خود به خود یک پلن جمعی ایجاد میشه. اما شما میخوای ازون بالا یه کیسه آجیل مشکل‌گشا بریزی پایین، بعد به هر تختی که دونفر روش داوطلبانه یا غیرداوطلبانه خوابیدن، یه نقل متبرک برسه! که نهایتا نمیرسه. یه عده زیادی همچنان قربانی میشن، و یه عده زیادی میرن زندان، و قوه قضاییه هم فحش میخوره، بقیه هم ناراضی و نگران. یعنی بدترین خروجی ممکن.
چون اسلحه مذاکره نمی‌کنه، وراجی نمی‌کنه، رشوه نمی‌گیره، کاغذبازی نمی‌کنه، وقت نمیده، و به مناسب عیدغدیر عفو صادر نمی‌کنه.
البته قانون باید این دفاع رو به رسمیت بشناسه. اگه مثل آمریکا باشه که از خودت دفاع کنی بعد به جای اینکه مهاجم رو بگیرن خودت رو بازداشت کنند فایده نداره.

مردم فکر می‌کنند اینکه اسلحه رو گذاشتیم کنار یعنی متمدن شدیم. کلا دروغ‌های زیادی بمون گفتن‌.
ظاهرا سال ۱۹۵۹ در ایتالیا بعضی از بچه‌ها به این شکل از رودخونه رد میشدن که برن مدرسه، که برای ما ایرانی همین الانش کاملا آشناست.
شهروند اروپایی اینو می‌بینه فکر می‌کنه اینکه الان وضع دانش‌آموزان قابل مقایسه با اون موقع نیست به خاطر دولت رفاهه! یعنی همین تا خرخره مالیات دادن و سرویس‌های رایگان دولتی. بعد این توهمش رو به هموطن من هم منتقل می‌کنه و آدم‌های اینجا هم فکر می‌کنند ما هم اگه نخوایم دیگه این صحنه‌ها رو ببینیم، باید همون بساط رو اینجا پیاده کنیم!

اما واقعیت اینه که اگه چیزی این وضع رو عوض کرد، بنیه‌ محکمی بود که سرمایه‌داری ایجاد کرده بود، و همون دولت رفاه هم داره از همون بنیه میمکه. وگرنه مالیات سیرش نمیکنه و تا گردن تو بدهی فرو رفته.
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه دختر سیاهپوست از یکی ازین اراذل بی‌ال‌ام! بلندگو گرفته دستش و میاد کنار میز یه رستوران که زن و شوهر سفیدپوست نشستن، داد میزنه که دستت رو به نشان حمایت از ما ببر بالا و شعار ما رو تکرار کن و گرنه نژادپرستی، اما پسره که یه هیکل فیت سکسی داره بدون اینکه چیزی بگه فقط فیلم می‌گیره. دختره می‌بینه این ازون ترسوهاش نیست یه غری میزنه و با اینکه عصبانیه آخرش میگه «.. با اون شونه‌های پهنت».
هیچ‌جور فی‌البداهه دیگه‌ای نمی‌شد اثبات کرد جذابیت جنسی روی نوع برخورد اثر واقعی داره. حتی وقتی از طرف متنفره و تو صورتش داد میزنه، باش تحریک میشه! و این یک قدرته. که بدون اینکه کوچکترین کاری بکنی، روی همه افکت داشته باشی.
یک تمرین ذهنی:

یکی از طرفداران ترامپ که صاحب یه بار بود در تظاهرات اراذل بی‌ال‌ام مورد حمله قرار گرفت و اومدن ریختن شیشه میشه‌ها رو شکستن. اینم اسلحه برداشت اول تیراندازی هوایی کرد، و وقتی جواب نداد به سمت یکی‌شون شلیک کرد که منجر به کشته شدن یه بچه سیاهپوست شد. هم دادستانی و هم پلیس تأیید کردند که دفاع از خود بوده و جرمی اتفاق نیفتاده. اما همون اراذل دموکرات داد و هوار راه انداختن و اعتراض کردن تا اینکه دادستانی نظرش رو عوض کرد و محکومش کرد، اون هم به سه اتهام! حتی برای شلیک هواییش هم یک جرم جداگانه درنظر گرفته بودند. وقتی مردم خواستند پول جمع کنند براش تا هزینه‌های دادگاه رو بده، سایت گو فاند می، تحت تأثیر فشار همون اراذل، پیجش رو بست. حالا مشخص شده دیروز پسره خودشو کشته. که البته نحوه خودکشی کمی مشکوک به نظر میاد، ولی بهرحال از دنیا رفت.

بیایید فرض کنیم حاکمیت فعلی ایران ساقط شد و یک سیستم سکولار مثل چیزی که در آمریکا هست حاکم شد. و بیایید جای اراذل بی‌ال‌ام رو با بچه شیعه‌های ارزشی عوض کنیم. فرض کنیم شما هم یک میخونه داری، و یه روز این بچه شیعه‌ها میریزن اونجا تا تخریبش کنند، و تو از خودت دفاع می‌کنی، و به نحوی یکی‌شون کشته میشه. چه ساز و کاری پیشنهاد میدی که اون قوه قضاییه که سکولار هم هست تحت تأثیر هیاهو و فشار و حتی تهدیدهای بچه‌شیعه‌ها، به جای اون مهاجمین تو رو محکوم نکنه؟ می‌دونید که شیعیان خیلی راحت حاضرند شهید بدن تا بتونند نابودت کنند. شما که خیلی سفت معتقدید دولت باید از قربانی حمایت قانونی و اجتماعی بکنه؛ خب راه حلت برای اینکه همون دولت توی تله اراذل نیفته چیه؟ غربی‌ها با چندصدسال سابقه حاکمیت قانون، توش افتادن الان. قوه قضاییه‌ سکولار ایرانی که یک سال بعد از حکومت فعلی سرپا شده قراره چقدر دوام بیاره؟
Talk about consistency.
با اینکه به بعضی کشورها بگیم «آزادترین کشور» دنیا یا اروپا یا آسیا، موافقم. چون نسبتش رو تعیین می‌کنه. اما نباید عبارت کشور آزادی رو به کار برد. هنوز چنین پدیده‌ای ظهور نکرده.
4
در مورد این خانوم قاضی دادگاه عالی آمریکا که مرد این رو باید به مردم بگن که می‌تونست در دوره اوباما خودش رو در سن هشتادسالگی! بازنشست کنه، تا اوباما یه لیبرال مثل خودش رو جایگزینش کنه. اما اینکارو نکرد و حالا توپ افتاده تو زمین ترامپ. برای اینکه فکر می‌کرد کلینتون برنده میشه حتما، و خودش بیشتر از چهارسال زنده‌ست. و هر دو غلط بود.
اگه ازین داستان نمی‌تونید چیزی برای عبرت گرفتن استخراج کنید، از هیچ چیز دیگه‌ای نمی‌تونید.
چه نمودار هولناک و بامزه‌ایه (مخصوصا با لیبل‌هایی که زده). سه تا رکود یا بحران یا ترکیدن حباب یا هرچیزی که اسمش رو بذارید نشون میده. اولیش حباب دات کام، دومی حباب مسکن، و سومی حباب همه‌چی! و در طی این سه ترکیدگی نزدیک بهم همین‌طور نرخ بهره اومده پایین، اما نزدک همین‌جور بی‌وقفه رفته بالا! و نتیجه گرفته بانک مرکزی آرام‌کننده چیزی نیست، بلکه خودش خالق آشوبه!
جوانان ژاپنی زیر ۳۵ سال که هفته‌ای کمتر از هزار دلار درآمد دارن میتونند ۶ هزار دلار وام ازدواج بگیرند! قبلا این وام ۳ هزاردلار بود، اما حالا دو برابرش کردن. قبلا نصف بودجه‌ش رو شهرداری می‌داد، حالا دو سومش رو دولت میده!
من نمی‌دونم چه فکری با خودشون می‌کنند. یه بار هزینه‌ای به دوش کشور اضافه میشه، آخرش هم معلوم نیست چه نتیجه‌ای بده.. آخه کی ازدواجش رو به خاطر وامی که معادل یک ماه و نیم حقوقشه جلو میندازه؟ یا میشه معکوس پرسید: مگه اونی که به خاطر بی‌پولی ازدواج نمی‌کنه، با پولی معادل یک ماه و نیم حقوقش، نظرش عوض میشه؟

بدبختی اینه که فردا ما هم بخوایم با وام ازدواج در ایران مخالفت کنیم میگن ژاپن هم انجام داده، شما از ژاپنی‌ها بیشتر می‌فهمی؟
4
آگاهی تأخیرخورده.
اگه انگلیسی‌تون زیاد تعریف نداره ناامید نشید. آموزش و پرورش دولتی کاری کرده که به راحتی بتونید ازونایی که تو کشور انگلیسی ‌زبان به دنیا اومدن هم جلو بزنید. تیتر زده بیگست آپست: زندایا به جای جنیفر انیستون جایزه امی رو برد! کاربران جوان توعیتر زیرش نوشتن کسی ناراحت نیست، چرا میگی ناراحت؟
یعنی نمی‌دونند که آپست در این‌جا فعل نیست، اسمه. و مخصوصا در تیتر معنی «غیرمنتظره» میده.
زیاد شنیدید که میگن فلان آلودگی یا تشعشع اِن برابر بیشتر از حد مجازه، و وقتی زیاد باشه مردم فکر می‌کنند قطعا سرطان می‌گیرن. ولی خیلی ازین استانداردها زیادی محافظه‌کارانه هست.
یه کتابی هست به نام ماشین پرنده من کو؟ که به این می‌پردازه که ما می‌تونستیم از تکنولوژی و رفاه خیلی بیشتری برخوردار باشیم (و مثلا الان ماشین پرنده می‌داشتیم)، اما سرکوبش کردند، و یکی ازین نیروهای سرکوبگر، مقررات بیش از حد بود، که یا از خود دولت تحمیل می‌شد، یا از طبقه الیت «کارشناس» که یک قبیله جهانی دارند.
و دقیقا چون حالت قبیلگی جهانی داره می‌بینیم حتی در چین کمونیست هم قدرت سرکوب داره، و این کشور مثلا در زمینه انرژی هسته‌ای خیلی جدی عمل نکرده تا الان.
در مورد خطرات برق هسته‌ای میگه برخی نواحی در دنیا از جمله ایران خودمون هست که تشعشعی که مردم دریافت می‌کنند بیش از مقدار مجازه، اما بیشتر از بقیه سرطان نگرفتن. در واقع این قبیله کل دنیا رو بیش از حد ازین انرژی پاک ترسونده.