Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
Photo
میفرمایند به رسمیت شناختن خشونت به عنوان یک وسیله، با روح سرمایه‌داری و بازار آزاد و اهدافش تناقض داره!

خب به نظر من نداره. اتفاقا در تمام طول تاریخ این تجار و بازرگانان بودند که شمشیر می‌بستند به کمرشون، یا اگه از توان خودشون خارج بود شمشیرزن استخدام می‌کردند. گاهی حاکم اگه بادی‌گارد کم می‌آورد، شمشیرزن تاجران رو ازشون قرض می‌گرفت. یک بازرگان همیشه آماده بود آدم بکشه، یا کشته بشه. ممکنه گفته بشه خشونت اون‌ها تدافعی بود، نه تهاجمی‌! اتفاقا تاریخ پره از جنگ‌ها و درگیری‌هایی که اسپانسرش تجار بودند، با این هدف که راه تجاری جدیدی ایجاد کنند یا راه بسته شده‌ای رو باز کنند. ابوسفیان به اونجاش هم نبود که محمد کی رو می‌پرستید. تا وقتی داشت نمازشو میخوند کاریش نداشتند. وقتی محمد راه کاروان‌ها رو بست، جمع شدند و بش حمله کردند.
وقتی دولت راه ورود بعضی کالاها رو می‌گیره، با وقتی که راهزنان یک تنگه رو می‌بستند فرقی نداره. البته الان متمدنیم مثلا و باید با روش‌های دمکراتیک جلوی این راه‌بستن‌ها رو بگیریم، ولی مسیر دموکراتیک هم در ایران مسدوده، و #گله_گاو «اصلاحات پایین به بالا» تو کتش نمیره. ما برای اینکه بفهمیم در یک بن‌بستیم به مدارک بیشتری نیاز نداریم.

تجارت آزاد همواره صلح ایجاد کرده، بدون اینکه پاسیفیست باشه‌.
با وجود همه اون اقدامات ۱۹۸۴ای مقامات ویکتوریا استرالیا به بهانه کرونا، که منجر به این شد که حداقل نیمی از مردم یا ساعت کاری‌شون کم بشه یا کلا بیکار بشن، باز مردم ملبورن و حومه در نظرسنجی که پرسیده اگه انتخابات ایالتی همین هفته برگزار می‌شد به کدوم حزب رأی میدادین، نزدیک ۴۰ درصد جواب دادن حزب کارگر و دنیل اندروز!
خب وقتی سیاستمدار هرکاری که «شهوت کنترل» بش امر می‌کنه انجام میده و مردم هم به جای مقابله میگن آفرین آفرین، کاملا طبیعیه که نه تنها ترمز نگیره بلکه پدال گاز رو بیشتر فشار بده. این‌ها اگه پلیس رو میفرستن تا بریزن خونه طرف و کامپیوترش رو ضبط کنند و خودش هم بازداشت کنند به خاطر ارسال یک پست ظاهرا غیرعلمی درباره کرونا در فیسبوک، که آدم انتظار داره در کره شمالی رخ بده، کار فقط مجری و سیاستمدار نیست. این شرارت پشتوانه مردمی داره.
قاضی گینزبرگ در بدترین زمان ممکن برای دموکرات‌ها مرد. انگار یک نویسنده سریال‌های طنز داره وقایع آمریکا رو طراحی می‌کنه. در فاصله یک و نیم ماه مانده به انتخاباتی که شانس برنده شدن‌شون زیاده، سنگینی دادگاه عالی کشور به سمت چپ رو از دست بدن، سوزش بدی ایجاد می‌کنه. و برای همین تهدید می‌کنند که شورش خواهند کرد. هرچند که خیلی نمی‌تونند تندش کنند، چون شورش‌ها در نظرسنجی‌ها به نفع حزب دموکرات تموم نشد.
اما کلیت این هیاهو درباره اینکه اکثریت این قضات لیبرال باشند یا محافظه‌کار، فیکه. چون در عمل خیلی تفاوت نداره. مجموعه آمریکا داره به سمت چپ میره. حتی قاضی محافظه‌کار هم بارها به نفع چپ‌ها رأی داده. من اگه شهروند آمریکایی بودم اهمیت نمی‌دادم برچسب روی این قضات چی میگه، من فقط از خودم می‌پرسیدم این قاضی از حق مالکیت من در برابر تجاوزات حکومت و افکار عمومی، دفاع خواهد کرد یا نه؟! و جواب این سوال در حال حاضر اصلا دلگرم‌کننده نیست. و البته بخشی از مشکل همینه که ۹ نفر در اون بالا این اختیار رو دارند که برای کل کشور، که شامل حق مالکیت من میشه، تصمیم بگیرند. قرار بود مجلس قانون تعیین کنه. اما الان قوانین کلیدی رو دارند این ۹ نفر تعیین می‌کنند! هرچند که خود اون مجلس هم یک استخوان در گلو جداگانه‌ست، چون دو تا گنگ! هدایتش می‌کنند. به جای اینکه سخنگوی حزب نماینده سناتورهای حزب باشه، سناتورها نماینده سخنگو هستند! ولی حتی همین مجلس هم صلاحیت بیشتری داشت تا اون ۹ نفر.

مشکلات واشنگتن همون مشکلات آتن است. با دو فرق که الیت امروزی، با الیتی که فیلسوفان یونانی مدنظرشون بود، هیچ نسبتی ندارند. این‌ها آدم‌های معمولی‌اند که حتی در یک مناظره زنده نمی‌تونن از پس مخالف‌شون بربیان. و اینکه آزادی ما به مراتب از آزادی آدم‌های اون زمان، محدودتره. ما جایی نمی‌تونیم فرار کنیم که در سیطره دولت‌ نباشه.
در واقع همین الان درصد قابل توجهی از جمعیت کشور دقیقا هم‌سطح چهارمین کشور فقیر آفریقا هستند، اما چون دلارهای نفتی و صنایع وابسته هنوز وجود داره و سهم یک بخشی از جامعه میشه، کل کشور رو بالاتر از موزامبیک نشون میده.
اونتاریو فقط به خاطر فقط ۲۶۰ تست مثبت محدودیت مهمونی گرفتن رو بیشتر کرد. قبلا تا ۲۵ نفر حق داشتن تو یه خونه جمع بشن، بیرون خونه ۱۰۰ نفر. حالا داخل خونه شده ۱۰ نفر، بیرون ۲۵ نفر! مهمان‌هایی که تخلف کنند ۷۵۰ دلار جریمه میشن، میزبان ۱۰ هزاردلار!
امیدوارم موجودات فضایی اینارو نبینند، ممکنه قضاوت ناجوری درباره عقل انسان‌ها بکنند. ۷۵۰ دلار برای خیلی‌ها عدد بزرگی نیست، میشه به عنوان بلیت بش نگاه کرد. اون میزبان هم میتونه پز بده که انقدر پول دارم که ده هزارتا فقط خرج جریمه رفیقام بکنم! جریمه سنگین‌تر باید برای مهمان باشه نه میزبان. چون میزبان نمیتونه بیست نفرو به زور بکشونه تو خونه‌ش، ولی بیست نفر که فقط ده نفرشون دعوت شدن میتونن بریزن خونه یه نفر و نقره‌داغش کنند. میزبان نمیتونه رفیقِ رفیقش رو به این دلیل که اضافه‌ست از خونه بندازه بیرون که. بیرون خونه رو چجوری کنترل کنه؟ شعور بروکرات به درک ساده‌ترین روابط اجتماعی هم نمیرسه.
بروکرات فکر می‌کنه ویروس ببینه یه میزبان به جای اینکه یه پارتی ۲۰ نفره ترتیب بده، دوبار پارتی ۱۰ نفره می‌گیره، به خودش میگه اوکی تو این خونه منتشر نمیشم!
«... یکی از شروط ابتدایی پیروزی سوسیالیسم مسلح کردن کارگران و خلع سلاح طبقه متوسط است».
رفیق لنین.


از اول قرار نبوده فقط کسانی که مسلح نبودند مسلح بشن. ار اول برنامه مسلح شدن یک عده، و خلع سلاح یک عده دیگه بوده. اون‌ها نمی‌خواستند همه مسلح باشند. می‌خواستند جای مسلح‌ها و غیرمسلح‌ها رو عوض کنند.

لنین مرده اما فرمولی که ارائه داد همچنان زنده‌ست. از استرالیا تا آمریکا از آلمان تا چین، عده‌ای حق دارند مسلح باشند و عده‌ای حق ندارند. دولت حق داره، و مردم عادی حق ندارند. یا سلبریتی‌های سوسیالیست حق دارند (بادی‌گاردهاشون مسلحند)، اما مغازه‌دارها حق ندارند!

برای همین معتقدم طرفداران بازار آزاد باید نگرش‌شون درباره خشونت رو تغییر بدن. همه افراد بالای پونزده سال باید نامه‌های لنین رو بخونند تا بدونند ما با چه چیزی طرفیم.
در صحبت جناب خالقی این پیشفرض وجود داره که رشد اقتصادی باعث ایجاد طبقه متوسط مطالبه‌گر میشه و برای کنترل این مطالبه‌گری، حکومت اقتدارگرا به تکنولوژی چنگ میزنه.

اما طبقه متوسط چین با طبقه متوسط ما خاورمیانه‌ای‌ها هم متفاوته، چه برسه طبقه متوسط غربی. اونجا افزایش رفاه، لزوما منجر به افزایش مطالبه اجتماعی و سیاسی نمیشه. و نشده. ملتی که در یک دعوای تجاری بین یک شرکت خارجی و یک شرکت داخلی، به جای اینکه دغدغه این رو داشته باشند که انتخاب‌های متنوع موجود در بازار رو از دست ندن، برای خروج تقریبا اجباری اون شرکت خارجی از بازارشون هورا می‌کشند، ملتی نیست که برای حکومت چالش ایجاد کنه. وجود یا فقدان آزادی، آثار تربیتی داره. از وقتی که یه قسمت از آذربایجان از ایران جدا شد زمان خیلی زیادی نمی‌گذره، اما امروز آذربایجانی اون‌طرف مرز با وجود تمام اشتراکات زبانی و فرهنگی، دیگه مثل آذربایجانی اینطرف مرز نیست. فضای بسته و ناسیونالیستی چین مردمی ساخته که اهداف و آرمان‌ها و حتی شهوات حکومتی رو جذب خودشون کردن‌. اینکه حزب کمونیست اصرار داره به کنترل بیشتری دست پیدا کنه به این معنی نیست که کنترل بیشتری نیاز داشته یا نیاز پیدا خواهد کرد. اون‌ها کنترل رو به خاطر خود کنترل میخوان. چه لازمش داشته باشند چه نداشته باشند.



https://t.me/RahbordChannel/1777
یک نمونه بومی ازینکه مردم عادی شهوات حکومتی رو جذب می‌کنند همینه. خشونت حکومت داخلی رو، حتی اگه مشروعیت و مقبولیت نداشته باشه، و حتی اگه خودش هیچوقت بشون رأی نداده باشه، نه تنها خفیف بلکه بر حق می‌بینه. اما خشونت حکومت خارجی رو، حداکثری و باطل محض می‌بینه، و هم در حداکثری بودنش اغراق سینمایی می‌کنه، هم در باطل بودنش.
وقتی چیزی رو نمیشه ممنوع کرد، یا نمیشه از ممنوعیت درآورد، بهترین راه حل اینه که از موضوعیت خارجش کرد. متأسفانه جامعه فعلی توان از موضوعیت خارج کردن الزامی بودن حجاب رو نداره، چون اکثر زنان همچنان به حجاب تقید دارند. و بعیده این یک تقید، مذهبی باشه. چون معنی نداره کسانی که حتی نماز نمی‌خونند (که موادی که روی پوست‌شونه و با وضوداری تناقض داره فقط یکی از علائمشه) تقید شریعت‌مدارانه به حجاب اسلامی داشته باشند. اگه زنان خود حجاب رو رعایت نمی‌کردند، که در مورد موانعش اغراق‌های زیادی شده، دیگه اینکه حکومت الزامی رسمی براش قائله یا نه موضوعیتی نمی‌داشت. همون‌طور که با وجود اینترنت دیگه مهم نیست حکومت ماهواره رو ممنوع کرده یا نه، چون خود تلویزیون رو دیگه نگاه نمی‌کنند.
چهارشنبه‌های سفید، یا هرنوع حرکت مشابه رسانه‌ای، برای تخریب حکومت مفیده، اما به درد آزادی پوشش نمیخوره. تا وقتی که زنان حتی در خیابان‌های خلوت هم که هیچ کنترلی وجود نداره حاضر نیستند کشف حجاب کنند، این موضوع رو باید کنار گذاشت و به مسائل مهم‌تر پرداخت.‌
اینترنت فقط دسترسی به زیبایی‌های جنسی رو بیشتر نکرد؛ دامنه آدم‌شناسی رو هم گسترش داد. همونطور که چهره‌های زیبا، بدن‌های زیبا و صداهای زیبای آدم‌هایی هزاران کیلومتر دورتر، توقعات رو از چهره‌ها و بدن‌ها و صداهای محلی بالا برد، آشنا شدن با طرز رفتار آدم‌هایی هزاران کیلومتر دورتر هم به افراد نشون می‌داد که رفتار اطرافیان‌شون می‌تونست خیلی متفاوت‌تر ازین‌ها باشه، که این حس رو ایجاد می‌کنه که کاش به جای آدم‌هایی که نزدیکم هستند، آقای ایکس و خانوم ایگرگ که هزاران کیلومتر ازم دورترند؛ همسرم، برادرم، رفیقم، همکارم بودند. و این فرسوده‌کننده‌تر از حسرتِ نداشتن پارتنری با چهره و بدن و صدای ایده‌آله.

اینترنت که به عنوان بهترین مصداق اجرا شده عدالت‌ معرفیش می‌کنند، دقیقا اثبات‌کننده این واقعیته که عدالت، فقط یک رویاست. قرار نیست هرچیزی در جای درست خودش قرار بگیره. چون هیچ جای درستی وجود نداره. این ماییم که تو ذهن‌مون جای درست میسازیم، که او باید اینجا باشد، یا من باید آنجا می‌بودم.
#گله_گاو میتونه گاهی مفید به نظر برسه، مثلا بخوای یه کاندوم مصرف شده رو از صحنه هستی خارج کنی کافیه بندازی زیر سم‌شون، دیگه هیچ‌کس نمیتونه تو اون خاکی که بلند کردن پیداش کنه.
گاهی تو همین حاکمیت متحجر هم متوهمینی پیدا میشن که خیلی جدی فکر کنند تنها راه undo کردن خرابکاری‌های ایدئولوژیک، اینه که نسخه مهربونی از همون ایدئولوژی رو ارائه کنیم! همینکه امکان ظهور چنین پدیده‌هایی هست، از خواص عمومی گله گاوه. وگرنه اگه حتی رگه‌ای از عقلانیت هم وجود داشت، چنین فضای ایدئولوژیک آبزوردی بوجود نمی‌اومد که بعد یکی هم بخواد با مهربون‌بازی تاکتیکی خودشو بالا بکشه.
این که دولت در یک سوپری گیر کرده اتفاقی نیست. این یک فرمول ثابت برای سرنوشت کسانیه که فکر می‌کنند میشه واقعیات اقتصادی رو با رویاپردازی دور زد.
برید رأی بدید.
اگه مبنای مجازات اینه که مجرم معادل همون مقدار رنجی رو تحمل کنه که به قربانی تحمیل کرده بوده، چطور یک نوع رنج رو باید به نوع دیگه‌ای رنج ترجمه کرد؟ مثلا رنج از دست دادن دوچرخه، معادل رنج چندسال زندانه؟ و رنجی که یک جرم ایجاد کرده رو چطور میشه میانگین‌گیری کرد؟ بعضی‌ها با اینکه روی صورتشون جای چاقو بمونه خیلی راحت کنار میان، خیلی‌های دیگه خیلی اذیت میشن. برای اندازه‌گیری سایز استاندارد رنج که برای ترجمه لازم داریم، باید کدومشون رو مبنا قرار داد؟

ده سال زندان آدم رو پیر می‌کنه. حتی اگه زندان نروژ باشه. اگه در حد نروژ نباشه، علاوه بر پیر کردن نوعی شکنجه هم هست. وقتی اسلام حکم میده که انگشتان دزد رو قطع کنند، فریاد اعتراضات بلند میشه. اما همون معترضین شکنجه‌ای رو تجویز می‌کنند که ممکنه مجرم ترجیح بده یک عضوش قطع بشه اما تحملش نکنه! آلت‌پرستی هنوز ریشه‌کن نشده‌. دوچرخه رو ببرند، بردن. دیگه رفته. ولی تجاوز باعث گم شدن آلت تناسلی نمیشه. سرجاش میمونه. قربانی، داره فقط به خاطر «حرمت آلت» که خدشه‌دار شده شکنجه تجویز می‌کنه. در بدوی بودن احکام اسلام شکی نیست، اما به قول عیسی مسیح که: کسانی سنگ بزنند که گناهی نکرده‌اند! بهتره کسانی به بدویت اسلام اعتراض کنند که خودشون بدویت آلترناتیوی تجویز نمی‌کنند.
6
- آدم از لحاظ بیولوژیک یا گی هست یا نیست. اونی که میگه «شدم» دنبال بهانه‌ست برای تنوع‌‌طلبی جنسی. جدی نگیرید.

- سرنخ‌یابی مسیرهایی که در زندگی باز میشه، ازین وهم حاصل شده که میشده دومینوی پرفکتی ساخت، اما وسط مسطا یه عده انگولک کردن، نشد! انقدر «اگه آنطور نمی‌شد اینطور نمی‌شد» رو تثبیت کردن که فرد خیلی جدی فکر می‌کنه زندگیش میوه خطاهای دیگرانه! و ازین آدم مسئولیت و حرکت، درنمیاد.

- من فتوایی نمیدم. ولی فکر می‌کنم کسانی که اگه گوشی‌شون رو دزد بزنه میگن حالا فدای سرم، اونم یه بدبختی بوده که پولشو لازم داشته لابد، از سیری که نیومده خفت‌گیری کنه! ولی وقتی همون فرد بشون تجاوز می‌کنه تا پوستش رو نکنند ول نمی‌کنند، خودشون مشکلات ذهنی دارند. من خودم ذهنم رو پروگرام می‌کنم.. نمیذارم دیگران این کارو بکنند.

- دولت نمیتونه از آدم‌ها مراقبت کنه. باید خودشون اینکارو بکنند. هیچ تجاوزی رخ نمیده مگر اینکه عدم توازن قدرت بین متجاوز و قربانی وجود داره. و تنها اسلحه‌ست که گپ قدرت رو پر می‌کنه. من تا حالا ندیدم به کسی که مسلح باشه تجاوز‌ جنسی کرده باشند.
8
یعنی اگه قوه قضاییه تشخیص بده که یک ماه حبس کافی بوده و طرف دیگه تکرار نمی‌کنه، می‌پذیرید؟ همواره «مجرم خوب چزونده نشد» یکی از سرفصل‌های انتقادات مردمی از قوه‌های قضاییه بوده.
شما به خاطر تعلیماتی که در مدرسه و دانشگاه وارد مغزتون شده، بعلاوه یه سری محتویات رسانه‌ای، مبتلا به این ذهنیت هستید که باید مثل شاهین از بالا جامعه رو برانداز کرد، بعد مشکلاتش رو دید، بعد پلن داد، و بعد اجرا کرد! اما دنیای واقعی به این سبک از «مدیریت آدم‌ها» روی خوش نشون نمیده، و در واقع کار نمی‌کنه. مشکل رو باید در کوچکترین واحد اجتماع حل کرد (که مسلح بودن یکی از فاکتورهای مهمشه، بایکوت کردن مجرم و خانواده‌ش یکی دیگه‌ست). وقتی که راه‌حل‌های محلی منتشر شد، خود به خود یک پلن جمعی ایجاد میشه. اما شما میخوای ازون بالا یه کیسه آجیل مشکل‌گشا بریزی پایین، بعد به هر تختی که دونفر روش داوطلبانه یا غیرداوطلبانه خوابیدن، یه نقل متبرک برسه! که نهایتا نمیرسه. یه عده زیادی همچنان قربانی میشن، و یه عده زیادی میرن زندان، و قوه قضاییه هم فحش میخوره، بقیه هم ناراضی و نگران. یعنی بدترین خروجی ممکن.
چون اسلحه مذاکره نمی‌کنه، وراجی نمی‌کنه، رشوه نمی‌گیره، کاغذبازی نمی‌کنه، وقت نمیده، و به مناسب عیدغدیر عفو صادر نمی‌کنه.
البته قانون باید این دفاع رو به رسمیت بشناسه. اگه مثل آمریکا باشه که از خودت دفاع کنی بعد به جای اینکه مهاجم رو بگیرن خودت رو بازداشت کنند فایده نداره.

مردم فکر می‌کنند اینکه اسلحه رو گذاشتیم کنار یعنی متمدن شدیم. کلا دروغ‌های زیادی بمون گفتن‌.
ظاهرا سال ۱۹۵۹ در ایتالیا بعضی از بچه‌ها به این شکل از رودخونه رد میشدن که برن مدرسه، که برای ما ایرانی همین الانش کاملا آشناست.
شهروند اروپایی اینو می‌بینه فکر می‌کنه اینکه الان وضع دانش‌آموزان قابل مقایسه با اون موقع نیست به خاطر دولت رفاهه! یعنی همین تا خرخره مالیات دادن و سرویس‌های رایگان دولتی. بعد این توهمش رو به هموطن من هم منتقل می‌کنه و آدم‌های اینجا هم فکر می‌کنند ما هم اگه نخوایم دیگه این صحنه‌ها رو ببینیم، باید همون بساط رو اینجا پیاده کنیم!

اما واقعیت اینه که اگه چیزی این وضع رو عوض کرد، بنیه‌ محکمی بود که سرمایه‌داری ایجاد کرده بود، و همون دولت رفاه هم داره از همون بنیه میمکه. وگرنه مالیات سیرش نمیکنه و تا گردن تو بدهی فرو رفته.
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه دختر سیاهپوست از یکی ازین اراذل بی‌ال‌ام! بلندگو گرفته دستش و میاد کنار میز یه رستوران که زن و شوهر سفیدپوست نشستن، داد میزنه که دستت رو به نشان حمایت از ما ببر بالا و شعار ما رو تکرار کن و گرنه نژادپرستی، اما پسره که یه هیکل فیت سکسی داره بدون اینکه چیزی بگه فقط فیلم می‌گیره. دختره می‌بینه این ازون ترسوهاش نیست یه غری میزنه و با اینکه عصبانیه آخرش میگه «.. با اون شونه‌های پهنت».
هیچ‌جور فی‌البداهه دیگه‌ای نمی‌شد اثبات کرد جذابیت جنسی روی نوع برخورد اثر واقعی داره. حتی وقتی از طرف متنفره و تو صورتش داد میزنه، باش تحریک میشه! و این یک قدرته. که بدون اینکه کوچکترین کاری بکنی، روی همه افکت داشته باشی.
یک تمرین ذهنی:

یکی از طرفداران ترامپ که صاحب یه بار بود در تظاهرات اراذل بی‌ال‌ام مورد حمله قرار گرفت و اومدن ریختن شیشه میشه‌ها رو شکستن. اینم اسلحه برداشت اول تیراندازی هوایی کرد، و وقتی جواب نداد به سمت یکی‌شون شلیک کرد که منجر به کشته شدن یه بچه سیاهپوست شد. هم دادستانی و هم پلیس تأیید کردند که دفاع از خود بوده و جرمی اتفاق نیفتاده. اما همون اراذل دموکرات داد و هوار راه انداختن و اعتراض کردن تا اینکه دادستانی نظرش رو عوض کرد و محکومش کرد، اون هم به سه اتهام! حتی برای شلیک هواییش هم یک جرم جداگانه درنظر گرفته بودند. وقتی مردم خواستند پول جمع کنند براش تا هزینه‌های دادگاه رو بده، سایت گو فاند می، تحت تأثیر فشار همون اراذل، پیجش رو بست. حالا مشخص شده دیروز پسره خودشو کشته. که البته نحوه خودکشی کمی مشکوک به نظر میاد، ولی بهرحال از دنیا رفت.

بیایید فرض کنیم حاکمیت فعلی ایران ساقط شد و یک سیستم سکولار مثل چیزی که در آمریکا هست حاکم شد. و بیایید جای اراذل بی‌ال‌ام رو با بچه شیعه‌های ارزشی عوض کنیم. فرض کنیم شما هم یک میخونه داری، و یه روز این بچه شیعه‌ها میریزن اونجا تا تخریبش کنند، و تو از خودت دفاع می‌کنی، و به نحوی یکی‌شون کشته میشه. چه ساز و کاری پیشنهاد میدی که اون قوه قضاییه که سکولار هم هست تحت تأثیر هیاهو و فشار و حتی تهدیدهای بچه‌شیعه‌ها، به جای اون مهاجمین تو رو محکوم نکنه؟ می‌دونید که شیعیان خیلی راحت حاضرند شهید بدن تا بتونند نابودت کنند. شما که خیلی سفت معتقدید دولت باید از قربانی حمایت قانونی و اجتماعی بکنه؛ خب راه حلت برای اینکه همون دولت توی تله اراذل نیفته چیه؟ غربی‌ها با چندصدسال سابقه حاکمیت قانون، توش افتادن الان. قوه قضاییه‌ سکولار ایرانی که یک سال بعد از حکومت فعلی سرپا شده قراره چقدر دوام بیاره؟