این نسبتی که اینجا ازش صحبت شده درباره دستمزد ساعتیه. در فاصله ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ کمدرآمدترین افراد، ساعتی یکی و نیم یورو، افزایش درآمد داشتند. اما این رو نمیگه که پس از افزایش حداقل دستمزد، کارفرمایان ساعت کاری این کارگران رو کمتر کردند! یعنی عملا فرق چندانی نکرد. و این رو خودشون هم میدونند. اما یک بروکرات هیچوقت نمیگه راه حل ما کار نمیکند. اگه کار نکرد میگه: برای اینکه راه حل ما به نتیجه مطلوب برسد باید چندتا قوانین دیگه هم تصویب کنیم! فکر میکنید اغراق میکنم؟ نه. دقیقا همین الان در نظر دارند قانونی تصویب کنند که همه کارفرمایان رو ملزم کنه به دولت گزارش بدن که کارگرشون چقدر اضافهکار وایساده! لابد بعدش معلوم میشه شرکتها راستش رو نمیگن، بعد ممکنه یه قانون تصویب کنند که ساعت ورود خروج همه کارگران کشور توسط خود دولت ثبت بشه! مرحله بعد کارفرما ملزم میشه علاوه بر حداقل دستمزد، حداقل ساعت کاری رو هم رعایت کنه، مثلا اونایی که به کارگرشون میگن یه روز درمیون بیا، جریمه بشن! مرحله بعد کارفرما ملزم میشه برای اون یک روز درمیونی که طرف تو خونهست هم دستمزد بده! و بعد تو مرحله آخر به کارفرما میگن به همه حقوق بده، تو کارگاه، تو خونه، تو پارک، تو خیابون.. هرکی میبینی، بده. اون مصاحبه تاریخی فردوسیپور با یکی از فوتبالیستها رو که یادتون هست؟ در مورد پاس دادن گفت: من هرکی ببینم بش میدم!
https://t.me/commodities/12918
https://t.me/commodities/12918
Telegram
@Commodities کامودیتی
#اطلاعات_عمومی
کشور #آلمان یک نمونه موفق در مدیریت فاصله طبقاتی مردم این کشور است و آمار 2018 نسبت به 2014 نشان میدهد که نسبت درامد افراد پردرامد به کم درامد از 3.48 سال 2014 به 3.27 سال 2018 کاهش دارد!
دلیل این موضوع، تصویب قانون حداقل دستمزدها در این کشور…
کشور #آلمان یک نمونه موفق در مدیریت فاصله طبقاتی مردم این کشور است و آمار 2018 نسبت به 2014 نشان میدهد که نسبت درامد افراد پردرامد به کم درامد از 3.48 سال 2014 به 3.27 سال 2018 کاهش دارد!
دلیل این موضوع، تصویب قانون حداقل دستمزدها در این کشور…
سیستم آموزشی آمریکا هم تعریفی نداره. نه تنها به طرف یاد نمیده که درست فکر کنه، بلکه حتی یاد نمیده که همون حرف غلطش رو شفاف بگه. همه پیشنهاداتی که جوانان تحصیلکردهشون برای کاهش خشونت پلیس ارائه کردن رو خوندم. تجهیزات نظامی نداشته باشند، به خودروی در حال گریز شلیک نکنند، گردن کسی را نگیرند، روی کسی نیفتند، و امثالهم. خیلی هم ژست «مطالعات نشان داده..» میگیرند در اثبات این ادعا که این پیشنهادات موثر خواهند بود! در واقع راه حلشون برای کاهش خشونت پلیس اینه که «متخلفان را کمی راحت بگذاریم»، چون دارند از پلیس میخوان که خیلی از کارهایی که پول میگیره انجام بده رو انجام نده. جانوران آکادمیکی که فکر میکنند همه مسائل اجتماعی رو از توی سالن کنفرانس دانشکده میشه حل کرد، و با نظرسنجی میشه پرده از مجهولات عالم برداشت! بروکراتهای بالقوهای که هیچوقت در صحنه نبودن و به طور فیزیکی با چیزهایی که ادعا میکنند درکش میکنند درگیر نبودند، و در عین حال مسئولیت تزهایی که میدن رو نمیپذیرن، و مثلا اگه بگی «طرح پیشنهادی شما رو اجرا میکنیم ولی اگه خطرات بیشتری برای مردم ایجاد شد، به ازای هر مرگ قابل پیشگیری که رخ بده یه تیر خالی میکنیم تو زانوت» فکر میکنند با بدجنسی باشون برخورد شده و این طرز برخورد با یک کارشناس نیست! دیتا آنالیزورهایی که از خودآگاهی هم محرومند و به ذهنشون خطور نمیکنه که اصرار به کاهش فعالیت پلیس در محله فقرا و همزمان اصرار به فعالیت بیشتر پلیس در محله مرفهنشین خودشون، یک تناقض مضحکه که از تعارض منافع طبقاتی بوجود اومده و با پوشش روشنفکری استتار شده.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جو دوسداشتنی حتی اعانه جمعکردنش هم هنرمندانهست.
«مجاهدت در راه آزادی، در نهایت خود مقاومت در برابر مستبدین و اولیگارشها نیست، بلکه مقاومت در برابر حکومت مطلقه افکار عمومی است».
لودویگ فون میزس.
مردم دوست دارند فکر کنند فقط یک فرد یا یک قبیله بدذاته که داره حقوق و آزادیهاش رو پایمال میکنند. نه همشهریانش که آدمهای عادیاند و خودشون هم تحت ستم و تبعیضند. چون ضد مصریها بودن سختتر از ضدفرعون بودنه.
لودویگ فون میزس.
مردم دوست دارند فکر کنند فقط یک فرد یا یک قبیله بدذاته که داره حقوق و آزادیهاش رو پایمال میکنند. نه همشهریانش که آدمهای عادیاند و خودشون هم تحت ستم و تبعیضند. چون ضد مصریها بودن سختتر از ضدفرعون بودنه.
خبرنگارهای واشنگتنپست، نیویورکتایمز، آنتلانتیک، و غیره با بازیهای توعیتری این ذهنیت رو ایجاد کردن که در دولت ترامپ و داخل کاخ سفید خبرچینهایی دارن که «ناگفتهها»ی این دولت رو براشون رو میکنند. اینکه ترامپ چی گفت، چی نگفت، کجا خندید کجا فحش داد کجا سوتی داد. اما نوبت به مسائل جدی که میشه ناگهان هیچچیز لو نمیره. مثلا در مورد کارهایی که جرد کوشنر داشت میکرد و منجر به توافق امارات و بحرین با اسراییل شد، در تاریکی مطلق بودند، یا الان هیچ ایدهای ندارن که کشور بعدی واقعا وجود داره و اگه وجود داره کدومشونه، و نظر مقامات عربستان چیه. اینطور نیست که اینها بدونند و صداش رو درنیارن. یه حالت دومی وجود داره. و حالت دوم اینه که اون هجویاتی که لو میدادند، یه مشت داستانسرایی بودند، تا وانمود کنند اونجا آدم دارند، و کلیک بخرند. نمیشه یه منبع تو کاخ سفید داشته باشی که بدونه ترامپ چه متلکی به چه کسی انداخت، ولی ندونه پیام فلان مقام عرب که پا شده اومده واشنگتندیسی، چی بوده.
نظرسنجیای که از مردم بپرسه آیا با یارانه نقدی موافقید؟ اعتبار نداره. همه دوست دارند یکی یه کت جادویی بشون بده که هربار دست میکنند تو جیبش اسکناس نو دربیاد ازش (البته من دوست ندارم. من دوست دارم انقدر پولدار باشم که خود پول رو نبینم هیچوقت، و خودم هیچوقت کارت نکشم). شکل درست سوال اینه: آیا با ماهیانه صدهزارتومن یارانه نقدی به ازای هر نفر که تورم را از ۲۰ درصد به ۳۵ درصد برساند موافقید؟ که البته همینش هم برای همه به یک اندازه مفهوم نیست. از بعضی پیرمرد پیرزنها باید اینطوری پرسید: پدرجان، به نظرت خوبه ماهی دویست هزارتومن بریزن به حسابت ولی هزینه تور زیارتی مشهد که مسجد با قطار شش نفره میبره بشه پنج میلیون تومن؟
حالا بگذریم از افکتهای روانی خود نظرسنجی. مثلا اگه همین الان زنگ بزنن به من و بگن سریع بین دوربین مدل فلان کنون و مدل فلان سونی کدوم بهتره، احتمالا جواب درستی ندم. با اینکه فقط دو گزینهست و هر دو رو میشناسم. چون لازمه پنج دقیقه بشینم اطلاعاتی که تو ذهنم رو دارم جمع و جور کنم، بعد بگم این بهتره، یا اون. چه برسه به مسائل کلان و پیچیده، که گزینه معقول هم نداره! فکر کن تازه از توالت اومدی بیرون دستت هم خیسه یهو دختره زنگ میزنه میگه: به نظرت ایران پاکستان بشه بهتره یا ونزوئلا؟
حالا بگذریم از افکتهای روانی خود نظرسنجی. مثلا اگه همین الان زنگ بزنن به من و بگن سریع بین دوربین مدل فلان کنون و مدل فلان سونی کدوم بهتره، احتمالا جواب درستی ندم. با اینکه فقط دو گزینهست و هر دو رو میشناسم. چون لازمه پنج دقیقه بشینم اطلاعاتی که تو ذهنم رو دارم جمع و جور کنم، بعد بگم این بهتره، یا اون. چه برسه به مسائل کلان و پیچیده، که گزینه معقول هم نداره! فکر کن تازه از توالت اومدی بیرون دستت هم خیسه یهو دختره زنگ میزنه میگه: به نظرت ایران پاکستان بشه بهتره یا ونزوئلا؟
یک بار نوشتم اسد رو با تمام حیوانیتش درک میکنم، چون در سوریه یه آدم سالم نمیشه پیدا کرد. اومدن لینک خبر زندانهای اونجا که هزاران نفر رو توش با زجر به کشتن دادن رو برام فرستادن و گفتن یعنی اینو تأیید میکنی؟ کلا فرقی بین درک کردن و تأیید کردن قائل نیستند ظاهرا. اما من اهمیتی نمیدم، و به درک کردنهام ادامه میدم. الان هم دارم حزب کمونیست چین رو درک میکنم که در برابر همه موجودات هوازی از مشت آهنین استفاده میکنه. چون میبینم که دارند چی میبینند. دارند میبینند یک شرکت مثل توعیتر انقدر آزادی عمل پیدا میکنه که رییسجمهور مملکت که منتخب مردمه توعیت میکنه باید از مسیر الف بریم، توعیتش رو پاک کنند یا زیرش بنویسند «نه، مسیر ب درست است»، یا میبینند یک شرکت سرگرمی، فیلمی میسازه که توش دختربچهها کارهایی انجام میدن که از زنان خیابانی انتظار میره، یا میبینند یه عده میتونند خیلی راحت بریزن خیابون و مغازهها رو ویران کنند و هیچ هزینهای بابتش پرداخت نکنند؛ و از مجموع همه اینها نتیجه میگیرند که ما اصلا نمیخوایم جامعهمون به این شکل دربیاد، پس نباید بند رو آب داد و خیلی هم ملت رو آزاد گذاشت.
در واقع درک میکنم که به خودشون بگن قدرت مطلق اگه دست ما نباشه، به شکل عادلانه هم بین همه تقسیم نمیشه، و نهایتا یه عده بیشتر از بقیه قدرت خواهند داشت. پس بهتره یک حزب کمونیست داشته باشیم تا صد و پنجاه تا حزب کمونیست!
در واقع درک میکنم که به خودشون بگن قدرت مطلق اگه دست ما نباشه، به شکل عادلانه هم بین همه تقسیم نمیشه، و نهایتا یه عده بیشتر از بقیه قدرت خواهند داشت. پس بهتره یک حزب کمونیست داشته باشیم تا صد و پنجاه تا حزب کمونیست!
❤7
وقتی مشتری «مالک» بازیای بود که خریده، یا دوباره میفروختش، یا امانتش میداد. تو دنیای فیزیکی نمیشد مانع این کار شد. هدف نهایی این همهچیز رو به «فضای ابری» منتقل کردن، سلب مالکیت از خریدار بود. به جای ممنوعسازی، موضوع رو عوض کردند. دیگه موضوع «من کالایی برای فروش دارم» نیست. موضوع «من امتیازی برای واگذاری دارم» شده.
فکر میکنم ازین زرنگبازی تجاری باید درس گرفت و در سیاست هم ازش استفاده کرد.
فکر میکنم ازین زرنگبازی تجاری باید درس گرفت و در سیاست هم ازش استفاده کرد.
وقتی گفته شده اوباما از بیمه سلامت همگانی حمایت میکنه، ۸۲ درصد دموکراتها و ۱۶ درصد جمهوریخواهان با این بیمه موافقت کردند. وقتی گفته شده ترامپ ازین بیمه حمایت میکنه، ۴۶ درصد دموکراتها و ۴۴ درصد جمهوریخواهان ازش حمایت کردند.
اینکه مردم فکر نکرده به نظرسنجیها جواب میدن رو اینجا هم میشه دید، و اینکه چقدر سوالات میتونه قبیلهای جواب داده بشه هم میشه دید، و اینکه دموکراتها درست خلاف ادعاهای روشنفکرانه که دارند از راستگراها خیلی قبیلهایتر هستند رو هم میشه دید. ولی فاجعهای که از همه مهمتره اینه که «حداقل نیمی از جمعیت با بیمه همگانی رایگان موافقند». که با وجود اینکه هم در تئوری میشه خطای محض بودنش رو ثابت کرد، و هم اینکه انواع مختلفی از تجربیات ناکام در سراسر دنیا وجود داره همین الان، نشون میده اوضاع افکار عمومی خیلی خرابه. با این حال فکر میکنم اگه سوال رو درست بپرسند نتیجه تغییرات زیادی میکرد. مثلا اینجوری: با بیمه رایگان همگانی که باعث بشه برای یک اسکن امآرای چهارماه تو صف بمونی و آخرش هم مثل سگ کارت رو راه بندازن، موافقی؟ با بیمه رایگانی که ماهی هزار دلار به مالیاتت اضافه کنه موافقی؟
اینکه مردم فکر نکرده به نظرسنجیها جواب میدن رو اینجا هم میشه دید، و اینکه چقدر سوالات میتونه قبیلهای جواب داده بشه هم میشه دید، و اینکه دموکراتها درست خلاف ادعاهای روشنفکرانه که دارند از راستگراها خیلی قبیلهایتر هستند رو هم میشه دید. ولی فاجعهای که از همه مهمتره اینه که «حداقل نیمی از جمعیت با بیمه همگانی رایگان موافقند». که با وجود اینکه هم در تئوری میشه خطای محض بودنش رو ثابت کرد، و هم اینکه انواع مختلفی از تجربیات ناکام در سراسر دنیا وجود داره همین الان، نشون میده اوضاع افکار عمومی خیلی خرابه. با این حال فکر میکنم اگه سوال رو درست بپرسند نتیجه تغییرات زیادی میکرد. مثلا اینجوری: با بیمه رایگان همگانی که باعث بشه برای یک اسکن امآرای چهارماه تو صف بمونی و آخرش هم مثل سگ کارت رو راه بندازن، موافقی؟ با بیمه رایگانی که ماهی هزار دلار به مالیاتت اضافه کنه موافقی؟
Anarchonomy
Photo
میفرمایند به رسمیت شناختن خشونت به عنوان یک وسیله، با روح سرمایهداری و بازار آزاد و اهدافش تناقض داره!
خب به نظر من نداره. اتفاقا در تمام طول تاریخ این تجار و بازرگانان بودند که شمشیر میبستند به کمرشون، یا اگه از توان خودشون خارج بود شمشیرزن استخدام میکردند. گاهی حاکم اگه بادیگارد کم میآورد، شمشیرزن تاجران رو ازشون قرض میگرفت. یک بازرگان همیشه آماده بود آدم بکشه، یا کشته بشه. ممکنه گفته بشه خشونت اونها تدافعی بود، نه تهاجمی! اتفاقا تاریخ پره از جنگها و درگیریهایی که اسپانسرش تجار بودند، با این هدف که راه تجاری جدیدی ایجاد کنند یا راه بسته شدهای رو باز کنند. ابوسفیان به اونجاش هم نبود که محمد کی رو میپرستید. تا وقتی داشت نمازشو میخوند کاریش نداشتند. وقتی محمد راه کاروانها رو بست، جمع شدند و بش حمله کردند.
وقتی دولت راه ورود بعضی کالاها رو میگیره، با وقتی که راهزنان یک تنگه رو میبستند فرقی نداره. البته الان متمدنیم مثلا و باید با روشهای دمکراتیک جلوی این راهبستنها رو بگیریم، ولی مسیر دموکراتیک هم در ایران مسدوده، و #گله_گاو «اصلاحات پایین به بالا» تو کتش نمیره. ما برای اینکه بفهمیم در یک بنبستیم به مدارک بیشتری نیاز نداریم.
تجارت آزاد همواره صلح ایجاد کرده، بدون اینکه پاسیفیست باشه.
خب به نظر من نداره. اتفاقا در تمام طول تاریخ این تجار و بازرگانان بودند که شمشیر میبستند به کمرشون، یا اگه از توان خودشون خارج بود شمشیرزن استخدام میکردند. گاهی حاکم اگه بادیگارد کم میآورد، شمشیرزن تاجران رو ازشون قرض میگرفت. یک بازرگان همیشه آماده بود آدم بکشه، یا کشته بشه. ممکنه گفته بشه خشونت اونها تدافعی بود، نه تهاجمی! اتفاقا تاریخ پره از جنگها و درگیریهایی که اسپانسرش تجار بودند، با این هدف که راه تجاری جدیدی ایجاد کنند یا راه بسته شدهای رو باز کنند. ابوسفیان به اونجاش هم نبود که محمد کی رو میپرستید. تا وقتی داشت نمازشو میخوند کاریش نداشتند. وقتی محمد راه کاروانها رو بست، جمع شدند و بش حمله کردند.
وقتی دولت راه ورود بعضی کالاها رو میگیره، با وقتی که راهزنان یک تنگه رو میبستند فرقی نداره. البته الان متمدنیم مثلا و باید با روشهای دمکراتیک جلوی این راهبستنها رو بگیریم، ولی مسیر دموکراتیک هم در ایران مسدوده، و #گله_گاو «اصلاحات پایین به بالا» تو کتش نمیره. ما برای اینکه بفهمیم در یک بنبستیم به مدارک بیشتری نیاز نداریم.
تجارت آزاد همواره صلح ایجاد کرده، بدون اینکه پاسیفیست باشه.
با وجود همه اون اقدامات ۱۹۸۴ای مقامات ویکتوریا استرالیا به بهانه کرونا، که منجر به این شد که حداقل نیمی از مردم یا ساعت کاریشون کم بشه یا کلا بیکار بشن، باز مردم ملبورن و حومه در نظرسنجی که پرسیده اگه انتخابات ایالتی همین هفته برگزار میشد به کدوم حزب رأی میدادین، نزدیک ۴۰ درصد جواب دادن حزب کارگر و دنیل اندروز!
خب وقتی سیاستمدار هرکاری که «شهوت کنترل» بش امر میکنه انجام میده و مردم هم به جای مقابله میگن آفرین آفرین، کاملا طبیعیه که نه تنها ترمز نگیره بلکه پدال گاز رو بیشتر فشار بده. اینها اگه پلیس رو میفرستن تا بریزن خونه طرف و کامپیوترش رو ضبط کنند و خودش هم بازداشت کنند به خاطر ارسال یک پست ظاهرا غیرعلمی درباره کرونا در فیسبوک، که آدم انتظار داره در کره شمالی رخ بده، کار فقط مجری و سیاستمدار نیست. این شرارت پشتوانه مردمی داره.
خب وقتی سیاستمدار هرکاری که «شهوت کنترل» بش امر میکنه انجام میده و مردم هم به جای مقابله میگن آفرین آفرین، کاملا طبیعیه که نه تنها ترمز نگیره بلکه پدال گاز رو بیشتر فشار بده. اینها اگه پلیس رو میفرستن تا بریزن خونه طرف و کامپیوترش رو ضبط کنند و خودش هم بازداشت کنند به خاطر ارسال یک پست ظاهرا غیرعلمی درباره کرونا در فیسبوک، که آدم انتظار داره در کره شمالی رخ بده، کار فقط مجری و سیاستمدار نیست. این شرارت پشتوانه مردمی داره.
قاضی گینزبرگ در بدترین زمان ممکن برای دموکراتها مرد. انگار یک نویسنده سریالهای طنز داره وقایع آمریکا رو طراحی میکنه. در فاصله یک و نیم ماه مانده به انتخاباتی که شانس برنده شدنشون زیاده، سنگینی دادگاه عالی کشور به سمت چپ رو از دست بدن، سوزش بدی ایجاد میکنه. و برای همین تهدید میکنند که شورش خواهند کرد. هرچند که خیلی نمیتونند تندش کنند، چون شورشها در نظرسنجیها به نفع حزب دموکرات تموم نشد.
اما کلیت این هیاهو درباره اینکه اکثریت این قضات لیبرال باشند یا محافظهکار، فیکه. چون در عمل خیلی تفاوت نداره. مجموعه آمریکا داره به سمت چپ میره. حتی قاضی محافظهکار هم بارها به نفع چپها رأی داده. من اگه شهروند آمریکایی بودم اهمیت نمیدادم برچسب روی این قضات چی میگه، من فقط از خودم میپرسیدم این قاضی از حق مالکیت من در برابر تجاوزات حکومت و افکار عمومی، دفاع خواهد کرد یا نه؟! و جواب این سوال در حال حاضر اصلا دلگرمکننده نیست. و البته بخشی از مشکل همینه که ۹ نفر در اون بالا این اختیار رو دارند که برای کل کشور، که شامل حق مالکیت من میشه، تصمیم بگیرند. قرار بود مجلس قانون تعیین کنه. اما الان قوانین کلیدی رو دارند این ۹ نفر تعیین میکنند! هرچند که خود اون مجلس هم یک استخوان در گلو جداگانهست، چون دو تا گنگ! هدایتش میکنند. به جای اینکه سخنگوی حزب نماینده سناتورهای حزب باشه، سناتورها نماینده سخنگو هستند! ولی حتی همین مجلس هم صلاحیت بیشتری داشت تا اون ۹ نفر.
مشکلات واشنگتن همون مشکلات آتن است. با دو فرق که الیت امروزی، با الیتی که فیلسوفان یونانی مدنظرشون بود، هیچ نسبتی ندارند. اینها آدمهای معمولیاند که حتی در یک مناظره زنده نمیتونن از پس مخالفشون بربیان. و اینکه آزادی ما به مراتب از آزادی آدمهای اون زمان، محدودتره. ما جایی نمیتونیم فرار کنیم که در سیطره دولت نباشه.
اما کلیت این هیاهو درباره اینکه اکثریت این قضات لیبرال باشند یا محافظهکار، فیکه. چون در عمل خیلی تفاوت نداره. مجموعه آمریکا داره به سمت چپ میره. حتی قاضی محافظهکار هم بارها به نفع چپها رأی داده. من اگه شهروند آمریکایی بودم اهمیت نمیدادم برچسب روی این قضات چی میگه، من فقط از خودم میپرسیدم این قاضی از حق مالکیت من در برابر تجاوزات حکومت و افکار عمومی، دفاع خواهد کرد یا نه؟! و جواب این سوال در حال حاضر اصلا دلگرمکننده نیست. و البته بخشی از مشکل همینه که ۹ نفر در اون بالا این اختیار رو دارند که برای کل کشور، که شامل حق مالکیت من میشه، تصمیم بگیرند. قرار بود مجلس قانون تعیین کنه. اما الان قوانین کلیدی رو دارند این ۹ نفر تعیین میکنند! هرچند که خود اون مجلس هم یک استخوان در گلو جداگانهست، چون دو تا گنگ! هدایتش میکنند. به جای اینکه سخنگوی حزب نماینده سناتورهای حزب باشه، سناتورها نماینده سخنگو هستند! ولی حتی همین مجلس هم صلاحیت بیشتری داشت تا اون ۹ نفر.
مشکلات واشنگتن همون مشکلات آتن است. با دو فرق که الیت امروزی، با الیتی که فیلسوفان یونانی مدنظرشون بود، هیچ نسبتی ندارند. اینها آدمهای معمولیاند که حتی در یک مناظره زنده نمیتونن از پس مخالفشون بربیان. و اینکه آزادی ما به مراتب از آزادی آدمهای اون زمان، محدودتره. ما جایی نمیتونیم فرار کنیم که در سیطره دولت نباشه.
اونتاریو فقط به خاطر فقط ۲۶۰ تست مثبت محدودیت مهمونی گرفتن رو بیشتر کرد. قبلا تا ۲۵ نفر حق داشتن تو یه خونه جمع بشن، بیرون خونه ۱۰۰ نفر. حالا داخل خونه شده ۱۰ نفر، بیرون ۲۵ نفر! مهمانهایی که تخلف کنند ۷۵۰ دلار جریمه میشن، میزبان ۱۰ هزاردلار!
امیدوارم موجودات فضایی اینارو نبینند، ممکنه قضاوت ناجوری درباره عقل انسانها بکنند. ۷۵۰ دلار برای خیلیها عدد بزرگی نیست، میشه به عنوان بلیت بش نگاه کرد. اون میزبان هم میتونه پز بده که انقدر پول دارم که ده هزارتا فقط خرج جریمه رفیقام بکنم! جریمه سنگینتر باید برای مهمان باشه نه میزبان. چون میزبان نمیتونه بیست نفرو به زور بکشونه تو خونهش، ولی بیست نفر که فقط ده نفرشون دعوت شدن میتونن بریزن خونه یه نفر و نقرهداغش کنند. میزبان نمیتونه رفیقِ رفیقش رو به این دلیل که اضافهست از خونه بندازه بیرون که. بیرون خونه رو چجوری کنترل کنه؟ شعور بروکرات به درک سادهترین روابط اجتماعی هم نمیرسه.
بروکرات فکر میکنه ویروس ببینه یه میزبان به جای اینکه یه پارتی ۲۰ نفره ترتیب بده، دوبار پارتی ۱۰ نفره میگیره، به خودش میگه اوکی تو این خونه منتشر نمیشم!
امیدوارم موجودات فضایی اینارو نبینند، ممکنه قضاوت ناجوری درباره عقل انسانها بکنند. ۷۵۰ دلار برای خیلیها عدد بزرگی نیست، میشه به عنوان بلیت بش نگاه کرد. اون میزبان هم میتونه پز بده که انقدر پول دارم که ده هزارتا فقط خرج جریمه رفیقام بکنم! جریمه سنگینتر باید برای مهمان باشه نه میزبان. چون میزبان نمیتونه بیست نفرو به زور بکشونه تو خونهش، ولی بیست نفر که فقط ده نفرشون دعوت شدن میتونن بریزن خونه یه نفر و نقرهداغش کنند. میزبان نمیتونه رفیقِ رفیقش رو به این دلیل که اضافهست از خونه بندازه بیرون که. بیرون خونه رو چجوری کنترل کنه؟ شعور بروکرات به درک سادهترین روابط اجتماعی هم نمیرسه.
بروکرات فکر میکنه ویروس ببینه یه میزبان به جای اینکه یه پارتی ۲۰ نفره ترتیب بده، دوبار پارتی ۱۰ نفره میگیره، به خودش میگه اوکی تو این خونه منتشر نمیشم!
«... یکی از شروط ابتدایی پیروزی سوسیالیسم مسلح کردن کارگران و خلع سلاح طبقه متوسط است».
رفیق لنین.
از اول قرار نبوده فقط کسانی که مسلح نبودند مسلح بشن. ار اول برنامه مسلح شدن یک عده، و خلع سلاح یک عده دیگه بوده. اونها نمیخواستند همه مسلح باشند. میخواستند جای مسلحها و غیرمسلحها رو عوض کنند.
لنین مرده اما فرمولی که ارائه داد همچنان زندهست. از استرالیا تا آمریکا از آلمان تا چین، عدهای حق دارند مسلح باشند و عدهای حق ندارند. دولت حق داره، و مردم عادی حق ندارند. یا سلبریتیهای سوسیالیست حق دارند (بادیگاردهاشون مسلحند)، اما مغازهدارها حق ندارند!
برای همین معتقدم طرفداران بازار آزاد باید نگرششون درباره خشونت رو تغییر بدن. همه افراد بالای پونزده سال باید نامههای لنین رو بخونند تا بدونند ما با چه چیزی طرفیم.
رفیق لنین.
از اول قرار نبوده فقط کسانی که مسلح نبودند مسلح بشن. ار اول برنامه مسلح شدن یک عده، و خلع سلاح یک عده دیگه بوده. اونها نمیخواستند همه مسلح باشند. میخواستند جای مسلحها و غیرمسلحها رو عوض کنند.
لنین مرده اما فرمولی که ارائه داد همچنان زندهست. از استرالیا تا آمریکا از آلمان تا چین، عدهای حق دارند مسلح باشند و عدهای حق ندارند. دولت حق داره، و مردم عادی حق ندارند. یا سلبریتیهای سوسیالیست حق دارند (بادیگاردهاشون مسلحند)، اما مغازهدارها حق ندارند!
برای همین معتقدم طرفداران بازار آزاد باید نگرششون درباره خشونت رو تغییر بدن. همه افراد بالای پونزده سال باید نامههای لنین رو بخونند تا بدونند ما با چه چیزی طرفیم.
در صحبت جناب خالقی این پیشفرض وجود داره که رشد اقتصادی باعث ایجاد طبقه متوسط مطالبهگر میشه و برای کنترل این مطالبهگری، حکومت اقتدارگرا به تکنولوژی چنگ میزنه.
اما طبقه متوسط چین با طبقه متوسط ما خاورمیانهایها هم متفاوته، چه برسه طبقه متوسط غربی. اونجا افزایش رفاه، لزوما منجر به افزایش مطالبه اجتماعی و سیاسی نمیشه. و نشده. ملتی که در یک دعوای تجاری بین یک شرکت خارجی و یک شرکت داخلی، به جای اینکه دغدغه این رو داشته باشند که انتخابهای متنوع موجود در بازار رو از دست ندن، برای خروج تقریبا اجباری اون شرکت خارجی از بازارشون هورا میکشند، ملتی نیست که برای حکومت چالش ایجاد کنه. وجود یا فقدان آزادی، آثار تربیتی داره. از وقتی که یه قسمت از آذربایجان از ایران جدا شد زمان خیلی زیادی نمیگذره، اما امروز آذربایجانی اونطرف مرز با وجود تمام اشتراکات زبانی و فرهنگی، دیگه مثل آذربایجانی اینطرف مرز نیست. فضای بسته و ناسیونالیستی چین مردمی ساخته که اهداف و آرمانها و حتی شهوات حکومتی رو جذب خودشون کردن. اینکه حزب کمونیست اصرار داره به کنترل بیشتری دست پیدا کنه به این معنی نیست که کنترل بیشتری نیاز داشته یا نیاز پیدا خواهد کرد. اونها کنترل رو به خاطر خود کنترل میخوان. چه لازمش داشته باشند چه نداشته باشند.
https://t.me/RahbordChannel/1777
اما طبقه متوسط چین با طبقه متوسط ما خاورمیانهایها هم متفاوته، چه برسه طبقه متوسط غربی. اونجا افزایش رفاه، لزوما منجر به افزایش مطالبه اجتماعی و سیاسی نمیشه. و نشده. ملتی که در یک دعوای تجاری بین یک شرکت خارجی و یک شرکت داخلی، به جای اینکه دغدغه این رو داشته باشند که انتخابهای متنوع موجود در بازار رو از دست ندن، برای خروج تقریبا اجباری اون شرکت خارجی از بازارشون هورا میکشند، ملتی نیست که برای حکومت چالش ایجاد کنه. وجود یا فقدان آزادی، آثار تربیتی داره. از وقتی که یه قسمت از آذربایجان از ایران جدا شد زمان خیلی زیادی نمیگذره، اما امروز آذربایجانی اونطرف مرز با وجود تمام اشتراکات زبانی و فرهنگی، دیگه مثل آذربایجانی اینطرف مرز نیست. فضای بسته و ناسیونالیستی چین مردمی ساخته که اهداف و آرمانها و حتی شهوات حکومتی رو جذب خودشون کردن. اینکه حزب کمونیست اصرار داره به کنترل بیشتری دست پیدا کنه به این معنی نیست که کنترل بیشتری نیاز داشته یا نیاز پیدا خواهد کرد. اونها کنترل رو به خاطر خود کنترل میخوان. چه لازمش داشته باشند چه نداشته باشند.
https://t.me/RahbordChannel/1777
Telegram
راهبرد
آیا چین برای دنیا خطرناک خواهد بود؟
احتمالا متهم به چین هراسی بشوم، ولی چه باک! قدرت گرفتن امثال چین و روسیه دنیا را جای بهتری نخواهد کرد (خوشبختانه انگار به دلایل جدی محتمل نیست)، مراقب این پدیده جدید اقتدارگرایی فنی باشید، والله اعلم.
@ecoiran_webtv…
احتمالا متهم به چین هراسی بشوم، ولی چه باک! قدرت گرفتن امثال چین و روسیه دنیا را جای بهتری نخواهد کرد (خوشبختانه انگار به دلایل جدی محتمل نیست)، مراقب این پدیده جدید اقتدارگرایی فنی باشید، والله اعلم.
@ecoiran_webtv…
یک نمونه بومی ازینکه مردم عادی شهوات حکومتی رو جذب میکنند همینه. خشونت حکومت داخلی رو، حتی اگه مشروعیت و مقبولیت نداشته باشه، و حتی اگه خودش هیچوقت بشون رأی نداده باشه، نه تنها خفیف بلکه بر حق میبینه. اما خشونت حکومت خارجی رو، حداکثری و باطل محض میبینه، و هم در حداکثری بودنش اغراق سینمایی میکنه، هم در باطل بودنش.
وقتی چیزی رو نمیشه ممنوع کرد، یا نمیشه از ممنوعیت درآورد، بهترین راه حل اینه که از موضوعیت خارجش کرد. متأسفانه جامعه فعلی توان از موضوعیت خارج کردن الزامی بودن حجاب رو نداره، چون اکثر زنان همچنان به حجاب تقید دارند. و بعیده این یک تقید، مذهبی باشه. چون معنی نداره کسانی که حتی نماز نمیخونند (که موادی که روی پوستشونه و با وضوداری تناقض داره فقط یکی از علائمشه) تقید شریعتمدارانه به حجاب اسلامی داشته باشند. اگه زنان خود حجاب رو رعایت نمیکردند، که در مورد موانعش اغراقهای زیادی شده، دیگه اینکه حکومت الزامی رسمی براش قائله یا نه موضوعیتی نمیداشت. همونطور که با وجود اینترنت دیگه مهم نیست حکومت ماهواره رو ممنوع کرده یا نه، چون خود تلویزیون رو دیگه نگاه نمیکنند.
چهارشنبههای سفید، یا هرنوع حرکت مشابه رسانهای، برای تخریب حکومت مفیده، اما به درد آزادی پوشش نمیخوره. تا وقتی که زنان حتی در خیابانهای خلوت هم که هیچ کنترلی وجود نداره حاضر نیستند کشف حجاب کنند، این موضوع رو باید کنار گذاشت و به مسائل مهمتر پرداخت.
چهارشنبههای سفید، یا هرنوع حرکت مشابه رسانهای، برای تخریب حکومت مفیده، اما به درد آزادی پوشش نمیخوره. تا وقتی که زنان حتی در خیابانهای خلوت هم که هیچ کنترلی وجود نداره حاضر نیستند کشف حجاب کنند، این موضوع رو باید کنار گذاشت و به مسائل مهمتر پرداخت.
اینترنت فقط دسترسی به زیباییهای جنسی رو بیشتر نکرد؛ دامنه آدمشناسی رو هم گسترش داد. همونطور که چهرههای زیبا، بدنهای زیبا و صداهای زیبای آدمهایی هزاران کیلومتر دورتر، توقعات رو از چهرهها و بدنها و صداهای محلی بالا برد، آشنا شدن با طرز رفتار آدمهایی هزاران کیلومتر دورتر هم به افراد نشون میداد که رفتار اطرافیانشون میتونست خیلی متفاوتتر ازینها باشه، که این حس رو ایجاد میکنه که کاش به جای آدمهایی که نزدیکم هستند، آقای ایکس و خانوم ایگرگ که هزاران کیلومتر ازم دورترند؛ همسرم، برادرم، رفیقم، همکارم بودند. و این فرسودهکنندهتر از حسرتِ نداشتن پارتنری با چهره و بدن و صدای ایدهآله.
اینترنت که به عنوان بهترین مصداق اجرا شده عدالت معرفیش میکنند، دقیقا اثباتکننده این واقعیته که عدالت، فقط یک رویاست. قرار نیست هرچیزی در جای درست خودش قرار بگیره. چون هیچ جای درستی وجود نداره. این ماییم که تو ذهنمون جای درست میسازیم، که او باید اینجا باشد، یا من باید آنجا میبودم.
اینترنت که به عنوان بهترین مصداق اجرا شده عدالت معرفیش میکنند، دقیقا اثباتکننده این واقعیته که عدالت، فقط یک رویاست. قرار نیست هرچیزی در جای درست خودش قرار بگیره. چون هیچ جای درستی وجود نداره. این ماییم که تو ذهنمون جای درست میسازیم، که او باید اینجا باشد، یا من باید آنجا میبودم.