دادههای اقتصادی ایران و نرخ مشارکت زنان در اقتصاد، این چیزی که شما میگید رو تأیید نمیکنه. ما هنوز با اونجایی که یک جمعیت میلیونی از دخترها بتونند بگن که وضع مالی بهتری از پسرها دارند یا به راحتی میتونند مستقل زندگی کنند، فاصله داریم. دخترهایی که به این سطح رسیدن چون خودنمایی بیشتری هم دارند در فضای اینترنتی، به چشمتون پرتعداد میان.
در مورد هوش و زیبایی نظری ندارم.
در مورد هوش و زیبایی نظری ندارم.
دختری ۱۴ ساله به پدرش که طلاق گرفته بوده میگه دلم برای مادرم تنگ شده، منو ببر پیشش، وقتی میره اونجا مادره بش گیر میده که چرا نصف شب مشغول چت هستی، و دختره عصبانی میشه و میره با کابل شارژر موبایل مادرش رو خفه میکنه!
این سناریو مضحک رو حتی فریدون جیرانی هم اوکی نمیکرد برای یک فیلم درجه سه! ولی رسانههای حکومتی انتظار دارند باور کنیم!
وقتی ما با خبرنگارهایی طرفیم که درست شبی که فضای نت زیر سایه یک اعدام بیمعنیه، خبر دو ماه قبل عمل تغییر جنسیت یک سلبریتی رو ترند میکنند، یعنی به هیچ توضیح و تشریحی نباید اعتماد کرد. حتی درباره جرائم متداول.
این سناریو مضحک رو حتی فریدون جیرانی هم اوکی نمیکرد برای یک فیلم درجه سه! ولی رسانههای حکومتی انتظار دارند باور کنیم!
وقتی ما با خبرنگارهایی طرفیم که درست شبی که فضای نت زیر سایه یک اعدام بیمعنیه، خبر دو ماه قبل عمل تغییر جنسیت یک سلبریتی رو ترند میکنند، یعنی به هیچ توضیح و تشریحی نباید اعتماد کرد. حتی درباره جرائم متداول.
همین یک مورد کافی بود برای به باد رفتن کل آبروی چپ، چه در آمریکا و چه در اروپا. حتی چامسکی هم انقدر مرد نبود که بیاد بگه ترامپ هرچی باشه جنگطلب نیست. هر شعاری که چپها دادند، و ما انقدر سادهلوح بودیم که باور کنیم، یک وسیله برای تصاحب قدرت بود و بس. البته من از «پلیس موضعگیری» بودن خوشم نمیاد که بگم آهای یارو، چرا ساکتی؟ ولی سکوت چهرههای چپ درباره نه تنها بیمیلی شدید دولت فعلی آمریکا به جنگ، بلکه طمعش برای ایجاد مصالحههای تاریخی، نشون میده دغدغه واقعی اینها، چیزهایی نبود که میگفتند. از طرفی اینکه کارهای مثبت در کارنامه محافظهکارها ثبت بشه، ناراحتند. هر نوع تأیید اقدامات این دولت، یعنی پذیرفتن تثبیتشون در اون کارنامه. و این جور لجبازیها از قبیلهگرایی منتج میشه.
جو بایدن که عین جسده، به قیافه اون زن نگاه کنید.. حتی با کیفیت پایین ویدئو هم نفرت رو میشه تو چشماش دید. اینجا جاییه که یه پسر خوشتیپ از نیروی هوایی جلوشون رو میگیره و میگه چرا باید به تو رأی بدیم وقتی جنگی راه انداختین که دوستامون رو توش از دست دادیم؟!
برای ما این صحنهها رویاییه.. چون اینجا نه کسی جرئت داره به خلیفه چیزی بگه، نه خلیفه برای بقا در قدرت نیاز داره خودش رو با زبان بیلکنت مردم گستاخ روبرو کنه. اما نباید در این صحنهها متوقف موند. اینکه دوستت در جنگ بمیره و بتونی بدون لکنت، حاکم سیاسی رو به چالش بکشی، قله رفیعی نیست. بهتر بود که کشته نمیشدند، که الان لازم نباشه حاکم رو بازخواست کرد. و در صورتی کشته نمیشدند که این عوضیها، که حتی نگاهشون هم شیطانیه، انقدر قدرت نداشتند. دولت بزرگ و متمرکز، هیولا میسازه. فرقی نداره به عنوان شهروند چقدر در برابرش شجاع باشیم.
برای ما این صحنهها رویاییه.. چون اینجا نه کسی جرئت داره به خلیفه چیزی بگه، نه خلیفه برای بقا در قدرت نیاز داره خودش رو با زبان بیلکنت مردم گستاخ روبرو کنه. اما نباید در این صحنهها متوقف موند. اینکه دوستت در جنگ بمیره و بتونی بدون لکنت، حاکم سیاسی رو به چالش بکشی، قله رفیعی نیست. بهتر بود که کشته نمیشدند، که الان لازم نباشه حاکم رو بازخواست کرد. و در صورتی کشته نمیشدند که این عوضیها، که حتی نگاهشون هم شیطانیه، انقدر قدرت نداشتند. دولت بزرگ و متمرکز، هیولا میسازه. فرقی نداره به عنوان شهروند چقدر در برابرش شجاع باشیم.
وقتی جایی که کسی که در تمام عمرش با چوب مجسمه ساخته نشسته، درباره انواع چوب حرف بزنی، گوشهاش رو تیز میکنه، تا خودش رو آماده کنه که اگه سوال تخصصی داشتی، زودتر از بقیه مفصلترین جواب رو بده، یا اگه چیزی رو اشتباه گفتی با اعتماد به نفس بیشتری نسبت به بقیه، ایرادت رو بگیره. و ذوقی کودکانه داره که موقعیتی پیش اومده که میتونه نشون بده تخصصش سرمایه بزرگیه و عمرش هدر نرفته.
میشه مجسمهساز رو با هرکسی عوض کرد. همه همینند. موجوداتی ترحمبرانگیز که به هرچیزی چنگ میزنند تا باش هویت بسازند، که به خودشون و به دیگران بگن «من اینم». مثل پرندهای که از خس و خاشاک لونه میسازه، و برای حفاظت ازش میجنگه. نمیتونند چیزی نباشند، چون نمیتونند کسی نباشند. کم پیش میاد که وقتی یکی میگه من با سی و پنج سال سابقه پرواز میگم... سوژه خنده و تمسخر دیگران بشه. معمولا «من اینم، و دارم اینو میگم. و چون اینم، چیزی که دارم میگم معتبره» کار میکنه و مردم میپذیرند. مشابهات بسیاره: من روزی سی تا مریض کرونایی میبینم! من چهل ساله هرروز تدریس میکنم...
یکیشون رو هیچوقت یادم نمیره، که با دوربین لارج فرمت از برهوت عکس میگرفت. ازینایی که یه چادر مشکی میکشن رو سرشون و اون زیر کادربندی و فوکوس رو چک میکنند. گفت «میدونی برف تا زانو باشه و تا بالای تپه بری، فوکوس رو تنظیم کنی، و اسلاید رو بذاری، و در حالی که انگشتات یخ زده درش بیاری و در حالی که باد تیز میوزه با دقت جابجاش کنی، یعنی چی؟ من سی ساله دارم اینکارو میکنم». لعنتی عکسهای خوبی هم میگرفت.. ولی نمیتونست نگه «من اینم».
بعضیها متوجه این هستند و سعی میکنند سرکوبش کنند، تا نسخه متواضعی از خودشون بدست بیاد. که دچار سوء تفاهمند. اگه لازمه سرکوبش کنی، یعنی اندازه کسی که سرکوبی به کار نگرفته، درگیری. موضوع این نیست که سی سال به فاک رفتن برای ثبت حماسیترین عکسهای طبیعت، چیز مهمی نیست. موضوع این است که تو نباید فقط این باشی. اگه این «من اینم» رو به نحوی ازت بگیرن، چی ازت باقی میمونه؟
میشه مجسمهساز رو با هرکسی عوض کرد. همه همینند. موجوداتی ترحمبرانگیز که به هرچیزی چنگ میزنند تا باش هویت بسازند، که به خودشون و به دیگران بگن «من اینم». مثل پرندهای که از خس و خاشاک لونه میسازه، و برای حفاظت ازش میجنگه. نمیتونند چیزی نباشند، چون نمیتونند کسی نباشند. کم پیش میاد که وقتی یکی میگه من با سی و پنج سال سابقه پرواز میگم... سوژه خنده و تمسخر دیگران بشه. معمولا «من اینم، و دارم اینو میگم. و چون اینم، چیزی که دارم میگم معتبره» کار میکنه و مردم میپذیرند. مشابهات بسیاره: من روزی سی تا مریض کرونایی میبینم! من چهل ساله هرروز تدریس میکنم...
یکیشون رو هیچوقت یادم نمیره، که با دوربین لارج فرمت از برهوت عکس میگرفت. ازینایی که یه چادر مشکی میکشن رو سرشون و اون زیر کادربندی و فوکوس رو چک میکنند. گفت «میدونی برف تا زانو باشه و تا بالای تپه بری، فوکوس رو تنظیم کنی، و اسلاید رو بذاری، و در حالی که انگشتات یخ زده درش بیاری و در حالی که باد تیز میوزه با دقت جابجاش کنی، یعنی چی؟ من سی ساله دارم اینکارو میکنم». لعنتی عکسهای خوبی هم میگرفت.. ولی نمیتونست نگه «من اینم».
بعضیها متوجه این هستند و سعی میکنند سرکوبش کنند، تا نسخه متواضعی از خودشون بدست بیاد. که دچار سوء تفاهمند. اگه لازمه سرکوبش کنی، یعنی اندازه کسی که سرکوبی به کار نگرفته، درگیری. موضوع این نیست که سی سال به فاک رفتن برای ثبت حماسیترین عکسهای طبیعت، چیز مهمی نیست. موضوع این است که تو نباید فقط این باشی. اگه این «من اینم» رو به نحوی ازت بگیرن، چی ازت باقی میمونه؟
فقط در یک سال گذشته ترامپ چندین نهاد رو تهدید کرده که بودجهشون رو قطع میکنه. که در مورد همهشون هم حق داشته. مثل بیمارستانی که تعرفهها رو نمیذاره تو سایتش. مثل سازمان دولتی که برای کارمندان کورس میذاره که بشون بگه باید با سفیدپوستها مبارزه کرد! مثل مدرسهای که معلمش نمیاد سر کار اما حقوق میگیره. مثل شهرداریای که امنیت رو تأمین نمیکنه. مثل دانشگاهی که اجازه نمیده هرکسی بیاد تو پردیسش سخنرانی کنه (که به طور ضمنی نشون میده پول مالیاتدهنده داره در چه دامنه وسیعی از مکندههای بودجه، توزیع میشه). حالا اگه دولت عوض بشه و بایدن به ریاستجمهوری برسه یا هرکس دیگه که دیدگاهش مخالف دولت فعلیه، یا همه لغوشدگیهای قبلی رو لغو میکنه، یا خودش بودجه یه جاهای دیگه رو قطع میکنه. و درسته که هر طرف دلایل متفاوتی برای خودش داره، از اشتراک هر دو میشه نتیجه گرفت حتی خود دولتیها میدونند که پول مردم نباید جایی خرج بشه که نمیخوان اونجا خرج بشه. فقط مشکل اینه که منظور هر کدوم از طرفین از «مردم» نیمی از مردمه، یا اونایی که بشون رأی دادن. پس همواره هر جناحی برنده بشه، پول مردم طرف مقابل رو جایی خرج میکنه که فقط مردم طرف خودش موافقند اونجا خرج بشه! و مردم با علم به این موضوع، از دورههای ریاستجمهوری و پارلمانی، استفاده میکنند تا خسارتی که طرف مقابل در دوره قبل که باخته بودند بشون وارد کرده بود رو جبران کنند. پول من مسیحی رو خرج سوبسید دادن به سقط جنین کردی؟ حالا بشین ببین من پولتو چجوری خرج کهنهسربازها میکنم! پول من لیبرال رو خرج کمک به اسراییل کردی؟ حالا بشین ببین من پولتو چجوری خرج پروپاگاندای نژادی میکنم!
بهتر نیست کلا پولی دست دولت نباشه تا دعوایی هم سرش راه نیفته؟
بهتر نیست کلا پولی دست دولت نباشه تا دعوایی هم سرش راه نیفته؟
ترامپ: «من نمیگم کل ارتش عاشقم هستن. سربازها چرا، هستن. اونایی که اون بالان احتمالا نیستن، چون فقط میخوان جنگ کنند تا همه اون شرکت خوشگلهایی که بمب و هواپیما و چیزهای دیگه میسازن، راضی بمونند».
چنین موضعگیری بیتعارفی در تاریخ معاصر آمریکا تقریبا بینظیره. کی فکرش رو میکرد این یک بسازبفروش باشه که بالاخره جرئت مقابله با ژنرالها رو به نمایش بذاره؟ حتی اگه در حد یک نمایش باشه، که نیست و بسیار جدیتره، مردم آمریکا و دنیا به این نمایش نیاز دارن. برای دههها سه ضلع پنتاگون، دستگاههای امنیتی، و رسانهها بودند که تعریف میکردند خصلت آمریکایی، چه نوع خصلتیست. و همه ما، یک همهی خیلی بزرگ از ما، تحت تأثیر تربیت جهانی اینها بودیم. جانوران آکادمیکی که همه فکر میکردند دارند کارشون رو درست انجام میدن و قدرت آمریکا مدیون اونهاست!
چنین موضعگیری بیتعارفی در تاریخ معاصر آمریکا تقریبا بینظیره. کی فکرش رو میکرد این یک بسازبفروش باشه که بالاخره جرئت مقابله با ژنرالها رو به نمایش بذاره؟ حتی اگه در حد یک نمایش باشه، که نیست و بسیار جدیتره، مردم آمریکا و دنیا به این نمایش نیاز دارن. برای دههها سه ضلع پنتاگون، دستگاههای امنیتی، و رسانهها بودند که تعریف میکردند خصلت آمریکایی، چه نوع خصلتیست. و همه ما، یک همهی خیلی بزرگ از ما، تحت تأثیر تربیت جهانی اینها بودیم. جانوران آکادمیکی که همه فکر میکردند دارند کارشون رو درست انجام میدن و قدرت آمریکا مدیون اونهاست!
اولا که همهجا رو بهم نریختن اسمش انزوا نیست. این صفت رو هم نئوکانها باب کردند که باش برچسب بزنند به مخالفان جنگبازی.
دوما که ما آلردی تنهاییم با این یاغیها عزیزجان. اینها اگر هم با شیعیان درگیر بشن، تا اونجایی که شرشون رو از منافعشون دور کنه درگیر میشن. همونطور که دیدید حاجیشون رو تکه تکه کردند، و سانتریفیوژهاشون رو از آسمون زدند، و آب هم از آب تکون نخورد. همینکه آب تو آسیاب آخوندها نریزن، باید کلاهمون رو بندازیم بالا.
سوما، فرض کنیم خیر در این بود، و عملی بود، که کدخدا بمونه اینجا کشیک بده که شیعیان ما رو نخورند. رو چه حسابی این وظیفه حساس رو باید رو دوش کسانی گذاشت که به ملت خودشون هم وفادار نیستند؟ مثلا سوزان رایس! این آدمه؟
دوما که ما آلردی تنهاییم با این یاغیها عزیزجان. اینها اگر هم با شیعیان درگیر بشن، تا اونجایی که شرشون رو از منافعشون دور کنه درگیر میشن. همونطور که دیدید حاجیشون رو تکه تکه کردند، و سانتریفیوژهاشون رو از آسمون زدند، و آب هم از آب تکون نخورد. همینکه آب تو آسیاب آخوندها نریزن، باید کلاهمون رو بندازیم بالا.
سوما، فرض کنیم خیر در این بود، و عملی بود، که کدخدا بمونه اینجا کشیک بده که شیعیان ما رو نخورند. رو چه حسابی این وظیفه حساس رو باید رو دوش کسانی گذاشت که به ملت خودشون هم وفادار نیستند؟ مثلا سوزان رایس! این آدمه؟
کالیفرنیا میگه همه باید ماشین برقی سوار بشن. همون کالیفرنیا میگه تو دمای ۳۸ درجه کولرتون رو خاموش کنید، چون ما نمیدونیم چجوری برق رو تأمین کنیم!
ثروتمندترین منطقه روی کره زمین، به خاطر مخالفت ایدئولوژیک با برق هستهای، و هدر دادن منابعش در پروژههای فانتزی خورشیدی و بادی، حالا مثل عراق درگیر خاموشیه! اینا میخواستن دنیا جای امنی برای دلفینها و گوزنها و لاکپشتها بشه، اما نه تنها توفیری به حال حیوانات ایجاد نشد، که برای آدمها هم ناامن شد!
رأی دادن به چپ، که یعنی رأی دادن به رویا، کیفیت زندگی رو پایین میاره. حتی اگه رو کوهی از ثروت نشسته باشیم.
ثروتمندترین منطقه روی کره زمین، به خاطر مخالفت ایدئولوژیک با برق هستهای، و هدر دادن منابعش در پروژههای فانتزی خورشیدی و بادی، حالا مثل عراق درگیر خاموشیه! اینا میخواستن دنیا جای امنی برای دلفینها و گوزنها و لاکپشتها بشه، اما نه تنها توفیری به حال حیوانات ایجاد نشد، که برای آدمها هم ناامن شد!
رأی دادن به چپ، که یعنی رأی دادن به رویا، کیفیت زندگی رو پایین میاره. حتی اگه رو کوهی از ثروت نشسته باشیم.
Anarchonomy
جو بایدن که عین جسده، به قیافه اون زن نگاه کنید.. حتی با کیفیت پایین ویدئو هم نفرت رو میشه تو چشماش دید. اینجا جاییه که یه پسر خوشتیپ از نیروی هوایی جلوشون رو میگیره و میگه چرا باید به تو رأی بدیم وقتی جنگی راه انداختین که دوستامون رو توش از دست دادیم؟! …
یه چیزی تو این کلیپ بود که یادم رفت بگم. بایدن در دفاع از خودش میگه پسر خودم هم رفت عراق! یعنی شخصا درگیر این مصیبتی که تو ازش حرف میزنی بودم.
فارغ ازینکه خطری که پسرش رو تهدید میکرد در حد خطری که بقیه رو تهدید میکرد بود یا نبود، اصل قضیه اینه که خود سیاستمدار میتونه شریک بشه در هزینهها. نسیم طالب بارها گفته که میخوای جنگ راه نیفته باید سیاستمدارهایی که در آتشش میدمند رو در ریسکش شریک کرد. اما من دو سال پیش نوشتم که این شراکت لازم هست، ولی کافی نیست. چون بسیاری ازونهایی که جنگ راه میندازن، نه تنها پسرشون بلکه حاضرند خودشون رو هم در معرض خطر قرار بدن. چون میل به جنگیدن فقط انگیزههای مادی نداره. بعضیها بیمارِ جنگیدنند.
متأسفانه پستهای قدیمیم رو نمیتونم پیدا کنم.
فارغ ازینکه خطری که پسرش رو تهدید میکرد در حد خطری که بقیه رو تهدید میکرد بود یا نبود، اصل قضیه اینه که خود سیاستمدار میتونه شریک بشه در هزینهها. نسیم طالب بارها گفته که میخوای جنگ راه نیفته باید سیاستمدارهایی که در آتشش میدمند رو در ریسکش شریک کرد. اما من دو سال پیش نوشتم که این شراکت لازم هست، ولی کافی نیست. چون بسیاری ازونهایی که جنگ راه میندازن، نه تنها پسرشون بلکه حاضرند خودشون رو هم در معرض خطر قرار بدن. چون میل به جنگیدن فقط انگیزههای مادی نداره. بعضیها بیمارِ جنگیدنند.
متأسفانه پستهای قدیمیم رو نمیتونم پیدا کنم.
قد ۱۶۰، وزن ۹۰؟ غیر از هزینههای لیست شده یه پولی هم باید به ارتوپد بدیم.. اینو شور «خدمت به شوهر» بگیره یهو هیکلشو بندازه روت مهرههات جابجا میشه.
https://t.me/daftarkhonerasmi10/168
https://t.me/daftarkhonerasmi10/168
❤2
طبقه متوسط شهری داره با محرومیتی آشنا میشه که از خیلی قبلترش خیلیها در دهکهای پایینتر تجربه کرده بودند. ولی چون ازشون ایزوله بود تازه الان داره حسش میکنه. یه زمانی به مدد پمپاژ دلار نفتی به بازار، ازین موقعیت لاکشری برخوردار بود که درست وقتی عدهای از همین مردم اگه مواد قاچاق نمیکردند از گرسنگی میمردند، درباره عزت ملی و پاسپورت دغدغه داشته باشه. موقعیت لاکشری «سپر داشتن در برابر پرینتر بانک مرکزی». اما حالا خودش هم به جمعیت بزرگ بیسپرها ملحق شده. و اصلا آماده پاکستانیزه شدن کل ایران نیست.
فکر میکنید چند درصد مردم ایران با این طرح موافقند که دولت علاوه بر حداقل سن ازدواج، حداکثر اختلاف سنی زوجین رو هم تعیین و بیش ازون رو غیرقانونی کنه؟
Anonymous Poll
53%
۲۰ درصد و کمتر
15%
۴۰ درصد و کمتر
13%
۶۰ درصد و کمتر
6%
۸۰ درصد و کمتر
13%
بیش از ۸۰ درصد
Anarchonomy
فکر میکنید چند درصد مردم ایران با این طرح موافقند که دولت علاوه بر حداقل سن ازدواج، حداکثر اختلاف سنی زوجین رو هم تعیین و بیش ازون رو غیرقانونی کنه؟
کسانی که گزینه اول رو انتخاب کردن احتمالا جمعیت بلوچها و خانواده طلاب و روحانیون رو خیلی بیشتر از چیزی که هستند در نظر گرفتند. اگه این اقلیت شدیدا سنی و شدیدا شیعه رو بذاریم کنار، عموم مردم با اینکه اختلاف سن زیاد باشه مخالفند. البته مخالفت نظری، با مخالفت موقع رأی دادن فرق داره. تا وقتی در حد صحبته میگن «مرتیکه خجالت نمیکشه با یکی تو سن دخترش ازدواج کرده» یا برعکس. در همین حد. اما وقتی میپرسی خوبه که غیرقانونی بشه؟ یهو خیلی جدی بش نگاه میکنند و جواب مثبت میدن.
بهرحال فارغ ازینکه دولت بخواد این دخالت رو انجام بده یا یک نهاد دیگه، نفس این دخالت، که دیگران تعیین کنند چه چیزی برای زندگی شخصی دو نفر به صلاحه، و چه چیزی نیست، نشان بیعقلیه.
بهرحال فارغ ازینکه دولت بخواد این دخالت رو انجام بده یا یک نهاد دیگه، نفس این دخالت، که دیگران تعیین کنند چه چیزی برای زندگی شخصی دو نفر به صلاحه، و چه چیزی نیست، نشان بیعقلیه.