Anarchonomy
43.5K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
فحش دادن به این مردک کار راحتیه و دوستان به خوبی انجام دادند، اما سه نکته هست که باید من درباره‌ش بگم.

- این فرد لزوما وقیح‌تر از بقیه آدم‌های حکومت نیست. این فقط بلد نیست سیاستمدارانه حرف بزنه. و گرنه چیزی که میگه، موضع خیلی‌هاست. و مختص ایران هم نیست. همونطور که قبلا گفتم اگه دولت‌ها میخواستن با مسئله عضوفروشی مبارزه کنند، با همون جدیتی که تروریست‌ها رو شکار می‌کنند؛ جراحان رو ترور می‌کردند و بیمارستان‌هایی که محل انتقال این کلیه‌هاست با پهپاد میزدن! ولی نمی‌کنند. چون خودشون به این نقل و انتقال نیاز دارند. دقیقا هدف اینه کلیه از بدن انسان فقیرتر و ضعیف‌تر به بدن انسان ثروتمندتر و قدرتمندتر منتقل بشه. و گرنه چطور ممکنه دولت‌هایی که حتی تا مقدار گلوکزی که تو غذاهامون هست هم دخالت می‌کنند و اگه زیاد باشه جریمه‌مون می‌کنند، به فروش کلیه که میرسه ناگهان بکشن کنار و هیچ دخالتی نکنند؟

- اما آیا واقعا دولت باید دخالت کنه؟ اگر در یک روز موعود بزمجه‌های فعلی که بر مسند قدرت نشستن رو در دریا ریختیم و به کسانی مسئولیت دادیم که خوی انسانی دارند، باید ازشون بخوایم دخالت کنند و جلوی این خرید و فروش رو حتی اگه شده با اعمال خشونت، بگیرند؟ خیر. فروختن کلیه، حماقته. هیچ عضو حیاتی در بدن اضافه نیست. حذف هر کدومش، اگه امضای خودکشی نباشه، امضای کوتاه کردن عمر هست قطعا. آدم بهتره با فقر بمیره تا اینکه یه مدت اضافه‌تری ناقص باشه و بعد با فقر بمیره. اما این تصمیم به عهده هر فرده. دولت نه حق داره، و نه قابلیتش رو داره که جای عقل افراد بشینه! اما اگه هم با یک سری از معاملات مخالف باشیم و هم نخوایم دولت دخالت کنه، چطور می‌تونیم جلوش رو بگیریم؟
قسمت آخر این سوال ایراد داره. شما نباید جلوی یک تجارت رو بگیری تا جلوش رو بگیری. اگه با تجارت خاصی مخالفی، باید منسوخش کنی. منسوخ‌سازی دو راه داره. یا تکنولوژی و امکانات و شرایط طوری عوض بشه که اون تجارت بلاموضوع بشه. مثلا کلیه‌های مصنوعی اختراع بشن. یا اینکه مردم به صورت هماهنگ منتفعین اون تجارت رو بایکوت کنند، که شامل همه طرفین بشه. در حال حاضر، اگه هم جراحان، مسئولان بیمارستان‌ها، و همه هماهنگ‌کننده‌ها بی‌آبرو بشن، که نمیشن، کسی به فروشنده فحشی نمیده! چون فقیره، گناه داره!
لذا اراده‌ای برای بایکوت وجود نداره.

- هر فروختن غیرمجازی، هم‌ارز کلیه‌فروشی نیست. خیلی ازین غیرمجازها، صرفا پشتوانه احساسی دارند. مثلا بچه‌فروشی نباید ممنوع باشه، اما الان بش میگن قاچاق انسان! دختر ترامپ حتی افتخار می‌کنه که رییس کارگروه مبارزه با قاچاق انسانه! در حالی که برای بیشتر این بچه‌ها بهتر اینه که فروخته بشن، تو هر سنی. چون خریدار زندگی بهتری براشون فراهم می‌کنه. خود ترامپ عملا زنش رو خرید، و الان بانوی اول آمریکاست. اگه اون بلوچی که دخترش برای آوردن آب، دستش قطع میشه، قبلا فروخته بودش، الان دست بچه سرجاش بود. اگه اونی که سر دخترش رو به خاطر دوست‌پسر بازی میبره، قبلش فروخته بودش، الان سر دختره سرجاش بود! اینکه مخالفیم دولت بچه‌ رو از خانواده بد دور کنه، معنیش این نیست که معتقدیم همون خانواده بد براش خوبه! اتفاقا باید به بچه فرصت داد از خانواده‌ بد کنده بشه. و چه بهتر که این وسط یه پولی هم گیر والدین بیاد.



https://twitter.com/SohraabNaaser/status/1302182623121473542?s=19
ما کلا دچار سوء تفاهم بودیم. مدرسه برای یادگرفتن نبود. مدرسه برای حبس نیمروزی ماهایی بود که نه می‌تونستیم خونه بمونیم، نه عرضه داشتیم بریم بیرون. نه خونه می‌تونست ما رو تحمل کنه، نه ما می‌تونستیم بیرون رو تحمل کنیم. اونایی که خونه موندن و بعد رفتن بیرون، قواعد و واقعیات محیط رو شناختن، خودشون رو اداپته کردن، و روش سوار شدند. و ما موندیم با یک مشت رویا که فاصله‌‌مون باشون همیشه ثابته. مثل سوسیسی که از بالا با یک متر فاصله وصل شده به قلاده سگ، و هرچقدر بدوعه نوک پوزه‌ش هم بش نمیرسه.
5
در فاصله پنجاه سالی که این وسیله مکانیکی برقی برای ما کار کرد، دو بار ده‌ها تن نخاله ساختمانی به محیط زیست ریخته شد، و دوبار ده‌ها تن مصالح مصرف شد. حالا در طول این سال‌ها چقدر انرژی هدر داد بماند.
مسکنی که نصف یک آبمیوه‌گیری عمر می‌کنه و تو همون فاصله بارها گند میزنه به محیط، ساختنش آبادانی نیست. ساختنش عین تخریبه.
به استاد دفاع شخصی بگی به من مبارزه یاد بده؛ هرچی ممکنه بتونی یاد بگیری بت میگه. اگه بش بگی فرض کن من یه دست ندارم، و مبارزه بم یاد بده؛ باز یه چیزهایی بت میگه که بتونی با یه دست از خودت دفاع کنی. اگه بگی فکر کن دوتا پا ندارم، یعنی بستنم به صندلی و فقط دستام آزاده، و مبارزه بم یاد بده؛ باز یه چیزایی میگه که روی صندلی هم بتونی از خودت دفاع کنی.
اما به آخوند مسلمان بگو اسلام رو برام تبلیغ کن اما یادت باشه من معاد رو قبول ندارم... قفل می‌کنه.
همونطور که پیش‌بینی میشد در دوران کرونا مردم دنیا متوجه شدند که استفاده از دستمال توالت خیلی ایده جالبی نیست. حالا فروش توالت فرنگی‌هایی که با آب شستشو رو انجام میدن، افزایش پیدا کرده. شرکت برندال به تنهایی داره روزی هزار یونیت ازش میفروشه!
اگه قیمت‌ محصولش رو در آمازون چک کنید می‌بینید که نه تنها از توالت‌فرنگی‌های اینجا گرونتر نیست، بلکه ممکنه کمتر هم باشه.. تازه با این مزیت که لازم نیست دست خودت رو آلوده کنی.
جلوه‌ای دیگر از خسارات حمایت بی‌چون و چرا از تولید داخلی!
بین عکاس‌ها یه شوخی هست که میگه دوربین‌های عکاسی و فیلمبرداری پیشرفته‌تر که میاد، ما از همه هیجان‌زده‌تریم، ولی در نهایت صنعت پورن بیشترین استفاده رو ازشون می‌کنه!.. در واقع ۶۰ فریم شدن ویدئو بیشتر تقاضای پورن‌سازها بود، چون حرکات تند بازیگر موقع سکس، واقعی‌تر میشد. بالا رفتن رزولوشن عکس هم تقاضای زیادی از طرف اون‌ها داشت، چون کاربر می‌تونست تا حد وحشتناکی روی واژن بازیگر زوم کنه!

تجربه در مورد شرکت نیورالینک ایلان ماسک هم میگه این وسیله‌ای که ساختن تا به مغز وصل بشه، فعلا پزشکانی که تو کار رفع معلولیت‌ها هستند رو هیجان‌زده می‌کنه، اما نهایتا بیشترین استفاده رو صنعت پورن ازش خواهد کرد. مردم پول خوبی خواهند داد که مغزشون فکر کنه که دارن یک بدن پرفکت رو لمس می‌کنند.
اسماعیل هنیه به شهر پناهندگان فلسطینی در جنوب لبنان رفته، و عین فیلم‌های قدیمی همراه با کف و هلهله، از تراس خونه‌ها گل میریزن رو سرش! چیزی که تو خود غزه هم دیده نمیشه. بادی‌گاردها ماسک دارن، ولی مردم، نه! چربی بدن هنیه هم انگار هرروز در حال افزایشه و به زحمت رو دوش‌شون نگهش داشتن.
پول اون گل و اون چربی و اون ماسک رو قطر داده. ولی این بذل و بخشش شامل تعمیر و نوسازی سیم‌کشی نمیشه. چون قرار نیست زندگی مردم بهتر بشه. قراره فقط شیوخ قطری، به شیوخ اماراتی زبان درازی کنند. همین.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معترضان آمریکایی (معترض به چی هستند معلوم نیست) نه بلدند کوکتل مولوتوف رو درست پرت کنند که دامن خودی‌ها رو نگیره، نه بلدند وقتی دامن خودی رو گرفت خاموشش کنند. کل این کلیپ مثل یک فیلم کمدی میمونه، از رقص پای فردی که گرفتار آتش شد تا طرز خاموش کردنش توسط دیگران. اما اوج کار اونجاست که یکی میاد با در سطل آشغال خاموشش کنه!

من نمیگم فقط این‌ها ابلهند. این یک مشکل یونیورساله. آموزش و پروش دولتی، بچه‌ها رو بی‌عرضه و پرت بار میاره.
Lets talk about consequences..
داده‌های اقتصادی ایران و نرخ مشارکت زنان در اقتصاد، این چیزی که شما میگید رو تأیید نمی‌کنه. ما هنوز با اونجایی که یک جمعیت میلیونی از دخترها بتونند بگن که وضع مالی بهتری از پسرها دارند یا به راحتی می‌تونند مستقل زندگی کنند، فاصله داریم. دخترهایی که به این سطح رسیدن چون خودنمایی بیشتری هم دارند در فضای اینترنتی، به چشم‌تون پرتعداد میان.
در مورد هوش و زیبایی نظری ندارم.
دختری ۱۴ ساله به پدرش که طلاق گرفته بوده میگه دلم برای مادرم تنگ شده، منو ببر پیشش، وقتی میره اونجا مادره بش گیر میده که چرا نصف شب مشغول چت هستی، و دختره عصبانی میشه و میره با کابل شارژر موبایل مادرش رو خفه می‌کنه!
این سناریو مضحک رو حتی فریدون جیرانی هم اوکی نمی‌کرد برای یک فیلم درجه سه! ولی رسانه‌های حکومتی انتظار دارند باور کنیم!

وقتی ما با خبرنگارهایی طرفیم که درست شبی که فضای نت زیر سایه یک اعدام بی‌معنیه، خبر دو ماه قبل عمل تغییر جنسیت یک سلبریتی رو ترند می‌کنند، یعنی به هیچ توضیح و تشریحی نباید اعتماد کرد. حتی درباره جرائم متداول.
‏همین یک مورد کافی بود برای به باد رفتن کل آبروی چپ، چه در آمریکا و چه در اروپا. حتی چامسکی هم انقدر مرد نبود که بیاد بگه ترامپ هرچی باشه جنگ‌طلب نیست. هر شعاری که چپ‌ها دادند، و ما انقدر ساده‌لوح بودیم که باور کنیم، یک وسیله برای تصاحب قدرت بود و بس. البته من از «پلیس موضع‌گیری» بودن خوشم نمیاد که بگم آهای یارو، چرا ساکتی؟ ولی سکوت چهره‌‌های چپ درباره نه تنها بی‌میلی شدید دولت فعلی آمریکا به جنگ، بلکه طمعش برای ایجاد مصالحه‌های تاریخی، نشون میده دغدغه واقعی این‌ها، چیزهایی نبود که می‌گفتند. از طرفی اینکه کارهای مثبت در کارنامه محافظه‌کارها ثبت بشه، ناراحتند. هر نوع تأیید اقدامات این دولت، یعنی پذیرفتن تثبیت‌شون در اون کارنامه. و این جور لجبازی‌ها از قبیله‌گرایی منتج میشه.
جو بایدن که عین جسده، به قیافه اون زن نگاه کنید.. حتی با کیفیت پایین ویدئو هم نفرت رو میشه تو چشماش دید. اینجا جاییه که یه پسر خوشتیپ از نیروی هوایی جلوشون رو می‌گیره و میگه چرا باید به تو رأی بدیم وقتی جنگی راه انداختین که دوستامون رو توش از دست دادیم؟!

برای ما این صحنه‌ها رویاییه.. چون اینجا نه کسی جرئت داره به خلیفه چیزی بگه، نه خلیفه برای بقا در قدرت نیاز داره خودش رو با زبان بی‌لکنت مردم گستاخ روبرو کنه. اما نباید در این صحنه‌ها متوقف موند. اینکه دوستت در جنگ بمیره و بتونی بدون لکنت، حاکم سیاسی رو به چالش بکشی، قله رفیعی نیست. بهتر بود که کشته نمی‌شدند، که الان لازم نباشه حاکم رو بازخواست کرد. و در صورتی کشته نمی‌شدند که این عوضی‌ها، که حتی نگاه‌شون هم شیطانیه، انقدر قدرت نداشتند. دولت بزرگ و متمرکز، هیولا میسازه. فرقی نداره به عنوان شهروند چقدر در برابرش شجاع باشیم.
وقتی جایی که کسی که در تمام عمرش با چوب مجسمه ساخته نشسته، درباره انواع چوب حرف بزنی، گوش‌هاش رو تیز می‌کنه، تا خودش رو آماده کنه که اگه سوال تخصصی داشتی، زودتر از بقیه مفصل‌ترین جواب رو بده، یا اگه چیزی رو اشتباه گفتی با اعتماد به نفس بیشتری نسبت به بقیه، ایرادت رو بگیره. و ذوقی کودکانه داره که موقعیتی پیش اومده که میتونه نشون بده تخصصش سرمایه بزرگیه و عمرش هدر نرفته‌.
میشه مجسمه‌ساز رو با هرکسی عوض کرد. همه همینند. موجوداتی ترحم‌برانگیز که به هرچیزی چنگ می‌زنند تا باش هویت بسازند، که به خودشون و به دیگران بگن «من اینم». مثل پرنده‌ای که از خس و خاشاک لونه میسازه، و برای حفاظت ازش میجنگه. نمیتونند چیزی نباشند، چون نمی‌تونند کسی نباشند. کم پیش میاد که وقتی یکی میگه من با سی و پنج سال سابقه پرواز میگم... سوژه خنده و تمسخر دیگران بشه. معمولا «من اینم، و دارم اینو می‌گم. و چون اینم، چیزی که دارم میگم معتبره» کار می‌کنه‌ و مردم می‌پذیرند. مشابهات بسیاره: من روزی سی تا مریض کرونایی می‌بینم! من چهل ساله هرروز تدریس می‌کنم...
یکی‌شون رو هیچوقت یادم نمیره، که با دوربین لارج فرمت از برهوت عکس میگرفت. ازینایی که یه چادر مشکی می‌کشن رو سرشون و اون زیر کادربندی و فوکوس رو چک می‌کنند. گفت «می‌دونی برف تا زانو باشه و تا بالای تپه بری، فوکوس رو تنظیم کنی، و اسلاید رو بذاری، و در حالی که انگشتات یخ زده درش بیاری و در حالی که باد تیز میوزه با دقت جابجاش کنی، یعنی چی؟ من سی ساله دارم اینکارو می‌کنم». لعنتی عکس‌های خوبی هم می‌گرفت.. ولی نمی‌تونست نگه «من اینم».

بعضی‌ها متوجه این هستند و سعی می‌کنند سرکوبش کنند، تا نسخه متواضعی از خودشون بدست بیاد. که دچار سوء تفاهمند. اگه لازمه سرکوبش کنی، یعنی اندازه کسی که سرکوبی به کار نگرفته، درگیری. موضوع این نیست که سی سال به فاک رفتن برای ثبت حماسی‌ترین عکس‌های طبیعت، چیز مهمی نیست. موضوع این است که تو نباید فقط این باشی. اگه این «من اینم» رو به نحوی ازت بگیرن، چی ازت باقی میمونه؟
فقط در یک سال گذشته ترامپ چندین نهاد رو تهدید کرده که بودجه‌شون رو قطع می‌کنه. که در مورد همه‌شون هم حق داشته. مثل بیمارستانی که تعرفه‌ها رو نمیذاره تو سایتش. مثل سازمان‌ دولتی که برای کارمندان کورس میذاره که بشون بگه باید با سفیدپوست‌ها مبارزه کرد! مثل مدرسه‌ای که معلمش نمیاد سر کار اما حقوق می‌گیره. مثل شهرداری‌ای که امنیت رو تأمین نمی‌کنه. مثل دانشگاهی که اجازه نمیده هرکسی بیاد تو پردیسش سخنرانی کنه (که به طور ضمنی نشون میده پول مالیات‌دهنده داره در چه دامنه وسیعی از مکنده‌های بودجه، توزیع میشه). حالا اگه دولت عوض بشه و بایدن به ریاست‌جمهوری برسه یا هرکس دیگه که دیدگاهش مخالف دولت فعلیه، یا همه لغوشدگی‌های قبلی رو لغو می‌کنه، یا خودش بودجه یه جاهای دیگه رو قطع می‌کنه. و درسته که هر طرف دلایل متفاوتی برای خودش داره، از اشتراک هر دو میشه نتیجه گرفت حتی خود دولتی‌ها می‌دونند که پول مردم نباید جایی خرج بشه که نمیخوان اونجا خرج بشه. فقط مشکل اینه که منظور هر کدوم از طرفین از «مردم» نیمی از مردمه، یا اونایی که بشون رأی دادن. پس همواره هر جناحی برنده بشه، پول مردم طرف مقابل رو جایی خرج می‌کنه که فقط مردم طرف خودش موافقند اونجا خرج بشه! و مردم با علم به این موضوع، از دوره‌های ریاست‌جمهوری و پارلمانی، استفاده می‌کنند تا خسارتی که طرف مقابل در دوره قبل که باخته بودند بشون وارد کرده بود رو جبران کنند. پول من مسیحی رو خرج سوبسید دادن به سقط جنین کردی؟ حالا بشین ببین من پولتو چجوری خرج کهنه‌سربازها می‌کنم! پول من لیبرال رو خرج کمک به اسراییل کردی؟ حالا بشین ببین من پولتو چجوری خرج پروپاگاندای نژادی می‌کنم!

بهتر نیست کلا پولی دست دولت نباشه تا دعوایی هم سرش راه نیفته؟
در اثبات اینکه هنوز هوش انسانی خیلی جلوتر از هوش مصنوعیه همین بس که هوش مصنوعی گوگل هم نمیتونه پیش‌بینی کنه فردا مسئولین جمهوری‌اسلامی چه جمله‌ جدید و عجیبی از دهان‌شون بیرون میاد، اما ما از چندماه قبل می‌تونیم پیش‌بینی کنیم.
ترامپ: «من نمیگم کل ارتش عاشقم هستن. سربازها چرا، هستن. اونایی که اون بالان احتمالا نیستن، چون فقط میخوان جنگ کنند تا همه اون شرکت خوشگل‌هایی که بمب و هواپیما و چیزهای دیگه میسازن، راضی بمونند».

چنین موضع‌گیری بی‌تعارفی در تاریخ معاصر آمریکا تقریبا بی‌نظیره. کی فکرش رو می‌کرد این یک بسازبفروش باشه که بالاخره جرئت مقابله با ژنرال‌ها رو به نمایش بذاره؟ حتی اگه در حد یک نمایش باشه، که نیست و بسیار جدی‌تره، مردم آمریکا و دنیا به این نمایش نیاز دارن. برای دهه‌ها سه ضلع پنتاگون، دستگاه‌های امنیتی، و رسانه‌ها بودند که تعریف می‌کردند خصلت آمریکایی، چه نوع خصلتی‌ست. و همه ما، یک همه‌ی خیلی بزرگ از ما، تحت تأثیر تربیت جهانی این‌ها بودیم. جانوران آکادمیکی که همه فکر می‌کردند دارند کارشون رو درست انجام میدن و قدرت آمریکا مدیون اون‌هاست!