Anarchonomy
43.9K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
الان یه سوال خیلی جدی وجود داره که آقای آملی که لابد این کتاب‌ها رو خونده، دقیقا چه گلی به سر حوزه زده؟
تو این توعیت میخواد وانمود کنه یه قسمتی از حضرات قصد نوسازی دارند، ولی یه قسمتی مقاومت می‌کنند! ولی من میخوام بدونم میرباقری داره دربرابر چی مقاومت می‌کنه؟ مگه اتفاقی افتاده؟ باید اول یه جریانی شکل بگیره، بعد بگی فلانی و بهمانی دارند مقاومت می‌کنند.

(جوابش مشخصه. ایشون متوجه کلام آملی نیست. اون میگفت کانت بخونید تا بتونید جواب کانتی‌ها رو بدید. نه اینکه کانت بخونید تا فقه رو عقلانی کنیم!.. اون یارو میرباقری هم میگه لازم نکرده، کانتی‌ها با حرف ما قانع نمیشن بهرحال، در حالی که طلبه ما به خاطر خوندن این چیزها از راه به در میشه. دعوا اینه نه اونی که صاحب توعیت فکر کرده).
Anarchonomy
پریروز یه توعیتی وایرال شده بود که می‌گفت جایی اسم ماری کوری رو آورده و یه آقایی بش گفته تلفظ درستش مارایا کری است! چنان اسم کوری به گوشش نخورده بوده که فکر کرده اشتباه تلفظ شده! و این بامزه‌ست، و برای همین وایرال شد. اما طبق معمول یه عده که نمی‌تونند تحمل…
اگه قرار بود من رو اعدام کنند ترامپ توعیت نمی‌کرد که مودبانه درخواست کنه ازین حکم صرفنظر کنند، حتی با اینکه کلمه آمریکا، بیشترین تکرار رو در پست‌های کانالم داشته، و چند ساله دارم کاربر ایرانی رو متقاعد می‌کنم که آمریکا آخرین سنگره. نوید افکاری کشتی‌گیره، و خبرش به کشتی‌گیر خارجی میرسه و اونم خبرشو به بقیه میده و به گوش رفیق قدیمی ترامپ میرسه و اونم به ترامپ میگه. فارغ ازینکه اعدام بشه یا نشه، این دومینو شکل نمی‌گرفت اگه بلد نبود کشتی بگیره. پس کشتی گرفتن ممکنه جون انسان رو نجات بده، نه نوشتن!

اگه این انگیزه کسی رو برای نوشتن کم کنه، لیاقت نداره نویسنده باشه.
مایلی سایرس میگه دوست دارم کتاب‌هایی برای کودکان منتشر کنم که درباره واقعیته، چون آموزش ما نباید به بچه بگه دنیا گل و بلبله.

موافقم باش، اما میخوای واقعیات رو چجوری لیست کنی براشون؟ بگی همه کسانی که در زندگی با آن‌ها آشنا خواهی شد و دوستشون خواهی داشت، یه روزی زیر خاک دفن میشن؟ یا مثلا خیلی از کسانی که مردم و بچه‌ها رو اذیت می‌کنند، هیچوقت هیچ هزینه‌ای بابتش نمی‌پردازند؟ یا خیلی وقت‌ها هرچقدر تلاش کنی، باز هم موفق نمیشی؟ یا هرچیزی که تو جوانی داری با افزایش سن ازت گرفته میشه؟ یا هرچقدر با بعضی‌ها مهربون باشی باز دشمنت باقی میمونند؟

چه فایده‌ای داره این‌ها رو چندسال زودتر از وقتی که خودش خواهد فهمید بش بگیم؟ مگه پلنی داره که بخواد با تکیه به این دانسته‌ها پلنش رو عوض کنه؟ تنها واقعیتی که لازمه هر بچه‌ای بدونه اینه که تو دنیا هیچ چیز مجانی وجود نداره! ولی حتی همینش هم باید با یک مکمل مصرف بشه. باید اینو هم یاد بگیره که اتفاقا چون هیچ‌چیز مجانی وجود نداره مهربانی معنا پیدا می‌کنه، چون مهربانی یعنی یه چیزی از دارایی‌هایی مادی و معنوی‌مون رو خرج یکی دیگه بکنیم، چون ممکن نیست بشه از راه دیگه‌ای بدست بیاره. اگه مجانیش وجود داشت، می‌تونست به دست بیاره و دیگه نیازی به مهربانی ما نبود.

واقعگرایی فقط مطلع بودن از واقعیت نیست. درباره واقعیات تکلیف مشخص داشتنه.
مراسم عروسی برای طبقه متوسط، یک پرانتز یک شبه بود برای مثل دهک‌بالایی‌ها زندگی کردن! اون پرانتز هم حذف شد.
بازیگران خیابانی دعواهای سیاسی، ذهن ضعیفی دارند و برای همین دارایی‌ ارزشمندی برای سیاستمداران به حساب میان. کمونیستی که یکی از طرفداران ترامپ رو در پرتلند کشته بود، دیروز توسط نیروهای فدرال که برای بازداشتش اومده بودند، کشته شد. اما قبلش مجله وایس باش مصاحبه کرده بود. تکلیف اون مجله مشخصه، اون‌ها برای بردن انتخابات، حاضرند هر آدمکشی رو قهرمان، و هر بی‌گناهی رو خود هیتلر جلوه بدن. اما اونی که مرتکب اون قتل شده باید از خودش بپرسه چرا باید بیان بم تریبون بدن که از خودم دفاع کنم اونم در شرایطی که هر کلمه‌ای که از دهانم دربیاد میتونه علیه‌م در دادگاه استفاده بشه؟ شاید بش گفته بودن شانسی تو دادگاه نداری، پس قبل دادگاه حرفتو بزن که لاقل افکار عمومی رو قانع کنی!
بهرحال در هیچ مرحله‌ای به ذهنش نرسید که من یه ابزار سیاسی هستم که هر دو طرف انتخابات ازم استفاده می‌کنند، و وقتی بهره‌برداری‌شون رو کردند، جلو خونه‌م اعدامم می‌کنند، همونطوری که خودم یکی رو تو خیابون اعدام کردم!

به راحتی دو‌ تا آدم مردند، تا سوخت نفرت علیه رقیب سیاسی تأمین بشه. ولی سیاستمدارانی که اینطور راحت آدم‌ها رو مصرف می‌کنند، فاعل مطلق این فجایع نیستند. مسئولیت با همونیه که اجازه داد ازش یه وسیله بسازند، و با مردمیه که دروغ‌ها رو باور می‌کنند.
انقدر این عنوان رو استفاده کردن که دیگه اعتباری براش باقی نمونده. اگه نویسنده بودم ترجیح میدادم کتابم از طریق شبکه‌های اجتماعی شهرت پیدا کنه، نه از طریق نیویورک‌تایمز یا رسانه‌های رسمی.
- چرا نمیری یه جای دور از مرکز و نزدیک به طبیعت زندگی کنی؟

- امکانات نیست. یه دکتر میخوای بری باید پنج ساعت رانندگی کنی

- چند درصد احتمال داره کار اورژانسی پیش بیاد که پنج ساعت زیاد باشه؟

- بالاخره پیش میاد

- خب چقدر پیش میاد؟ این مردم سوار ماشینی میشن که اگه با ۳۰ تا سرعت هم بخوره به یه گاو، گاوه زنده میمونه اما خودشون خونریزی مغزی می‌کنند.

- خب مجبورن. ماشین بهتری وجود نداره یا نمی‌تونن بخرن.

- خب میگم این خطراتی که از دور بودن از امکانات وجود داره، سالی چندنفر از «دورنشینان» رو به کام مرگ می‌کشه؟ بیشتر از سالی ۲۰ هزارنفره؟

- نفست از جای گرم بلند میشه.‌ یه هفته بیا تو یکی ازین شهرستانا زندگی کن بت میگم.

- شاید نفسم از جای گرم بلند میشه واقعا، ولی من پول به پراید هم نمیدم. سوال این نیست که من چه تصمیمی می‌گیرم. سوال اینه که این مردم چرا دو تا ریسک یک اندازه رو یک اندازه نمی‌بینند؟ یا چرا ریسک کوچکتر رو بزرگتر از ریسک بزرگ می‌بینند؟

- الان ریسک زندگی یه جا که دور از امکاناته از چی کمتره؟


- احتمال اینکه اینجا از آلودگی هوا رگ قلبت تو ۴۵ سالگی بگیره بیشتره. احتمال اینکه وسط خیابون، نه ته کوچه، و تو روز روشن، نه آخر شب، و جلو چشم دیگران، نه تو خلوتی، خفتت کنند و به خاطر یه گوشی گلوت رو ببرن بیشتره. احتمال اینکه حتی بیان پل روی جوب جلوی خونه‌ت رو هم بکنن و ببرن هم بیشتره. احتمال اینکه پلیس بیفته دنبال سارقان مسلح و به سمت‌شون شلیک کنه اما چون تیراندازی بلد نیست، تو تیر بخوری، بیشتره!

- آقا اصلا خطرات و تهدیدات رو ولش کن. تو مرکز فرصت شغلی هست.

- کدوم فرصت شغلی؟ یه مقدار نفت بود که می‌آوردن تبدیل می‌کردن به ریال و می‌ریختن تو جیب دهک‌های بالا و طبقه متوسط مرکز. که حالا اون هم نیست. چون فرصت شغلی هست آگهی میزنه که زن و شوهر با هم قصد فروش کلیه داریم؟


- الان فکر می‌کنی اون دورنشینی که در مجاورت طبیعته، هرروز پا میشه میگه وای چه طبیعت زیبا و دلنشینی! هوم.. بعد چشماش رو می‌بنده و هوا رو با حس خرسندی میبره تا ته ریه‌هاش؟ بالاترین آمار خودسوزی واسه کجاست؟

- من درباره تهران‌های مینیاتوری که در تمام سطح کشور پراکنده شدن صحبت نمی‌کنم. دارم می‌پرسم یه عده برن یه جای پرت یه کلونی تشکیل بدن چه افتی در کیفیت زندگی‌شون رخ میده که تو روستای چندمیلیون نفری مرکز رخ نداده؟

- من باز میگم نفست از جای گرم بلند میشه.

- اوکی.
کام آن...
من که هرچی دختر دامدار آمریکایی تو اینستاگرام می‌بینم قشنگ‌ چند level سکسی‌تر از دخترهای نیویورکی هستن که یا مثل اسکلتن، یا مثل خرس گریزلی!
از شوخی گذشته، فرصت‌‌های جنسی برای افرادی با سطح ثروت و مهارت‌های اجتماعی بالاتر، بیشتره. فرقی نداره کجا باشه. پول باشه حرمسرا رو در مجاورت دهانه آتشفشان هم میشه برپا کرد.
8
خودشون هم یادشون نمونه، من یادم میمونه.. برای وقت‌هایی که ازم طلب دلسوزی برای «ملت رنجدیده» دارند.
برای درک حجم طنز قضیه کافیست توجه داشته باشید که این عدد معادل نیمی از حجم صندوق iShare ئی‌تی‌اف ژاپن محسوب میشه!
Anarchonomy
اگر به خدا اعتقاد دارید برای هند دعا کنید. چون فقط میشه براشون دعا کرد. هر فاجعه‌ای برای این ملت بیچاره اتفاق بیفته مسئولش جانوران آکادمیک و سازمان چینی بهداشت جهانیه. آدم‌هایی که عقل‌شون کمتر از اطلاعات‌شونه.
۶ ماه پیش گفتم برای هند دعا کنید، و تازه الان داره آمارشون میره بالا. اینکه فکر می‌کردیم با این وضعیت دو هفته بعدش مثل برگ پاییزی خواهند ریخت، درست در نیومد. مدعی‌اند روزی هزار نفر فوتی دارند، که کم نیست، ولی در حد درو شدن جمعیت هم نیست. به هرحال شش ماه فاصله زیادیه. جور در نمیاد. ویروس که نمیره تو استندبای. انگار یه حالت واکنشی داره، اگه جدی نگیرنش، آدم نمی‌کشه، ولی اگه جدی بگیرنش بیشتر می‌کشه! تا وقتی هند هرکی هرکی بود، کسی از کرونا نمیمرد، حالا که همه توجهات بش جلب شده، داره روزی هزارنفر می‌کشه! و خب این منطقی نیست. ازون عجیب‌تر پاکستانه که لایف استایل مشابه هند داره، و سگ صاحبش رو نمیشناسه، اما روزی فقط ۵ فوتی!

تنها چیزی که الان مطمئنم اینه که ما هیچ‌وقت نخواهیم فهمید «واقعا» چندنفر به خاطر کرونا مردند. هر عددی که نهایتا بگن، قسمتی از یک رمانه، نه یک خبر.
4
قانون، بد. مملکت، لجنزار. روزگار، سخت. این‌ دلیل میشه که زندگی رو اینچنین تک‌بعدی کرد؟ یعنی زندگی کردن فقط وقتی ارزش داره که کنار بچه‌ت زندگی کنی؟ هر ورژن دیگه‌ای از زندگی آشغاله؟ این دلیل میشه این مرگ ذهنی و پایان زندگی قبلی رو انقدر گنده کرد که به مرگ فیزیکی منجر بشه؟ اگه زندگی انقدر محدوده که فقط یه ورژنش به درد میخوره، چرا بچه‌دار شدی؟ چطور میشه کسی رو وارد دنیا کنی و بعد بش بگی ۹۹ ممیز ۹۹۹۹ درصد حالات زندگانی، ارزشش رو نداره؟! اون بچه حق نداره بش فحش بده؟


https://t.me/mamlekate/52653
فحش دادن به این مردک کار راحتیه و دوستان به خوبی انجام دادند، اما سه نکته هست که باید من درباره‌ش بگم.

- این فرد لزوما وقیح‌تر از بقیه آدم‌های حکومت نیست. این فقط بلد نیست سیاستمدارانه حرف بزنه. و گرنه چیزی که میگه، موضع خیلی‌هاست. و مختص ایران هم نیست. همونطور که قبلا گفتم اگه دولت‌ها میخواستن با مسئله عضوفروشی مبارزه کنند، با همون جدیتی که تروریست‌ها رو شکار می‌کنند؛ جراحان رو ترور می‌کردند و بیمارستان‌هایی که محل انتقال این کلیه‌هاست با پهپاد میزدن! ولی نمی‌کنند. چون خودشون به این نقل و انتقال نیاز دارند. دقیقا هدف اینه کلیه از بدن انسان فقیرتر و ضعیف‌تر به بدن انسان ثروتمندتر و قدرتمندتر منتقل بشه. و گرنه چطور ممکنه دولت‌هایی که حتی تا مقدار گلوکزی که تو غذاهامون هست هم دخالت می‌کنند و اگه زیاد باشه جریمه‌مون می‌کنند، به فروش کلیه که میرسه ناگهان بکشن کنار و هیچ دخالتی نکنند؟

- اما آیا واقعا دولت باید دخالت کنه؟ اگر در یک روز موعود بزمجه‌های فعلی که بر مسند قدرت نشستن رو در دریا ریختیم و به کسانی مسئولیت دادیم که خوی انسانی دارند، باید ازشون بخوایم دخالت کنند و جلوی این خرید و فروش رو حتی اگه شده با اعمال خشونت، بگیرند؟ خیر. فروختن کلیه، حماقته. هیچ عضو حیاتی در بدن اضافه نیست. حذف هر کدومش، اگه امضای خودکشی نباشه، امضای کوتاه کردن عمر هست قطعا. آدم بهتره با فقر بمیره تا اینکه یه مدت اضافه‌تری ناقص باشه و بعد با فقر بمیره. اما این تصمیم به عهده هر فرده. دولت نه حق داره، و نه قابلیتش رو داره که جای عقل افراد بشینه! اما اگه هم با یک سری از معاملات مخالف باشیم و هم نخوایم دولت دخالت کنه، چطور می‌تونیم جلوش رو بگیریم؟
قسمت آخر این سوال ایراد داره. شما نباید جلوی یک تجارت رو بگیری تا جلوش رو بگیری. اگه با تجارت خاصی مخالفی، باید منسوخش کنی. منسوخ‌سازی دو راه داره. یا تکنولوژی و امکانات و شرایط طوری عوض بشه که اون تجارت بلاموضوع بشه. مثلا کلیه‌های مصنوعی اختراع بشن. یا اینکه مردم به صورت هماهنگ منتفعین اون تجارت رو بایکوت کنند، که شامل همه طرفین بشه. در حال حاضر، اگه هم جراحان، مسئولان بیمارستان‌ها، و همه هماهنگ‌کننده‌ها بی‌آبرو بشن، که نمیشن، کسی به فروشنده فحشی نمیده! چون فقیره، گناه داره!
لذا اراده‌ای برای بایکوت وجود نداره.

- هر فروختن غیرمجازی، هم‌ارز کلیه‌فروشی نیست. خیلی ازین غیرمجازها، صرفا پشتوانه احساسی دارند. مثلا بچه‌فروشی نباید ممنوع باشه، اما الان بش میگن قاچاق انسان! دختر ترامپ حتی افتخار می‌کنه که رییس کارگروه مبارزه با قاچاق انسانه! در حالی که برای بیشتر این بچه‌ها بهتر اینه که فروخته بشن، تو هر سنی. چون خریدار زندگی بهتری براشون فراهم می‌کنه. خود ترامپ عملا زنش رو خرید، و الان بانوی اول آمریکاست. اگه اون بلوچی که دخترش برای آوردن آب، دستش قطع میشه، قبلا فروخته بودش، الان دست بچه سرجاش بود. اگه اونی که سر دخترش رو به خاطر دوست‌پسر بازی میبره، قبلش فروخته بودش، الان سر دختره سرجاش بود! اینکه مخالفیم دولت بچه‌ رو از خانواده بد دور کنه، معنیش این نیست که معتقدیم همون خانواده بد براش خوبه! اتفاقا باید به بچه فرصت داد از خانواده‌ بد کنده بشه. و چه بهتر که این وسط یه پولی هم گیر والدین بیاد.



https://twitter.com/SohraabNaaser/status/1302182623121473542?s=19
ما کلا دچار سوء تفاهم بودیم. مدرسه برای یادگرفتن نبود. مدرسه برای حبس نیمروزی ماهایی بود که نه می‌تونستیم خونه بمونیم، نه عرضه داشتیم بریم بیرون. نه خونه می‌تونست ما رو تحمل کنه، نه ما می‌تونستیم بیرون رو تحمل کنیم. اونایی که خونه موندن و بعد رفتن بیرون، قواعد و واقعیات محیط رو شناختن، خودشون رو اداپته کردن، و روش سوار شدند. و ما موندیم با یک مشت رویا که فاصله‌‌مون باشون همیشه ثابته. مثل سوسیسی که از بالا با یک متر فاصله وصل شده به قلاده سگ، و هرچقدر بدوعه نوک پوزه‌ش هم بش نمیرسه.
5
در فاصله پنجاه سالی که این وسیله مکانیکی برقی برای ما کار کرد، دو بار ده‌ها تن نخاله ساختمانی به محیط زیست ریخته شد، و دوبار ده‌ها تن مصالح مصرف شد. حالا در طول این سال‌ها چقدر انرژی هدر داد بماند.
مسکنی که نصف یک آبمیوه‌گیری عمر می‌کنه و تو همون فاصله بارها گند میزنه به محیط، ساختنش آبادانی نیست. ساختنش عین تخریبه.
به استاد دفاع شخصی بگی به من مبارزه یاد بده؛ هرچی ممکنه بتونی یاد بگیری بت میگه. اگه بش بگی فرض کن من یه دست ندارم، و مبارزه بم یاد بده؛ باز یه چیزهایی بت میگه که بتونی با یه دست از خودت دفاع کنی. اگه بگی فکر کن دوتا پا ندارم، یعنی بستنم به صندلی و فقط دستام آزاده، و مبارزه بم یاد بده؛ باز یه چیزایی میگه که روی صندلی هم بتونی از خودت دفاع کنی.
اما به آخوند مسلمان بگو اسلام رو برام تبلیغ کن اما یادت باشه من معاد رو قبول ندارم... قفل می‌کنه.
همونطور که پیش‌بینی میشد در دوران کرونا مردم دنیا متوجه شدند که استفاده از دستمال توالت خیلی ایده جالبی نیست. حالا فروش توالت فرنگی‌هایی که با آب شستشو رو انجام میدن، افزایش پیدا کرده. شرکت برندال به تنهایی داره روزی هزار یونیت ازش میفروشه!
اگه قیمت‌ محصولش رو در آمازون چک کنید می‌بینید که نه تنها از توالت‌فرنگی‌های اینجا گرونتر نیست، بلکه ممکنه کمتر هم باشه.. تازه با این مزیت که لازم نیست دست خودت رو آلوده کنی.
جلوه‌ای دیگر از خسارات حمایت بی‌چون و چرا از تولید داخلی!