آخ.. برید اینو بخونید. خیلی خوبه. مینشینیم روی صندلی و میگیم ازمون عکس بگیرن بذارن اینستاگرام، بعد زیر عکسمون به مردها میگیم اگه تبعیضی علیه زنان هست شما نباید بگید که تبعیض علیه مردان هم وجود داره. شما باید پس از دیدن پر و پاچه لخت من فقط و فقط برای جامعه زنان ایران دلسوزی کنید. اگه یه جاییمون رو هم لیس زدید که چه بهتر، وارد مرحله «مرد تأییدشده» میشید، بعد اونجا درباره سرنوشتتون تصمیمگیری خواهیم کرد.
منطق «چون ما بدبختتر از شما مردهاییم پس اول باید همهچی رو کنسل کنید و به بدبختی ما رسیدگی کنید، بعد اجازه دارید به بدبختی خودتون هم بپردازید» منطقی نیست که جز یک مشت مرد با سطح تستوسترون خیلی خیلی پایین، بتونه کسی رو جذب خودش کنه.
اگه مردها ببینند که با وجود همه خسارتهایی که بشون وارد میشه، باز آدم بد بازی هستند، نتیجه میگیرند که این یک جنگه. و در جنگ حلوا پخش نمیکنند.
https://www.instagram.com/p/CEeDY8upsuN/?igshid=x5jno4lq4l69
منطق «چون ما بدبختتر از شما مردهاییم پس اول باید همهچی رو کنسل کنید و به بدبختی ما رسیدگی کنید، بعد اجازه دارید به بدبختی خودتون هم بپردازید» منطقی نیست که جز یک مشت مرد با سطح تستوسترون خیلی خیلی پایین، بتونه کسی رو جذب خودش کنه.
اگه مردها ببینند که با وجود همه خسارتهایی که بشون وارد میشه، باز آدم بد بازی هستند، نتیجه میگیرند که این یک جنگه. و در جنگ حلوا پخش نمیکنند.
https://www.instagram.com/p/CEeDY8upsuN/?igshid=x5jno4lq4l69
محسن نامجو تو ویدئویی که برای تکذیب متجاوز بودنش ضبط کرده میگه قوه قضاییه آمریکا زنها رو شهروند درجه دو حساب میکنه! اما برتری همین سیستم اینه که افراد بیگناهند مگر اینکه خلافش ثابت بشه!
خب بزرگوار.. اگه تو میتونی بدون هیچ مدرکی یه دروغ شاخدار به این بزرگی درباره قوه قضاییه آمریکا بگی، چرا درباره تو نگن؟ زن در آمریکا شهروند درجه دوعه؟ برای همین ۹۳ درصد زندانیهاشون مرد هستند؟ برای همین زنها با طلاق گرفتن میلیاردر میشن؟ برای همین کافیه مردی بشون دست بزنه تا پلیس اجازه نده از نزدیکی خونهشون رد بشه؟ برای همین دادگاه عالی حتی وقتی دست محافطهکارهاست به نفعشون رأی میده؟ اگه قوه قضاییه آمریکا اینیه که تو میگی، لابد تو هم همونیای که تو توعیتر میگن.
خب بزرگوار.. اگه تو میتونی بدون هیچ مدرکی یه دروغ شاخدار به این بزرگی درباره قوه قضاییه آمریکا بگی، چرا درباره تو نگن؟ زن در آمریکا شهروند درجه دوعه؟ برای همین ۹۳ درصد زندانیهاشون مرد هستند؟ برای همین زنها با طلاق گرفتن میلیاردر میشن؟ برای همین کافیه مردی بشون دست بزنه تا پلیس اجازه نده از نزدیکی خونهشون رد بشه؟ برای همین دادگاه عالی حتی وقتی دست محافطهکارهاست به نفعشون رأی میده؟ اگه قوه قضاییه آمریکا اینیه که تو میگی، لابد تو هم همونیای که تو توعیتر میگن.
❤5
اون یارو سیاهپوسته که چندروز پیش پلیس چندبار بش شلیک کرد طوری که کمپلت فلج شد رو یادتونه؟ فکر میکنید برای چی پلیس ریخته بود اونجا؟ چون وارد خونه یک زن شده بود و انگشتش کرد بود! زنگ زدن پلیس، مأمورها اومدن بازداشتش کنند، به جرم ورود غیرقانونی به خانه، و تعرض جنسی. اما مقاومت کرد و سوار ماشین شد. اونا هم انقدر با گلوله ازش پذیرایی کردند که دیگه نتونه راه بره!
البته به دلایل سیاسی دموکراتها ازش یک قربانی قهرمان ساختند و تا الان براش ۲ میلیون دلار جمع کردند، اما اون مهم نیست. مهم اینه که خارج ازین جو سیاسی، کاملا نرماله که یک مرد، که معلوم نیست مشکل ذهنی داره یا نه، به خاطر انگشت کردن یک زن، کنار پیادهرو اعدام بشه.
شهروند درجه دو مای اَس!
البته به دلایل سیاسی دموکراتها ازش یک قربانی قهرمان ساختند و تا الان براش ۲ میلیون دلار جمع کردند، اما اون مهم نیست. مهم اینه که خارج ازین جو سیاسی، کاملا نرماله که یک مرد، که معلوم نیست مشکل ذهنی داره یا نه، به خاطر انگشت کردن یک زن، کنار پیادهرو اعدام بشه.
شهروند درجه دو مای اَس!
اینکه به بهانه کرونا استثنا قائل شدند به خاطر مصالح اجتماعی نیست. در ایران مصلحت جمع، هیچوقت محلی از اعراب نداره. فرق اندفعه اینه که شراب کهنهتری گیرشون اومد که مستی بیشتری ایجاد میکرد. اندفعه سطح جدیدی از قدرتنمایی مطرح بود: ما میتونیم تعیین کنیم چجوری زیارت کنید! ما میتونیم بگیم زیارت کنید یا نکنید! یادتونه اون یارو به جوشکاره میگفت در حرم رو جوش میدی خدا درهای زندگیت رو جوش میده؟ جوشکاری حکومتی هیچ عواقبی نداشت. میتونیم بگیم سنت چندصدساله عزاداریتون موقتا کنسل بشه، و چیزی نشه! ما میتونیم بگیم جمشید و جمع بشید، و میتونیم بگیم عاشورا گمشید، و گم بشید!
حق دارند. وسوسهکنندهست.
حق دارند. وسوسهکنندهست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سیاست هم مثل فلسفهست. خیلی وقته که چیز جدیدی تولید نمیشه. همون چیزهایی که قبلا بوده رو بازیافت میکنند و با بستهبندی جدید ارائه میدن.
بچههایی که میرن خدمت، تا وقتی اونجا هستن با دیدن شرایط اسفبار جلوی چشمشون، به خودشون میگن ما باید ارتش کشور رو زیر و رو کنیم، این چه وضعیه؟ اونایی که میفتن زندان، تا وقتی اونجا هستن به خودشون میگن ما باید سازمان زندانها رو زیر و رو کنیم، این چه وضعیه؟ وقتی به عنوان معلم به روستاهای دورافتاده میرن، تا وقتی اونجا هستن به خودشون میگن ما باید زیرساختهای کشور رو زیر و رو کنیم، این چه وضعیه؟ وقتی به عنوان پرستار یا دانشجوی پزشکی در بیمارستانها خدمت میکنند، تا وقتی اونجا هستند به خودشون میگن ما باید نظام درمان کشور رو زیر و رو کنیم، این چه وضعیه؟.. و همه اینها وقتی اون دوره رو رد میکنند و زندگی و شغلشون به یک ثبات نسبی میرسه، غلظت چیزی که دیده بودند رو فراموش میکنند، اما اصلش رو نه. به مرور در یک نوع رادیکالیسم بیخاصیت فرو میرن. رادیکالیسم بیخاصیت یعنی رادیکالی، اما به درد عمهت میخوره فقط. مثل فحش جنسی دادن به خامنهای؛ در حالی که راهکارت تماما محافظهکارانهست!
از همه این طبقه متوسط شهری که اون دورههای اجباری «تماشای تمامیت ایران» رو تجربه کردند بپرسید درباره ترور رهبر ایران چه نظری دارید، هشتاد درصد میگن ایده خوبیه، دم اونی که انجامش خواهد داد گرم! سپس به عنوان سوال دوم بپرسید برای اینکه روستای فلان آب آشامیدنی داشته باشه باید چه کرد؟ شروع میکنند به ردیف کردن لیست بلندی از «باید این کار را کرد»، یا «باید به این چیز بودجه اختصاص داد». یعنی در مورد افراد، به «حذف» اعتقاد دارند، اما در مورد نهادها و بروکراسی به «اضافه».
رادیکالیسم به درد بخور درست برعکسه، در مورد افراد هیچ اصراری به حذف نداره، بلکه در مورد نهادهای دولتی و بروکراسی چسبیده بشون، روش حذفی رو دنبال میکنه.
اون شرایط اسفباری که اونها در اون دورههای اجباری به چشم دیده بودند، به این دلیل بوجود نیومده بود که یه چیزهایی کم هستند. بلکه دقیقا به این دلیل بوجود اومدند که خیلی چیزها اضافیاند! قرار باشه یک میلیون نفر از شهروندان رو تو زندان نگه داری، هرچقدر هم خرج کنی باز یک زندان استاندارد و متناسب با شأن انسانی نخواهی داشت. و زندانیها اضافیاند، چون قوانین اضافه زیادی وجود داره. قرار باشه سالی یک میلیون پسر رو بریزی تو پادگانها برای بیگاری و وقتکشی، باید درآمد چند چاه نفت رو اختصاص بدی به فقط سه وعده خوراکشون. که نهایتا نمیتونی اختصاص بدی. روستایی که مردمش برای آبی که بشه خورد باید روزی ده کیلومتر پیادهروی کنند، یعنی باید از روی نقشه حذف بشه و اون مردم به جای دیگهای کوچ کنند. و اگه بازار آزاد راهی سراغ داره تا ازین وضع دربیاد، باید همه قوانینی که دست بازار رو بستن حذف بشن. عیب نداره اگه جواب سوال رو با حذف سوال بدیم، اگه سوال اشتباه باشه.
سوخت هر انقلابی رادیکالیسمه. اینکه در ایران انقلابی سیاسی یا اجتماعی رخ نمیده به این خاطر نیست که مردم از گلوله میترسند. به این خاطره که رادیکال بدرد بخور کم داریم.
از همه این طبقه متوسط شهری که اون دورههای اجباری «تماشای تمامیت ایران» رو تجربه کردند بپرسید درباره ترور رهبر ایران چه نظری دارید، هشتاد درصد میگن ایده خوبیه، دم اونی که انجامش خواهد داد گرم! سپس به عنوان سوال دوم بپرسید برای اینکه روستای فلان آب آشامیدنی داشته باشه باید چه کرد؟ شروع میکنند به ردیف کردن لیست بلندی از «باید این کار را کرد»، یا «باید به این چیز بودجه اختصاص داد». یعنی در مورد افراد، به «حذف» اعتقاد دارند، اما در مورد نهادها و بروکراسی به «اضافه».
رادیکالیسم به درد بخور درست برعکسه، در مورد افراد هیچ اصراری به حذف نداره، بلکه در مورد نهادهای دولتی و بروکراسی چسبیده بشون، روش حذفی رو دنبال میکنه.
اون شرایط اسفباری که اونها در اون دورههای اجباری به چشم دیده بودند، به این دلیل بوجود نیومده بود که یه چیزهایی کم هستند. بلکه دقیقا به این دلیل بوجود اومدند که خیلی چیزها اضافیاند! قرار باشه یک میلیون نفر از شهروندان رو تو زندان نگه داری، هرچقدر هم خرج کنی باز یک زندان استاندارد و متناسب با شأن انسانی نخواهی داشت. و زندانیها اضافیاند، چون قوانین اضافه زیادی وجود داره. قرار باشه سالی یک میلیون پسر رو بریزی تو پادگانها برای بیگاری و وقتکشی، باید درآمد چند چاه نفت رو اختصاص بدی به فقط سه وعده خوراکشون. که نهایتا نمیتونی اختصاص بدی. روستایی که مردمش برای آبی که بشه خورد باید روزی ده کیلومتر پیادهروی کنند، یعنی باید از روی نقشه حذف بشه و اون مردم به جای دیگهای کوچ کنند. و اگه بازار آزاد راهی سراغ داره تا ازین وضع دربیاد، باید همه قوانینی که دست بازار رو بستن حذف بشن. عیب نداره اگه جواب سوال رو با حذف سوال بدیم، اگه سوال اشتباه باشه.
سوخت هر انقلابی رادیکالیسمه. اینکه در ایران انقلابی سیاسی یا اجتماعی رخ نمیده به این خاطر نیست که مردم از گلوله میترسند. به این خاطره که رادیکال بدرد بخور کم داریم.
Anarchonomy
چپ، اخلاقیات نداره. اگه بتون گیر اخلاقی داد، براش استدلال اخلاقی نیارید. بگید «دلم میخواد». شما نباید به چپ اثبات کنید که آدم بدی نیستید. شما فقط باید مواظب باشید قدرت رو در دست نگیره.
تقریبا مطمئنم مردم کشورم این توصیه رو جدی نخواهند گرفت، و دوباره به گای سگ خواهیم رفت.
❤10
ذرهای تردید نکنید. اینها حتی نمیتونند مراقبت کنند که بچهای رو نکشن که لباس مشکی برای عزاداری محرم پوشیده. وقتی چپها مسلط بشن، اینجور خرابکاریها جمع میشه؛ و با سرکوبهای بسیار پیچیدهتر و سیستماتیک جایگزین میشه. حکومت اسلامی با تربیت میلیونها جانور آکادمیک در دانشگاههای فلهایش، بستر رو برای اون موقع فراهم کرد آلردی.
اگه برای اینکه بدونید تو دنیا چه اتفاقاتی افتاده فقط به بیبیسی اکتفا کنید، هیچوقت نمیفهمید که طرف بیاجازه وارد خونه یک زن شده و بش تعرض کرده و میخواسته بچههاش رو بدزده و در برابر بازداشت مقاومت نشون داده. که هرچند شاید حقش نبود فلج بشه، اما اینکه با خشونت پلیس فلج شده این واقعیت رو عوض نمیکنه که یک عوضی متجاوزه. بیبیسی نباید به شما بگه عوضی هست یا نیست. باید به شما کل داستان رو بگه تا اگه خودتون خواستید قضاوت کنید که عوضی هست یا نیست. اما عمدا این کارو نمیکنه. چون اینها رسانه نیستند. نیروهای چریکی هستند. فقط لباس پلنگی تنشون نیست.
https://t.me/bbcpersian/77131
https://t.me/bbcpersian/77131
Telegram
BBCPersian
🔹 در واکنش به تیراندازی پلیس ویسکانسین آمریکا به سوی جیکوب بلیک، مرد سیاه پوست غیر مسلح تعدادی از رویدادهای مهم ورزشی در سراسر ایالات متحده به تعویق افتاد.
🔹 از جمله برگزارکنندگان مسابقات تنیس گفتند که تنیس به عنوان یک ورزش جمعی، در برابر نابرابری نژادی…
🔹 از جمله برگزارکنندگان مسابقات تنیس گفتند که تنیس به عنوان یک ورزش جمعی، در برابر نابرابری نژادی…
Anarchonomy
اگه برای اینکه بدونید تو دنیا چه اتفاقاتی افتاده فقط به بیبیسی اکتفا کنید، هیچوقت نمیفهمید که طرف بیاجازه وارد خونه یک زن شده و بش تعرض کرده و میخواسته بچههاش رو بدزده و در برابر بازداشت مقاومت نشون داده. که هرچند شاید حقش نبود فلج بشه، اما اینکه با…
بعد اوباما یه شهروند آمریکایی که برای داعش مجله تبلیغاتی طراحی میکرد رو با پهپاد تکه تکه کرد. چون یه ژورنالیست «چریک» بود.
این معادله که چون من مطلعم پس مسلما اونا هم میتونن ازش مطلع باشن، روی کاغذ درسته، اما در عمل لزوما درست نیست. ستون نویس جورازلمپست از بازیهای سیاسی ایران بیشتر سر درمیاره تا همسایه دیوار به دیوار ما. و مشکل همسایه ما صرفا سانسور نیست.
از یک طرف، اینکه میشه مطلع بشی، با اینکه مطلع بشی فرق داره. بله میشه، ولی نمیشن. و از طرف دیگه، میشه مطلع شد و باز هم تجدیدنظر نکرد! چون منافع قبیله به قضاوتهای فردی ارجحیت داره. اگه منفعت حزب یا قبیله در اینه که عوضی بودن قربانی نادیده گرفته بشه و روی پستفطرت بودن پلیس فوکوس بشه، این که نظر شخصی چیه رو باید به حاشیه راند.
جالبه که خودشون میدونن group think
چه عواقبی داره، ولی خب مگه نمیدونند الکل و مواد مخدر چه عواقبی داره و باز اینهمه مصرف میشه؟ تازه با این فرق که کسی الکل نخوره بش حمله نمیکنند. اما اگه حرف قبیله رو تأیید نکنه، زندگی براش سخت میشه یکم.
از یک طرف، اینکه میشه مطلع بشی، با اینکه مطلع بشی فرق داره. بله میشه، ولی نمیشن. و از طرف دیگه، میشه مطلع شد و باز هم تجدیدنظر نکرد! چون منافع قبیله به قضاوتهای فردی ارجحیت داره. اگه منفعت حزب یا قبیله در اینه که عوضی بودن قربانی نادیده گرفته بشه و روی پستفطرت بودن پلیس فوکوس بشه، این که نظر شخصی چیه رو باید به حاشیه راند.
جالبه که خودشون میدونن group think
چه عواقبی داره، ولی خب مگه نمیدونند الکل و مواد مخدر چه عواقبی داره و باز اینهمه مصرف میشه؟ تازه با این فرق که کسی الکل نخوره بش حمله نمیکنند. اما اگه حرف قبیله رو تأیید نکنه، زندگی براش سخت میشه یکم.
موذنزاده عادت داشت یک لحظه قبلتر ازینکه به مصرع آخر برسه، یا جایی که به زعم خودش اوج غم بود، اول میگفت «التماس دعا»، بعد اون مصرع رو میگفت. که بعدا بقیه مداحان بهجا و بیجا ازش تقلید کردند. فکر میکرد یه جاهایی، که خودش تشخیص میده کجاست، یه دروازه اجابت! باز میشه، و همونجا باید از مردم دعا گرفت. ما قربانیان یک توهم شیرین بودیم.. چون اون دروازه رو باور کرده بودیم. یکی اون بالا داشت بمون تلقین میکرد که برای لحظاتی کوتاه یک قدرت ماورایی پیدا کردیم، و آدمهایی که اون بیرونند ملتمسند که ما یه کاری براشون بکنیم! و همیشه واقعا آدمهای فلکزده گریانی پشت در بودند که همینو بخوان، که ما با قدرت موقتمون خدا رو مجبور کنیم تن به ترحم بده! اما مگه چه فرقی بود بین مایی که وسط مسجد بودیم و اونایی که بیرون بودند؟ ما جوانترها اومده بودیم چون اگه نمیاومده بودیم مادرمون میگفت «مگه مسلمون نیستید؟»، و پیرمردها اومده بودند تا وقتی وارد میشن تا برن سرجاشون بشینن دویست و پنجاه نفر بشون سلام هیئتی بدن! مگه جز پوشیدن پیراهن مشکیای که اگه تنمون نبود نمیتونستیم بریم اونجا چیکار کرده بودیم که خدا بگه «چون تویی و چون این لحظه مهمه، باشه!»؟ این سوالات همیشه تو ذهنت هست، اما از بودن تو بازی هم بدت نمیاد. ما زودتر اومده بودیم، نزدیکترین جا به مداح رو مصادره کرده بودیم، و کفشمون جلوی تخمامون شلتر امنی داشت. و به همین سادگی «برگزیده» شده بودیم. کی ازین بازی بدش میاد؟
از آخونده تو تیوی پرسیدن زکات رو میشه در راه عزاداری امام حسین صرف کرد؟ گفت آره! چون جزء شرعیاته! من وقتی شنیدم اینجوری بودم: اه کام آن!
وقتی فیلم دزدی ئیسییو یه وانت پیکان پخش شد بعضیا نوشتن این چه عوضیای بود که از وانتی دزدید، که بدبخت باید چند سرویس کار کنه تا فقط پول قطعه رو دربیاره. اما خب اون دزد هم یه آدم بدبختتری بوده.. واسه تفریح اینکارو نمیکنه. هرچند اگه بشه تجسسی کرد در زندگیش یحتمل به این نتیجه میرسیم که میتونسته بدون دزدی هم زندگی کنه، ولی بهرحال اینهم معلوم میشه که کیفیت خانوادگی در حدی نیست که بشه گفت بدبختتر نیست. اما آخوند از کی میقاپه؟ یه بخشی از هزینههای عزای محرم، مربوط به آخوند بالامنبر و روضهخون میشه و مداح. پس اگه زکات رو خرج اینکارها کنند، منتفع میشه. زکات رو کی میده؟ یه مشت کشاورز پا به سن گذاشته که زمینهای کوچک دارند که آخرین بازمانده از موجودات زکاتده هستند، چون بچههای خود اینها پشت سرشون میگن «بابام اسگله پول میریزه تو خیک این اخوندا.. زکات نمنهدی؟». انقدر عقل نداشتند که شرع رو آپدیت کنند و دلقکها هنوز از کشمش زکات میطلبند و از کسی که سهامش همینجور داره پول میزاد، نه! برای اینکه، واتز د پوئینت؟ به سهام زکات ببندی که کی بده؟ همونایی که سر سفره بانک مرکزی نشستن تا پولشون پول بزاد؟ اینا زکات بدهاند؟ زکات رو حداکثر از همون دهاتیها بشه گرفت. اما آخوند شیعه انقدر زالو هست که از همین بینوایان هم تا آخرین قطره بمکه. مخصوصا وقتی از نسل بعدشون آبی گرم نمیشه. به طبقه متوسط شهری تخفیف زیاد میده. طرف تو نیاوران هم مستأجر باشه بگه من خونه ندارم میگن اوکی خودت مستحقی، بیا خمسی که بمون دادی رو به خودت پس بدیم برو خونه بخر لخت زیر آفتاب نمون! اما زکاتی که باید خرج درب و داغونهای خود ده بشه رو میگه اگه دادی به من روضهخون هم مانعی نداره! عاشق این مانعی نداردهای اینهام. کل کانسپت رو به جوک تبدیل کردن. شکر ایزد که با فوت نسل گذشته، قسمت مردمی این بیزینس هم میره زیر خاک، و ازون به بعد لاشه این مذهب به صورت صد در صدی وابسته میشه به بودجه دولت. مثلا وزارت تشیع!
Cool. I'm ok with that.
وقتی فیلم دزدی ئیسییو یه وانت پیکان پخش شد بعضیا نوشتن این چه عوضیای بود که از وانتی دزدید، که بدبخت باید چند سرویس کار کنه تا فقط پول قطعه رو دربیاره. اما خب اون دزد هم یه آدم بدبختتری بوده.. واسه تفریح اینکارو نمیکنه. هرچند اگه بشه تجسسی کرد در زندگیش یحتمل به این نتیجه میرسیم که میتونسته بدون دزدی هم زندگی کنه، ولی بهرحال اینهم معلوم میشه که کیفیت خانوادگی در حدی نیست که بشه گفت بدبختتر نیست. اما آخوند از کی میقاپه؟ یه بخشی از هزینههای عزای محرم، مربوط به آخوند بالامنبر و روضهخون میشه و مداح. پس اگه زکات رو خرج اینکارها کنند، منتفع میشه. زکات رو کی میده؟ یه مشت کشاورز پا به سن گذاشته که زمینهای کوچک دارند که آخرین بازمانده از موجودات زکاتده هستند، چون بچههای خود اینها پشت سرشون میگن «بابام اسگله پول میریزه تو خیک این اخوندا.. زکات نمنهدی؟». انقدر عقل نداشتند که شرع رو آپدیت کنند و دلقکها هنوز از کشمش زکات میطلبند و از کسی که سهامش همینجور داره پول میزاد، نه! برای اینکه، واتز د پوئینت؟ به سهام زکات ببندی که کی بده؟ همونایی که سر سفره بانک مرکزی نشستن تا پولشون پول بزاد؟ اینا زکات بدهاند؟ زکات رو حداکثر از همون دهاتیها بشه گرفت. اما آخوند شیعه انقدر زالو هست که از همین بینوایان هم تا آخرین قطره بمکه. مخصوصا وقتی از نسل بعدشون آبی گرم نمیشه. به طبقه متوسط شهری تخفیف زیاد میده. طرف تو نیاوران هم مستأجر باشه بگه من خونه ندارم میگن اوکی خودت مستحقی، بیا خمسی که بمون دادی رو به خودت پس بدیم برو خونه بخر لخت زیر آفتاب نمون! اما زکاتی که باید خرج درب و داغونهای خود ده بشه رو میگه اگه دادی به من روضهخون هم مانعی نداره! عاشق این مانعی نداردهای اینهام. کل کانسپت رو به جوک تبدیل کردن. شکر ایزد که با فوت نسل گذشته، قسمت مردمی این بیزینس هم میره زیر خاک، و ازون به بعد لاشه این مذهب به صورت صد در صدی وابسته میشه به بودجه دولت. مثلا وزارت تشیع!
Cool. I'm ok with that.
بیکفایتی سیستماتیک، در کل سیستم منتشره. مطلقا هیچوقت پیش نمیاد که یه گوشه سیستم فشل باشه و یه گوشه دیگه کارآمد! نمیشه یه قسمتش با فلسفه هزارسال پیش کار کنه، و یه قسمتش با فلسفه روز. نه یه گوشه از کشتی کاپیتان جیمز کوک رادار نصب شده بود، نه یه گوشه از ناو نیمیتز، یه بادبان.
نوید افکاری و بقیه کسانی که ما اسمشون رو هم نمیدونیم فقط قربانی این دستگاه امنیتی فشل نیستند. اونها قربانی کسانی هم هستند که نمیخوان باور کنند این تشکیلات چجوری کار میکنه.
نوید افکاری و بقیه کسانی که ما اسمشون رو هم نمیدونیم فقط قربانی این دستگاه امنیتی فشل نیستند. اونها قربانی کسانی هم هستند که نمیخوان باور کنند این تشکیلات چجوری کار میکنه.
الان دولت چین به این مقصد رسیده کاملا و نیازی به یک موجود غیبی نیست. در چین اگه بدهی خودت به دولت رو ندی، حتی زیر دورافتادهترین سنگها هم نمیتونی پنهان بشی. چون با تشکیلات مفصلی از تکنولوژیهای پیشرفتهی حد اخلاقی نزده شده! پیدات میکنند و زندگی رو یه جوری برات جهنم میکنند که ترجیح بدی گردنت رو بزنند. با روندی که گلوبالیسم طی میکنه، به مرور هیچ جای فراری در هیچ جای دنیا باقی نمیمونه.
داستان مهدی، همین الان در بسیاری از مناطق جهان منقضی شده.
https://t.me/antioligarchie/26227
داستان مهدی، همین الان در بسیاری از مناطق جهان منقضی شده.
https://t.me/antioligarchie/26227
Telegram
آنتی الیگارشی
🔺پناهیان: در زمان امام زمان هرکس زکات ندهد امام گردنش را می زند!
+ خلاصه صحبت ایشون: برید دعا کنید امام زمان نیاد!
@antioligarchie
+ خلاصه صحبت ایشون: برید دعا کنید امام زمان نیاد!
@antioligarchie
کدوم سوء استفاده؟ عبارت سوء استفاده رو وقتی به کار میبرند که یه مطلبی مستقلا وجود داره، بعد یکی برمیداره میپیچدش. چنین اتفاقی در مورد مهدی رخ نداده. چون از اولش تولید بچهشیعهها بود. ارتباط امام شیعه با مردم از خیلی قبلترش قطع شده بود. از اولش امام زمان، اونی بود که آخوند شیعه میخواد، نه اون چیزی که مردم نیاز دارند. خودش درستش کرد، خودش پرورشش داد، و خودش ازش استفاده کرد. «سوء» وجود نداشت.
اگه مایلید به این که روزی یک انسان ماورائی خواهد آمد و دنیا گل و بلبل خواهد شد ایمان داشته باشید، داشته باشید، خیلی هم طبیعیه. اما اسمش رو مهدی نذارید. کپیرایت اون متعلق به آخوندهاست.
اگه مایلید به این که روزی یک انسان ماورائی خواهد آمد و دنیا گل و بلبل خواهد شد ایمان داشته باشید، داشته باشید، خیلی هم طبیعیه. اما اسمش رو مهدی نذارید. کپیرایت اون متعلق به آخوندهاست.
چند هفته پیش نوشته بودم که با توجه به نظرسنجیها شانس ترامپ برای پیروزی خیلی کمه. اما با نتایج جدید نظرسنجیها که نشون میدن ترامپ جلو افتاده، باید حرفم رو اصلاح کنم. نه. اون قسمت که گفتم شانسش کمه رو نمیخوام اصلاح کنم. اینکه بگم شانسش چقدره رو باید اصلاح کنم. چون کلا هر نوع تخمین درباره شانس نامزد، که برمبنای این نظرسنجیها انجام بشه بیاعتباره. این جلو افتادن الان همونقدر بیمعنیه، که عقب افتادن چندهفته پیش بیمعنی بود. من کاری به مباحث آماریش ندارم، که گویا هنوز به طرز بیسوادانهای داره انجام و تحلیل میشه. من فقط حس میکنم به شعورم توهین میشه وقتی میگن چون خشونت در یکی دوتا شهر آمریکا یکم زیاد شد، سریع خودش رو تو نظرسنجیها منعکس کرد! این مزخرفه، و چیز دیگهای نیست.
لذا بابت اون پستها پوزش میطلبم.
لذا بابت اون پستها پوزش میطلبم.