Anarchonomy
44.2K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
خالی کردن دستوری کلیسا در یک کشور غربی به بهانه کرونا، که هرچند بیشتر از روی لجاجته تا دغدغه سلامت، با خالی کردن مساجد و هیئت‌ها در شب تاسوعا خیلی فرق داره. در اون کشور غربی، حکومت متولی دین نیست، اما در ایران، هست. در واقع در اینجا این حکومته که داره اعلام می‌کنه چیزی که قبلا خودش بیش از حد مهم کرده بود، حالا بیش از حد بی‌اهمیت است! بر وزن بادآورده را باد می‌برد، به «حکومت آورده را حکومت می‌برد» رسیده‌ایم.
تاسوعا همین فردا پس‌فردا از زندگی جمعی ایرانی حذف نخواهد شد. اما اگه کنجکاو بودید که چطور در تاریخ‌مون موج‌های مذهبی اومدن و رفتن، به این تاسوعا به عنوان یک سمپل شبیه‌سازی شده نگاه کنید.
مادر آشیل وقتی بچه بود در رودخانه‌ای جادویی غسلش داد و روئین‌تن شد، اما چون از پاهاش گرفته بودش، مچ پاش در آب فرو نرفت و اون قسمت آسیب‌پذیر موند، و نهایتا یه روزی در یکی از جنگ‌ها یه تیر از همونجا خورد و از پا افتاد. که برای همین ما امروز نقطه ضعف افراد رو می‌گیم پاشنه آشیل! لوئیس سی‌کی تو یکی از اجراهاش میگه دخترم یه روز ازم پرسید که چرا مادره دوباره فرو نکردش تو آب؟ خب اول یه پاش رو می‌گرفت و بقیه تنش رو می‌برد تو آب، بعد در میاورد اون یکی پاش رو می‌گرفت و می‌کرد تو آب، و اینجوری ماده جادویی به جای ۹۹ درصد، ۱۰۰ درصد بدنش رو می‌پوشوند! و من نتیجه گرفتم که به عنوان والدین هرکاری هم برای این مادرفاکرها بکنی کافی نیست، باز یه چیزی طلبکارند!

این چیزی که به عنوان جوک اجرا کرد، یک حقیقت جدی پشتش داره و اون اینه که سوالی که می‌پرسی بسیار بسیار بستگی داره به اینکه از کجا اومدی. اون مکان جغرافیایی که ازش اومدی اهمیت نداره. اون جهتی که ازش وارد دنیای واقعی شدی، کجا بوده؟ اگه تهران امروزی رو یک مربع در نظر بگیریم و در هر ضلعش یه دروازه بذاریم، اونی که از دروازه تهرانپارس وارد میشه سوالاتی میپرسه که با سوالات اونی که از دروازه شهرک غرب وارد میشه فرق داره (فاک.. حتی دخترهایی که تو راه می‌بینند در یک کیفیت نیستند).
یکی از دروازه‌ای وارد دنیا میشه که آشیل رو قربانی یک عدم محکم‌کاری والدین می‌بینه. و یکی دیگه از دروازه‌ای وارد میشه که آشیل رو بی‌عرضه‌ای می‌بینه که حتی با وجود مادری که یک الاهه بود و معجزه‌ای که هیچ کس در دنیا ازش بهره‌مند نبود باز نتونست از مساحتی به اندازه مچ یک پا محافظت کنه! کسی که از قبل مغزش پروگرام شده که همه مشکلات خودش و جامعه را مشکلات «پس‌زمینه‌ای» ببینه، مشکلی در آشیل نمی‌بینه. مشکل رو در مادرش می‌بینه.


(البته این درباره برداشت فیزیکی از این افسانه‌هاست، و گرنه منظور روایتگر از پاشنه آشیل اینه که واقعیت رو نمیشه دور زد. میتونی مسیر فرشته مرگ رو عوض کنی، اما نمیتونی نذاری بیاد سراغت. میتونی حوادث رو کند کنی، اما نمیتونی متوقف کنی. میتونی الیت باشی، اما نمیتونی مثل عوام نمیری. و خیلی مترادفات دیگه از همین پیام‌ها).
یکی ازمحققان UCLA کالیفرنیا جاسوس چین از آب دراومده که اف‌بی‌آی دستگیرش کرده‌. با توجه به تعداد بالای چینی‌هایی که در دانشگاه‌های آمریکا مشغول به کار یا تحصیلند، جاسوس دراومدن درصدی ازشون چیز عجیبی نیست. مسئله عجیب اینه که دزد رو به عنوان جاسوس معرفی می‌کنند و دولت نقش دزدگیر رو ایفا می‌کنه. این دخالت دولت بر این مبناست که بودجه دولتی برای آموزش عالی و تحقیقات وجود داره. بنابراین دولت در فعالیت‌های دانشگاهی ذی‌نفعه، و وقتی دزدی رخ میده خودش رو مالباخته در نظر می‌گیره!
اگه پای دولت به آموزش و تحقیقات باز نمی‌شد، یک دزد چینی اطلاعات علمی رو از یک شرکت خصوصی می‌دزدید. و در اون صورت اهمیتی برای شما می‌داشت؟ اگه مایکروسافت نتونه دزد رو در بین کارمندانش تشخیص بده و جلوش رو بگیره، شهروند آمریکایی باید احساس نگرانی کنه؟ مگه وقتی سوددهی اون شرکت پایین میاد مردم احساس نگرانی می‌کنند؟ ناتوانی در حفاظت از منابع و اطلاعات، مثل ناتوانی در حفظ سوددهی شرکته. هرچه که هست به خودشون مربوطه. مردم فقط با خرید یا فروختن سهام اون شرکت به اون ناتوانی واکنش نشون میدن.
نقش دولت در این نگرانی‌های مصنوعی، دو جنبه داره. از یک طرف با وارد کردن پول مالیات‌دهندگان در آموزش و تحقیقات، خودش رو متضرر می‌‌بینه و سپس از نهادهای دولتی مثل اف‌بی‌آی استفاده می‌کنه برای حفاظت از سرمایه‌گذاری که کرده. و از طرفی با ملی جلوه دادن اطلاعات علمی و فنی، کل مفهوم جاسوسی که اساسا محدود میشه به مسائل امنیتی رو انقدر بسط میدن که افکار عمومی خیلی راحت برای یک محقق شیمی هم تقاضای مجازات اعدام می‌کنند!
اگه چینی‌ها طرح فرش‌های ایرانی رو بدزدن، به من چه ربطی داره؟ مگه تولیدکنندگان و دلالان فرش امتیاز خاصی برای من ایرانی قائلند که من برای خسارت‌شون دل‌نگران بشم؟ در کل پروسه بیزینس فرش، بین مبدأ داخلی تا مقصد خارجی، من هیچ حضوری ندارم. به من چه که تو اون بیزینس کی داره کی رو میخوره؟
این به من چه رو در مورد تحقیقات علمی هم میشه گفت. اما دولت چنان فضا رو آلوده و وابسته به خودش کرده که این به من چه، غیرمسئولانه و ضدوطن به نظر میاد.
اینکه چرخ روزگار چطور چرخیده بود انقدر برام عجیب نبود که فهمیدم اونقدر راحت بم دروغ گفتن. یه قلدری بوق سال پیش تونسته بوده در یک مساحت یک و نیم میلیون کیلومتر مربعی! همه رو بنشونه سرجاشون؟ من رو سنه‌نه؟ این فقط یک وسیله بود که بفهمم چقدر راحت دیگران می‌تونند ذهن من رو شکل بدن، طوری که گویی در اختیار خودم نیست!
پروفسوره از کارآموزهای طراحی صنعتی خواسته یه وسیله طراحی کنند که باش بشه آدم کشت. فرداش همه طرحاشون رو زدن به دیوار که بیاد ببینه. وقتی اومده کارها رو دیده با عصبانیت پاره‌شون کرده و گفته باید یاد بگیرید هرچی که بتون میگن انجام بدید رو انجام ندید!

این بنده خدا و اون کارآموزها فکر کردن «ما در محضر یک عالم ربانی بودیم که ما را بیدار کرد». ولی این سبک «بیداری اخلاقی» به مقداری توهم آلوده‌ست. شما «باید» وسیله‌ای بسازید که بشه باش آدم کشت. چون آدم بدها مثل همون یا بدترش رو خواهند ساخت. اخلاقی بودن نباید بی‌دفاع و ضعیفت کنه. پیروزی خون بر شمشیر افسانه‌ست.
اینکه ازون وسیله استفاده بشه یا نشه رو باید با روش‌های دیگه‌ای حل و فصل کرد، نه با نساختن!
اینکه الان جایی انفجار هسته‌ای رخ نمیده به این خاطر نیست که مهندس‌ها کار روی تسلیحات هسته‌ای رو متوقف کردند.
ما در عصری هستیم که محتویات فکاهی اینترنت حجمی از اطلاعات رو در خودشون جا میدن که در حالت عادی باید در یک مقاله چندصفحه‌ای توضیح داده میشد.

چرا دخترها کمتر میل به خودارضایی دارند، اما بعد از انجامش حس بهتری دارند در حالی که پسرها بیشتر میل به انجامش دارند، اما بعد از انجامش در ذهن‌شون خودزنی ملامت‌بار می‌کنند؟ چرا دخترها رضایت دارند از موقعیتی که توش قرار گرفتن و پسرها درگیر سوال‌های فلسفی میشن که چرا در اون موقعیتند؟

وضعیت متناقضیه. در حالی که زن‌ها محبت و لوازم ذهنی رو سکسی‌تر از فیزیک بدنی می‌بینند، از بدن خودشون لذت بیشتری می‌برند، و مردها که غالبا محرک‌ها رو فقط در فیزیک بدنی می‌بینند، به سختی می‌تونند از بدن خودشون لذت ببرند.

مردها بدن خودشون رو کالایی به وفور می‌بینند، و ‌زن‌ها بدن خودشون رو کالایی کمیاب؛ و این برداشت ذهنی، حسی ترکیبی از امنیت و بی‌نیازی بشون میده که روی بستر اون حس، لذت قوی‌تر و پایدارتری میتونه سوار بشه. و طبیعیه که اینطور باشه. لزومی نداره برای هرچیزی راه حل پیدا کنیم. با خیلی از همینه که هست ها باید کنار اومد.
6
دکتر روانپزشک می‌گفت با کیس‌هایی که هفتاد درصد مشکل از سمت خانواده‌ست نمی‌دونم چه کنم، چون حتی اگه طرف رو به وضعیت پرفکت هم برسونم باز اون هفتاد درصد از کنترلم خارجه.
گفتم برای همینه که بیشتر مهارت‌های غریزی حیوانات برای فرار و پنهان شدن طراحی شده، نه برای جنگیدن. با هرچیزی نباید روبرو شد، با هرچیزی نباید جنگید، برای حل هرچیزی نباید وقت گذاشت. اگه خانواده‌ش داره زهر می‌ریزه، باید تشویقش کنی برای استقلال و دوری، برنامه‌ریزی کنه. اگه با پسری که ماشین رو انداخته تو دریاچه مصاحبه می‌کردی، یقینا می‌گفت من از عشقم نمی‌گذرم، اما از مادرم هم نمی‌گذرم! دقیقا چون خانواده‌ش رو هم میخواد، خودکشی می‌کنه. حالا چه ساپورت عاطفی‌شون رو، چه ساپورت مالی‌شون رو، یا هر دو. به عنوان کسی که تجربه‌ش رو داره اینو مطمئنم که انسان خودکشی می‌کنه چون حاضر نیست یه زندگی دیگه رو بپذیره. یه جایی در عین اینکه زنده‌ای، مجبوری بمیری. یعنی با زندگی قبلیت خداحافظی کنی و یه زندگی دیگه رو استارت بزنی که هیچ ربطی به قبلیه نداره جز اینکه از لحاظ زمانی پشت‌بندش قرار گرفته. در واقع ما مرگ فیزیکی رو انتخاب می‌کنیم تا یک مرگ ذهنی رو نپذیریم.
یکی از اعضای کانال که الان هم داره اینو میخونه بم گفت از کار بیکار شده و جوابی برای زن و بچه‌های کوچکش نداره و در عین ناباوری خودش، داره به خودکشی فکر می‌کنه. گفتم به زنت بگو اگه مرد مناسبی میشناسه، بت بگه تا با رضایت کامل طلاقش بدی و بچه‌ها رو هم به خودش بسپری تا بره با اون مرد ازدواج کنه. چون اینکه در یک ترانزیشن مسالمت‌جویانه زن و بچه‌ت برن زیر سایه یه مرد غریبه که از پس خرج‌شون برمیاد، منطقی‌تره تا صبح پاشن ببینن مردشون مُرده! اونم به روشی که معلوم نیست چه شوکی بشون وارد کنه.
نمی‌دونم چه فحشی تو دلش داد بم، ولی من از فحش دلی و زبانی نمی‌ترسم. اگه از من نصیحت بخوان، حرفم همینه. که با زندگی قبلی خداحافظی کنید تا مجبور نشید با کل زندگی خداحافظی کنید.


https://t.me/asrejonoob/26599
5
یادتونه گفتم در مورد کره‌جنوبی کمی صبر پیشه کنید؟

رییس سی‌دی‌سی این کشور میگه داریم تمام سعی‌مون رو می‌کنیم تا ۴۴۰۰ تا کرونایی که داشتیم رو تحت نظر داشته باشیم تا مسیرهای انتقال پیدا بشه و هیچ مبتلایی از زیر دست‌مون در نره، ولی داریم به سقف قابلیت‌هامون می‌رسیم!

حتی دولت «کارآمد» اون‌ها هم توش مونده. اونم تو یک کشور کوچک، با یک جمعیت محدود، و همه حرف‌گوش‌کن! تو یک کشور هشتاد میلیونی یا سیصدمیلیونی پهناور چطور ممکن بود بشه ویروس رو موقعیت‌یابی و محاصره کرد؟ جزء با دروغ و آمارسازی و پروپاگاندا؟
آخ.. برید اینو بخونید. خیلی خوبه. می‌نشینیم روی صندلی و میگیم ازمون عکس بگیرن بذارن اینستاگرام، بعد زیر عکس‌مون به مردها میگیم اگه تبعیضی علیه زنان هست شما نباید بگید که تبعیض علیه مردان هم وجود داره. شما باید پس از دیدن پر و پاچه لخت من فقط و فقط برای جامعه زنان ایران دلسوزی کنید. اگه یه جایی‌مون رو هم لیس زدید که چه بهتر، وارد مرحله «مرد تأییدشده» میشید، بعد اونجا درباره سرنوشت‌تون تصمیم‌گیری خواهیم کرد.


منطق «چون ما بدبخت‌تر از شما مردهاییم پس اول باید همه‌چی رو کنسل کنید و به بدبختی ما رسیدگی کنید، بعد اجازه دارید به بدبختی خودتون هم بپردازید» منطقی نیست که جز یک مشت مرد با سطح تستوسترون خیلی خیلی پایین، بتونه کسی رو جذب خودش کنه.

اگه مردها ببینند که با وجود همه خسارت‌هایی که بشون وارد میشه، باز آدم بد بازی هستند، نتیجه می‌گیرند که این یک جنگه. و در جنگ حلوا پخش نمی‌کنند.


https://www.instagram.com/p/CEeDY8upsuN/?igshid=x5jno4lq4l69
محسن نامجو تو ویدئویی که برای تکذیب متجاوز بودنش ضبط کرده میگه قوه قضاییه آمریکا زن‌‌ها رو شهروند درجه دو حساب می‌کنه! اما برتری همین سیستم اینه که افراد بیگناهند مگر اینکه خلافش ثابت بشه!

خب بزرگوار.. اگه تو میتونی بدون هیچ مدرکی یه دروغ شاخدار به این بزرگی درباره قوه قضاییه آمریکا بگی، چرا درباره تو نگن؟ زن در آمریکا شهروند درجه دوعه؟ برای همین ۹۳ درصد زندانی‌هاشون مرد هستند؟ برای همین زن‌ها با طلاق گرفتن میلیاردر میشن؟ برای همین کافیه مردی بشون دست بزنه تا پلیس اجازه نده از نزدیکی خونه‌شون رد بشه؟ برای همین دادگاه عالی حتی وقتی دست محافطه‌کارهاست به نفع‌شون رأی میده؟ اگه قوه قضاییه آمریکا اینیه که تو میگی، لابد تو هم همونی‌ای که تو توعیتر میگن.
5
اون یارو سیاهپوسته که چندروز پیش پلیس چندبار بش شلیک کرد طوری که کمپلت فلج شد رو یادتونه؟ فکر می‌کنید برای چی پلیس ریخته بود اونجا؟ چون وارد خونه یک زن شده بود و انگشتش کرد بود! زنگ زدن پلیس، مأمورها اومدن بازداشتش کنند، به جرم ورود غیرقانونی به خانه، و تعرض جنسی. اما مقاومت کرد و سوار ماشین شد. اونا هم انقدر با گلوله ازش پذیرایی کردند که دیگه نتونه راه بره!
البته به دلایل سیاسی دموکرات‌ها ازش یک قربانی قهرمان ساختند و تا الان براش ۲ میلیون دلار جمع کردند، اما اون مهم نیست. مهم اینه که خارج ازین جو سیاسی، کاملا نرماله که یک مرد، که معلوم نیست مشکل ذهنی داره یا نه، به خاطر انگشت کردن یک زن، کنار پیاده‌رو اعدام بشه.
شهروند درجه دو مای اَس!
البته این تفرعن جاهلانه تازگی نداره. قبلا که کرونایی وجود نداشت وقتی در مورد پیاده‌روی اربعین می‌گفتیم وضعیت ازدحام و سطح بهداشت اونجا باعث بیماری میشه، می‌گفتن نه نمیشه! حکم اینه که «نمیشه».
یه حکم بامزه دیگه هم دارن و اونم اینه که اگه تو همه هیئت‌ها عکس سلیمانی رو بزنیم باعث دافعه «نمیشه».
اینکه به بهانه کرونا استثنا قائل شدند به خاطر مصالح اجتماعی نیست. در ایران مصلحت جمع، هیچوقت محلی از اعراب نداره. فرق اندفعه اینه که شراب کهنه‌تری گیرشون اومد که مستی بیشتری ایجاد می‌کرد. اندفعه سطح جدیدی از قدرت‌نمایی مطرح بود: ما می‌تونیم تعیین کنیم چجوری زیارت کنید! ما می‌تونیم بگیم زیارت کنید یا نکنید! یادتونه اون یارو به جوشکاره می‌گفت در حرم رو جوش میدی خدا درهای زندگیت رو جوش میده؟ جوشکاری حکومتی هیچ عواقبی نداشت. می‌تونیم بگیم سنت چندصدساله عزاداری‌تون موقتا کنسل بشه، و چیزی نشه! ما می‌تونیم بگیم جمشید و جمع بشید، و می‌تونیم بگیم عاشورا گمشید، و گم بشید!
حق دارند. وسوسه‌کننده‌ست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سیاست هم مثل فلسفه‌ست. خیلی وقته که چیز جدیدی تولید نمیشه. همون چیزهایی که قبلا بوده رو بازیافت می‌کنند و با بسته‌بندی جدید ارائه میدن.
بچه‌هایی که میرن خدمت، تا وقتی اونجا هستن با دیدن شرایط اسف‌بار جلوی چشم‌شون، به خودشون میگن ما باید ارتش کشور رو زیر و رو کنیم، این چه وضعیه؟ اونایی که میفتن زندان، تا وقتی اونجا هستن به خودشون میگن ما باید سازمان زندان‌ها رو زیر و رو کنیم، این چه وضعیه؟ وقتی به عنوان معلم به روستاهای دورافتاده میرن، تا وقتی اونجا هستن به خودشون میگن ما باید زیرساخت‌های کشور رو زیر و رو کنیم، این چه وضعیه؟ وقتی به عنوان پرستار یا دانشجوی پزشکی در بیمارستان‌‌ها خدمت می‌کنند، تا وقتی اونجا هستند به خودشون میگن ما باید نظام درمان کشور رو زیر و رو کنیم، این چه وضعیه؟.. و همه این‌ها وقتی اون دوره رو رد می‌کنند و زندگی و شغل‌شون به یک ثبات نسبی می‌رسه، غلظت چیزی که دیده بودند رو فراموش می‌کنند، اما اصلش رو نه. به مرور در یک نوع رادیکالیسم بی‌خاصیت فرو میرن. رادیکالیسم بی‌خاصیت یعنی رادیکالی، اما به درد عمه‌ت میخوره فقط. مثل فحش جنسی دادن به خامنه‌ای؛ در حالی که راهکارت تماما محافظه‌کارانه‌ست!
از همه این طبقه متوسط شهری که اون دوره‌های اجباری «تماشای تمامیت ایران» رو تجربه کردند بپرسید درباره ترور رهبر ایران چه نظری دارید، هشتاد درصد میگن ایده خوبیه، دم اونی که انجامش خواهد داد گرم! سپس به عنوان سوال دوم بپرسید برای اینکه روستای فلان آب آشامیدنی داشته باشه باید چه کرد؟ شروع می‌کنند به ردیف کردن لیست بلندی از «باید این کار را کرد»، یا «باید به این چیز بودجه اختصاص داد». یعنی در مورد افراد، به «حذف» اعتقاد دارند، اما در مورد نهادها و بروکراسی به «اضافه».

رادیکالیسم به درد بخور درست برعکسه، در مورد افراد هیچ اصراری به حذف نداره، بلکه در مورد نهادهای دولتی و بروکراسی چسبیده بشون، روش حذفی رو دنبال می‌کنه.
اون شرایط اسف‌باری که اون‌ها در اون دوره‌های اجباری به چشم دیده بودند، به این دلیل بوجود نیومده بود که یه چیزهایی کم هستند. بلکه دقیقا به این دلیل بوجود اومدند که خیلی چیزها اضافی‌اند! قرار باشه یک میلیون نفر از شهروندان رو تو زندان نگه داری، هرچقدر هم خرج کنی باز یک زندان استاندارد و متناسب با شأن انسانی نخواهی داشت. و زندانی‌ها اضافی‌اند، چون قوانین اضافه زیادی وجود داره. قرار باشه سالی یک میلیون پسر رو بریزی تو پادگان‌ها برای بیگاری و وقت‌کشی، باید درآمد چند چاه نفت رو اختصاص بدی به فقط سه وعده خوراک‌شون. که نهایتا نمیتونی اختصاص بدی. روستایی که مردمش برای آبی که بشه خورد باید روزی ده کیلومتر پیاده‌روی کنند، یعنی باید از روی نقشه حذف بشه و اون مردم به جای دیگه‌ای کوچ کنند. و اگه بازار آزاد راهی سراغ داره تا ازین وضع دربیاد، باید همه قوانینی که دست بازار رو بستن حذف بشن. عیب نداره اگه جواب سوال رو با حذف سوال بدیم، اگه سوال اشتباه باشه.

سوخت هر انقلابی رادیکالیسمه. اینکه در ایران انقلابی سیاسی یا اجتماعی رخ نمیده به این خاطر نیست که مردم از گلوله می‌ترسند. به این خاطره که رادیکال بدرد بخور کم داریم.
چپ، اخلاقیات نداره. اگه بتون گیر اخلاقی داد، براش استدلال اخلاقی نیارید. بگید «دلم میخواد». شما نباید به چپ اثبات کنید که آدم بدی نیستید. شما فقط باید مواظب باشید قدرت رو در دست نگیره.
13
ذره‌ای تردید نکنید. این‌ها حتی نمی‌تونند مراقبت کنند که بچه‌ای رو نکشن که لباس مشکی برای عزاداری محرم پوشیده. وقتی چپ‌ها مسلط بشن، این‌جور خرابکاری‌ها جمع میشه؛ و با سرکوب‌های بسیار پیچیده‌تر و سیستماتیک جایگزین میشه. حکومت اسلامی با تربیت میلیون‌ها جانور آکادمیک در دانشگاه‌های فله‌ایش، بستر رو برای اون موقع فراهم کرد آلردی.
اگه برای اینکه بدونید تو دنیا چه اتفاقاتی افتاده فقط به بی‌بی‌سی اکتفا کنید، هیچ‌وقت نمی‌فهمید که طرف بی‌اجازه وارد خونه یک زن شده و بش تعرض کرده و میخواسته بچه‌هاش رو بدزده و در برابر بازداشت مقاومت نشون داده. که هرچند شاید حقش نبود فلج بشه، اما اینکه با خشونت پلیس فلج شده این واقعیت رو عوض نمی‌کنه که یک عوضی متجاوزه. بی‌بی‌سی نباید به شما بگه عوضی هست یا نیست. باید به شما کل داستان رو بگه تا اگه خودتون خواستید قضاوت کنید که عوضی هست یا نیست. اما عمدا این کارو نمی‌کنه. چون این‌ها رسانه نیستند. نیروهای چریکی هستند. فقط لباس پلنگی تن‌شون نیست.


https://t.me/bbcpersian/77131