Anarchonomy
44.4K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
«تنها باش، این راز اختراع است؛ تنها باش، که آن زمانی است که ایده‌ها متولد می‌شوند».


کاش می‌شد تسلا و کافکا رو با هم در آمیخت و یه انسان کامل ساخت.
شصت سال پیش بین بچه‌شیعه و بچه ‌کمونیست گیر افتاده بودیم، الان هم دقیقا بین همین دو گیریم. اون موقع هم همزمان با اینکه هفتاد درصد جمعیت تو سراشیبی فلاکت بودند، یه عده بچه پولدار که وقت داشتند همه کتاب‌های روشنفکران چپ اروپا رو بخونند، با یه عده دیگه که وقت داشتند همه کتاب‌های علمای اسلام از شیخ صدوق به اینطرف رو بخونند داشتند بحث و جدل می‌کردند که ایران رو باید چجوری اداره کرد! الان هم درست همزمان با اینکه بالای هفتاد درصد جمعیت در سراشیبی فلاکت هستند، یه عده در حال کپی‌برداری از دغدغه‌های فیک اجتماعی سلبریتی‌های هالیوود و بومی‌سازی مجازی‌شون هستند، و یه عده دنبال این که از نوشته‌جات فارابی چه «خوانش تازه»ای میشه داشت که هم مسلمان بمانیم و هم از کثافت جمهوری اسلامی زنده و سلامت بیرون بیاییم! یه عده که همیشه استخدام رسمی بودند در این فکرند که در فردای آزادی هر قانون فاشیستی که کمونیست‌های پارلمان فلان کشور اسکاندیناوی به تصویب می‌رسونند رو در وسط این بیابان اجرایی کنند، و یه عده دیگه که اون‌ها هم همیشه استخدام رسمی هستند در فکر این هستند که با حفظ ارزش‌های آریایی کشور، چطور میشه همه‌چیز رو علوی‌تر کرد!
و همه این‌ها در شرایطیه که اختلاف طبقاتی در بهره‌مندی از رانت و فرصت به حدیه که هیچ بعید نیست یک شیفت خشن در توزیع ثروت اتفاق بیفته.



به فارسی سخت: همه‌چیز مهیاست تا دوباره به گای سگ بریم.
5
نوشته در جامعه‌ای که سر اینکه عقل سلیم چیست توافقی وجود نداره، نمیشه چیزی رو بر اساس عقل سلیم پیش برد!
اینو درباره نحوه برخورد کشورها با کرونا میگه ولی منظورش همه‌چیزه. از سقط جنین گرفته تا مهاجرت.
من فکر نمی‌کنم غیر ازون جنگ اصلی که دعوای بین واقعیت‌گرایان و رویاپرستانه، اختلاف دیگه‌ای بین مردم باشه. این که زن باشی و خصلت‌های زنانه مثل باروری و بچه‌داری که طبیعت به گردنت آویخته رو از زنانگیت جدا کنی یک رویاست. هرروزه هزاران جنین که به اندازه کافی رشد یافته‌اند دارند به خاطر پرستش همین رویا قتل عام میشن. مردم دو تا تعریف متضاد از عقل سلیم ندارند. مثلا خونه‌ای که کنار تصفیه‌خانه فاضلابه یا تو محله‌ایه که تیراندازی زیاده رو حتی وقتی ارزونتر هم حاضرند بدن رو هیچکس نمیخره و فایلش تو وب‌سایت‌های فروش مسکن خاک میخوره. یعنی ۹۹.۹۹ درصد مردم توافق دارند که نباید پول رو خرج چنین چیزی کرد. مردم وقتی به عینک گاندی بالای دویست هزار پوند پول میدن، که یه چیزی مثل احساسات به عقل غلبه کرده (فرض بر اینه که به قصد ارث‌گذاری نیست). حالا فرض کنید به جای یک نفر که در حراجی برنده شده، میلیون‌ها نفر دنبال خرید این عینک باشند. یعنی به جای یک نفر، میلیون‌ها نفر اجازه بدن احساسات‌شون به عقل غلبه کنه.

عقل سلیم دو شقه نشده. این رویاها هستند که پیروان خیلی زیادی پیدا کردن. از جمله رویای اینکه هم مردمانی آزاد و اوپن‌مایند و زیربار زور نرو داشته باشیم و همزمان اقدامات ملی علیه یک بیماری، توسط تک تک مردم بی‌عیب و نقص اجرا بشه! رویای اینکه هم آزادی بیان داشته باشیم و هم هیچ‌کس درباره اینکه اسپری کردن الکل به دست‌ها میتونه فایده نداشته باشه، جیک نزنه! این رویا که نیاز اولیه همه بیکاران کشور همیشه از یه جایی تأمین بشه! حالا ممکنه افراد در انتخاب این رویاها هم‌سلیقه نباشند. مثلا راستگرا رویای «فرهنگ کشور هیچوقت تکان نخورد» رو انتخاب کنه و چپ‌گرا رویای «مهاجر وارد شود ولی فرهنگ بدی وارد نشود» رو انتخاب کنه. و گرنه هر دو در یک جبهه‌اند. در واقع من جرئت می‌کنم که بگم هیچوقت مردم هر کشوری، انقدر باهم متحد نبوده‌اند!
همه به شکل کاملا متحدی دارند در برابر واقعیات مقاومت می‌کنند، و در این راه دارند همه دارایی‌هاشون رو به باد میدن.
چرا پول‌های ما را از ما نمی‌گیرید؟ ما صغیریم.. ما درایت نداریم.. ما هیجان‌زده می‌شویم.. اصلا رعیت را چه به این غلط‌ها؟ بگیرید این پول‌ها را، و خودتان هرکاری خواستید بکنید و آخر سال اگر سودی داشت لطف کنید و به حساب‌مان بریزید. یا سر سال نریزید اصلا. هروقت صلاح بود بریزید.
این پاراگراف یکم درد میاره

«مردم دهک‌های بالای جامعه، به طور خاص در دهه ۱۹۶۰ خیلی از آزادی جنسی دفاع می‌کردند. نُرم‌های جنسی در بقیه طبقات جامعه به فنا رفت. اما طبقات بالا همچنان خانواده‌های نرمال دارند! اون‌ها وقتی دانشگاهند با این ایده‌ها بازی می‌کنند، اما بعدا میذارنش کنار. خانواده‌های طبقات پایین‌تر چی میشن؟ از هم میپاشن. امروز بیشتر اونایی که میگن آزادی جنسی خیلی خوبه و فلان، از مرفهین هستند، ولی بیشتر از بقیه احتمال داره ازدواج رسمی کنند، و کمتر از همه احتمال داره طلاق بگیرند».

در گذشته مقالات متعددی نوشته شده درباره اینکه اکتیویسم چپ، یکی از تفریحات بچه پولدارهاست. اما هیچ‌کدوم پیش‌بینی نمی‌کردند ابعاد خساراتی که برای پایین دست بوجود میاره، انقدر سنگین باشه. چون الان با وجود اینترنت چیزی که برای بچه پولداره گاهی یه جور تفریح و گاهی یه جور خودنماییه، خیلی سریع به طبقات پایین‌تر منتقل میشه. مثل همین الان که بچه پولدار سفید که تو محله‌ای ایزوله از خلافکارها زندگی می‌کنه، بیشتر از بچه فقیر سیاه که تو هات‌اسپات خلاف زندگی می‌کنه، نگران خشونت پلیسه!
قبلا گفته بودم دولت ترامپ سریع‌ترین ری‌اکشن رو در بین همه دولت‌های چند دهه اخیر داره. در عرض چند هفته که اتحادیه دبیران مدارس شروع کردند به کرم ریختن، خیلی سریع پیام انتخاباتی رو شیفت داد روی «آزادی انتخاب مدرسه». قواعد فعلی اجازه نمیده یه بچه فقیر، که بسیار محتمله یک سیاهپوست باشه، وارد مدرسه‌ای بشه که تو ناحیه آموزشی محل زندگیش نیست. و اون مدرسه‌ای که تو محله خودشه، اغلب به لعنت خدا هم نمیارزه. بهانه این قواعد، تفکیک مالیاتی بین محلات و شهرهاست، اما دلیل اصلی اینه که طبقه مرفه لیبرال، نمیخوان بچه‌هایی خارج از طبقه اجتماعی خودشون همکلاسی بچه‌هاشون بشن.
تضمینی وجود نداره که این پیام انتخاباتی رأی بیشتری از فقرا و طبقه متوسط جمع کنه، اما همینکه به یک مطالبه تبدیل بشه، راه رو برای تغییرات آینده باز می‌کنه‌.

یکی دیگه از نکات کانونشن جمهوری‌خواه‌ها این بود که در حالی که هالیوود به طور دربست در اختیار دموکرات‌هاست، از لحاظ کیفیت اجرای ویدئوها یک نمایش مضحک و بی‌کیفیت ارائه دادند، اما محتویات کمپین ترامپ که آدم انتظار داره هیچ فیلمساز و تدوینگری حاضر نباشه براشون کار کنه، یه کار های‌کلاس بود. پیام دو نفره اون زن و شوهری که تو سنت‌لوییس با اسلحه از خودشون دفاع کردند هم یه کار تمیز دراومد.
4
یکی از اعضای کانال که پزشکه پرسیده با متجاوزانی که اختلال روانی دارند باید چه کرد؟ چون معضل شایعیه و بررسی‌ها نشون میده حداقل یک‌سوم زندانی‌ها نوعی از اختلال شخصیتی روانی دارند.


البته باید اول مطمئن شد مجرمین مجرمند، بعد درباره وضعیت روانی‌شون نظر داد. مجرمین رو دولت تعیین می‌کنه که مجرمند، و دولت مرجع کثیفیه برای این کار. دولت همون نهادیه که انقدر نیاز داره به مجرم بودن شما که در بودجه یه ردیف درآمدی براش کنار میذاره! هیچ دور نیست که مثل خدمت اجباری سربازی که در دوران ما نرمالایز شده، یه روزی حداقل ۲۴ ماه مجرم بودن جزء وظایف پسران بشه! حالا بگذریم که خیلی مهمه چه زمانی طرف از لحاظ روانی مورد بررسی قرار گرفته باشه، قبل از ارتکاب، موقع ارتکاب، یا وقتی انداختنش تو یه بند زندان که توش همه قاتلند! همه پسرها سالم وارد پادگان میشن ولی سالم برنمیگردن. اینکه بریم تو سربازخونه و بررسی روانی انجام بدیم و بگیم یک سوم این‌ها اختلال دارن، معنیش این نیست که اون اختلال اون‌ها رو به اونجا کشونده. یک، اونها کشونده شدن به اونجا، توسط دولت، دو، همونجا دچار اختلال شدن. و بله حتی یک روز اونجا موندن هم کافیه.
اما درسته، بهرحال یه عده‌ای از افراد اختلال دارن و مرتکب جرم هم میشن. جامعه مدرن کلا ایده‌ای برای برخورد با جرم نداره. جامعه مدرن عقب‌افتاده مثل ایران، طرف رو در زندان زجرکش می‌کنه، و جامعه مدرن پیشرفته انقدر شل می‌گیره که قبح جرم فرو میریزه! مثلا فکر می‌کنید تو هلند اگه تجاوز کنید به کسی فوق فوقش چه مجازاتی انتظارتون رو می‌کشه؟ هزینه‌های اجتماعیش بالاست، ولی هزینه قضاییش خیلی کمه. در آمریکا برعکس، هزینه قضاییش خیلی بالاست، هزینه اجتماعیش کمتره. مثلا شما میتونی زنت رو بزنی و همه بفهمن که زنت رو زدی، ولی بازم تو انتخابات کنگره رأی بیاری (البته لازمه که دموکرات باشی. اگه اونی که هرشب انجیل میخونه زنش رو بزنه یعنی مسیحیت ضدزنه! ولی اگه یه لیبرال زنش رو بزنه معنیش این نیست که لیبرالیسم خلاء اخلاقی ایجاد کرده!).

قبلا درباره برخورد با کولبر‌ها و یا مهاجران غیرقانونی نوشته بودم که گذاشتن هر مرزی، مستلزم اعمال خشونته. اگه میخوای مرز بذاری، مجبور خواهی شد خشونت به خرج بدی، و اگه میخوای خشونت به خرج ندی، باید مرز رو برداری. چه مرز فیزیکی، چه مرزی مثل حد تماس با یک زن. تناقضی که جامعه مدرن باش درگیره اینه که هم میخواد مرز داشته باشه، هم میخواد خشونت به خرج نده. و این فقط یک رویاست. قدیم وقتی سه نفر گلاویز می‌شد سیصدنفر اضافه میشدن که از فرصت استفاده کنند برای زدن همدیگه، اما الان سه نفر با هم گلاویز میشن و سیصدنفر میریزن وسط تا جداشون کنند! انگار مشت زدن و مشت خوردن عرش الهی رو به لرزه میندازه!


اگه یه سگ صورت یه بچه رو پاره کنه، سگه رو اعدام نمی‌کنیم. البته بعضی‌ها اینکارو می‌کنند، ولی عموم مردم پذیرفتن که معنی نداره این کار. اما حاضر نیستند بپذیرند که انسانی که به هر دلیلی، از اختلال گرفته تا مصرف مواد، قابلیت‌های بیسیک مغزش رو از دست داده، فرقی با اون سگه نداره. ما بسیاری ازین مجرمین رو مجازات می‌کنیم فقط به این دلیل که نمیخوایم بپذیریم دنیا مکانیه که یه جاهایی آدم میبازه. یا اموالش رو، یا بکارتش رو، یا حریم خصوصیش رو، یا عشقش رو، یا عزیزانش رو. مجازات، یک نوع برنده‌شدن مصنوعیه، که اون باخت رو جبران کنه. یکی از پربیننده‌ترین شوهای تلویزیونی آمریکا که متأسفانه به خاطر هوچی‌بازی‌های اخیر پخشش متوقف شد، برنامه‌ای بود که فیلم‌های زنده یا ضبط شده پلیس از تعقیب و گریز پلیس و مجرمان رو نشون میداد. مردم هرچقدر هم که به پلیس فحش بدن، از تماشای گیرافتادن مجرم لذت میبرن. چون یعنی ما، به مثابه جامعه، بُردیم! این حس قوی سنگین باختنه که یک بوسه بی‌اجازه رو انقدر دهشتناک می‌کنه برای یه دختر که بلافاصله میره بقالی سر کوچه آب معدنی میخره و لب‌های خودش رو میشوره! یا از اینکه ممکنه فقط یکی از اسپرم‌های متجاوز روی پوستش باشه سه بار سه بار میره حموم! میخواد جوهر باختن رو پاک کنه (برای همین وقتی میخونه فلان شخصیت تاریخی به برده‌هاش اجازه میداده برن، ولی نمیرفتن، هضم نمی‌کنه. نمیتونه بفهمه چرا اون برده‌ها احساس باخت نمی‌کردن، و نتیجه می‌گیره ذهن‌شون هم مثل بدن‌شون توسط ارباب تسخیر شده بوده!).

مشکل تجاوز مثل خیلی از جرائم دیگه، بیشتر ازینکه حاصل خلاء‌های قانونی باشه، مثل اینها که میگن اگه قوانین کشور اسلامی نبود الان تجاوز ریشه کن شده بود! و بیشتر ازینکه حاصل فقدان امکانات جنسی باشه، مثل اینها که میگن اگه شهرنو داشتیم الان تجاوز ریشه‌کن شده بود! به مقاومت جامعه در برابر واقعیت مربوط میشه. و واقعیت اینه: همزمان و موازی با اینکه زندگی شامل باخت‌های زیادی میشه، برای حفظ مرزها هم خشونت لازمه! هر دو رو باید با هم پذیرفت.
Anarchonomy
🔸 در مورد معضل افسردگی در جوامع مدرن با دو نقطه اکستریم مواجهیم. در یک طرف تحولات فلسفی هستند که دید افراد رو به زندگی کاملا زیر و رو کردند (که قبلا با عنوان «فقدان سوال فلسفی» درباره‌ش نوشته بودم و مصداق تمام و کمالش جوانان نیهیلیست چینی هستند)، و از یک طرف…
بحث اختلال روانی مجرمین شد، بد نیست مطلب پایین رو بخونید که مرتبط با پست چندوقت پیشم درباره افسردگیه.
اینجا میگه خیلی از اختلال‌هایی که میشناسیم میتونه اصلا اختلال به حساب نیاد. یکی از نشانه‌ها؟ افزایش نجومی مصرف داروهای ضدافسردگی، هیچ تأثیری در کاهش افسردگی مردم نداشته!
نتیجه آموزش و پرورش دولتی رو می‌بینید.
ویسکانسین مثل اورگان نیست. اونجا یه عده زیادی اسلحه دارند، و حالا که شورش خیابانی به شهرهاشون کشیده شده، ازش استفاده هم می‌کنند. مخصوصا وقتی جو سیاسی اجازه نمیده نیروهای فدرال دخالت کنند. یعنی شاهد نوعی لوکالیسم هستیم که میخواد گلیم خودش رو مستقلا از آب بکشه بیرون، و بله این می‌تونه با خشونت همراه باشه، و شد. در تیراندازی که رخ داد، یک نفر به شدت زخمی شد. به شدت، یعنی یک قسمت از دستش به حدی پاره شد که احتمالا از آرنج قطعش کنند. وقتی گلوله جنگی از نزدیک بت بخوره، این حداقلی‌ترین آسیبیه که میتونه بزنه. اگه به سینه‌ش خورده بود درجا به ملکوت پیوسته بود. اما چرا از نزدیک بش اصابت کرد؟ چون با دست خالی رفت تا با کسی که اسلحه نیمه اتوماتیک داره گلاویز بشه! و عین یک خر خودش رو انداخت روش!
ما ایرانی‌ها با مفهوم جوگیر شدن آشنایی زیادی داریم. اما این صرفا متأثر از جو شورش خیابانی نیست. این حتی مثل خطا در تخمین ارتفاع و پریدن و شکسته شدن پا نیست. چون یک اشتباه محاسباتی نیست. چون اصلا محاسبه‌ای در کار نیست که بخواد خطا باشه یا نباشه. این یک جداشدگی حاد از واقعیته. رویاپرستان فقط در ایدئولوژی نیست که به واقعیت کفر می‌ورزند. این کفر به جزییات زندگی هم تسری پیدا می‌کنه.
هرجا که میشه پرسید
What the hell you were thinking?
میشه ردپایی از رویا رو پیدا کرد.‌
شاید بی‌ربط نباشه.. سرچ کلمه «ستاد» در گوگل ۷۵ میلیون نتیجه میاره! کلمه «دولت» ۱۵۷ میلیون. نمیشه نتیجه گرفت نصف دولت، ستادبازیه..

But.. you got the idea.
نوشته چون در شبکه‌های اجتماعی فیزیک همدیگر را نمی‌بینیم نسبت بهم بی‌رحم‌تر و بی‌ملاحظه‌تر می‌شویم.

معنی این حرف اینه که بدن، یک سد فیزیکیه برای بروز دادن چیزی که تو ذهن‌مون هست. به یه اکانت که عکس یه مارمولک رو گذاشته برای پروفایلش راحت‌تر میشه گفت نظر شخصیت رو فرو کن تو مقعدت! تا اینکه رو در رو باشیم و تو چشمش نگاه کنیم و بخوایم همینو بگیم. و ازین نتیجه می‌گیرند که شبکه اجتماعی، یه محیط مسمومه!

ولی معنی نداره با قواعد یک محیط، یه محیط دیگه رو قضاوت کرد. چون لزومی نداره قواعد همه محیط‌ها کپی همدیگه باشند. هیچ تناقضی وجود نداره که در یک محیط یک آدم دریده باشیم و در یک محیط دیگه در رو برای خانوم‌ها باز کنیم. همونطور که تناقضی وجود نداره یه جا کت‌شلوار بپوشیم و یه جا شلوارک! اینکه منو باید ببندند به اسب و رو زمین بکشند تا بپذیرم که هر کدوم ازین دو رو بپوشم ربطی به کلیت مسئله نداره. این اسمش دو رویی نیست. این فیت شدن با مقتضیات محیطه. ممکنه کسی نخواد با یه محیط فیت بشه، ولی دلیل نداره فیت شدن بقیه رو سرزنش کنه. من نپذیرفتن کت‌شلوار رو یک مقاومت اخلاقی وانمود نمی‌کنم. همونجوری که هست معرفیش می‌کنم: خوشم نمیاد.
ما در یک تنگنا گیریم. هم باید اون بخش مشمئزکننده جامعه که نمی‌تونه تحمل کنه همه ماشین‌هایی که زیر پای مردمه طبق یک ایده‌آل کمونیستی یک‌شکل و بومی! نباشه رو تحمل کنیم، و هم باید اون بخش مشمئزکننده جامعه که براش آشغال چینی و بی‌ام‌و فرقی نداره و همینکه قیمتش انقدر باشه که عموم مردم نتونن بخرند کافیه رو تحمل کنیم.
هرچند این مجلس تک‌نفره سوژه طنز اینترنت فارسی شد، و باید هم بشه، باید خلیفه رو مسخره کرد.. اما کار تیم خامنه‌ای در اینجا درست بود. اینکه روضه‌خوان بالاست و گریه‌کننده پایین، از لحاظ طراحی صحنه، حرکت خوبی بود. البته نیمی از مغز خودش که فعال نیست، این کار تیمشه، و باید اون تیم رو تحسین کرد. قبلا که جمعیت وجود داشت، نگاه خود خامنه‌ای با روضه‌خوان کانتکت نداشت‌. نگاه خودش رو به حضار بود و نگاه حضار رو به روضه‌خوان. یعنی واسطه خلیفه و روضه، مردم بودند. اما حالا که مردم حضور ندارند و واسطه حذف شده، کانتکت مستقیم داره.
این به صورت سمبلیک از چند جهت معنی‌داره. اولا نشون میده که «محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته»، و هیچ‌چیز به چالش نمی‌کشدش. حتی کرونا. اگه لازم باشه، خلیفه رو هم می‌کشیم پایین، ولی محرم رو اون بالا نگه می‌داریم! دوما به این شکل ادعا می‌کنه که این صرفا یک پوپولیسم نیست، چون پوپولیسم نیاز به مردم داره. ولی محرم حکومتی، نیاز به مردم نداره. اگه لازم باشه واسطه رو حذف می‌کنیم و خود آخوند نقش مردم رو بازی خواهد کرد!
در واقع یک نمایش قدرت دوجنبه‌ایه. هم «همه‌چیز رو فدای این محرم می‌کنیم»، و هم «نیازی به مردم نداریم».

داعش در سوریه در ماه‌های آخر، کیفیت طراحی صحنه و دکوپاژ ویدئوهایی که میساخت بالاتر رفته بود‌. ماه‌های آخر داعشی که موفق شده است، معلوم نیست چه زمانیه. ولی کیفیت بالا رفته. حداقل در این یک مورد.


https://t.me/sahandiranmehr/25775
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صدای کسی که متن این ویدئوی تبلیغاتی برای مایک پنس رو میخونه که شنیدم برام آشنا اومد.. یادم اومد چهار سال پیش تو انتخابات مقدماتی نریشن یه تبلیغ برای تد کروز رو گفته بود، اون موقع که با ترامپ رقابت داشت. دنیای سیاست اینجوریه. با همون صدای خودت که میگفتی ترامپ گزینه خوبی نیست، میگی معاون ترامپ بودن امتیاز خوبیه! ولی صدا قابل پاک شدن نیست، مخصوصا در دوران ما. و این مقداری جرئت می‌خواد. جرئت اینکه بذاری مردم تناقضت رو ببینند.
در کل صداش عالیه. آلفا ولی آرام، سکسی ولی باحیا، هیجان‌برانگیز ولی پخته.
وقتی تو این مملکت انقدر لازم میشه که افراد عادی بیانیه بدن، بهتره فن بیانیه نویسی در مدارس آموزش داده بشه. گفتن این خانوم سنگنورد استروئید میزنه که میتونه مقام بیاره، بعد برای دفاع از خودش اینو نوشته که سه بار هم بخونی متوجه نمیشی بالاخره موضعش چیه. دروغ گفته طرف؟ میزنه بالاخره؟ نمیزنه؟ خوبه بزنند؟ خوب نیست بزنند؟ مهمه اصلا؟ مهم نیست؟

اما یه مشکل اساسی‌تری هم هست. که فکر می‌کنه یکی بتونه از صخره بره بالا میشه نخبه جامعه!


https://www.instagram.com/p/CESGIIhnMGC/?igshid=1ikhc20bidw1g
نخبه کسیه که مردم رو از باتلاق عبور میده. حالا غیر ازین عبور دادن، هر کاری هم بکنه، باید یک طرف معادله مردم باشند. شما نامرئی شو و از دیوارها عبور کن اصن.. جامعه رو چه حاصل؟
اینا منظورشون این نیست که ما زبده این تخصصیم و نیاز به دارو نداریم. منظورشون اینه که زبدگان جامعه‌ایم و مردم باید نسبت به تخریب اعتبار ما حساس باشند!
5