Anarchonomy
44.6K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
نمیدونم چرا مغزشون اینجوری کار می‌کنه.
یا...
کار نمی‌کنه!
Anarchonomy
نمیدونم چرا مغزشون اینجوری کار می‌کنه. یا... کار نمی‌کنه!
ادعای این یکی خیلی بامزه‌ست.. میگه لخت بود بعد اومد بغلم کرد و بوسیدم!
خب یکم مقاومت میکردی، حداقلش این بود که یه کبودی ایجاد میشد و همون کبودی رو مدرک اثبات ادعا می‌کردی.
یک زن آمریکایی رو میشناختم که تو ارتش آمریکا کار می‌کرد و بعدا مسلمان شده بود. یکبار برام تعریف کرد که چه تجربیاتی داشته. یکی ازون تجربیات این بود که یکی از سربازان بش تجاوز کرده بود. وقتی بش گفتم چرا مقاومت نکردی عصبانی شد! انگار نباید این سوال رو پرسید. و گفت زورم نمیرسید بش! دیگه ادامه ندادم و نگفتم اگه اون سرباز یه خط رو صورتش می‌افتاد فردا صبح مافوقش ازش بازجویی می‌کرد که چه اتفاقی افتاده. حداقل حداقلش این بود که مجبور می‌شد برای یکی تعریف کنه که چی شده، حتی اگه دروغ بگه، و خود اون دروغ هم می‌تونست براش دردسر درست کنه.
مقا‌مت نمی‌کنند، چون ریسک داره. چندسال صبر کردن و از دور تهمت زدن، ریسکش در حد صفره!
این عالیه. البته با اینکه آلفا هستند مخالفم. مرد آلفا مسئولیت‌پذیره. ولی کلیت این سوال خیلی درسته.
مثلا من هیچ وقت موقعیتی که بتونم به کسی تعرض کنم نداشتم. به قول خانوم ساعیان کی به من نگاه می‌کنه؟ چرا با حرفای من نیش‌شون باز نمیشه؟ چون من «فانی» نیستم. چون کسی در مورد من فانتزی نمیسازه. من حتی دوچرخه هم ندارم، چه برسه بخوام ببرمشون جایی. معمولا ادعای تجاوز در مورد مردانی به کار میره که طرف اتفاقا خیلی هم مایل بوده باش سکس داشته باشه، اما نه انقدر بی‌مقدمه و سریع! در واقع این‌ها بیشتر از خدشه‌دار شدن تصورات‌شون ناراحت میشن تا خدشه‌دار شدن بدن‌شون.
اینا از مردان جذاب یا پولدار یا بانفوذ ضدحال میخورن، نک و ناله‌ش رو میارن تحویل پسران عزب و دست از همه‌چی کوتاه توعیتر میدن.
اینکه اون موقع مورد آزار قرار گرفتید تقصیر اون فرد بوده، اما اینکه الان بعد اینهمه سال احساس بدی دارید، تقصیر خودتونه، که نمی‌تونید ازش عبور کنید.
آدم باید از مالکیت خودش دفاع کنه، از جمله مالکیت بدنش. اما نباید خیلی تو نقش قربانی فرو رفت.

این‌ها از فرهنگ تجاوز که ادعا می‌کنند میراث مردسالاریه فغان می‌کنند، بعد همون حساسیت‌های سنتی-مذهبی رو نسبت به بدن‌شون دارند که صاف از صندوقچه مردسالاری بیرون اومده! کی این ذهنیت رو جا انداخت که زن اگه دست بخوره خراب میشه؟ مرد قبیله‌ای! چه چیزی این فرهنگ رو ایجاد کرد که اگه به یه جاییت دست زدن تا تمام شصت سال آینده احساس بد داشته باشی؟ اتمسفر مردسالارانه!
به هرکس که مایلند تهمت می‌زنند چون مدعی‌اند مردی بوده که اصول نداشته، بعد از ما انتظار دارند هر تهمتی رو باور کنیم، که یعنی اصول نداشته باشیم! اینها دچار تناقضات وحشتناک هستند؛ شما نباشید.
Governments never pay fair wage to soldiers who put their life at risk defending the intrests of the state. But for whatever reason they still join the army. Maybe part of that reason is that they think what they're gonna do is the most important job they've ever had. Of course hunting down an enemy sniper trying to blow up a tanker looks more "serious" than cleaning up your garage! One initiative for making peace and putting an end to "young men slaughter for the sake of oldmen's delusions" is redefining the importance of daily life routine works. Sometimes, or dare I say most of the times, it would be way more safe for everyone if people don't feel an urgent need to do something serious!
میگه دعوتم کنی به نوشیدن شراب و قبول کنم، توش جواز سکس نداره!
Ok, fair enough!

بیچاره دولتی که بخواد مسئولیت حفاظت از تو رو به عهده بگیره.. چون دوربین که نمیتونه نصب کنه تو واژنت..
But..

بذار یه چیزی بگم لیدی! وقتی اینجا نوشتم که الکل باید به عنوان سم به رسمیت شناخته بشه نه یک ماده خوراکی، اومدن گفتن بک‌گراند مذهبیت زده بالا باز!
Oh, really?

یکی سری اومدن یه مشت لینک مقاله برام فرستادن که اونقدی که تو میگی آسیب نمیزنه به مغز. ایکس مقدار ضرر داره، نه ایگرگ مقدار!

Fucking cluless idiots.

انگار مسئله فقط تعداد سلول‌های تخریب شده‌ست.

من الکل رو سم می‌دونم چون نمیخوام مغزم خاموش بشه!
تو میری یه جا که داوطلبانه مغزت رو خاموش کنی..

No arguing with that

تنها چیزی که میتونه ازت محافظت کنه مغزته، و تو خاموشش می‌کنی. یعنی خودت آگاهانه میخوای برای مدتی هیچ حفاظتی نداشته باشی!

Yes.. fucking YOU!
8
همیشه وحشت داشتم که یکی در بین جمعیت انسانی جمله مرگ حق است رو «حق ماست که بمیریم» ترجمه کنه تو ذهنش.. بالاخره این کابوس به حقیقت پیوست. واقعا فکر کرده کلمه حق در اینجا یعنی
Right to have something.
و متوجه نیست که یعنی «درستش اینه که بمیریم».

اما فرض کنیم داریم درباره حق داشتن چیزها صحبت می‌کنیم.. چطور میشه داشتن عشق یه حق باشه؟ مثلا اگه دلت مملو از عشق نیست بریم یقه کی رو بگیریم؟ کی حقت رو پایمال کرده؟
واقعیات دنیا تعیین می‌کنه که حق من چیه، نه قوه تخیلم. به قوه تخیلم استناد کنیم الان حقم این بود که از دهانم آتش دربیاد و بتونم ساختمان‌های دولتی رو باش بسوزونم!

نشستند جلوی صفحه‌های نمایش دیجیتال رویاپخش‌کن! و شبانه‌روز به این فکر می‌کنند که حقم اینه حقم اونه!
بتمرگ شهروند جهانی عزیز.. بتمرگ سرجات.
اسم این رو میذارم «تهی بودن هنرمندانه». تصادفی انقدر تهی نیست. این یک هنره. دارید به یک تابلو نگاه می‌کنید. که المان‌هایی از تکنوکراسی عددمحور (۳۰ درصد) رو با المان‌هایی از سطحی‌سازی حکومتی مذهب (سیاهپوشی شهری!) رو با هم ترکیب کرده و این شاهکار بدست اومده.
امسال ۲۲ درصد اشک بیشتری خواهیم ریخت!
Oh boy.. its amazing. Its so low it gets you high.
خدافس بچه‌شیعه‌ها.. مواظب خودتون باشید 😄

درباره تجاوز می‌نویسم دخترها میرن، درباره محرم می‌نویسم این سه نقطه‌ها
به قول کفار:
Good riddance
اول هرسال که می‌شد کلی استرس می‌گرفتیم که چطور به بابامون بگیم هزینه‌های کتاب و لوازم‌التحریر و لباس و کیف و این‌ها چقدر میشه. این استرس همراه بود با حس دلسوزی برای همون بابایی که یهو با این موج هزینه‌ها که چندتا بچه‌ش همزمان ایجاد می‌کردند مواجه می‌شد. و این خودش به نفرت‌مون از مدرسه اضافه می‌کرد. در واقع ما شانس آوردیم که جمهوری اسلامی حتی اگه اراده‌ای هم داشت در اجرای سیاست‌های دولت رفاه، فشل بود. اگه قرار بود مثل بچه‌های فرانسوی مدرسه رو دوست داشته باشیم هرچیزی که به خوردمون میدادند چنان می‌پذیرفتیم که امروز یه آدم دیگه بودیم.
گاهی نفرت به درد آدم میخوره.

https://t.me/PDFsCom/15258
3
چهارده قرن پیش پیامبر گفت هر کاری انجام میدید، اصولی انجام بدید. چهارده قرنه که اهمیتی به حرفش نمیدن. اما یه جوری به حقانیتش شهادت میدن که همه‌جا آلودگی صوتی ایجاد کنه.
‏سیاهپوستان آمریکا کلا آدرس رو اشتباهی رفتن. سفیدها خیلی هم بد باشون تا نکردند. این ما مسلمانان خاورمیانه بودیم که پدرشون رو درآوردیم. اونجوری که ما ازین‌ها برده ساختیم، برده‌کشی انگلیسی‌ها در برابرش به یک شوخی شبیهه.

‏اروپایی‌ها اون‌ها رو برای کار در مزرعه بردن، رغبتی به زنان‌شون نداشتند. اما مسلمان‌ها هم دختران و هم پسران‌شون رو دقیقا با هدف بهره‌برداری جنسی، برده کردند. سفیدها با فرهنگ‌شون کار خاصی نداشتند. ما بودیم که فرهنگ‌شون رو نابود کردیم. ما زبان‌شون رو عربی کردیم.

‏ما حتی موسیقی که مثل خون تو رگ‌هاشون بود رو ازشون گرفتیم چون حرام بود. حداقل در سرزمین سفیدها فرصت پیدا کردند دوباره روح موسیقیایی‌شون رو زنده کنند. هرچند که الان بولدترین دستاوردشون عوعو بی‌معنی رپرهاست. ما لباس‌های رنگارنگ‌شون رو ازشون گرفتیم و تک رنگ‌شون کردیم.

‏از همه این‌ها بدتر اینه که چهره‌های انقلابی‌شون از لج کلیسای نژادپرست، دست به دامن اسلام شدند! مثل اینه که از دست نفر دومی که بت تجاوز کرد، به نفر اولی که بت تجاوز کرد پناه ببری! انگار نه انگار که هجوم اسلام به مناطق سیاه‌نشین دنیا، هیچوقت اون‌ها رو حاکم نکرد. همیشه محکوم بودند.

‏سیاه برای مسلمان چنان پست بود که از قفقاز برده می‌گرفت، تربیتش می‌کرد و همون برده رو آقابالاسر آفریقایی‌ها می‌کرد. سیاهپوست بدبختی بود که یک برده بش حکومت می‌کرد! یک برده ازش مالیات می‌گرفت، و در صورت تخلف یک برده سفید شلاقش می‌زد! فرقی هم نداشت مسلمان حاکم سنی باشه یا شیعه.

‏نهایتا مسلمانان هیچ‌وقت به این نتیجه نرسیدند که سیاهپوست نباید برده باشه، یا باید درباره شرعی که برده‌داری رو حلال کرده بازنگری کنند. وقتی سیاه از دست مسلمان خلاص شد که نظامی‌‌های غربگرا در خاورمیانه تصمیم گرفتند با قلدری کشورشون رو کمی شبیه اروپا کنند.
این قاضی کره‌ای که ترامپ پیشنهادش داده بود و به زحمت رأی گرفت چون دموکرات‌ها باش مخالف بودند، همونیه که چند روز پیش گفت ممنوعیت جدید کالیفرنیا درباره خشاب‌های ظرفیت بالا، برخلاف قانون اساسیه! که باز همون دموکرات‌ها بستنش به فحش!
یه کسی که تو سئول به دنیا اومده میاد تو خاک آمریکا و از قانون اساسی و آزادی آمریکایی دفاع می‌کنه، بعد سفیدپوستی که چند نسله همونجان بش حمله می‌کنه که نه اینقدر آزادی خوب نیست خطرناکه قانون اساسی غلط کرد!

آمریکا، یک جغرافیا نیست. آمریکایی بودن، یک نوع زندگیه، که هرکسی در هرجای دنیا میتونه انتخابش کنه، و هرکسی در هرجای دنیا، از جمله خود آمریکا، میتونه پسش بزنه‌.
محققان عزیز برای اینکه توجه مردم رو جلب کنند از واژه تریلیون استفاده می‌کنند، ولی باید از گیگاتن استفاده کنند. ۲۸هزار گیگاتن کوچکتر به نظر میرسه‌.
و وقتی برای توضیح ابعادش مثال میزنه میگه معادل یخی که کل انگلستان رو بپوشاند و صدمتر عمقش باشد! که خب آدم میگه اوووه چه زیاد!
اما عمق یخ در قطب جنوب ۲ کیلومتره! این ابعاد رو تو گوگل ارث انداختم و یه مربع ریز دراومد!

نمیگم این حجم کمیه، اما حتی اگه درست تخمین زده باشند، که بشدت شک دارم، بهتره با درصد بیانش کنند. مثلا بگن اگه یخ‌های دنیا ۱۰۰ باشه، چقدش رفته‌.

https://t.me/khabaronline_ir/304305
یه جاهایی اقدام می‌کنی، تا یه جاهای دیگه‌ای نکنی.

کسانی که به تازگی عضو کانال شدن همینجا عبارت «مدیریت گناهان» رو سرچ کنند.
3
آخ.. کاش این قضیه زود تموم نشه.. به من که داره خوش میگذره.. با این کودکان رشدنیافته.
می‌دونم خسته شدید از نوتیف‌های مکرر، اما اضافه کردن این توضیح لازمه:
این‌ها فکر می‌کنند جبهه‌گیری من علیه این بساط مثلا افشاگری، از جنس مثلا جبهه‌گیری محافظه‌کاران در آمریکاست که می‌گفتند این تهمت زدن‌های فله‌ای و موجی خوب نیست چون دچار افکت چوپان دروغگو میشه و فردا یه نفر که واقعا قربانی تجاوز بود هم دیگه کسی حرفش رو باور نمی‌کنه! یعنی با کلیت این کانسپت که یکی بیاد تو فضای پابلیک زندگی یه نفرو با یه قصه نابود کنه مشکلی ندارند، فقط با اینکه یک «جریان» بشه و هر کسی سوارش بشه مشکل دارند.
اما موقعیت من فرق داره. من ده سال پیش دقیقا در جبهه اون‌طرف بودم. یک دختر که از رفقای مجازی ما بود، از بین هزاران کاربر به من اعتماد کرد و گفت مربی نوازنده‌ش رو به خونه راه داده، و مورد تجاوز قرار گرفته! بچه‌های قدیم پلاس یادشونه که بعدش چه اتفاقی افتاد. چون خودش جرئت نداشت من وظیفه افشاگری رو به عهده گرفتم. و چه خبط بزرگی بود. یک تنه مقابل جماعتی بزرگ قرار گرفتم و به خاطرش انبوهی از فحاشی‌ها و تخریب‌ها نصیبم شد. برای چند روز از شدت فشار عصبی، دهنم پر از آفت بود! نزدیک بود حتی کار به دعوای فیزیکی بکشه. بله این چیزها میتونه به خشونت منجر بشه. قسمت زیادی از ماجرا رو نمی‌تونم تعریف کنم. اما کوچکترین ناراحتی بابت اون حمله‌ها ندارم.. (همه فهمیدند که چقدر می‌تونم پررو باشم). کل پشیمانیم ازین جهت بود که خریت کردم باور کردم! یا اهمیت دادم. من اصلا هیچ‌چی نمی‌دونستم. فقط یک روایت دستم بود! که ناقص بود، و یه جاهاییش مبهم. درست وسط فحش خوردنام بود که همون دختر اومد گفت دیگه خیلی تندش کردی، نمیخواد بادی‌گارد من باشی! در این تصور بودم که همین الاناست که بره حموم رگ بزنه، اما خیلی ریلکس گفت همینقدر بسه! حتی پارتنر بعدیش هم پیدا کرده بود! (خوشگل‌ها خیلی طولانی پاوز نمی‌زنند). یعنی اگه از پشت به لگنم تیر میزدند انقدر هولناک زیر پام خالی نمی‌شد. موقعیت خوبی پیدا کرده بودم.. دخترها می‌اومدند و در خصوصی پیام میدادند که دمت گرم، تنها پسر باغیرت اینجایی! اما آب یخی که روی سرم ریخته شد اون موقعیت رو باطل می‌کرد.
آه.. اون یارو یه مرد مزخرف محض بود. جالبه که هنوز شماره‌ش رو دارم. نمی‌دونم برای چی. شاید برای یه روزی نگه داشتم که زنگ بزنم و بپرسم خب، زندگیت چقدر مشمئزکننده‌تر از اون موقع‌ها شده؟ اما دیگه اهمیتی برام نداشت. دختر خانوم ما وقتی در حالی که داشت لباساش رو عوض می‌کرد مرد غریبه رو به خونه راه می‌داد هیچی از حیای سنتی رو قبول نداشت، اما از من انتظار داشت غیرت سنتی نشون بدم و حساب گرگ‌ها! رو بذارم کف دست‌شون! و پاداش لبیکی که دادم چی بود؟ «تو دیگه زیادی تندی!».
این راهی که اینا دارن میرن، من سه تا اقامتگاه بین‌راهی توش داشتم. هیچوقت موضوع عدالت و پرهزینه کردن تجاوز و شکستن تابو و این صحبت‌ها نبوده. اینا کلماتی مناسب برای پلاکارد هستند. عملا هیچ اتفاقی نمیفته. چون همه‌چیز روی هواست. هیچ کدوم ادعاها در یک دادگاه قابل اثبات نیست. مگر اون‌هایی که مدارکش هم پابلیکه، که بحثش جداست. اما ازون مهم‌تر، کل این معضل قابل پیشگیری و پیگیری توسط نهادهای کشوری نیست. یا باید مثل روسپی‌های حرفه‌ای بادیگارد داشته باشی، یا وقتی اعتماد می‌کنی به کسی ریسکش هم بپذیری. این موج‌ها فقط درصدی از نخاله‌ها رو با چالش مواجه می‌کنه. بقیه به کثافتکاری‌شون ادامه میدن. دخترها هم به ساده‌لوح بودن، یا پناه بردن به سنت «فقط پس از» باختن در قمار اعتماد، ادامه میدن.‌
من اهمیتی به افکت چوپان دروغگو هم نمیدم. به درک که دیگه کسی یک قصه سکسی رو باور نکنه. شاید حتی بشه گفت «چه بهتر». اما در عین حال که معتقدم آزادی بیان شامل این میشه که مردم بهر دلیل موجه یا غیرموجهی یه شبه تصمیم بگیرند اعلام عمومی کنند که فلانی خر است! و بعد بایکوتش کنند، معتقدم استفاده کودکانه ازین آزادی هم باعث میشه همه یه روزی قربانی این اسلحه بشن. اگه خیلی اوکی باشه که یک نفر رو یهو به لجن بکشیم، خیلی اوکی خواهد شد که یهو خودمون رو به لجن بکشند! و این اتفاق خواهد افتاد. ذره‌ای تردید توش ندارم.
8
مرسی که بالاخره یکی این نکته رو هم یادآوری کرد.
جنبش MeToo در آمریکا، توسط چپ‌ها باد شد.. اما به محض اینکه دامان شخصیت‌های خودشون رو هم گرفت عذر و بهانه‌ها شروع شد. اونا میخواستن یه ابزار کاملا کارآمد برای اتک سیاسی داشته باشند، نه اینکه آبروی هرکسی از جمله خودشون بره‌. برای همین زنی که استارت اون هش‌تگ رو زد الان به بایدن و دموکرات‌ها فحش میده، با اینکه خودش یه دموکراته. چون فهمیده که فکر کرد داره یه انقلاب رو استارت میزنه (توهمی آشنا) اما بازیچه اون‌ها شده!
عملا جنبش افشاگری جنسی، که اغلب مدرکی نداشت، افشاگری ژورنالیستی که اغلب چندین ترابایت مدرک داشت رو خفه کرد! بله اگه علیه یک دولت بزرگ یا یک شرکت افشاگری کنید، با پلوتونیوم مسمومت‌تون نمی‌کنند. لزومی نداره از روش‌های خشن پوتین استفاده بشه. کافیه به سه زن که هیچوقت تو عمرتون ندیدیدشون، پول بدن.
به خدا نمی‌‌خوام ادامه بدم ولی نمیشه لعنتی 😁
با این منطق به من بگید چرا نباید هواپیما رو بزنند؟ چرا می‌پرسید «چرا زدی؟». با وجود ابلهانی مثل این‌ها من می‌پرسم «چرا نزنند؟».