Anarchonomy
44.9K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
بله. ممکنه یه دوره‌ای خواست ۵۱ درصد مردم باشه، و یه وقت دیگه خواست ۷۹ درصد نفر مردم‌. و همینه که کار رو سخت می‌کنه. الان شما میتونی به یه آخوند بگی گمشو بیا پایین، نه مشروعیت داری نه مقبولیت. اما به نخست‌وزیری که در انتخاباتی کاملا آزاد و شفاف و منصفانه و بدون کوچکترین تقلب برنده شده، چی میخوای بگی؟
در گذشته شاه به حق یا ناحق نفرت مردم از همدیگه رو مثل اسفنج به خودش جذب می‌کرد. اما الان به آمریکا نگاه کنید.. نصف مملکت ازون یکی نصف متنفره که در طول دوره‌های متمادی به فلان حزب یا فلان سیاست رأی داده، و برعکس. تا جایی که یه جرقه کافیه تا بگیرن همدیگه رو تو خیابون بزنند! البته همه دست بزن ندارند و جور دیگه‌ای حساب هموطن رو میرسن.
اگه یه جامعه انقدر ثروت داره که ۲۵ میلیون واکسن بخره، پس خود افراد اون‌ جامعه اگه خواستند میتونند بخرند، دست‌شون کج نیست. بروکرات بیشتر از خود افرادی که دارند نفس می‌کشند، نگران حیات بشر نیست. اون ازین لذت میبره که بگه جمشید و همه جمع بشن، و بگه خمشید! و همه خم بشن، و همزمان به عنوان «دولت کارآمد» مورد تقدیر قرار بگیره! آخه چی وسوسه‌انگیزتر ازینه؟
و بله خیلی چیزها در قلب مردم جای داره.. مثل این ایده که میشه آب و برق رو مجانی کرد!
در مورد اون پست بعضی‌ها پرسیدند چطور واقعیت رو از رویا تشخیص بدیم؟
یکی از راحت‌ترین روش‌ها اینه که بولشت‌ها رو سوا کنید، چون معمولا مزخرفات در جبهه رویا قرار دارند. مثل این که میگه اگه جف بزوس درآمدی که در ده دقیقه به دست میاره رو هبه کنه، خیلی از مشکلات جهانی حل و بسیاری از انسان‌ها از خطر مرگ نجات پیدا می‌کنند!
جالبه که نمیگه خرج کند در راه خیر، میگه اهدا کند! به کی حالا؟ لابد به مفت‌خورهایی مثل ما تا در راه درست خرجش کنیم! انگار آدمی که انقدر زرنگ بوده که انقدر پول دربیاره، انقدر زرنگ نیست که بدونه چه جاهایی از دنیا لنگ پولند!
اما مشکل فقط در اون قسمت اهدا نیست. حتی اگه میگفت خودش در راه خیر خرج کند هم باز بولشت بود. بولشتیسم یعنی همینکه فکر کنی با «صدقه» میشه مشکلات جهان را حل کرد! رویا، یعنی همین که فکر کنی دنیا و زندگی توش ذاتا مشکل‌زا نیست برای انسان، این کمبود نقدینگیه که مشکل ایجاد کرده!
شنیدن که یه جا نوشته که یکی از یکی شنیده که پیامبر گفت اگه چهل نفر مومن شهادت بدن که از فرد تازه فوت شده رضایت دارند، خدا اون فرد رو می‌بخشه! نمی‌دونم چرا فکر کردند تو بروکراسی اون دنیا هم تهیه استشهاد محلی، کارکرد داره. اما اصل داستان اینه که اساس این ادعا بر این مبناست که همه آزاردهنده هستند، و اونی که انقدر نبوده که حتی شده چهل نفر ازش در امان بوده باشند، کافیه تا پل رو رد کنه! برفرض چهل هزار نفر امضاء کردند که آدم بودید. چطور این حاوی ارزشه؟

باید طوری زندگی کرد که حتی شده یک نفر بایسته بالای گورت و بگه: خوشحالم تو دوره‌ای زنده بودم که تو هم زنده بودی. اون یک نفرو دارید؟
چرا این حس رو دارید؟ چون یاد نگرفتید درست فکر کنید. ما هنوز یک قرن بعد از مشروطه، هیچ پلن سیاسی نداریم. ما حتی پلن فلسفی هم نداریم. آخوند شیعه رو باید تو اسید حل کرد، ولی بفهمید که ما پلن نداریم و بدون پلن، راه افتادن دنبال رویاهایی که حتی خود غرب رو هم گرفتار کرد، بدون داشتن بنیه تاریخی که اون‌ها داشتن، که ضرب خسارت‌ها رو بگیره، یه جور خودسوزیه!
می‌فهمم که میخواید ایران نرمال باشه، اما الگوی نرمال نباید نیوزیلند و فنلاند باشه. شما به عنوان یک ایرانی باید انقدر اعتماد به نفس داشته باشی که بتونی بگی من راه دیگه‌ای رو میرم، من آپشن دیگه‌ای میخوام.
این هم یه کشور دیگه که پلن نداشت و سال‌هاست که از یک رادیکالیسم به رادیکالیسم دیگه در تردده!
مصر، ۱۹۵۶. زنان در حال گذراندن دوره آموزشی استفاده از اسلحه. همون مصری که الان هنوز داره توسط نظامی‌ها اداره میشه و یه زن تو خیابون از آزار مردهای گرسنه در امان نیست، و تو دادگاه از آزار افرادی که آزادی بیان رو خطرناک می‌دونند.
هزارسال پیش خلیفه قدرت زیادی نداشت، اما به نظر می‌رسید قدرت زیادی داره. خلیفه الان قدرت زیادی داره، ولی یه جوری ادا درمیاره انگار قدرت زیادی نداره. مثلا یه نهاد دولتی پیزوری که حتی در روابط عمومی هم ضعیفه رو مرجعی معرفی می‌کنه که خودش هم ازش به طور محض تبعیت می‌کنه. موقع سرکوب نمیگه من نمی‌دونم، شورای تأمین باید درباره برخورد مناسب تصمیم بگیره. موقع سرکوب خودش میاد پشت تریبون و صریح تهدید به قتل می‌کنه.
چون یک مرد تهی، مردانگی رو فقط در تسلط عضلانی می‌بینه. در همه چیزهای دیگه یه بزدله.

ما برای ایران نیاز به رهبرانی داریم که آلفا باشند.
مثالش فقط به قصد تحریک‌ بوده (همه مثال زدن‌های آخوندهای شیعه چنین قصدی داره) اما بیراه هم نبوده. اگه میشه با رأی‌گیری تو همسایگی محل حمله یازده سپتامبر مجوز مسجد صادر کرد، با رأی‌گیری میشه مجوز مسجدی که بغل کعبه هست هم باطل کرد.
اما اون چیزی که مسجدها رو ممکنه خراب کنه دموکراسی نیست لزوما، احترام به حق مالکیته. اگه دولت یا نهادی اجازه نداشته باشه یه تیکه از درآمد و ثروت مردم رو بکنه و هبه کنه به مساجد و پیش‌نمازها، خود به خود ۹۰ درصد اماکن مذهبی از لحاظ مالی کالپس میشن. مخصوصا اینکه قشر مذهبی کلا اعانه دادن رو یادش رفته. یعنی فعلا چیزی که مسجد رو سرپا نگه داشته، خفت‌گیریه. چه دموکراسی باشه چه نباشه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استیو بنن یه جوری موقع بیرون اومدن از دادگاه ماسکش رو درمیاره که تاپ مدل‌های استریپ کلاب‌ها شورت‌شون رو درمیارن و پرت می‌کنند بین مردم 😂

جبهه ماسک با اینکه پشتوانه علمی داشت، از لحاظ روابط عمومی، تر زد به خودش. و گرنه اینجور نمی‌شد که درآوردن ماسک انقدر سکسی بشه! و این نشون میده پشتوانه علمی داشتن کافی نیست.
سرعت یادگیری و فروریزی تصورات قبلی خیلی بیشتر شده. اگه قبلا شبیه تور دو فرانس بود، الان دقیقا تو یک رالی کوهستانی هستیم. از چهار سال گذشته تا الان، معادل چهل سال بوده. خیلی‌ها دارند خیلی سریع و بی‌مقدمه و بدون آمادگی متوجه میشن که بیشتر چیزهایی که به ذهن‌شون وارد شده بوده، یا دروغ بوده یا مهمل! ما با شتاب در حال از دست دادن خنزر پنزرهایی هستیم که روی دوش‌مون بود.. مثل سرنشینان یک بالن که هرچی با خودشون دارند رو میریزن پایین تا برن بالاتر.
قبلتر این‌ها رو به چهل دزد بغداد تشبیه می‌کردم اما حتی اون هم اشتباهه. چهل دزد بغداد حتی در قصه‌ها هم
code of conduct
داشتند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انقدر خندیدم که میترسم خونریزی داخلی کرده باشم..

معضل قرن بیست و یکم اینجور که میگن افسردگی نیست، اختلال روانیه! در گذشته آدم‌های دچار اختلال یا طرد می‌شدند یا مورد آزار قرار می‌گرفتند، که برخورد درستی نبود، اما الان تریبون دارند، سلبریتی میشن، بقیه رو نصیحت می‌کنند، جلوی چشم همه هستند.. که این هم برخورد درستی نیست. یه بزرگتر لازمه تا بیمار رو از موقعیتی که معلولیتش باعث نگاه تحقیرآمیز یا حتی تأسف‌‌انگیزانه دیگران بشه، دور نگه داره. نه اینکه مثل قدیم
Isolated
باشه، و نه مثل الان
Exposed.
6
بسیاری از ایرانیان قسمتی از عمر خود را در سفری از ابتدا تا انتهای این نمودار کوهانی طی می‌کنند.
Anarchonomy
انقدر خندیدم که میترسم خونریزی داخلی کرده باشم.. معضل قرن بیست و یکم اینجور که میگن افسردگی نیست، اختلال روانیه! در گذشته آدم‌های دچار اختلال یا طرد می‌شدند یا مورد آزار قرار می‌گرفتند، که برخورد درستی نبود، اما الان تریبون دارند، سلبریتی میشن، بقیه رو نصیحت…
از بچگی پام به مطب چشم‌پزشک‌ها باز شده و اِن نفرشون رو دیدم تا الان. همیشه یه مشت مرد سیبیلوی خیکی بودند. اما الان رفتم شماره چشمم رو چک کنم، خانوم دکتر اپتومتریست انقدر خوشگل بود که کور شدم! آزیتا ساعیان خل و‌ چل خیلی هم بیراه نمیگه: اینارو باید نگاه کنیم دیگه، کی رو نگاه کنیم؟
یکی از توهمات بچه‌شیعه‌ها اینه که چون محتویات عاشورایی از برنامه‌های حکومتی گرفته تا فعالیت‌های خودجوش مردمی تا ادبیات و هنری که حول موضوع کربلا تولید شده، سه خصلت بزرگ‌ابعاد بودن و متنوع بودن و هنرمندانه بودن رو دارند، پس کلا چیز درستیه و فارغ از ارزش مذهبیش، نباید بذاریم از فرهنگ‌مون کنده بشه! (درست مثل مذاهب کهن که اگه یکی از مقدسات از جاش کنده بشه، وعده میدن که سنگ میشیم یا مثل یهودیت و اسلام که صحبت‌هایی از بوزینه شدن هم هست! در فرهنگ و رسوم هم چنین تهدیداتی وجود داره). اما این سه خصلت در خیلی چیزهای دیگه هم وجود داره که میتونند حتی پلید باشند.
مثلا همین فیلمی که اخیرا نتفلیکس قرار بود پخش کنه رو در نظر بگیرید که در یک مشت دختر بچه رفتارهایی رو نشون میده که فقط از دختران ۱۹ ساله هورنی انتظار میره، و مادر یکی ازین بچه‌ها که مسلمونه به دخترش میگه این جنده‌بازی‌ها چیه و فلان (ببینید پدوفیلی در بین چپ‌ها چه جایگاه رفیعی داره که حاضرند به خاطرش اسلام رو که با جان و دل عاشقش هستند رو هم تخریب کنند) که یعنی همیشه ترقی‌خواهی با مقاومت جامعه روبرو بوده، نباید تسلیم شد و باید به جنده‌بازی در ۸ سالگی ادامه داد! که البته آمریکایی‌ها انقدر امضای اعتراضی جمع کردند که نتفلیکس مجبور شد پخشش رو کنسل کنه (تو اتریش و کره‌جنوبی یک امضاء هم جمع نمی‌شد. لازمه باز بگم آمریکا اخرین سنگره، یا واضحه؟). من تردیدی ندارم بیشتر کسانی که دست‌اندرکار ساخت چنین فیلمی هستند، هنرمندند (با تعریف عرفی از هنرمند). از کارگردان تا فیلمبردار تا تدوینگر تا طراح صحنه تا کالریست تا اونی که موسیقی رو تنظیم کرده. همونطور که یک مداح یک بیت رو یه جوری میخونه که ممکنه مو به تن آدم سیخ بشه، یه تدوینگر باهوش هم میتونه فیلمی که درباره درگیر کردن کودکان با جذابیت‌های جنسیه رو یه جوری تدوین کنه که یه جای فیلم بگی چه قشنگ کات زد! و در این مورد هم ابعاد بزرگه، و متنوعه.
با «باز این چه شورش است...» نمیشه نتیجه گرفت با یک بساط انسانی یا عاقلانه مواجهیم. بیایید شورشی حول سکس با کودکان که در خلق عالم است بتون نشون بدم که کف و خون بالا بیارید.
یکی از نقاط قوت چپ‌ها اینه که خیلی سریع حرکت می‌کنند و اصلا زمان رو هدر نمیدن. علتش هم اینه که تخریب هیجان‌انگیزه. به شما یک چکش بدن بگن برو همه شیشه‌های این دفتر رو خرد کن، نمیری یه پنجره رو بشکنی بعد بگی خب پنجره بعدی رو هم فردا میشکنم. دخل همشون رو در کوتاه‌ترین زمان ممکن میاری.
چپ ایده‌ای برای زندگی بهتر نداره. بنابراین تنها رسالتی که برای خودش قائله تخریب همه چیزهاییه که نرمال محسوب میشن. چه به غلط نرمال شده باشند، چه به درستی.
اون «آموزش سالم و بی‌طرف» رو کی باید ارائه کنه؟ بله، دولت! در واقع منظورش اینه که کودک یک انسان مستقل و آزاد است و جزء اموال پدر و مادرش نیست، بلکه جزء اموال دولت است!
این‌ها خودشون در دامان خانواده‌های مذهبی تربیت شدند و از چیزی که توش بیرون اومدند، نفرت دارند، و این نفرت چنان کورشون کرده که حاضرند ربوبیت دولت رو بپذیرند! چنان از شیعه شدن بچه‌ها بیزارند که حاضرند فاشیست باشند.

مخاطب این توعیتش یه طلبه بیشرفه، و شخصا برای دخترش متأسفم که تحت تربیت چنین شیعه بیشرفی داره بزرگ میشه. اما بهتره همون پدرش مغزش رو بشوره تا دولت.‌ هیچ فاشیستی در قرن بیستم نبود که نیت خیری نداشته باشه.
این عکس مربوط به تپه‌حصاره البته. روی اون پلاک هم نوشته حصار، تپه مرکزی! بعد برای مطلب هفت‌تپه ازش استفاده می‌کنند.

هرچند یغمایی روی سر ما جا داره، اما کلا چیزهایی که باستان‌شناسان میگن رو نباید خیلی قطعی در نظر گرفت. خدا داند که در این رشته هم چقدر شبه‌علم مخلوط شده. مثلا با چه اطمینانی میشه گفت ترجمه اون گل‌نوشته درست بوده؟ با چه اطمینانی میشه گفت اونجا معبد بوده و چیز دیگه‌ای نبوده؟ در شیارهای میکروسکوپی یکی از ظروف آشپزی پیدا شده در یکی از کشورها، ذراتی پیدا کرده بودند که نتیجه گرفتند این‌ها با ماهی سوپ می‌پختند! معمولا وقتی از باستان‌شناس می‌پرسی چجوری از ایکس به نتیجه ایگرگ رسیدی، شروع می‌کنه به داستان تعریف کردن، که اغلب فرضیاته. مثلا آثار مشترکی در دو نقطه دور از هم پیدا میشه، میگه امکان نداره تونسته باشن این فاصله رو طی کنن، گرم بوده یا سرد بود یا مرتفع بوده، بعیده! اخه تو از کجا میدونی؟ شاید تونستن. دور مچ اسکلت النگو هست، میگه زن‌سالاری بوده! خب از کجا میشه این نتیجه رو گرفت؟ داری با ذهنیت مدرن خودت از زن‌سالاری النگوعه رو می‌بینی، شاید اونا یه منظور دیگه‌ای داشتن. فرضا اینکه گل‌نوشته میگه اینا قربانی شدن و داوطلب بودند، ترجمه درستی باشه، از کجا میدونی واقعا قربانی شدند و واقعا داوطلب بودند؟ از کجا معلوم چندتا دختر یاغی نبودن که برای حفظ آبروی جامعه هم دخل‌شون رو آوردن هم اسم مذهبی چسبوندن بش؟ بهرحال گل‌نوشته رو قاتل نوشته، نه مقتول.


https://t.me/asrejonoob/26565
دولت تشنه کنترل، هیچوقت سیراب نمیشه. مطمئنید آخوندها رو که ریختیم تو دریا، دولت بعدی این عطش رو نخواهد داشت؟ مطمئنید عطشش بیشتر نخواهد بود؟

تا زمانی که مردم فکر می‌کنند این خبر ارزش شورش خیابانی نداره، انتظاری جز یک آینده تاریک‌تر نداشته باشید.

https://t.me/maktubmedia/4784
دو تا پست قبلی توالی بامزه‌ای داره
شما هم قربانی هستید. فقط النگو ندارید.‌ دل‌تون برای اون دخترها نسوزه.