Anarchonomy
45.3K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
Photo
باز هم نیاز به ایموجی صوتی عااااه‌ه‌ه شد 😄
اول یک کاربر انگلیسی‌زبان میاد یه بیت از مولوی رو میذاره که اخیرا معروف هم شده که معنی لغویش اینه: تو یک قطره در اقیانوس نیستی، تو اقیانوسی هستی در یک قطره! چنین جمله‌ای در اشعار مولانا نیست. نزدیک‌ترین بیت به مفهومش اینه:
به صورت کمترم از نیم ذره، ز روی عشق از عالم فزونم، یکی قطره که هم قطره‌ست و دریا، من این اشکال‌ها را آزمونم.
بعد یه کاربر ترک‌زبان میاد اون جمله انگلیسی رو می‌بینه و میگه مولانا مهمل گفته، کافیه درباره جمله سوال کنی تا از هم بپاشه!
بعد کاربر انگلیسی‌زبان برای اینکه بیاد بش توضیح بده که این یک مفهوم جهانیه و بقیه شاعران هم بش پرداختن یه جمله از رابرت پرسیگ میاره که میگه: «ما یه مشت شن از پهنه وسیع معرفتی پیرامون خود برمی‌داریم و به آن یک مشت شن می‌گوییم جهان!».
خیلی بامزه‌ست. این‌ها هیچ کدوم ربطی بهم ندارند، و چند لایه سوء تفاهم روی همدیگه قرار گرفته. پرسیگ میخواد بگه فرقی نداره دامنه شناخت ما چقدر گسترده‌تر از قبل بشه، باز حقیقت با فاصله نجومی فراتر ازون شناخته. اون ترجمه انگلیسی از شعر مولوی میخواد بگه بی‌نهایت بودن تو ربطی به نسبت فیزیکی که با عالم پیرامون داری، نداره. یا هر جزیی از دنیا، خودش یه دنیاست. که مستقلا حرف درستیه. اما مولانا نمیگه عشق صرفا من رو اندازه جهان کرده، یا یک جهان در من جا گرفته‌. داره میگه عشق من رو فراتر از جهان کرد! یعنی جهانی که در منِ ذره هست، اون جهانی که این ذره رو در برگرفته، می‌بلعه! جالبه که خود مولانا بعدش میگه: در این نکته من از لایعلمونم!.. یعنی میگه اصلا تشریح کردنی نیست که بعد تو بخوای سوال بپرسی درباره‌ش که بعد آیا بتونم جواب بدم آیا نتونم. اصلا در ساحت پرسش قرار نمی‌گیره. چون چطور میشه سوالی که درباره جهان بزرگتره رو با دانسته‌های جهان کوچکتر جواب داد؟ مولانا «مجبور است» که بگه هروقت از عالم فزون شدی، خودت میفهمی!

مایک سرنویچ رو از ۲۰۱۶ فالو می‌کنم.. زنش ایرانیه، ولی هنوز فارسی بلد نیست. مدرنیته زورکی هم که فارسی رو از ترک‌ها گرفت. کی میخواد اینارو بشون توضیح بده؟ اهمیتی نداره. من فقط از گره خوردن این سوء تفاهم‌ها لذت بردم.
بوتیک‌های لاکژری نیویورک دارند به تدریج بار کوچ می‌بندند. با فروشگاه‌های بزرگ و پرزرق و برقی که داشتند، و در خیابون‌های گرون‌قیمتی که قرار گرفته بودند، اجاره و هزینه‌ها انقدری بالا رفته بود که حجم بالایی از فروش رو می‌طلبید، که وجود نداشت.. و تعطیلی‌های سادیستی دولت به بهانه کرونا و وحشت مازوخیستی مردم از بیرون رفتن، آخرین میخ بر تابوت‌شون بود. هیچ بعید نیست که یه روزی به این نتیجه برسند که اگه فضای این فروشگاه‌ها رو که اغلب زیر برج‌ها قرار گرفتند و متری هزاران دلار ارزش دارند رو به پارکینگ تبدیل کنند، صرفه بیشتری داره!
خط ضربان شهری که پویاترین سکونتگاه بشری بود داره جلوی دیدگان ما افقی میشه، و اگه این چیزی بمون یاد نده یعنی از شامپانزه‌ها هم ضعیف‌تریم. شهرهای امروزی، ادامه تورم‌یافته شهرهای قدیم نیستند‌. میشه گفت هر کدام از شهرهای امروزی یک شرکت هستند، و مثل هر شرکتی یک روزی باید منحل بشن. اما فارغ ازینکه اون روز دقیقا چه روزیه، باید فهمید که مثل هر شرکتی که ممکنه بیزینس پلن نادرستی انتخاب کنه، بیزینس پلن شهرها هم میتونه اشتباه باشه؛ مثل کداک! و مثل هر شرکتی که اگه زیادی بزرگ بشه زودتر سقوط می‌کنه، زیادی بزرگ شدنش به ضررش تموم بشه، مثل جنرال الکتریک! و یا حتی مثل هر شرکتی که ممکنه بر مبنای فریب رشد کرده باشه، مشابه یک بالن باد بشه و ناگهان بخوابه، مثل انرون!

ما علاوه بر تجزیه دولت، لازمه شهرها رو هم تجزیه کنیم. و همون‌طور که استارت‌آپ‌های کوچک می‌تونند غول‌های گذشته رو از رده خارج کنند، باید به جای بزرگ‌تر کردن شهرها، تعداد شهرهای جدید رو بیشتر کرد. فرهنگ استارت‌آپی رو باید وارد شهرسازی هم کرد و این ابعاد ریسک رو هم کاهش میده. اگه یک شرکت-شهر پنجاه هزارنفری شکست بخوره، ضربه کمتری به جامعه میزنه تا یک شرکت-شهر بیست میلیون‌نفری!
ماشین برقی شرکت لوسید توسط یک گروه مستقل تست شد و ۸۳۰ کیلومتر ازش رنج گرفتن! تست‌شون از برنامه مشابهی که EPA آمریکا انجام میده استفاده کرده، بنابراین عدد رسمی هم همین حدودها خواهد بود. این رنج معادل حداکثر مسافتیه که خیلی از خودروهای بنزینی می‌تونند با یک باک پر طی کنند. تازه اگه صدی ۶ مصرف کنند!

قیمت این ماشین بالاست و لوکس حساب میشه، اما این سطح از بازدهی به مرور به رده‌های پایین‌تر قیمتی هم میرسه. اگه بتونی یه ماشین هم قیمت کمری بخری و با هربار شارژ از تهران تا اهواز بره، دیگه این صنعت برنمی‌گرده به گذشته.
کاملا طبیعیه که این سوال مطرح بشه که آیا دموکرات‌ها دیوانه شده‌اند؟
نگاه کنید به کمپین انتخاباتی این‌ها.. کدوم احمقی در شرایطی که بخش بزرگی از هر دو قطب جامعه تمایلات ضد نظم مستقر دارند، میاد یه پیرمرد آلزایمری که چهل ساله نماینده نظم مستقر بوده رو می‌کنه نامزد حزب و همزمان در اوج احساسات ضدپلیسی طرفداران حزب، یک پلیس که سابقه سخت‌گیری علیه سیاه‌ها رو داشته رو به عنوان معاون اون نامزد معرفی می‌کنه؟ کدوم احمقی در شرایطی که کرونا مثل یک بختک همه برنامه‌های ترامپ رو بهم ریخته، با حمایت از شورش‌های خیابانی و ناامنی در شهرهایی که هات اسپات رأی‌دهندگان ثابت خودشه، حتی طرفداران وفادار رو هم ناراضی می‌کنه؟ فروش اسلحه در بین لیبرال‌ها چنان رشدی به خودش دیده که تقریبا بی‌سابقه‌ست. اسلحه با خودش یه سری افکار و عقاید هم میاره. شاید راست‌ها نتونند این‌ها رو جذب کنند، اما این‌ها آدم‌های سابق نخواهند شد. کدوم احمقی در شرایطی که میلیون‌ها نفر بیکار شدن و منتظر اعانه دولتی هستند، تصویب بودجه‌ش رو به خاطر لوایح تخیلی زیست‌محیطی! انقدر به گروگان می‌گیره و عقب میندازه که رییس‌جمهور مجبور بشه با حکم حکومتی پول رو به مردم برسونه؟

دلیلش اینه که می‌دونند هرچقدر احمقانه بازی کنند، باز می‌تونند برنده بشن! و چطور این قابلیت بوجود اومده؟ با خریت مردم! مردمی که به سیاستمداران و بروکرات‌ها چک سفید «بخشودگی» میدن. هرچقدر که اموال عمومی رو به باد بدن، بخشیده میشن. هرچقدر که احمقانه رفتار کنند، بخشیده میشن. تازه بخشیده شدن مستلزم اینه که اول بپذیری خطا کردند بعد ببخشی. در موارد بسیاری خریت مردم در حدیه که قائل نیست که خطایی رخ داده!

میگن مزیت دموکراسی اینه که انتقال قدرت بدون خشونت انجام میشه. مثلا اون وضعی که قذافی از قدرت خلع ید شد خیلی افتضاح و جهان‌سومی‌ بود. اما به نظرم گاهی خوبه که قضیه لیبی‌طور پیش بره. من ترجیح میدم جهان‌سومی به نظر بیام اما حسابم رو تسویه کنم، تا اینکه متمدن به نظر بیام و هیچوقت طلبم از اهالی قدرت صاف نشه.
در فضایی که دیگه خبری از ژورنالیسم نیست، باید هرکس خودش ژورنالیست خودش باشه.
این برادرمون یکی از طرفداران محکم ترامپه. و میگه هر کدوم از مشاوران ترامپ که این ایده رو داد که سه ماه مونده به انتخابات و وسط کرونا مالیات پولدارها رو کم کنیم، دیگه نباید مشاور ترامپ باشه!

توجه دارید؟ عملا راستی باقی نمونده. همه طیف‌های سیاسی روی دزدی توافق دارند، فقط یه سری اختلاف هست سر اینکه باید دقیقا از چه کسانی دزدید، و چقدر، و سپس غنائم رو کجا خرج کرد!
Anarchonomy
Photo
کنون یه خبطی کرده اخیرا که باید گفت به شکل احمقانه‌ای عجیب، یا به شکل عجیبی احمقانه‌ست.
دوربین جدیدی که معرفی کرده بود قابلیت ضبط ویدئو با رزولوشن 8k رو داره. یعنی ۴ برابر 4k. و گفته بود در حد ۲۰ دقیقه می‌تونه ضبط کنه. قابل درک بود. چون حجم دیتا خیلی بالاست. ۳۰ فریم ۴۰ مگاپیکسلی در هر ثانیه، خیلی دیتاست. اما وقتی تست شد معلوم شد خیلی زود داغ شده و قطع می‌کنه. مشکل فقط اون محدودیت ۲۰ دقیقه‌ای نبود، مشکل این بود که نیم ساعت طول می‌کشید خنک بشه! چطور ممکنه یه چیزی که در حد مثلا ۵۰ درجه داغه انقدر طول بکشه خنک بشه؟
چند روز گذشت تا اینکه یه مهندس چینی برداشت بازش کرد، معلوم شد نه تنها سی‌پی‌یو اصلا هیت‌سینک نداره! بلکه دو تا پد هادی حرارت که روی چیپ‌های رم قرار گرفته، قسمتی از سی‌‌پی‌یو رو هم پوشونده! یعنی یکم از حرارت رم هم منتقل میشه به سی‌پی‌یو! تا اینجا تصور کردیم یه ایراد در طراحی بورد باعث شده حرارت سی‌پی‌یو زیاد بشه و قطع کنه. اما یه مشکلی وجود داشت.. رو بدنه دوربین یخ هم میذاشتن باز خنک نمی‌شد و باید نیم ساعت صبر می‌کردی! چینیه با حرارت‌سنج مادون‌قرمز دما رو گرفت، معلوم شد سی‌پی‌یو اصلا داغ نیست. گرم میشه ولی داغ حساب نمیشه!
گویا کنون عمدا یه کد به سیستم عامل اضافه کرده تا سر یه تایمی قطع کنه و تا یه تایمی نگذشته برنگرده، تا نشه از دوربین برای کار حرفه‌ای استفاده کرد! (نمیشه وسط عروسی به ملت گفت نیم ساعت صبر کنید دوربینم دوباره بیاد بالا!).
حالا کنون اگه مشکل رو رفع نکنه، از جو منفی ایجاد شده ضربه بدی میخوره. و اگه با یه اصلاح نرم‌افزاری رفع بکنه، یعنی اون کد رو حذف کنه، اعتراف تلویحی به اینه که عمدا محصول خودش رو ناقص کرده بوده تا مشتریان مجبور بشن برن دوربین‌های حرفه‌ایش رو بخرن!

سال‌هاست دارم این صنعت رو دنبال می‌کنم.. تا حالا چنین حرکت خجالت‌آوری ندیده بودم.‌
Antidepressant
اون چیزی که در حکومت علی بود، اختلاس نبود، سرپیچی از دستورات بدیع یک خلیفه بود که از کارگزارانش توقع داشت زاهد باشند. حکومت اون زمان به خاطر بدوی بودن، حتی اگه می‌خواست هم نمی‌تونست دخالت زیادی در زندگی و بیزینس مردم داشته باشه. اختلاس یک مفهوم مدرن در دولت مدرنه که مثل اختاپوس چنبره زده روی اقتصاد و به خاطر امکانات و انحصاراتی که داره، میتونه به عده‌ای رانت بده. دولت بدوی ۱۴۰۰ سال پیش که امکاناتی نداشت که رانتی داشته باشه‌. کل خلافی که علی ازش صحبت می‌کنه اینه که چرا فرماندار، مالیاتی که از مردم گرفته رو تحویل خلیفه نداده؟ چون قرار بوده خرج جنگ بشه! در واقع فرماندار داشت از خلیفه می‌دزدید، نه از مردم! و اینکه یک سوم نهج‌البلاغه درباره این خیانت‌ها باشه (که اغراق مسخره‌ایه) معنیش این نیست که یک‌سوم حکومتش ازین خیانت‌ها بود. معنیش اینه که هر یک مورد براش خیلی سنگین بود. اون نمی‌گفت «این چیزا تا بوده همین بوده». یا نمی‌گفت «این چیزا بخشی از هر حکومتیه». چون اون مرد برای خودش اصول داشت. اینکه روشش به نتیجه رسید یا نرسید، کاملا جداست ازینکه اصول داشت.

اراذل و اوباش متکی به پول نفت، کوچکتر و موقتی‌تر ازون هستند که بتونند علی رو خراب کنند. ولی باید گذاشت تلاش‌شون رو بکنند تا برای عبرت آیندگان مدرک فراهم شه.

https://t.me/nasiri42/1109
6
Anarchonomy
اون چیزی که در حکومت علی بود، اختلاس نبود، سرپیچی از دستورات بدیع یک خلیفه بود که از کارگزارانش توقع داشت زاهد باشند. حکومت اون زمان به خاطر بدوی بودن، حتی اگه می‌خواست هم نمی‌تونست دخالت زیادی در زندگی و بیزینس مردم داشته باشه. اختلاس یک مفهوم مدرن در دولت…
یه چیز خودمونی خطاب به اونایی که هروقت ازینجور پست‌ها میذارم به خیال اینکه غیرت مذهبی دارم میان تو چت و رگباری فحش میدن به شخصیت‌های صدر اسلام بگم: اینکه به جای اینکه این فحش‌ها رو برید جلو بچه‌شیعه‌ها که آماده‌اند گلوتون رو ببرند بدید میایید به من میدید که تنها کاری که می‌کنم بلاک کردنه، بی‌خایه بودن خودتون رو ثابت می‌کنید صرفا.
نمیشه دیگه زیاد داغ کرد بدشانسی.. کلی دکتر مهندس هست تو کانال. بعضیاشون جای پدرم هستن.
بحث «همه یه جور نمی‌گیرن» نیست. خب ایدز هم همه یه جور نمی‌گیرن. بحث شیفت ناگهانی محتویات رسانه‌ایه. یه قضایای دیگه‌ای در کاره.
خسروشاهی لیبراله. تصویر دوم نشون میده بالای ۸۰ درصد کمک‌های مالی که کارمندان شرکت‌های تکنولوژی در کالیفرنیا به نامزدهای انتخاباتی دادن، به نامزدهای دموکرات بوده! این‌ها از همون چیزی فرار می‌کنند که بش رأی میدن و حتی پول میدن تا رأی بیاره. بیشتر مهندسانی که در این شرکت‌ها مشغولند، نه خودآگاهی دارند نه آگاهی محیطی، و به عبارتی هوش‌شون بسیار پایینه. این بستر فوق‌العاده آماده و چابک اون بازاره که این امکان رو فراهم کرده تا این مهندس‌های پرت! بتونند به چنین سطوحی از موفقیت برسند.
که به حمدالله اون بستر هم داره از بین میره.
گروه متصل به کانال رو به طور کامل از بین بردم. هر نوع بیان از سمت من آزاده، اما آزار و اذیت کسی به خاطر من، خط قرمزمه. و ظاهرا ممکن نیست یک فضای آزاد فراهم کرد بدون اینکه کسی به خاطر من آزار ببینه. پس من نمی‌تونم فضای آزادی بسازم که خط قرمزم تکون نخوره. پس این فضا رو از کسان دیگری طلب کنید، نه من.
نخست وزیر نیوزیلند که کشور رو به طور کامل تعطیل کرده بود تا مبادا کسی کرونا بگیره، و گفتند «چون زن است» تونست کرونا رو با موفقیت مهار کنه، دوباره با چند کیس جدید ابتلا مواجه شده، و به بهانه همون چندتا انتخابات رو به تعویق انداخت.

انقدر تو سر ایرانی‌ها نزنید که مشروطه شکست خورد. در خیلی از کشورها مشروطیت شکست خورده، چون هنوز یه نفر میتونه پادشاهی کنه بدون اینکه کسی بتونه محدودش کنه. تازه براش هورا هم می‌کشند که خیلی خوب داری هندل میکنی اوضاع رو!
اپلیکیشن صرافی باینانس دو نسخه داره، یک نسخه جهانی، که با قوانین کشورها مطابقت داره، و چون ایران داخل آدم نیست از سرویس‌دهی به کاربر ایرانی معذوره، و یک نسخه اختصاصی آمریکا که تابع قوانین آمریکاست. وقتی تو نسخه آمریکا اکانت میسازی، صرفا میتونی قیمت‌ها رو چک کنی. اگه بخوای خرید و فروشی انجام بدی باید فرم درخواست احراز هویت پر کنی. که بخشی ازین پروسه اینطوریه که باید از خودت فیلم بگیری و در حالی که کارت شناساییت تو دستته، با صدای رسا بگی اینجانب فلانی متولد روز و ماه و سال فلان هستم! درست مثل دوران جنگ جهانی اول! حالا اینو بذارید کنار اسناد پاناما. چه نتیجه‌ای می گیریم؟

نتیجه می‌گیریم که سیاستمداران و طبقه الیت برای خودشون ساز و کاری طراحی کردند که ثروت‌شون رو در جایی که دست کسی بش نرسه دپو کنند و به صورت ناشناس یا با هویت‌های واسطه جابجاش کنند، اما شما رو مجبور می‌کنند به خاطر انتقال یک ساتوشی تا فیها خالدون هویت واقعی‌تون رو برملا کنید! و همین مورد، و فقط همین مورد به تنهایی کافیه تا با کل این سیستم دشمنی کرد. مخالفت کافی نیست، باید باش ستیز داشت، باید ازشون متنفر بود. اینکه یه پسری بی‌اجازه دستش رو گذاشته یه جای یه دختری رو بذارید کنار، ایناهم بخشی از صنعت سرگرمیه. اصل تجاوزی که داره به شما میشه اینه. تنها خبری که مهمه اینه.
چند وقت پیش خواب دیدم در یک آبادی با خونه‌های قدیمی هستم و دارم از بالکن یکی از خونه‌ها تقلای چند نفر از جوانان ده با یک گاو رو می‌بینم. ظاهرا هدف‌شون این بود که گاو رو ذبح کنند، اما هیچ‌کدوم‌شون بلد نبود. هیچ کدوم از پیرمردهای آبادی هم حضور نداشتند تا بشون بگن راه درستش چیه. تا اینکه گاو، که تو محیط بسته انتهای کوچه محاصره‌ش کرده بودند، عصبانی شد و حرکات تهاجمی انجام داد، و نهایتا به یکی ازون جوان‌ها ضربه‌ای زد که پسره به پشت پرت شد و سرش خورد به دیوار و بلافاصه مرد! صحنه بعدی، فردای اون روز بود که مراسم ختم اون پسر رو برگزار کرده بودند. هیچ پسر جوانی حضور نداشت و هرکس که اونجا نشسته بود پیرمردهای آبادی بودند که مثلا برای ذکر فاتحه تکیه داده بودند به پشتی‌ها اما با هم صحبت می‌کردند و می‌خندیدند. انقدر زیاد بودند که بعضی‌هاشون تو کوچه نشسته بودند.

من معمولا خواب نمی‌بینم، و اگه ببینم یه سری کابوس از نوع فرار از گرگ و اینهاست. برای همین ازین یکی خیلی تعجب کردم و هی از خودم می‌پرسیدم آخه این چه معنی داره؟ چرا باید ذهنم چنین سناریویی بسازه؟ تا اینکه دیروز از کنار جمعی از پیرمردها رد شدم که داشتند درباره خسارتی که یک جوان به خاطر سرمایه‌گذاری در بورس بش وارد شده بود صحبت می‌کردند و می‌خندیدند. و متوجه شدم منظور ذهنم چی بوده.
4