جنجال تازه رییس اسپاتیفای رو دنبال کنید. از طرفی جذابه، چون هنرمندان و هنربندان اهل موسیقی رو چزونده و ازونجایی که ۹۹ درصد اینها چپ کمونیست هستند چزونده شدنشون سرگرمیسازه، و از طرفی نگرانکنندهست چون نشون میده چقدر فضا علیه سرمایهداریه.
این آقا چند روز پیش اومد گفت اینکه انقدر از خوانندهها میشنوید که اسپاتیفای خیلی کم بمون میده و خرجمون درنمیاد و فلان بیشترش اداست. چون اکثرا دارن خوب درمیارن ولی نمیان بگن درآمدمون خوبه. از طرفی یه مقدار زیادی ازین غر زدنها از طرف کسانیه که نتونستن خودشون رو با شرایط روز وفق بدن و فکر میکنند هر سه سال یه بار یه آلبوم بدن کافیه، در حالی که چهرههای نوظهور اینو فهمیدن که باید به طور مداوم در حال تولید محتوا باشن. چه در دادن آلبوم چه در تبلیغ اون آلبوم و ارتباط با طرفداران و مخاطبان.
اینارو که گفت دعوا و فحاشی شروع شد که فاک یو مگه ما برده توییم و مگه موسیقی کلوچه پختنه که هر هفته برات آلبوم بدیم و زالو و دزد و فلان!
ما اینجا البته فقط با یک کاپیتالیسمستیزی مواجه نیستیم. یه جنگ طبقاتی هم هست. وقتی تعداد تولیدکنندگان میره بالا، یا دست زیاد میشه، دو تا اتفاق میفته. اول اینکه دیگه نمیشه مثل گذشته وقت مخاطب رو گرفت. وقت هرکسی برای آهنگ گوش دادن، یه مقدار محدوده. مثلا یک ساعت در روز. اینجوری نیست که خوانندهها دو برابر بشن، طرف به جای یک ساعت، دو ساعت در روز گوش بده. پس اونایی که قبلا وقت بیشتری از مردم میگرفتند حالا باید بیشتر براش بجنگند. دوم اینکه اونایی که تازه وارد این جنگ خونین شدن، انقدر امکان بقای خودشون رو پایین میبینند که وقتی یکی دستشون رو میگیره انقدر رضایت پیدا میکنند از سیستم که در برابر قتل عام دیگران سکوت میکنند. اون خوانندهای که داره بازی رو میبازه داره به یک جمعیت ساکت از رقبای جدید میبازه، اما چون ساکتند مجبوره سر رییس داد بزنه.
بعبارتی طبقهای که داشت خوب پول در میآورد، ازینکه اون پول داره توزیع میشه بین طبقه فقیرتر، چنان عصبانیه که هیاهو راه میندازه.
درآمد اسپاتیفای نمیتونه جهش کنه. یه عدهای عضویتشون رو حذف میکنند، یه عده جدیدی عضو میشن، که یعنی مجموع حق عضویت دریافتی بالا پایین میشه اما میتونیم ثابت فرضش کنیم. بنابراین یه پول ثابتی این وسط داریم که باید بین تولیدکنندگان توزیع بشه. اسپاتیفای داره دقیقا یک عملیات توزیع ثروت رو بین شایستهترینها انجام میده، و دقیقا همون هنرمندانی که در حرف مدافع توزیع ثروت در جامعه هستند، دارند بش حمله میکنند!
Its amazing to watch.
این آقا چند روز پیش اومد گفت اینکه انقدر از خوانندهها میشنوید که اسپاتیفای خیلی کم بمون میده و خرجمون درنمیاد و فلان بیشترش اداست. چون اکثرا دارن خوب درمیارن ولی نمیان بگن درآمدمون خوبه. از طرفی یه مقدار زیادی ازین غر زدنها از طرف کسانیه که نتونستن خودشون رو با شرایط روز وفق بدن و فکر میکنند هر سه سال یه بار یه آلبوم بدن کافیه، در حالی که چهرههای نوظهور اینو فهمیدن که باید به طور مداوم در حال تولید محتوا باشن. چه در دادن آلبوم چه در تبلیغ اون آلبوم و ارتباط با طرفداران و مخاطبان.
اینارو که گفت دعوا و فحاشی شروع شد که فاک یو مگه ما برده توییم و مگه موسیقی کلوچه پختنه که هر هفته برات آلبوم بدیم و زالو و دزد و فلان!
ما اینجا البته فقط با یک کاپیتالیسمستیزی مواجه نیستیم. یه جنگ طبقاتی هم هست. وقتی تعداد تولیدکنندگان میره بالا، یا دست زیاد میشه، دو تا اتفاق میفته. اول اینکه دیگه نمیشه مثل گذشته وقت مخاطب رو گرفت. وقت هرکسی برای آهنگ گوش دادن، یه مقدار محدوده. مثلا یک ساعت در روز. اینجوری نیست که خوانندهها دو برابر بشن، طرف به جای یک ساعت، دو ساعت در روز گوش بده. پس اونایی که قبلا وقت بیشتری از مردم میگرفتند حالا باید بیشتر براش بجنگند. دوم اینکه اونایی که تازه وارد این جنگ خونین شدن، انقدر امکان بقای خودشون رو پایین میبینند که وقتی یکی دستشون رو میگیره انقدر رضایت پیدا میکنند از سیستم که در برابر قتل عام دیگران سکوت میکنند. اون خوانندهای که داره بازی رو میبازه داره به یک جمعیت ساکت از رقبای جدید میبازه، اما چون ساکتند مجبوره سر رییس داد بزنه.
بعبارتی طبقهای که داشت خوب پول در میآورد، ازینکه اون پول داره توزیع میشه بین طبقه فقیرتر، چنان عصبانیه که هیاهو راه میندازه.
درآمد اسپاتیفای نمیتونه جهش کنه. یه عدهای عضویتشون رو حذف میکنند، یه عده جدیدی عضو میشن، که یعنی مجموع حق عضویت دریافتی بالا پایین میشه اما میتونیم ثابت فرضش کنیم. بنابراین یه پول ثابتی این وسط داریم که باید بین تولیدکنندگان توزیع بشه. اسپاتیفای داره دقیقا یک عملیات توزیع ثروت رو بین شایستهترینها انجام میده، و دقیقا همون هنرمندانی که در حرف مدافع توزیع ثروت در جامعه هستند، دارند بش حمله میکنند!
Its amazing to watch.
شهردار لسآنجلس به بهانه کرونا دستور داده هرکس تو خونهش پارتی بگیره آب و برقش رو قطع کنند!
یعنی در واقع تا زمانی که شما ساکن شهر هستی، در اسارت شهرداری! مثل رییس یک زندان میتونه بندازتت تو انفرادی، میتونه جیره غذات رو کم کنه، میتونه بگه لامپ سلولت رو خاموش نگه دارن.
دیروز تو یه پارتی تو این شهر تیراندازی شد، یه نفر از مهمونها که داشت به صورت لایو تو اینستاگرام فیلم میگرفت تیراندازی رو زنده پخش کرد، که باعث شد توجه همه جلب بشه. قبلش ماشینهایی که اومده بودن رو نشون داد، لامبورگینی و رولز رویس و اینا بود. مهمونا ازین سیاهها و لاتینهای هیجانزده از پول زیاد بودند. ملت اعتراض کردن که چرا مغازه ما باید بسته باشه بعد این نوکیسهها پارتی بگیرن؟ شهردار هم دید جو عمومی مناسبه، این دستور رو داد.
احتمالا جو عمومی بگه همشون رو از دم تیغ بگذرونید، این کارو میکنند. «شرارت اکثریت» اینجوری کار میکنه. اما متوجه نیستند این شرارتی که به دولت تفویض میکنند، بعدا گریبان خودشون رو میگیره. رییس زندان اهمیتی نمیده کی بود که خودشیرینی کرد و یاغی رو لو داد. اون همه رو مطیع میخواد.
یعنی در واقع تا زمانی که شما ساکن شهر هستی، در اسارت شهرداری! مثل رییس یک زندان میتونه بندازتت تو انفرادی، میتونه جیره غذات رو کم کنه، میتونه بگه لامپ سلولت رو خاموش نگه دارن.
دیروز تو یه پارتی تو این شهر تیراندازی شد، یه نفر از مهمونها که داشت به صورت لایو تو اینستاگرام فیلم میگرفت تیراندازی رو زنده پخش کرد، که باعث شد توجه همه جلب بشه. قبلش ماشینهایی که اومده بودن رو نشون داد، لامبورگینی و رولز رویس و اینا بود. مهمونا ازین سیاهها و لاتینهای هیجانزده از پول زیاد بودند. ملت اعتراض کردن که چرا مغازه ما باید بسته باشه بعد این نوکیسهها پارتی بگیرن؟ شهردار هم دید جو عمومی مناسبه، این دستور رو داد.
احتمالا جو عمومی بگه همشون رو از دم تیغ بگذرونید، این کارو میکنند. «شرارت اکثریت» اینجوری کار میکنه. اما متوجه نیستند این شرارتی که به دولت تفویض میکنند، بعدا گریبان خودشون رو میگیره. رییس زندان اهمیتی نمیده کی بود که خودشیرینی کرد و یاغی رو لو داد. اون همه رو مطیع میخواد.
قراره اینکه آیا رانندگان اوبر باید استخدام رسمی به حساب بیان و اجازه تشکیل اتحادیه داشته باشند و قانون حداقل دستمزد شاملشون بشه و بیمه بشن و اینها در کالیفرنیا به رأی گذاشته بشه. شرکتهایی که در این حوزه فعالند تا الان ۱۱۰ میلیون دلار خرج کردن تا این اتفاق نیفته، که ده برابر مقداریه که مدافعان طرح خرج کردن.
خیلی فرق نداره قانون تصویب بشه یا نشه. بروکرات یا پول میگیره که قانونی رو وضع بکنه یا پول میگیره که نکنه. شما نمیتونی یک بروکرات رو وادار کنی دخالت نکنه، وقتی دخالت کردن پولدارش میکنه.
اگه این شرکتها این پول رو بین رانندگان فعالشون در سانفرانسیسکو بذل و بخشش می کردند، به هر راننده ۴ هزار دلار میرسید! ولی رفت تو جیب مشتی مفتخور پشت میز نشین.
خیلی فرق نداره قانون تصویب بشه یا نشه. بروکرات یا پول میگیره که قانونی رو وضع بکنه یا پول میگیره که نکنه. شما نمیتونی یک بروکرات رو وادار کنی دخالت نکنه، وقتی دخالت کردن پولدارش میکنه.
اگه این شرکتها این پول رو بین رانندگان فعالشون در سانفرانسیسکو بذل و بخشش می کردند، به هر راننده ۴ هزار دلار میرسید! ولی رفت تو جیب مشتی مفتخور پشت میز نشین.
«ممشاد دینوری پیر عهد بود و یگانهٔ روزگار و ستوده به همه کمالی و برگزیده به همه خصالی و در ریاضت و خدمت و مشاهدت و حرمت آیتی بود و پیوسته درِ خانقاه بسته داشتی چون مسافر بدر خانقاه رسیدی او در پس در آمدی و گفتی مسافری یا مقیم؛ اگر مقیمی درآی و اگر مسافری این خانقاه جای تو نیست که روزی چند بباشی و ما با تو خوی کنیم آنگاه بروی و ما را در فراق تو طاقت نبود».
به همون کسی که اگه مسافر بود میگفت نیا اینجا که اگه بمونی و بعد بری دلمون برات تنگ میشه میگه خدا آنجاست که تو نباشی! اما این حقیقت رو در مورد خودش فراموش میکنه. اگه دلت تنگ آدمیزاد میشه پس خودت هنوز اونجایی، و اونجایی که خودت هستی، خدا نیست. پس خدا در خانقاه نیست.
تصوف با طبیعت انسانی، جور نبود. وقتی تمام ذهنت معطوف به محبت میشه، کنترلش رو از دست میدی. از سر صداقت گفت دلمون تنگ میشه. چون فضای ایزولهای که ساخته بودند، آکواریومی از محبت بود، و ذهن معتاد اون فزونی میشد. و این اعتیاد دقیقا خلاف افسار زدگی به نفس بود.
به همون کسی که اگه مسافر بود میگفت نیا اینجا که اگه بمونی و بعد بری دلمون برات تنگ میشه میگه خدا آنجاست که تو نباشی! اما این حقیقت رو در مورد خودش فراموش میکنه. اگه دلت تنگ آدمیزاد میشه پس خودت هنوز اونجایی، و اونجایی که خودت هستی، خدا نیست. پس خدا در خانقاه نیست.
تصوف با طبیعت انسانی، جور نبود. وقتی تمام ذهنت معطوف به محبت میشه، کنترلش رو از دست میدی. از سر صداقت گفت دلمون تنگ میشه. چون فضای ایزولهای که ساخته بودند، آکواریومی از محبت بود، و ذهن معتاد اون فزونی میشد. و این اعتیاد دقیقا خلاف افسار زدگی به نفس بود.
کسانی که کلاغی در دور دست که پیکسلهای به شدت فشردهشده ویدئوهای اینستاگرامی رو شکافت و به سمت محل انفجار رفت رو موشک اسراییل میدیدند، یا فکر میکردند دیواره بتنی سیلوهای گندم میتونه در برابر بمب اتمی مقیاس کوچک دوام بیاره، یا عمدا به خود زحمت ندادند که از گوگل بپرسند ابر ویلسون در انفجارهای معمولی هم ایجاد میشه یا نه، لزوما آنتیاسراییل یا علاقمند نظریات توطئه نیستند. اونها در یک ناباوری گرفتارند و اینها دمدستترین واکنشهای روانی به اون گرفتاریه. نمیتونند باور کنند که دولت و تشکیلات حکومتی انقدر بیکفایت باشند که صدها تن مواد قابل انفجار که جزء اموال کشور هم نیست رو به شکل کیسههای آرد روی هم بچینند و هفت سال رهاش کنند. این گرفتاری اونقدر عمیقه که برخی دنبال حوادث مشابه در تاریخ میگشتند که تراژدی کشورشون رو با یک shit happens توضیح بدن. بیتوجه به اینکه حتی در حوادث مشابه هم، با اینکه در نوع خود فاجعهآمیز بودند، این ماده در جایی بود که جاش همونجا بود! همه میدونستند که اونجا داره چی نگهداری میشه، و چون پروتکلهای ایمنی رعایت نمیشد، به حادثه منجر میشد. که آدم رو یاد بیچارگی ذهنی بسیجیان مخلص میندازه که وقتی کنارک مورد اصابت آتش خودی قرار گرفت دنبال نمونههایی از هدفگیریهای اشتباه در تاریخ معاصر میگشتند، و چیزهایی پیدا میشد اما موردی پیدا نکردند که کشوری شناور خودش رو اشتباه بزنه!
مسئله فقط خود بیکفایتی نیست، بلکه غلظت و حتی استثنایی بودن این بیکفایتیهاست که این ناباوری رو براشون سنگینتر کرده. و این سنگینی برای کسانی که دولت رو به عنوان پدر خودشون میشناسند بیشتره. کی میتونه به راحتی بپذیره که پدرش بیعرضهترین موجودیه که پا به عالم گذاشته؟
بچه خیانتدیده اگه حقیقت رو درباره پدرش فهمید، لزوما یاد نمیگیره که روی پای خودش بایسته. بلکه بین غریبهها دنبال پدری بهتر و قویتر میگرده. برای همین با بغض خودش رو از لای جمعیت فشرده میرسونه به امانوئل ماکرون تا بش بگه ما رو به فرزندخواندگی بپذیر!
نمیشه ازین یتیمها انتظار داشت به این آگاهی جمعی برسند که اینکه یک کشورند، دروغی که خیلی وقته به خودشون گفتند، تا چه حد جدی نیست. وقتی کشور مثلا متخاصم همسایه که تا همین پریروز عروسشون رو با بمبهای هدایتشونده و نشونده شخم میزد، تصویر پرچمشون رو میندازه روی نمای ساختمان شهرداری بزرگترین شهرش، باید متوجه این جدی نبودن میشدند. اما ناسیونالیسم فیکی که امپراطوریها موقع رفتن بشون تزریق کردند اجازه نمیده بپذیرند اگه کل این به اصطلاح کشور به یک شرکت توریستی فروخته میشد، الان زندگی به مراتب نرمالتری داشتند.
مسئله فقط خود بیکفایتی نیست، بلکه غلظت و حتی استثنایی بودن این بیکفایتیهاست که این ناباوری رو براشون سنگینتر کرده. و این سنگینی برای کسانی که دولت رو به عنوان پدر خودشون میشناسند بیشتره. کی میتونه به راحتی بپذیره که پدرش بیعرضهترین موجودیه که پا به عالم گذاشته؟
بچه خیانتدیده اگه حقیقت رو درباره پدرش فهمید، لزوما یاد نمیگیره که روی پای خودش بایسته. بلکه بین غریبهها دنبال پدری بهتر و قویتر میگرده. برای همین با بغض خودش رو از لای جمعیت فشرده میرسونه به امانوئل ماکرون تا بش بگه ما رو به فرزندخواندگی بپذیر!
نمیشه ازین یتیمها انتظار داشت به این آگاهی جمعی برسند که اینکه یک کشورند، دروغی که خیلی وقته به خودشون گفتند، تا چه حد جدی نیست. وقتی کشور مثلا متخاصم همسایه که تا همین پریروز عروسشون رو با بمبهای هدایتشونده و نشونده شخم میزد، تصویر پرچمشون رو میندازه روی نمای ساختمان شهرداری بزرگترین شهرش، باید متوجه این جدی نبودن میشدند. اما ناسیونالیسم فیکی که امپراطوریها موقع رفتن بشون تزریق کردند اجازه نمیده بپذیرند اگه کل این به اصطلاح کشور به یک شرکت توریستی فروخته میشد، الان زندگی به مراتب نرمالتری داشتند.
تو این لینک میتونید تو یک جدول ببینید مردم آمریکا در چه مشاغلی مشغول به کارند، چه مشاغلی بیشترین جمعیت رو جذب کردند، و حداقل حقوق ساعتی تو اون مشاغل چقدره، به طور تخمینی سالی چقدر درمیارن و تفاوت درآمدی بین مهندس هوافضا و طراح فشن چقدره.
قسمتی از دیتا براتون قابل انتظاره، و از قسمتهایی ازش ممکنه تعجب کنید.
https://www.bls.gov/oes/current/oes_nat.htm#00-0000
قسمتی از دیتا براتون قابل انتظاره، و از قسمتهایی ازش ممکنه تعجب کنید.
https://www.bls.gov/oes/current/oes_nat.htm#00-0000
Bureau of Labor Statistics
Occupational Employment and Wage Statistics (OEWS) Tables
Tables Created by BLS
جانور آکادمیک میپرسه تو دوره کرونا یه سری از مشاغل «ضروری» لقب گرفتند، مثلا کارمند پمپ بنزین یا داروخونهچی. اما چطور میشه به یه شغلی بگیم ضروری ولی ساعتی ۱۲ دلار دستمزد بدیم براش؟
کلا قاعده عرضه و تقاضا رو همارز آلت خر در نظرگرفته. بله اونی که تو پمپ بنزین کار میکنه داره کار مهمی انجام میده، ولی هزاران نفر میتونند اون کار رو انجام بدن. وقتی عرضه برای یه فرصت شغلی انقدر بالاست، طبیعیه که ارزشش میاد پایین.
مشکل اینه که پایینتر میگه ما نمیتونیم به کارفرمایان دل خوش کنیم که دستمزد رو متناسب با وضع معیشتی کارگر تنظیم کنند نه با قیمت بازار، پس باید از طریق قانون حداقل دستمزد تحت فشار قرار بگیرند! یعنی دقیقا دخالتی که رابطه بین کارفرما و کارگر رو تخریب کرده. چطور میشه با کارگر رابطه انسانی برقرار کرد وقتی میرغضبباشیهای دولتی رو به عنوان بادیگارد در کنارش داره؟ این دقیقا شبیه عارضهایه که کمیته در ایران ایجاد کرد. چون دولت متولی صدقه شد، هرکی صدقه خواست گفتند برو از کمیته بگیر!
در شرایطی که این رابطه تخریب نشده بود، اولا کارفرما خبر داشت از زندگی کارگرش، و دوما سعی میکرد فراتر از ارزش اون شغل ساپورتش کنه.
کلا قاعده عرضه و تقاضا رو همارز آلت خر در نظرگرفته. بله اونی که تو پمپ بنزین کار میکنه داره کار مهمی انجام میده، ولی هزاران نفر میتونند اون کار رو انجام بدن. وقتی عرضه برای یه فرصت شغلی انقدر بالاست، طبیعیه که ارزشش میاد پایین.
مشکل اینه که پایینتر میگه ما نمیتونیم به کارفرمایان دل خوش کنیم که دستمزد رو متناسب با وضع معیشتی کارگر تنظیم کنند نه با قیمت بازار، پس باید از طریق قانون حداقل دستمزد تحت فشار قرار بگیرند! یعنی دقیقا دخالتی که رابطه بین کارفرما و کارگر رو تخریب کرده. چطور میشه با کارگر رابطه انسانی برقرار کرد وقتی میرغضبباشیهای دولتی رو به عنوان بادیگارد در کنارش داره؟ این دقیقا شبیه عارضهایه که کمیته در ایران ایجاد کرد. چون دولت متولی صدقه شد، هرکی صدقه خواست گفتند برو از کمیته بگیر!
در شرایطی که این رابطه تخریب نشده بود، اولا کارفرما خبر داشت از زندگی کارگرش، و دوما سعی میکرد فراتر از ارزش اون شغل ساپورتش کنه.
من: یه جوری مالیات بستن به خونههای خالی که از قیمت خونه بیشتر دربیاد؛ منظورشون اینه هرکی بیشتر از یه واحد داشته باشه بقیه رو مصادره میکنیم.
پدر: فیلمه، که بگن داریم یه اقداماتی میکنیم. انقدر بند و تبصره بذارن که صدجور بشه دورش زد.
من: آره خب، اون مالکهایی که تعداد بالا دارن و خودیان که چیزی ازشون مصادره نمیشه، چوبش رو مردم عادی میخورن.
پدر: مرد عادی دو تا خونهش کجا بود؟
من: اینم هست.
پدر: فیلمه، که بگن داریم یه اقداماتی میکنیم. انقدر بند و تبصره بذارن که صدجور بشه دورش زد.
من: آره خب، اون مالکهایی که تعداد بالا دارن و خودیان که چیزی ازشون مصادره نمیشه، چوبش رو مردم عادی میخورن.
پدر: مرد عادی دو تا خونهش کجا بود؟
من: اینم هست.
چیزی که همیشه آدم رو سوپرایز میکنه خلاقیت جوشان و اراده خستگیناپذیریه که برای تأمین تقاضای بازار وجود داره. تو سانفرانسیسکو یه هتل بوده که اختصاص داده بودن به بیماران کرونایی. دو نفر رفتن اونجا یه کارگاه تولید مواد مخدر صنعتی راه انداختن! که البته دستگیر شدن، ولی ایده عالیه. کسی به چنین جایی مشکوک نمیشه و کسی به خاطر مریضهای کرونایی رغبت نداره واردش بشه و کنجکاوی به خرج بده.
حداقل ماهی ۱۰ دلار به ازای هر کاربر موبایل لازمه تا بشه شبکه رو سالم و سرحال نگه داشت و سود هم کرد. با دلار بیست هزارتومنی این معادل ۲۰۰هزار تومن در ماهه، که اکثریت مطلق مردم ایران یا توان پرداختش رو ندارند یا با کیفیت خدمات موجود تمایلی برای پرداختش ندارند. بنابراین ازینکه امتیان چرا زودتر تصمیم نگرفت که سهمش از ایرانسل رو واگذار کنه و از ایران بره باید تعجب کرد. اما اگه برادران مومن و متعهد در زمان مناقصه اون برنامههای خجالتآور رو اجرا نمیکردند و ترکسل برنده میشد، شرایط با وجود حتی همین دلار بیست تومنی هم میتونست قابل تحملتر ازین باشه. چون تبادل ریال با لیر، به وحشتناکی تبادل ریال با دلار نیست، و ترکیه همچنان حجم تجارت قابل توجهی با ایران داره و ترکسل لنگ پول بلوکه شده نمیموند. بعبارتی آقایان دقیقا شرکتی رو از رقابت کنار زدند که در این روز مبادا تنها شرکتیه که میتونست در ایران دوام بیاره.
خیانتهای حکومتی اتفاقهای جزیرهای نیستند، بلکه عفونتهای زنجیرهایاند. علاوه بر اینکه کشور رو قربانی تحریمهای چندلایه کردند، ارزش پول ملی رو هم بسیار بیشتر ازونی که ممکن بود متأثر از تحریم باشه از بین بردند، و علاوه بر اینکه ارزش پول ملی رو از بین بردند ابلهانهترین رانتها و فسادها رو در حوزه مهمترین زیرساختها بوجود آوردند. هر بدنی تا حدی توان تحمل عفونتهای زنجیرهای رو داره.
دور نیست که همراه اول و ایرانسل به ورژن مخابراتی ایرانخودرو و سایپا، و شبکه موبایل و اینترنت به چیزی بسیار بدتر از شبکه برق ایران تبدیل بشه.
خیانتهای حکومتی اتفاقهای جزیرهای نیستند، بلکه عفونتهای زنجیرهایاند. علاوه بر اینکه کشور رو قربانی تحریمهای چندلایه کردند، ارزش پول ملی رو هم بسیار بیشتر ازونی که ممکن بود متأثر از تحریم باشه از بین بردند، و علاوه بر اینکه ارزش پول ملی رو از بین بردند ابلهانهترین رانتها و فسادها رو در حوزه مهمترین زیرساختها بوجود آوردند. هر بدنی تا حدی توان تحمل عفونتهای زنجیرهای رو داره.
دور نیست که همراه اول و ایرانسل به ورژن مخابراتی ایرانخودرو و سایپا، و شبکه موبایل و اینترنت به چیزی بسیار بدتر از شبکه برق ایران تبدیل بشه.
- اینکه میگی مالیات دزدیه و اینارو میفهمم ولی نمیشه که اصلا هم نداد، مثلا ارتش رو چیکار کنیم؟
- اینکه فردریک باستیا دویست سال پیش گفت سوسیالیستها وانمود میکنند وقتی میگیم دولت نباید گندم بکاره منظورمون اینه که مردم نباید نون بخورند! و الان در سال ۲۰۲۰ هم باید بگیم اینکه میگیم ارتش نباید دست دولت باشه منظورمون این نیست که مملکت باید بیدفاع بمونه، یعنی این دویست سال یه پسرفت بوده.
- خب حالا برفرض مناقصه گذاشتیم و ارتش رو دادیم به یه شرکت، هزینهش رو که باید بدیم. باید به کی بدیم؟ چجوری بدیم؟
- یه جوری میگی به کی بدیم که انگار هر پولی به کسی غیر از دولت دادن خطرناکه! یا نمیشه همه مردم به یه شرکت خاص پول بدن! همین الان مثلا هفتاد درصد مردم نروژ عضو نتفلیکس هستند، یعنی هفتاد درصد مردم دارند هر ماه یه پولی واریز میکنند به حساب یه شرکت.
- خب اونا داوطلبانه عضویت نتفلیکس رو خریدن. اگه ما دفاع از ایران رو دادیم به یه شرکت و اصفهانیها خوششون نیومد و پولش رو ندادن چیکار کنیم؟
- تو داری دولت مرکزی رو تو ذهنت حذف میکنی، اما وضعیت مملکت رو در شرایطی که دولت مرکزی وجود داشت نگه میداری. که یعنی اون شرکته باید مسئولیت چابهار تا بانه رو به عهده بگیره!
- نمیشه هر شهر و استانی پاشه واسه خودش یه ارتش درست کنه که
- چرا نمیشه؟ یه زمانی تو اروپا انقدر تعداد ارتشها زیاد بود که الان پرچمهاشون رو اندازه یه تمبر چاپ کنی، یه آلبوم قطور میخواد همهش جا بشه.
- اون قدیم بوده. الان اگه هر ایالت ایران یه ارتش داشته باشه پنج تا جنگ بالکان درست میشه داخل مملکت.
- اگه ایرانیها انقدر با هم مشکل دارند که چندتا جنگ بالکان راه بندازن، چرا همین الان راه نمیندازن؟ چرا همین الان تصفیهخونههای آب همدیگه رو منفجر نمیکنند؟
- خب از جمهوریاسلامی میترسن
- یعنی از نیروی امنیتی- نظامی فشل جمهوری اسلامی میترسند، اما بعدا از ارتش حرفهای و مدرن استان و شهر همسایه نمیترسن؟
- اینی که تو میگی هر استانی باید بره برای خودش تانک بخره!
- من نمیگم هر استان، من میگم هر شهر و آبادی باید برنامه دفاعی داشته باشه. همونجوری که یه زمانی داشتند. مثلا دور تا دور شهرشون رو دیوار میساختند.
- فکر کن هر شهری تو ایران یه عده واسه خودشون دوش پرتاب ضدهوایی داشته باشن، میدونی چه بلبشویی میشه؟ دیگه هیچ ایرلاینی هواپیماشو از بالای ایران رد نمیکنه.
- اتفاقا اگه تو کوبانی «یه عده» موشک ضدتانک داشتند، نه داعش جرئت میکرد بش نزدیک بشه نه نیروهای ترکیه.
🔽
- اینکه فردریک باستیا دویست سال پیش گفت سوسیالیستها وانمود میکنند وقتی میگیم دولت نباید گندم بکاره منظورمون اینه که مردم نباید نون بخورند! و الان در سال ۲۰۲۰ هم باید بگیم اینکه میگیم ارتش نباید دست دولت باشه منظورمون این نیست که مملکت باید بیدفاع بمونه، یعنی این دویست سال یه پسرفت بوده.
- خب حالا برفرض مناقصه گذاشتیم و ارتش رو دادیم به یه شرکت، هزینهش رو که باید بدیم. باید به کی بدیم؟ چجوری بدیم؟
- یه جوری میگی به کی بدیم که انگار هر پولی به کسی غیر از دولت دادن خطرناکه! یا نمیشه همه مردم به یه شرکت خاص پول بدن! همین الان مثلا هفتاد درصد مردم نروژ عضو نتفلیکس هستند، یعنی هفتاد درصد مردم دارند هر ماه یه پولی واریز میکنند به حساب یه شرکت.
- خب اونا داوطلبانه عضویت نتفلیکس رو خریدن. اگه ما دفاع از ایران رو دادیم به یه شرکت و اصفهانیها خوششون نیومد و پولش رو ندادن چیکار کنیم؟
- تو داری دولت مرکزی رو تو ذهنت حذف میکنی، اما وضعیت مملکت رو در شرایطی که دولت مرکزی وجود داشت نگه میداری. که یعنی اون شرکته باید مسئولیت چابهار تا بانه رو به عهده بگیره!
- نمیشه هر شهر و استانی پاشه واسه خودش یه ارتش درست کنه که
- چرا نمیشه؟ یه زمانی تو اروپا انقدر تعداد ارتشها زیاد بود که الان پرچمهاشون رو اندازه یه تمبر چاپ کنی، یه آلبوم قطور میخواد همهش جا بشه.
- اون قدیم بوده. الان اگه هر ایالت ایران یه ارتش داشته باشه پنج تا جنگ بالکان درست میشه داخل مملکت.
- اگه ایرانیها انقدر با هم مشکل دارند که چندتا جنگ بالکان راه بندازن، چرا همین الان راه نمیندازن؟ چرا همین الان تصفیهخونههای آب همدیگه رو منفجر نمیکنند؟
- خب از جمهوریاسلامی میترسن
- یعنی از نیروی امنیتی- نظامی فشل جمهوری اسلامی میترسند، اما بعدا از ارتش حرفهای و مدرن استان و شهر همسایه نمیترسن؟
- اینی که تو میگی هر استانی باید بره برای خودش تانک بخره!
- من نمیگم هر استان، من میگم هر شهر و آبادی باید برنامه دفاعی داشته باشه. همونجوری که یه زمانی داشتند. مثلا دور تا دور شهرشون رو دیوار میساختند.
- فکر کن هر شهری تو ایران یه عده واسه خودشون دوش پرتاب ضدهوایی داشته باشن، میدونی چه بلبشویی میشه؟ دیگه هیچ ایرلاینی هواپیماشو از بالای ایران رد نمیکنه.
- اتفاقا اگه تو کوبانی «یه عده» موشک ضدتانک داشتند، نه داعش جرئت میکرد بش نزدیک بشه نه نیروهای ترکیه.
🔽
- ببین اینی که میگی تخیلیه.
- ولی اون چیزی که تو اخبار میدیدم تخیلی بود. موشک ضدتانک و خمپاره و آرپیجی و نارنجک و همهچی برای مردم بیگناه ممنوع بود، ولی برای تروریستها از آسمون میرسید! ببین حتی اینکه برای همه ممنوع باشه اما تروریستها قاچاقی بدست بیارن هم نبود. اینجوری بود: برای مردم ممنوع بود، اما به تروریستها هدیه داده میشد!
- اوکی حالا، فرض کنیم هر آبادی با یه شرکت قرارداد بست و تا دندان مسلح شد. فوقش بتونه تهدیدهای محلی رو جواب بده. تهدیدهای بزرگ چی؟ مثلا فرض کن روسیه بخواد حمله کنه. مثلا باید ناو داشته باشی. یزد وسط خشکیه میگه من ناو نمیخوام، نمیشه کل هزینه ناو رو انداخت رو گردن مردم انزلی که.
- الان شبکه موبایل چجوری بوجود اومده؟ ۹۰ درصد ارتباطات مردم شهرها بین خودشونه، پس پول اون آنتنی که تو بیابونای جیرفت زدن از کجا اومده؟ تو دفاع هم اگه لازم باشه میتونند دنگ بذارن و در مواردی از یه سیستم مشترک استفاده کنند.
ولی من کل این کانسپت «مثلا روسیه حمله کند» رو یک نگرانی فیک میدونم.
- یعنی میگی چنین تهدیدی نیست؟ خیلی راحت شرق اوکراین رو گرفتن
- که همونش هم نتونستن به سرانجام برسونند، با اینکه اهالی اون منطقه روستبارن. یعنی لقمه به این راحتی هم گیر کرده. بیشتر این «حمله خواهند کرد»ها هوچیبازی دولتهاست. چرا کسی باید بخواد ایران رو اشغال کنه؟ که چی بشه؟
- لابد به همون دلیلی که داعش میخواست اشغال کنه
- خب چی شد؟ چنان در محاصره قرار گرفتند که هیچکاری نمیشد کرد. فرض کن یه نیروی ایکسی بیاد ایران رو بگیره، خب بعد همه تحریمش میکنند، همونطور که الان جمهوریاسلامی رو کردند. چه منفعتی داره اینکار پر هزینه؟ الان ناتو رو نمیبینی؟ میگه آمریکا نیروهاشو از آلمان ببره روسیه میاد میخوردمون! خب چرا؟ دارید با یه لوله کلفت گاز میخرید ازش دیگه. مریضه بیاد آلمان رو بگیره؟
- نگو که منظورت اینه که باید پادگانها رو هم جمع کنیم
- من نمیدونم چی باید جمع بشه چی باید بمونه. میگم ذهنیتی که درباره سازمان دفاعی داری ساخته و پرداخته دولت، یا به خاطر وجود دولته. شاید اگه همهچی سپرده شد به بخش خصوصی و همزمان غیرمتمرکز هم شد، معلوم شد این روشهای کلاسیک بهینه نیستند.
- اینی که میگی جایی تست شده؟ اینکه هم خصوصی باشه هم غیرمتمرکز؟
اره، یه نمونهش حفاظت شخصی خوانندهها. اگه یه چیزی داشتیم به عنوان «پلیس ملی هنرمندان» الان نصفشون ربوده شده بودند. ولی هر کدوم چهارتا گوریل مسلح دور خودشون دارن شده بشنوی خون از دماغشون بیاد؟
- ولی این قابل مقایسه با دفاع از یه مملکت نیست.
- آقا تو خدمت رفتی؟
- آره
- یه لحظه به عقلت مراجعه کن. سیستمی اصلا وجود داره که بتونه ازونی که اونجا دیدی بدتر باشه؟
- نه راستش.
- پس صدقالله العلی العظیم
- ولی اون چیزی که تو اخبار میدیدم تخیلی بود. موشک ضدتانک و خمپاره و آرپیجی و نارنجک و همهچی برای مردم بیگناه ممنوع بود، ولی برای تروریستها از آسمون میرسید! ببین حتی اینکه برای همه ممنوع باشه اما تروریستها قاچاقی بدست بیارن هم نبود. اینجوری بود: برای مردم ممنوع بود، اما به تروریستها هدیه داده میشد!
- اوکی حالا، فرض کنیم هر آبادی با یه شرکت قرارداد بست و تا دندان مسلح شد. فوقش بتونه تهدیدهای محلی رو جواب بده. تهدیدهای بزرگ چی؟ مثلا فرض کن روسیه بخواد حمله کنه. مثلا باید ناو داشته باشی. یزد وسط خشکیه میگه من ناو نمیخوام، نمیشه کل هزینه ناو رو انداخت رو گردن مردم انزلی که.
- الان شبکه موبایل چجوری بوجود اومده؟ ۹۰ درصد ارتباطات مردم شهرها بین خودشونه، پس پول اون آنتنی که تو بیابونای جیرفت زدن از کجا اومده؟ تو دفاع هم اگه لازم باشه میتونند دنگ بذارن و در مواردی از یه سیستم مشترک استفاده کنند.
ولی من کل این کانسپت «مثلا روسیه حمله کند» رو یک نگرانی فیک میدونم.
- یعنی میگی چنین تهدیدی نیست؟ خیلی راحت شرق اوکراین رو گرفتن
- که همونش هم نتونستن به سرانجام برسونند، با اینکه اهالی اون منطقه روستبارن. یعنی لقمه به این راحتی هم گیر کرده. بیشتر این «حمله خواهند کرد»ها هوچیبازی دولتهاست. چرا کسی باید بخواد ایران رو اشغال کنه؟ که چی بشه؟
- لابد به همون دلیلی که داعش میخواست اشغال کنه
- خب چی شد؟ چنان در محاصره قرار گرفتند که هیچکاری نمیشد کرد. فرض کن یه نیروی ایکسی بیاد ایران رو بگیره، خب بعد همه تحریمش میکنند، همونطور که الان جمهوریاسلامی رو کردند. چه منفعتی داره اینکار پر هزینه؟ الان ناتو رو نمیبینی؟ میگه آمریکا نیروهاشو از آلمان ببره روسیه میاد میخوردمون! خب چرا؟ دارید با یه لوله کلفت گاز میخرید ازش دیگه. مریضه بیاد آلمان رو بگیره؟
- نگو که منظورت اینه که باید پادگانها رو هم جمع کنیم
- من نمیدونم چی باید جمع بشه چی باید بمونه. میگم ذهنیتی که درباره سازمان دفاعی داری ساخته و پرداخته دولت، یا به خاطر وجود دولته. شاید اگه همهچی سپرده شد به بخش خصوصی و همزمان غیرمتمرکز هم شد، معلوم شد این روشهای کلاسیک بهینه نیستند.
- اینی که میگی جایی تست شده؟ اینکه هم خصوصی باشه هم غیرمتمرکز؟
اره، یه نمونهش حفاظت شخصی خوانندهها. اگه یه چیزی داشتیم به عنوان «پلیس ملی هنرمندان» الان نصفشون ربوده شده بودند. ولی هر کدوم چهارتا گوریل مسلح دور خودشون دارن شده بشنوی خون از دماغشون بیاد؟
- ولی این قابل مقایسه با دفاع از یه مملکت نیست.
- آقا تو خدمت رفتی؟
- آره
- یه لحظه به عقلت مراجعه کن. سیستمی اصلا وجود داره که بتونه ازونی که اونجا دیدی بدتر باشه؟
- نه راستش.
- پس صدقالله العلی العظیم
من خودم آمریکای عزیز رو انتخاب کردم، ولی درستترینش اماراته. چون همه اینها غیر از امارات، سعی خواهند کرد دموکراسی یا جمهوریت خودشون رو به ایران تزریق کنند، و خوب میدونیم وقتی از توده ایران در مورد مسائل مهم مملکتی کسب تکلیف کنیم چه نتایج اسفباری بیرون میاد، که خود همین نظرسنجی یک نمونه بارزشه، که آلمان و ژاپن مجموعا ۳۵ درصد رأی میاره! راستش رو بخواهید از یک سال پیش که دارم در کانالم نظرسنجیهای مختلف میذارم، هرروز دارم بیشتر از مردم ایران میترسم. شاید این مردم دیگه هیچوقت مثل سال ۵۸ در مورد یک رفراندوم یک رأی یکنواخت نداشته باشند، اما تنوع نظرات لزوما به این معنی نیست که تصمیم درست بیشترین رأی رو میاره. دموکراسی در دوران ما، شریکسازی جمع در جنایتها یا خرابکاریهاست. همونکاری که سران قبائل در ترور محمد انجام دادند. اکثریت قاطع دغدغه آزادی ندارند. فقط امکانات رفاهی آلمان و ژاپن و کانادا رو میخوان بدون اینکه لازم باشه باسن مبارک رو جابجا کرده و مهاجرت کنند. رفاهی که برای خود اون کشورها هم دیگه sustainable نیست.
همونطور که قبلا گفته بودم براندازی حکومت فعلی هرچقدر غیرممکن به نظر برسه، غیرممکن نیست. اما پروژه مهمتر ازون که «براندازی ذهنیت ایرانیان» باشه، داره هرروز غیرممکنتر به چشم میاد. ما نیاز به یک جنگ داخلی داریم. واقعا لازمه با هم مبارزه کنیم. من حتی با اونهایی که در این نظرسنجی این گزینههای پرت و پلا رو انتخاب کردند هم باید مبارزه کنم. چه برسه عوامی که به نظرشون بیمعنیه وقت گذاشتن برای مطالعه در تلگرام! این جنگ داخلی انقدر گستردهست که من باید با مخاطب خودم هم بجنگم. نه با تفنگ و بمب کنار جادهای. بلکه با دعوای کلامی. ما باید با هم خیلی دعوا کنیم.
همونطور که قبلا گفته بودم براندازی حکومت فعلی هرچقدر غیرممکن به نظر برسه، غیرممکن نیست. اما پروژه مهمتر ازون که «براندازی ذهنیت ایرانیان» باشه، داره هرروز غیرممکنتر به چشم میاد. ما نیاز به یک جنگ داخلی داریم. واقعا لازمه با هم مبارزه کنیم. من حتی با اونهایی که در این نظرسنجی این گزینههای پرت و پلا رو انتخاب کردند هم باید مبارزه کنم. چه برسه عوامی که به نظرشون بیمعنیه وقت گذاشتن برای مطالعه در تلگرام! این جنگ داخلی انقدر گستردهست که من باید با مخاطب خودم هم بجنگم. نه با تفنگ و بمب کنار جادهای. بلکه با دعوای کلامی. ما باید با هم خیلی دعوا کنیم.
دو سال پیش یک شب که حالم بد بود و رفتیم درمانگاه، فقط یک پزشک داخلی کشیک اونجا بود و داشت خواب پادشاه هفتم رو میدید که کارمند اطلاعات رفت بیدارش کرد تا ویزیتم کنه. چنان قیافه خماری داشت که با خودم گفتم اگه تیر هم خورده بودم این الان با این وضع هشیاری نمیتونست بفهمه به کجام خورده! یکم که نشست و حرف زد، متوجه شدم باید کمدین میشده نه پزشک. نصفه شب و با اون احوالم چیزهایی میگفت که نمیتونستم نخندم. و این جور مواقع آدم خیلی زود تو ذهنش طرف رو قضاوت میکنه، و قضاوت قطعیم این بود که این بنده خدا به صورت دیفالت خل وضعه. اما با همه این اوصاف، با زبان طنز بم اعتماد به نفسی داد که پزشکان فوق متخصص نمیتونستن بدن. خیلیها میگفتند داری دردت رو برای خودت بزرگتر از چیزی که هست میکنی، ولی فقط از زبان اون پذیرفتم. و برعکس، خیلیها میگفتند مشکلت رو جدی بگیر، و فقط اون گفت چیزیت نیست، این دردها برای ما مردها عادیه! تو که دختر نیستی. دخترها یک قرن ناله میکنند و باز نمیمیرند. این ما مردها هستیم که میمیریم. تو هروقت کارت به جای خطرناک رسید، میمیری. فعلا که زندهای و داری میخندی، پس چیزیت نیست.
همون دکتر خلوضع اما خیلی جدی گفت هر بیماری که فکرش رو بکنی یه ربطی به دهان پیدا میکنه، چون ورودی بدنت اونجاست. همیشه آب نمک غرغره کن. همیشه تمیز نگهش دار.
دیروز دیدم یه مطالعه نشون داده خیلی از کسانی که به کرونا مبتلا شدن و وضع بدی پیدا کردن یا فوت کردن، به نوعی از عفونت دهان دچار بودن.
یاد حرف نسیم طالب افتادم.. که اونایی که کارشون رو بلدن به قیافهشون نمیخوره اون کار رو بلد باشن. اونایی که میدونند دارن درباره چی صحبت میکنند به قیافهشون نمیخوره که میدونند دارند درباره چی صحبت میکنند.
همون دکتر خلوضع اما خیلی جدی گفت هر بیماری که فکرش رو بکنی یه ربطی به دهان پیدا میکنه، چون ورودی بدنت اونجاست. همیشه آب نمک غرغره کن. همیشه تمیز نگهش دار.
دیروز دیدم یه مطالعه نشون داده خیلی از کسانی که به کرونا مبتلا شدن و وضع بدی پیدا کردن یا فوت کردن، به نوعی از عفونت دهان دچار بودن.
یاد حرف نسیم طالب افتادم.. که اونایی که کارشون رو بلدن به قیافهشون نمیخوره اون کار رو بلد باشن. اونایی که میدونند دارن درباره چی صحبت میکنند به قیافهشون نمیخوره که میدونند دارند درباره چی صحبت میکنند.
❤10
همون روزی که خبر گم شدن این همشهریمون منتشر شد به دوستان گفتم این هیچ دلیلی نداره جز مصرف مواد مخدر یا روانگردان، حالا بشینید و ببینید! اما چیزی اینجا ننوشتم. چون جو عمومی این بود که «دختره رو بلندش کردن» و کسی به پیشگویی من اهمیت نمیداد.
وقتی یکی از افراد گروهت گم میشه، پا نمیشی جمع کنی بیای تهران. میری از شهر کمک میاری که دنبالش بگردند. مگر اینکه از ترس اینکه بفهمند که خبر داشتی چی زده، هول بشی.
خانواده سها میگفتند وقتی در فضای مجازی صحبتهای مردم رو میخونیم که میگن خودکشی کرده قلبمون به درد میاد، چطور میتونند این حرف رو درباره کسی بزنند که هیچ شناختی ازش ندارند؟
حالا باید ازشون پرسید شناخت خودتون انقدری بود که احتمال بدید دخترتون بره بالای کوه که قرص خواب بخوره؟
وقتی یکی از افراد گروهت گم میشه، پا نمیشی جمع کنی بیای تهران. میری از شهر کمک میاری که دنبالش بگردند. مگر اینکه از ترس اینکه بفهمند که خبر داشتی چی زده، هول بشی.
خانواده سها میگفتند وقتی در فضای مجازی صحبتهای مردم رو میخونیم که میگن خودکشی کرده قلبمون به درد میاد، چطور میتونند این حرف رو درباره کسی بزنند که هیچ شناختی ازش ندارند؟
حالا باید ازشون پرسید شناخت خودتون انقدری بود که احتمال بدید دخترتون بره بالای کوه که قرص خواب بخوره؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شانس نقش زیادی در تاریخ بازی کرده. اگه به جای ترکان و اعراب، وایکینگها به ما حمله کرده بودند، شاید کیفیت ژن ما هم کمی ارتقا پیدا میکرد و بینمون سم رایدرهای بیشتری پیدا میشد.
یه مشت عقبافتاده در پستهای بالای حکومتی هستند. این توعیت رو فقط یک عقبافتاده ممکنه بنویسه. وقتی میگن ارزان شدن خودروی برقی اقتصادهای نفتی رو به زمین میزنه منظورشون این نیست که نفت کاربرد دیگهای نداره که بعد بشون یه اینفوگرافی نشون بدی که بگه سرنگ و قوطی شامپو رو هم با نفت میسازن. همه میدونند چه چیزهایی با نفت ساخته میشه. موضوع اینه که این همه تولید و این همه زیرساخت که برای نفت بوجود اومده دهها برابر بیشتر از نیاز فقط پلاستیکها وپلیمرها و این چیزهاست. بنسلمان میگفت حتی خودکاری که دست شماست از نفته. اوکی، ولی مگه چقدر میخوای خودکار بسازی که روزی صدمیلیون بشکه نفت بخواد؟ قرار باشه بنزین و گازوییل نزنن مردم هشتاد درصد این صنعت میخوابه.
بعد عقبافتاده میگه چنین تصوری، منجر به خامفروشی میشه! یعنی دقیقا برعکس حرف خودش. اونی که فکر میکنه حالا حالاها از بنزین استفاده خواهد شد، خامفروشی هم خواهد کرد. اونی که میدونه صنعت خودرو به کدوم سمت میره سعی میکنه سریعتر پتروشیمی رو توسعه بده که از آخرین فرصتها استفاده کنه. وقتی ۵۰ درصد خودروها برقی شد دیگه خیلی دیره.
بعد عقبافتاده میگه چنین تصوری، منجر به خامفروشی میشه! یعنی دقیقا برعکس حرف خودش. اونی که فکر میکنه حالا حالاها از بنزین استفاده خواهد شد، خامفروشی هم خواهد کرد. اونی که میدونه صنعت خودرو به کدوم سمت میره سعی میکنه سریعتر پتروشیمی رو توسعه بده که از آخرین فرصتها استفاده کنه. وقتی ۵۰ درصد خودروها برقی شد دیگه خیلی دیره.