Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
اقتصاد ترکیه به شدت وابسته به صنعت توریسمه. با رکودی که کرونا ایجاد کرد، جریان ورود ارز به این کشور هم عملا خشک شده. دولت در طول یک سال گذشته ۶۵ میلیارد دلار تزریق کرده به بازار تا ارزش لیر پایین‌تر ازین نیاد. طوری که ذخایر ارزی ترکیه تقریبا به ته دیگ رسیده.

منابع ارزشمند مملکت رو به باد میدن فقط به این خاطر که نمیخوان به نظر برسه که نتونستند جلوی سقوط لیر رو بگیرند. پوپولیست هرچیزی رو فدای پاپیولار ماندن می‌کنه.
پرسیدم چطور میشه گفت خدا وجود نداره وقتی موجود محشری مثل تمنیکووا بوجود اومده؟
میگه ربطی به خدا نداره، با یادگیری ماشینی میشه هزارتا ازین دختر خوشگل‌ها ساخت!

فضای آکادمیک مغزها رو مثل کرم خورده. معلومات باعث گنگی شده، علم باعث گمراهی، و هوش مصنوعی باعث بیشعوری!
من از اقلیت رو به انقراضی هستم در ایران که فعلا جایی براش نیست. مثل گور ایرانی که هم شکار غیرمجاز تهدیدش می‌کنه هم بی‌آبی، ما هم از دو طرف محاصره‌ایم. از یک طرف بزمجه‌های حوزه علمیه که چیزی از خدا ساختند که ازش فقط بوی لجن متصاعد میشه. و از یک طرف بزمجه‌های نیهیلیستی که بزمجه‌های حوزه تربیت‌شون کردند.
چیزهایی هست که در هر دو مشترکه: هر دو از چاهی که توش هستند، غیرقابل نجاتند، هر دو از جایی که توش هستند راضی‌اند، و هر دو ازینکه هیچ‌چیز درست کار نمی‌کنه متعجبند.
اروپایی‌ها زرنگ‌تر از آخوندها هستند. اون‌ها معترض رو تکه تکه نمی‌کنند. منصرفش می‌کنند. مثلا به اون‌هایی که با زدن ماسک مخالفند میگن نئونازی! اینجوری دیگه کسی جرئت نمی‌کنه بگه من مخالف ماسکم.
استالین و هیتلر و بقیه اراذل آدمکش در قرن بیستم، فقط یک اتفاق نبودند. همون سیستم فکری که باعث میشه فرد به خودش اجازه بده که تصور کنه دنیای واقعی رو میشه طراحی و تنظیم و مدیریت کرد، نهایتا در مواردی میتونه به قلع و قمع آدم‌ها هم منجر بشه. خمرهای سرخ احساس نمی‌کردند که دارند جنایت می‌کنند. اون‌ها افراد جامعه رو به شکل مواد غذایی لازم برای یک آشپزی می‌دیدند و خودشون رو یک سرآشپز! همونطور که سیب‌زمینی رو باید پوست کند، فلفل رو باید پودر کرد، سبزی رو باید خرد کرد، و گوشت رو باید کوبید، به نظر این‌ها هم می‌بایست بعضی از آدم‌ها رو به صورت فله‌ای حذف کرد، بعضی‌ها رو باید کوچاند، بعضی‌ها رو باید در اسارت نگه داشت، بعضی‌ها رو باید در وحشت نگه داشت، بعضی‌ها رو باید عقیم کرد و بعضی‌ها رو تحت کنترل محض قرار داد.. تا جامعه‌ای که طبق نقشه طراحی کرده بودیم، بدست بیاد! اونی که فتوا میده باید اموال شرکت‌ها رو مصادره کرد یا باید ثروت فلان عده رو ازشون گرفت هم دقیقا در حال آشپزیه، ولی شرایط زمانه طوریه که مثل استالین نمیتونه خیلی از ساطور استفاده کنه.

در مقابل یک راست ضددولت، ازونجایی که درست در مسیر معکوسه و نه تنها جامعه و دنیا رو غیرقابل مدیریت و طراحی، بلکه توهمش رو خطرناک می‌بینه، سعی می‌کنه همه‌چیز رو به سطح محلی فرو بکاهه. در نتیجه حتی اگه به رادیکال‌ترین سطح خودش هم برسه، باز فاجعه‌ای که میلیون‌ها انسان رو تحت تأثیر قرار بده رو ایجاد نمی‌کنه. درست مثل کرونا و تصادف با اسکیت. اگه کسی موقع اسکیت‌بازی از پله‌ها بیفته و ضربه مغزی بشه، برادرش بستری نمیشه. اما اگه کرونا می‌گرفت احتمالا برادرش هم می‌گرفت؛ و صدها نفر دیگه. شر یک راستگرا، در محل خودش ایزوله میمونه. شرارت سوسیالیسم ذاتا امکان اینکه ایزوله بمونه، نداره.‌
این پاراگراف از نقد قائد به سید جواد، تمام‌کننده است:


«ترقیخواهان (یا به بیان پاچه‌ورمالیدهٔ‌ خداجو: ”روشنفکرهای بزغاله“) بسیار کوشیدند ایران را از دست اسلام، ‌اسلام را از دست مسلمانها، و مسلمانها را از دست خودشان نجات دهند.  باقی بحثها بازی با کلمات، نظریه‌بافی ِ نالازم، فلش‌بَک آلوده به تحریف، و ناسیونالیسمی است جغرافیایی و قلابی و چرب‌وچیلی و خالی از احترام و علاقه به مردم کنونی، به قصد شیره‌مالیدن سر خوانندهٔ وطن‌دوست ِ احساساتی».

این را باید پلاکارد کرد و گرفت جلوی صورت هر شارلاتانی که میخواهد وانمود کند می‌شد ورژن انسانی‌تری از اسلام را از آخوندها تحویل گرفت.

اما تنها مشکل این ترقی‌خواهان این بود که می‌خواستند این عملیات نجات را از بالا انجام بدهند، مثل نیروی امدادی که با هلی‌کوپتر به صحنه فاجعه وارد میشود، اما نهایتا مثل خیلی از آن هلی‌کوپترها تنها کاری که از دستش برآمد فیلمبرداری از سیلی بود که همه چیز را با خودش برد.

نجات ایران از دست اسلام و اسلام از دست مسلمانان و مسلمانان از دست خودشان، باید از پایین صورت می‌گرفت. ژانگولرترین نمایش‌های امدادی ترقی‌خواهان برای حداقل شش دهه، به اندازه یک دهه افزایش ورود زنان به بازار کار نتوانست مطالبه برابری ایجاد کنه‌. اینکه در تجریش آمار طلاق چند برابر حوالی میدان خراسان است برای این نیست که اهالی آن مکان باصفا بیشتر خواننده تراوشات ذهنی ترقی‌خواهان بوده‌اند. دست زنان‌شان بیشتر به دهان خودشان می‌رسد. برای اینکه مردم بپذیرند آخوند نباید قانون بنویسد، اول باید بپذیرند که نباید امام جماعت باشد. که یعنی کار زیاد داریم.‌

فکر پخت و پز جامعه همیشه غلط است. حتی اگر آشپزها خیرخواه و دنیادیده باشند. غلط نکنم ترقی‌خواهان ما ایران‌دیدگی‌شان کمتر از دنیادیدگی‌شان بود.
مردم به دولت اجازه میدن اقداماتی انجام بده که از هر زاویه‌ای بش نگاه کنی توهین به خودشونه!
وقتی میخوان یه آپارتمان لوکس تو یه برج بت بفروشن، مجاورت‌های مثبتش رو بت میگن، مثلا اینکه نزدیک مدرسه‌ست، مترو یکم بالاتره، فروشگاه زنجیره‌ای یکم پایین‌تره. مجاورت‌های منفی رو نمیگن، که نزدیک انبار مواد آتش‌زاست مثلا.

تو املاکی چندنفر نشسته بودند و مشاور داشت مشتری رو ترغیب میکرد برای خرید یه خونه و می‌گفت پاسگاه نزدیکشه، تو این محله هیچ دزدی جرئت نمیکنه بیاد. یکی ازونایی که نشسته بود و گوش می‌داد گفت: ولی به نظر من سعی کن نزدیک پاسگاه خونه نخری. کاره دیگه، مملکت هم که حساب کتاب نداره، انقلاب بشه اول میریزن اونجا رو می‌گیرن، حمله هوایی بشه اون وسطا یه موشک هم میخوره به اونجا، جنگ داخلی بشه شورشی‌ها اونجا رو محاصره می‌کنند. بهتره انقدر فاصله‌ت باشه که تا زنگ زدی ۱۱۰ سریع بیان، و انقدر دور باشی که ترکشش به خونه‌ت نرسه.


فرداش املاکیه یه تابلو زد بالا میزش که نوشته بود: لطفا در معاملات دیگران دخالت نکنید، حتی شما دوست عزیز!
وقتی بعضی‌ها به حق میگن انفجار بیروت زیبا بود، یه عده میگن به چیزی که خرابی و کشتار به بار آورده چطور میگید زیبا؟

برای کسانی که لای بیانیه‌ها بزرگ شده‌اند، همه‌چیز یک واکنش رسمی دارد و بس. انفجار مساوی است با عزا و نوار مشکی! قابلیت هضم اینکه قوانین فیزیک فارغ از نسبت ما با اون‌هاست رو ندارند. هزاران تن مواد منفجره، بعلاوه یک جرقه، بعلاوه رطوبت بالای هوا، یه چیز زیبا و باشکوه در آسمان میسازه. و بله ممکنه برادر من هم در اثر موج انفجارش فوت کنه.

قبلا این‌هایی که سوء هاضمه دارند رو در انجمن‌های اینترنتی گرافیست‌ها و طراحان دیجیتال دیده بودیم.. وقتی که تعجب می‌کردند چطور یک هنرمند ساعت‌ها وقت میذاره تا تصویری حماسی از یک موجود شیطانی خیالی ترسیم کنه.
سی طبقه ساختمان، همه طبقات بالکن‌دار، و همه بالکن‌ها شیشه‌ای!

مریضند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اماراتیه وقتی این ویدئو رو گذاشت که از فداکاری خدمتکاره در نجات بچه در انفجار بیروت تعریف کنه نوشت «بچه اربابش». وقتی انگلیسی زبان اصلیت نیست، راحت پیش میاد که نتونی لکه‌های قهوه‌ای فرهنگ جامعه‌ت رو لاپوشونی کنی. وقتی بش گیر دادند زیرش نوشت ببخشید منظورم بچه کارفرماش بود!
اگه استعمار اروپایی نبود احتمالا عرب‌ها الان به مستخدمه پول هم نمی‌دادند.
وقتی به اون نقطه میرسی که میفهمی هرچی بیشتر تبعیت کنی از قانون، امضاهای بیشتری میدی تا سیستم ازت سوء استفاده کنه یا بت حرف زور بیشتری بزنه، میفهمی هرج و مرج بدترین حالت ممکن نیست، بلکه خودش یه وسیله دفاعیه.

هر نوع قانون‌گریزی، نظم‌ستیزی نیست‌. بعضی وقت‌ها قانون‌گریزی، نپذیرفتن نظم موجوده، نه هر نظمی.
کودک، خطاهای امروز رو به اتفاقات گذشته ربط میده. خانوم اجازه؟ ما نبودیم، ما نکردیم، کار صبحیا بوده!

دیسیپلین نداریم، برنامه نداریم، آینده‌نگر نیستیم، ریسک رو هیچ می‌پنداریم. چون تاریخ ما فلان طور و بهمان طور بود!
Anarchonomy
کودک، خطاهای امروز رو به اتفاقات گذشته ربط میده. خانوم اجازه؟ ما نبودیم، ما نکردیم، کار صبحیا بوده! دیسیپلین نداریم، برنامه نداریم، آینده‌نگر نیستیم، ریسک رو هیچ می‌پنداریم. چون تاریخ ما فلان طور و بهمان طور بود!
یکی از ابعاد مضحک موجودیت متمایز قائل شدن برای «نکبت‌خانه خاورمیانه» اینه که در تعریف مرزی جغرافیای خاورمیانه، پاکستان (به قول قائد: رجاله‌آباد بی‌آینده) قرار نداره! ولی لبنان که در حوزه تمدنی یونان و رم بوده، قرار داره!
Anarchonomy
پلیس آمریکا به این نتیجه رسیده بسیاری از کسانی که در اعتراضات اخیر به قتل یک سیاهپوست توسط یک افسر پلیس، دست به غارت و تخریب اموال مردم زدند از شهرهای دورتر وارد محل اعتراض شده‌اند، که یعنی این صرفا یک سوء استفاده از فرصت پیش آمده‌ست، که میتونه سازمان‌یافته…
زمان قضیه جورج فلوید و آغاز شلوغ‌بازی‌های خیابانی نوشتم مقداری از خشونت و تخریب توسط مردم نه تنها قابل توجیه، بلکه حتی لازمه، چون گاهی انجام نشه ارزش خون پایین میاد.. همون‌طور که در ایران پایین اومده.
اما پس از هفته‌ها مخفی‌کاری عمدی، فیلم ضبط‌شده دوربین لباس افسران پلیسی که درگیر بودند منتشر شد که نشون میده جورج فلوید به هرحال بر اثر اوردوز جون خودش رو از دست میداد و زانوی پلیس نقش تعیین‌کننده‌ای نداشته (البته از همون فیلم ضبط‌شده توسط رهگذر هم مشخصه که آدمی با اون هیکل، با فشار زانوی کسی که نصف خودشه دچار تنگی نفس نمیشه، ایراد از جای دیگه‌ست).

لذا اون پست رو باید ادیت کرد. اصل اینکه باید خون رو به روشی گرانبها نگه داشت سرجاشه، اما جورج فلوید مصداق درستی براش نیست. چون نمیشه خون کسی رو گرانبها نگه داشت که خودش براش ارزشی قائل نبوده.
شخصا احساس می‌کنم به خودم توهین کردم اگه به دولت اعتماد کنم. ازونجایی که بورس فعلی یک پروژه کاملا دولتیه، اعتماد به این بورس اعتماد به دولته. اما فارغ از درست یا غلط بودن این کار، این مسیر استدلالی، به شدت میلنگه. اگه کسی میخواد وارد این بورس بشه باید حداقل توجیهات فنی بیاره، نه توجیهات وربال! «خیلی‌ها سودهای خیلی زیاد کردن» به ترکستان ختم میشه.
در ساختمان‌سازی چیزهایی زیر فشار مقررات، اجباری شده که مخ انسان سوت می‌کشه، اما هنوز لمینت بودن شیشه‌ها اجباری نیست!

تا امروز برای بچه کانگروها بیشتر کمپین‌های اینترنتی و اجتماعی راه افتاده تا مسائلی ازین دست. وقتی همه‌چیز به دولت سپرده بشه، مردم حس نمی‌کنند که باید در اون زمینه مستقلا مطالبه‌ای ایجاد کنند و پیگیرش باشند. شرکت‌ها حاضرند برای رضایت مشتری هرکاری بکنند، اما مشتری هم باید یکم زبون داشته باشه و بگه چی براش مهمه.
تو بعضی شیشه‌های دو جداره، جداره‌ بیرونی سکوریته، و شیشه داخلی معمولی. شیشه‌های دفتر آسوشیتدپرس از همونا بوده. ولی خنده‌داره، تو طبقه اِنم برج که قرار نیست توپ بخوره به پنجره که ایمن بودن یه جداره کافی باشه.‌ اگه کسی نشسته بود پشت اون میزها، تکه‌های شیشه گردنش رو میشکافت. شانس آوردن که به خاطر کرونا تو خونه کار میکردن.
حالا بگذریم که یه دلیل خطرناکتر شدن این نارنجک‌های شیشه‌ای اینه که سایزها زیادی بزرگند. فریم نمیتونه شیشه رو تو جای خودش نگه داره. و گرنه نیروی وارده خیلی هم نجومی نیست.. مثلا تابلوعه از رو دیوار کنده نشده، یا سیم مانیتوره از جا درنیومده. اون انتها روی کمد قهوه‌ای یه قابی رو تکیه دادن به دیوار، حتی اون نیفتاده.
حتی در برابر زلزله هم ایمن نیستند. در زلزله شیشه اگه نریزه داخل، حتما میریزه پایین.‌

اما ایمنی هواپیمای مسافربری در برابر موشک مثال نامربوطیه. اگه برداشت عموم این بود که هواپیمای مسافربری باید از مناطق جنگی هم عبور کنه، احتمالا تمهیدات دفاعی براش تعبیه می‌کردند. شاید حتی به جای عکس پنگوئن، بدنه رو با کامپوزیت ضد رادار می‌پوشوندن. ولی این برداشت هیچوقت وجود نداره و نخواهد داشت. اما اگه به یه بچه بگن فرض کن در خاورمیانه جنگ بشه، تو کدوم شهرها ممکنه بمب فرود بیاد، حتی همون بچه‌ هم میتونه حدس بزنه که بیروت یکیشونه! ساختمونی که طرف ساخته متناسب با وضعیت مملکتی که بازیگر سیاسی اصلیش هرروز کشور قدرتمند همسایه رو به کشتار جمعی تهدید می‌کنه، نیست. اینارو باید تو جزایر استوایی بسازن، نه جایی که دهه‌هاست محل بازی‌های کثیف سیاسی امنیتی و نظامیه. انگار نه فقط دو، بلکه چند reality مستقل از هم وجود داره در لبنان. که وقتی بر اثر یک حادثه این رئالیتی‌ها بهم اصابت می‌کنند، همه در شوک فرو میرن.
اگه کسی از قبل متوجه این عدم تناسب بود، الان تعجب نمی‌کرد.