Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
عجب گزارش مفرحیه. دو سه پاراگراف پایین‌تر نوشته یکی از مشکلات اینه که از سال ۲۰۱۱ از تعداد کارمندان اداره املاک شهرداری‌ها ۱۰ درصد کم شده و این بررسی درخواست‌های جواز رو کندتر کرده! دقیقا همون قضیه «لطفا تعداد مأموران دروازه را بیشتر کنید».
چند پاراگراف پایین‌تر نوشته شرکت‌های ساختمانی با کمبود نیرو مواجه بودند آلردی، اما کرونا باعث شد وضع بدتر بشه، چون کارگرانی که از لهستان و چک می‌اومدن به خاطر ممنوعیت تردد نمیتونن بیان فعلا.

یادتونه هزار بار شنیدید که از تعداد بالای کارگران افغان در ساختمان‌سازی ایران نتیجه گرفتند که «ایرانی‌ها تنبلند»؟
4
بند ۱۵ قانون اساسی آلمان به دولت اجازه میده که اموال مردم رو مصادره کنه. البته باید پولش رو به مالک بده، اما تو قانون نیومده که باید طبق قیمت به روز بازار حساب کنه. اگه مالک راضی نبود باید برن دادگاه.
پارسال یه ایرانی‌ کچل تو برلین به نام روزبه طاهری یه کمپین راه انداخت که رفراندوم برگزار بشه که از دولت بخواد شرکت‌هایی که تعداد انبوه واحد اجاره دادن رو مصادره کنه، تا خونه‌های استیجاری بیفته دست دولت و دیگه هرسال اجاره بها افزایش پیدا نکنه، یا به قول خودشون همون نرخی که هست فریز بشه. که البته به جایی نرسید ولی همون موقع نظرسنجی نشون میداد ۴۴ درصد برلینی‌ها که اکثریت بودند با این کار موافقند.

بهتر نبود میذاشتن استالین علاوه بر آلمان شرقی، قسمت غرب رو هم تصاحب کنه؟ اون همه خون هم ریخته نمی‌شد.
اون شرکتی که روزبه کچل میخواست دولت املاکش رو تصاحب کنه Deutsche Wohnen بود. بزرگترین شرکت اجاره‌دهنده آلمان. اون موقع که بحث رفراندوم بود یکم سهامش افت کرد اما این روزها وضع سهامش خیلی خوبه. حتی ۹۰ میلیون یورو سرمایه‌گذاری کرده در خریدهای برلین. مقامات شهر به این شرط بش اجازه دادند واحد بخره که تا ۲۰ سال نفروشدشون یا تغییر کاربری نده! (این به فکر استالین هم نمی‌رسید). اما همه این شرایط «سر گردنه» رو قبول کرده. اینجا میگه ببین چقدر پول هست تو این کار که با این که به صلابه کشیدنش باز حاضر نیست از بازار املاک برلین دست بکشه.

که به طرز متناقض‌نمایی نشون میده تمام سیاست‌های کنترلی تا الان جواب نداده هیچ، بلکه بازار رو برای بعضی بازیگران انحصاری‌تر کرده.
توصیه‌های مقامات شهر مینیاپولیس به شهروندانش رو ببینید: تنها قدم نزنید! دائما نسبت به اطراف خود هشیار باشید! (جیمز باندیم مگه؟) پول نقد کمی همراه داشته باشید! آماده باشید که گوشی‌تون رو سریع تحویل خفت‌گیرها بدهید! درگیر نشید. هرچی میگن گوش کنید!

نمیخوام بگم اگه اینجوریه، پس فرق یه شهر ثروتمند در یک کشور غربی با مثلا کراچی چیه؟ فرق زیاده. ولی آیا این نشون نمیده که سپردن امنیت به دولت، چه مرکزی چه شهری، با شکست مواجه شده؟ برای چی باید مالیات داد تا بودجه پلیسی تأمین بشه که هیچوقت نیست و نمیتونه دزدها رو جمع کنه و علاقه‌ای هم برای پیگیری جرم نداره؟
من این رو از ایرانی‌ها می‌پرسم، چون به هرحال اون‌ها دویست سال از ما جلوترند و تازه رسیدن به این وضعیت.. بهتر نیست ما همین مسیر رو نریم؟
هربار گفته میشه همه مردم باید مسلح باشند جواب کلیشه‌ای که داده میشه اینه: مردم خصومت دارند می‌زنند همدیگه رو لت و پار می‌کنند!

اولا که هیچ‌جای دنیا به اندازه عراق پس از جنگ دچار خصومت‌های شخصی نبود. تازه اونجا ده برابر ایران گرفتار ایل و قبیله‌ست. اما حتی اونجا هم یه مدت ترور وجود داشت، بعد فروکش کرد.

دوما اگه ایرانی‌ها انقدر با همدیگه خصومت دارند چرا همین الان اقدام نمی‌کنند؟ با چیزی غیر از تفنگ نمیشه کسی رو ناکار کرد؟ با موتور نمیشه از کنار کسی رد شد و یه ضربه با چاقو به گردنش زد و در رفت؟ اسید ارزونتره یا کلت؟

سوما، حتی بیشتر حوادث مربوط به دعواها و خصومت‌ها دقیقا به این دلیل رخ میده که طرف دیوانه‌تر مطمئنه که طرف آرام‌تر، اسلحه نداره.


مردم متأسفانه پذیرفتن که صغیرند و صلاحیت لازم برای حمل اسلحه ندارند. و چون خودشون رو صغیر می‌پندارند، کل جامعه رو هم صغیر می‌پندارند. برای همین در این موقعیت عجیب و خجالت‌آور قرار گرفتن که ازینکه مردم سالم و زحمت‌کش مسلح باشند بیشتر می‌ترسند تا اینکه دزدها و خلافکاران مفت‌خور تنها مسلحان جامعه باشند!
وقتی پذیرفتی که صغیرتر ازونی که مسلح باشی، باید بپذیری که صغیرتر ازونی که مالک بعضی چیزها باشی. که نهایتا میرسه به اینجا که بت میگن: هرچی خواستن که ازت به زور بگیرن، سریع بشون بده!
قبلا یه صحبت‌هایی درباره مدیریت شورایی بود! یعنی مالکیت کارخانه رو بدهند به مجموعه کارگران که خودشون بدونند چه گلی به سر بزنند. حدس می‌زدم که زیر اون بار هم نخواهند رفت، چون اگه خودشون مالک باشند اگه شرکت ضررده شد باید مالک ضررش هم بشن. این‌ها میخوان دولتی باشه تا هیچوقت ضرری وجود نداشته باشه. لابد اینطور استدلال کردند که وقتی میشه یه کارخونه خوابیده باشه اما سهامش همینطور بره بالا، باید بشه کارخونه خوابیده باشه اما کارگراش همینطور حقوق بگیرند! نهایتا کل جمعیت ایران در کارخانجاتی شاغل باشند که سوله‌های خالی هستند ولی از دولت حقوق می‌گیرند.
این به ذهن جورج اورول هم نمی‌رسید.
نظرم اینه که هر سوالی رو جدی نگیرید، حتی اگه در مورد یه موضوع جدی باشه. به عنوان مثال سوال‌کننده اگه جدی بود، خیلی خیلی قبل‌تر از اینکه بپرسه «فیلتر کردن تیک‌تاک توسط آمریکا چه فرقی دارد با فیلتر کردن فیسبوک توسط ایران؟» می‌پرسید چاپ پول بی‌پشتوانه توسط فدرال رزرو چه فرقی دارد با چاپ پول توسط بانک ونزوئلا؟». چیزی که اثر خیلی جدی‌تره داره روی زندگی مردم. ولی هرگز چنین چیزی نپرسید.
هدف نظام ایران از فیلتر کردن فیسبوک مسدود کردن جریان اطلاعاته. که ایرانی‌ها صدای همدیگه رو نشنوند. هدف آمریکا از ضربه به تیک‌تاک، مسدود کردن جریان اطلاعات نیست، چون آلردی جریان داره و مردم صدای همدیگه رو میشنون. هدف ضربه زدن به دولت چینه. یه بار هوآوی میره زیر چرخ، یه بار تیک‌تاک. البته موارد دیگه‌ای هم هست، اما چون مردم کاربرشون نیستند ازش خبر ندارند.

پلییییز، نظرم رو درباره چیزهای مهم‌تری بپرسید.
پس از پرونده شیرین اجاره‌بها در آلمان، برمیگردیم به ایران، با هفتاد و پنج درصد جمعیت کمونیست! (اینکه در این کشور با وجود اینهمه شور و شوق کمونیستی، چپ‌ها نتونستن حکومت رو در دست بگیرند یکی از عجایب تاریخیه).

این داستان: هر کد ملی یک واحد مسکن!
خب طبیعیه که هر انسانی سرپناه میخواد. سوالی که همیشه مطرح بوده، حتی از زمان نئاندرتال‌ها، این بوده که «در کجا؟». هر کد ملی، یک مسکن در کجا؟ در تهران؟ خب من به ازای کد ملی‌ام یک واحد در منهتن می‌خوام! مجلس شورای اسلامی اقدام فرماید.

کودک، فکر می‌کنه قواعد دنیا متأثر از کلماتند. مثلا «پیامبر هرجا که می‌رفت ابری با او حرکت می‌کرد تا همیشه در سایه بماند»، یعنی ابری هست که انسان رو فالو کنه، فقط ما توفیق نداشتیم ببینیم! چطور فالو می‌کنه؟ بسیار ساده اس.
یه بازی هست به نام YLYL
مخفف «بخندی میبازی».
حالا من از خلاصه مطالب کانالم یه جمله میسازم، اگه خندیدید میبازید. بریم؟
.
.
.
.


یک گله گاو دارند به هشتاد میلیون کودک حکومت می‌کنند.
..

.
.
اوکی. خودم باختم.
جمهوری کثافت عسلامی با مداخله در اقتصاد و بهم‌ریختن تعادل و رقابت ارگانیک از یک سمت، و ایزوله کردن مملکت با ماجراجویی‌های سیاسی و ایدئولوژیک از یک سمت، و چاپ پول و توزیع رانت از سمتی دیگر، امکان درآمدزایی را از استان‌های حاشیه‌ای سلب کرده است.

راه حل: همان جمهوری کثافت عسلامی، با همه آن خصوصیات، کارخانه بزند!


#لبخند_شبانه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تبلیغ یه هتل تو جزیر موریسه. از آهنگ و ادیتش خوشم اومد گفتم ببینید.

به این فکر نکنید که قشم ما می‌تونست ده برابر بهتر از این باشه. اذیت میشید.
یک نکته‌ای به این مطلب باید اضافه کرد.
یه تصوری وجود داره که ما نیاز داریم یه عده دانشمند رو جمع کنیم یه جا که فقط درباره علوم بنیادی تحقیق کنند! و چون چنین تحقیقاتی نفع مستقیم مالی نداره، پس باید دولت هزینه‌ش رو بده.
اما در واقعیت خیلی از یافته‌های بنیادی زمانی بدست اومدن که داشته تحقیقاتی روی یک محصول کاربردی انجام میشده. نمونه بارزش باتری‌ها هستند که الان تعداد بیشماری از شرکت‌ها عجله دارند که تکنولوژیش رو ارتقاء بدن، و در حین تحقیقات در این باره، مسائل تا قبل ازین ندانسته‌ای درباره شیمی بنیادی کشف شده. یا مثلا در ضمن تحقیقات برای ساخت دوربین‌های دید در شب حساس‌تر، کاشف به عمل اومد اگه به جای یک لایه گرافن، دو لایه ازش رو بذاریم رو هم ولی کاملا متقارن روی هم قرار نگیرند بلکه بالایی ۱ ممیز ۱ درجه کج باشه، یه ابرهادی استثنایی بدست میاد که به نور مادون قرمز حساسه!
قطعا وقتی یه عده دانشمند رو جمع کنی یه جا و میلیون‌ها دلار بودجه در اختیارشون بذاری تا مثل بچه‌ها تو جنگل بازی کنند، بالاخره کشفیاتی خواهند داشت، همونطور که اون بچه‌ها چندتا حشره عجیب غریب پیدا می‌کنند و میارن برات، اما با همون منابع می‌شد به چیزهای مهم‌تر یا بدردبخورتری رسید. دپارتمان انرژی برای سال ۲۰۲۱ ابرکامپیوتری تحویل می‌گیره که از لحاظ قدرت پردازش شماره یک دنیا خواهد بود، و طبق روال خیلی از دانشگاه‌ها ازش استفاده خواهند کرد. چرا دانشگاه‌هایی که میلیاردها دلار پول تو حساب‌شون هست دنگ نمیذارن که مشترکا ابرکامپیوتر شماره یک دنیا رو بخرند؟ چون با خودشون میگن چرا ما از جیب بدیم وقتی پول مالیات‌دهنده هست؟



https://t.me/RahbordChannel/1739
یه زمانی من هم فکر می‌کردم باید جلوی قاچاق اشیاء زیرخاکی رو گرفت. اما کاملا در اشتباه بودم. کل این قضیه که آثار تاریخی ایران باید قطعا و لزوما در ایران بماند، برمبنای احساسات ناسیونالیستی استوار شده‌ (که متأسفانه سازمان‌های بین‌المللی هم بش دامن میزنند). قاچاقچی، چیزی رو از جایی که براش ارزش کمتری قائلند منتقل می‌کنه به جایی که براش ارزش بیشتری قائلند. و در این راه ریسک بالایی رو می‌پذیره. این درباره همه انواع قاچاق در سراسر دنیا صادقه. پس وقتی یک مجسمه قاچاق میشه، عملا داره میره جایی که برای اون مجسمه بهتر ازین جاست.
کپسول فضایی اسپیس‌ایکس که به سلامت به زمین برگشت ایلان ماسک گفت من آدم مذهبی نیستم، ولی اندفعه رو دعا کردم!

اگه همه‌چی طبق محاسبه‌ست و بیشترش رو دارند کامپیوترها انجام میدن که مثل ما آدم‌ها خطا ندارند، پس نقش دعا چیه؟

تو این کپسول دو تا آدم بود‌. هرچقدر هم که به محاسبات اطمینان داشته باشه نمیتونه مسئولیت جان دو نفر رو به تنهایی به دوش بکشه‌. در اون لحظه که دعا می‌کنه، داره اعتراف می‌کنه ما هرچقدر که بدونیم و بلد باشیم و مسلط باشیم و دقت کنیم، نمی‌تونیم زندگی‌شون رو ضمانت کنیم.. تویی که خدایی ضمانت کن!

مثل بچه‌ای که چوب ماهیگیری رو بش دادن و با اعتماد به نفس کامل نگهش داشته، اما درست وقتی که تکون میخوره و معلوم میشه یه ماهی سنگین به قلاب گیر کرده با اضطراب باباش رو صدا می‌کنه که بیا چوب رو خودت نگه دار!

ما نمی‌دونیم واقعا پدری هست که بیاد چوب رو ازمون بگیره یا نه، اما اون لحظه اینو می‌دونیم که این کار خودمون نیست‌.
اقتصاد ترکیه به شدت وابسته به صنعت توریسمه. با رکودی که کرونا ایجاد کرد، جریان ورود ارز به این کشور هم عملا خشک شده. دولت در طول یک سال گذشته ۶۵ میلیارد دلار تزریق کرده به بازار تا ارزش لیر پایین‌تر ازین نیاد. طوری که ذخایر ارزی ترکیه تقریبا به ته دیگ رسیده.

منابع ارزشمند مملکت رو به باد میدن فقط به این خاطر که نمیخوان به نظر برسه که نتونستند جلوی سقوط لیر رو بگیرند. پوپولیست هرچیزی رو فدای پاپیولار ماندن می‌کنه.
پرسیدم چطور میشه گفت خدا وجود نداره وقتی موجود محشری مثل تمنیکووا بوجود اومده؟
میگه ربطی به خدا نداره، با یادگیری ماشینی میشه هزارتا ازین دختر خوشگل‌ها ساخت!

فضای آکادمیک مغزها رو مثل کرم خورده. معلومات باعث گنگی شده، علم باعث گمراهی، و هوش مصنوعی باعث بیشعوری!
من از اقلیت رو به انقراضی هستم در ایران که فعلا جایی براش نیست. مثل گور ایرانی که هم شکار غیرمجاز تهدیدش می‌کنه هم بی‌آبی، ما هم از دو طرف محاصره‌ایم. از یک طرف بزمجه‌های حوزه علمیه که چیزی از خدا ساختند که ازش فقط بوی لجن متصاعد میشه. و از یک طرف بزمجه‌های نیهیلیستی که بزمجه‌های حوزه تربیت‌شون کردند.
چیزهایی هست که در هر دو مشترکه: هر دو از چاهی که توش هستند، غیرقابل نجاتند، هر دو از جایی که توش هستند راضی‌اند، و هر دو ازینکه هیچ‌چیز درست کار نمی‌کنه متعجبند.
اروپایی‌ها زرنگ‌تر از آخوندها هستند. اون‌ها معترض رو تکه تکه نمی‌کنند. منصرفش می‌کنند. مثلا به اون‌هایی که با زدن ماسک مخالفند میگن نئونازی! اینجوری دیگه کسی جرئت نمی‌کنه بگه من مخالف ماسکم.
استالین و هیتلر و بقیه اراذل آدمکش در قرن بیستم، فقط یک اتفاق نبودند. همون سیستم فکری که باعث میشه فرد به خودش اجازه بده که تصور کنه دنیای واقعی رو میشه طراحی و تنظیم و مدیریت کرد، نهایتا در مواردی میتونه به قلع و قمع آدم‌ها هم منجر بشه. خمرهای سرخ احساس نمی‌کردند که دارند جنایت می‌کنند. اون‌ها افراد جامعه رو به شکل مواد غذایی لازم برای یک آشپزی می‌دیدند و خودشون رو یک سرآشپز! همونطور که سیب‌زمینی رو باید پوست کند، فلفل رو باید پودر کرد، سبزی رو باید خرد کرد، و گوشت رو باید کوبید، به نظر این‌ها هم می‌بایست بعضی از آدم‌ها رو به صورت فله‌ای حذف کرد، بعضی‌ها رو باید کوچاند، بعضی‌ها رو باید در اسارت نگه داشت، بعضی‌ها رو باید در وحشت نگه داشت، بعضی‌ها رو باید عقیم کرد و بعضی‌ها رو تحت کنترل محض قرار داد.. تا جامعه‌ای که طبق نقشه طراحی کرده بودیم، بدست بیاد! اونی که فتوا میده باید اموال شرکت‌ها رو مصادره کرد یا باید ثروت فلان عده رو ازشون گرفت هم دقیقا در حال آشپزیه، ولی شرایط زمانه طوریه که مثل استالین نمیتونه خیلی از ساطور استفاده کنه.

در مقابل یک راست ضددولت، ازونجایی که درست در مسیر معکوسه و نه تنها جامعه و دنیا رو غیرقابل مدیریت و طراحی، بلکه توهمش رو خطرناک می‌بینه، سعی می‌کنه همه‌چیز رو به سطح محلی فرو بکاهه. در نتیجه حتی اگه به رادیکال‌ترین سطح خودش هم برسه، باز فاجعه‌ای که میلیون‌ها انسان رو تحت تأثیر قرار بده رو ایجاد نمی‌کنه. درست مثل کرونا و تصادف با اسکیت. اگه کسی موقع اسکیت‌بازی از پله‌ها بیفته و ضربه مغزی بشه، برادرش بستری نمیشه. اما اگه کرونا می‌گرفت احتمالا برادرش هم می‌گرفت؛ و صدها نفر دیگه. شر یک راستگرا، در محل خودش ایزوله میمونه. شرارت سوسیالیسم ذاتا امکان اینکه ایزوله بمونه، نداره.‌