Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
اینو میخواستم خودم اپلود کنم، یکی دیگه زحمتش رو کشید. یه جا ازین کلیپ در حالی که یه دختر محجبه که طوری خودش رو پوشونده که شبیه فرشته مرگ شده روی اسکیت حرکت می‌کنه، و ادامه حرکت در سمت راست فریم میرسه به یک مرد همجنسگرا که مثلا روی همون اسکیته. بعد نریشن میگه اگه یه رشته ورزشی با ما جور نیست، ورزشه رو عوض می‌کنیم! یعنی اگه تو یه ورزشی نمیشه با حجاب بی‌معنی یمنی به جایی رسید، اون ورزش رو تغییر میدیم تا بشه به یه جایی رسید!

اینکه خودآگاهی ندارند که بفهمند دارند خیلی تمیز نشون میدن که چقدر کودکند، خیلی سرگرم‌کننده‌ست. کودک نمیتونه واقعیت‌های سرد دنیا رو بپذیره، و همزمان درباره دامنه قدرت خودش در تغییر دادن دنیا، دچار اشتباهات محاسباتی وحشتناکه. شاید نیم درصد از همه زنانی که اونطور حجاب دارند، همجنسگرایی رو دهن‌کجی به فرامین الهی نمی‌دونند. هیچ تضمینی نیست که بتونیم این نیم درصد رو بکنیم ۹۹ و نیم درصد! چون دنیایی که توش عده‌ای، عده دیگری رو در مسیر ضلالت ندونند، وجود خارجی نداره. کودک ازینکه تا زنده‌ایم در تضاد و مبارزه‌ایم، خوشش نمیاد. فکر می‌کنه باید می‌شده زمین رو به بهشتی که هیچ کس مشکلی با کسی نداره تبدیل کرد، اما آدم‌های قبل از ما به اندازه ما «پندار نیک» نداشتند تا این اتفاق رو رقم بزنند! کودک فکر می‌کنه واقعیت‌ها رو میشه با قراردادهایی که بین خودمون می‌بندیم، لغو کرد! مثلا اگه هی تکرار کنیم که چاقی زیباست، زیبا دیده میشه! یا اگه ورزش رو انقدر تغییر بدیم که توش هر فرد گونی‌پیچ شده‌ای برنده بشه، دیگه گونی‌پیچ بودن هزینه‌ای نداره و بی‌حجاب بودن هم مزیتی نداره! کودک نابالغ فکر می‌کنه اگه المان‌های مذهبی رو از معنا تهی کنیم، دیگه انسان‌ها معنایی در ایمان و تمام هزینه‌هایی که داره، پیدا نخواهند کرد!

این کلیپ توسط کودکان و برای کودکان ساخته شده‌. چون سرمایه‌داری این موقعیت لاکشری رو بوجود آورده که افراد تا کهنسالی کودک بمونند و از بین نرن. و بله، ادیت خوبی داره‌.



https://t.me/VahidOnline/39014
این رو خیلی خوب نوشته: در ادغام‌هایی که شرکت‌های تکنولوژی انجام میدن، در هر صورت در مظان اتهام قرار می‌گیرند، چون اگه موفق نشه، یعنی شرکتی که خریدنش از هم بپاشه، میگن رقیب رو خرید تا نابودش کنه! و اگه موفق بشه، یعنی شرکت استارت‌آپی که خریده باعث قدرتمندتر شدن خودش بشه، میگن بفرما، یکی بود که می‌تونست رقیب آینده‌ش بشه، اونو هم بلعید!

یعنی منتقدان فقط ادغام یا خریدی رو تأیید می‌کنند که هیچ خاصیتی برای شرکت نداشته باشه! خب مگه دیوانه‌اند؟
5
به آخر ویدئو دقت کنید، بعد ازینکه سوالاتش رو از زوکربرگ میپرسه شروع می‌کنه به قرائت یه بیانیه! در محکومیت فیسبوک، که از روخوانی از روی کاغذ مشخصه قبلا آماده‌ش کرده بوده، یعنی هیچ فرقی نداشت که زوکربرگ چه جوابی به اون سوالات میداد، اون بیانیه به هرحال قرائت می‌شد. این نمایش‌ها، صرفا یک نوع آزاررسانی علنی و حتی غیراخلاقی هستند، و تنها هدف موجود اینه که دولت به کارآفرینان و سرمایه‌داران نشون بده که آلت بزرگ‌تری داره!

وقتی فیسبوک اینستاگرام رو خرید، مبلغی پرداخت کرد که هیچ‌کس باورش نمی‌شد. تا جایی که گفتند زاکربرگ داره پولش رو دور می‌ریزه! چطور ممکنه شرکتی که تحت تهدید قرار گرفته بتونه مبلغی درخواست کنه که خارج از تخیل ناظران بازاره؟

https://t.me/sut_tw/14600
دو دلیل داره. یک اینکه زوک کلا مثل بچه‌های اوتیسمیه و همینقدرش هم پرفرمنس خوبی براش حساب میشه. دوم اینکه شهادت دروغ یا حرف‌های پرت و پلا در کنگره عواقب قانونی داره (البته اگه خودی باشید، نه چندان)، برای همین تیم وکلا به شدت طرف رو میترسونند که مثل یه موش جواب بده، جدل نکن، و سعی نکن سوار بشی، صرفا یه سری کلیات خنثی تحویل بده. رییس گوگل هم همینطور بود و فقط یه سری جملات که تو بخش مارکتینگ براش آماده کرده بودند تحویل میداد.
3
«تیتر رویترز تقصیر مسدود کردن فله‌ای طرفداران بولسونارو رو میندازه گردن فیسبوک، اما اگه کلیک کنید رو خبر می‌بینید در واقع دادگاه عالی برزیل بوده که چنین دستوری به فیسبوک داده. وضعیت مشابهی تو کشورهای دیگه هم هست. بروکرات‌ها، رسانه‌ها و سیاستمداران چپ نئولیبرال از شرکت‌های تک استفاده می‌کنند تا هر نوع تهدیدی علیه قدرت‌شون رو سرکوب کنند».

بعد من می‌گفتم به خاطر هرج و مرج ساختاری ایران، من اینجا آزادی نسبی بیشتری دارم در نقد بعضی مسائل، می‌گفتند منظورت اینه که بپریم بغل اخوندها؟
این‌ها هنوز متوجه نیستند چه خبره.
4
شاهزاده جورج پنجم، که بعدا شاه انگلستان شد، و پسرخاله‌ش نیکلاس دوم، آخرین پادشاه روسیه. از طرف مادری نوه کریستیان نهم، پادشاه دانمارک بودند.
اگه رفتید اروپا و از چیزهایی که دیدید خوشتون اومد، به خاطر این خانواده‌هاست. نه به خاطر «انقلابیون».
👍8
این یکی از آثار انقلابیون اروپاست.
سال ۲۰۱۵ در آلمان قانونی گذاشتن که ترجمه نادقیقش میشه ترمز اجاره! بروکرات‌ها تصمیم گرفتند که تعیین کنند برای هر محله از هر شهری، چه مقدار مبلغ اجاره «عرف» حساب میشه، و کسی حق نداره بیش از ۱۰ درصد عرف بالاتر بگیره از مستأجر. برای این کار باید یک شاخص تعریف می‌کردند (که حساب کتابش یه تعداد کارمند بطلبه!) که از روی سن بنا، امکانات بنا، مصرف انرژی و موقعیتش، نشون بده که چقدر باید از شاخص میانگین بالاتر یا پایین‌تر قرار بگیره. این با اینکه وزارت جهادکشاورزی برای مرغ شب عید قیمت تعیین کنه چه فرقی داره؟ هیچ.
اما مثل هر قانونی، استثنائاتی هم وجود داره، مثلا اگه مالک اندازه یک سوم هزینه ساخت یک خانه، صرف بازسازی کنه، میتونه بیش از حد مجاز افزایش اجاره بده! و تعیین اینکه چه تعمیراتی در اون حده، خودش محل موش و گربه‌بازی قانونی شده‌.
این سایت یک موسسه حقوقیه که به مستأجرها میگه اگه بیش از شاخص ازتون اجاره گرفتن به ما بگید میریم طرف رو تهدید به شکایت می‌کنیم، اگه کم نکرد میریم دادگاه. قانونش از طرف دولت قابل پیگیری نیست، یعنی به عهده مستأجره که اعتراض کنه یا نکنه. این موسسه میگه بکنید!
🤔5
با وجود همه سیاست‌های کنترلی، در سه ماهه انتهایی سال ۲۰۱۹ نرخ متوسط اجاره در گرانترین شهر آلمان یعنی مونیخ ۱۶ و نیم یورو به ازای هر متر بود، یعنی ۱۴۰۰ یورو برای آپارتمان ۸۵ متری.
سایت immowelt ازین سایت‌های فروش املاک تو آلمانه. تو یه تحقیق که اخیرا انجام داده رشد نرخ اجاره در پنج سال قبل از قانون ترمز اجاره و پنج سال بعدش که میشه الان رو مقایسه کرده. ۳۹ شهر از ۴۰ شهر بررسی شده اجاره همچنان افزایش پیدا کردند، و در ۳۷ مورد، افزایش دو رقمی بوده.

البته یه جاهایی هم هستند که تونستند تندی نرخ رشد رو بگیرن، و از قضا با افزایش ساخت و ساز این کارو کردن!
کسانی که در مونیخ خونه میخرند تا اجاره بدن، در سال ۲۰۱۹ نسبت به ده سال قبلش، ۲ و نیم برابر پول بیشتری مجبور بودند بپردازند برای خرید، در حالی که مستأجرها در همین بازه مجبور شدند ۱ و نیم برابر اجاره بیشتری بدن. در بقیه شهرها هم تقریبا همین منواله، قیمت خونه‌ها به طور متوسط ۴۰ درصد بیشتر از نرخ اجاره رشد کرده.


و این یعنی با اینکه نرخ اجاره به افزایش خودش ادامه داده، سود مالک خونه پایین‌تر اومده. که یعنی جذابیت بازار مسکن برای سرمایه‌گذاری کمتر شده‌. تا زمانی که نرخ بهره وام در حد صفره، حتی با سود کمتری که از اجاره بدست میاد باز عده‌ای حاضر میشن سرمایه‌گذاری کنند. اما مشکل اینه که نرخ بهره رو نمیشه برای دراز مدت انقدر پایین نگه داشت.

وقتی میخوای بازار رو «کنترل» کنی، مجبوری تا تهش بری. اما ته وجود نداره.
اینطور نیست که #گله_گاو اصلا قابل پیش‌بینی نباشه.
6
اگه از سریع‌القلم بپرسید از خودمون تا اجدادمون تا اشکانیان رو سکه یه پول می‌کنه که بگه فساد اداری در ایران بالاست و در اروپا کمه و اینجوری نمیشه توسعه پیدا کرد. در حالی که اینجا میشه پول زیرمیزی داد و پروانه رو خیلی سریعتر گرفت، دقیقا به خاطر فساد اداری! در واقع اصل فساد، خود وجود این بروکراسیه. اما به ما گفتن دور زدن فساد، فساده!
تو اوت‌لوک دویچه‌بانک برای بازار مسکن آلمان میگه عرضه خیلی عقب‌تر از تقاضاست. چون در ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ فقط ۲۸۵ هزار واحد ساخته شدند، در حالی که طبق برنامه‌ای که دولت داشت باید ۳۷۵ هزار واحد می‌بود!
نکته جالب اینه که هدف اصلی دولت ۴۰۰ هزارتا بود. کی؟ زمانی که فوج فوج مهاجر داشت می‌ریخت آلمان. اما اوضاع که بی‌ریخت شد خود سیاستمدارها یکمی پدال ترمز مهاجرت رو فشار دادند. یعنی اون هجوم فله‌ای دیگه وجود نداره. اما این رقم تارگت رو همونقدر لحاظ می‌کنه، و میگه کم ساختیم! انگار تقاضا یه عدده که دولت باید مثل تورم اعلام کنه! حالا مهم نیست اون بیرون چه خبره.
Anarchonomy
تو اوت‌لوک دویچه‌بانک برای بازار مسکن آلمان میگه عرضه خیلی عقب‌تر از تقاضاست. چون در ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ فقط ۲۸۵ هزار واحد ساخته شدند، در حالی که طبق برنامه‌ای که دولت داشت باید ۳۷۵ هزار واحد می‌بود! نکته جالب اینه که هدف اصلی دولت ۴۰۰ هزارتا بود. کی؟ زمانی که فوج…
عجب گزارش مفرحیه. دو سه پاراگراف پایین‌تر نوشته یکی از مشکلات اینه که از سال ۲۰۱۱ از تعداد کارمندان اداره املاک شهرداری‌ها ۱۰ درصد کم شده و این بررسی درخواست‌های جواز رو کندتر کرده!
دقیقا همون قضیه «لطفا تعداد مأموران دروازه را بیشتر کنید».
4
Anarchonomy
عجب گزارش مفرحیه. دو سه پاراگراف پایین‌تر نوشته یکی از مشکلات اینه که از سال ۲۰۱۱ از تعداد کارمندان اداره املاک شهرداری‌ها ۱۰ درصد کم شده و این بررسی درخواست‌های جواز رو کندتر کرده! دقیقا همون قضیه «لطفا تعداد مأموران دروازه را بیشتر کنید».
چند پاراگراف پایین‌تر نوشته شرکت‌های ساختمانی با کمبود نیرو مواجه بودند آلردی، اما کرونا باعث شد وضع بدتر بشه، چون کارگرانی که از لهستان و چک می‌اومدن به خاطر ممنوعیت تردد نمیتونن بیان فعلا.

یادتونه هزار بار شنیدید که از تعداد بالای کارگران افغان در ساختمان‌سازی ایران نتیجه گرفتند که «ایرانی‌ها تنبلند»؟
4
بند ۱۵ قانون اساسی آلمان به دولت اجازه میده که اموال مردم رو مصادره کنه. البته باید پولش رو به مالک بده، اما تو قانون نیومده که باید طبق قیمت به روز بازار حساب کنه. اگه مالک راضی نبود باید برن دادگاه.
پارسال یه ایرانی‌ کچل تو برلین به نام روزبه طاهری یه کمپین راه انداخت که رفراندوم برگزار بشه که از دولت بخواد شرکت‌هایی که تعداد انبوه واحد اجاره دادن رو مصادره کنه، تا خونه‌های استیجاری بیفته دست دولت و دیگه هرسال اجاره بها افزایش پیدا نکنه، یا به قول خودشون همون نرخی که هست فریز بشه. که البته به جایی نرسید ولی همون موقع نظرسنجی نشون میداد ۴۴ درصد برلینی‌ها که اکثریت بودند با این کار موافقند.

بهتر نبود میذاشتن استالین علاوه بر آلمان شرقی، قسمت غرب رو هم تصاحب کنه؟ اون همه خون هم ریخته نمی‌شد.
اون شرکتی که روزبه کچل میخواست دولت املاکش رو تصاحب کنه Deutsche Wohnen بود. بزرگترین شرکت اجاره‌دهنده آلمان. اون موقع که بحث رفراندوم بود یکم سهامش افت کرد اما این روزها وضع سهامش خیلی خوبه. حتی ۹۰ میلیون یورو سرمایه‌گذاری کرده در خریدهای برلین. مقامات شهر به این شرط بش اجازه دادند واحد بخره که تا ۲۰ سال نفروشدشون یا تغییر کاربری نده! (این به فکر استالین هم نمی‌رسید). اما همه این شرایط «سر گردنه» رو قبول کرده. اینجا میگه ببین چقدر پول هست تو این کار که با این که به صلابه کشیدنش باز حاضر نیست از بازار املاک برلین دست بکشه.

که به طرز متناقض‌نمایی نشون میده تمام سیاست‌های کنترلی تا الان جواب نداده هیچ، بلکه بازار رو برای بعضی بازیگران انحصاری‌تر کرده.
توصیه‌های مقامات شهر مینیاپولیس به شهروندانش رو ببینید: تنها قدم نزنید! دائما نسبت به اطراف خود هشیار باشید! (جیمز باندیم مگه؟) پول نقد کمی همراه داشته باشید! آماده باشید که گوشی‌تون رو سریع تحویل خفت‌گیرها بدهید! درگیر نشید. هرچی میگن گوش کنید!

نمیخوام بگم اگه اینجوریه، پس فرق یه شهر ثروتمند در یک کشور غربی با مثلا کراچی چیه؟ فرق زیاده. ولی آیا این نشون نمیده که سپردن امنیت به دولت، چه مرکزی چه شهری، با شکست مواجه شده؟ برای چی باید مالیات داد تا بودجه پلیسی تأمین بشه که هیچوقت نیست و نمیتونه دزدها رو جمع کنه و علاقه‌ای هم برای پیگیری جرم نداره؟
من این رو از ایرانی‌ها می‌پرسم، چون به هرحال اون‌ها دویست سال از ما جلوترند و تازه رسیدن به این وضعیت.. بهتر نیست ما همین مسیر رو نریم؟
هربار گفته میشه همه مردم باید مسلح باشند جواب کلیشه‌ای که داده میشه اینه: مردم خصومت دارند می‌زنند همدیگه رو لت و پار می‌کنند!

اولا که هیچ‌جای دنیا به اندازه عراق پس از جنگ دچار خصومت‌های شخصی نبود. تازه اونجا ده برابر ایران گرفتار ایل و قبیله‌ست. اما حتی اونجا هم یه مدت ترور وجود داشت، بعد فروکش کرد.

دوما اگه ایرانی‌ها انقدر با همدیگه خصومت دارند چرا همین الان اقدام نمی‌کنند؟ با چیزی غیر از تفنگ نمیشه کسی رو ناکار کرد؟ با موتور نمیشه از کنار کسی رد شد و یه ضربه با چاقو به گردنش زد و در رفت؟ اسید ارزونتره یا کلت؟

سوما، حتی بیشتر حوادث مربوط به دعواها و خصومت‌ها دقیقا به این دلیل رخ میده که طرف دیوانه‌تر مطمئنه که طرف آرام‌تر، اسلحه نداره.


مردم متأسفانه پذیرفتن که صغیرند و صلاحیت لازم برای حمل اسلحه ندارند. و چون خودشون رو صغیر می‌پندارند، کل جامعه رو هم صغیر می‌پندارند. برای همین در این موقعیت عجیب و خجالت‌آور قرار گرفتن که ازینکه مردم سالم و زحمت‌کش مسلح باشند بیشتر می‌ترسند تا اینکه دزدها و خلافکاران مفت‌خور تنها مسلحان جامعه باشند!
وقتی پذیرفتی که صغیرتر ازونی که مسلح باشی، باید بپذیری که صغیرتر ازونی که مالک بعضی چیزها باشی. که نهایتا میرسه به اینجا که بت میگن: هرچی خواستن که ازت به زور بگیرن، سریع بشون بده!
قبلا یه صحبت‌هایی درباره مدیریت شورایی بود! یعنی مالکیت کارخانه رو بدهند به مجموعه کارگران که خودشون بدونند چه گلی به سر بزنند. حدس می‌زدم که زیر اون بار هم نخواهند رفت، چون اگه خودشون مالک باشند اگه شرکت ضررده شد باید مالک ضررش هم بشن. این‌ها میخوان دولتی باشه تا هیچوقت ضرری وجود نداشته باشه. لابد اینطور استدلال کردند که وقتی میشه یه کارخونه خوابیده باشه اما سهامش همینطور بره بالا، باید بشه کارخونه خوابیده باشه اما کارگراش همینطور حقوق بگیرند! نهایتا کل جمعیت ایران در کارخانجاتی شاغل باشند که سوله‌های خالی هستند ولی از دولت حقوق می‌گیرند.
این به ذهن جورج اورول هم نمی‌رسید.