Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
فرقی نداره چقدر «محافظه‌کار» مقاومی هستی، بهترین خط دفاع دنیا هم اگه همه‌ش دفاع کنه گل میخوره.
جواب بدعت رو باید با بدعت داد.
وقتی ریه‌ت درگیر شده و احتمال داره زنده نمونی، آزمون رو میارن تو بیمارستان برگزار می‌کنند که آزمون نداده از دنیا نری!
این کمدی تنها از جامعه‌ای حاصل میشه که دانشگاه رو کعبه خودش کرده. کعبه‌ای که توش رو با بت‌های بی‌خاصیت پر کرده‌اند و قبیله قریش داره از هدایایی که احمق‌ها به پای این بت‌ها می‌ریزند پولدارتر و پولدارتر میشه.

احمق‌ها فکر می‌کنند نیازی به محمد ندارند.
شاید در یک شبیه‌ساز هستیم، که عبارت

Mask debate جر و بحث ماسک
تصادفا شبیه کلمه
Masturbate خودارضایی

خونده میشه، در حالی که عملا هم این جر و بحث به یک خودارضایی سیاسی اجتماعی فرهنگی تبدیل شده.
یاد خودم میفتم که چندسال پیش خیلی خیلی ممکن بود که این جملات رو من بنویسم، اما حالا ادبیات یک کودک صغیر رو می‌بینم که منتظره یک «دولت کارآمد» بیاد به دوگانه دین و دنیا در سرزمینی که پنج هزار ساله دین رو زیادی جدی گرفته، فیصله بده؛ و فکر می‌کنه قناعت خوبی داره خرج می‌کنه اگه فقط بخواد «تا حدی» کارآمد باشه.


کسی عربستانی‌ها رو سکولار نکرده، اون‌ها با عقبه‌ای که از فرهنگ قبیله‌ای دارند، دارن صرفا به حرف «رییس» گوش میدن، همونطور که به دستور روسای قبلی مسلمان شده بودند. و رییس فعلی میخواد کشور رو از گذشته بیرون بکشه.
ما ایرانیم. تاریخ و فرهنگ و تمدن هیچ‌کس به اندازه ما گره نخورده به مذهب. اینکه ما اینجا به دنیا اومدیم و چنین میراثی بمون رسیده، اسمش شانسه یا هرچیزی، باید بزرگ بشی، و به قول فرنگی‌ها
Own it.

وقتی بزرگ شدی و own‌اش کردی، میفهمی که مشکل ما با مشکل بقیه فرق داره (یکی از مراحل بلوغ اینه که بپذیری قرار نیست همون چالش‌هایی رو داشته باشی که بقیه دارند)، و فقط خودمون می‌تونیم حلش کنیم. نه یک دولت. نه یه «رییس».



https://t.me/mamlekate/52018
نسیم طالب در لیست خودش از نشانه‌های ثروتمندی، «دستگاه گوارش سالم» هم قرار داده. اگه برعکسش کنیم میشه گفت محرومیت از گوارش سالم، نشانه فقر مطلقه. البته خودش ازین لحاظ در زمره ثروتمندانه، و شاید به خاطر همین این مورد رو در صدر لیستش قرار نداده، اما من این اجازه رو دارم که در صدر قرارش بدم. چون دردها و دردسرهایی که برام داشته طوری بوده که در اون لحظه‌های فلاکت، اگه مأموری از جانب خدا می‌اومد و می‌گفت دردت رو ساکت می‌کنم ولی با این شرایط که سه روز بعد از گرسنگی خواهی مُرد، می‌گفتم آفرین، پیشنهادت عالیه! حاضرم از گرسنگی بمیرم اما با این درد نمیرم. برای همین تو لیست خودم بدترین نوع فقره، وقتی که از گرسنگی هم بدتره.
به خاطر این محرومیت انقدر خودم رفتم اورژانس، یا بردنم اورژانس، که گاهی کارمند تزریقات گفته «عه بازم تو؟». و هر دفعه درست وسط درد و حال بد، با خودم می‌گفتم همه چیزهای ناراحت‌کننده‌ای که از دفعه قبل تا الان برام پیش اومده، در برابر این حال بد یه شوخیه، اما باز جدی‌شون گرفتم.. چرا یادم نبود که بازم قراره بیام اینجا؟
یکبار که از شدت بدحالی تقریبا توی توالت درمانگاه دراز کشیده بودم به خودم گفتم آخه چجوری میشه تو این وضعیت آتئیست بود؟ و ازین سوال خنده‌م گرفت. فکر نمی‌کردم بشه تو اون پوزیشن به چیزی خندید، ولی داشتم می‌خندیدم. اینکه کسی فکر کنه تو اون وضعیت میشه آتئیست بود انقدر مسخره بود که نمی‌تونستم اون حجم از مسخرگی رو نادیده بگیرم. اما هیچ‌وقت انقدر چیپ نشدم که تو ذهنم دست به دعا بلند کنم، که لطفا منو ازین وضع دربیار!
به جاش یه آزمایش روانی رو استارت زدم. خواستم ادعای «انسان فراموشکار است» رو تست کنم. اگه وضعیتی که توش هستم بدترین وضعیته، باید یادم بمونه که بدترین جا کجاست. اگه یادم بمونه، دیگه چیزی که از بدترین فاصله داره، نباید ناراحتم کنه.

اما کار نکرد. چون از ابتدا دچار سوء تفاهم بودم. منظور از «نسیان» فراموشی نبود. این چیزها رو درست برای ما ترجمه نکردند. هیچ‌کدوم اون بدحالی‌ها رو یادم نرفته بود. حتی یادمه که هرکدوم ازون تخت‌هایی که روشون خوابیده بودم چه زاویه‌ای با پنجره داشت. یادمه هر کدوم ازون دفعات، از یک تا ده، دردم روی چه عددی بود. موضوع هیچوقت این نبود که یادم می‌رفت بدترین جا کجاست. موضوع این بود که نمی‌تونستم برگردم به اون حالت. می‌دونستم بدترین جا کجاست اما نمی‌تونستم خودم رو در اون بدترین جا قرار بدم.‌ نسی، فقط جایگزین شدن خاطرات جدیدتر با خاطرات قدیمی‌تر نیست. فراموشی یعنی ناتوانی در جایگزین کردن جایی که هستیه، با هرجای دیگه‌ای. فراموشی یعنی نمی‌تونی اینجایی که هستی، نباشی.
شاید یه مکانیزم تکاملیه تا در «اکنون» قفل بشیم، اما هرچه هست ربطی به حافظه نداره. چون همیشه خوب یادمه که داشتم تو توالت می‌خندیدم.
6
یکی از ایراداتی که کنگره آمریکا به شرکت آمازون وارد کرده و از رییسش توقع پاسخگویی داره، فروشِ اطلاعاتِ فروشِ فروشنده‌هاست به فروشندگانی دیگر! و مدعی‌اند این غیررقابتی است، و در دراز مدت انحصار ایجاد می‌کند (اینکه چرا این که یک نهاد کاملا انحصاری نگران انحصارگری شرکت‌هاست، مردم رو عصبانی نمی‌کنه، از عجایب دوران مدرنه). مثلا با جمع‌آوری اطلاعات فروش میشه فهمید تو صنف نوشت‌افزار، مردم بیشتر چه اقلامی می‌خرند، یا در چه زمان خاصی کالای خاصی بیشتر فروش میره. حالا اگه کسی این اطلاعات رو از آمازون بخره میتونه به جای ارائه مجموعه متنوعی از محصولات، فقط چند قلم رو در زمان مناسب ارائه کنه، و این هزینه‌هاش رو کاهش میده، که یعنی یک اهرم برتری پیدا می‌کنه نسبت به رقبا. البته در جزییات، قضیه میتونه خیلی پیچیده‌تر ازین باشه.
اگه من اون فروشنده‌ای بودم که این اطلاعات رو نداشت، قطعا خوشم نمی‌اومد. اما قرار نیست ملاک درست و غلط، قضاوت بازنده‌ها از بازی باشه. حتی اگه اون بازنده‌ها شهروندان زحمت‌کش و مستعدی باشند.
سناتورها متوجه نیستند دارند با چه چیزی مخالفت می‌کنند. هر پلتفرمی که برای فروش بسازیم، نهایتا این اطلاعات بازاری ازش استخراج می‌شد. حالا باید با این اطلاعات چه کرد؟ مثل زباله‌های هسته‌ای دفن‌شون کنیم؟ (حالا بگذریم که استارت‌آپ‌هایی اومدن که میگن این زباله‌ها رو دفن نکنید، ما بازم می‌تونیم باشون برق تولید کنیم!.. اساسا تاریخ برق هسته‌ای سوژه‌ایه که میتونه به تنهایی منطق بازار آزاد و حماقت‌های مخالفانش رو توضیح بده). وقتی خواه ناخواه این اطلاعات بوجود خواهد اومد، بهتر نیست توزیع بشه؟ و چه توزیعی بهتر از به مزایده گذاشتنش؟ البته گفته میشه آمازون این اطلاعات رو به هرکسی نمیده. گاهی حتی میده به شرکت‌های زیر مجموعه خودش. اگه این خلاف قراردادی بوده که با بقیه بسته، خب میتونند برن دادگاه حل و فصلش کنند، به دولت و کنگره و این‌ها مربوط نیست. که معمولا هم خلاف نیست. مثل اینه که کسی یه زمین خالی بزرگ داشته باشه و به دستفروش‌ها بگه من به این شرط در این زمین بتون غرفه اجاره میدم که یه کپی از تمام فاکتورهای خرید و فروش‌تون رو بم بدید. اگه قبول کردند و فردا خود همون صاحب زمین یه غرفه برای پسرش زد و با اطلاعات بدست اومده از فروش بقیه، جنس ریخت توش، می‌تونند اعتراض کنند؟ مسلما نه. و از طرفی، اگه واقعا آمازون اطلاعات رو به شرکت زیر مجموعه خودش میده، یعنی اون شرکت داره بهینه‌تر کار می‌کنه. و این بهینگی به نفع مصرف‌کننده تموم میشه. در اون صورت حتی انحصاری بودنش هم اهمیتی نداره. اگه فورد با کمترین قیمت بهترین ماشین ممکن رو به شما میداد، اهمیتی میدادید که رقیب داره یا نداره؟
ازین هم بگذریم که اینطور نیست که آمازون بخواد کل فضای رقابتی رو جارو کنه، چون اگه کسی باقی نمونه، جمع‌آوری اطلاعات هم سخت‌تر میشه.

اساس مشکلی که با آمازون دارند اینه که همه دارند ازونجا خرید می‌کنند. و دولت با اینکه نتونه رفتار مردم رو کنترل کنه، همیشه مشکل داره. در واقع اشک تمساح دولت برای انحصار، از حب علی نیست، از بغض کنترل از دست رفته‌ست. ازینکه نمیتونه بگه «همتون نرید اونجا». این موضوع خیلی مهمیه و کسی بش توجه نمی‌کنه.
از اینکه قراردادها رو مشتی گاو امضاء کنند باید همواره نگران بود، اما در تاریخ صدسال اخیر ایران هم این نگرانی‌ها بیشتر توسط موهومات ناسیونالیستی شارژ می‌شده، نه حساب و کتاب.
خضر البته.
اتفاقا ابراهیم پرسشگری خاص خودش رو داشت. مثل قصه تکه تکه کردن یک پرنده و دوباره زنده شدنش که گفت حیات دوباره رو بم نشون بده. ابراهیم قبل ازینکه به اطمینان برسه سوالاتش رو پرسیده بود. اینکه اون جواب قانع‌کننده‌ست، یه بحث دیگه‌ست. قبلا نوشتم معجزه وجود نداره چون فایده نداره. اگه کسی غیر از ابراهیم زنده شدن پرنده رو می‌دید باز به اطمینان نمی‌رسید. وقتی از معجزه تعریف می‌کنه نمیخواد بت بگه معجزه واقعیست. میخواد بگه تو نیاز به معجزه نداری. وقتی هم قربانی کردن پسر رو تعریف می‌کنه نمیخواد بگه پسرکشی یعنی ایمان خالص! میخواد بگه تو این کارها رو لازم نداری.

اما این دو کاراکتر فرق‌هایی هم دارند. ابراهیم یک موسس حساب میشه، اما مثل موسی ملت‌سازی نمی‌کنه. به مردم میگه بت‌هاتون بی‌خاصیتند، اما برنمیگرده نجات‌شون بده‌. چون تو اون موقعیت هنوز انسان، خدایی نمی‌کرد. وقتی انسان میشه خدا، مثل فرعون، دیگه توصیه و نصیحت کافی نیست. باید مقابله به مثل کنی. اگه اون زد تو هم بزنی. و این یه لیدر میخواد. ابراهیم دست رو کسی بلند نمی‌کرد، اما موسی یک نفر رو با مشت می‌کشه! و این هم نمادینه، و حاوی پیام‌.
اینو میخواستم خودم اپلود کنم، یکی دیگه زحمتش رو کشید. یه جا ازین کلیپ در حالی که یه دختر محجبه که طوری خودش رو پوشونده که شبیه فرشته مرگ شده روی اسکیت حرکت می‌کنه، و ادامه حرکت در سمت راست فریم میرسه به یک مرد همجنسگرا که مثلا روی همون اسکیته. بعد نریشن میگه اگه یه رشته ورزشی با ما جور نیست، ورزشه رو عوض می‌کنیم! یعنی اگه تو یه ورزشی نمیشه با حجاب بی‌معنی یمنی به جایی رسید، اون ورزش رو تغییر میدیم تا بشه به یه جایی رسید!

اینکه خودآگاهی ندارند که بفهمند دارند خیلی تمیز نشون میدن که چقدر کودکند، خیلی سرگرم‌کننده‌ست. کودک نمیتونه واقعیت‌های سرد دنیا رو بپذیره، و همزمان درباره دامنه قدرت خودش در تغییر دادن دنیا، دچار اشتباهات محاسباتی وحشتناکه. شاید نیم درصد از همه زنانی که اونطور حجاب دارند، همجنسگرایی رو دهن‌کجی به فرامین الهی نمی‌دونند. هیچ تضمینی نیست که بتونیم این نیم درصد رو بکنیم ۹۹ و نیم درصد! چون دنیایی که توش عده‌ای، عده دیگری رو در مسیر ضلالت ندونند، وجود خارجی نداره. کودک ازینکه تا زنده‌ایم در تضاد و مبارزه‌ایم، خوشش نمیاد. فکر می‌کنه باید می‌شده زمین رو به بهشتی که هیچ کس مشکلی با کسی نداره تبدیل کرد، اما آدم‌های قبل از ما به اندازه ما «پندار نیک» نداشتند تا این اتفاق رو رقم بزنند! کودک فکر می‌کنه واقعیت‌ها رو میشه با قراردادهایی که بین خودمون می‌بندیم، لغو کرد! مثلا اگه هی تکرار کنیم که چاقی زیباست، زیبا دیده میشه! یا اگه ورزش رو انقدر تغییر بدیم که توش هر فرد گونی‌پیچ شده‌ای برنده بشه، دیگه گونی‌پیچ بودن هزینه‌ای نداره و بی‌حجاب بودن هم مزیتی نداره! کودک نابالغ فکر می‌کنه اگه المان‌های مذهبی رو از معنا تهی کنیم، دیگه انسان‌ها معنایی در ایمان و تمام هزینه‌هایی که داره، پیدا نخواهند کرد!

این کلیپ توسط کودکان و برای کودکان ساخته شده‌. چون سرمایه‌داری این موقعیت لاکشری رو بوجود آورده که افراد تا کهنسالی کودک بمونند و از بین نرن. و بله، ادیت خوبی داره‌.



https://t.me/VahidOnline/39014
این رو خیلی خوب نوشته: در ادغام‌هایی که شرکت‌های تکنولوژی انجام میدن، در هر صورت در مظان اتهام قرار می‌گیرند، چون اگه موفق نشه، یعنی شرکتی که خریدنش از هم بپاشه، میگن رقیب رو خرید تا نابودش کنه! و اگه موفق بشه، یعنی شرکت استارت‌آپی که خریده باعث قدرتمندتر شدن خودش بشه، میگن بفرما، یکی بود که می‌تونست رقیب آینده‌ش بشه، اونو هم بلعید!

یعنی منتقدان فقط ادغام یا خریدی رو تأیید می‌کنند که هیچ خاصیتی برای شرکت نداشته باشه! خب مگه دیوانه‌اند؟
5
به آخر ویدئو دقت کنید، بعد ازینکه سوالاتش رو از زوکربرگ میپرسه شروع می‌کنه به قرائت یه بیانیه! در محکومیت فیسبوک، که از روخوانی از روی کاغذ مشخصه قبلا آماده‌ش کرده بوده، یعنی هیچ فرقی نداشت که زوکربرگ چه جوابی به اون سوالات میداد، اون بیانیه به هرحال قرائت می‌شد. این نمایش‌ها، صرفا یک نوع آزاررسانی علنی و حتی غیراخلاقی هستند، و تنها هدف موجود اینه که دولت به کارآفرینان و سرمایه‌داران نشون بده که آلت بزرگ‌تری داره!

وقتی فیسبوک اینستاگرام رو خرید، مبلغی پرداخت کرد که هیچ‌کس باورش نمی‌شد. تا جایی که گفتند زاکربرگ داره پولش رو دور می‌ریزه! چطور ممکنه شرکتی که تحت تهدید قرار گرفته بتونه مبلغی درخواست کنه که خارج از تخیل ناظران بازاره؟

https://t.me/sut_tw/14600
دو دلیل داره. یک اینکه زوک کلا مثل بچه‌های اوتیسمیه و همینقدرش هم پرفرمنس خوبی براش حساب میشه. دوم اینکه شهادت دروغ یا حرف‌های پرت و پلا در کنگره عواقب قانونی داره (البته اگه خودی باشید، نه چندان)، برای همین تیم وکلا به شدت طرف رو میترسونند که مثل یه موش جواب بده، جدل نکن، و سعی نکن سوار بشی، صرفا یه سری کلیات خنثی تحویل بده. رییس گوگل هم همینطور بود و فقط یه سری جملات که تو بخش مارکتینگ براش آماده کرده بودند تحویل میداد.
3
«تیتر رویترز تقصیر مسدود کردن فله‌ای طرفداران بولسونارو رو میندازه گردن فیسبوک، اما اگه کلیک کنید رو خبر می‌بینید در واقع دادگاه عالی برزیل بوده که چنین دستوری به فیسبوک داده. وضعیت مشابهی تو کشورهای دیگه هم هست. بروکرات‌ها، رسانه‌ها و سیاستمداران چپ نئولیبرال از شرکت‌های تک استفاده می‌کنند تا هر نوع تهدیدی علیه قدرت‌شون رو سرکوب کنند».

بعد من می‌گفتم به خاطر هرج و مرج ساختاری ایران، من اینجا آزادی نسبی بیشتری دارم در نقد بعضی مسائل، می‌گفتند منظورت اینه که بپریم بغل اخوندها؟
این‌ها هنوز متوجه نیستند چه خبره.
4
شاهزاده جورج پنجم، که بعدا شاه انگلستان شد، و پسرخاله‌ش نیکلاس دوم، آخرین پادشاه روسیه. از طرف مادری نوه کریستیان نهم، پادشاه دانمارک بودند.
اگه رفتید اروپا و از چیزهایی که دیدید خوشتون اومد، به خاطر این خانواده‌هاست. نه به خاطر «انقلابیون».
👍8
این یکی از آثار انقلابیون اروپاست.
سال ۲۰۱۵ در آلمان قانونی گذاشتن که ترجمه نادقیقش میشه ترمز اجاره! بروکرات‌ها تصمیم گرفتند که تعیین کنند برای هر محله از هر شهری، چه مقدار مبلغ اجاره «عرف» حساب میشه، و کسی حق نداره بیش از ۱۰ درصد عرف بالاتر بگیره از مستأجر. برای این کار باید یک شاخص تعریف می‌کردند (که حساب کتابش یه تعداد کارمند بطلبه!) که از روی سن بنا، امکانات بنا، مصرف انرژی و موقعیتش، نشون بده که چقدر باید از شاخص میانگین بالاتر یا پایین‌تر قرار بگیره. این با اینکه وزارت جهادکشاورزی برای مرغ شب عید قیمت تعیین کنه چه فرقی داره؟ هیچ.
اما مثل هر قانونی، استثنائاتی هم وجود داره، مثلا اگه مالک اندازه یک سوم هزینه ساخت یک خانه، صرف بازسازی کنه، میتونه بیش از حد مجاز افزایش اجاره بده! و تعیین اینکه چه تعمیراتی در اون حده، خودش محل موش و گربه‌بازی قانونی شده‌.
این سایت یک موسسه حقوقیه که به مستأجرها میگه اگه بیش از شاخص ازتون اجاره گرفتن به ما بگید میریم طرف رو تهدید به شکایت می‌کنیم، اگه کم نکرد میریم دادگاه. قانونش از طرف دولت قابل پیگیری نیست، یعنی به عهده مستأجره که اعتراض کنه یا نکنه. این موسسه میگه بکنید!
🤔5
با وجود همه سیاست‌های کنترلی، در سه ماهه انتهایی سال ۲۰۱۹ نرخ متوسط اجاره در گرانترین شهر آلمان یعنی مونیخ ۱۶ و نیم یورو به ازای هر متر بود، یعنی ۱۴۰۰ یورو برای آپارتمان ۸۵ متری.
سایت immowelt ازین سایت‌های فروش املاک تو آلمانه. تو یه تحقیق که اخیرا انجام داده رشد نرخ اجاره در پنج سال قبل از قانون ترمز اجاره و پنج سال بعدش که میشه الان رو مقایسه کرده. ۳۹ شهر از ۴۰ شهر بررسی شده اجاره همچنان افزایش پیدا کردند، و در ۳۷ مورد، افزایش دو رقمی بوده.

البته یه جاهایی هم هستند که تونستند تندی نرخ رشد رو بگیرن، و از قضا با افزایش ساخت و ساز این کارو کردن!
کسانی که در مونیخ خونه میخرند تا اجاره بدن، در سال ۲۰۱۹ نسبت به ده سال قبلش، ۲ و نیم برابر پول بیشتری مجبور بودند بپردازند برای خرید، در حالی که مستأجرها در همین بازه مجبور شدند ۱ و نیم برابر اجاره بیشتری بدن. در بقیه شهرها هم تقریبا همین منواله، قیمت خونه‌ها به طور متوسط ۴۰ درصد بیشتر از نرخ اجاره رشد کرده.


و این یعنی با اینکه نرخ اجاره به افزایش خودش ادامه داده، سود مالک خونه پایین‌تر اومده. که یعنی جذابیت بازار مسکن برای سرمایه‌گذاری کمتر شده‌. تا زمانی که نرخ بهره وام در حد صفره، حتی با سود کمتری که از اجاره بدست میاد باز عده‌ای حاضر میشن سرمایه‌گذاری کنند. اما مشکل اینه که نرخ بهره رو نمیشه برای دراز مدت انقدر پایین نگه داشت.

وقتی میخوای بازار رو «کنترل» کنی، مجبوری تا تهش بری. اما ته وجود نداره.
اینطور نیست که #گله_گاو اصلا قابل پیش‌بینی نباشه.
6