این آقا که عمری در آلمان خدمت کرده میگه کنگره باید جلوی ترامپ رو بگیره تا نیروهامون رو از آلمان بیرون نکشه، چون بیرون کشیدنشون خرجش بیشتره!
این جانور آکادمیک بروکرات از نوع نظامیه. اول یه خرج میتراشن برای مردم بعد که بشون میگی باید صرفهجویی کرد میگن این صرفهجویی خرجش بیشتر درمیاد، خوددانی! عملا یک گروگانگیری بودجهایه.
اما بازم جالبتر میشه.. یکی ازش میپرسه چرا در این دورانی که اثری از شوروی نیست آلمانیها نباید بتوانند از خودشان دفاع کنند؟ در جواب میگه این یه پیمان دفاعی نیست، یه پیمان امنیتیه! جالبه که ناتو کاملا دفاعی بود. اما خودش رو میزنه به اون راه. بعد اضافه میکنه که در راستای منافع استراتژیک ماست!
خب چرا کسی این منافع رو توضیح نمیده؟ دقیقا چی هستند این منافع؟ سرهم چقدر میارزند؟ چرا مالیاتدهنده نباید اینو بدونه؟ شهروند داره پول میده در قالب مالیات و یه سرویسی رو از دولت میخره. خب دقیقا چی رو خریده؟
این جانور آکادمیک بروکرات از نوع نظامیه. اول یه خرج میتراشن برای مردم بعد که بشون میگی باید صرفهجویی کرد میگن این صرفهجویی خرجش بیشتر درمیاد، خوددانی! عملا یک گروگانگیری بودجهایه.
اما بازم جالبتر میشه.. یکی ازش میپرسه چرا در این دورانی که اثری از شوروی نیست آلمانیها نباید بتوانند از خودشان دفاع کنند؟ در جواب میگه این یه پیمان دفاعی نیست، یه پیمان امنیتیه! جالبه که ناتو کاملا دفاعی بود. اما خودش رو میزنه به اون راه. بعد اضافه میکنه که در راستای منافع استراتژیک ماست!
خب چرا کسی این منافع رو توضیح نمیده؟ دقیقا چی هستند این منافع؟ سرهم چقدر میارزند؟ چرا مالیاتدهنده نباید اینو بدونه؟ شهروند داره پول میده در قالب مالیات و یه سرویسی رو از دولت میخره. خب دقیقا چی رو خریده؟
Anarchonomy
این آقا که عمری در آلمان خدمت کرده میگه کنگره باید جلوی ترامپ رو بگیره تا نیروهامون رو از آلمان بیرون نکشه، چون بیرون کشیدنشون خرجش بیشتره! این جانور آکادمیک بروکرات از نوع نظامیه. اول یه خرج میتراشن برای مردم بعد که بشون میگی باید صرفهجویی کرد میگن این…
من نمیخوام گرفتاریهاتون رو ول کنید و غصه سرقتی که داره از جیب شهروندان آمریکایی میشه رو بخورید. من میخوام ذهنتون رو تمرین بدید که عوضیها رو حتی اگه استتار کرده باشند تشخیص بدید، که گستاخ باشید، که مثل این پسره سوال رو اینجوری نپرسید که «من به تجارب شما که بسیار فراتر از دانستههای منه احترام میذارم، اما سوالم اینه که...». این مقهور دک و پوز عوضیهاست هنوز. من میخوام شما اینجوری نباشید. من میخوام شما اینجوری سوال بپرسید: «اوهوی یابو.. من پول چی رو پرداخت کردم اینهمه سال؟».
دوستان نظامی نویس یه زمانی همه همینطور بودند. مثلا میگفتند این کار نظام منطقی نیست، یا اینجا با عقل جور درنمیاد. یه مدت زمان گذشت و بعضیهاشون متوجه دینامیک گله گاو شدند و الان خیلی ریلکستر برخورد میکنند، و کل قضیه براشون حتی سرگرمکنندهتر هم هست. ولی بعضیهاشون هنوز اون مرحله معرفتی رو طی نکردن و همچنان متعجبند.
اما اینجا لازمه یه نکتهای رو در کنار منطق گله گاو اضافه کنم: انقلاب اسلامی، کاملا از محتوا و نرمافزار و هدف و جهت، و به قول دخانچی از حقیقت، تهی شده است. برادران این خلاء رو با آمریکا پر کردند. برخی یک خطای ریزی انجام میدن و میگن با آمریکاستیزی پر شده! نه، اینطور نیست. با خود آمریکا پر شده. آمریکا، دار و ندار اینهاست. بچه که بین ما نیست، حتما در فیلمهای پورن دیدید که دخترها زانو میزنند جلوی کاراکتر مرد و زبانهاشون رو بیرون میارن و برای لیسیدن آلتش با هم رقابت میکنند.. کام آن.. حتما دیدید. این همونه، اما خود پسره حاضر نیست. یه قالب از آلتش گرفته شده و دور اون حلقه زدن.
اینجوری بم نگاه نکنید به خاطر تصویرسازیهای کثیفی که میکنم.. اینجا کانال مطالعات آمریکا که نیست. این کانال یه ذهن خشنه.
اما اینجا لازمه یه نکتهای رو در کنار منطق گله گاو اضافه کنم: انقلاب اسلامی، کاملا از محتوا و نرمافزار و هدف و جهت، و به قول دخانچی از حقیقت، تهی شده است. برادران این خلاء رو با آمریکا پر کردند. برخی یک خطای ریزی انجام میدن و میگن با آمریکاستیزی پر شده! نه، اینطور نیست. با خود آمریکا پر شده. آمریکا، دار و ندار اینهاست. بچه که بین ما نیست، حتما در فیلمهای پورن دیدید که دخترها زانو میزنند جلوی کاراکتر مرد و زبانهاشون رو بیرون میارن و برای لیسیدن آلتش با هم رقابت میکنند.. کام آن.. حتما دیدید. این همونه، اما خود پسره حاضر نیست. یه قالب از آلتش گرفته شده و دور اون حلقه زدن.
اینجوری بم نگاه نکنید به خاطر تصویرسازیهای کثیفی که میکنم.. اینجا کانال مطالعات آمریکا که نیست. این کانال یه ذهن خشنه.
❤8
Anarchonomy
این رو ریکال کنید تا یه چیزی بش اضافه کنم. https://t.me/anarchonomy/3945
میخواستم این رو اضافه کنم:
خلفا وقتی میتونند جولان بدن، که امام نیست. الان دارند جولان میدن، چون شما امام نیستید، نه چون یک فردی که معلوم نیست کجا پنهان شده، حاضر نیست. این شمایید که حاضر نیستید، و جا زدید. داستان موسی رو تعریف نکردند که فن موسی بشید. تعریف کردند تا شما هم موسی باشید. مهمترین کاری که موسی انجام میده بدعته. چون یه عوضی قبلا بدعت بدی انجام داده. جواب بدعت رو باید با بدعت داد، نه با نصیحت. اونها بدعتهایی کردند که قاعده بازی رو به ضرر مردم عوض کرد، شما هم باید بدعتهایی کنید که قاعده به نفع مردم بشه.
وقتی خلیفه سنت، دین، تاریخ، هرچی رو مصادره میکنه، تو نباید بگی خب نمیخوام اصلا سنت رو، و دین رو و تاریخ و هرچی رو، مال خودت. تو باید بگی سنت، دین، تاریخ، هرچی تو قلابیه؛ سنت، دین، تاریخ من درسته. تو باید با دزد لج کنی، نه با چیزی که دزدیده.
خلفا وقتی میتونند جولان بدن، که امام نیست. الان دارند جولان میدن، چون شما امام نیستید، نه چون یک فردی که معلوم نیست کجا پنهان شده، حاضر نیست. این شمایید که حاضر نیستید، و جا زدید. داستان موسی رو تعریف نکردند که فن موسی بشید. تعریف کردند تا شما هم موسی باشید. مهمترین کاری که موسی انجام میده بدعته. چون یه عوضی قبلا بدعت بدی انجام داده. جواب بدعت رو باید با بدعت داد، نه با نصیحت. اونها بدعتهایی کردند که قاعده بازی رو به ضرر مردم عوض کرد، شما هم باید بدعتهایی کنید که قاعده به نفع مردم بشه.
وقتی خلیفه سنت، دین، تاریخ، هرچی رو مصادره میکنه، تو نباید بگی خب نمیخوام اصلا سنت رو، و دین رو و تاریخ و هرچی رو، مال خودت. تو باید بگی سنت، دین، تاریخ، هرچی تو قلابیه؛ سنت، دین، تاریخ من درسته. تو باید با دزد لج کنی، نه با چیزی که دزدیده.
بیل گیتس ازینکه نمیشه تو چت خصوصی مردم وارد شد و حرفهای اشتباه و اطلاعات غلطی که رد و بدل میکنند رو حذف کرد، ناراحته!
این تفرعنی که فکر میکنه میشه یه مرجعی تعیین کرد که مشخص کنه حقیقت چیست و بعد حرفهای مردم رو طبق فتوای اون مرجع حذف کرد یک قسمت داستانه، اینکه متأسفه که نمیشه مغز مردم رو متناسب با استاندارد اون مرجع تنظیم کرد، یک قسمت دیگهست.
اینکه امثال الکس جونز میگن این میخواد با واکسن یه چیپ رو وارد بدن مردم کنه تا با آنتنهای نسل۵ موبایل جامعه رو کنترل کنند، در عین مسخرگی، نشون میده کسانی که این نظریات توطئه رو پراکنده میکنند بصیرت بالاتری نسبت به ما داشتند. در واقع مسخرگی نظریه براشون مهم نبود، اینها از نظریه توطئه به عنوان یک وسیله دفاعی در برابر شرارت فراعنه استفاده میکردند. طرف میدونه که اینها شرورند، اما نمیتونه ثابت کنه، پس یه داستان عجیب و غریب میسازه. به اون داستانه که میتونه خیلی مسخره باشه نباید توجه کرد. اینکه موضوع یک شرارت واقعیه رو باید جدی گرفت.
این تفرعنی که فکر میکنه میشه یه مرجعی تعیین کرد که مشخص کنه حقیقت چیست و بعد حرفهای مردم رو طبق فتوای اون مرجع حذف کرد یک قسمت داستانه، اینکه متأسفه که نمیشه مغز مردم رو متناسب با استاندارد اون مرجع تنظیم کرد، یک قسمت دیگهست.
اینکه امثال الکس جونز میگن این میخواد با واکسن یه چیپ رو وارد بدن مردم کنه تا با آنتنهای نسل۵ موبایل جامعه رو کنترل کنند، در عین مسخرگی، نشون میده کسانی که این نظریات توطئه رو پراکنده میکنند بصیرت بالاتری نسبت به ما داشتند. در واقع مسخرگی نظریه براشون مهم نبود، اینها از نظریه توطئه به عنوان یک وسیله دفاعی در برابر شرارت فراعنه استفاده میکردند. طرف میدونه که اینها شرورند، اما نمیتونه ثابت کنه، پس یه داستان عجیب و غریب میسازه. به اون داستانه که میتونه خیلی مسخره باشه نباید توجه کرد. اینکه موضوع یک شرارت واقعیه رو باید جدی گرفت.
Anarchonomy
بیل گیتس ازینکه نمیشه تو چت خصوصی مردم وارد شد و حرفهای اشتباه و اطلاعات غلطی که رد و بدل میکنند رو حذف کرد، ناراحته! این تفرعنی که فکر میکنه میشه یه مرجعی تعیین کرد که مشخص کنه حقیقت چیست و بعد حرفهای مردم رو طبق فتوای اون مرجع حذف کرد یک قسمت داستانه،…
بعد میگن چرا انقدر درباره موسی حرف میزنی.
موسی نباشی دهن خودت و چند نسل بعدت سرویسه عزیز من.
موسی نباشی دهن خودت و چند نسل بعدت سرویسه عزیز من.
وقتی ریهت درگیر شده و احتمال داره زنده نمونی، آزمون رو میارن تو بیمارستان برگزار میکنند که آزمون نداده از دنیا نری!
این کمدی تنها از جامعهای حاصل میشه که دانشگاه رو کعبه خودش کرده. کعبهای که توش رو با بتهای بیخاصیت پر کردهاند و قبیله قریش داره از هدایایی که احمقها به پای این بتها میریزند پولدارتر و پولدارتر میشه.
احمقها فکر میکنند نیازی به محمد ندارند.
این کمدی تنها از جامعهای حاصل میشه که دانشگاه رو کعبه خودش کرده. کعبهای که توش رو با بتهای بیخاصیت پر کردهاند و قبیله قریش داره از هدایایی که احمقها به پای این بتها میریزند پولدارتر و پولدارتر میشه.
احمقها فکر میکنند نیازی به محمد ندارند.
شاید در یک شبیهساز هستیم، که عبارت
Mask debate جر و بحث ماسک
تصادفا شبیه کلمه
Masturbate خودارضایی
خونده میشه، در حالی که عملا هم این جر و بحث به یک خودارضایی سیاسی اجتماعی فرهنگی تبدیل شده.
Mask debate جر و بحث ماسک
تصادفا شبیه کلمه
Masturbate خودارضایی
خونده میشه، در حالی که عملا هم این جر و بحث به یک خودارضایی سیاسی اجتماعی فرهنگی تبدیل شده.
یاد خودم میفتم که چندسال پیش خیلی خیلی ممکن بود که این جملات رو من بنویسم، اما حالا ادبیات یک کودک صغیر رو میبینم که منتظره یک «دولت کارآمد» بیاد به دوگانه دین و دنیا در سرزمینی که پنج هزار ساله دین رو زیادی جدی گرفته، فیصله بده؛ و فکر میکنه قناعت خوبی داره خرج میکنه اگه فقط بخواد «تا حدی» کارآمد باشه.
کسی عربستانیها رو سکولار نکرده، اونها با عقبهای که از فرهنگ قبیلهای دارند، دارن صرفا به حرف «رییس» گوش میدن، همونطور که به دستور روسای قبلی مسلمان شده بودند. و رییس فعلی میخواد کشور رو از گذشته بیرون بکشه.
ما ایرانیم. تاریخ و فرهنگ و تمدن هیچکس به اندازه ما گره نخورده به مذهب. اینکه ما اینجا به دنیا اومدیم و چنین میراثی بمون رسیده، اسمش شانسه یا هرچیزی، باید بزرگ بشی، و به قول فرنگیها
Own it.
وقتی بزرگ شدی و ownاش کردی، میفهمی که مشکل ما با مشکل بقیه فرق داره (یکی از مراحل بلوغ اینه که بپذیری قرار نیست همون چالشهایی رو داشته باشی که بقیه دارند)، و فقط خودمون میتونیم حلش کنیم. نه یک دولت. نه یه «رییس».
https://t.me/mamlekate/52018
کسی عربستانیها رو سکولار نکرده، اونها با عقبهای که از فرهنگ قبیلهای دارند، دارن صرفا به حرف «رییس» گوش میدن، همونطور که به دستور روسای قبلی مسلمان شده بودند. و رییس فعلی میخواد کشور رو از گذشته بیرون بکشه.
ما ایرانیم. تاریخ و فرهنگ و تمدن هیچکس به اندازه ما گره نخورده به مذهب. اینکه ما اینجا به دنیا اومدیم و چنین میراثی بمون رسیده، اسمش شانسه یا هرچیزی، باید بزرگ بشی، و به قول فرنگیها
Own it.
وقتی بزرگ شدی و ownاش کردی، میفهمی که مشکل ما با مشکل بقیه فرق داره (یکی از مراحل بلوغ اینه که بپذیری قرار نیست همون چالشهایی رو داشته باشی که بقیه دارند)، و فقط خودمون میتونیم حلش کنیم. نه یک دولت. نه یه «رییس».
https://t.me/mamlekate/52018
Telegram
مملکته
قبول کنید ما تک و تنها در اعماق کثافت تاریخ جا موندیم.
همهی دولتها به مفهوم مدرن «حفاظت از جان شهروندان» تا حدی پایبندن و اون رو به فرامین واجب دینی ارجحیت میدن و به این معنی سکولار شدن.
جمهوری اسلامی تنها رژیمیه که کشتن شهروندانش برای خاطر عزاداری مستحب…
همهی دولتها به مفهوم مدرن «حفاظت از جان شهروندان» تا حدی پایبندن و اون رو به فرامین واجب دینی ارجحیت میدن و به این معنی سکولار شدن.
جمهوری اسلامی تنها رژیمیه که کشتن شهروندانش برای خاطر عزاداری مستحب…
نسیم طالب در لیست خودش از نشانههای ثروتمندی، «دستگاه گوارش سالم» هم قرار داده. اگه برعکسش کنیم میشه گفت محرومیت از گوارش سالم، نشانه فقر مطلقه. البته خودش ازین لحاظ در زمره ثروتمندانه، و شاید به خاطر همین این مورد رو در صدر لیستش قرار نداده، اما من این اجازه رو دارم که در صدر قرارش بدم. چون دردها و دردسرهایی که برام داشته طوری بوده که در اون لحظههای فلاکت، اگه مأموری از جانب خدا میاومد و میگفت دردت رو ساکت میکنم ولی با این شرایط که سه روز بعد از گرسنگی خواهی مُرد، میگفتم آفرین، پیشنهادت عالیه! حاضرم از گرسنگی بمیرم اما با این درد نمیرم. برای همین تو لیست خودم بدترین نوع فقره، وقتی که از گرسنگی هم بدتره.
به خاطر این محرومیت انقدر خودم رفتم اورژانس، یا بردنم اورژانس، که گاهی کارمند تزریقات گفته «عه بازم تو؟». و هر دفعه درست وسط درد و حال بد، با خودم میگفتم همه چیزهای ناراحتکنندهای که از دفعه قبل تا الان برام پیش اومده، در برابر این حال بد یه شوخیه، اما باز جدیشون گرفتم.. چرا یادم نبود که بازم قراره بیام اینجا؟
یکبار که از شدت بدحالی تقریبا توی توالت درمانگاه دراز کشیده بودم به خودم گفتم آخه چجوری میشه تو این وضعیت آتئیست بود؟ و ازین سوال خندهم گرفت. فکر نمیکردم بشه تو اون پوزیشن به چیزی خندید، ولی داشتم میخندیدم. اینکه کسی فکر کنه تو اون وضعیت میشه آتئیست بود انقدر مسخره بود که نمیتونستم اون حجم از مسخرگی رو نادیده بگیرم. اما هیچوقت انقدر چیپ نشدم که تو ذهنم دست به دعا بلند کنم، که لطفا منو ازین وضع دربیار!
به جاش یه آزمایش روانی رو استارت زدم. خواستم ادعای «انسان فراموشکار است» رو تست کنم. اگه وضعیتی که توش هستم بدترین وضعیته، باید یادم بمونه که بدترین جا کجاست. اگه یادم بمونه، دیگه چیزی که از بدترین فاصله داره، نباید ناراحتم کنه.
اما کار نکرد. چون از ابتدا دچار سوء تفاهم بودم. منظور از «نسیان» فراموشی نبود. این چیزها رو درست برای ما ترجمه نکردند. هیچکدوم اون بدحالیها رو یادم نرفته بود. حتی یادمه که هرکدوم ازون تختهایی که روشون خوابیده بودم چه زاویهای با پنجره داشت. یادمه هر کدوم ازون دفعات، از یک تا ده، دردم روی چه عددی بود. موضوع هیچوقت این نبود که یادم میرفت بدترین جا کجاست. موضوع این بود که نمیتونستم برگردم به اون حالت. میدونستم بدترین جا کجاست اما نمیتونستم خودم رو در اون بدترین جا قرار بدم. نسی، فقط جایگزین شدن خاطرات جدیدتر با خاطرات قدیمیتر نیست. فراموشی یعنی ناتوانی در جایگزین کردن جایی که هستیه، با هرجای دیگهای. فراموشی یعنی نمیتونی اینجایی که هستی، نباشی.
شاید یه مکانیزم تکاملیه تا در «اکنون» قفل بشیم، اما هرچه هست ربطی به حافظه نداره. چون همیشه خوب یادمه که داشتم تو توالت میخندیدم.
به خاطر این محرومیت انقدر خودم رفتم اورژانس، یا بردنم اورژانس، که گاهی کارمند تزریقات گفته «عه بازم تو؟». و هر دفعه درست وسط درد و حال بد، با خودم میگفتم همه چیزهای ناراحتکنندهای که از دفعه قبل تا الان برام پیش اومده، در برابر این حال بد یه شوخیه، اما باز جدیشون گرفتم.. چرا یادم نبود که بازم قراره بیام اینجا؟
یکبار که از شدت بدحالی تقریبا توی توالت درمانگاه دراز کشیده بودم به خودم گفتم آخه چجوری میشه تو این وضعیت آتئیست بود؟ و ازین سوال خندهم گرفت. فکر نمیکردم بشه تو اون پوزیشن به چیزی خندید، ولی داشتم میخندیدم. اینکه کسی فکر کنه تو اون وضعیت میشه آتئیست بود انقدر مسخره بود که نمیتونستم اون حجم از مسخرگی رو نادیده بگیرم. اما هیچوقت انقدر چیپ نشدم که تو ذهنم دست به دعا بلند کنم، که لطفا منو ازین وضع دربیار!
به جاش یه آزمایش روانی رو استارت زدم. خواستم ادعای «انسان فراموشکار است» رو تست کنم. اگه وضعیتی که توش هستم بدترین وضعیته، باید یادم بمونه که بدترین جا کجاست. اگه یادم بمونه، دیگه چیزی که از بدترین فاصله داره، نباید ناراحتم کنه.
اما کار نکرد. چون از ابتدا دچار سوء تفاهم بودم. منظور از «نسیان» فراموشی نبود. این چیزها رو درست برای ما ترجمه نکردند. هیچکدوم اون بدحالیها رو یادم نرفته بود. حتی یادمه که هرکدوم ازون تختهایی که روشون خوابیده بودم چه زاویهای با پنجره داشت. یادمه هر کدوم ازون دفعات، از یک تا ده، دردم روی چه عددی بود. موضوع هیچوقت این نبود که یادم میرفت بدترین جا کجاست. موضوع این بود که نمیتونستم برگردم به اون حالت. میدونستم بدترین جا کجاست اما نمیتونستم خودم رو در اون بدترین جا قرار بدم. نسی، فقط جایگزین شدن خاطرات جدیدتر با خاطرات قدیمیتر نیست. فراموشی یعنی ناتوانی در جایگزین کردن جایی که هستیه، با هرجای دیگهای. فراموشی یعنی نمیتونی اینجایی که هستی، نباشی.
شاید یه مکانیزم تکاملیه تا در «اکنون» قفل بشیم، اما هرچه هست ربطی به حافظه نداره. چون همیشه خوب یادمه که داشتم تو توالت میخندیدم.
❤6
یکی از ایراداتی که کنگره آمریکا به شرکت آمازون وارد کرده و از رییسش توقع پاسخگویی داره، فروشِ اطلاعاتِ فروشِ فروشندههاست به فروشندگانی دیگر! و مدعیاند این غیررقابتی است، و در دراز مدت انحصار ایجاد میکند (اینکه چرا این که یک نهاد کاملا انحصاری نگران انحصارگری شرکتهاست، مردم رو عصبانی نمیکنه، از عجایب دوران مدرنه). مثلا با جمعآوری اطلاعات فروش میشه فهمید تو صنف نوشتافزار، مردم بیشتر چه اقلامی میخرند، یا در چه زمان خاصی کالای خاصی بیشتر فروش میره. حالا اگه کسی این اطلاعات رو از آمازون بخره میتونه به جای ارائه مجموعه متنوعی از محصولات، فقط چند قلم رو در زمان مناسب ارائه کنه، و این هزینههاش رو کاهش میده، که یعنی یک اهرم برتری پیدا میکنه نسبت به رقبا. البته در جزییات، قضیه میتونه خیلی پیچیدهتر ازین باشه.
اگه من اون فروشندهای بودم که این اطلاعات رو نداشت، قطعا خوشم نمیاومد. اما قرار نیست ملاک درست و غلط، قضاوت بازندهها از بازی باشه. حتی اگه اون بازندهها شهروندان زحمتکش و مستعدی باشند.
سناتورها متوجه نیستند دارند با چه چیزی مخالفت میکنند. هر پلتفرمی که برای فروش بسازیم، نهایتا این اطلاعات بازاری ازش استخراج میشد. حالا باید با این اطلاعات چه کرد؟ مثل زبالههای هستهای دفنشون کنیم؟ (حالا بگذریم که استارتآپهایی اومدن که میگن این زبالهها رو دفن نکنید، ما بازم میتونیم باشون برق تولید کنیم!.. اساسا تاریخ برق هستهای سوژهایه که میتونه به تنهایی منطق بازار آزاد و حماقتهای مخالفانش رو توضیح بده). وقتی خواه ناخواه این اطلاعات بوجود خواهد اومد، بهتر نیست توزیع بشه؟ و چه توزیعی بهتر از به مزایده گذاشتنش؟ البته گفته میشه آمازون این اطلاعات رو به هرکسی نمیده. گاهی حتی میده به شرکتهای زیر مجموعه خودش. اگه این خلاف قراردادی بوده که با بقیه بسته، خب میتونند برن دادگاه حل و فصلش کنند، به دولت و کنگره و اینها مربوط نیست. که معمولا هم خلاف نیست. مثل اینه که کسی یه زمین خالی بزرگ داشته باشه و به دستفروشها بگه من به این شرط در این زمین بتون غرفه اجاره میدم که یه کپی از تمام فاکتورهای خرید و فروشتون رو بم بدید. اگه قبول کردند و فردا خود همون صاحب زمین یه غرفه برای پسرش زد و با اطلاعات بدست اومده از فروش بقیه، جنس ریخت توش، میتونند اعتراض کنند؟ مسلما نه. و از طرفی، اگه واقعا آمازون اطلاعات رو به شرکت زیر مجموعه خودش میده، یعنی اون شرکت داره بهینهتر کار میکنه. و این بهینگی به نفع مصرفکننده تموم میشه. در اون صورت حتی انحصاری بودنش هم اهمیتی نداره. اگه فورد با کمترین قیمت بهترین ماشین ممکن رو به شما میداد، اهمیتی میدادید که رقیب داره یا نداره؟
ازین هم بگذریم که اینطور نیست که آمازون بخواد کل فضای رقابتی رو جارو کنه، چون اگه کسی باقی نمونه، جمعآوری اطلاعات هم سختتر میشه.
اساس مشکلی که با آمازون دارند اینه که همه دارند ازونجا خرید میکنند. و دولت با اینکه نتونه رفتار مردم رو کنترل کنه، همیشه مشکل داره. در واقع اشک تمساح دولت برای انحصار، از حب علی نیست، از بغض کنترل از دست رفتهست. ازینکه نمیتونه بگه «همتون نرید اونجا». این موضوع خیلی مهمیه و کسی بش توجه نمیکنه.
اگه من اون فروشندهای بودم که این اطلاعات رو نداشت، قطعا خوشم نمیاومد. اما قرار نیست ملاک درست و غلط، قضاوت بازندهها از بازی باشه. حتی اگه اون بازندهها شهروندان زحمتکش و مستعدی باشند.
سناتورها متوجه نیستند دارند با چه چیزی مخالفت میکنند. هر پلتفرمی که برای فروش بسازیم، نهایتا این اطلاعات بازاری ازش استخراج میشد. حالا باید با این اطلاعات چه کرد؟ مثل زبالههای هستهای دفنشون کنیم؟ (حالا بگذریم که استارتآپهایی اومدن که میگن این زبالهها رو دفن نکنید، ما بازم میتونیم باشون برق تولید کنیم!.. اساسا تاریخ برق هستهای سوژهایه که میتونه به تنهایی منطق بازار آزاد و حماقتهای مخالفانش رو توضیح بده). وقتی خواه ناخواه این اطلاعات بوجود خواهد اومد، بهتر نیست توزیع بشه؟ و چه توزیعی بهتر از به مزایده گذاشتنش؟ البته گفته میشه آمازون این اطلاعات رو به هرکسی نمیده. گاهی حتی میده به شرکتهای زیر مجموعه خودش. اگه این خلاف قراردادی بوده که با بقیه بسته، خب میتونند برن دادگاه حل و فصلش کنند، به دولت و کنگره و اینها مربوط نیست. که معمولا هم خلاف نیست. مثل اینه که کسی یه زمین خالی بزرگ داشته باشه و به دستفروشها بگه من به این شرط در این زمین بتون غرفه اجاره میدم که یه کپی از تمام فاکتورهای خرید و فروشتون رو بم بدید. اگه قبول کردند و فردا خود همون صاحب زمین یه غرفه برای پسرش زد و با اطلاعات بدست اومده از فروش بقیه، جنس ریخت توش، میتونند اعتراض کنند؟ مسلما نه. و از طرفی، اگه واقعا آمازون اطلاعات رو به شرکت زیر مجموعه خودش میده، یعنی اون شرکت داره بهینهتر کار میکنه. و این بهینگی به نفع مصرفکننده تموم میشه. در اون صورت حتی انحصاری بودنش هم اهمیتی نداره. اگه فورد با کمترین قیمت بهترین ماشین ممکن رو به شما میداد، اهمیتی میدادید که رقیب داره یا نداره؟
ازین هم بگذریم که اینطور نیست که آمازون بخواد کل فضای رقابتی رو جارو کنه، چون اگه کسی باقی نمونه، جمعآوری اطلاعات هم سختتر میشه.
اساس مشکلی که با آمازون دارند اینه که همه دارند ازونجا خرید میکنند. و دولت با اینکه نتونه رفتار مردم رو کنترل کنه، همیشه مشکل داره. در واقع اشک تمساح دولت برای انحصار، از حب علی نیست، از بغض کنترل از دست رفتهست. ازینکه نمیتونه بگه «همتون نرید اونجا». این موضوع خیلی مهمیه و کسی بش توجه نمیکنه.
خضر البته.
اتفاقا ابراهیم پرسشگری خاص خودش رو داشت. مثل قصه تکه تکه کردن یک پرنده و دوباره زنده شدنش که گفت حیات دوباره رو بم نشون بده. ابراهیم قبل ازینکه به اطمینان برسه سوالاتش رو پرسیده بود. اینکه اون جواب قانعکنندهست، یه بحث دیگهست. قبلا نوشتم معجزه وجود نداره چون فایده نداره. اگه کسی غیر از ابراهیم زنده شدن پرنده رو میدید باز به اطمینان نمیرسید. وقتی از معجزه تعریف میکنه نمیخواد بت بگه معجزه واقعیست. میخواد بگه تو نیاز به معجزه نداری. وقتی هم قربانی کردن پسر رو تعریف میکنه نمیخواد بگه پسرکشی یعنی ایمان خالص! میخواد بگه تو این کارها رو لازم نداری.
اما این دو کاراکتر فرقهایی هم دارند. ابراهیم یک موسس حساب میشه، اما مثل موسی ملتسازی نمیکنه. به مردم میگه بتهاتون بیخاصیتند، اما برنمیگرده نجاتشون بده. چون تو اون موقعیت هنوز انسان، خدایی نمیکرد. وقتی انسان میشه خدا، مثل فرعون، دیگه توصیه و نصیحت کافی نیست. باید مقابله به مثل کنی. اگه اون زد تو هم بزنی. و این یه لیدر میخواد. ابراهیم دست رو کسی بلند نمیکرد، اما موسی یک نفر رو با مشت میکشه! و این هم نمادینه، و حاوی پیام.
اتفاقا ابراهیم پرسشگری خاص خودش رو داشت. مثل قصه تکه تکه کردن یک پرنده و دوباره زنده شدنش که گفت حیات دوباره رو بم نشون بده. ابراهیم قبل ازینکه به اطمینان برسه سوالاتش رو پرسیده بود. اینکه اون جواب قانعکنندهست، یه بحث دیگهست. قبلا نوشتم معجزه وجود نداره چون فایده نداره. اگه کسی غیر از ابراهیم زنده شدن پرنده رو میدید باز به اطمینان نمیرسید. وقتی از معجزه تعریف میکنه نمیخواد بت بگه معجزه واقعیست. میخواد بگه تو نیاز به معجزه نداری. وقتی هم قربانی کردن پسر رو تعریف میکنه نمیخواد بگه پسرکشی یعنی ایمان خالص! میخواد بگه تو این کارها رو لازم نداری.
اما این دو کاراکتر فرقهایی هم دارند. ابراهیم یک موسس حساب میشه، اما مثل موسی ملتسازی نمیکنه. به مردم میگه بتهاتون بیخاصیتند، اما برنمیگرده نجاتشون بده. چون تو اون موقعیت هنوز انسان، خدایی نمیکرد. وقتی انسان میشه خدا، مثل فرعون، دیگه توصیه و نصیحت کافی نیست. باید مقابله به مثل کنی. اگه اون زد تو هم بزنی. و این یه لیدر میخواد. ابراهیم دست رو کسی بلند نمیکرد، اما موسی یک نفر رو با مشت میکشه! و این هم نمادینه، و حاوی پیام.
اینو میخواستم خودم اپلود کنم، یکی دیگه زحمتش رو کشید. یه جا ازین کلیپ در حالی که یه دختر محجبه که طوری خودش رو پوشونده که شبیه فرشته مرگ شده روی اسکیت حرکت میکنه، و ادامه حرکت در سمت راست فریم میرسه به یک مرد همجنسگرا که مثلا روی همون اسکیته. بعد نریشن میگه اگه یه رشته ورزشی با ما جور نیست، ورزشه رو عوض میکنیم! یعنی اگه تو یه ورزشی نمیشه با حجاب بیمعنی یمنی به جایی رسید، اون ورزش رو تغییر میدیم تا بشه به یه جایی رسید!
اینکه خودآگاهی ندارند که بفهمند دارند خیلی تمیز نشون میدن که چقدر کودکند، خیلی سرگرمکنندهست. کودک نمیتونه واقعیتهای سرد دنیا رو بپذیره، و همزمان درباره دامنه قدرت خودش در تغییر دادن دنیا، دچار اشتباهات محاسباتی وحشتناکه. شاید نیم درصد از همه زنانی که اونطور حجاب دارند، همجنسگرایی رو دهنکجی به فرامین الهی نمیدونند. هیچ تضمینی نیست که بتونیم این نیم درصد رو بکنیم ۹۹ و نیم درصد! چون دنیایی که توش عدهای، عده دیگری رو در مسیر ضلالت ندونند، وجود خارجی نداره. کودک ازینکه تا زندهایم در تضاد و مبارزهایم، خوشش نمیاد. فکر میکنه باید میشده زمین رو به بهشتی که هیچ کس مشکلی با کسی نداره تبدیل کرد، اما آدمهای قبل از ما به اندازه ما «پندار نیک» نداشتند تا این اتفاق رو رقم بزنند! کودک فکر میکنه واقعیتها رو میشه با قراردادهایی که بین خودمون میبندیم، لغو کرد! مثلا اگه هی تکرار کنیم که چاقی زیباست، زیبا دیده میشه! یا اگه ورزش رو انقدر تغییر بدیم که توش هر فرد گونیپیچ شدهای برنده بشه، دیگه گونیپیچ بودن هزینهای نداره و بیحجاب بودن هم مزیتی نداره! کودک نابالغ فکر میکنه اگه المانهای مذهبی رو از معنا تهی کنیم، دیگه انسانها معنایی در ایمان و تمام هزینههایی که داره، پیدا نخواهند کرد!
این کلیپ توسط کودکان و برای کودکان ساخته شده. چون سرمایهداری این موقعیت لاکشری رو بوجود آورده که افراد تا کهنسالی کودک بمونند و از بین نرن. و بله، ادیت خوبی داره.
https://t.me/VahidOnline/39014
اینکه خودآگاهی ندارند که بفهمند دارند خیلی تمیز نشون میدن که چقدر کودکند، خیلی سرگرمکنندهست. کودک نمیتونه واقعیتهای سرد دنیا رو بپذیره، و همزمان درباره دامنه قدرت خودش در تغییر دادن دنیا، دچار اشتباهات محاسباتی وحشتناکه. شاید نیم درصد از همه زنانی که اونطور حجاب دارند، همجنسگرایی رو دهنکجی به فرامین الهی نمیدونند. هیچ تضمینی نیست که بتونیم این نیم درصد رو بکنیم ۹۹ و نیم درصد! چون دنیایی که توش عدهای، عده دیگری رو در مسیر ضلالت ندونند، وجود خارجی نداره. کودک ازینکه تا زندهایم در تضاد و مبارزهایم، خوشش نمیاد. فکر میکنه باید میشده زمین رو به بهشتی که هیچ کس مشکلی با کسی نداره تبدیل کرد، اما آدمهای قبل از ما به اندازه ما «پندار نیک» نداشتند تا این اتفاق رو رقم بزنند! کودک فکر میکنه واقعیتها رو میشه با قراردادهایی که بین خودمون میبندیم، لغو کرد! مثلا اگه هی تکرار کنیم که چاقی زیباست، زیبا دیده میشه! یا اگه ورزش رو انقدر تغییر بدیم که توش هر فرد گونیپیچ شدهای برنده بشه، دیگه گونیپیچ بودن هزینهای نداره و بیحجاب بودن هم مزیتی نداره! کودک نابالغ فکر میکنه اگه المانهای مذهبی رو از معنا تهی کنیم، دیگه انسانها معنایی در ایمان و تمام هزینههایی که داره، پیدا نخواهند کرد!
این کلیپ توسط کودکان و برای کودکان ساخته شده. چون سرمایهداری این موقعیت لاکشری رو بوجود آورده که افراد تا کهنسالی کودک بمونند و از بین نرن. و بله، ادیت خوبی داره.
https://t.me/VahidOnline/39014
Telegram
Vahid Online وحید آنلاین
شاهکارهای #تبلیغات ی
کلیپ نایکی، فراتر از یک #تبلیغ:
ما یکی هستیم، در نژادها، جنسیتها و ملیتهای گوناگون.
ببینید و لذت ببرید.
SDolkou
بعد از این همه سال در بخش ورزشی رسانهها به خصوص تلویزیون تابحال یک تبلیغ ۹۰ ثانیهای مثل این من رو تحت تاثیر قرار نداده…
کلیپ نایکی، فراتر از یک #تبلیغ:
ما یکی هستیم، در نژادها، جنسیتها و ملیتهای گوناگون.
ببینید و لذت ببرید.
SDolkou
بعد از این همه سال در بخش ورزشی رسانهها به خصوص تلویزیون تابحال یک تبلیغ ۹۰ ثانیهای مثل این من رو تحت تاثیر قرار نداده…
این رو خیلی خوب نوشته: در ادغامهایی که شرکتهای تکنولوژی انجام میدن، در هر صورت در مظان اتهام قرار میگیرند، چون اگه موفق نشه، یعنی شرکتی که خریدنش از هم بپاشه، میگن رقیب رو خرید تا نابودش کنه! و اگه موفق بشه، یعنی شرکت استارتآپی که خریده باعث قدرتمندتر شدن خودش بشه، میگن بفرما، یکی بود که میتونست رقیب آیندهش بشه، اونو هم بلعید!
یعنی منتقدان فقط ادغام یا خریدی رو تأیید میکنند که هیچ خاصیتی برای شرکت نداشته باشه! خب مگه دیوانهاند؟
یعنی منتقدان فقط ادغام یا خریدی رو تأیید میکنند که هیچ خاصیتی برای شرکت نداشته باشه! خب مگه دیوانهاند؟
❤5
به آخر ویدئو دقت کنید، بعد ازینکه سوالاتش رو از زوکربرگ میپرسه شروع میکنه به قرائت یه بیانیه! در محکومیت فیسبوک، که از روخوانی از روی کاغذ مشخصه قبلا آمادهش کرده بوده، یعنی هیچ فرقی نداشت که زوکربرگ چه جوابی به اون سوالات میداد، اون بیانیه به هرحال قرائت میشد. این نمایشها، صرفا یک نوع آزاررسانی علنی و حتی غیراخلاقی هستند، و تنها هدف موجود اینه که دولت به کارآفرینان و سرمایهداران نشون بده که آلت بزرگتری داره!
وقتی فیسبوک اینستاگرام رو خرید، مبلغی پرداخت کرد که هیچکس باورش نمیشد. تا جایی که گفتند زاکربرگ داره پولش رو دور میریزه! چطور ممکنه شرکتی که تحت تهدید قرار گرفته بتونه مبلغی درخواست کنه که خارج از تخیل ناظران بازاره؟
https://t.me/sut_tw/14600
وقتی فیسبوک اینستاگرام رو خرید، مبلغی پرداخت کرد که هیچکس باورش نمیشد. تا جایی که گفتند زاکربرگ داره پولش رو دور میریزه! چطور ممکنه شرکتی که تحت تهدید قرار گرفته بتونه مبلغی درخواست کنه که خارج از تخیل ناظران بازاره؟
https://t.me/sut_tw/14600
Telegram
SUT Twitter
زاکربرگ با خاک یکی شد!
میگه از اسنادی که بدست آوردیم، شما یه چیزی شبیه اینستاگرام در فیسبوک شروع کردید، بعد ایستاگرام رو تهدید کردید اگر بهتون نفروشه چی میشه. با چند شرکت دیگه این کار رو کردید؟
*پیمان*
@sut_tw
میگه از اسنادی که بدست آوردیم، شما یه چیزی شبیه اینستاگرام در فیسبوک شروع کردید، بعد ایستاگرام رو تهدید کردید اگر بهتون نفروشه چی میشه. با چند شرکت دیگه این کار رو کردید؟
*پیمان*
@sut_tw
دو دلیل داره. یک اینکه زوک کلا مثل بچههای اوتیسمیه و همینقدرش هم پرفرمنس خوبی براش حساب میشه. دوم اینکه شهادت دروغ یا حرفهای پرت و پلا در کنگره عواقب قانونی داره (البته اگه خودی باشید، نه چندان)، برای همین تیم وکلا به شدت طرف رو میترسونند که مثل یه موش جواب بده، جدل نکن، و سعی نکن سوار بشی، صرفا یه سری کلیات خنثی تحویل بده. رییس گوگل هم همینطور بود و فقط یه سری جملات که تو بخش مارکتینگ براش آماده کرده بودند تحویل میداد.
❤3