Anarchonomy
43.5K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
حاج آقا میفرماید کرونا هم غرور انسان غربی رو خرد کرد، چون انسان غربی مدعی بود به طبیعت مسخر شده اما الان با بیماری گرفتار شده، هم قرائت رسمی اسلامی شیعی که از حوزه‌ها و موسسات مذهبی تبلیغ میشده تا الان رو با بن‌بست مواجه کرد، چون ادعا میکردن تجهیزات ایمان و سنت و روایت و این‌ها مزیت‌هایی ایجاد کرده در جامعه اسلامی ولی با این بیماری مشخص شد که مزیتی وجود نداره.

در هر دو داره پرت میگه.

به غرور انسان غربی خدشه‌ای وارد نشده، چون همشون خیلی گرفتار نیستند (مثلا الان نروژ چه مشکلی داره؟)، و تازه همزمان بهانه پیدا کردند برای افزایش اقتدارگرایی دولتی و توتالیتریسم. یعنی نه تنها مسئله تسخیر طبیعت تکان نخورده، بلکه الان تسخیر انسان هم بش اضافه شده! غربی‌ها چنان فضای انسانی رو به کنترل خودشون درآوردن که همه دنیا رو قانع کردن که باید اقتصاد جهانی رو تعطیل کرد! و شما هم پذیرفتی. حتی تعطیلی مسجدالحرام هم تجویز غربی‌ها بود، در حالی که الان به مردم خودشون میگن ماسک بزنید و برید بیرون تظاهرات کنید عیب نداره!

در مورد قرائت رسمی شیعه هم کرونا باعث اتفاق جدیدی نشده. در واقع اونی که فکر می‌کنه این کرونا بوده که چالش ایجاد کرده برای قرائت رسمی، در واقع تا الان در کما بوده! مگه فقط بیماری‌های واگیرداره که نشون میده اسلام و تشیع برنامه‌ای برای اداره امور ندارند؟ تو جنگ معلوم نشد با تاکتیک عاشورایی نمیشه تو نبردهای مدرن پیروز شد؟ گشت ارشاد نشون نداد فقه آمادگی مواجهه با تغییرات اجتماعی رو نداره؟ چهار دهه تورم دو رقمی نشون نداد چیزی به نام اقتصاد اسلامی نداریم که بخواهد اجرا بشود یا نشود؟ وقتی در عرض چهارسال میلیون‌ها ایرانی از بالای خط فقر به پایینش سقوط کردند معلوم نشد امام زمان در اداره ایران کاره‌ای نیست؟

اونی که فکر می‌کنه تازه الان این سوال پیش اومده که «شیعه بودن به چه دردی میخورد؟» قطعا نمیتونه کسی باشه که امکان داره جوابش رو بدونه.



https://t.me/alhaydarii_fa/4781
این یک نمونه خوب از ناهماهنگی شناختیه. یک عمر بر این باور بوده که مشکل جوامع مسلمان استبداد بوده، که یعنی اگه دموکراسی کاملا آزاد برپا می‌شد مشکل حل بود، اما حالا با شهود وضعیت ترکیه می‌بینه که دموکراسی هم منجر به همون چیزهایی شد که معتقد بود فقط به خاطر استبداد بوجود میان! حاصل این ناهماهنگی این حرف پرت و پلاست که «به اندازه کافی زور اعمال نشد!».
مگه میشد از اتاتورک پرزورتر بود؟ مگه میشه بیشتر ازون زور وارد کرد؟ بالاخره استبداد خوبه یا بده؟ اگه به نفع لائیک‌ها عمل‌ کنه خوبه؟ چجوری هم دموکراسی رو نگه داریم تو دست‌مون هم استبدادی که فقط یه سمت جامعه تو بغلش آرام گرفتن؟

ما انقدر در فقر فکری بودیم که مغز جهان‌سومی‌مون مثل اسفنج هرچی روشنفکران متأخر اروپایی گفتند جذب کرد، برای همین اگه بخوایم افکار اونارو از مغز هموطن‌مون بیرون بکشیم کل ذهنش تخلیه میشه! مثلا بش بگیم روزهای خوب اروپا وقتی بود که دموکراسی کمتری داشتند کلا هنگ می‌کنه و صفحه آبی میاد بالا!
دوست‌دختر ایلان ماسک در فضای پابلیک و در معرض دید میلیون‌ها نفر به ماسک میگه گوشیت رو خاموش کن و این چیزارو ننویس، من نمی‌تونم از نفرت حمایت کنم!


چندروز پیش نوشتم آمار طلاق نشون میده تجربیات در حال انتقال نیستند! یکی ازون تجربیات این بود که باید با هم‌کفو خودت رابطه داشته باشی، یعنی در همه‌چیز بهم دیگه بخورید. یه شکارچی با یه گیاهخوار با هم جور نیستند، یه کمونیست با یه راست محافظه‌کار جور نیستند، یه دختر بتا با یه مرد آلفا جور نیست. تجربه می‌گفت عشق و عواطف و این مهملات، و حتی ایمان مذهبی و حتی پول، این گپ‌ها رو پر نمی‌کنه. تجربه می‌گفت ازدواج باید خودخواهی طرفین رو سرکوب کنه، نه اینکه دو خودخواهی رو با هم جمع بزنه (که بعد اهمیت نده به آبرو و شخصیت پارتنرش و جلوی جمع تحقیرش کنه). تجربه می‌گفت قول و قراری که دو تا آدم با هم می‌بندند کافی نیست، آدم باید به یه موجودیت فراتری تعهد داده باشه تا بشه بش اعتماد کرد. کل این توعیت نشون میده هیچ چیز بازدارنده‌ای وجود نداره.
همین آپارتمان که طبقه یکش رو داره میده ۳ میلیارد و نیم، در زمینی ساخته شده که ملک سند دار یک آدم شناخته شده بود. بعد انقلاب مصادره‌ش کردند و به وراثش که در خارج از کشور بودند نرسید. همه اون زمین بزرگ رو تفکیک کردند و فروختند. و الان اونجا پر شده ازین آپارتمان‌های ۲۰۰ متری. از هر املاکی محلی می‌پرسیدی بت میگفت «اگه براتون مهمه اینجا نماز نداره». اما کسی براش مهم نبود.
حالا تو همین واحدها، همین الان، دقیقا همین الانِ الان، یه عده نشستن دارن تو توعیتر درباره کثافتکاری‌های اوقاف شعر میسرایند، و هشتگ میزنند #فروش_ایران_ممنوع
5
یه سیاستمدار تونسی گفته برگزاری نماز جمعه در ایا صوفیا یک روز سیاه در حیاتش بوده.
بعد این خانوم که پروفسوره! نوشته خدا شب و روزت رو سیاه کنه!

اگه الله شما انقدر بی‌بهره از صفات ذاتی الهیه که به نفرین یک جانور اکادمیک مثل تو وقعی بنهه، آره سجده کردن در برابرش داخل یک بنای بین‌المللی، مایه شرمساریه.
پنتاگون داره عمدا طوری اظهارنظرهای رسمی و غیررسمی میده بیرون که اون‌هایی که پیگیر قضیه هستند متقاعد بشن که اشیاء پرنده فرازمینی یک واقعیته. بعد ازینکه واقعی بودن ویدئوهایی که خلبانان سال‌ها پیش ضبط کرده بودند رو تأیید کرد، حالا سندی به دست نیویورک‌تایمز رسوندن که نشون میده حداقل به مدت یک دهه یک تیم داشتند روی این موضوع تحقیق می‌کردند. ادعا کردند اون تحقیقات متوقف شده، اما ردیف بودجه‌ش هنوز برقراره (از بروکرات‌ها مگه انتظار دیگه‌ای میشه داشت؟) بعد سناتور روبیو درخواست کرد حالا که همچین برنامه‌ای وجود داشته یه گزارش بدید ببینم نتیجه کلی چی بوده. حالا خلاصه‌ای ازون گزارش به دست رسانه‌ها رسونده شده که گویا یه جاش گفته این پرنده‌ها خارج از زمین ساخته شده‌اند!


کلا سه رویکرد در برابر این قضایا وجود داره. بعضی‌ها انقدر جدی باور داشتند به وجود این پرنده‌ها یا سفینه‌ها، که الان در پوست خود نمی‌گنجند، چون معتقدند همه این‌ها یعنی صحه‌گذاری رسمی دولتی بر وجود اشیاء فرازمینی. بعضی‌ها هم چنان مطمئنند که چنین چیزی ممکن نیست که متعصبانه گارد انکار خودشون رو برنمیدارند. برای این‌ها تنها شاهدی که اثبات‌کننده‌ست اینه که خودشون سوار اون سفینه بشن! دسته سومی هم هستند که اصلا کاری به سفینه ندارند، بلکه این اقدامات دولتی رو بخشی از یک نمایش توطئه‌آمیز می‌بینند که دلیلش مشخص نیست. در واقع برای این‌ها هدف دولته که مرموزه، نه بیگانگان فضایی.

من در مورد هر سه نگاه تردیدآمیز دارم. اگه واقعا موجودات فضایی در سیاره ما فعالیت داشتند، نیاز به پنهانکاری نداشتند، چون قطعا هوش‌شون از ما بالاتر بوده که خودشون یا ابزارشون رو تا اینجا رسوندن. کسی پنهانکاری می‌کنه که مطمئن نیست میتونه از پس طرف مقابل بربیاد یا نه.
اما رد قطعی احتمالات هم بی‌عقلیه. ما تصوری از همه راه‌های دسترسی به سیاره خودمون نداریم، چون تصوری از همه راه‌های سفر فضایی نداریم. هنوز ماهواره‌های ما با تمام پیچیدگی که دارند بر طبق همون دانسته‌هایی پرتاب میشن که چندقرن پیش به دانش‌مون اضافه شد. کسی که به همه ابعاد عالم آشنایی نداره، نباید نظر قطعی بده.
و توطئه دولتی هم به نظر غیرمنطقی میاد. چون فریبکاری در این حد، یک پروژه خیلی بزرگ باید باشه، و با توجه به بی‌کفایتی‌های ذاتی سیستم‌های دولتی، هرچه پروژه‌ای بزرگتر، امکان لو رفتن و ایجاد رسوایی بیشتر. هر هدفی که اون فریب فرضی بخواد دنبال کنه، با روش‌های ساده‌تری هم باید بشه بشون دست یافت.
‏این بنده خدا میگه منابعش بش گفتن حداقل دو فرمانده سپاهی در ایران دارند برای آمریکا جاسوسی می‌کنند، و علت نزدیک شدن اف۱۵ها به هواپیمای ماهان این بوده که این پیغام رو به ایران بدن که میدونیم کی رو دارید جابجا می‌کنید. در نتیجه چیز سکرتی وجود نداره از شما.

باش موافق نیستم. صرفا جهت اطلاع میذارم اینجا. الله اعلم.
این مثل یک سنت الهی میمونه، که همیشه ثابته. هروقت هرجا حق مالکیت افراد هیچ انگاشته شد، شانس‌هایی که برای آبادسازی وجود داشت، میپره، و آبادانی که از قبل وجود داشت خراب میشه. اصلا فرقی نداره در چه دوره‌ای، و در چه جغرافیایی، و با چه مردمی و با چه فرهنگی و با چه دینی، و با چه حکومتی.
این خراب شدن‌ها، فقط فیزیکی نیست. ولی لازم نیست چشم برزخی داشته باشی تا ببینیش.
پیرمرد هر پنج‌شنبه پسر معلولش رو که هم ذهنش ایراد داشت و هم بدنش میذاشت روی یه صندلی که به زور چرخدارش کرده بودند و به نظر می‌رسید حتی آسفالت هم براش به اندازه کافی هموار نیست، و با سرعتی که تحریک می‌شدی چیزی که دستته رو ول کنی و بری هل دادنش رو تقویت کنی، میاورد امامزاده و با همون صندلی که قاعدتا تا اونجا دیگه باید چرخ‌هاش رو نجس حساب می‌کردند از روی فرش‌ها رد می‌شد و تا خود ضریح می‌رفت و سر و صورت پسرش رو که انگار خیلی متوجه نبود اونجا با بقیه مسیری که تو راه دیده چه فرقی داره، میمالید به گوی‌های نقره‌ای و خودش هم چنگ میزد بشون و با چهره‌ مغمومی که انگار همون لحظه متوجه شده که بچه‌ش معلولیت داره یه چیزهایی زیر لب می‌گفت و فضای محوطه تحت تسخیر صداهای عجیب غریب و بلند این پسر می‌شد که اعصاب همه رو از اینکه مشخص نبود نشانه درد کشیدنه یا عملکرد ناقص مغز، بهم می‌ریخت. و هر هفته میاوردش‌. هرهفته. انگار فقط دنبال شفا نبود، می‌خواست یک روز از رنج هر هفته رو به بقیه هم انتقال بده، چون ازینکه هر هفت روزش رو تنهایی تحمل کنه خسته بود. اما بعدها که دیگه اونجا ندیدمش و فهمیدم یه صندلی که واقعا ویلچره براش خریدن و حالا میبردش به یک امامزاده دورتر متوجه شدم دلایلش احتمالا کمی پیچیده‌تر ازین‌هاست. دنبال شفا نبود که اگه این امامزاده جواب نداد، یکی دیگه که گنبدش بزرگتره رو امتحان کنه. ویلچره راه رو هموارتر کرده بود و چون مخصوص همون مشکلات اسکلتی بود، لازم نبود نگران بیرون افتادنش باشه، و بدین ترتیب سختی پنج‌شنبه‌هاش کمی کمتر شده بود. پس راه رو طولانی‌تر کرد که جبران بشه. و همچنان زحمت بخواد. جابجایی پسری که باید هرهفته همه بفهمند که نیاز به شفا داره، هدف زندگی خسته‌کننده‌ش شده بود. اون یک مأموریت بود، و دلش به این مأموریت خوش بود. چون تنها اتفاق مهم روزها و شب‌هاش بود. یه روزی رنج نگهداری پسره مهم‌ترین مسئله‌ش بود، اما حالا این مأموریت ازون هم بزرگ‌تر شده بود، و ازینکه چیزی ازون رنج بزرگتر شده راضی بود. فلاکتی که لایتغیره، انگیزه رو می‌کشه، اما مأموریت، یه دلیل برای از خواب بیدار شدن بت میده.


باید حتما پرسید: من چی رو مأموریت خودم کردم تا نمیرم؟
«قانون اساسی یا دولتی که تا الان داشتیم رو تأیید کرده، یا قدرت اینو که جلوش رو بگیره نداشته».

تنها جایی که میشه با چنین سوسیالیست آنارشیستی اتفاق نظر داشت، دولت ستیزی رادیکاله. اگه الان از قبر دربیاد و وضعیت رو ببینه، به جای شوکه شدن انقدر خواهد خندید که دوباره بمیره! ولی این رو هم متوجه خواهد شد که این دوگانه‌ای که ترسیم کرده (قانون موجود یا خودش منشأ شر است یا نمی‌تواند جلوی شر را بگیرد) تکان نخواهد خورد تا وقتی که مردم حاضر نباشند قوی‌تر از دولت باشند، و حتی برعکس ازینکه دولت ضعیف باشه هراس دارند!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوباره شایعه شده که سد عظیم سه‌دره که دولت چین با صرف میلیاردها دلار و جابجایی یک و نیم میلیون نفر و تخریب آثار تاریخی احداث و به عنوان یک افتخار ملی معرفیش کرد، در معرض شکستنه!
این ویدئو شبیه‌سازی می‌کنه که اگه بشکنه خونه زندگی حداقل ۱۵ میلیون نفر میره زیر آب!
باید دعا کنند که این اتفاق نیفته، ولی همینکه چنین ریسکی وجود داره یعنی کل این کار یه حماقت بوده. اما چیزی که مضحکه اینه که دولت می‌گفت این سد، هزارسال عمر می‌کنه، اما حالا به نظر میرسه صدسال کار کنه معجزه رخ داده! چقدر انسان باید بیشعور باشه که درباره هزارسال بعد حرف بزنه؟ این تفرعن رو علم و تکنیک ایجاد نکرده. اتفاقا علم و تکنیک حالی‌مون کرده که بزرگتر از سایزمون حرف نزنیم. این تفرعن ناشی از فقر فلسفیه.
تعداد اصناف و مراکز فروشگاهی و خدماتی که برای همیشه تعطیل شدند داره میرسه به تعدادی که موقتا تعطیلند!
در حالی که این تعطیلی‌ها که منجر به فقیر شدن خیلی‌ها میشه، بهیچوجه در بازار بورس خودش رو نشون نمیده. اون‌هایی که وضعیت اقتصادی‌شون همیشه رو تابلو نمایش داده میشه، به بهانه کرونا زندگی میلیون‌ها انسان رو نابود کردند که وضعیت‌شون روی هیچ تابلویی نیست. تنها اثر مثبت این نابودی این بود که بیشتر این مشاغل در مگاسیتی‌های سوسیالیست‌پرور بودند. هر بلایی که سر این شهرها بیاد، خیری توش هست. دیروز نوشته بودند منهتن به شهر ارواح تبدیل شده.
حکومت اسلامی باعث شد مسلمانان توان مالی لازم برای قربانی کردن گوسفند در عید قربان را از دست بدهند.

Let that sink in.
به طرز خنده‌داری ثابت شد اینکه مردم امروزی باهوش‌تر یا داناتر از مردم قرون وسطی هستند یک افسانه‌ست.
یعنی نموداری ازین مردم‌فریب‌تر نمیشد ساخت. مقدار پول‌پاشی به بهانه کرونا که کشورهای صنعتی انجام دادند رو برحسب درصد از جی‌دی‌پی ردیف کرده، که آمریکا با بیش از ۱۲ درصد در صدره. بعد کاهش تخمینی جی‌دی‌پی در نیمه اول ۲۰۲۰ رو هم زیرش گذاشته که نشون میده آمریکا خیلی هم وضعش بد نیست، و چون این دو لیست تقریبا معکوس همدیگه‌ هستند نتیجه گرفته هرکی بیشتر پول‌پاشی کرد، اقتصادش کمتر آسیب دید! خیلی علنی دارند تو ذهن مردم جا میندازن پرینت کردن پول نه تنها عواقبی نداره، بلکه ضروری هم هست!

آدم دلش میخواد مشت بزنه تو صورتشون.
یه بحثی بود که در برابر رسانه پفیوز باید چه کرد؟ ما که استالین نیستیم، نه مثل رهبر ایران خلیفه بالفعل و نه مثل رهبر ترکیه خلیفه بالقوه‌ایم. ما اصلا اهل این نیستیم که برای کسی دردسر درست کنیم، چه برسد به خشونت فیزیکی. ولی سوال اینه که آیا باید در برابر رسانه پفیوز بی‌عمل بود؟
عده‌ای فقط دفاع رو تجویز کردند، با این منطق خوش‌ظاهر که تو بازی این‌ها بهرحال ما برنده نمیشیم، قدرت افکار عمومی دست این‌هاست، سر و صدا دست این‌هاست. پس برای چی خودمون رو آلوده این بازی کنیم؟ بهترین کار اینه که رسواشون کنیم!
بات؛ هیر ایز د پرابلم: رسوا در برابر چه کسی؟ نمیشه آبروی یک کارگر جنسی رو برد وقتی همه میدونن کارگر جنسیه. البته مثال کاملی نیست بات یو گات د پوئینت.
بله، تو این بازی اونی که برنده میشه ما نیستیم، اما نباید صرفا غر زد. باید آزار هم داد. این نظر شخصی منه البته. یعنی خبرنگاره بدونه اگه باز این عوضی‌بازی رو درآوردیم، اذیت‌مون می‌کنند. حالا سر مصادیق این اذیت میشه بحث کرد، فعلا مهم اینه که به توافق برسیم که نباید صرفا غر زد.
Anarchonomy
یه بحثی بود که در برابر رسانه پفیوز باید چه کرد؟ ما که استالین نیستیم، نه مثل رهبر ایران خلیفه بالفعل و نه مثل رهبر ترکیه خلیفه بالقوه‌ایم. ما اصلا اهل این نیستیم که برای کسی دردسر درست کنیم، چه برسد به خشونت فیزیکی. ولی سوال اینه که آیا باید در برابر رسانه…
یه خانوم متشخصی رو میشناختم که دخترش رو با ماشین خودش می‌برد مدرسه. با اینکه داشت وارد میانسالی میشد از نظر ظواهر و چهره، به دخترهای بیست ساله برتری داشت. اما ازین تیپ‌های سر به زیر، به طرز اعصاب‌خردکنی مودب، و شکل گناه‌آلودی مراعات کننده‌. یک بار یک مرد غریبه در پارکینگ ازش تقاضای سکس کرده بود، و این فقط سرش رو انداخته بود پایین و به مسیرش به سمت ماشین ادامه داده بود. مردک هم پشت سرش اومده و مهمل‌گویی می‌کرد، و وقتی دیده بود این آدم پا بده نیست، روی یک سمت ماشین که خارجی هم بود یک خط ممتد عمیق انداخته بود و رفته بود.
به من می‌گفت فقط نگاه کردم. خطش رو که انداخت و رفت سوار شدم و رفتم، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.
نمی‌تونستم بگم ترسو بودن تو فقط خسارتی به خودت نیست، خسارتی به قربانی بعدی هم هست، چون طرف می‌بینه که کارش هیچ هزینه‌ای نداره. فقط همون تعارفات همیشگی رو تکرار کردم: خوب کردی، اینا خطرناکن، نباید درگیر میشدی، خداروشکر اتفاق بدتری نیفتاد، و بلاه بلاه بلاه. یه مشت دروغ.

با اونی که میگه من میترسم در این موقعیت‌ها و هیچی هم بلد نیستم و احتمالا باعث میشم یه بلای بدتری سرم بیاد رو راحت‌تر میشه درک کرد، تا اونی که فکر می‌کنه.. ادعا نه، اصلا ادعایی نداره، بلکه پیش خودش فکر می‌کنه که قرار نیست اون وحشی‌بازی دربیاره منم وحشی بشم؛ من همواره باید کلاس خودم رو حفظ کنم! حالا برای بعضی‌ها کلاس اجتماعیه، برای بعضی‌ها کلاس خانوادگی، برای بعضی‌ها کلاس اخلاقی، و برای بعضی‌ها کلاس طبقاتی.
و جالب اینه که نه فقط از خودشون بلکه از دیگران هم متوقعند که این کلاس، هرچه که هست، حفظ کنند. همسایه نانوایی ما یه ماشین خارجی داشت که همه نداشتن. بعضی‌ها نون‌شون رو که می‌خریدن میاوردن صاف میذاشتن رو کاپوت ماشین این بابا که با طمأنینه خنک‌شون کنند. و وقتی اعتراض می‌کرد، گاهی کار به دعوا می‌کشید. و اون‌هایی که تلاش می‌کردند دعوا رو جمع کنند از صاحب ماشین بیشتر دلخور بودند، چون به نظرشون انقدر پول داره که اگه حتی رنگ کاپوت خراب شد بتونه بده چندبار و چندبار رنگش کنند، و اگه خیلی ناراحته یعنی چشم تنگ و بخیله! به نظرشون این یه کلاسه که پولدارتر، نسبت به بیشعوری فقیرتر سکوت کنه! و بده که آدم این کلاس رو رعایت نکنه.

ولی این‌ها کلاس‌های قلابی‌اند. بچه‌های پایین شهر یا حاشیه‌نشین با گوشت و پوست تجربه می‌کنند که در برابر سگ باید سگ بود. اما من کاری به اون تجربه ندارم.. موضوع اینه که طرف با بی‌عملی فکر می‌کنه اگه سگ نشه داره از یه سری از چارچوب‌ها دفاع می‌کنه! ولی حقیقتا در حال انجام چنین چیزی نیست.

اونی که میگه خب بی‌بی‌سی هم حق آزادی بیان داره و هرچی بخواد میتونه بگه، در حال دفاع از آزادی نیست. داره میگه بذارید سگ‌ها محله رو بگیرند. این دوگانه که یا باید سانسور کرد یا باید سگ‌ها محله رو بگیرند، یه دوگانه قلابیه.
7
Anarchonomy
به طرز خنده‌داری ثابت شد اینکه مردم امروزی باهوش‌تر یا داناتر از مردم قرون وسطی هستند یک افسانه‌ست.
یکی پرسیده بود اصلا چرا شبکه‌های اجتماعی باید کمیته پزشکی داشته باشند؟ به مدیران اون شبکه چه مربوط که مردم دارن تو اون شبکه چه نظریاتی درباره دارو و درمان ارائه میدن که بعد اونایی که به نظرشون از نظر علمی غلطه رو سانسور کنند؟ مسئله این نیست که «شبکه خودشونه هرجور که بخوان میتونند اداره‌ش کنند». مسئله اینه که چرا این تکلیف زحمت‌دار رو انداختن رو دوش خودشون؟ بالاخره اینکه اهمیت ندم تو شبکه‌م کی داره چی میگه خیلی آسون‌تر از اینه که بیست و چهار ساعت چک کنم ببینم کی داره روغن بنفشه تجویز می‌کنه برای دیگران.

واقعیت اینه که کمیته پزشکی ندارند، کل این بساطی که ایجاد شده سیاسیه. کلروکویین کسی رو نمی‌کشه، اگه میخواست بکشه در تمام چند دهه گذشته که فله‌ای استفاده می‌شد می‌کشت. پس حتی اگه تجویزش برای کرونا غلط باشه، مردم آسیب چندانی نمی‌بینند، یا لاقل عوارضش در برابر احتمال مرگ بر اثر کرونا کاملا توجیه‌پذیره. پس هدف اون کمیته صیانت از سلامت مردم نیست. هدف صرفا یه ستیز سیاسیه. اگه ترامپ گفته بود این دارو یه سم کشنده‌ست، می‌گفتند روزی سه تا بخورید!

برای همین مقایسه‌ای که با دوران گالیله کردم یک اغراق نیست برخلاف نظر بعضی‌ها. اتفاقا در دوران ما درباره دوران گالیله اغراق شده. کلیسا نمی‌گفت کسی حق ندارد مطلبی بیان کند که با نظر بقیه دانشمندان مغایر است. مشکل‌شون با گالیله این بود که اولا استدلال‌هایی که آورد اونقدر مجهز به اطلاعات نبودند که نشه ردشون کرد (مثلا در مورد جزر و مد در اشتباه بود)، و دوما اصرار داشت که محتوای درسی و علمی باید طبق نظریات خودش تغییر کنه، و این یک درگیری فلسفی-معرفتی ایجاد می‌کرد که برای مسیحیت قابل تحمل نبود. اون زمان در لبه یک شیفت بزرگ در مورد شناخت عالم و شناخت دین بودند، و مسئله خیلی پیچیده بود. اما درمان کسی به خاطر دعواهای سیاسی تحت تأثیر قرار نمی‌گرفت. اصلا پهنه سیاست انقدر وسیع نبود که یک طبیب هم بیفته توش! پس اغراق نیست که بگیم الان هیچ چیز بیشتر از سیاست از انسان‌ها تلفات نمی‌گیره.
تیتر میگه دستگیری مردی که به دو نفر از تظاهرات‌کنندگان شلیک کرده بود بی‌اعتمادی به پلیس را عمیق‌تر کرد!
متن خبر هم در قالب یک نقل قول میگه ما فهمیدیم پلیس قرار نیست از ما محافظت کنه!
حالا اصل اتفاق چی بوده؟ یکی از خودشون، اشتباهی به دو نفر از خودشون شلیک کرده! فکر کن تو راهپیمایی روز قدس یه بسیجی بیاد پرچم آمریکا رو آتیش بزنه، اما آتیشش بگیره به عبای دو تا طلبه و اونا هم بسوزن! بعد تیتر بزنی: امپریالیسم هنوز هم در بین روحانیت قربانی می‌گیرد!

اگه دنور پست یا هر خرچسونه‌پست دیگه‌ای فقط دروغ‌هایی می‌گفت که آثارش فقط محدود به محل خودش می‌شد، مشکلی نبود، اما در دوران کرونا دیدیم که هرکدوم ازینا بخشی از شبکه پروپاگاندا هستند، و میتونند موجی از فریب راه بندازن که کل دنیا رو طی کنه.
ترامپ در بیرون کشیدن نیروهای آمریکایی از آلمان جدیه. ۶۴۰۰ نفر قراره برگردن آمریکا، و ۵۴۰۰ نفر به کشورهای دیگه. این یعنی یک سوم کل نیروهایی که اونجا بودن. بایدن احتمالا به محض پیروزی همه رو برگردونه سرجاشون، اما هیچی نمیتونه آثار اقدامات الان ترامپ رو جبران کنه. چون یک بار که اینطوری بکشی بیرون، بنا رو میذارن بر اینکه باز هم محتمل است که این کار را انجام بدهند. حالا دوره بعدی نه، دوره بعدترش. بنابراین آلمان مجبوره همونطوری که خودش رو قیم اقتصادی اروپا کرده، به لیدر نظامی اروپا هم تبدیل بشه. اما این کار فقط با تزریق پول شدنی نیست. در نظرسنجی‌ها درصد قابل توجهی از آلمانی‌ها، تهدیدات زیست‌محیطی رو خطرناک‌تر از تهدیدات کلاسیک می‌دونند. این درخت‌پرست‌ها از پس خرسی که سمت شرق‌شون ساکنه برنمیان. مخصوصا حالا که ریاست جمهوری خرسستان مادم‌العمر شده.