مطلقا بویایی ندارم
اولش فکر میکنی تنها مزیتش اینه که علاوه بر بوی خوب، آدم بوی بد هم نمیفهمه. اما متوجه میشی حس کردن بوی بد واجبتر از حس کردن بوی خوب بوده!
اولش فکر میکنی تنها مزیتش اینه که علاوه بر بوی خوب، آدم بوی بد هم نمیفهمه. اما متوجه میشی حس کردن بوی بد واجبتر از حس کردن بوی خوب بوده!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جانور آکادمیک رو جزء در موارد استثناء نمیشه اصلاح کرد، تنها کاری که باید کرد اینه که از مراکز قدرت و تصمیمگیری دور نگهش داشت.
نویسنده این مقاله که با آمریکاییهای زیادی در ارتباطه، میگه رویای آمریکایی هم زندهست، هم مرده. برای مردم خود آمریکا مرده، اما برای اونایی که تازه مهاجرت کردن، زندهست. خود آمریکاییها ناامیدند، و افسرده، و آینده درخشانی برای نسل بعدشون نمیبینند. اما تازه مهاجرت کردهها خوشحالند، و با روحیه، و امیدوار نسبت به آینده.
دلیلش رو در این میبینه که مهاجر جدید هم یه بکگراند از خرابهای که ازش اومده داره، و هروقت مقایسه میکنه حس خوبی بش دست میده که دیگه اونجا نیست، و همزمان ارزشهای اونجا رو با خودش آورده، مثل مذهب، خانوادهمداری، رفیقبازی. یه دختر مهاجر رو مثال میزنه که انقدر فقیره که حتی دسترسی به اینترنت نداره، و هرروز میاد یه جایی که وایفای هست میشینه و وصل میشه و تکالیف کالجش رو انجام میده. تو یه کالج محلی داره درس میخونه چون میخواد پیش مادرش بمونه، چون مادرش زبان بلد نیست و این باید نقش مترجم رو بازی کنه. میگه تو فرهنگ جاری خود آمریکا، دیگه این یک رفتار غالب نیست، بلکه حتی علیهش موضع میگیرند. مثلا میگن لگد به بخت خودت نزن، برو یه دانشگاه معتبر. حتی اگه شده تا گردن بری تو قرض. این فعلا میتونه علیه این فرهنگ غالب مقاومت کنه، چون پایبند به ارزشهاییه که با خودش آورده. هنوز مادر براش مهمه. هنوز یه خدایی وجود داره. اما خود شهروند آمریکایی که مغلوب اون فرهنگ شده، باید دائم خودش رو به در و دیوار بزنه، بره زیر بار قرض، رزومه جور کنه، و نهایتا ببینه تمام هفته رو داره سگدو میزنه و آخرش هم به اون رویاهایی که تو ذهنش بود نرسیده.
من بودم منظورش رو اینجور بیان میکردم: «طبقه الیت که لازم نیست نخبه باشند تا بتونند پول دربیارن، مردم رو انداختند توی چالهای که توش فقط باید نخبه باشی تا بتونی پول دربیاری!».
و چطور این اتفاق افتاد؟ با بزرگتر شدن تدریجی دولت. اثر سوء دولت بزرگ فقط این نیست که یک طبقه کارمند در جامعه ایجاد میکنه که لازم نیست نخبه که هیچ، حتی لازم نیست عقل داشته باشند باشند تا بتونند پول دربیارند. بلکه اثر سوء بزرگترش اینه که همه مناسبات رو چنان از حالت تعادل خارج میکنه که دیگه رقابت در بازار، مثل رقابت در بازار آزاد نیست. مثلا خیلی از مشاغلی که نیاز به تحصیلات دانشگاهی نداشتند و برای همیشه از آمریکا خارج و به آسیا منتقل شدند، به این خاطر از بین نرفتند که لزوما در آسیا خیلی بهینهتر انجام میشد. دلیلش این بود که مقررات وضع شده در آمریکا، ادامه حیات اون شغل رو تقریبا غیرممکن میکرد. بنابراین یک صاحب حرفه در آمریکا، نه فقط با یک صاحب همون حرفه در تایلند، بلکه با شورای شهر، با شهرداری، با فرمانداری، با پلیس، با فعالان محیط زیست، با کنگره، با کاخسفید و خیلیهای دیگه هم باید میجنگید! از یک طرف دیگه، و کاملا همزمان، بازیهای فاینانشال دولت و چاپ پول و رانت، برای یه عده دیگه یک حاشیه کاملا امن و ثروتساز ایجاد کرد که کافی بود خودشون رو نزدیک کاسه دولت نگه دارند تا اصلا لازم نباشه با کسی رقابت کنند!.. و تو چنین زمینی خیلی خیلی سخت میشه به رویاها رسید اگه تو ذهنت دنبال یه بازی منفصفانه بوده باشی.
مهاجر جدید هنوز تن به این بازی نداده. موقعیتهای اجتماعی و مالی که برای بومیها خیلی مهم شده، براش هنوز مهم نیست. چون تو یه بازی متفاوت قرار داره، که تو این بازی خودش پول همهچیز نیست.
https://americancompass.org/immigrants-and-the-american-dream/
دلیلش رو در این میبینه که مهاجر جدید هم یه بکگراند از خرابهای که ازش اومده داره، و هروقت مقایسه میکنه حس خوبی بش دست میده که دیگه اونجا نیست، و همزمان ارزشهای اونجا رو با خودش آورده، مثل مذهب، خانوادهمداری، رفیقبازی. یه دختر مهاجر رو مثال میزنه که انقدر فقیره که حتی دسترسی به اینترنت نداره، و هرروز میاد یه جایی که وایفای هست میشینه و وصل میشه و تکالیف کالجش رو انجام میده. تو یه کالج محلی داره درس میخونه چون میخواد پیش مادرش بمونه، چون مادرش زبان بلد نیست و این باید نقش مترجم رو بازی کنه. میگه تو فرهنگ جاری خود آمریکا، دیگه این یک رفتار غالب نیست، بلکه حتی علیهش موضع میگیرند. مثلا میگن لگد به بخت خودت نزن، برو یه دانشگاه معتبر. حتی اگه شده تا گردن بری تو قرض. این فعلا میتونه علیه این فرهنگ غالب مقاومت کنه، چون پایبند به ارزشهاییه که با خودش آورده. هنوز مادر براش مهمه. هنوز یه خدایی وجود داره. اما خود شهروند آمریکایی که مغلوب اون فرهنگ شده، باید دائم خودش رو به در و دیوار بزنه، بره زیر بار قرض، رزومه جور کنه، و نهایتا ببینه تمام هفته رو داره سگدو میزنه و آخرش هم به اون رویاهایی که تو ذهنش بود نرسیده.
من بودم منظورش رو اینجور بیان میکردم: «طبقه الیت که لازم نیست نخبه باشند تا بتونند پول دربیارن، مردم رو انداختند توی چالهای که توش فقط باید نخبه باشی تا بتونی پول دربیاری!».
و چطور این اتفاق افتاد؟ با بزرگتر شدن تدریجی دولت. اثر سوء دولت بزرگ فقط این نیست که یک طبقه کارمند در جامعه ایجاد میکنه که لازم نیست نخبه که هیچ، حتی لازم نیست عقل داشته باشند باشند تا بتونند پول دربیارند. بلکه اثر سوء بزرگترش اینه که همه مناسبات رو چنان از حالت تعادل خارج میکنه که دیگه رقابت در بازار، مثل رقابت در بازار آزاد نیست. مثلا خیلی از مشاغلی که نیاز به تحصیلات دانشگاهی نداشتند و برای همیشه از آمریکا خارج و به آسیا منتقل شدند، به این خاطر از بین نرفتند که لزوما در آسیا خیلی بهینهتر انجام میشد. دلیلش این بود که مقررات وضع شده در آمریکا، ادامه حیات اون شغل رو تقریبا غیرممکن میکرد. بنابراین یک صاحب حرفه در آمریکا، نه فقط با یک صاحب همون حرفه در تایلند، بلکه با شورای شهر، با شهرداری، با فرمانداری، با پلیس، با فعالان محیط زیست، با کنگره، با کاخسفید و خیلیهای دیگه هم باید میجنگید! از یک طرف دیگه، و کاملا همزمان، بازیهای فاینانشال دولت و چاپ پول و رانت، برای یه عده دیگه یک حاشیه کاملا امن و ثروتساز ایجاد کرد که کافی بود خودشون رو نزدیک کاسه دولت نگه دارند تا اصلا لازم نباشه با کسی رقابت کنند!.. و تو چنین زمینی خیلی خیلی سخت میشه به رویاها رسید اگه تو ذهنت دنبال یه بازی منفصفانه بوده باشی.
مهاجر جدید هنوز تن به این بازی نداده. موقعیتهای اجتماعی و مالی که برای بومیها خیلی مهم شده، براش هنوز مهم نیست. چون تو یه بازی متفاوت قرار داره، که تو این بازی خودش پول همهچیز نیست.
https://americancompass.org/immigrants-and-the-american-dream/
American Compass
Immigrants and the American Dream - American Compass
From my ten years documenting the poverty, pain, and frustration of lower-income communities it is easy to conclude that the American Dream is dead for the working class. There is one big exception though: Newer immigrants, who despite poverty, are still…
حاج آقا میفرماید کرونا هم غرور انسان غربی رو خرد کرد، چون انسان غربی مدعی بود به طبیعت مسخر شده اما الان با بیماری گرفتار شده، هم قرائت رسمی اسلامی شیعی که از حوزهها و موسسات مذهبی تبلیغ میشده تا الان رو با بنبست مواجه کرد، چون ادعا میکردن تجهیزات ایمان و سنت و روایت و اینها مزیتهایی ایجاد کرده در جامعه اسلامی ولی با این بیماری مشخص شد که مزیتی وجود نداره.
در هر دو داره پرت میگه.
به غرور انسان غربی خدشهای وارد نشده، چون همشون خیلی گرفتار نیستند (مثلا الان نروژ چه مشکلی داره؟)، و تازه همزمان بهانه پیدا کردند برای افزایش اقتدارگرایی دولتی و توتالیتریسم. یعنی نه تنها مسئله تسخیر طبیعت تکان نخورده، بلکه الان تسخیر انسان هم بش اضافه شده! غربیها چنان فضای انسانی رو به کنترل خودشون درآوردن که همه دنیا رو قانع کردن که باید اقتصاد جهانی رو تعطیل کرد! و شما هم پذیرفتی. حتی تعطیلی مسجدالحرام هم تجویز غربیها بود، در حالی که الان به مردم خودشون میگن ماسک بزنید و برید بیرون تظاهرات کنید عیب نداره!
در مورد قرائت رسمی شیعه هم کرونا باعث اتفاق جدیدی نشده. در واقع اونی که فکر میکنه این کرونا بوده که چالش ایجاد کرده برای قرائت رسمی، در واقع تا الان در کما بوده! مگه فقط بیماریهای واگیرداره که نشون میده اسلام و تشیع برنامهای برای اداره امور ندارند؟ تو جنگ معلوم نشد با تاکتیک عاشورایی نمیشه تو نبردهای مدرن پیروز شد؟ گشت ارشاد نشون نداد فقه آمادگی مواجهه با تغییرات اجتماعی رو نداره؟ چهار دهه تورم دو رقمی نشون نداد چیزی به نام اقتصاد اسلامی نداریم که بخواهد اجرا بشود یا نشود؟ وقتی در عرض چهارسال میلیونها ایرانی از بالای خط فقر به پایینش سقوط کردند معلوم نشد امام زمان در اداره ایران کارهای نیست؟
اونی که فکر میکنه تازه الان این سوال پیش اومده که «شیعه بودن به چه دردی میخورد؟» قطعا نمیتونه کسی باشه که امکان داره جوابش رو بدونه.
https://t.me/alhaydarii_fa/4781
در هر دو داره پرت میگه.
به غرور انسان غربی خدشهای وارد نشده، چون همشون خیلی گرفتار نیستند (مثلا الان نروژ چه مشکلی داره؟)، و تازه همزمان بهانه پیدا کردند برای افزایش اقتدارگرایی دولتی و توتالیتریسم. یعنی نه تنها مسئله تسخیر طبیعت تکان نخورده، بلکه الان تسخیر انسان هم بش اضافه شده! غربیها چنان فضای انسانی رو به کنترل خودشون درآوردن که همه دنیا رو قانع کردن که باید اقتصاد جهانی رو تعطیل کرد! و شما هم پذیرفتی. حتی تعطیلی مسجدالحرام هم تجویز غربیها بود، در حالی که الان به مردم خودشون میگن ماسک بزنید و برید بیرون تظاهرات کنید عیب نداره!
در مورد قرائت رسمی شیعه هم کرونا باعث اتفاق جدیدی نشده. در واقع اونی که فکر میکنه این کرونا بوده که چالش ایجاد کرده برای قرائت رسمی، در واقع تا الان در کما بوده! مگه فقط بیماریهای واگیرداره که نشون میده اسلام و تشیع برنامهای برای اداره امور ندارند؟ تو جنگ معلوم نشد با تاکتیک عاشورایی نمیشه تو نبردهای مدرن پیروز شد؟ گشت ارشاد نشون نداد فقه آمادگی مواجهه با تغییرات اجتماعی رو نداره؟ چهار دهه تورم دو رقمی نشون نداد چیزی به نام اقتصاد اسلامی نداریم که بخواهد اجرا بشود یا نشود؟ وقتی در عرض چهارسال میلیونها ایرانی از بالای خط فقر به پایینش سقوط کردند معلوم نشد امام زمان در اداره ایران کارهای نیست؟
اونی که فکر میکنه تازه الان این سوال پیش اومده که «شیعه بودن به چه دردی میخورد؟» قطعا نمیتونه کسی باشه که امکان داره جوابش رو بدونه.
https://t.me/alhaydarii_fa/4781
Telegram
کانال رسمی آیت الله حیدری
🔺 چالشهای پیش روی دین و مدرنیته، در مواجهه با کرونا
➖ کرونا هم غرور و هیمنه علمی تمدن غربی را به چالش کشید، و هم قرائت رسمی و سنتی عالمان ادیان (از جمله علمای اسلام) را!
سایت | یوتیوب | آپارات
#فایل_های_تصویری
#کرونا
❇️ سلسله مباحث "نظریه جواز تعبد به…
➖ کرونا هم غرور و هیمنه علمی تمدن غربی را به چالش کشید، و هم قرائت رسمی و سنتی عالمان ادیان (از جمله علمای اسلام) را!
سایت | یوتیوب | آپارات
#فایل_های_تصویری
#کرونا
❇️ سلسله مباحث "نظریه جواز تعبد به…
این یک نمونه خوب از ناهماهنگی شناختیه. یک عمر بر این باور بوده که مشکل جوامع مسلمان استبداد بوده، که یعنی اگه دموکراسی کاملا آزاد برپا میشد مشکل حل بود، اما حالا با شهود وضعیت ترکیه میبینه که دموکراسی هم منجر به همون چیزهایی شد که معتقد بود فقط به خاطر استبداد بوجود میان! حاصل این ناهماهنگی این حرف پرت و پلاست که «به اندازه کافی زور اعمال نشد!».
مگه میشد از اتاتورک پرزورتر بود؟ مگه میشه بیشتر ازون زور وارد کرد؟ بالاخره استبداد خوبه یا بده؟ اگه به نفع لائیکها عمل کنه خوبه؟ چجوری هم دموکراسی رو نگه داریم تو دستمون هم استبدادی که فقط یه سمت جامعه تو بغلش آرام گرفتن؟
ما انقدر در فقر فکری بودیم که مغز جهانسومیمون مثل اسفنج هرچی روشنفکران متأخر اروپایی گفتند جذب کرد، برای همین اگه بخوایم افکار اونارو از مغز هموطنمون بیرون بکشیم کل ذهنش تخلیه میشه! مثلا بش بگیم روزهای خوب اروپا وقتی بود که دموکراسی کمتری داشتند کلا هنگ میکنه و صفحه آبی میاد بالا!
مگه میشد از اتاتورک پرزورتر بود؟ مگه میشه بیشتر ازون زور وارد کرد؟ بالاخره استبداد خوبه یا بده؟ اگه به نفع لائیکها عمل کنه خوبه؟ چجوری هم دموکراسی رو نگه داریم تو دستمون هم استبدادی که فقط یه سمت جامعه تو بغلش آرام گرفتن؟
ما انقدر در فقر فکری بودیم که مغز جهانسومیمون مثل اسفنج هرچی روشنفکران متأخر اروپایی گفتند جذب کرد، برای همین اگه بخوایم افکار اونارو از مغز هموطنمون بیرون بکشیم کل ذهنش تخلیه میشه! مثلا بش بگیم روزهای خوب اروپا وقتی بود که دموکراسی کمتری داشتند کلا هنگ میکنه و صفحه آبی میاد بالا!
دوستدختر ایلان ماسک در فضای پابلیک و در معرض دید میلیونها نفر به ماسک میگه گوشیت رو خاموش کن و این چیزارو ننویس، من نمیتونم از نفرت حمایت کنم!
چندروز پیش نوشتم آمار طلاق نشون میده تجربیات در حال انتقال نیستند! یکی ازون تجربیات این بود که باید با همکفو خودت رابطه داشته باشی، یعنی در همهچیز بهم دیگه بخورید. یه شکارچی با یه گیاهخوار با هم جور نیستند، یه کمونیست با یه راست محافظهکار جور نیستند، یه دختر بتا با یه مرد آلفا جور نیست. تجربه میگفت عشق و عواطف و این مهملات، و حتی ایمان مذهبی و حتی پول، این گپها رو پر نمیکنه. تجربه میگفت ازدواج باید خودخواهی طرفین رو سرکوب کنه، نه اینکه دو خودخواهی رو با هم جمع بزنه (که بعد اهمیت نده به آبرو و شخصیت پارتنرش و جلوی جمع تحقیرش کنه). تجربه میگفت قول و قراری که دو تا آدم با هم میبندند کافی نیست، آدم باید به یه موجودیت فراتری تعهد داده باشه تا بشه بش اعتماد کرد. کل این توعیت نشون میده هیچ چیز بازدارندهای وجود نداره.
چندروز پیش نوشتم آمار طلاق نشون میده تجربیات در حال انتقال نیستند! یکی ازون تجربیات این بود که باید با همکفو خودت رابطه داشته باشی، یعنی در همهچیز بهم دیگه بخورید. یه شکارچی با یه گیاهخوار با هم جور نیستند، یه کمونیست با یه راست محافظهکار جور نیستند، یه دختر بتا با یه مرد آلفا جور نیست. تجربه میگفت عشق و عواطف و این مهملات، و حتی ایمان مذهبی و حتی پول، این گپها رو پر نمیکنه. تجربه میگفت ازدواج باید خودخواهی طرفین رو سرکوب کنه، نه اینکه دو خودخواهی رو با هم جمع بزنه (که بعد اهمیت نده به آبرو و شخصیت پارتنرش و جلوی جمع تحقیرش کنه). تجربه میگفت قول و قراری که دو تا آدم با هم میبندند کافی نیست، آدم باید به یه موجودیت فراتری تعهد داده باشه تا بشه بش اعتماد کرد. کل این توعیت نشون میده هیچ چیز بازدارندهای وجود نداره.
همین آپارتمان که طبقه یکش رو داره میده ۳ میلیارد و نیم، در زمینی ساخته شده که ملک سند دار یک آدم شناخته شده بود. بعد انقلاب مصادرهش کردند و به وراثش که در خارج از کشور بودند نرسید. همه اون زمین بزرگ رو تفکیک کردند و فروختند. و الان اونجا پر شده ازین آپارتمانهای ۲۰۰ متری. از هر املاکی محلی میپرسیدی بت میگفت «اگه براتون مهمه اینجا نماز نداره». اما کسی براش مهم نبود.
حالا تو همین واحدها، همین الان، دقیقا همین الانِ الان، یه عده نشستن دارن تو توعیتر درباره کثافتکاریهای اوقاف شعر میسرایند، و هشتگ میزنند #فروش_ایران_ممنوع
حالا تو همین واحدها، همین الان، دقیقا همین الانِ الان، یه عده نشستن دارن تو توعیتر درباره کثافتکاریهای اوقاف شعر میسرایند، و هشتگ میزنند #فروش_ایران_ممنوع
❤5
پنتاگون داره عمدا طوری اظهارنظرهای رسمی و غیررسمی میده بیرون که اونهایی که پیگیر قضیه هستند متقاعد بشن که اشیاء پرنده فرازمینی یک واقعیته. بعد ازینکه واقعی بودن ویدئوهایی که خلبانان سالها پیش ضبط کرده بودند رو تأیید کرد، حالا سندی به دست نیویورکتایمز رسوندن که نشون میده حداقل به مدت یک دهه یک تیم داشتند روی این موضوع تحقیق میکردند. ادعا کردند اون تحقیقات متوقف شده، اما ردیف بودجهش هنوز برقراره (از بروکراتها مگه انتظار دیگهای میشه داشت؟) بعد سناتور روبیو درخواست کرد حالا که همچین برنامهای وجود داشته یه گزارش بدید ببینم نتیجه کلی چی بوده. حالا خلاصهای ازون گزارش به دست رسانهها رسونده شده که گویا یه جاش گفته این پرندهها خارج از زمین ساخته شدهاند!
کلا سه رویکرد در برابر این قضایا وجود داره. بعضیها انقدر جدی باور داشتند به وجود این پرندهها یا سفینهها، که الان در پوست خود نمیگنجند، چون معتقدند همه اینها یعنی صحهگذاری رسمی دولتی بر وجود اشیاء فرازمینی. بعضیها هم چنان مطمئنند که چنین چیزی ممکن نیست که متعصبانه گارد انکار خودشون رو برنمیدارند. برای اینها تنها شاهدی که اثباتکنندهست اینه که خودشون سوار اون سفینه بشن! دسته سومی هم هستند که اصلا کاری به سفینه ندارند، بلکه این اقدامات دولتی رو بخشی از یک نمایش توطئهآمیز میبینند که دلیلش مشخص نیست. در واقع برای اینها هدف دولته که مرموزه، نه بیگانگان فضایی.
من در مورد هر سه نگاه تردیدآمیز دارم. اگه واقعا موجودات فضایی در سیاره ما فعالیت داشتند، نیاز به پنهانکاری نداشتند، چون قطعا هوششون از ما بالاتر بوده که خودشون یا ابزارشون رو تا اینجا رسوندن. کسی پنهانکاری میکنه که مطمئن نیست میتونه از پس طرف مقابل بربیاد یا نه.
اما رد قطعی احتمالات هم بیعقلیه. ما تصوری از همه راههای دسترسی به سیاره خودمون نداریم، چون تصوری از همه راههای سفر فضایی نداریم. هنوز ماهوارههای ما با تمام پیچیدگی که دارند بر طبق همون دانستههایی پرتاب میشن که چندقرن پیش به دانشمون اضافه شد. کسی که به همه ابعاد عالم آشنایی نداره، نباید نظر قطعی بده.
و توطئه دولتی هم به نظر غیرمنطقی میاد. چون فریبکاری در این حد، یک پروژه خیلی بزرگ باید باشه، و با توجه به بیکفایتیهای ذاتی سیستمهای دولتی، هرچه پروژهای بزرگتر، امکان لو رفتن و ایجاد رسوایی بیشتر. هر هدفی که اون فریب فرضی بخواد دنبال کنه، با روشهای سادهتری هم باید بشه بشون دست یافت.
کلا سه رویکرد در برابر این قضایا وجود داره. بعضیها انقدر جدی باور داشتند به وجود این پرندهها یا سفینهها، که الان در پوست خود نمیگنجند، چون معتقدند همه اینها یعنی صحهگذاری رسمی دولتی بر وجود اشیاء فرازمینی. بعضیها هم چنان مطمئنند که چنین چیزی ممکن نیست که متعصبانه گارد انکار خودشون رو برنمیدارند. برای اینها تنها شاهدی که اثباتکنندهست اینه که خودشون سوار اون سفینه بشن! دسته سومی هم هستند که اصلا کاری به سفینه ندارند، بلکه این اقدامات دولتی رو بخشی از یک نمایش توطئهآمیز میبینند که دلیلش مشخص نیست. در واقع برای اینها هدف دولته که مرموزه، نه بیگانگان فضایی.
من در مورد هر سه نگاه تردیدآمیز دارم. اگه واقعا موجودات فضایی در سیاره ما فعالیت داشتند، نیاز به پنهانکاری نداشتند، چون قطعا هوششون از ما بالاتر بوده که خودشون یا ابزارشون رو تا اینجا رسوندن. کسی پنهانکاری میکنه که مطمئن نیست میتونه از پس طرف مقابل بربیاد یا نه.
اما رد قطعی احتمالات هم بیعقلیه. ما تصوری از همه راههای دسترسی به سیاره خودمون نداریم، چون تصوری از همه راههای سفر فضایی نداریم. هنوز ماهوارههای ما با تمام پیچیدگی که دارند بر طبق همون دانستههایی پرتاب میشن که چندقرن پیش به دانشمون اضافه شد. کسی که به همه ابعاد عالم آشنایی نداره، نباید نظر قطعی بده.
و توطئه دولتی هم به نظر غیرمنطقی میاد. چون فریبکاری در این حد، یک پروژه خیلی بزرگ باید باشه، و با توجه به بیکفایتیهای ذاتی سیستمهای دولتی، هرچه پروژهای بزرگتر، امکان لو رفتن و ایجاد رسوایی بیشتر. هر هدفی که اون فریب فرضی بخواد دنبال کنه، با روشهای سادهتری هم باید بشه بشون دست یافت.
این بنده خدا میگه منابعش بش گفتن حداقل دو فرمانده سپاهی در ایران دارند برای آمریکا جاسوسی میکنند، و علت نزدیک شدن اف۱۵ها به هواپیمای ماهان این بوده که این پیغام رو به ایران بدن که میدونیم کی رو دارید جابجا میکنید. در نتیجه چیز سکرتی وجود نداره از شما.
باش موافق نیستم. صرفا جهت اطلاع میذارم اینجا. الله اعلم.
باش موافق نیستم. صرفا جهت اطلاع میذارم اینجا. الله اعلم.
این مثل یک سنت الهی میمونه، که همیشه ثابته. هروقت هرجا حق مالکیت افراد هیچ انگاشته شد، شانسهایی که برای آبادسازی وجود داشت، میپره، و آبادانی که از قبل وجود داشت خراب میشه. اصلا فرقی نداره در چه دورهای، و در چه جغرافیایی، و با چه مردمی و با چه فرهنگی و با چه دینی، و با چه حکومتی.
این خراب شدنها، فقط فیزیکی نیست. ولی لازم نیست چشم برزخی داشته باشی تا ببینیش.
این خراب شدنها، فقط فیزیکی نیست. ولی لازم نیست چشم برزخی داشته باشی تا ببینیش.
پیرمرد هر پنجشنبه پسر معلولش رو که هم ذهنش ایراد داشت و هم بدنش میذاشت روی یه صندلی که به زور چرخدارش کرده بودند و به نظر میرسید حتی آسفالت هم براش به اندازه کافی هموار نیست، و با سرعتی که تحریک میشدی چیزی که دستته رو ول کنی و بری هل دادنش رو تقویت کنی، میاورد امامزاده و با همون صندلی که قاعدتا تا اونجا دیگه باید چرخهاش رو نجس حساب میکردند از روی فرشها رد میشد و تا خود ضریح میرفت و سر و صورت پسرش رو که انگار خیلی متوجه نبود اونجا با بقیه مسیری که تو راه دیده چه فرقی داره، میمالید به گویهای نقرهای و خودش هم چنگ میزد بشون و با چهره مغمومی که انگار همون لحظه متوجه شده که بچهش معلولیت داره یه چیزهایی زیر لب میگفت و فضای محوطه تحت تسخیر صداهای عجیب غریب و بلند این پسر میشد که اعصاب همه رو از اینکه مشخص نبود نشانه درد کشیدنه یا عملکرد ناقص مغز، بهم میریخت. و هر هفته میاوردش. هرهفته. انگار فقط دنبال شفا نبود، میخواست یک روز از رنج هر هفته رو به بقیه هم انتقال بده، چون ازینکه هر هفت روزش رو تنهایی تحمل کنه خسته بود. اما بعدها که دیگه اونجا ندیدمش و فهمیدم یه صندلی که واقعا ویلچره براش خریدن و حالا میبردش به یک امامزاده دورتر متوجه شدم دلایلش احتمالا کمی پیچیدهتر ازینهاست. دنبال شفا نبود که اگه این امامزاده جواب نداد، یکی دیگه که گنبدش بزرگتره رو امتحان کنه. ویلچره راه رو هموارتر کرده بود و چون مخصوص همون مشکلات اسکلتی بود، لازم نبود نگران بیرون افتادنش باشه، و بدین ترتیب سختی پنجشنبههاش کمی کمتر شده بود. پس راه رو طولانیتر کرد که جبران بشه. و همچنان زحمت بخواد. جابجایی پسری که باید هرهفته همه بفهمند که نیاز به شفا داره، هدف زندگی خستهکنندهش شده بود. اون یک مأموریت بود، و دلش به این مأموریت خوش بود. چون تنها اتفاق مهم روزها و شبهاش بود. یه روزی رنج نگهداری پسره مهمترین مسئلهش بود، اما حالا این مأموریت ازون هم بزرگتر شده بود، و ازینکه چیزی ازون رنج بزرگتر شده راضی بود. فلاکتی که لایتغیره، انگیزه رو میکشه، اما مأموریت، یه دلیل برای از خواب بیدار شدن بت میده.
باید حتما پرسید: من چی رو مأموریت خودم کردم تا نمیرم؟
باید حتما پرسید: من چی رو مأموریت خودم کردم تا نمیرم؟
«قانون اساسی یا دولتی که تا الان داشتیم رو تأیید کرده، یا قدرت اینو که جلوش رو بگیره نداشته».
تنها جایی که میشه با چنین سوسیالیست آنارشیستی اتفاق نظر داشت، دولت ستیزی رادیکاله. اگه الان از قبر دربیاد و وضعیت رو ببینه، به جای شوکه شدن انقدر خواهد خندید که دوباره بمیره! ولی این رو هم متوجه خواهد شد که این دوگانهای که ترسیم کرده (قانون موجود یا خودش منشأ شر است یا نمیتواند جلوی شر را بگیرد) تکان نخواهد خورد تا وقتی که مردم حاضر نباشند قویتر از دولت باشند، و حتی برعکس ازینکه دولت ضعیف باشه هراس دارند!
تنها جایی که میشه با چنین سوسیالیست آنارشیستی اتفاق نظر داشت، دولت ستیزی رادیکاله. اگه الان از قبر دربیاد و وضعیت رو ببینه، به جای شوکه شدن انقدر خواهد خندید که دوباره بمیره! ولی این رو هم متوجه خواهد شد که این دوگانهای که ترسیم کرده (قانون موجود یا خودش منشأ شر است یا نمیتواند جلوی شر را بگیرد) تکان نخواهد خورد تا وقتی که مردم حاضر نباشند قویتر از دولت باشند، و حتی برعکس ازینکه دولت ضعیف باشه هراس دارند!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوباره شایعه شده که سد عظیم سهدره که دولت چین با صرف میلیاردها دلار و جابجایی یک و نیم میلیون نفر و تخریب آثار تاریخی احداث و به عنوان یک افتخار ملی معرفیش کرد، در معرض شکستنه!
این ویدئو شبیهسازی میکنه که اگه بشکنه خونه زندگی حداقل ۱۵ میلیون نفر میره زیر آب!
باید دعا کنند که این اتفاق نیفته، ولی همینکه چنین ریسکی وجود داره یعنی کل این کار یه حماقت بوده. اما چیزی که مضحکه اینه که دولت میگفت این سد، هزارسال عمر میکنه، اما حالا به نظر میرسه صدسال کار کنه معجزه رخ داده! چقدر انسان باید بیشعور باشه که درباره هزارسال بعد حرف بزنه؟ این تفرعن رو علم و تکنیک ایجاد نکرده. اتفاقا علم و تکنیک حالیمون کرده که بزرگتر از سایزمون حرف نزنیم. این تفرعن ناشی از فقر فلسفیه.
این ویدئو شبیهسازی میکنه که اگه بشکنه خونه زندگی حداقل ۱۵ میلیون نفر میره زیر آب!
باید دعا کنند که این اتفاق نیفته، ولی همینکه چنین ریسکی وجود داره یعنی کل این کار یه حماقت بوده. اما چیزی که مضحکه اینه که دولت میگفت این سد، هزارسال عمر میکنه، اما حالا به نظر میرسه صدسال کار کنه معجزه رخ داده! چقدر انسان باید بیشعور باشه که درباره هزارسال بعد حرف بزنه؟ این تفرعن رو علم و تکنیک ایجاد نکرده. اتفاقا علم و تکنیک حالیمون کرده که بزرگتر از سایزمون حرف نزنیم. این تفرعن ناشی از فقر فلسفیه.
تعداد اصناف و مراکز فروشگاهی و خدماتی که برای همیشه تعطیل شدند داره میرسه به تعدادی که موقتا تعطیلند!
در حالی که این تعطیلیها که منجر به فقیر شدن خیلیها میشه، بهیچوجه در بازار بورس خودش رو نشون نمیده. اونهایی که وضعیت اقتصادیشون همیشه رو تابلو نمایش داده میشه، به بهانه کرونا زندگی میلیونها انسان رو نابود کردند که وضعیتشون روی هیچ تابلویی نیست. تنها اثر مثبت این نابودی این بود که بیشتر این مشاغل در مگاسیتیهای سوسیالیستپرور بودند. هر بلایی که سر این شهرها بیاد، خیری توش هست. دیروز نوشته بودند منهتن به شهر ارواح تبدیل شده.
در حالی که این تعطیلیها که منجر به فقیر شدن خیلیها میشه، بهیچوجه در بازار بورس خودش رو نشون نمیده. اونهایی که وضعیت اقتصادیشون همیشه رو تابلو نمایش داده میشه، به بهانه کرونا زندگی میلیونها انسان رو نابود کردند که وضعیتشون روی هیچ تابلویی نیست. تنها اثر مثبت این نابودی این بود که بیشتر این مشاغل در مگاسیتیهای سوسیالیستپرور بودند. هر بلایی که سر این شهرها بیاد، خیری توش هست. دیروز نوشته بودند منهتن به شهر ارواح تبدیل شده.
حکومت اسلامی باعث شد مسلمانان توان مالی لازم برای قربانی کردن گوسفند در عید قربان را از دست بدهند.
Let that sink in.
Let that sink in.
یعنی نموداری ازین مردمفریبتر نمیشد ساخت. مقدار پولپاشی به بهانه کرونا که کشورهای صنعتی انجام دادند رو برحسب درصد از جیدیپی ردیف کرده، که آمریکا با بیش از ۱۲ درصد در صدره. بعد کاهش تخمینی جیدیپی در نیمه اول ۲۰۲۰ رو هم زیرش گذاشته که نشون میده آمریکا خیلی هم وضعش بد نیست، و چون این دو لیست تقریبا معکوس همدیگه هستند نتیجه گرفته هرکی بیشتر پولپاشی کرد، اقتصادش کمتر آسیب دید! خیلی علنی دارند تو ذهن مردم جا میندازن پرینت کردن پول نه تنها عواقبی نداره، بلکه ضروری هم هست!
آدم دلش میخواد مشت بزنه تو صورتشون.
آدم دلش میخواد مشت بزنه تو صورتشون.
نه، این خوب بود. مختصر، و تیز. انصافا خوب بود. این پست رو باید من مینوشتم.
https://t.me/HemnSeyedi/3133
https://t.me/HemnSeyedi/3133
Telegram
Hemn Seyedi, political analyst @hemnseyedi
شلیک سپاە به ماکت ناو آمریکایی و نمازخواندن اردوغان در ایاصوفیه
اردوغان نخست وعده دادە بود در مسجد اموی دمشق نماز پیروزی بخواند. بعدها بە نمازخواندن در مسجد جامع حلب هم رضایت داد اما هیچكدام
نشد، عوضش در استانبول نخست موزه ایاصوفیه را بە مسجد تبدیل کرد…
اردوغان نخست وعده دادە بود در مسجد اموی دمشق نماز پیروزی بخواند. بعدها بە نمازخواندن در مسجد جامع حلب هم رضایت داد اما هیچكدام
نشد، عوضش در استانبول نخست موزه ایاصوفیه را بە مسجد تبدیل کرد…
یه بحثی بود که در برابر رسانه پفیوز باید چه کرد؟ ما که استالین نیستیم، نه مثل رهبر ایران خلیفه بالفعل و نه مثل رهبر ترکیه خلیفه بالقوهایم. ما اصلا اهل این نیستیم که برای کسی دردسر درست کنیم، چه برسد به خشونت فیزیکی. ولی سوال اینه که آیا باید در برابر رسانه پفیوز بیعمل بود؟
عدهای فقط دفاع رو تجویز کردند، با این منطق خوشظاهر که تو بازی اینها بهرحال ما برنده نمیشیم، قدرت افکار عمومی دست اینهاست، سر و صدا دست اینهاست. پس برای چی خودمون رو آلوده این بازی کنیم؟ بهترین کار اینه که رسواشون کنیم!
بات؛ هیر ایز د پرابلم: رسوا در برابر چه کسی؟ نمیشه آبروی یک کارگر جنسی رو برد وقتی همه میدونن کارگر جنسیه. البته مثال کاملی نیست بات یو گات د پوئینت.
بله، تو این بازی اونی که برنده میشه ما نیستیم، اما نباید صرفا غر زد. باید آزار هم داد. این نظر شخصی منه البته. یعنی خبرنگاره بدونه اگه باز این عوضیبازی رو درآوردیم، اذیتمون میکنند. حالا سر مصادیق این اذیت میشه بحث کرد، فعلا مهم اینه که به توافق برسیم که نباید صرفا غر زد.
عدهای فقط دفاع رو تجویز کردند، با این منطق خوشظاهر که تو بازی اینها بهرحال ما برنده نمیشیم، قدرت افکار عمومی دست اینهاست، سر و صدا دست اینهاست. پس برای چی خودمون رو آلوده این بازی کنیم؟ بهترین کار اینه که رسواشون کنیم!
بات؛ هیر ایز د پرابلم: رسوا در برابر چه کسی؟ نمیشه آبروی یک کارگر جنسی رو برد وقتی همه میدونن کارگر جنسیه. البته مثال کاملی نیست بات یو گات د پوئینت.
بله، تو این بازی اونی که برنده میشه ما نیستیم، اما نباید صرفا غر زد. باید آزار هم داد. این نظر شخصی منه البته. یعنی خبرنگاره بدونه اگه باز این عوضیبازی رو درآوردیم، اذیتمون میکنند. حالا سر مصادیق این اذیت میشه بحث کرد، فعلا مهم اینه که به توافق برسیم که نباید صرفا غر زد.