Anarchonomy
45.8K subscribers
6.79K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
خیر جناب آیت‌الله بی‌بی‌سی، این تئوری اصلی نیست. این تئوری حکومتی است. اونجا محوطه دانشگاه پیام نور نیست که یه نفر یه وانت مواد منفجره رو بیاره بذاره کنار لوله گاز. هر تأسیساتی هم در برابر حملات سایبری آسیب‌پذیر نیست. انقدر این دروغ رو تکرار کردن که عوام فکر می‌کنند جاروبرقی رو هم میشه هک کرد و وقتی هک شد میترکه!

به پرسنل نیروهای مسلح گفته شده خرابکاری داخلی است، چون فکر می‌کنند حتی اغراق‌آمیزترین سناریوهای «نفوذ» بی‌عرضگی کمتری رو اثبات می‌کنه تا تحقیر کل سیستم پدافندی کشور! ترجیح میدن به پرسنل‌شون بگن شما دارید جایی کار می‌کنید که بیشترشون یا جاسوسند یا احمق، تا اینکه بگن در برابر حمله نظامی هیچ‌کاری از دست‌مون برنمیاد. همه‌چیز فدای وجهه نظامه، حتی روحیه و غرور پرسنل خود نظام.‌
در اقتصاد سوپرنئولیبرال!! ایران انقدر رانت پخش و پلاست که حتی کارگر حقوق نگرفته یک شرکت رانتی هم از رانت برخورداره. یک کلمه «هفت تپه» چسبیده بش و به تبرک همین کلمه گاه از بیت‌المال بشون پول هبه می‌کنند، گاه از جیب یه شرکت دیگه، گاه گلریزون می‌کنند، گاه «پویش» راه میندازن. البته پونصدتومن و دو تومن و سه تومن پولی نیست در زمانه دلار بیست تومنی، اما برای همینش بقیه باید به ماتحت خودشون آسیب وارد کنند. فرق کارگر هفت تپه و کارگر یک جای دیگه اینه که اون یه روزی فرم بهتری رو پر کرد، و این فرم خوبی گیرش نیومد. تو ایران خیلی مهمه که کدوم فرم رو پر کنی.

میگن مالکیت رو باید بدیم به خود کارگرها. خیلی ایده خوبیه، بذارید چیزی که قبلا در کشورهای در گل فرو رفته تست شده رو تست کنند. فقط نگرانم اون موقع هم از فلان ستاد و فلان بنیاد پول بخوان، تا برای مدتی به نظر نرسه که ایده‌شون شکست خورده.



https://t.me/antioligarchie/25265
Anarchonomy
Photo
دادستان دموکرات محلی بالاخره اسلحه این زن و شوهر در سنت‌لوئیس که در برابر معترضانی که وارد ملک‌شون شده بودند اسلحه کشیده بودند تا از خودشون دفاع کنند رو ضبط کرد! در حالی که هیچ پشتوانه قانونی برای این کار نداره. سنت‌لوئیس از قضا جاییه که قانون بت اجازه میده متجاوز به خونه‌ت رو بکشی حتی! چه برسه فقط با اسلحه بش هشدار بدی. علنا دارند به همه پیام میدن که اسلحه این زوج پولدار که میتونن کار رو به دادگاه عالی بکشونند رو ازشون گرفتیم، شما فقیرترها که کلاهتون پس معرکه‌ست.

قابل توجه ایرانیان عزیزی که فکر می‌کنند اگه تفکیک قوا و فدرالیسم داشتیم مشکلات ایران حل می‌شد. البته در کشور ما مقدار زیادی ازین عطش برای قوه قضاییه مستقل، برای اینه که آرزو دارند رهبر ایران رو در دادگاه ببینند. یک قاضی مستقل هم کارشون رو راه میندازه. در واقع این عطش از روی آگاهی از سیر تمدنی غرب که به این تفکیک منجر شده نیست، از روی بغض معاویه‌ست (که البته بغض به حقیه، اما چنان روی یک شخص فوکوس شده که تفکر سیستمی رو فلج کرده). در دموکراسی، چه در مقیاس ملی و چه در مقیاس محلی مثل این مورد، بخش قضایی صرفا از لحاظ تشکیلاتی مستقله، نه از لحاظ سیاسی. اگر هم در ابتدا «مثلا غیرسیاسی» باشند، در نهایت تعارف رو میذارن کنار و سیاسی میشن (برای همین میگم به آمریکا به شکل یک لابراتوار نگاه کنید). در این سیستم، قاضی یا دادستان، ۱- یا عضو یکی از قبیله‌های جامعه‌ست و به نفع آن حکم می‌دهد، یا ۲- خود را موظف می‌داند طرف قبیله‌ای که اکثریت دارد باشد یا ۳- کار قضایی را فعالیتی می‌بیند برای برنده کردن قبیله‌ای که به زعم خودش مستحق تسلط است!

فکر می‌کنید در ایران دموکراتیک، مسئله ما با اعدام حل میشه؟ شتر در خواب بیند پنبه‌دانه. هنوز هفتاد درصد مردم به طور قطع راه حل کنترل بسیاری از جرائم رو در آویزان کردن مجرم از تیربرق می‌بینند، و این مردم انتخاب‌کننده و آن قضات و دادستان‌های انتخاب‌شونده دست در دست هم، تیربرق‌‌ها را مزین خواهند کرد. و همچنین است مسئله ما با حقوق‌بشر و از همه مهم‌تر حق مالکیت و دفاع از خود.

سیستم قضایی نباید متأثر از انتخاب مردم باشه. قاضی و دادستان رو باید شاه تعیین کنه. البته شاهی که خودش رو بادیگارد حق‌الناس می‌بینه، نه حق‌الله.

البته واقفم که یک شاه نگهبان، هرچند ضروری است ولی کافی نیست. مردم یا حداقل بخشی از مردم باید شعور بها دادن به حقوق انسانی رو داشته باشند. مثلا در همین سنت‌لوئیس کسی نمیره جلوی دفتر دادستان اعتصاب کنه بگه این متمم قانون اساسی ماست که داری باش بازی می‌کنی، یه اسباب‌بازی سیاسی نیست. شاه مردم‌دار بودن برای مردمی که یک مشت سیب‌زمینی هستند، نه لطفی برای اون شاه داره نه نفع چندانی برای اون جامعه. وفاداری و گارد، باید دو طرفه باشه تا کار کنه.

و چه آتئیست‌ها بپسندند و چه نپسندند تنها چیزی که میتونه جلوی سیب‌زمینی بودن رو بگیره، مسلح بودن به ایمان الهیه. چون فقط این نیروعه که به فرد جرئت میده هزینه‌ای رو بپذیره که نتیجه‌ش رو شاید نبینه. اون مسیحیانی که داشتند نظام اخلاقی پروتستانیسم رو راه می‌انداختند، که الان هرچه چیز خوب که در دنیای مدرن باقی مونده از جهاد اون‌هاست، می‌دونستند که ثمراتش رو احتمالا نخواهند دید. می‌دونستند در لبه دنیای قدیم هستند و پای خودشون خیلی به اونطرف نمیرسه.‌ اما انگیزه‌ای که «یکی هست که داره می‌بینه که ما مصلحیم» ایجاد می‌کرد کافی بود. البته انگیزه‌های مصلح بودن ممکنه این خطر رو داشته باشه که متوهمی همچون خمینی که خودش رو حتی بالاتر از پیغمبر می‌بینه، به عنوان مصلح ملی و یا جهانی قیام کنه و همه‌چیز رو به نسخه بدتری از چیزی که قبلا بود تبدیل کنه، اما فقدان این انگیزه هم همین جوامع رو به قهقرا رو بوجود میاره. بهرحال در این دنیا هیچ‌چیزی بدون ریسک نیست.
بعضی‌ها میگن اینهم از اقتدارگرایی حاصل شده: می‌تونیم می‌کنیم!.. بله، ولی خیلی از نیروهای اقتدارگرا در دنیا که اون‌ها هم می‌تونستند هرکاری بکنند، هرکاری نمی‌کردند. منظورم از هرکاری «هر جنایتی» نیست. اتفاقا کلکسیونی از جنایات در پرونده‌شون هست، اما براشون مهم بود و هست که نظر مردم درباره اینکه چطور دارن اوضاع رو هندل می‌کنند چی باشه. برای گاوها مهم نیست که بپرسن چرا اینجوری شاخ زدی؟ چه یه ناظر بیرونی بپرسه، چه گاو بغل‌دستی‌.
نمی‌دونم کمونیست‌ها چرا انقدر فس فس می‌کنند. مالیات بر عایدی سرمایه که قدم بزرگی نیست. باید همت بلند داشت و اهداف بزرگتری مدنظر قرار داد. من اگه کمونیست بودم می‌گفتم کلا معاملات رو ممنوع کنید. یعنی کسی چیزی به کسی نفروشه و چیزی از کسی نخره. هروقت کسی به کالایی نیاز داشت به دولت اطلاع بده، مثلا بگه من یک واحد آپارتمان میخوام، و دولت بررسی کنه ببینه واقعا لازمه یک واحد بخره یا نه، و اگه واقعا لازم بود دولت از کسی که قبلا به دولت اطلاع داده که «من یک واحد آپارتمان ساخته‌ام» اون واحد رو بگیره و بده به این. چون به محض اینکه مردم خودشون با خودشون معامله کنند، قیمت‌ها نوسان می‌کنه و مشکلات پیش میاد. اگه اعتقادم به کمونیسم در سطح «دو آتشه» هم بود می‌گفتم همه اموال همه مردم باید مصادره بشه. چطور ممکنه جنگل مال دولت باشه اما آپارتمان‌ها و خودروها و فلزات و پارچه‌ها و غذاها و مبل‌ها و گوشی‌ها مال دولت نباشند؟ دولت باید تعیین کنه هرکس در طول روز باید چندتا دستمال کاغذی مصرف کنه، و چقدر از خمیردندون رو بماله روی مسواکش، و چند نقطه کرم مرطوب‌کننده بزنه به گونه‌هاش، و چندتا آلو بخوره. میشه این کار رو کرد. فقط «اراده» میخواد. همون چیزی که استالین به اندازه کافی ازش نداشت.

https://t.me/commun_shia/140
ای دولت رحیم و رحمان.. ای دولتی که بر همه‌چیز توانایی، ای دولتی که بر همه‌چیز آگاهی، ای دولتی که همه خوبی‌ها از تو است و همه بدی‌ها از شهروندان، ای دولت واسع‌الرحمه، ای دولت مجید و جلیل و رفیع و مستعان! نگذار لحظه‌ای به حال خود رها شویم، که همانا تو خیر ما رو بهتر از ما می‌دانی، و همانا فقط تو میتوانی ما را از شر جن و انس نجات دهی. به ما توفیق ده تا عبد تو باشیم و به هر آنچه تو می‌گویی عمل کنیم، که حیات ما بی تعبد تو ارزشی ندارد. ای عزیزترین جبار و ای لطیف‌ترین مقتدر، سعادت ما آن لحظه‌های نابی است که در برابر تو به سجده افتاده‌ایم! ای دولت علیم و حکیم، این تویی که ما را می‌آفرینی و این تویی که ما را میمیرانی، اگر قرار باشد روزی از تو سرپیچی کنم، من را قبل‌تر از آن روز بمیران!
ما تو ایران خبرنگار نداریم (هرچند که بقیه جاهای دنیا هم تقریبا نداریم، اونایی هم که خبرنگارند واقعا در حوزه بازار و بورس هستند. اونم نه همشون) و گرنه مصاحبه مفرحی می‌شد گرفت از نمایندگانی که به این طرح رأی دادند.‌ مثلا دو سه نفرشون رو می‌نشوندی دور میز (که بتونن بهم کمک کنند) و می‌پرسیدی چجوری باید بفهمیم یه آپارتمان خالی هست یا نیست؟ از اینکه پنجره‌هاش پرده داره یا نه؟ یا ازینکه توش وسایل و مبلمان هست یا نیست؟ اگه طرف وسیله پر کرده بود چجوری ثابت کنیم ساکن داره یا نداره؟ از استشهاد همسایه‌ها؟ چندمیلیون استشهاد جمع کنیم یعنی؟ بررسی این استشهادها چقدر زمان میبره؟ چجوری مطمئن بشیم همسایه‌ها راست گفتن؟ اگه مالک استشهادی از چندنفر دیگه آورد که خلاف استشهاد قبلی بود، چجوری بفهمیم کدومش ساختگیه؟ کارشناس دادگستری بفرستیم برای هر واحد؟ کارشناسه باید چند روز دم در کشیک بکشه که بفهمه کسی به واحد رفت آمد داره یا نه؟ اگه مالک یک نفرو اجیر کرد که چند روز به واحدش رفت آمد کنه چی؟ از کجا بفهمیم ساکن واحد، اجیر نشده که نقش ساکن رو بازی کنه؟ با اونایی که شش ماه تو یه خونه‌شون در یک شهر و شش ماه دیگه تو یه خونه دیگه در یک شهر دیگه زندگی می‌کنند چیکار کنیم؟ فرض کنیم یکی رو گیر آوردیم که ده واحد آپارتمان خالی داره، و به هر ده‌تا مالیات بستیم، اگه بازم حاضر نشد اجاره‌شون بده چی؟ از دستگاه‌های دولتی هم میشه بابت زمین‌های خالی و بلااستفاده‌ای که در اختیار دارن مالیات گرفت؟ چرا قبل ازین طرح، خرید املاک مسکونی توسط بانک‌ها رو ممنوع نکردید؟



https://t.me/bbcpersian/72486
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی فکر می‌کنی داری با یک کمونیست بحث می‌کنی اما یهو میفهمی چندتان و عین هم حرف میزنن‌.
از یک زاویه، کل داستان جوکر بر این مبناست که جامعه برای بعضی از افراد یا تعداد زیادی از اون‌ها موقعیت
Unwinnable
ایجاد میکنه. یعنی هرچقدر هم فرد تلاش کنه و هرچقدر هم انعطاف نشون بده، نمیتونه برنده باشه. بعد این فرد طغیان میکنه و بازی رو بهم میزنه و ادامه داستان الی آخر که همه حفظند.

اینکه در آمریکا و کشورهای مرفه دیگه همه انقدر مایلند جوکر باشند یا فکر می‌کنند آلردی هستند، یک دلیل واحد نداره. مثلا رنگ باختن ایمان الهی یکی ازون دلایله (وقتی فرد همه‌چیز رو خلاصه کنه در زندگی این دنیا، چه حقیقت این باشه چه نباشه، اگه اینجا چیزی رو نبره، بازنده‌ست). یا یه دلیل دیگه اینه که یک تلاش سازمان‌یافته از طرف مارکسیست‌ها وجود داره تا به مردم القاء بشه که بازنده‌اند؛ ازونجایی که این‌ها در ارائه مدل اقتصادی موفق که بتونه کار بکنه ناکام شدند، به وندالیسم اجتماعی متوسل شدند. یعنی حالا که مدل ما کار نکرد، یه کاری بکنیم مدل‌های دیگه هم کار نکنند، یا به مردم القاء کنیم که کار نمی‌کنند. اما هیچ‌کدوم این‌ها دلیل اصلی نیست. دلیل اصلی اینه که خود نهادهای قدرتمند در این کشور، متوجه شدند که ازین کانسپت که ضد خودشونه میتونند به نفع خودشون استفاده کنند. این‌ها جوکرهای فیک نساختند، یعنی این‌هایی که در غرب بلوا راه میندازن در حال نقش بازی کردن نیستند. بلکه تصمیم گرفتند به جای اینکه عوام تعیین کنند جوکر چه کسی باشد و به چه چیزی حمله کند، ما خودمون از قبل طراحی و تنظیمش کنیم!

اگه به سایت BLM مراجعه کنید درباره همه‌چیز مطلب هست غیر از سیاهان! انگار بیشتر نگران لزبین‌ها هستند تا سیاهان فقیر! نه تنها موضوع تبعیض اقتصادی نیست، بلکه حتی موضوع سیاهان هم نیستند. در حالی که همونطور که قبلا نوشتم اگر واقعا صداقتی وجود داشت باید به جای مجسمه‌ها، ساختمان فدرال رزرو رو میاوردن پایین. چون دقیقا این بانک‌های مرکزی هستند که دارند موقعیت‌هایی میسازند که توش هیچ‌جوری نمیشه برنده شد! الان اشخاص و شرکت‌هایی که بلدند و میتونند خودشون رو با فدرال رزرو و وال‌استریت هماهنگ کنند، همه‌چیز رو میبرن، درست مثل کسی که هرچی روی میز پوکر هست جمع می‌کنه. و اون کسی که فری‌لنس کار می‌کنه و موقعیت شغلی و درآمدش شکننده‌ست، هرچقدر بدوعه به اونایی که برنده هستن نمیرسه. البته که بهرحال وضعش خیلی بهتر از همکار و هم‌کسوت خودش در ترکیه یا اندونزیه مثلا، اما برندگی و بازندگی مفاهیم نسبی هستند که به محیط اطرافت خیلی ربط پیدا می‌کنه (داستان یوسف درباره همین بود که پسرها با اینکه همشون زندگی خوبی داشتند، چون یوسفی وجود داشت که در همه‌چیز برنده بود، احساس بازندگی می‌کردند).

اون رانتی که پرینتر پول و دولت با قوانین بی‌شمارش ایجاد می‌کنه و اون گپی که میسازه انقدر عمیق هست که با هیچ مقدار از تلاش و زیرکی فردی و عرضه و خلاقیت، نمیشه ازش پرید. غیر از مواردی استثنایی که اصلا قابل تعمیم به کل جمعیت نیستند. اگه طرف بتونه بپذیره که اینجا که هستم وضعم از هرجای دیگه دنیا بهتره، که واقعیت هم داره، در آرامش خواهد بود، اما اگه این براش کافی نباشه، که اغلب نیست، میتونه به یک جوکر تبدیل بشه.

حالا سیستم چه می‌کنه؟ قبل ازینکه جوکرهایی که میتونند این نظم گپ‌ساز رو بهم بزنند به خودشون تکون بدن، همه‌جا رو با آدرس‌های غلط پر می‌کنه. و این میشه که الان جوکرهای ضدپلیس داریم، جوکرهای ضد مرد، جوکرهای ضد آزادی، جوکرهای ضد سفیدپوستان، جوکرهای ضد میهن‌پرستی، جوکرهای ضد مذهب، حتی جوکرهای ضدپرچم.. همه‌جورش هست، اما جوکر ضد بانک مرکزی نیست! البته هستند جوکرهای ضدبانک مرکزی، ولی خزیده‌اند توی اتاق‌هاشون و دارن ساکت و بی‌سر و صدا، بیت‌کوین میخرند، همین!

یه جوری فضا رو با نویز پر کردند، که سیگنال شانس انتقال پیدا نکنه.
پیوند عضو یکی ازون کارهایی بود که انسان می‌تونست انجام بده ولی نباید انجام میداد. هرچند ظاهرن منافعی داشت، مثل کج و کوله زنده نگه داشتن کسی که باید قاعدتا میمرد، اما شری که به وجود آورده از نگاه من خیلی بزرگتره. دیر یا زود آمار تصادفات میاد پایین و مرگ‌های مغزی کمتر و کمتر میشه (استانداردهای ایمنی اجباری داره به سمتی میره که اگه حادثه‌ای رخ داد یا متلاشی بشی یا به زندگیت ادامه بدی). تقاضا هرروز بیشتر، و عرضه حوادث هرروز کمتر. و این یعنی عرضه داوطلبانه مثل کلیه‌فروشی و عرضه جنایتکارانه، مثل عضودزدی، بالاتر میره. من که امیدی ندارم دولت چین برداشت عضو از زندانیانش رو متوقف کنه، و در تعجبم که جمهوری‌اسلامی چرا تا الان وارد این کار نشده (منظورم برداشت انبوه و صنعتیه، و گرنه در حد چند مورد رو حتما انجام دادن. زندانی سیاسی مفقود‌الاثر کم نداریم). اگه قرار بود این قضیه رو کنترل کنند تا الان کرده بودند. از منع گسترش سلاح‌های شیمیایی سخت‌تر نیست. آمریکا و ناتو خودشون رو موظف میدونند پایگاه دولتی که از گاز کلر استفاده کرده رو با موشک کروز بزنند. به نظرم اون بیمارستانی که بستر فروش عضو و این کثافت‌کاری‌ها رو ایجاد کرده رو هم باید با کروز بزنند تا دقیقا به همون شکلی دربیاد که اون سوله در نطنز دراومد. اما اقداماتی صدبار ساده‌تر ازین رو هم انجام نمیدن. بنابراین دلیلی نداره فکر کنم که اوضاع بدتر نخواهد شد.

هرکسی دوست داره خودش یا عزیزانش بیشتر زنده بمونند، یا کمتر درد بکشند، اما زندگی یه جایی باید تموم بشه و باید مرد بود و پذیرفتش.
یه شرکت که تو کار دزدگیر و دوربین مداربسته و این‌هاست یه پست تو وبلاگ سایتش گذاشته درباره اقلامی که بیشتر از بقیه دزدیده میشن در آمریکا، و لیست جالبیه. از هدفون گرفته تا لوازم آرایشی. تقریبا میشه گفت عمده دزدی‌هایی که انجام میشه از سر گرسنگی نیست، بلکه برای تأمین تقاضاییه که در بازار سیاه وجود داره. هدفون هزار دلاری رو میدزدن تا بتونن بیرون پونصد دلار بفروشن و اون پونصد دلار رو برای سیر کردن شکم‌شون نمیخوان، برای خرید مواد مخدری که بش معتادند لازم دارند.

چندماه پیش اینجا یه بحث مفصلی راه انداختم که آیا باید جلوی توزیع مواد مخدر در جامعه رو گرفت یا نه و خیلی‌ها می‌گفتند نه. باید ازشون پرسید نظرشون درباره جرائمی که فقط و فقط به خاطر اعتیاد رخ میده چیه.


https://supremealarm.com/top-10-commonly-shoplifted-items-retail/
وقتی میگن ۲۵ درصد جمعیت ایران روستانشین هستن میگم ما روستایی نداریم دیگه، این‌ ۲۵ درصد هم شهرنشین هستند، فقط یکم از مراکز جمعیتی دورترند. شش‌ماهه خونه‌هاشون رو از دست دادند، اما دقیقا در همون موقعیت بیچارگی قرار دارند که یک شهرنشین اگه آپارتمان و آب و برق رو از دست می‌داد در اون موقعیت قرار می‌گرفت. در واقع حتی پیرمردهاشون هم نحوه اداره کردن زندگی مستقل از دولت و امکانات شهری که سه چهار نسل قبل‌شون به کار می‌گرفتند رو بلد نیستند. نه هفتصدسال قبل، حتی اطلاعات و مهارت‌های سه نسل قبل هم از بین رفته.


https://t.me/SarKhatism/8779
پروفسور استدلر، رییس سابق موسسه ایمونولوژی دانشگاه برن سوئیس تو یه مجله سوئیسی یه مطلب نوشته بوده درباره کرونا با عنوان «چرا همه اشتباه کردند» و اینجا ترجمه انگلیسیش رو گذاشتن. چند مورد از باورهایی که تا الان تبلیغ شده رو افسانه معرفی می‌کنه. مثلا کرونا ویروس جدید، اصلا جدید نیست! یا اینکه بدن مردم این ویروس رو نمیشناسه یه دروغه. اینکه خیلی‌ها میگیرن و چیزی‌شون نمیشه یعنی سیستم ایمنی میدونه با چه چیزی طرفه. یا اینکه میشه کسی بیمار باشه اما علائم نداشته باشه چرت و پرته. اگه کسی علائم نداره یعنی سیستم ایمنی ویروس رو شکست داده، پس بیمار نیست. یا اینکه کیت تست لاشه ویروس رو تشخیص میده نه زنده بودنش رو، و خیلی‌ها که جواب تست‌شون مثبته ویروس رو از بین بردن قبلا. و نهایتا میگه جوان‌هایی که با ماسک تردد میکنند بهتره کلاه کاسکت هم بذارن چون احتمال اینکه یه جسمی بیفته روی سرشون بیشتر ازینه که کرونا بگیرن و مریض بشن! و اینکه تابستون بهرحال فعالیت ویروس کم میشه، به خاطر تمهیدات ویژه من و شما و دولت نیست!

بخونید حتما.



https://medium.com/@vernunftundrichtigkeit/coronavirus-why-everyone-was-wrong-fce6db5ba809
ازش میپرسن امام زمان اسم همه آدما رو میدونه؟ به جای اینکه بگه این چرت و پرت‌ها چیه می‌‌پرسید میگه بله مثل معلم که اسم همه شاگرداش رو‌ حفظه!
دیوانه اگه اینطور بود چطور پیامبر اسم غریبه‌ها رو می‌پرسید؟

نمیشه اصلاحی در تشیع ایجاد کرد تا زمانی که این دایناسورها زنده هستن.
اول میگه رییس فارابی مشهد شش ماه پیش کرونا گرفته بود، خوب شد، حالا دوباره گرفته! بعد یکی میپرسه وقتی ایمنی بدن فقط شش ماه دوام داره واکسن به چه دردی میخوره؟ بعد میگه خودتون رو درگیرش نکنید! یعنی وقتی چرت و پرت میگیم ازمون سوال‌های سخت نپرسید.
عصبانی شدند که این سوال رو پرسیدم. انگار بپرسی «اگه زندانی بودی ترجیح میدادی یه عرب بت تجاوز کنه یا یک بلوچ؟» بعد طرف بگه این سوال نژادپرستانه‌ست! بالاخره یه ترجیحی تو ذهنت داری دیگه. شاید غلط باشه ولی یه چیزی هست. وقتی زندانی هستی یعنی روی اینکه بت تجاوز بشه یا نشه مختار نیستی، ولی شاید روی اینکه کی تجاوز کنه مختار باشی. اینکه نخوای جواب بدی کاملا قابل درکه، ولی اینکه بگی «سوال توهین‌آمیزه» مسخره‌ست. دلیلش اینه که فرد حاضر نیست بپذیره که هیچ کاری از دستش برنمیاد، دوست داره در این تخیل باقی بمونه که ما می‌تونیم جلوی این غارت رو بگیریم، و بقیه باید به این تخیل احترام بذارن!
اینکه میگن امید چیز خطرناکیه رو قبول ندارم. درستش اینه: امیدوارها خطرناکند.

اِنی‌وی، بذاریم نظرسنجی یک شبانه‌روز کامل سرپا باشه تا ببینیم این نسبت تغییری می‌کنه یا نه.