Anarchonomy
آیا با وجود قانون حداقل سن «کار حرفهای» موافقید؟
(فقط قانون لازمالاجرا مطرحه. اگه با اینکه کودکان کار کنند مخالفید اما با ممنوعیت قانونیش موافق نیستید همون گزینه دوم رو انتخاب کنید).
(فقط قانون لازمالاجرا مطرحه. اگه با اینکه کودکان کار کنند مخالفید اما با ممنوعیت قانونیش موافق نیستید همون گزینه دوم رو انتخاب کنید).
چه دوقطبی فاحشی وجود داره در مورد مسئله کودکان کار. این نتیجه احتمالا بعضیها رو مأیوس میکنه. برای حفظ حریم خصوصی اعضاء، نظرسنجیها رو به صورت anon میذارم ولی جالب میشد اگه میفهمیدیم چه کسانی گفتند بله، و چه کسانی گفتند خیر. حدس خودم اینه که بین دانشگاهی بودن فرد و انتخاب بله رابطه مستقیمی وجود داره. اصلیترین دلیلی که برای ایجاد این قانون وجود داشته ضروریپنداری آموزش و پرورش در جامعهست. یعنی نه تنها تحصیل رو به عنوان یک حق غیرقابل مذاکره تثبیت کردهاند بلکه مدت زمان این تحصیل هم علاوه بر قانون، به یک تابو تبدیل شده و مثلا اگه بگیم ۵ سال کافیه میگن وای نئولیبرالها مسلط شدند، وای ما رو میخوان برگردانند به دوره قاجار!
یکی از نکات بامزه این تابو اینه که همون مکانیزم یادگیری که برای شاغل بزرگسال حلال شده رو برای شاغل خردسال حرام اعلام میکنند. مثلا یک سازمان به کارمندی که با نرمافزارهای اتوماسیون جدید آشنا نیست میگه روزی یک ساعت کلاس آموزش میذارم برات که هم به کارت برسی هم سیستمی که قراره پیاده کنیم رو یاد بگیری. حتی اگه اون کارمند یک متر با زوال عقل فاصله داشته باشه. اما هیچکس نمیتونه بگه بچهها برای من کار میکنند، روزی یک ساعت هم مهارتهای خواندن و نوشتن و بیسیک ریاضی بهشون آموزش میدیم!
یکی از نکات بامزه این تابو اینه که همون مکانیزم یادگیری که برای شاغل بزرگسال حلال شده رو برای شاغل خردسال حرام اعلام میکنند. مثلا یک سازمان به کارمندی که با نرمافزارهای اتوماسیون جدید آشنا نیست میگه روزی یک ساعت کلاس آموزش میذارم برات که هم به کارت برسی هم سیستمی که قراره پیاده کنیم رو یاد بگیری. حتی اگه اون کارمند یک متر با زوال عقل فاصله داشته باشه. اما هیچکس نمیتونه بگه بچهها برای من کار میکنند، روزی یک ساعت هم مهارتهای خواندن و نوشتن و بیسیک ریاضی بهشون آموزش میدیم!
وقتی کاسبهای محله ما به دارایی مراجعه کردند و به داروغه مربوطه گفتند این درآمدی که برای ما نوشتید و بر اساس اون عدد این مقدار مالیات برامون بریدید چیزی نیست که ما واقعا در طول یکسال درمیاریم، طرف گفته بود «محله شما محله پررونقیه، اگه تو اون محل نمیتونید انقدر دربیارید جمع کنید و کرکره رو بکشید پایین».
اگه یک ایرانی بخواد امروز خودش رو بیمه درمانی تکمیلی بکنه، بهترین آپشنی که براش وجود داره پکیجیه که سالی ۲ میلیون ۶۰۰ هزار تومن براش خرج برمیداره. البته اگه جوان نباشه باید کمی بیشتر بده، و البته این پکیج پوشش خیلی گستردهای نداره. مثلا برای جراحی تخصصی فقط ۷۵ میلیون تومن تقبل میکنه، در حالی که یک جراحی قلب باز در بیمارستانی که توش سگ نزنه و گربه نرقصه بالای ۱۰۰ میلیون هزینه داره، و با وضعیت فعلی سلامت در مملکت جراحی قلب باز دیگه مختص سالخوردگان نیست و بسیار نزدیکتر از آن است که در آینه دیده میشود! اما ما به همین مقدارش قناعت میکنیم. فرض کنیم حکومت سوپر نئولیبرال!! جمهوریاسلامی بخواد ناگهان در مورد بیمه سلامت صد در صد سوسیالیستی عمل کنه و برای هر شهروند ایرانی این پکیج رو بخره. ۹۰ میلیون ضربدر ماهیانه ۲۱۶ هزار تومن، میشه ماهی ۲۰ هزار میلیارد تومن. اگه دلار رو ۲۰ هزار تومن در نظر بگیریم (اگه اسفند ماه این پست رو میخونید لطفا به این عدد نخندید) میشه دقیقا ۱ میلیارد دلار.
اگه دولتی که صاحب شش دانگ کشوری با این وسعت و با این منابع و با این پتانسیلهاست نمیتونه ماهی ۱ میلیارد دلار بذاره کنار برای سلامت مردم، بهتر نیست جمع کنه و ببنده؟
چرا دولت اجازه داره به ما بگه اگه نمیتونید دربیارید کرکره رو بکشید پایین اما ما اجازه نداریم به دولت بگیم اگه نمیتونی دربیاری کرکره رو بکش پایین؟
اگه یک ایرانی بخواد امروز خودش رو بیمه درمانی تکمیلی بکنه، بهترین آپشنی که براش وجود داره پکیجیه که سالی ۲ میلیون ۶۰۰ هزار تومن براش خرج برمیداره. البته اگه جوان نباشه باید کمی بیشتر بده، و البته این پکیج پوشش خیلی گستردهای نداره. مثلا برای جراحی تخصصی فقط ۷۵ میلیون تومن تقبل میکنه، در حالی که یک جراحی قلب باز در بیمارستانی که توش سگ نزنه و گربه نرقصه بالای ۱۰۰ میلیون هزینه داره، و با وضعیت فعلی سلامت در مملکت جراحی قلب باز دیگه مختص سالخوردگان نیست و بسیار نزدیکتر از آن است که در آینه دیده میشود! اما ما به همین مقدارش قناعت میکنیم. فرض کنیم حکومت سوپر نئولیبرال!! جمهوریاسلامی بخواد ناگهان در مورد بیمه سلامت صد در صد سوسیالیستی عمل کنه و برای هر شهروند ایرانی این پکیج رو بخره. ۹۰ میلیون ضربدر ماهیانه ۲۱۶ هزار تومن، میشه ماهی ۲۰ هزار میلیارد تومن. اگه دلار رو ۲۰ هزار تومن در نظر بگیریم (اگه اسفند ماه این پست رو میخونید لطفا به این عدد نخندید) میشه دقیقا ۱ میلیارد دلار.
اگه دولتی که صاحب شش دانگ کشوری با این وسعت و با این منابع و با این پتانسیلهاست نمیتونه ماهی ۱ میلیارد دلار بذاره کنار برای سلامت مردم، بهتر نیست جمع کنه و ببنده؟
چرا دولت اجازه داره به ما بگه اگه نمیتونید دربیارید کرکره رو بکشید پایین اما ما اجازه نداریم به دولت بگیم اگه نمیتونی دربیاری کرکره رو بکش پایین؟
عجیب نیست که دلمون میخواد خوشگذرانیهامون در دورهای بوده باشه که نه چیز زیادی میفهمیدیم نه چیز زیادی ازش یادمون میمونه؛ و کار و سختی در دورهای باشه که شش دنگ حواسمون جمعه و همهچی یادمون میمونه؟
اوکی، از قسمت سخت فلسفیش بگذریم.. این دوگانهای که شما ترسیم میکنی، یعنی یا گیلاسچینی با نفرت یا خوشگذرونی زیر باران محبت، واقعی نیست. بسیاری از بچهها کارهایی که شما کردی رو مجبور نبودند انجام بدن و انجام هم ندادند، اما تحت یک شرایط پادگانی، که مدرسه فقط یک بخش ازونه، قرار گرفتند که هزار و یک عارضه روانی براشون ایجاد کرد، و هدف ازون شرایط پادگانی هم دقیقا این بود که مجبور نباشند کارهایی که شما کردید رو بکنند! و همون بچهها که وقتی شما داشتی کار میکردی داشتند بازی میکردند الان عقدهایتر، نازکنارنجیتر، شکنندهتر، و بیعرضهتر هستند. اینها حتی از والدینشون هم متنفرند. همون والدینی که اجازه نمیدادند بچه دست به سیاه و سفید بزنه.
من نمیگم کار بچه، ویتامینه برای شخصیتش. اما اینطور که جا افتاده، سیانور هم نیست.
اوکی، از قسمت سخت فلسفیش بگذریم.. این دوگانهای که شما ترسیم میکنی، یعنی یا گیلاسچینی با نفرت یا خوشگذرونی زیر باران محبت، واقعی نیست. بسیاری از بچهها کارهایی که شما کردی رو مجبور نبودند انجام بدن و انجام هم ندادند، اما تحت یک شرایط پادگانی، که مدرسه فقط یک بخش ازونه، قرار گرفتند که هزار و یک عارضه روانی براشون ایجاد کرد، و هدف ازون شرایط پادگانی هم دقیقا این بود که مجبور نباشند کارهایی که شما کردید رو بکنند! و همون بچهها که وقتی شما داشتی کار میکردی داشتند بازی میکردند الان عقدهایتر، نازکنارنجیتر، شکنندهتر، و بیعرضهتر هستند. اینها حتی از والدینشون هم متنفرند. همون والدینی که اجازه نمیدادند بچه دست به سیاه و سفید بزنه.
من نمیگم کار بچه، ویتامینه برای شخصیتش. اما اینطور که جا افتاده، سیانور هم نیست.
❤7
اینکه کسی دوره کودکی یا نوجوانی خودش رو سیاه ببینه، لزوما به این معنی نیست که اوضاع خیلی فاجعهبار بوده.
من رو به خاطر قدم همیشه انتهای کلاس مینشوندن، در حالی که جزء بچههای درسخون بودم، و در حالی که بچههای درسخون معمولا در ردیفهای جلو مینشستند. بچههای جلو به خاطر جبر درسی با من در ارتباط بودند، و بچههای عقب به خاطر جبر همجواری! در یک کلاس پنجاه نفره قبیله مهمه، و من به دلیل این میانماندگی جزء هیچ قبیلهای نبودم. به دلایلی ردیفهای جلو نماینده دهکهای بالای جامعه و ردیفهای عقب نماینده دهکهای پایین بودند. در اون سن و با اون اندوخته تربیتی، ظرفیت پل زدن بین دو سر این اجتماع رو نداشتم. نمیتونستم یک طبقه متوسط یکنفره باشم.
همین جزییات کوچک یک کلاس رو برای یک نفر نفرتانگیز، و برای یک نفر دیگه خاطرهانگیز می کنه. میشه این رو تعمیم داد به کل محیط. یکی از مراحل بلوغ اینه که به این درک برسی که نمیشه تیر و تخته عالم رو طوری چید که به همه خوب بگذره. من ازونهایی که میگن «همه تلاش ما اینه تا محیط امن و سالمی را برای کودکان فراهم کنیم» بیشتر میترسم.
من رو به خاطر قدم همیشه انتهای کلاس مینشوندن، در حالی که جزء بچههای درسخون بودم، و در حالی که بچههای درسخون معمولا در ردیفهای جلو مینشستند. بچههای جلو به خاطر جبر درسی با من در ارتباط بودند، و بچههای عقب به خاطر جبر همجواری! در یک کلاس پنجاه نفره قبیله مهمه، و من به دلیل این میانماندگی جزء هیچ قبیلهای نبودم. به دلایلی ردیفهای جلو نماینده دهکهای بالای جامعه و ردیفهای عقب نماینده دهکهای پایین بودند. در اون سن و با اون اندوخته تربیتی، ظرفیت پل زدن بین دو سر این اجتماع رو نداشتم. نمیتونستم یک طبقه متوسط یکنفره باشم.
همین جزییات کوچک یک کلاس رو برای یک نفر نفرتانگیز، و برای یک نفر دیگه خاطرهانگیز می کنه. میشه این رو تعمیم داد به کل محیط. یکی از مراحل بلوغ اینه که به این درک برسی که نمیشه تیر و تخته عالم رو طوری چید که به همه خوب بگذره. من ازونهایی که میگن «همه تلاش ما اینه تا محیط امن و سالمی را برای کودکان فراهم کنیم» بیشتر میترسم.
این سوال رو اخیرا خیلیها ازم پرسیدند و جالبه همشون میگن نمیدونن چرا از من دارن میپرسن.
ترامپ چند روز پیش فرمانی رو امضاء کرد که میگه داشتن مدرک دانشگاهی دیگه برای استخدام کارمندان دولت فدرال الزامی نیست، این مهارته که ملاک دولت خواهد بود. این اتفاق مهمی بود که توی بلبشوی سیاسی موجود زیاد دیده نشد. اما موید خیلی از واقعیتهاست. وقتی حتی خانه بروکراتها داره از هنجار آکادمیک فاصله میگیره، تصور کنید در بخش خصوصی چه خبره. این رو یادآوری کردم تا بدونید در چه زمان و فضایی قرار گرفتید.
اما اگه عبور ازین قیف مجازی خیلی براتون مهمه، ماسک N95
بزنید و یه ماسک جراحی هم بذارید روش و برید داخل. اگه فکر میکنید نمیتونید چهار ساعت چنین تنفسی رو تحمل کنید، روزهای قبلش تو خونه تمرین کنید. تصور کنید خلبان یک جنگنده هستید.. برای کسی که فکر میکنه دانشگاه باند صعوده، تخیل متناسبیه.
ترامپ چند روز پیش فرمانی رو امضاء کرد که میگه داشتن مدرک دانشگاهی دیگه برای استخدام کارمندان دولت فدرال الزامی نیست، این مهارته که ملاک دولت خواهد بود. این اتفاق مهمی بود که توی بلبشوی سیاسی موجود زیاد دیده نشد. اما موید خیلی از واقعیتهاست. وقتی حتی خانه بروکراتها داره از هنجار آکادمیک فاصله میگیره، تصور کنید در بخش خصوصی چه خبره. این رو یادآوری کردم تا بدونید در چه زمان و فضایی قرار گرفتید.
اما اگه عبور ازین قیف مجازی خیلی براتون مهمه، ماسک N95
بزنید و یه ماسک جراحی هم بذارید روش و برید داخل. اگه فکر میکنید نمیتونید چهار ساعت چنین تنفسی رو تحمل کنید، روزهای قبلش تو خونه تمرین کنید. تصور کنید خلبان یک جنگنده هستید.. برای کسی که فکر میکنه دانشگاه باند صعوده، تخیل متناسبیه.
Anarchonomy
در خبرها آمد که واردات گوشیهای هوشمند بالاتر از ۳۰۰ یورو متوقف شده. در این راستا چهرههای مطرح نظام نظرات مختلفی ارائه کردند: - روحانی: از شنبه هفته بعد سایز صفحه گوشیها باید به زیر ۵ و نیم اینچ برگرده. تاجگردون: ما بهرحال دستمالی که بتونه صفحه گوشی هفتصد…
این پست انگار چندجا فوروارد و استقبال شده. اگه بازم تیتر خبری از این «گله گاو» دیدید که مناسب چنین پستی بود برام بفرستید تا با همین الگو بنویسم.
مدیر شرکت MSI تولیدکننده لپتاپ و مادربورد، در سن ۵۶ سالگی خودش رو از طبقه هفتم ساختمان شرکتش انداخت پایین و فوت کرد. حتی کارمندان هم از صدای ایجاد شده وحشت کردند.
نه سن، نه وضعیت مالی و نه موقعیت اجتماعی تضمین نمیکنه که به چنین مرزی از فروپاشی نرسید، اما حتی اگه خواستید خودکشی کنید یکم مسئولانه انجامش بدید. مثلا با ماشین برید تو دره. یه صحنه تلخ فراموشنشدنی برای دیگران ایجاد نکنید. مخصوصا برای کسانی که شما رو میشناختند.
نه سن، نه وضعیت مالی و نه موقعیت اجتماعی تضمین نمیکنه که به چنین مرزی از فروپاشی نرسید، اما حتی اگه خواستید خودکشی کنید یکم مسئولانه انجامش بدید. مثلا با ماشین برید تو دره. یه صحنه تلخ فراموشنشدنی برای دیگران ایجاد نکنید. مخصوصا برای کسانی که شما رو میشناختند.
چون معلولیت داره چهارنفر ازش تقاضای ازدواج کردن تا معافیت بگیرند، و بش برخورده. اما حتی اینکه طرف صادقانه بگه هدفش چیه و حتی پول هم بده، براش توهینآمیزه!
آیا پسرها هم اجازه دارند چنین حساسیتهایی داشته باشند؟ یک دختر میانگین جامعه به چه دلیلی به پیشنهاد ازدواج یک پسر جواب مثبت میده؟ تقوا نیست قطعا. غیر ازینه که مخارج زندگیش رو قراره تأمین کنه، بعلاوه مسکن، بعلاوه تأمین امنیت؟ حالا از جذابیتهای فیزیکی بگذریم. چرا اون پسر نباید بگه «من و هر پسر دیگهای ابزاری برای رسیدن شما به اهداف زندگیتون نیستیم»؟
چهارنفر میخواستن یه معامله انجام بدن، خوشت نمیاد بگو نه، حال نمیکنم با این کار. به همین سادگی. اما چرا ساده نمیگیره؟ چون قربانی بودن بیشتر لایک میگیره.
آیا پسرها هم اجازه دارند چنین حساسیتهایی داشته باشند؟ یک دختر میانگین جامعه به چه دلیلی به پیشنهاد ازدواج یک پسر جواب مثبت میده؟ تقوا نیست قطعا. غیر ازینه که مخارج زندگیش رو قراره تأمین کنه، بعلاوه مسکن، بعلاوه تأمین امنیت؟ حالا از جذابیتهای فیزیکی بگذریم. چرا اون پسر نباید بگه «من و هر پسر دیگهای ابزاری برای رسیدن شما به اهداف زندگیتون نیستیم»؟
چهارنفر میخواستن یه معامله انجام بدن، خوشت نمیاد بگو نه، حال نمیکنم با این کار. به همین سادگی. اما چرا ساده نمیگیره؟ چون قربانی بودن بیشتر لایک میگیره.
یکی اومده گفته قانون بدی نیست، فقط ناقصه، چون کاملا با اصول گروگانگیری مطابقت نداره. تا مطمئن نشدن که «پسر اسیر» از محدوده تعیین شده فرار نمیکنه نباید ولش کنند، و اون محدوده مجاز ۱۰ ساله! بعد همین خانوم این پروپوزال رو تأیید میکنه! یعنی معاملهای که با صداقت فردی مطرح شده رو توهینآمیز میبینه، اما خوابیدن با کسی که حکومت برای رابطه باهاش تایملاین تعیین کرده باشه توهینآمیز نیست!
جیزز کرایست پسر... عمق فاجعه قابل محاسبه نیست.
جیزز کرایست پسر... عمق فاجعه قابل محاسبه نیست.
هند که اخیرا در یک ناحیه مرزی با چین گلاویز شده، یک خرید تسلیحاتی تقریبا دو و نیم میلیارد دلاری رو با روسیه نهایی کرد. ۲۱ جنگنده میگ۲۹ بعلاوه ۱۲ سوخو ۳۰ بعلاوه آپگرید ۵۹ میگ ۲۹ که همین الان دارند.
غرض اینکه چین کوچکترین فشاری نمیتونه به روسیه وارد کنه تا این انتقال تسلیحات و انتقال تکنولوژی به هند صورت نگیره. بعد تصور میکنید روسیه و هند اجازه میدن ایران به پاتوق نظامیان چینی تبدیل بشه؟ خیلی ابعاد نظامی این قرارداد ۲۵ ساله رو جدی نگیرید. ابعاد اقتصادیش که شوخیتره.
غرض اینکه چین کوچکترین فشاری نمیتونه به روسیه وارد کنه تا این انتقال تسلیحات و انتقال تکنولوژی به هند صورت نگیره. بعد تصور میکنید روسیه و هند اجازه میدن ایران به پاتوق نظامیان چینی تبدیل بشه؟ خیلی ابعاد نظامی این قرارداد ۲۵ ساله رو جدی نگیرید. ابعاد اقتصادیش که شوخیتره.
عکس جدیدتر هم اومد.
وقتی عکس قبلی رو دستکاری کردم تا محل اصابت بیرونی واضحتر بشه اومدن گفتن ما عکاسیم ما کارمون ادیت عکسه، با این دستکاریها هر الگویی میشه درآورد از عکس. خب الان این دستکاری نشده، چشمتون رو باز کنید و ببینید جای اصابت رو.
۹۹ درصد عکاسان ایران چه در اصول اپتیک و چه در پردازش، اوت هستند.
وقتی عکس قبلی رو دستکاری کردم تا محل اصابت بیرونی واضحتر بشه اومدن گفتن ما عکاسیم ما کارمون ادیت عکسه، با این دستکاریها هر الگویی میشه درآورد از عکس. خب الان این دستکاری نشده، چشمتون رو باز کنید و ببینید جای اصابت رو.
۹۹ درصد عکاسان ایران چه در اصول اپتیک و چه در پردازش، اوت هستند.
Anarchonomy
Photo
میدونم خیلیها علاقهای ندارند به مباحث فنی، ولی در این مورد خاص لازمه کمی اطلاعات عمومی داشته باشید تا دستگاه پروپاگاندا، جسارتا خرتون نکنه.
این تصویری که در ابتدا از محل انفجار در رسانههای حکومتی منتشر شد یه مشکلی داره که همون ابتدا شاخکم رو تحریک کرد اما ازش عبور کردم. خوشبختانه دوستان بادقت در توعیتر بالاخره بش اشاره کردند. مشکل اینه که در ناحیه دوده گرفته، عدد مشکی، مشکی مطلق رو نشون میده، که یعنی هیچ سیگنالی در اون ناحیه وجود نداره! که یعنی اون قسمت عکس رو عمدا سیاه کردن.
حالا یه عده مدعی عکاسی از روی عدم آگاهی یا سوء تفاهم ادعا میکنند خیر، این لزوما به معنی دستکاری نیست، گستره داینامیک سنسور کم باشه پیش میاد! واقعا مهم نیست که دچار سوء تفاهمند. این مهمه که بعدا همون بوقچیهای حکومتی ازین سوء تفاهمها استفاده خواهند کرد برای لاپوشانی فوتوشاپکاریهاشون.
سعی میکنم خیلی خلاصه و مفید توضیح بدم این مفاهیم رو.
گستره داینامیک یعنی محدودهای از کمترین سیگنال تا بالاترین سیگنال که یک سنسور بتونه ببینه. مثل گوش شما که از یه حدی پایینتر و از یه حدی بالاتر رو نمیشنوه. اون محدودهای که میشنوه گستره داینامیک گوش شماست.
حالا چی میشه که این محدوده کوچک میشه؟ وقتی از یکی از طرفین یا از هر دو طرف به بنبست میخوره. اما بنبست طرف مینیمم با بنبست طرف ماکزیمم یکی نیست. در سمت ماکزیمم، یعنی جایی که نور زیاده، تعداد فوتونها انقدر بالاست که مخزن اشباع میشه. و وقتی اشباع شد دیگه سیگنال نداره. همونطور که وقتی یهو یه لامپ قوی جلو چشمتون روشن میکنند دیگه چیزی نمیبینید. در این حالت پیکسل، سفید مطلق میده. یعنی بالاترین عددی که خروجی ساپورت میکنه. (مهم نیست دقت بالاترین خروجی، چقدر بالا باشه. وقتی سطل پر شده و سرریز کرده، فرقی نداره حجمش رو به لیتر بیان کنید یا به میلیلیتر. سفید مطلق ۸ بیتی با سفید مطلق ۱۶ بیتی فرقی نداره). معمولا چه زمانی بنبست ماکزیمم رو در عکس میبینیم؟ یه مثالش ابرها هستند در روز آفتابی. شدت نورشون بیش از ظرفیت سطل ماست. چرا در بعضی عکسها سفیدی ابرها سفید مطلق نیست؟ چون مقدار نوردهی رو کم کردن تا کلا نور کمتری به سنسور برسه. اما در این حالت، بقیه نواحی که به اندازه ابر درخشان نیستند، تاریکتر خواهند شد.
اما در بنبست مینیمم اتفاق دیگهای میفته. چون نور خیلی کمه، سیگنال انقدر ناچیزه که فقدانش به شکل نویز دیده میشه. این نویز چند منبع داره که دو تاش مهمتر هستند. یک، نویز الکترونیکی، که از تمام تشکیلات الکترونیکی سنسور مثل ترانزیستورها، خازنها، دیودها، مبدلها و سیمکشیها (که همه میکروسکوپی هستند) ایجاد میشه. یعنی وقتی فوتونها تبدیل به الکترون شدند، یه سری الکترون ناخوانده هم بشون اضافه میشه. مقدار این نویز تعیین میکنه که ما حداکثر چقدر از تاریکیها رو میتونیم از دیتا بیرون بکشیم. اگه گستره داینامیک سنسوری کم باشه، میگن کف نویز بالاست. اخیرا این نویز به قدری کاهش پیدا کرده که نادیده گرفته میشه. و وقتی به حداقل ممکن رسید، نویز بعدی خودش رو نشون میده. دو، شات نویز! این نویز از رندوم بودن ذرات نور بوجود میاد. همونطور که اگه موقع بارش باران هزاران لیوان بچینی رو زمین، همشون دقیقا به یک اندازه پر نمیشن. این اختلاف پر شدگی در تصویر به شکل نویز دیده میشه. و هیچ کاریش هم نمیشه.
پس وقتی سنسوری گستره داینامیک کمتری دارد، میگوییم نویزدارتر است. نه اینکه مشکی مطلق بیشتری میسازد! مشکی مطلق ربطی به محدودیتهای سنسور نداره (برعکس سفید مطلق که ربط داره، چون هرچی سایز مخزن کمتر باشه زودتر سرریز میشه).
اما چه وقتهایی پیش میاد که در تصویر مشکی مطلق پیدا میشه؟ اگه گزینه فوتوشاپ رو بذاریم کنار، فقط در دو حالت:
این تصویری که در ابتدا از محل انفجار در رسانههای حکومتی منتشر شد یه مشکلی داره که همون ابتدا شاخکم رو تحریک کرد اما ازش عبور کردم. خوشبختانه دوستان بادقت در توعیتر بالاخره بش اشاره کردند. مشکل اینه که در ناحیه دوده گرفته، عدد مشکی، مشکی مطلق رو نشون میده، که یعنی هیچ سیگنالی در اون ناحیه وجود نداره! که یعنی اون قسمت عکس رو عمدا سیاه کردن.
حالا یه عده مدعی عکاسی از روی عدم آگاهی یا سوء تفاهم ادعا میکنند خیر، این لزوما به معنی دستکاری نیست، گستره داینامیک سنسور کم باشه پیش میاد! واقعا مهم نیست که دچار سوء تفاهمند. این مهمه که بعدا همون بوقچیهای حکومتی ازین سوء تفاهمها استفاده خواهند کرد برای لاپوشانی فوتوشاپکاریهاشون.
سعی میکنم خیلی خلاصه و مفید توضیح بدم این مفاهیم رو.
گستره داینامیک یعنی محدودهای از کمترین سیگنال تا بالاترین سیگنال که یک سنسور بتونه ببینه. مثل گوش شما که از یه حدی پایینتر و از یه حدی بالاتر رو نمیشنوه. اون محدودهای که میشنوه گستره داینامیک گوش شماست.
حالا چی میشه که این محدوده کوچک میشه؟ وقتی از یکی از طرفین یا از هر دو طرف به بنبست میخوره. اما بنبست طرف مینیمم با بنبست طرف ماکزیمم یکی نیست. در سمت ماکزیمم، یعنی جایی که نور زیاده، تعداد فوتونها انقدر بالاست که مخزن اشباع میشه. و وقتی اشباع شد دیگه سیگنال نداره. همونطور که وقتی یهو یه لامپ قوی جلو چشمتون روشن میکنند دیگه چیزی نمیبینید. در این حالت پیکسل، سفید مطلق میده. یعنی بالاترین عددی که خروجی ساپورت میکنه. (مهم نیست دقت بالاترین خروجی، چقدر بالا باشه. وقتی سطل پر شده و سرریز کرده، فرقی نداره حجمش رو به لیتر بیان کنید یا به میلیلیتر. سفید مطلق ۸ بیتی با سفید مطلق ۱۶ بیتی فرقی نداره). معمولا چه زمانی بنبست ماکزیمم رو در عکس میبینیم؟ یه مثالش ابرها هستند در روز آفتابی. شدت نورشون بیش از ظرفیت سطل ماست. چرا در بعضی عکسها سفیدی ابرها سفید مطلق نیست؟ چون مقدار نوردهی رو کم کردن تا کلا نور کمتری به سنسور برسه. اما در این حالت، بقیه نواحی که به اندازه ابر درخشان نیستند، تاریکتر خواهند شد.
اما در بنبست مینیمم اتفاق دیگهای میفته. چون نور خیلی کمه، سیگنال انقدر ناچیزه که فقدانش به شکل نویز دیده میشه. این نویز چند منبع داره که دو تاش مهمتر هستند. یک، نویز الکترونیکی، که از تمام تشکیلات الکترونیکی سنسور مثل ترانزیستورها، خازنها، دیودها، مبدلها و سیمکشیها (که همه میکروسکوپی هستند) ایجاد میشه. یعنی وقتی فوتونها تبدیل به الکترون شدند، یه سری الکترون ناخوانده هم بشون اضافه میشه. مقدار این نویز تعیین میکنه که ما حداکثر چقدر از تاریکیها رو میتونیم از دیتا بیرون بکشیم. اگه گستره داینامیک سنسوری کم باشه، میگن کف نویز بالاست. اخیرا این نویز به قدری کاهش پیدا کرده که نادیده گرفته میشه. و وقتی به حداقل ممکن رسید، نویز بعدی خودش رو نشون میده. دو، شات نویز! این نویز از رندوم بودن ذرات نور بوجود میاد. همونطور که اگه موقع بارش باران هزاران لیوان بچینی رو زمین، همشون دقیقا به یک اندازه پر نمیشن. این اختلاف پر شدگی در تصویر به شکل نویز دیده میشه. و هیچ کاریش هم نمیشه.
پس وقتی سنسوری گستره داینامیک کمتری دارد، میگوییم نویزدارتر است. نه اینکه مشکی مطلق بیشتری میسازد! مشکی مطلق ربطی به محدودیتهای سنسور نداره (برعکس سفید مطلق که ربط داره، چون هرچی سایز مخزن کمتر باشه زودتر سرریز میشه).
اما چه وقتهایی پیش میاد که در تصویر مشکی مطلق پیدا میشه؟ اگه گزینه فوتوشاپ رو بذاریم کنار، فقط در دو حالت:
۱- که مربوط به فضای آبجکتیو است. یعنی یک جسمی دارید که یا مطلقا نور بش نمیرسیده تا منعکسش کنه، یا میرسیده اما همهش رو جذب میکرده. در طبیعت چنین چیزی یافت نمیشه. حتی سیاهترین پر کلاغ هم مشکی مطلق نمیده. مگر ما عمدا نوردهی رو انقدر کم کنیم که نور منعکس شده یه سری از اجسام اصلا به سنسور نرسه. و اگر این کار رو بکنیم کل تصویر یا بخشهای زیادی ازش تاریک میشه. مثل عکسهای ضدنور، که مثلا طرف رو به غروب آفتاب میایسته، و خودش کاملا تاریک دیده میشه و قرص نارنجی خورشید در پشت سرش. نوردهی نرمال به اون نوردهی میگن که تصویری بسازه که شما وقتی ببینی حس کنی اگه خودت هم اونجا بودی صحنه رو همونجوری میدیدی (عکس منتشر شده از محل انفجار نوردهی نرمال داره). ۲- که مربوط به سمت نرمافزاری قضیهست. که وقتی سطح مشکی دیتا رو بالا پایین میکنیم. سطح مشکی به تعریف سلیقهای ما از آن سطحی از سیگنال گفته میشود که قصد داریم مشکی فرضش کنیم! فرض کنید به طبقه همکف یک آپارتمان بگیم طبقه اول. اصل واقعیت ساختمان همونه، این ماییم که قرارداد میکنیم طبقه یک از همکف حساب بشه. ولی طبق همین قرارداد طبقه یک اصلی هم میشه طبقه دو سلیقهای ما طبیعتا. به همین ترتیب سطح سفید هم داریم. فرض کنید یک نقشه از ایران دارید که هرجا سکونتگاهی هست با یک نقطه نشون داده شده. میتونید به نرمافزار بگید سطح یک جمعیت رو از آبادیهایی که حداقل صد خانوار هستند حساب کن. اینجوری یه سری از نقاط حذف میشن، چون کمتر از صدخانوار هستند. این سطح بلک ماست. و میتونی بگی مناطقی که بالای یک میلیوننفر هستند هم حذف کن. اینجوری هم یه سری از شهرها حذف میشن. این سطح وایت ماست. همین الان سطح بلک تصویری که از تلویزیون صداسیما میگیرید بالاتر از بلک اصلی و سطح وایتش پایینتر از وایت اصلیه که دوربین گرفته بوده. توضیح چراییش در این مقال نگنجد. خلاصهش اینه که تلویزیونهای قدیم محدوده کمی رو پوشش میدادن و اون استاندارد همچنان باقیه (چیزی که در یوتیوب و با مانیتور لپتاپ میبینید اینطور نیست).
حالا چرا باید سطح بلک تصویر رو ببریم بالا؟ برای اینکه عمدا اطلاعات موجود در نواحی تاریک رو حذف کنیم. مثلا به چه دلیل؟ مثلا همین تبلیغات اخیر شرکت فورد که میخواست وانت جدید اف۱۵۰ رو هم نشون بده و هم نشون نده. چراغها دیده میشد و مردم میتونستند بفهمند دیزاین چراغ چه تغییری کرده، اما جلوپنجره در تاریکی مطلق بود و هرچقدر سایهها رو روشنتر میکردی در فوتوشاپ چیزی بدست نمیاومد (چون رفته تو قسمت زیر صدخانوار). در عکس منتشر شده، این اتفاق نیفتاده، چون نور همه اجسام کاملا عادیه (یعنی همه طبقات سه، طبقه سه هستند، طبقه همکف نیستند).
امیدوارم متوجه شده باشید که در اون عکس فقط در صورتی میشده مشکی مطلق ایجاد کرد در ناحیهای که وسط بیابان زیر تیغ آفتاب بوده که قلموی فوتوشاپ رو برداری و سیاهش کنی.
حالا چرا باید سطح بلک تصویر رو ببریم بالا؟ برای اینکه عمدا اطلاعات موجود در نواحی تاریک رو حذف کنیم. مثلا به چه دلیل؟ مثلا همین تبلیغات اخیر شرکت فورد که میخواست وانت جدید اف۱۵۰ رو هم نشون بده و هم نشون نده. چراغها دیده میشد و مردم میتونستند بفهمند دیزاین چراغ چه تغییری کرده، اما جلوپنجره در تاریکی مطلق بود و هرچقدر سایهها رو روشنتر میکردی در فوتوشاپ چیزی بدست نمیاومد (چون رفته تو قسمت زیر صدخانوار). در عکس منتشر شده، این اتفاق نیفتاده، چون نور همه اجسام کاملا عادیه (یعنی همه طبقات سه، طبقه سه هستند، طبقه همکف نیستند).
امیدوارم متوجه شده باشید که در اون عکس فقط در صورتی میشده مشکی مطلق ایجاد کرد در ناحیهای که وسط بیابان زیر تیغ آفتاب بوده که قلموی فوتوشاپ رو برداری و سیاهش کنی.
سیمون واتکینس خبرنگار امنیتی- نظامی نیست، خبرنگار حوزه نفت و فارکسه، و تقریبا امکان نداره جزییات یک قرارداد بین دو کشور غیرغربی برسه به دست چنین کسی. بیشتر خبرنگاران امروز دنیا همون قدر خبرنگارند که آیتاللههای ایران، آیت خدا هستند. بیشترشون هیچی نمیدونند، چون صرفا بوقچی یک گروه، یک سازمان، یک کشور و یا یک کارتل هستند. روسیه، ایران رو با کسی شریک نمیشه. سوریه رو که بسیار بیاهمیتتر بود براش رو الان حاضر نیست شریک بشه، چه برسه ایران!
اما اون عدد ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری اوج این طنزه. چین در تمام تاریخش ۴۰۰ میلیارد در کشوری سرمایهگذاری نکرده. حتی اگه یک صفرش رو زیاد گذاشته باشن (که کافیه تا یک مدعی خبرنگاری تا آخر عمرش دیگه این عنوان رو در مورد خودش به کار نبره) و ۴۰ میلیارد بوده باشه هم باز در حد همون شوخی باقی میموند. سرمایهگذاری چین در اسراییل، که اقتصادش از لحاظ پویایی قابل مقایسه با خرابههایی مثل ایران نیست، ۱۲ میلیارد بود در طول ۱۴ سال! یعنی به زحمت سالی یک میلیارد.
اما جدا از اعداد و ارقام، خود نفس سرمایهگذاری در صنایع نفت و گاز یک کشور خاورمیانهای محل بحثه. بیشتر نفت دنیا داره صرف سوخت وسایل حمل و نقل میشه، و این در حالیه که چین با عجله به سمت برقیسازی این وسایل میره. برای تأمین انرژی لازم برای تولید اون برق هم داره به سمت نیروگاههای هستهای میره، نه گاز! اگر هم گاز بخواد همین الان میخواد، نه دو دهه بعد! مگه دیوانهاند که وقتی شهرهای جدیدالتاسیسشون التماس میکنند برای تسهیلات برای تأمین برق هستهای، پول رو بیاد بریزه تو صحراهای بوشهر؟
امثال این کانال رو دنبال نکنید، اینها در پوشش اپوزیسیون در حال پراکندن فیکنیوزی هستند که درست در راستای پروپاگاندای حکومته.
https://t.me/etelafedah/8591
اما اون عدد ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری اوج این طنزه. چین در تمام تاریخش ۴۰۰ میلیارد در کشوری سرمایهگذاری نکرده. حتی اگه یک صفرش رو زیاد گذاشته باشن (که کافیه تا یک مدعی خبرنگاری تا آخر عمرش دیگه این عنوان رو در مورد خودش به کار نبره) و ۴۰ میلیارد بوده باشه هم باز در حد همون شوخی باقی میموند. سرمایهگذاری چین در اسراییل، که اقتصادش از لحاظ پویایی قابل مقایسه با خرابههایی مثل ایران نیست، ۱۲ میلیارد بود در طول ۱۴ سال! یعنی به زحمت سالی یک میلیارد.
اما جدا از اعداد و ارقام، خود نفس سرمایهگذاری در صنایع نفت و گاز یک کشور خاورمیانهای محل بحثه. بیشتر نفت دنیا داره صرف سوخت وسایل حمل و نقل میشه، و این در حالیه که چین با عجله به سمت برقیسازی این وسایل میره. برای تأمین انرژی لازم برای تولید اون برق هم داره به سمت نیروگاههای هستهای میره، نه گاز! اگر هم گاز بخواد همین الان میخواد، نه دو دهه بعد! مگه دیوانهاند که وقتی شهرهای جدیدالتاسیسشون التماس میکنند برای تسهیلات برای تأمین برق هستهای، پول رو بیاد بریزه تو صحراهای بوشهر؟
امثال این کانال رو دنبال نکنید، اینها در پوشش اپوزیسیون در حال پراکندن فیکنیوزی هستند که درست در راستای پروپاگاندای حکومته.
https://t.me/etelafedah/8591
Telegram
پشتیبان ائتلاف ۱۰ ꪜ
🔴 یک بریتانیایی جزئیات توافق مخفیانۀ نظامی و اقتصادی رژیم #ایران و #چین را فاش کرد.
سایمون واتکینس، نویسنده و خبرنگار اقتصادی انگلیسی، به نقل از منابع آگاه در ایران مفاد مخفیانۀ قرارداد بیست و پنج سالۀ جمهوری اسلامی ایران را با چین در زمینه های نفتی و به…
سایمون واتکینس، نویسنده و خبرنگار اقتصادی انگلیسی، به نقل از منابع آگاه در ایران مفاد مخفیانۀ قرارداد بیست و پنج سالۀ جمهوری اسلامی ایران را با چین در زمینه های نفتی و به…
یکی از تکنیکهای روانی در شستشوی مغزی اسرای جنگی در قرن بیستم این بود که فرد رو وادار کنند خودش مغزش رو شستشو بده. روش کار اینطور بود که بش میگفتند یه متن بنویس و حکومت ما رو تحسین کن و از حکومت خودتون انتقاد کن. و وقتی این کارو میکرد یه جایزه بیارزش بش میدادن که تو زندان میتونه کمیاب باشه، مثل یه دونه صابون اضافه یا یک بسته سیگار. بعد متنی که نوشته بود رو از پشت میکروفون قرائت میکردند و از همه بلندگوها پخش میشد. هدف این بود که بقیه براشون سوال بشه هموطنشون با چه انگیزهای اینکارو کرده. اگه طرف میگفت به خاطر یک بسته سیگار، تمام اعتبار و احترام خودش رو از دست میداد و طرد میشد. خیلی ضایعه به خاطر چندنخ سیگار مملکتت رو بفروشی. اونایی که توی بغلت جون دادند رو بفروشی. و همه حرفهای قبلی خودت رو پس بگیری. پس مجبور بود قضیه سیگار رو پنهان کنه و بگه اینا حرفای خودم بود، خودم نشستم فکر کردم که ما واسه چی اینجاییم؟ اصلا چرا تو این جنگ شرکت کردیم؟ دولت ما مگه فاسد نیست؟.. وقتی این تکرار میشد و بقیه چنین سوالهایی رو از چندنفر دیگه هم میشنیدند با خودشون میگفتند «بیراه هم نیست، نه؟». در مراحل بعد برای ظریفکاری بیشتر، به طرف میگفتند وسط تحسین از ما، چندتا ایراد هم بگیر، و وسط انتقاد از کشور خودت چندتا نکته مثبت هم ذکر کن. اینجوری به نظر میرسید اسیر در جایگاه یک فرد بیطرف نشسته و داره دو تا کشور رو داوری میکنه و نتیجه میگیره «همه یه ایراداتی دارند، هیچکس بهتر از اون یکی نیست».
حالا خودتون رو اون اسیر درنظر بگیرید، و الیگارشی میلیتاریستی ایران رو صاحب زندان. خوب که دقت کنید تو جیب هر کس حداقل یه پاکت ازون سیگار هست.
حالا خودتون رو اون اسیر درنظر بگیرید، و الیگارشی میلیتاریستی ایران رو صاحب زندان. خوب که دقت کنید تو جیب هر کس حداقل یه پاکت ازون سیگار هست.
همچنان معتقدم ترامپ شانس خیلی کمی برای پیروزی در انتخابات داره، و وقتی باخت از جهاتی برای من بهتره، چون از توعیتر فاصله میگیرم (به خاطر گل روی اونه که اونجام. بقیه کاربران جذابیتی ندارن) و در نتیجه وقت خالی بیشتری برام میمونه برای تمرین نوشتن. اما اونهایی که مخالف این نظرم هستند دلیلی که ارائه میکنند اینه که نظرسنجیها که نشون میده بایدن خیلی جلوعه، قابل اعتماد نیستند، چون در سال ۲۰۱۶ ثابت شد قابل اعتماد نیستند. این رو کاملا رد نمیکنم، چون نظرسنجی چه از طرف پرسشگر و چه از طرف پاسخدهنده دیگه صرفا یک ابزار جمعآوری اطلاعات نیست، بلکه بخشی از تبلیغاته. اما اخیرا ترند جالبی در این نظرسنجیها ظاهر شده که نشون میده دارند واقعیت رو انعکاس میدن: رأی ترامپ در بین زنان سفید کم شده، و در بین مردان سیاه بیشتر شده! و این واقعیه. قبلا نوشته بودم که سیاست عمومی در آمریکا تحت تأثیر زنان سفید فمنیست دانشگاهرفتهست. اینها هستند که تعیین میکنند چه چیزی باید موضوع یک جامعه باشه، حتی اینها هستند که تعیین میکنند چه چیزی نژادپرستانهست و چه چیزی نیست، و الان اصلا از وضعیت فعلی راضی نیستند، بنابراین از ترامپ راضی نیستند. ازون طرف سیاهپوستهایی که به بهانه اعتراضات به نژادپرستی، محلهشون در معرض ناامنی قرار گرفت متمایل شدن به کسی که فکر میکنند امنیت و ثبات رو میتونه برگردونه، و اون فرد بایدن نیست.
این ترند جالب و معناداریه، و با اینکه برای پیروزی ترامپ کافی نیست اما در درازمدت به شدت به ضرر دموکراتهاست. هرچند خیلی مونده تا اقلیتها رو از دست بدن، اما یک نشتی بزرگ تا این حد، میتونه قایق رو ببره زیر آب. و در نتیجه بعیده نتیجه یک دستکاری در دیتا باشه.
به نظر میاد انتخابات ۲۰۲۴ قشنگتر از انتخابات امسال دربیاد. پاپکورنها رو بذارید برای اون موقع. اگه زنده موندیم تو ایران البته.
این ترند جالب و معناداریه، و با اینکه برای پیروزی ترامپ کافی نیست اما در درازمدت به شدت به ضرر دموکراتهاست. هرچند خیلی مونده تا اقلیتها رو از دست بدن، اما یک نشتی بزرگ تا این حد، میتونه قایق رو ببره زیر آب. و در نتیجه بعیده نتیجه یک دستکاری در دیتا باشه.
به نظر میاد انتخابات ۲۰۲۴ قشنگتر از انتخابات امسال دربیاد. پاپکورنها رو بذارید برای اون موقع. اگه زنده موندیم تو ایران البته.
Anarchonomy
Photo
«بذارید یه برداشت خاص داشته باشیم، من فکر میکنم متمم اول قانون اساسی (آزادی بیان) باید به محیط کار هم تعمیم پیدا کنه. همون جوری که دولت حق نداره برای اظهار نظر دستگیرت کنه، رئیست هم نباید اجازه داشته باشه به خاطر اظهار عقایدت اخراجت کنه. در واقع اینی که میگم یه موضع سوسیالیستیه، چون تو یه محیط کاری دموکراتیک رئیسی وجود نداره».
یه بوکسوره به جو روگان میگفت من هیچوقت دعوا نمیکنم چون میدونم کتک خوردن چه تبعاتی داره!.. در واقع متواضعانه علتش رو بیان کرد. علت اصلی اینه که میدونه با اینکه خیلی مشت زدن رو بلده، میدونه همیشه یکی هست که بیشتر بلد باشه، یا قاعده رو رعایت نکنه. مردم فکر میکنند این بینش، فقط در مورد دعوای خیابانی کاربرد داره. اما همهجا باید همین نگاه رو داشت. اگه حق اخراج کردن زیردست رو از کسی بگیری، همون حق یا حق مشابهش رو از خودت میگیرند. و همیشه یکی هست که بهانه بدتری بیاره.
آدم عاقل بین همفکران خودش سنگر نمیگیره. اما بیرون کشیدنش ازون سنگر نباید با زور باشه. مردم باید رابطه با همدیگه رو بخوان تا اون رابطه انسانی باشه. اون رابطهای که وجود داره تنها و تنها چون قانون اجازه نمیده متوقف بشه، یه رابطه انسانی نیست. چطور میخوای با یک همکار زندگی کنی، وقتی تنها دلیلی که هرروز میبینیش اینه که اگه هرروز نبینیش جریمهت میکنند؟ و آزادی بیان به چه کاری میاد وقتی رابطه انسانی تعطیل شده؟ من آزادم به همه گلدونهای کنار باغچه هر حرف هنجارشکنانهای که خواستم بزنم.. چه کاربردی داره؟
این بندگان خدا نمیدونند این برداشتهای خاصی که به ذهنشون میرسه الان، قبلا در خاورمیانه تست شده به کرات، و نتیجه فاجعهبار بوده. مثل حجاب که قرار بود رابطه انسانی زن و مرد رو سالمسازی کنه، اما وقتی به قانون تبدیل شد رابطه انسانی بین زن و مرد رو تعطیل کرد.
یه بوکسوره به جو روگان میگفت من هیچوقت دعوا نمیکنم چون میدونم کتک خوردن چه تبعاتی داره!.. در واقع متواضعانه علتش رو بیان کرد. علت اصلی اینه که میدونه با اینکه خیلی مشت زدن رو بلده، میدونه همیشه یکی هست که بیشتر بلد باشه، یا قاعده رو رعایت نکنه. مردم فکر میکنند این بینش، فقط در مورد دعوای خیابانی کاربرد داره. اما همهجا باید همین نگاه رو داشت. اگه حق اخراج کردن زیردست رو از کسی بگیری، همون حق یا حق مشابهش رو از خودت میگیرند. و همیشه یکی هست که بهانه بدتری بیاره.
آدم عاقل بین همفکران خودش سنگر نمیگیره. اما بیرون کشیدنش ازون سنگر نباید با زور باشه. مردم باید رابطه با همدیگه رو بخوان تا اون رابطه انسانی باشه. اون رابطهای که وجود داره تنها و تنها چون قانون اجازه نمیده متوقف بشه، یه رابطه انسانی نیست. چطور میخوای با یک همکار زندگی کنی، وقتی تنها دلیلی که هرروز میبینیش اینه که اگه هرروز نبینیش جریمهت میکنند؟ و آزادی بیان به چه کاری میاد وقتی رابطه انسانی تعطیل شده؟ من آزادم به همه گلدونهای کنار باغچه هر حرف هنجارشکنانهای که خواستم بزنم.. چه کاربردی داره؟
این بندگان خدا نمیدونند این برداشتهای خاصی که به ذهنشون میرسه الان، قبلا در خاورمیانه تست شده به کرات، و نتیجه فاجعهبار بوده. مثل حجاب که قرار بود رابطه انسانی زن و مرد رو سالمسازی کنه، اما وقتی به قانون تبدیل شد رابطه انسانی بین زن و مرد رو تعطیل کرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو سریال کمدی بله آقای وزیر، همفری از یه بانکدار میپرسه امروز صبح فاینانشالتایمز رو خوندی؟ بانکداره میگه نه. همفری میگه پس چرا زیر بغلته؟ بانکداره میگه این جزیی از یونیفرم ماست!
اون زمان قصدشون شوخی با بانکدارهایی بود که اصلا کاری با تئوریهای اقتصادی ندارن و هدفشون صرفا چاپیدن دولت و ملته و ازون جایی که نخبه و باسواد نیستند (و فقط شارلاتانند) به نظرشون چیزهایی که افتی مینویسه به درد جوانکهای دانشجو میخوره فقط. صرفا میگیرن دستشون که یعنی اهل مطالعهاند!
طنز روزگار اینجاست که این نشریه حتی جایگاه «بخشی از کتشلوار» بودن رو هم از دست داده. با اکانتی که بیش از ۶ و نیم میلیون فالوعر داره، تعداد خجالتآور لایکها و ریتوعیتها رو ببینید. یک کاربر گمنام که کمی اقتصاد بلده یا به صورت تخصصی درباره یکی از بازارها مینویسه، خیلی بیشتر ازینها مخاطب داره.
اون زمان قصدشون شوخی با بانکدارهایی بود که اصلا کاری با تئوریهای اقتصادی ندارن و هدفشون صرفا چاپیدن دولت و ملته و ازون جایی که نخبه و باسواد نیستند (و فقط شارلاتانند) به نظرشون چیزهایی که افتی مینویسه به درد جوانکهای دانشجو میخوره فقط. صرفا میگیرن دستشون که یعنی اهل مطالعهاند!
طنز روزگار اینجاست که این نشریه حتی جایگاه «بخشی از کتشلوار» بودن رو هم از دست داده. با اکانتی که بیش از ۶ و نیم میلیون فالوعر داره، تعداد خجالتآور لایکها و ریتوعیتها رو ببینید. یک کاربر گمنام که کمی اقتصاد بلده یا به صورت تخصصی درباره یکی از بازارها مینویسه، خیلی بیشتر ازینها مخاطب داره.