ببینید، تنها راهی که میشه درآمد کارگر ساختمانی رو بالا برد اینه که دولت اعلام کنه کسانی که رقم آخر کد ملیشون فرده حق ندارن کار ساختمانی انجام بدن! یعنی عملا باید یه عده رو به زور از بازار کار اخراج کنی، که یعنی بدبختشون کنی، تا اونایی که میمونن کم بشن و وقتی کم شدن قدرت چانهزنیشون برای دستمزد بره بالا!
به زور نمیشه ارزش چیزی رو بالا برد یا پایین آورد. نمیشه همه رو تو یه شهر جا داد. نمیشه یه شهر رو تا بینهایت گسترش داد. نمیشه همه رو جراح و برنامهنویس کرد. نمیشه همه ریسک پذیر باشند. این در مورد لسآنجلس و مردمش هم صادقه.
اما حرف من کلیتر بود. دارند نارضایتیهایی در اذهان عمومی کل مردم دنیا ایجاد میکنند، که راهحلی در دنیای بیرون نداره. و هدفش هم فقط کوبیدن سرمایهداریه، نه بهبود وضع مردم. مثل اینه که به مردی که بدنش کمموئه هی بگن «مرد که مو نداشته باشه که مرد نیست». حتی اگه در ابتدا متوجه باشه که این حرف مهمله، وقتی تحت بمباران قرار بگیره دچار یأسی میشه که هم بیهودهست هم راه حل نداره.
به زور نمیشه ارزش چیزی رو بالا برد یا پایین آورد. نمیشه همه رو تو یه شهر جا داد. نمیشه یه شهر رو تا بینهایت گسترش داد. نمیشه همه رو جراح و برنامهنویس کرد. نمیشه همه ریسک پذیر باشند. این در مورد لسآنجلس و مردمش هم صادقه.
اما حرف من کلیتر بود. دارند نارضایتیهایی در اذهان عمومی کل مردم دنیا ایجاد میکنند، که راهحلی در دنیای بیرون نداره. و هدفش هم فقط کوبیدن سرمایهداریه، نه بهبود وضع مردم. مثل اینه که به مردی که بدنش کمموئه هی بگن «مرد که مو نداشته باشه که مرد نیست». حتی اگه در ابتدا متوجه باشه که این حرف مهمله، وقتی تحت بمباران قرار بگیره دچار یأسی میشه که هم بیهودهست هم راه حل نداره.
من که بیشتر از هرکسی دارم مینالم از دخالت دولت.. شخصا میتونم تو یه کانتینر زندگی کنم. اما حتی اجازه نمیدن اون کانتینر رو تو یه زمین خاکی قرار بدم. باید از ۱۵۰ سازمان و وزارتخونه اجازه بگیرم که آخرش هم به بهانه «زیباسازی» شهر و حتی «بهداشت» اجازهش رو نمیدن. اما فرض کنیم تونستم این کانتینر رو مهیا کنم، و فرض کنیم یک سنگکار هستم. صبحها میرم نمای سنگی یک ویلای ۵۰ میلیاردی در شمال تهران رو انجام میدم. اما رسانه، جو عمومی و حتی سیاستمداران، مدام بم القاء میکنند که بردهام، بیگاری میکشم، حقم رو خوردن، اونا بالان من پایینم، اونا ۲۵۰۰ متر من ۲۵ متر، بیعدالتی غوغا میکنه، کی انقلاب میشه پس؟.. با این بمباران فکری فردا که خواستم برم سرم کار با چه دیدی به صاحب اون ویلا نگاه میکنم؟ نفرت!
1593904699108.webm
3 MB
بعضی از دوستان تازه وارد وقتی پیام میدن برای معرفی خودشون میگن «من یک جانور آکادمیک هستم». مثل اینکه مسئله خوب براشون جا نیفتاده که منظور چه افرادی هستند و چه خصوصیاتی دارند، و گرنه انکار میکردند که جزء اون افراد هستند. این ویدئو کوتاه یک توصیف مختصر، اما نه کامل، از جانور آکادمیکه.
Anarchonomy
1593904699108.webm
اینکه گفتم این یک توصیف کامل نیست برای اینه که در رفتار این مست لایعقل نوعی معصومیت ترحمبرانگیز دیده میشه، اما جانور آکادمیک معصوم نیست، به مردم آسیب میزنه. به پشتوانه توهمی که از علم داره و به پشتوانه اعتباری که دانشگاه و جامعه دانشگاهی براش ایجاد کرده، نه خودش. انعکاس کاملش رو در مینو محرز میبینید که فقط کلمه انگلیسی fraud رو میشه در موردش به کار برد. در اوج شیوع میگفت ماسک بیفایدهست، حالا میگه ماسک پارچهای کافیه! دلیل این چرخش اونطور که بعضی ادعا میکنند، برای جلوگیری از کمیاب شدن ماسک n95 و ماسک جراحی برای کادر پزشکی نبود، چون وقتی سپاه کل تولیدات و واردات رو مصادره کرده بود مردم اگه میخواستند هم نمیتونستند چیزی گیر بیارن که در دسترسی کادر درمانی اثر منفی بذاره. اما حتی برفرض که دغدغه جلوگیری از افزایش تقاضای مردمی برای ماسک جراحی بوده باشه، دلیلی نداشت که بگه ماسکها فایده ندارند. میتونست بگه ماسکهای تخصصی گرانند و گیر نمیان، شما پارچهای هم بزنید خوبه. اینها ربطی به عدم قطعیت در علم نداره. ربطی به آزمون و خطا نداره. جانور آکادمیک در به کارگیری عقل سلیم فلجه، و همزمان خودش رو در جایگاهی میبینه که برای مصلحت بشر نقشه راه ترسیم کنه!
https://tabnak.ir/fa/news/988643
https://tabnak.ir/fa/news/988643
تابناک | TABNAK
مینو محرز: ماسک پارچهای بزنید؛ همین!
بعضی میگویند ماسک نداریم. لازم نیست از این ماسکهایی که مخصوص اتاق عمل و جراحی است استفاده کنید. از ماسکهایی که اصطلاحا فیلتردار معرفی میشود هم نباید استفاده کنید. از مردم میخواهم که پولشان را برای خرید این ماسکها خرج نکنند. ماسک معمولی پارچهای بزنید…
چپها از این عکسها میذارن و میگن افغانستان قبل از دخالت آمریکا اینجوری بود. راستیها همینو میذارن میگن قبل از حمله شوروی اینجوری بود. آتئیستها همینو میذارن میگن قبل از حمله اسلام اینجوری بود!
اینکه چه سلسله تحولاتی باعث شد دیگه دانشجوی افغان با این تیپ و لباس نتونه بره دانشگاه یه بحثه، اینکه آیا واقعا این عکس تمام واقعیت افغانستان بود یه بحث دیگهست.
حتی اگه هفتاد درصد عکسهایی که از اون دوره هست این شرایط رو نشون بده، این معنی رو نمیده که افغانستان واقعا این بود. چون عکاسها رسالت مستندسازی روی دوششون نبود. از چیزهایی خیلی بیشتر از چیزهای دیگه عکس میگرفتند. همین الان در اینستاگرام فارسی بیشتر شهرک اکباتان نمایانده شده یا تهرانپارس؟
اینکه چه سلسله تحولاتی باعث شد دیگه دانشجوی افغان با این تیپ و لباس نتونه بره دانشگاه یه بحثه، اینکه آیا واقعا این عکس تمام واقعیت افغانستان بود یه بحث دیگهست.
حتی اگه هفتاد درصد عکسهایی که از اون دوره هست این شرایط رو نشون بده، این معنی رو نمیده که افغانستان واقعا این بود. چون عکاسها رسالت مستندسازی روی دوششون نبود. از چیزهایی خیلی بیشتر از چیزهای دیگه عکس میگرفتند. همین الان در اینستاگرام فارسی بیشتر شهرک اکباتان نمایانده شده یا تهرانپارس؟
توعیتر اخیرا ۱۶ اکانت فیک رو مسدود کرد. یک نفر متوجه شده بود همشون یه اشتراکاتی با هم دارند، مثلا عکس پروفایلها با نرمافزارهای هوش مصنوعی ساخته شده که توشون ایراداتی هست. مثلا در گوش یا دندان. چند مقاله در سایتهای غالبا راستگرا به نام اینها منتشر شده بوده و مربوط به مسائل خاورمیانه. مثلا در ضدیت با جمهوریاسلامی یا قطر. مثلا یکیشون که «مثلا» ایرانیه در سایت ملیون یه مطلب نوشته بوده درباره عملکرد افتضاح نظام در مورد کرونا. تو این رشته توعیت توضیحاتی داده درباره این اکانتها.
هم در جامعه عرب کلی شخصیت واقعی ضد قطر هست، هم در بین فارسیزبانان کلی شخصیت واقعی ضد جمهوریاسلامی. برای سایتهای راستگرای خارجی، یا سایتهای اپوزیسیون ایرانی، اصلا کاری نداره که ازین شخصیتها برای تولید محتوا استفاده کنند. حتی اگه طرف اسم واقعی هم نداشته باشه ولی در بین کاربران فارسیزبان معتبر باشه هم کافیه. چرا میان مطلب از کاربر فیکی میذارن که تازه دو ماه پیش عضو توعیتر شده و ۵۰ تا فالوعر داره؟
محتملترین دلیلی که به ذهن میرسه اینه که این فیکهای ضدنظامنویس، و ضدقطرنویس، جزیی از پروژه خود جمهوری اسلامی و خود حکومت قطر هستند. متأسفانه سایتها با دریافت پول هرچیزی رو منتشر میکنند، و اگه مطلب «ظاهرا» همسو با جناح خودشون باشه که خیلی مشتاقانه میپذیرند. در واقع برنامه اینه: یه سری اکانت فیک میسازیم، یه سری مطلب به نام اینها در سایتهای مختلف منتشر میکنیم (پول میدیم که منتشر کنند)، بعد منتظر میشیم تا لو بره فیک هستند. سپس این چرخه رو دوباره ادامه میدیم. تا اینکه این ذهنیت جا بیفته کسانی که با اسم مستعار علیه حکومت مینویسند یک مشت بات و اکانت فیک هستند و مطالبشون چیزی جز پروپاگاندا نیست!
حتی فکر میکنم پروژهای در همین سطح هم از توان ذهنی «گله گاو» خارجه. یحتمل این یه بازیه که قطریها راه انداختن، که بسیار قویترند، و به متحد شیعهشون هم گفتن بیایید یه قسمتش هم اختصاص بدیم به شما، بعدا حساب میکنیم.
https://twitter.com/arawnsley/status/1280277540582588419?s=19
هم در جامعه عرب کلی شخصیت واقعی ضد قطر هست، هم در بین فارسیزبانان کلی شخصیت واقعی ضد جمهوریاسلامی. برای سایتهای راستگرای خارجی، یا سایتهای اپوزیسیون ایرانی، اصلا کاری نداره که ازین شخصیتها برای تولید محتوا استفاده کنند. حتی اگه طرف اسم واقعی هم نداشته باشه ولی در بین کاربران فارسیزبان معتبر باشه هم کافیه. چرا میان مطلب از کاربر فیکی میذارن که تازه دو ماه پیش عضو توعیتر شده و ۵۰ تا فالوعر داره؟
محتملترین دلیلی که به ذهن میرسه اینه که این فیکهای ضدنظامنویس، و ضدقطرنویس، جزیی از پروژه خود جمهوری اسلامی و خود حکومت قطر هستند. متأسفانه سایتها با دریافت پول هرچیزی رو منتشر میکنند، و اگه مطلب «ظاهرا» همسو با جناح خودشون باشه که خیلی مشتاقانه میپذیرند. در واقع برنامه اینه: یه سری اکانت فیک میسازیم، یه سری مطلب به نام اینها در سایتهای مختلف منتشر میکنیم (پول میدیم که منتشر کنند)، بعد منتظر میشیم تا لو بره فیک هستند. سپس این چرخه رو دوباره ادامه میدیم. تا اینکه این ذهنیت جا بیفته کسانی که با اسم مستعار علیه حکومت مینویسند یک مشت بات و اکانت فیک هستند و مطالبشون چیزی جز پروپاگاندا نیست!
حتی فکر میکنم پروژهای در همین سطح هم از توان ذهنی «گله گاو» خارجه. یحتمل این یه بازیه که قطریها راه انداختن، که بسیار قویترند، و به متحد شیعهشون هم گفتن بیایید یه قسمتش هم اختصاص بدیم به شما، بعدا حساب میکنیم.
https://twitter.com/arawnsley/status/1280277540582588419?s=19
آیا با وجود قانون حداقل سن «کار حرفهای» موافقید؟
(فقط قانون لازمالاجرا مطرحه. اگه با اینکه کودکان کار کنند مخالفید اما با ممنوعیت قانونیش موافق نیستید همون گزینه دوم رو انتخاب کنید).
(فقط قانون لازمالاجرا مطرحه. اگه با اینکه کودکان کار کنند مخالفید اما با ممنوعیت قانونیش موافق نیستید همون گزینه دوم رو انتخاب کنید).
Final Results
52%
بله.
48%
خیر.
Anarchonomy
آیا با وجود قانون حداقل سن «کار حرفهای» موافقید؟
(فقط قانون لازمالاجرا مطرحه. اگه با اینکه کودکان کار کنند مخالفید اما با ممنوعیت قانونیش موافق نیستید همون گزینه دوم رو انتخاب کنید).
(فقط قانون لازمالاجرا مطرحه. اگه با اینکه کودکان کار کنند مخالفید اما با ممنوعیت قانونیش موافق نیستید همون گزینه دوم رو انتخاب کنید).
چه دوقطبی فاحشی وجود داره در مورد مسئله کودکان کار. این نتیجه احتمالا بعضیها رو مأیوس میکنه. برای حفظ حریم خصوصی اعضاء، نظرسنجیها رو به صورت anon میذارم ولی جالب میشد اگه میفهمیدیم چه کسانی گفتند بله، و چه کسانی گفتند خیر. حدس خودم اینه که بین دانشگاهی بودن فرد و انتخاب بله رابطه مستقیمی وجود داره. اصلیترین دلیلی که برای ایجاد این قانون وجود داشته ضروریپنداری آموزش و پرورش در جامعهست. یعنی نه تنها تحصیل رو به عنوان یک حق غیرقابل مذاکره تثبیت کردهاند بلکه مدت زمان این تحصیل هم علاوه بر قانون، به یک تابو تبدیل شده و مثلا اگه بگیم ۵ سال کافیه میگن وای نئولیبرالها مسلط شدند، وای ما رو میخوان برگردانند به دوره قاجار!
یکی از نکات بامزه این تابو اینه که همون مکانیزم یادگیری که برای شاغل بزرگسال حلال شده رو برای شاغل خردسال حرام اعلام میکنند. مثلا یک سازمان به کارمندی که با نرمافزارهای اتوماسیون جدید آشنا نیست میگه روزی یک ساعت کلاس آموزش میذارم برات که هم به کارت برسی هم سیستمی که قراره پیاده کنیم رو یاد بگیری. حتی اگه اون کارمند یک متر با زوال عقل فاصله داشته باشه. اما هیچکس نمیتونه بگه بچهها برای من کار میکنند، روزی یک ساعت هم مهارتهای خواندن و نوشتن و بیسیک ریاضی بهشون آموزش میدیم!
یکی از نکات بامزه این تابو اینه که همون مکانیزم یادگیری که برای شاغل بزرگسال حلال شده رو برای شاغل خردسال حرام اعلام میکنند. مثلا یک سازمان به کارمندی که با نرمافزارهای اتوماسیون جدید آشنا نیست میگه روزی یک ساعت کلاس آموزش میذارم برات که هم به کارت برسی هم سیستمی که قراره پیاده کنیم رو یاد بگیری. حتی اگه اون کارمند یک متر با زوال عقل فاصله داشته باشه. اما هیچکس نمیتونه بگه بچهها برای من کار میکنند، روزی یک ساعت هم مهارتهای خواندن و نوشتن و بیسیک ریاضی بهشون آموزش میدیم!
وقتی کاسبهای محله ما به دارایی مراجعه کردند و به داروغه مربوطه گفتند این درآمدی که برای ما نوشتید و بر اساس اون عدد این مقدار مالیات برامون بریدید چیزی نیست که ما واقعا در طول یکسال درمیاریم، طرف گفته بود «محله شما محله پررونقیه، اگه تو اون محل نمیتونید انقدر دربیارید جمع کنید و کرکره رو بکشید پایین».
اگه یک ایرانی بخواد امروز خودش رو بیمه درمانی تکمیلی بکنه، بهترین آپشنی که براش وجود داره پکیجیه که سالی ۲ میلیون ۶۰۰ هزار تومن براش خرج برمیداره. البته اگه جوان نباشه باید کمی بیشتر بده، و البته این پکیج پوشش خیلی گستردهای نداره. مثلا برای جراحی تخصصی فقط ۷۵ میلیون تومن تقبل میکنه، در حالی که یک جراحی قلب باز در بیمارستانی که توش سگ نزنه و گربه نرقصه بالای ۱۰۰ میلیون هزینه داره، و با وضعیت فعلی سلامت در مملکت جراحی قلب باز دیگه مختص سالخوردگان نیست و بسیار نزدیکتر از آن است که در آینه دیده میشود! اما ما به همین مقدارش قناعت میکنیم. فرض کنیم حکومت سوپر نئولیبرال!! جمهوریاسلامی بخواد ناگهان در مورد بیمه سلامت صد در صد سوسیالیستی عمل کنه و برای هر شهروند ایرانی این پکیج رو بخره. ۹۰ میلیون ضربدر ماهیانه ۲۱۶ هزار تومن، میشه ماهی ۲۰ هزار میلیارد تومن. اگه دلار رو ۲۰ هزار تومن در نظر بگیریم (اگه اسفند ماه این پست رو میخونید لطفا به این عدد نخندید) میشه دقیقا ۱ میلیارد دلار.
اگه دولتی که صاحب شش دانگ کشوری با این وسعت و با این منابع و با این پتانسیلهاست نمیتونه ماهی ۱ میلیارد دلار بذاره کنار برای سلامت مردم، بهتر نیست جمع کنه و ببنده؟
چرا دولت اجازه داره به ما بگه اگه نمیتونید دربیارید کرکره رو بکشید پایین اما ما اجازه نداریم به دولت بگیم اگه نمیتونی دربیاری کرکره رو بکش پایین؟
اگه یک ایرانی بخواد امروز خودش رو بیمه درمانی تکمیلی بکنه، بهترین آپشنی که براش وجود داره پکیجیه که سالی ۲ میلیون ۶۰۰ هزار تومن براش خرج برمیداره. البته اگه جوان نباشه باید کمی بیشتر بده، و البته این پکیج پوشش خیلی گستردهای نداره. مثلا برای جراحی تخصصی فقط ۷۵ میلیون تومن تقبل میکنه، در حالی که یک جراحی قلب باز در بیمارستانی که توش سگ نزنه و گربه نرقصه بالای ۱۰۰ میلیون هزینه داره، و با وضعیت فعلی سلامت در مملکت جراحی قلب باز دیگه مختص سالخوردگان نیست و بسیار نزدیکتر از آن است که در آینه دیده میشود! اما ما به همین مقدارش قناعت میکنیم. فرض کنیم حکومت سوپر نئولیبرال!! جمهوریاسلامی بخواد ناگهان در مورد بیمه سلامت صد در صد سوسیالیستی عمل کنه و برای هر شهروند ایرانی این پکیج رو بخره. ۹۰ میلیون ضربدر ماهیانه ۲۱۶ هزار تومن، میشه ماهی ۲۰ هزار میلیارد تومن. اگه دلار رو ۲۰ هزار تومن در نظر بگیریم (اگه اسفند ماه این پست رو میخونید لطفا به این عدد نخندید) میشه دقیقا ۱ میلیارد دلار.
اگه دولتی که صاحب شش دانگ کشوری با این وسعت و با این منابع و با این پتانسیلهاست نمیتونه ماهی ۱ میلیارد دلار بذاره کنار برای سلامت مردم، بهتر نیست جمع کنه و ببنده؟
چرا دولت اجازه داره به ما بگه اگه نمیتونید دربیارید کرکره رو بکشید پایین اما ما اجازه نداریم به دولت بگیم اگه نمیتونی دربیاری کرکره رو بکش پایین؟
عجیب نیست که دلمون میخواد خوشگذرانیهامون در دورهای بوده باشه که نه چیز زیادی میفهمیدیم نه چیز زیادی ازش یادمون میمونه؛ و کار و سختی در دورهای باشه که شش دنگ حواسمون جمعه و همهچی یادمون میمونه؟
اوکی، از قسمت سخت فلسفیش بگذریم.. این دوگانهای که شما ترسیم میکنی، یعنی یا گیلاسچینی با نفرت یا خوشگذرونی زیر باران محبت، واقعی نیست. بسیاری از بچهها کارهایی که شما کردی رو مجبور نبودند انجام بدن و انجام هم ندادند، اما تحت یک شرایط پادگانی، که مدرسه فقط یک بخش ازونه، قرار گرفتند که هزار و یک عارضه روانی براشون ایجاد کرد، و هدف ازون شرایط پادگانی هم دقیقا این بود که مجبور نباشند کارهایی که شما کردید رو بکنند! و همون بچهها که وقتی شما داشتی کار میکردی داشتند بازی میکردند الان عقدهایتر، نازکنارنجیتر، شکنندهتر، و بیعرضهتر هستند. اینها حتی از والدینشون هم متنفرند. همون والدینی که اجازه نمیدادند بچه دست به سیاه و سفید بزنه.
من نمیگم کار بچه، ویتامینه برای شخصیتش. اما اینطور که جا افتاده، سیانور هم نیست.
اوکی، از قسمت سخت فلسفیش بگذریم.. این دوگانهای که شما ترسیم میکنی، یعنی یا گیلاسچینی با نفرت یا خوشگذرونی زیر باران محبت، واقعی نیست. بسیاری از بچهها کارهایی که شما کردی رو مجبور نبودند انجام بدن و انجام هم ندادند، اما تحت یک شرایط پادگانی، که مدرسه فقط یک بخش ازونه، قرار گرفتند که هزار و یک عارضه روانی براشون ایجاد کرد، و هدف ازون شرایط پادگانی هم دقیقا این بود که مجبور نباشند کارهایی که شما کردید رو بکنند! و همون بچهها که وقتی شما داشتی کار میکردی داشتند بازی میکردند الان عقدهایتر، نازکنارنجیتر، شکنندهتر، و بیعرضهتر هستند. اینها حتی از والدینشون هم متنفرند. همون والدینی که اجازه نمیدادند بچه دست به سیاه و سفید بزنه.
من نمیگم کار بچه، ویتامینه برای شخصیتش. اما اینطور که جا افتاده، سیانور هم نیست.
❤7
اینکه کسی دوره کودکی یا نوجوانی خودش رو سیاه ببینه، لزوما به این معنی نیست که اوضاع خیلی فاجعهبار بوده.
من رو به خاطر قدم همیشه انتهای کلاس مینشوندن، در حالی که جزء بچههای درسخون بودم، و در حالی که بچههای درسخون معمولا در ردیفهای جلو مینشستند. بچههای جلو به خاطر جبر درسی با من در ارتباط بودند، و بچههای عقب به خاطر جبر همجواری! در یک کلاس پنجاه نفره قبیله مهمه، و من به دلیل این میانماندگی جزء هیچ قبیلهای نبودم. به دلایلی ردیفهای جلو نماینده دهکهای بالای جامعه و ردیفهای عقب نماینده دهکهای پایین بودند. در اون سن و با اون اندوخته تربیتی، ظرفیت پل زدن بین دو سر این اجتماع رو نداشتم. نمیتونستم یک طبقه متوسط یکنفره باشم.
همین جزییات کوچک یک کلاس رو برای یک نفر نفرتانگیز، و برای یک نفر دیگه خاطرهانگیز می کنه. میشه این رو تعمیم داد به کل محیط. یکی از مراحل بلوغ اینه که به این درک برسی که نمیشه تیر و تخته عالم رو طوری چید که به همه خوب بگذره. من ازونهایی که میگن «همه تلاش ما اینه تا محیط امن و سالمی را برای کودکان فراهم کنیم» بیشتر میترسم.
من رو به خاطر قدم همیشه انتهای کلاس مینشوندن، در حالی که جزء بچههای درسخون بودم، و در حالی که بچههای درسخون معمولا در ردیفهای جلو مینشستند. بچههای جلو به خاطر جبر درسی با من در ارتباط بودند، و بچههای عقب به خاطر جبر همجواری! در یک کلاس پنجاه نفره قبیله مهمه، و من به دلیل این میانماندگی جزء هیچ قبیلهای نبودم. به دلایلی ردیفهای جلو نماینده دهکهای بالای جامعه و ردیفهای عقب نماینده دهکهای پایین بودند. در اون سن و با اون اندوخته تربیتی، ظرفیت پل زدن بین دو سر این اجتماع رو نداشتم. نمیتونستم یک طبقه متوسط یکنفره باشم.
همین جزییات کوچک یک کلاس رو برای یک نفر نفرتانگیز، و برای یک نفر دیگه خاطرهانگیز می کنه. میشه این رو تعمیم داد به کل محیط. یکی از مراحل بلوغ اینه که به این درک برسی که نمیشه تیر و تخته عالم رو طوری چید که به همه خوب بگذره. من ازونهایی که میگن «همه تلاش ما اینه تا محیط امن و سالمی را برای کودکان فراهم کنیم» بیشتر میترسم.
این سوال رو اخیرا خیلیها ازم پرسیدند و جالبه همشون میگن نمیدونن چرا از من دارن میپرسن.
ترامپ چند روز پیش فرمانی رو امضاء کرد که میگه داشتن مدرک دانشگاهی دیگه برای استخدام کارمندان دولت فدرال الزامی نیست، این مهارته که ملاک دولت خواهد بود. این اتفاق مهمی بود که توی بلبشوی سیاسی موجود زیاد دیده نشد. اما موید خیلی از واقعیتهاست. وقتی حتی خانه بروکراتها داره از هنجار آکادمیک فاصله میگیره، تصور کنید در بخش خصوصی چه خبره. این رو یادآوری کردم تا بدونید در چه زمان و فضایی قرار گرفتید.
اما اگه عبور ازین قیف مجازی خیلی براتون مهمه، ماسک N95
بزنید و یه ماسک جراحی هم بذارید روش و برید داخل. اگه فکر میکنید نمیتونید چهار ساعت چنین تنفسی رو تحمل کنید، روزهای قبلش تو خونه تمرین کنید. تصور کنید خلبان یک جنگنده هستید.. برای کسی که فکر میکنه دانشگاه باند صعوده، تخیل متناسبیه.
ترامپ چند روز پیش فرمانی رو امضاء کرد که میگه داشتن مدرک دانشگاهی دیگه برای استخدام کارمندان دولت فدرال الزامی نیست، این مهارته که ملاک دولت خواهد بود. این اتفاق مهمی بود که توی بلبشوی سیاسی موجود زیاد دیده نشد. اما موید خیلی از واقعیتهاست. وقتی حتی خانه بروکراتها داره از هنجار آکادمیک فاصله میگیره، تصور کنید در بخش خصوصی چه خبره. این رو یادآوری کردم تا بدونید در چه زمان و فضایی قرار گرفتید.
اما اگه عبور ازین قیف مجازی خیلی براتون مهمه، ماسک N95
بزنید و یه ماسک جراحی هم بذارید روش و برید داخل. اگه فکر میکنید نمیتونید چهار ساعت چنین تنفسی رو تحمل کنید، روزهای قبلش تو خونه تمرین کنید. تصور کنید خلبان یک جنگنده هستید.. برای کسی که فکر میکنه دانشگاه باند صعوده، تخیل متناسبیه.
Anarchonomy
در خبرها آمد که واردات گوشیهای هوشمند بالاتر از ۳۰۰ یورو متوقف شده. در این راستا چهرههای مطرح نظام نظرات مختلفی ارائه کردند: - روحانی: از شنبه هفته بعد سایز صفحه گوشیها باید به زیر ۵ و نیم اینچ برگرده. تاجگردون: ما بهرحال دستمالی که بتونه صفحه گوشی هفتصد…
این پست انگار چندجا فوروارد و استقبال شده. اگه بازم تیتر خبری از این «گله گاو» دیدید که مناسب چنین پستی بود برام بفرستید تا با همین الگو بنویسم.
مدیر شرکت MSI تولیدکننده لپتاپ و مادربورد، در سن ۵۶ سالگی خودش رو از طبقه هفتم ساختمان شرکتش انداخت پایین و فوت کرد. حتی کارمندان هم از صدای ایجاد شده وحشت کردند.
نه سن، نه وضعیت مالی و نه موقعیت اجتماعی تضمین نمیکنه که به چنین مرزی از فروپاشی نرسید، اما حتی اگه خواستید خودکشی کنید یکم مسئولانه انجامش بدید. مثلا با ماشین برید تو دره. یه صحنه تلخ فراموشنشدنی برای دیگران ایجاد نکنید. مخصوصا برای کسانی که شما رو میشناختند.
نه سن، نه وضعیت مالی و نه موقعیت اجتماعی تضمین نمیکنه که به چنین مرزی از فروپاشی نرسید، اما حتی اگه خواستید خودکشی کنید یکم مسئولانه انجامش بدید. مثلا با ماشین برید تو دره. یه صحنه تلخ فراموشنشدنی برای دیگران ایجاد نکنید. مخصوصا برای کسانی که شما رو میشناختند.
چون معلولیت داره چهارنفر ازش تقاضای ازدواج کردن تا معافیت بگیرند، و بش برخورده. اما حتی اینکه طرف صادقانه بگه هدفش چیه و حتی پول هم بده، براش توهینآمیزه!
آیا پسرها هم اجازه دارند چنین حساسیتهایی داشته باشند؟ یک دختر میانگین جامعه به چه دلیلی به پیشنهاد ازدواج یک پسر جواب مثبت میده؟ تقوا نیست قطعا. غیر ازینه که مخارج زندگیش رو قراره تأمین کنه، بعلاوه مسکن، بعلاوه تأمین امنیت؟ حالا از جذابیتهای فیزیکی بگذریم. چرا اون پسر نباید بگه «من و هر پسر دیگهای ابزاری برای رسیدن شما به اهداف زندگیتون نیستیم»؟
چهارنفر میخواستن یه معامله انجام بدن، خوشت نمیاد بگو نه، حال نمیکنم با این کار. به همین سادگی. اما چرا ساده نمیگیره؟ چون قربانی بودن بیشتر لایک میگیره.
آیا پسرها هم اجازه دارند چنین حساسیتهایی داشته باشند؟ یک دختر میانگین جامعه به چه دلیلی به پیشنهاد ازدواج یک پسر جواب مثبت میده؟ تقوا نیست قطعا. غیر ازینه که مخارج زندگیش رو قراره تأمین کنه، بعلاوه مسکن، بعلاوه تأمین امنیت؟ حالا از جذابیتهای فیزیکی بگذریم. چرا اون پسر نباید بگه «من و هر پسر دیگهای ابزاری برای رسیدن شما به اهداف زندگیتون نیستیم»؟
چهارنفر میخواستن یه معامله انجام بدن، خوشت نمیاد بگو نه، حال نمیکنم با این کار. به همین سادگی. اما چرا ساده نمیگیره؟ چون قربانی بودن بیشتر لایک میگیره.
یکی اومده گفته قانون بدی نیست، فقط ناقصه، چون کاملا با اصول گروگانگیری مطابقت نداره. تا مطمئن نشدن که «پسر اسیر» از محدوده تعیین شده فرار نمیکنه نباید ولش کنند، و اون محدوده مجاز ۱۰ ساله! بعد همین خانوم این پروپوزال رو تأیید میکنه! یعنی معاملهای که با صداقت فردی مطرح شده رو توهینآمیز میبینه، اما خوابیدن با کسی که حکومت برای رابطه باهاش تایملاین تعیین کرده باشه توهینآمیز نیست!
جیزز کرایست پسر... عمق فاجعه قابل محاسبه نیست.
جیزز کرایست پسر... عمق فاجعه قابل محاسبه نیست.
هند که اخیرا در یک ناحیه مرزی با چین گلاویز شده، یک خرید تسلیحاتی تقریبا دو و نیم میلیارد دلاری رو با روسیه نهایی کرد. ۲۱ جنگنده میگ۲۹ بعلاوه ۱۲ سوخو ۳۰ بعلاوه آپگرید ۵۹ میگ ۲۹ که همین الان دارند.
غرض اینکه چین کوچکترین فشاری نمیتونه به روسیه وارد کنه تا این انتقال تسلیحات و انتقال تکنولوژی به هند صورت نگیره. بعد تصور میکنید روسیه و هند اجازه میدن ایران به پاتوق نظامیان چینی تبدیل بشه؟ خیلی ابعاد نظامی این قرارداد ۲۵ ساله رو جدی نگیرید. ابعاد اقتصادیش که شوخیتره.
غرض اینکه چین کوچکترین فشاری نمیتونه به روسیه وارد کنه تا این انتقال تسلیحات و انتقال تکنولوژی به هند صورت نگیره. بعد تصور میکنید روسیه و هند اجازه میدن ایران به پاتوق نظامیان چینی تبدیل بشه؟ خیلی ابعاد نظامی این قرارداد ۲۵ ساله رو جدی نگیرید. ابعاد اقتصادیش که شوخیتره.
عکس جدیدتر هم اومد.
وقتی عکس قبلی رو دستکاری کردم تا محل اصابت بیرونی واضحتر بشه اومدن گفتن ما عکاسیم ما کارمون ادیت عکسه، با این دستکاریها هر الگویی میشه درآورد از عکس. خب الان این دستکاری نشده، چشمتون رو باز کنید و ببینید جای اصابت رو.
۹۹ درصد عکاسان ایران چه در اصول اپتیک و چه در پردازش، اوت هستند.
وقتی عکس قبلی رو دستکاری کردم تا محل اصابت بیرونی واضحتر بشه اومدن گفتن ما عکاسیم ما کارمون ادیت عکسه، با این دستکاریها هر الگویی میشه درآورد از عکس. خب الان این دستکاری نشده، چشمتون رو باز کنید و ببینید جای اصابت رو.
۹۹ درصد عکاسان ایران چه در اصول اپتیک و چه در پردازش، اوت هستند.
Anarchonomy
Photo
میدونم خیلیها علاقهای ندارند به مباحث فنی، ولی در این مورد خاص لازمه کمی اطلاعات عمومی داشته باشید تا دستگاه پروپاگاندا، جسارتا خرتون نکنه.
این تصویری که در ابتدا از محل انفجار در رسانههای حکومتی منتشر شد یه مشکلی داره که همون ابتدا شاخکم رو تحریک کرد اما ازش عبور کردم. خوشبختانه دوستان بادقت در توعیتر بالاخره بش اشاره کردند. مشکل اینه که در ناحیه دوده گرفته، عدد مشکی، مشکی مطلق رو نشون میده، که یعنی هیچ سیگنالی در اون ناحیه وجود نداره! که یعنی اون قسمت عکس رو عمدا سیاه کردن.
حالا یه عده مدعی عکاسی از روی عدم آگاهی یا سوء تفاهم ادعا میکنند خیر، این لزوما به معنی دستکاری نیست، گستره داینامیک سنسور کم باشه پیش میاد! واقعا مهم نیست که دچار سوء تفاهمند. این مهمه که بعدا همون بوقچیهای حکومتی ازین سوء تفاهمها استفاده خواهند کرد برای لاپوشانی فوتوشاپکاریهاشون.
سعی میکنم خیلی خلاصه و مفید توضیح بدم این مفاهیم رو.
گستره داینامیک یعنی محدودهای از کمترین سیگنال تا بالاترین سیگنال که یک سنسور بتونه ببینه. مثل گوش شما که از یه حدی پایینتر و از یه حدی بالاتر رو نمیشنوه. اون محدودهای که میشنوه گستره داینامیک گوش شماست.
حالا چی میشه که این محدوده کوچک میشه؟ وقتی از یکی از طرفین یا از هر دو طرف به بنبست میخوره. اما بنبست طرف مینیمم با بنبست طرف ماکزیمم یکی نیست. در سمت ماکزیمم، یعنی جایی که نور زیاده، تعداد فوتونها انقدر بالاست که مخزن اشباع میشه. و وقتی اشباع شد دیگه سیگنال نداره. همونطور که وقتی یهو یه لامپ قوی جلو چشمتون روشن میکنند دیگه چیزی نمیبینید. در این حالت پیکسل، سفید مطلق میده. یعنی بالاترین عددی که خروجی ساپورت میکنه. (مهم نیست دقت بالاترین خروجی، چقدر بالا باشه. وقتی سطل پر شده و سرریز کرده، فرقی نداره حجمش رو به لیتر بیان کنید یا به میلیلیتر. سفید مطلق ۸ بیتی با سفید مطلق ۱۶ بیتی فرقی نداره). معمولا چه زمانی بنبست ماکزیمم رو در عکس میبینیم؟ یه مثالش ابرها هستند در روز آفتابی. شدت نورشون بیش از ظرفیت سطل ماست. چرا در بعضی عکسها سفیدی ابرها سفید مطلق نیست؟ چون مقدار نوردهی رو کم کردن تا کلا نور کمتری به سنسور برسه. اما در این حالت، بقیه نواحی که به اندازه ابر درخشان نیستند، تاریکتر خواهند شد.
اما در بنبست مینیمم اتفاق دیگهای میفته. چون نور خیلی کمه، سیگنال انقدر ناچیزه که فقدانش به شکل نویز دیده میشه. این نویز چند منبع داره که دو تاش مهمتر هستند. یک، نویز الکترونیکی، که از تمام تشکیلات الکترونیکی سنسور مثل ترانزیستورها، خازنها، دیودها، مبدلها و سیمکشیها (که همه میکروسکوپی هستند) ایجاد میشه. یعنی وقتی فوتونها تبدیل به الکترون شدند، یه سری الکترون ناخوانده هم بشون اضافه میشه. مقدار این نویز تعیین میکنه که ما حداکثر چقدر از تاریکیها رو میتونیم از دیتا بیرون بکشیم. اگه گستره داینامیک سنسوری کم باشه، میگن کف نویز بالاست. اخیرا این نویز به قدری کاهش پیدا کرده که نادیده گرفته میشه. و وقتی به حداقل ممکن رسید، نویز بعدی خودش رو نشون میده. دو، شات نویز! این نویز از رندوم بودن ذرات نور بوجود میاد. همونطور که اگه موقع بارش باران هزاران لیوان بچینی رو زمین، همشون دقیقا به یک اندازه پر نمیشن. این اختلاف پر شدگی در تصویر به شکل نویز دیده میشه. و هیچ کاریش هم نمیشه.
پس وقتی سنسوری گستره داینامیک کمتری دارد، میگوییم نویزدارتر است. نه اینکه مشکی مطلق بیشتری میسازد! مشکی مطلق ربطی به محدودیتهای سنسور نداره (برعکس سفید مطلق که ربط داره، چون هرچی سایز مخزن کمتر باشه زودتر سرریز میشه).
اما چه وقتهایی پیش میاد که در تصویر مشکی مطلق پیدا میشه؟ اگه گزینه فوتوشاپ رو بذاریم کنار، فقط در دو حالت:
این تصویری که در ابتدا از محل انفجار در رسانههای حکومتی منتشر شد یه مشکلی داره که همون ابتدا شاخکم رو تحریک کرد اما ازش عبور کردم. خوشبختانه دوستان بادقت در توعیتر بالاخره بش اشاره کردند. مشکل اینه که در ناحیه دوده گرفته، عدد مشکی، مشکی مطلق رو نشون میده، که یعنی هیچ سیگنالی در اون ناحیه وجود نداره! که یعنی اون قسمت عکس رو عمدا سیاه کردن.
حالا یه عده مدعی عکاسی از روی عدم آگاهی یا سوء تفاهم ادعا میکنند خیر، این لزوما به معنی دستکاری نیست، گستره داینامیک سنسور کم باشه پیش میاد! واقعا مهم نیست که دچار سوء تفاهمند. این مهمه که بعدا همون بوقچیهای حکومتی ازین سوء تفاهمها استفاده خواهند کرد برای لاپوشانی فوتوشاپکاریهاشون.
سعی میکنم خیلی خلاصه و مفید توضیح بدم این مفاهیم رو.
گستره داینامیک یعنی محدودهای از کمترین سیگنال تا بالاترین سیگنال که یک سنسور بتونه ببینه. مثل گوش شما که از یه حدی پایینتر و از یه حدی بالاتر رو نمیشنوه. اون محدودهای که میشنوه گستره داینامیک گوش شماست.
حالا چی میشه که این محدوده کوچک میشه؟ وقتی از یکی از طرفین یا از هر دو طرف به بنبست میخوره. اما بنبست طرف مینیمم با بنبست طرف ماکزیمم یکی نیست. در سمت ماکزیمم، یعنی جایی که نور زیاده، تعداد فوتونها انقدر بالاست که مخزن اشباع میشه. و وقتی اشباع شد دیگه سیگنال نداره. همونطور که وقتی یهو یه لامپ قوی جلو چشمتون روشن میکنند دیگه چیزی نمیبینید. در این حالت پیکسل، سفید مطلق میده. یعنی بالاترین عددی که خروجی ساپورت میکنه. (مهم نیست دقت بالاترین خروجی، چقدر بالا باشه. وقتی سطل پر شده و سرریز کرده، فرقی نداره حجمش رو به لیتر بیان کنید یا به میلیلیتر. سفید مطلق ۸ بیتی با سفید مطلق ۱۶ بیتی فرقی نداره). معمولا چه زمانی بنبست ماکزیمم رو در عکس میبینیم؟ یه مثالش ابرها هستند در روز آفتابی. شدت نورشون بیش از ظرفیت سطل ماست. چرا در بعضی عکسها سفیدی ابرها سفید مطلق نیست؟ چون مقدار نوردهی رو کم کردن تا کلا نور کمتری به سنسور برسه. اما در این حالت، بقیه نواحی که به اندازه ابر درخشان نیستند، تاریکتر خواهند شد.
اما در بنبست مینیمم اتفاق دیگهای میفته. چون نور خیلی کمه، سیگنال انقدر ناچیزه که فقدانش به شکل نویز دیده میشه. این نویز چند منبع داره که دو تاش مهمتر هستند. یک، نویز الکترونیکی، که از تمام تشکیلات الکترونیکی سنسور مثل ترانزیستورها، خازنها، دیودها، مبدلها و سیمکشیها (که همه میکروسکوپی هستند) ایجاد میشه. یعنی وقتی فوتونها تبدیل به الکترون شدند، یه سری الکترون ناخوانده هم بشون اضافه میشه. مقدار این نویز تعیین میکنه که ما حداکثر چقدر از تاریکیها رو میتونیم از دیتا بیرون بکشیم. اگه گستره داینامیک سنسوری کم باشه، میگن کف نویز بالاست. اخیرا این نویز به قدری کاهش پیدا کرده که نادیده گرفته میشه. و وقتی به حداقل ممکن رسید، نویز بعدی خودش رو نشون میده. دو، شات نویز! این نویز از رندوم بودن ذرات نور بوجود میاد. همونطور که اگه موقع بارش باران هزاران لیوان بچینی رو زمین، همشون دقیقا به یک اندازه پر نمیشن. این اختلاف پر شدگی در تصویر به شکل نویز دیده میشه. و هیچ کاریش هم نمیشه.
پس وقتی سنسوری گستره داینامیک کمتری دارد، میگوییم نویزدارتر است. نه اینکه مشکی مطلق بیشتری میسازد! مشکی مطلق ربطی به محدودیتهای سنسور نداره (برعکس سفید مطلق که ربط داره، چون هرچی سایز مخزن کمتر باشه زودتر سرریز میشه).
اما چه وقتهایی پیش میاد که در تصویر مشکی مطلق پیدا میشه؟ اگه گزینه فوتوشاپ رو بذاریم کنار، فقط در دو حالت:
۱- که مربوط به فضای آبجکتیو است. یعنی یک جسمی دارید که یا مطلقا نور بش نمیرسیده تا منعکسش کنه، یا میرسیده اما همهش رو جذب میکرده. در طبیعت چنین چیزی یافت نمیشه. حتی سیاهترین پر کلاغ هم مشکی مطلق نمیده. مگر ما عمدا نوردهی رو انقدر کم کنیم که نور منعکس شده یه سری از اجسام اصلا به سنسور نرسه. و اگر این کار رو بکنیم کل تصویر یا بخشهای زیادی ازش تاریک میشه. مثل عکسهای ضدنور، که مثلا طرف رو به غروب آفتاب میایسته، و خودش کاملا تاریک دیده میشه و قرص نارنجی خورشید در پشت سرش. نوردهی نرمال به اون نوردهی میگن که تصویری بسازه که شما وقتی ببینی حس کنی اگه خودت هم اونجا بودی صحنه رو همونجوری میدیدی (عکس منتشر شده از محل انفجار نوردهی نرمال داره). ۲- که مربوط به سمت نرمافزاری قضیهست. که وقتی سطح مشکی دیتا رو بالا پایین میکنیم. سطح مشکی به تعریف سلیقهای ما از آن سطحی از سیگنال گفته میشود که قصد داریم مشکی فرضش کنیم! فرض کنید به طبقه همکف یک آپارتمان بگیم طبقه اول. اصل واقعیت ساختمان همونه، این ماییم که قرارداد میکنیم طبقه یک از همکف حساب بشه. ولی طبق همین قرارداد طبقه یک اصلی هم میشه طبقه دو سلیقهای ما طبیعتا. به همین ترتیب سطح سفید هم داریم. فرض کنید یک نقشه از ایران دارید که هرجا سکونتگاهی هست با یک نقطه نشون داده شده. میتونید به نرمافزار بگید سطح یک جمعیت رو از آبادیهایی که حداقل صد خانوار هستند حساب کن. اینجوری یه سری از نقاط حذف میشن، چون کمتر از صدخانوار هستند. این سطح بلک ماست. و میتونی بگی مناطقی که بالای یک میلیوننفر هستند هم حذف کن. اینجوری هم یه سری از شهرها حذف میشن. این سطح وایت ماست. همین الان سطح بلک تصویری که از تلویزیون صداسیما میگیرید بالاتر از بلک اصلی و سطح وایتش پایینتر از وایت اصلیه که دوربین گرفته بوده. توضیح چراییش در این مقال نگنجد. خلاصهش اینه که تلویزیونهای قدیم محدوده کمی رو پوشش میدادن و اون استاندارد همچنان باقیه (چیزی که در یوتیوب و با مانیتور لپتاپ میبینید اینطور نیست).
حالا چرا باید سطح بلک تصویر رو ببریم بالا؟ برای اینکه عمدا اطلاعات موجود در نواحی تاریک رو حذف کنیم. مثلا به چه دلیل؟ مثلا همین تبلیغات اخیر شرکت فورد که میخواست وانت جدید اف۱۵۰ رو هم نشون بده و هم نشون نده. چراغها دیده میشد و مردم میتونستند بفهمند دیزاین چراغ چه تغییری کرده، اما جلوپنجره در تاریکی مطلق بود و هرچقدر سایهها رو روشنتر میکردی در فوتوشاپ چیزی بدست نمیاومد (چون رفته تو قسمت زیر صدخانوار). در عکس منتشر شده، این اتفاق نیفتاده، چون نور همه اجسام کاملا عادیه (یعنی همه طبقات سه، طبقه سه هستند، طبقه همکف نیستند).
امیدوارم متوجه شده باشید که در اون عکس فقط در صورتی میشده مشکی مطلق ایجاد کرد در ناحیهای که وسط بیابان زیر تیغ آفتاب بوده که قلموی فوتوشاپ رو برداری و سیاهش کنی.
حالا چرا باید سطح بلک تصویر رو ببریم بالا؟ برای اینکه عمدا اطلاعات موجود در نواحی تاریک رو حذف کنیم. مثلا به چه دلیل؟ مثلا همین تبلیغات اخیر شرکت فورد که میخواست وانت جدید اف۱۵۰ رو هم نشون بده و هم نشون نده. چراغها دیده میشد و مردم میتونستند بفهمند دیزاین چراغ چه تغییری کرده، اما جلوپنجره در تاریکی مطلق بود و هرچقدر سایهها رو روشنتر میکردی در فوتوشاپ چیزی بدست نمیاومد (چون رفته تو قسمت زیر صدخانوار). در عکس منتشر شده، این اتفاق نیفتاده، چون نور همه اجسام کاملا عادیه (یعنی همه طبقات سه، طبقه سه هستند، طبقه همکف نیستند).
امیدوارم متوجه شده باشید که در اون عکس فقط در صورتی میشده مشکی مطلق ایجاد کرد در ناحیهای که وسط بیابان زیر تیغ آفتاب بوده که قلموی فوتوشاپ رو برداری و سیاهش کنی.