در خبرها آمد که واردات گوشیهای هوشمند بالاتر از ۳۰۰ یورو متوقف شده. در این راستا چهرههای مطرح نظام نظرات مختلفی ارائه کردند:
- روحانی: از شنبه هفته بعد سایز صفحه گوشیها باید به زیر ۵ و نیم اینچ برگرده.
تاجگردون: ما بهرحال دستمالی که بتونه صفحه گوشی هفتصد یورویی رو تمیز کنه در کشور نداریم.
ظریف: من و سردار سلیمانی از یه گوشی استفاده میکردیم، ۱۵۰ یوروش رو من داده بودم، ۱۵۰ یورو سهم خودش هم از بنیاد گرفت، رهبر هم در جریانه.
قالیباف: ما نیاز به اندیشکده داریم تا بررسی کنند بازی آسفالت روی گوشی زیر سیصد یورویی خوب اجرا میشه یا نه و نتایج رو در اختیار حاکمیت قرار بدن.
دکتر لاری: در بیست و چهار ساعت گذشته در یک مهمانی پنجاه نفر آلوده به کرونا شدند که مشخص شده همه گوشیهای بالای ۳۰۰ یورویی داشتهاند.
جهانگیری: مردم عزیز، یادتون میاد یه زمانی در بازار فقط سونی اریکسون وجود داشت؟
همتی: قرار باشد مردم به این شدت از گوشی استفاده کنند من نمیتونم نقدینگی رو کنترل کنم.
سعید لیلاز: اگر مردم تا معرفی آیفون ۱۲ تحمل کنند مشکلات را پشت سر میگذاریم.
بهمن کلباسی: نیمی از مردم آمریکا گوشی ۲۰۰ دلاری دارند.
بدری: باید گوشی ۲۵ یورویی بسازیم و به مجردها ندهیم.
سردار حاجیزاده: مسافرانی که از خارج گوشی ۶۰۰ یورویی خریده و با هواپیما به ایران برمیگردند شاید به شکل درستی فرود نیایند.
احمد توکلی: من سالهاست به دوستان لیبرال میگفتم ۱۱۰۰ کار مردم ما را راه میاندازد، اما جریان غالب اجازه نمیداد حرف ما شنیده شود.
محسن رضایی: اگر مدیران شیائومی و سامسونگ را گروگان بگیریم گوشیهای ۱۰۰۰ یورویی خودشان را ۳۰۰ یورو به ما خواهند داد.
فتورهچی: هنوز نمیفهمید. مردم را با قیمت گوشی هوشمند سرگرم کردهاند و گرنه این جوانانی که سر چهارراه شیشه بیامو من را میشورند پول شارژ هم ندارند، چه برسد به گوشی.
محسن رنانی: من به این وضعیت خوشبینم.
- روحانی: از شنبه هفته بعد سایز صفحه گوشیها باید به زیر ۵ و نیم اینچ برگرده.
تاجگردون: ما بهرحال دستمالی که بتونه صفحه گوشی هفتصد یورویی رو تمیز کنه در کشور نداریم.
ظریف: من و سردار سلیمانی از یه گوشی استفاده میکردیم، ۱۵۰ یوروش رو من داده بودم، ۱۵۰ یورو سهم خودش هم از بنیاد گرفت، رهبر هم در جریانه.
قالیباف: ما نیاز به اندیشکده داریم تا بررسی کنند بازی آسفالت روی گوشی زیر سیصد یورویی خوب اجرا میشه یا نه و نتایج رو در اختیار حاکمیت قرار بدن.
دکتر لاری: در بیست و چهار ساعت گذشته در یک مهمانی پنجاه نفر آلوده به کرونا شدند که مشخص شده همه گوشیهای بالای ۳۰۰ یورویی داشتهاند.
جهانگیری: مردم عزیز، یادتون میاد یه زمانی در بازار فقط سونی اریکسون وجود داشت؟
همتی: قرار باشد مردم به این شدت از گوشی استفاده کنند من نمیتونم نقدینگی رو کنترل کنم.
سعید لیلاز: اگر مردم تا معرفی آیفون ۱۲ تحمل کنند مشکلات را پشت سر میگذاریم.
بهمن کلباسی: نیمی از مردم آمریکا گوشی ۲۰۰ دلاری دارند.
بدری: باید گوشی ۲۵ یورویی بسازیم و به مجردها ندهیم.
سردار حاجیزاده: مسافرانی که از خارج گوشی ۶۰۰ یورویی خریده و با هواپیما به ایران برمیگردند شاید به شکل درستی فرود نیایند.
احمد توکلی: من سالهاست به دوستان لیبرال میگفتم ۱۱۰۰ کار مردم ما را راه میاندازد، اما جریان غالب اجازه نمیداد حرف ما شنیده شود.
محسن رضایی: اگر مدیران شیائومی و سامسونگ را گروگان بگیریم گوشیهای ۱۰۰۰ یورویی خودشان را ۳۰۰ یورو به ما خواهند داد.
فتورهچی: هنوز نمیفهمید. مردم را با قیمت گوشی هوشمند سرگرم کردهاند و گرنه این جوانانی که سر چهارراه شیشه بیامو من را میشورند پول شارژ هم ندارند، چه برسد به گوشی.
محسن رنانی: من به این وضعیت خوشبینم.
❤3
Anarchonomy
تا الان نظرم این بود که قویترین احتمال در مورد این انفجار، بیکفایتی سیستماتیک و یک حادثه، و حداکثر یک حمله سایبری بوده. اما الان با این تصویر تجدیدنظر کرده و اعلام میکنم این سوله رو زدنش. بعد از قضیه موثر بودن ماسک، این دفعه دومیه که نظرم رو ۱۸۰ درجه میچرخونم.…
همونطور که دوستان متوجه شدند جای اصابتی خارج از ساختمان دیده میشه. بعضیها نمیتونستند خوب ببینند، کنتراست تصویر رو انقدر دستکاری کردم تا راحت بشه دید. کاملا واضحه چاله ایجاد کرده.. این دیگه نه خرابکاری داخلیه، نه سایبریه. این کار یه موشک کروزه. و فقط یکیشونه.
واقعا مبهمه که یه کروز چطور تا وسط ایران اومده و دیده نشده و چه پرندهای رهاش کرده و از کجا رهاش کرده.
البته اهمیتی نداره واقعا. هرکی نیزه فرو کنه به تن این گاوها، به نفع ماست. اون چیزی که مهمه اینه: همه فکر میکردند کار به اینجا نمیکشه، ولی کشید. پس در مورد بقیه فرضیات هم باید تجدیدنظر کرد.
واقعا مبهمه که یه کروز چطور تا وسط ایران اومده و دیده نشده و چه پرندهای رهاش کرده و از کجا رهاش کرده.
البته اهمیتی نداره واقعا. هرکی نیزه فرو کنه به تن این گاوها، به نفع ماست. اون چیزی که مهمه اینه: همه فکر میکردند کار به اینجا نمیکشه، ولی کشید. پس در مورد بقیه فرضیات هم باید تجدیدنظر کرد.
این چیزی که میبینید نشانه تخریب مغزه.
چون نمیخواد قبول کنه موشک کروز تا دل خاک ایران اومده و سپاه هیچ غلطی نتونسته بکنه مجبوره بگه مخالفان نظام دارن داخل خود ایران تسلیحاتی رو مونتاژ میکنن که خود وزارت دفاع نتونسته بسازه! خودش میدونه این تخریب کار پهپاد انتحاری نیست، میدونه کار راکت نیست، صدها عکس ازون چیزها دیده و میدونه این، اون نیست. میدونه که موشک هدایتشونده رادارگریز که با ارتفاع کم پرواز کنه، یخچال نیست که قطعاتش رو وارد کنی و اینجا سرهم بندی کنی، میدونه اگه واقعا اپوزیسیون ایران در داخل کشور چنین امکاناتی داشتند تا الان صدبار بیت رهبر و اهداف سیاسی مشابه رو میزدن، نه اهداف هستهای رو.. همه رو میدونه. و میدونه که داره مهملبافی میکنه. اما مجبوره نپذیره. اینها دیگه عبور کردن ازون خطی که انسان به طور طبیعی خجالتزده میشه از پرت و پلاهایی که میگه. اون قسمت مغز که مربوط به حساسیت به
embarrassment
میشه، نمیدونم دقیقا کجاست، ولی برای اینها با تمرین زیاد، غیرفعال شده. یه قسمتهایی از مغز کلا رفته. و کاملا داوطلبانه اجازه داده شده که بره.
چون نمیخواد قبول کنه موشک کروز تا دل خاک ایران اومده و سپاه هیچ غلطی نتونسته بکنه مجبوره بگه مخالفان نظام دارن داخل خود ایران تسلیحاتی رو مونتاژ میکنن که خود وزارت دفاع نتونسته بسازه! خودش میدونه این تخریب کار پهپاد انتحاری نیست، میدونه کار راکت نیست، صدها عکس ازون چیزها دیده و میدونه این، اون نیست. میدونه که موشک هدایتشونده رادارگریز که با ارتفاع کم پرواز کنه، یخچال نیست که قطعاتش رو وارد کنی و اینجا سرهم بندی کنی، میدونه اگه واقعا اپوزیسیون ایران در داخل کشور چنین امکاناتی داشتند تا الان صدبار بیت رهبر و اهداف سیاسی مشابه رو میزدن، نه اهداف هستهای رو.. همه رو میدونه. و میدونه که داره مهملبافی میکنه. اما مجبوره نپذیره. اینها دیگه عبور کردن ازون خطی که انسان به طور طبیعی خجالتزده میشه از پرت و پلاهایی که میگه. اون قسمت مغز که مربوط به حساسیت به
embarrassment
میشه، نمیدونم دقیقا کجاست، ولی برای اینها با تمرین زیاد، غیرفعال شده. یه قسمتهایی از مغز کلا رفته. و کاملا داوطلبانه اجازه داده شده که بره.
دقت کردید در تمام طول این بلبشوها در آمریکا درباره تبعیض نژادی، یک نفر نگفت مالیات سیاهپوستها رو لغو کنید؟ اینکه اونها مالیات ندن و بقیه بدن یک تبعیض معکوسه. ولی فرض کنیم انقدر دلسوزند که حاضرند این تبعیض معکوس رو بپذیرند. مثل دانشگاهها که تبعیض معکوس کاملا اجرایی شده. مگه نمیگن سیاهها فقیرند و بدبختند و فرصتها ازشون گرفته شده و تحت ستم هستند و فلان و بهمان؟ خب مالیاتشون رو لغو کنید! حالا از اینکه اون سیاستمداری که کارش دزدی از مردمه این پیشنهاد رو نمیده بگذریم. ازون سیاستمداری که اقلیتها صرفا براش یک ابزارند تا رأی جمع کنه هم کلا بگذریم. چرا خود جامعه این اقلیت چنین مطالبهای رو مطرح نمیکنه؟ چرا روی پلاکارد مینویسه «نمیتونم نفس بکشم» اما نمینویسه «من نمیخوام دولت پولم رو به زور ازم بگیره»؟
زانو رو روی گردن کسی نذاشتن. زانو روی ذهن مردمه.
زانو رو روی گردن کسی نذاشتن. زانو روی ذهن مردمه.
این جمله رو چندبار شنیدید؟
«کارگر ساختمانی داره آپارتمانی میسازه که اگه خودش ۲۰۰ سال هم کار کنه نمیتونه همون آپارتمان رو بخره».
خودم که انقدر شنیدم حسابش از دستم در رفته. از زبان یک ایرانی، از آمریکایی، از آلمانی، از پیر محافظهکار، از جوان کمونیست، از همه. به طرز عجیبی متوجه احمقانه بودن این حرف نمیشن و باز تکرارش میکنند.
چرا باید هرکس هرچیزی که میسازه رو بتونه خودش هم بخره؟ این یک سوال فلسفی نیست. این یک سوال منطقیه. کسی که لامبورگینی رو مونتاژ میکنه باید خودش هم بتونه لامبورگینی بخره؟ اگه همه قرار بود بتونند لامبورگینی بخرند، که یعنی ارزش افزوده پایینی داشت، پس کی حاضر میشد لامبورگینی رو مونتاژ کنه؟ اگه مونتاژ کننده لامبورگینی درآمدی بیشتر از مونتاژ کننده کرولا داره، دقیقا به این دلیله که همه، از جمله خودش، نمیتونن لامبورگینی بخرند.
«کارگر ساختمانی داره آپارتمانی میسازه که اگه خودش ۲۰۰ سال هم کار کنه نمیتونه همون آپارتمان رو بخره».
خودم که انقدر شنیدم حسابش از دستم در رفته. از زبان یک ایرانی، از آمریکایی، از آلمانی، از پیر محافظهکار، از جوان کمونیست، از همه. به طرز عجیبی متوجه احمقانه بودن این حرف نمیشن و باز تکرارش میکنند.
چرا باید هرکس هرچیزی که میسازه رو بتونه خودش هم بخره؟ این یک سوال فلسفی نیست. این یک سوال منطقیه. کسی که لامبورگینی رو مونتاژ میکنه باید خودش هم بتونه لامبورگینی بخره؟ اگه همه قرار بود بتونند لامبورگینی بخرند، که یعنی ارزش افزوده پایینی داشت، پس کی حاضر میشد لامبورگینی رو مونتاژ کنه؟ اگه مونتاژ کننده لامبورگینی درآمدی بیشتر از مونتاژ کننده کرولا داره، دقیقا به این دلیله که همه، از جمله خودش، نمیتونن لامبورگینی بخرند.
مسکن تهران، هرجای تهران باشه، معادل کرولا برای کارگر ژاپنی نیست. مسکن تهران، هرجای تهران باشه یک کالای کمیابه، در حالی که تقاضا براش بالاست. وقتی میخوای همه کارگرها در پایتخت زندگی کنند و نیم ساعته برسن سر کار، یعنی چیزی بیش از کرولا میخوای. تراکم محله ما در بیست سال گذشته چهار برابر شده، اما تقاضا براش ده برابره. هنوز خاکبرداری تموم نشده میان پیشخرید میکنند. چطور میشه چنین کالایی رو برای یک کارگر فراهم کرد، هرچقدر هم که خوب حقوق بگیره. ارزش کار اون کارگر متناسب با ارزش کالایی که شما فکر میکنی حقشه داشته باشه، نیست.
ببینید، تنها راهی که میشه درآمد کارگر ساختمانی رو بالا برد اینه که دولت اعلام کنه کسانی که رقم آخر کد ملیشون فرده حق ندارن کار ساختمانی انجام بدن! یعنی عملا باید یه عده رو به زور از بازار کار اخراج کنی، که یعنی بدبختشون کنی، تا اونایی که میمونن کم بشن و وقتی کم شدن قدرت چانهزنیشون برای دستمزد بره بالا!
به زور نمیشه ارزش چیزی رو بالا برد یا پایین آورد. نمیشه همه رو تو یه شهر جا داد. نمیشه یه شهر رو تا بینهایت گسترش داد. نمیشه همه رو جراح و برنامهنویس کرد. نمیشه همه ریسک پذیر باشند. این در مورد لسآنجلس و مردمش هم صادقه.
اما حرف من کلیتر بود. دارند نارضایتیهایی در اذهان عمومی کل مردم دنیا ایجاد میکنند، که راهحلی در دنیای بیرون نداره. و هدفش هم فقط کوبیدن سرمایهداریه، نه بهبود وضع مردم. مثل اینه که به مردی که بدنش کمموئه هی بگن «مرد که مو نداشته باشه که مرد نیست». حتی اگه در ابتدا متوجه باشه که این حرف مهمله، وقتی تحت بمباران قرار بگیره دچار یأسی میشه که هم بیهودهست هم راه حل نداره.
به زور نمیشه ارزش چیزی رو بالا برد یا پایین آورد. نمیشه همه رو تو یه شهر جا داد. نمیشه یه شهر رو تا بینهایت گسترش داد. نمیشه همه رو جراح و برنامهنویس کرد. نمیشه همه ریسک پذیر باشند. این در مورد لسآنجلس و مردمش هم صادقه.
اما حرف من کلیتر بود. دارند نارضایتیهایی در اذهان عمومی کل مردم دنیا ایجاد میکنند، که راهحلی در دنیای بیرون نداره. و هدفش هم فقط کوبیدن سرمایهداریه، نه بهبود وضع مردم. مثل اینه که به مردی که بدنش کمموئه هی بگن «مرد که مو نداشته باشه که مرد نیست». حتی اگه در ابتدا متوجه باشه که این حرف مهمله، وقتی تحت بمباران قرار بگیره دچار یأسی میشه که هم بیهودهست هم راه حل نداره.
من که بیشتر از هرکسی دارم مینالم از دخالت دولت.. شخصا میتونم تو یه کانتینر زندگی کنم. اما حتی اجازه نمیدن اون کانتینر رو تو یه زمین خاکی قرار بدم. باید از ۱۵۰ سازمان و وزارتخونه اجازه بگیرم که آخرش هم به بهانه «زیباسازی» شهر و حتی «بهداشت» اجازهش رو نمیدن. اما فرض کنیم تونستم این کانتینر رو مهیا کنم، و فرض کنیم یک سنگکار هستم. صبحها میرم نمای سنگی یک ویلای ۵۰ میلیاردی در شمال تهران رو انجام میدم. اما رسانه، جو عمومی و حتی سیاستمداران، مدام بم القاء میکنند که بردهام، بیگاری میکشم، حقم رو خوردن، اونا بالان من پایینم، اونا ۲۵۰۰ متر من ۲۵ متر، بیعدالتی غوغا میکنه، کی انقلاب میشه پس؟.. با این بمباران فکری فردا که خواستم برم سرم کار با چه دیدی به صاحب اون ویلا نگاه میکنم؟ نفرت!
1593904699108.webm
3 MB
بعضی از دوستان تازه وارد وقتی پیام میدن برای معرفی خودشون میگن «من یک جانور آکادمیک هستم». مثل اینکه مسئله خوب براشون جا نیفتاده که منظور چه افرادی هستند و چه خصوصیاتی دارند، و گرنه انکار میکردند که جزء اون افراد هستند. این ویدئو کوتاه یک توصیف مختصر، اما نه کامل، از جانور آکادمیکه.
Anarchonomy
1593904699108.webm
اینکه گفتم این یک توصیف کامل نیست برای اینه که در رفتار این مست لایعقل نوعی معصومیت ترحمبرانگیز دیده میشه، اما جانور آکادمیک معصوم نیست، به مردم آسیب میزنه. به پشتوانه توهمی که از علم داره و به پشتوانه اعتباری که دانشگاه و جامعه دانشگاهی براش ایجاد کرده، نه خودش. انعکاس کاملش رو در مینو محرز میبینید که فقط کلمه انگلیسی fraud رو میشه در موردش به کار برد. در اوج شیوع میگفت ماسک بیفایدهست، حالا میگه ماسک پارچهای کافیه! دلیل این چرخش اونطور که بعضی ادعا میکنند، برای جلوگیری از کمیاب شدن ماسک n95 و ماسک جراحی برای کادر پزشکی نبود، چون وقتی سپاه کل تولیدات و واردات رو مصادره کرده بود مردم اگه میخواستند هم نمیتونستند چیزی گیر بیارن که در دسترسی کادر درمانی اثر منفی بذاره. اما حتی برفرض که دغدغه جلوگیری از افزایش تقاضای مردمی برای ماسک جراحی بوده باشه، دلیلی نداشت که بگه ماسکها فایده ندارند. میتونست بگه ماسکهای تخصصی گرانند و گیر نمیان، شما پارچهای هم بزنید خوبه. اینها ربطی به عدم قطعیت در علم نداره. ربطی به آزمون و خطا نداره. جانور آکادمیک در به کارگیری عقل سلیم فلجه، و همزمان خودش رو در جایگاهی میبینه که برای مصلحت بشر نقشه راه ترسیم کنه!
https://tabnak.ir/fa/news/988643
https://tabnak.ir/fa/news/988643
تابناک | TABNAK
مینو محرز: ماسک پارچهای بزنید؛ همین!
بعضی میگویند ماسک نداریم. لازم نیست از این ماسکهایی که مخصوص اتاق عمل و جراحی است استفاده کنید. از ماسکهایی که اصطلاحا فیلتردار معرفی میشود هم نباید استفاده کنید. از مردم میخواهم که پولشان را برای خرید این ماسکها خرج نکنند. ماسک معمولی پارچهای بزنید…
چپها از این عکسها میذارن و میگن افغانستان قبل از دخالت آمریکا اینجوری بود. راستیها همینو میذارن میگن قبل از حمله شوروی اینجوری بود. آتئیستها همینو میذارن میگن قبل از حمله اسلام اینجوری بود!
اینکه چه سلسله تحولاتی باعث شد دیگه دانشجوی افغان با این تیپ و لباس نتونه بره دانشگاه یه بحثه، اینکه آیا واقعا این عکس تمام واقعیت افغانستان بود یه بحث دیگهست.
حتی اگه هفتاد درصد عکسهایی که از اون دوره هست این شرایط رو نشون بده، این معنی رو نمیده که افغانستان واقعا این بود. چون عکاسها رسالت مستندسازی روی دوششون نبود. از چیزهایی خیلی بیشتر از چیزهای دیگه عکس میگرفتند. همین الان در اینستاگرام فارسی بیشتر شهرک اکباتان نمایانده شده یا تهرانپارس؟
اینکه چه سلسله تحولاتی باعث شد دیگه دانشجوی افغان با این تیپ و لباس نتونه بره دانشگاه یه بحثه، اینکه آیا واقعا این عکس تمام واقعیت افغانستان بود یه بحث دیگهست.
حتی اگه هفتاد درصد عکسهایی که از اون دوره هست این شرایط رو نشون بده، این معنی رو نمیده که افغانستان واقعا این بود. چون عکاسها رسالت مستندسازی روی دوششون نبود. از چیزهایی خیلی بیشتر از چیزهای دیگه عکس میگرفتند. همین الان در اینستاگرام فارسی بیشتر شهرک اکباتان نمایانده شده یا تهرانپارس؟
توعیتر اخیرا ۱۶ اکانت فیک رو مسدود کرد. یک نفر متوجه شده بود همشون یه اشتراکاتی با هم دارند، مثلا عکس پروفایلها با نرمافزارهای هوش مصنوعی ساخته شده که توشون ایراداتی هست. مثلا در گوش یا دندان. چند مقاله در سایتهای غالبا راستگرا به نام اینها منتشر شده بوده و مربوط به مسائل خاورمیانه. مثلا در ضدیت با جمهوریاسلامی یا قطر. مثلا یکیشون که «مثلا» ایرانیه در سایت ملیون یه مطلب نوشته بوده درباره عملکرد افتضاح نظام در مورد کرونا. تو این رشته توعیت توضیحاتی داده درباره این اکانتها.
هم در جامعه عرب کلی شخصیت واقعی ضد قطر هست، هم در بین فارسیزبانان کلی شخصیت واقعی ضد جمهوریاسلامی. برای سایتهای راستگرای خارجی، یا سایتهای اپوزیسیون ایرانی، اصلا کاری نداره که ازین شخصیتها برای تولید محتوا استفاده کنند. حتی اگه طرف اسم واقعی هم نداشته باشه ولی در بین کاربران فارسیزبان معتبر باشه هم کافیه. چرا میان مطلب از کاربر فیکی میذارن که تازه دو ماه پیش عضو توعیتر شده و ۵۰ تا فالوعر داره؟
محتملترین دلیلی که به ذهن میرسه اینه که این فیکهای ضدنظامنویس، و ضدقطرنویس، جزیی از پروژه خود جمهوری اسلامی و خود حکومت قطر هستند. متأسفانه سایتها با دریافت پول هرچیزی رو منتشر میکنند، و اگه مطلب «ظاهرا» همسو با جناح خودشون باشه که خیلی مشتاقانه میپذیرند. در واقع برنامه اینه: یه سری اکانت فیک میسازیم، یه سری مطلب به نام اینها در سایتهای مختلف منتشر میکنیم (پول میدیم که منتشر کنند)، بعد منتظر میشیم تا لو بره فیک هستند. سپس این چرخه رو دوباره ادامه میدیم. تا اینکه این ذهنیت جا بیفته کسانی که با اسم مستعار علیه حکومت مینویسند یک مشت بات و اکانت فیک هستند و مطالبشون چیزی جز پروپاگاندا نیست!
حتی فکر میکنم پروژهای در همین سطح هم از توان ذهنی «گله گاو» خارجه. یحتمل این یه بازیه که قطریها راه انداختن، که بسیار قویترند، و به متحد شیعهشون هم گفتن بیایید یه قسمتش هم اختصاص بدیم به شما، بعدا حساب میکنیم.
https://twitter.com/arawnsley/status/1280277540582588419?s=19
هم در جامعه عرب کلی شخصیت واقعی ضد قطر هست، هم در بین فارسیزبانان کلی شخصیت واقعی ضد جمهوریاسلامی. برای سایتهای راستگرای خارجی، یا سایتهای اپوزیسیون ایرانی، اصلا کاری نداره که ازین شخصیتها برای تولید محتوا استفاده کنند. حتی اگه طرف اسم واقعی هم نداشته باشه ولی در بین کاربران فارسیزبان معتبر باشه هم کافیه. چرا میان مطلب از کاربر فیکی میذارن که تازه دو ماه پیش عضو توعیتر شده و ۵۰ تا فالوعر داره؟
محتملترین دلیلی که به ذهن میرسه اینه که این فیکهای ضدنظامنویس، و ضدقطرنویس، جزیی از پروژه خود جمهوری اسلامی و خود حکومت قطر هستند. متأسفانه سایتها با دریافت پول هرچیزی رو منتشر میکنند، و اگه مطلب «ظاهرا» همسو با جناح خودشون باشه که خیلی مشتاقانه میپذیرند. در واقع برنامه اینه: یه سری اکانت فیک میسازیم، یه سری مطلب به نام اینها در سایتهای مختلف منتشر میکنیم (پول میدیم که منتشر کنند)، بعد منتظر میشیم تا لو بره فیک هستند. سپس این چرخه رو دوباره ادامه میدیم. تا اینکه این ذهنیت جا بیفته کسانی که با اسم مستعار علیه حکومت مینویسند یک مشت بات و اکانت فیک هستند و مطالبشون چیزی جز پروپاگاندا نیست!
حتی فکر میکنم پروژهای در همین سطح هم از توان ذهنی «گله گاو» خارجه. یحتمل این یه بازیه که قطریها راه انداختن، که بسیار قویترند، و به متحد شیعهشون هم گفتن بیایید یه قسمتش هم اختصاص بدیم به شما، بعدا حساب میکنیم.
https://twitter.com/arawnsley/status/1280277540582588419?s=19
آیا با وجود قانون حداقل سن «کار حرفهای» موافقید؟
(فقط قانون لازمالاجرا مطرحه. اگه با اینکه کودکان کار کنند مخالفید اما با ممنوعیت قانونیش موافق نیستید همون گزینه دوم رو انتخاب کنید).
(فقط قانون لازمالاجرا مطرحه. اگه با اینکه کودکان کار کنند مخالفید اما با ممنوعیت قانونیش موافق نیستید همون گزینه دوم رو انتخاب کنید).
Final Results
52%
بله.
48%
خیر.
Anarchonomy
آیا با وجود قانون حداقل سن «کار حرفهای» موافقید؟
(فقط قانون لازمالاجرا مطرحه. اگه با اینکه کودکان کار کنند مخالفید اما با ممنوعیت قانونیش موافق نیستید همون گزینه دوم رو انتخاب کنید).
(فقط قانون لازمالاجرا مطرحه. اگه با اینکه کودکان کار کنند مخالفید اما با ممنوعیت قانونیش موافق نیستید همون گزینه دوم رو انتخاب کنید).
چه دوقطبی فاحشی وجود داره در مورد مسئله کودکان کار. این نتیجه احتمالا بعضیها رو مأیوس میکنه. برای حفظ حریم خصوصی اعضاء، نظرسنجیها رو به صورت anon میذارم ولی جالب میشد اگه میفهمیدیم چه کسانی گفتند بله، و چه کسانی گفتند خیر. حدس خودم اینه که بین دانشگاهی بودن فرد و انتخاب بله رابطه مستقیمی وجود داره. اصلیترین دلیلی که برای ایجاد این قانون وجود داشته ضروریپنداری آموزش و پرورش در جامعهست. یعنی نه تنها تحصیل رو به عنوان یک حق غیرقابل مذاکره تثبیت کردهاند بلکه مدت زمان این تحصیل هم علاوه بر قانون، به یک تابو تبدیل شده و مثلا اگه بگیم ۵ سال کافیه میگن وای نئولیبرالها مسلط شدند، وای ما رو میخوان برگردانند به دوره قاجار!
یکی از نکات بامزه این تابو اینه که همون مکانیزم یادگیری که برای شاغل بزرگسال حلال شده رو برای شاغل خردسال حرام اعلام میکنند. مثلا یک سازمان به کارمندی که با نرمافزارهای اتوماسیون جدید آشنا نیست میگه روزی یک ساعت کلاس آموزش میذارم برات که هم به کارت برسی هم سیستمی که قراره پیاده کنیم رو یاد بگیری. حتی اگه اون کارمند یک متر با زوال عقل فاصله داشته باشه. اما هیچکس نمیتونه بگه بچهها برای من کار میکنند، روزی یک ساعت هم مهارتهای خواندن و نوشتن و بیسیک ریاضی بهشون آموزش میدیم!
یکی از نکات بامزه این تابو اینه که همون مکانیزم یادگیری که برای شاغل بزرگسال حلال شده رو برای شاغل خردسال حرام اعلام میکنند. مثلا یک سازمان به کارمندی که با نرمافزارهای اتوماسیون جدید آشنا نیست میگه روزی یک ساعت کلاس آموزش میذارم برات که هم به کارت برسی هم سیستمی که قراره پیاده کنیم رو یاد بگیری. حتی اگه اون کارمند یک متر با زوال عقل فاصله داشته باشه. اما هیچکس نمیتونه بگه بچهها برای من کار میکنند، روزی یک ساعت هم مهارتهای خواندن و نوشتن و بیسیک ریاضی بهشون آموزش میدیم!
وقتی کاسبهای محله ما به دارایی مراجعه کردند و به داروغه مربوطه گفتند این درآمدی که برای ما نوشتید و بر اساس اون عدد این مقدار مالیات برامون بریدید چیزی نیست که ما واقعا در طول یکسال درمیاریم، طرف گفته بود «محله شما محله پررونقیه، اگه تو اون محل نمیتونید انقدر دربیارید جمع کنید و کرکره رو بکشید پایین».
اگه یک ایرانی بخواد امروز خودش رو بیمه درمانی تکمیلی بکنه، بهترین آپشنی که براش وجود داره پکیجیه که سالی ۲ میلیون ۶۰۰ هزار تومن براش خرج برمیداره. البته اگه جوان نباشه باید کمی بیشتر بده، و البته این پکیج پوشش خیلی گستردهای نداره. مثلا برای جراحی تخصصی فقط ۷۵ میلیون تومن تقبل میکنه، در حالی که یک جراحی قلب باز در بیمارستانی که توش سگ نزنه و گربه نرقصه بالای ۱۰۰ میلیون هزینه داره، و با وضعیت فعلی سلامت در مملکت جراحی قلب باز دیگه مختص سالخوردگان نیست و بسیار نزدیکتر از آن است که در آینه دیده میشود! اما ما به همین مقدارش قناعت میکنیم. فرض کنیم حکومت سوپر نئولیبرال!! جمهوریاسلامی بخواد ناگهان در مورد بیمه سلامت صد در صد سوسیالیستی عمل کنه و برای هر شهروند ایرانی این پکیج رو بخره. ۹۰ میلیون ضربدر ماهیانه ۲۱۶ هزار تومن، میشه ماهی ۲۰ هزار میلیارد تومن. اگه دلار رو ۲۰ هزار تومن در نظر بگیریم (اگه اسفند ماه این پست رو میخونید لطفا به این عدد نخندید) میشه دقیقا ۱ میلیارد دلار.
اگه دولتی که صاحب شش دانگ کشوری با این وسعت و با این منابع و با این پتانسیلهاست نمیتونه ماهی ۱ میلیارد دلار بذاره کنار برای سلامت مردم، بهتر نیست جمع کنه و ببنده؟
چرا دولت اجازه داره به ما بگه اگه نمیتونید دربیارید کرکره رو بکشید پایین اما ما اجازه نداریم به دولت بگیم اگه نمیتونی دربیاری کرکره رو بکش پایین؟
اگه یک ایرانی بخواد امروز خودش رو بیمه درمانی تکمیلی بکنه، بهترین آپشنی که براش وجود داره پکیجیه که سالی ۲ میلیون ۶۰۰ هزار تومن براش خرج برمیداره. البته اگه جوان نباشه باید کمی بیشتر بده، و البته این پکیج پوشش خیلی گستردهای نداره. مثلا برای جراحی تخصصی فقط ۷۵ میلیون تومن تقبل میکنه، در حالی که یک جراحی قلب باز در بیمارستانی که توش سگ نزنه و گربه نرقصه بالای ۱۰۰ میلیون هزینه داره، و با وضعیت فعلی سلامت در مملکت جراحی قلب باز دیگه مختص سالخوردگان نیست و بسیار نزدیکتر از آن است که در آینه دیده میشود! اما ما به همین مقدارش قناعت میکنیم. فرض کنیم حکومت سوپر نئولیبرال!! جمهوریاسلامی بخواد ناگهان در مورد بیمه سلامت صد در صد سوسیالیستی عمل کنه و برای هر شهروند ایرانی این پکیج رو بخره. ۹۰ میلیون ضربدر ماهیانه ۲۱۶ هزار تومن، میشه ماهی ۲۰ هزار میلیارد تومن. اگه دلار رو ۲۰ هزار تومن در نظر بگیریم (اگه اسفند ماه این پست رو میخونید لطفا به این عدد نخندید) میشه دقیقا ۱ میلیارد دلار.
اگه دولتی که صاحب شش دانگ کشوری با این وسعت و با این منابع و با این پتانسیلهاست نمیتونه ماهی ۱ میلیارد دلار بذاره کنار برای سلامت مردم، بهتر نیست جمع کنه و ببنده؟
چرا دولت اجازه داره به ما بگه اگه نمیتونید دربیارید کرکره رو بکشید پایین اما ما اجازه نداریم به دولت بگیم اگه نمیتونی دربیاری کرکره رو بکش پایین؟
عجیب نیست که دلمون میخواد خوشگذرانیهامون در دورهای بوده باشه که نه چیز زیادی میفهمیدیم نه چیز زیادی ازش یادمون میمونه؛ و کار و سختی در دورهای باشه که شش دنگ حواسمون جمعه و همهچی یادمون میمونه؟
اوکی، از قسمت سخت فلسفیش بگذریم.. این دوگانهای که شما ترسیم میکنی، یعنی یا گیلاسچینی با نفرت یا خوشگذرونی زیر باران محبت، واقعی نیست. بسیاری از بچهها کارهایی که شما کردی رو مجبور نبودند انجام بدن و انجام هم ندادند، اما تحت یک شرایط پادگانی، که مدرسه فقط یک بخش ازونه، قرار گرفتند که هزار و یک عارضه روانی براشون ایجاد کرد، و هدف ازون شرایط پادگانی هم دقیقا این بود که مجبور نباشند کارهایی که شما کردید رو بکنند! و همون بچهها که وقتی شما داشتی کار میکردی داشتند بازی میکردند الان عقدهایتر، نازکنارنجیتر، شکنندهتر، و بیعرضهتر هستند. اینها حتی از والدینشون هم متنفرند. همون والدینی که اجازه نمیدادند بچه دست به سیاه و سفید بزنه.
من نمیگم کار بچه، ویتامینه برای شخصیتش. اما اینطور که جا افتاده، سیانور هم نیست.
اوکی، از قسمت سخت فلسفیش بگذریم.. این دوگانهای که شما ترسیم میکنی، یعنی یا گیلاسچینی با نفرت یا خوشگذرونی زیر باران محبت، واقعی نیست. بسیاری از بچهها کارهایی که شما کردی رو مجبور نبودند انجام بدن و انجام هم ندادند، اما تحت یک شرایط پادگانی، که مدرسه فقط یک بخش ازونه، قرار گرفتند که هزار و یک عارضه روانی براشون ایجاد کرد، و هدف ازون شرایط پادگانی هم دقیقا این بود که مجبور نباشند کارهایی که شما کردید رو بکنند! و همون بچهها که وقتی شما داشتی کار میکردی داشتند بازی میکردند الان عقدهایتر، نازکنارنجیتر، شکنندهتر، و بیعرضهتر هستند. اینها حتی از والدینشون هم متنفرند. همون والدینی که اجازه نمیدادند بچه دست به سیاه و سفید بزنه.
من نمیگم کار بچه، ویتامینه برای شخصیتش. اما اینطور که جا افتاده، سیانور هم نیست.
❤7
اینکه کسی دوره کودکی یا نوجوانی خودش رو سیاه ببینه، لزوما به این معنی نیست که اوضاع خیلی فاجعهبار بوده.
من رو به خاطر قدم همیشه انتهای کلاس مینشوندن، در حالی که جزء بچههای درسخون بودم، و در حالی که بچههای درسخون معمولا در ردیفهای جلو مینشستند. بچههای جلو به خاطر جبر درسی با من در ارتباط بودند، و بچههای عقب به خاطر جبر همجواری! در یک کلاس پنجاه نفره قبیله مهمه، و من به دلیل این میانماندگی جزء هیچ قبیلهای نبودم. به دلایلی ردیفهای جلو نماینده دهکهای بالای جامعه و ردیفهای عقب نماینده دهکهای پایین بودند. در اون سن و با اون اندوخته تربیتی، ظرفیت پل زدن بین دو سر این اجتماع رو نداشتم. نمیتونستم یک طبقه متوسط یکنفره باشم.
همین جزییات کوچک یک کلاس رو برای یک نفر نفرتانگیز، و برای یک نفر دیگه خاطرهانگیز می کنه. میشه این رو تعمیم داد به کل محیط. یکی از مراحل بلوغ اینه که به این درک برسی که نمیشه تیر و تخته عالم رو طوری چید که به همه خوب بگذره. من ازونهایی که میگن «همه تلاش ما اینه تا محیط امن و سالمی را برای کودکان فراهم کنیم» بیشتر میترسم.
من رو به خاطر قدم همیشه انتهای کلاس مینشوندن، در حالی که جزء بچههای درسخون بودم، و در حالی که بچههای درسخون معمولا در ردیفهای جلو مینشستند. بچههای جلو به خاطر جبر درسی با من در ارتباط بودند، و بچههای عقب به خاطر جبر همجواری! در یک کلاس پنجاه نفره قبیله مهمه، و من به دلیل این میانماندگی جزء هیچ قبیلهای نبودم. به دلایلی ردیفهای جلو نماینده دهکهای بالای جامعه و ردیفهای عقب نماینده دهکهای پایین بودند. در اون سن و با اون اندوخته تربیتی، ظرفیت پل زدن بین دو سر این اجتماع رو نداشتم. نمیتونستم یک طبقه متوسط یکنفره باشم.
همین جزییات کوچک یک کلاس رو برای یک نفر نفرتانگیز، و برای یک نفر دیگه خاطرهانگیز می کنه. میشه این رو تعمیم داد به کل محیط. یکی از مراحل بلوغ اینه که به این درک برسی که نمیشه تیر و تخته عالم رو طوری چید که به همه خوب بگذره. من ازونهایی که میگن «همه تلاش ما اینه تا محیط امن و سالمی را برای کودکان فراهم کنیم» بیشتر میترسم.
این سوال رو اخیرا خیلیها ازم پرسیدند و جالبه همشون میگن نمیدونن چرا از من دارن میپرسن.
ترامپ چند روز پیش فرمانی رو امضاء کرد که میگه داشتن مدرک دانشگاهی دیگه برای استخدام کارمندان دولت فدرال الزامی نیست، این مهارته که ملاک دولت خواهد بود. این اتفاق مهمی بود که توی بلبشوی سیاسی موجود زیاد دیده نشد. اما موید خیلی از واقعیتهاست. وقتی حتی خانه بروکراتها داره از هنجار آکادمیک فاصله میگیره، تصور کنید در بخش خصوصی چه خبره. این رو یادآوری کردم تا بدونید در چه زمان و فضایی قرار گرفتید.
اما اگه عبور ازین قیف مجازی خیلی براتون مهمه، ماسک N95
بزنید و یه ماسک جراحی هم بذارید روش و برید داخل. اگه فکر میکنید نمیتونید چهار ساعت چنین تنفسی رو تحمل کنید، روزهای قبلش تو خونه تمرین کنید. تصور کنید خلبان یک جنگنده هستید.. برای کسی که فکر میکنه دانشگاه باند صعوده، تخیل متناسبیه.
ترامپ چند روز پیش فرمانی رو امضاء کرد که میگه داشتن مدرک دانشگاهی دیگه برای استخدام کارمندان دولت فدرال الزامی نیست، این مهارته که ملاک دولت خواهد بود. این اتفاق مهمی بود که توی بلبشوی سیاسی موجود زیاد دیده نشد. اما موید خیلی از واقعیتهاست. وقتی حتی خانه بروکراتها داره از هنجار آکادمیک فاصله میگیره، تصور کنید در بخش خصوصی چه خبره. این رو یادآوری کردم تا بدونید در چه زمان و فضایی قرار گرفتید.
اما اگه عبور ازین قیف مجازی خیلی براتون مهمه، ماسک N95
بزنید و یه ماسک جراحی هم بذارید روش و برید داخل. اگه فکر میکنید نمیتونید چهار ساعت چنین تنفسی رو تحمل کنید، روزهای قبلش تو خونه تمرین کنید. تصور کنید خلبان یک جنگنده هستید.. برای کسی که فکر میکنه دانشگاه باند صعوده، تخیل متناسبیه.
Anarchonomy
در خبرها آمد که واردات گوشیهای هوشمند بالاتر از ۳۰۰ یورو متوقف شده. در این راستا چهرههای مطرح نظام نظرات مختلفی ارائه کردند: - روحانی: از شنبه هفته بعد سایز صفحه گوشیها باید به زیر ۵ و نیم اینچ برگرده. تاجگردون: ما بهرحال دستمالی که بتونه صفحه گوشی هفتصد…
این پست انگار چندجا فوروارد و استقبال شده. اگه بازم تیتر خبری از این «گله گاو» دیدید که مناسب چنین پستی بود برام بفرستید تا با همین الگو بنویسم.
مدیر شرکت MSI تولیدکننده لپتاپ و مادربورد، در سن ۵۶ سالگی خودش رو از طبقه هفتم ساختمان شرکتش انداخت پایین و فوت کرد. حتی کارمندان هم از صدای ایجاد شده وحشت کردند.
نه سن، نه وضعیت مالی و نه موقعیت اجتماعی تضمین نمیکنه که به چنین مرزی از فروپاشی نرسید، اما حتی اگه خواستید خودکشی کنید یکم مسئولانه انجامش بدید. مثلا با ماشین برید تو دره. یه صحنه تلخ فراموشنشدنی برای دیگران ایجاد نکنید. مخصوصا برای کسانی که شما رو میشناختند.
نه سن، نه وضعیت مالی و نه موقعیت اجتماعی تضمین نمیکنه که به چنین مرزی از فروپاشی نرسید، اما حتی اگه خواستید خودکشی کنید یکم مسئولانه انجامش بدید. مثلا با ماشین برید تو دره. یه صحنه تلخ فراموشنشدنی برای دیگران ایجاد نکنید. مخصوصا برای کسانی که شما رو میشناختند.
چون معلولیت داره چهارنفر ازش تقاضای ازدواج کردن تا معافیت بگیرند، و بش برخورده. اما حتی اینکه طرف صادقانه بگه هدفش چیه و حتی پول هم بده، براش توهینآمیزه!
آیا پسرها هم اجازه دارند چنین حساسیتهایی داشته باشند؟ یک دختر میانگین جامعه به چه دلیلی به پیشنهاد ازدواج یک پسر جواب مثبت میده؟ تقوا نیست قطعا. غیر ازینه که مخارج زندگیش رو قراره تأمین کنه، بعلاوه مسکن، بعلاوه تأمین امنیت؟ حالا از جذابیتهای فیزیکی بگذریم. چرا اون پسر نباید بگه «من و هر پسر دیگهای ابزاری برای رسیدن شما به اهداف زندگیتون نیستیم»؟
چهارنفر میخواستن یه معامله انجام بدن، خوشت نمیاد بگو نه، حال نمیکنم با این کار. به همین سادگی. اما چرا ساده نمیگیره؟ چون قربانی بودن بیشتر لایک میگیره.
آیا پسرها هم اجازه دارند چنین حساسیتهایی داشته باشند؟ یک دختر میانگین جامعه به چه دلیلی به پیشنهاد ازدواج یک پسر جواب مثبت میده؟ تقوا نیست قطعا. غیر ازینه که مخارج زندگیش رو قراره تأمین کنه، بعلاوه مسکن، بعلاوه تأمین امنیت؟ حالا از جذابیتهای فیزیکی بگذریم. چرا اون پسر نباید بگه «من و هر پسر دیگهای ابزاری برای رسیدن شما به اهداف زندگیتون نیستیم»؟
چهارنفر میخواستن یه معامله انجام بدن، خوشت نمیاد بگو نه، حال نمیکنم با این کار. به همین سادگی. اما چرا ساده نمیگیره؟ چون قربانی بودن بیشتر لایک میگیره.