مجموع مارکت کپ سه شرکت اپل، مایکروسافت و آمازون به ۲۰ درصد جیدیپی اقتصاد آمریکا رسیده! اونم وسط رکود! که یعنی این حباب از کره ماه هم بزرگتره. مابقی شرکتها زیر آبند و بورس فقط با شرکتهای دره سیلیکون به نظر میاد که حالش خوبه! درست مثل وضعیت سال ۲۰۰۰. با این فرق که اندفعه حباب رو خود فد ایجاد کرده. نسبت بدهی آمریکا به تولید ناخالص به بیشترین میزان از ۱۹۴۳ رسیده! یعنی زمانی که هیتلر در اوج قدرت بود.
فرش زیر پاتون هم بفروشید و بیتکوین بخرید.
فرش زیر پاتون هم بفروشید و بیتکوین بخرید.
کسانی که میخوان همه مردم دنیا رو نجات بدن، در بدترین حالت به همشون خیانت میکنند، و در بهترین حالت هیچکاری براشون نمیکنند. تنها اتفاقی که نمیفته نجاتیافتگی اونهاست. پربازدهترین خدمت به خلقالله اینه که به فکر همشون نباشی. هرچه ابعاد جامعه هدف کوچکتر، مفیدتر. وقتی از طریق یک پل طنابی داری از بالای یک دره عبور میکنی باید جلو رو نگاه کنی، نه پایین رو. هرچیزی که میتونیم ببینیم و میشه دید رو نباید دید. درصد بزرگی از مردم دنیا و مردم کشور و مردم شهر رو نباید دید تا بشه به مردم کمک کرد. در دوران ما، همه صرفا خبردارند. از همهکس و از همهچیز. اما به هیچ دردی نمیخورند. چون تمام وقت و تمرکز و ظرفیت روانیشون خرج خبردار شدن میشه. لوکالیسم فقط درباره اقتصاد نیست، در مورد مدیریت ذهن هم هست.
چطور یک کارگاه در یک شهرک صنعتی از کارگران افغان غیرمجاز استفاده میکنه اما یک شرکت در داخل شهر از پسران جوانی که کارت پایان خدمت ندارند استفاده نمیکنه؟ هر دو غیرقانونیاند، و اتفاقا جریمه استفاده از افغانها بیشتره، و اینکه یک میرغضب دولتی وارد بشه و تفتیش کنه، که هرچند نادره، ولی احتمالش برای اون کارگاه خیلی بیشتره.
با کمی دقت در احوالات کسانی که دارند این دو بنگاه رو اداره کنند میشه علت رو فهمید. صاحب اون کارگاه اونجا رو راه انداخته تا کار کنه، تا سرپا بمونه، که در شرایط جاری مملکت مثل شکستن شاخ غوله. در راستای این هدف دست به هرکاری میزنه. اما صاحب اون شرکت، که رفته جایی یک واحد تجاری خریده که جای پارک ماشین نداره ولی قیمتش دو برابر میانگین بقیه جاهاست و هزینهای برای دکوراسیون داده که اگه اینفوسیس هند اینجا نمایندگی داشت ممکن بود اونقدر خرج کنه، برای کار اونجا نیست. برای این اونجاست که معلوم باشه یه شرکت داره! و برای همین براش مهم نیست که سهمش از بازار بشه ۱۰ درصد یا همون ۱ درصد باقی بمونه.
همین حوالی وقتی مالیات مغازهها رو بدون توضیحی بالا برده بودند، چندنفرشون کرکرهها رو پایین کشیدن و یک بنر چسبوندن روش که نوشته بود تا اطلاع ثانوی که قراره اینطور مالیات بنویسند، تعطیلیم! از همسایهها که میپرسیدی چرا فقط همین چندتا اعتصاب کردند؟ یعنی بقیه با مالیاتی که براشون تعیین شده مشکلی ندارند؟ منتظر بودی که بگن: نه بابا، اینها یا پارتی دارند یا رشوه میدن رقم رو براشون میاره پایین!.. ولی جواب این نبود. میگفتند: بله اینها مشکلی ندارند، چون این مغازهها براشون تفریحه!.. برای همین بود که اگه یک شبه خفتگیری دولتی دو برابر هم میشد، خیالشون نبود، چون به شکل هزینههای تفریح بش نگاه میکردند. همونطور که اسکی و گلف هزینه داره.
بعد ما عادت داریم که به دستفروشی بگیم شغل کاذب!
با کمی دقت در احوالات کسانی که دارند این دو بنگاه رو اداره کنند میشه علت رو فهمید. صاحب اون کارگاه اونجا رو راه انداخته تا کار کنه، تا سرپا بمونه، که در شرایط جاری مملکت مثل شکستن شاخ غوله. در راستای این هدف دست به هرکاری میزنه. اما صاحب اون شرکت، که رفته جایی یک واحد تجاری خریده که جای پارک ماشین نداره ولی قیمتش دو برابر میانگین بقیه جاهاست و هزینهای برای دکوراسیون داده که اگه اینفوسیس هند اینجا نمایندگی داشت ممکن بود اونقدر خرج کنه، برای کار اونجا نیست. برای این اونجاست که معلوم باشه یه شرکت داره! و برای همین براش مهم نیست که سهمش از بازار بشه ۱۰ درصد یا همون ۱ درصد باقی بمونه.
همین حوالی وقتی مالیات مغازهها رو بدون توضیحی بالا برده بودند، چندنفرشون کرکرهها رو پایین کشیدن و یک بنر چسبوندن روش که نوشته بود تا اطلاع ثانوی که قراره اینطور مالیات بنویسند، تعطیلیم! از همسایهها که میپرسیدی چرا فقط همین چندتا اعتصاب کردند؟ یعنی بقیه با مالیاتی که براشون تعیین شده مشکلی ندارند؟ منتظر بودی که بگن: نه بابا، اینها یا پارتی دارند یا رشوه میدن رقم رو براشون میاره پایین!.. ولی جواب این نبود. میگفتند: بله اینها مشکلی ندارند، چون این مغازهها براشون تفریحه!.. برای همین بود که اگه یک شبه خفتگیری دولتی دو برابر هم میشد، خیالشون نبود، چون به شکل هزینههای تفریح بش نگاه میکردند. همونطور که اسکی و گلف هزینه داره.
بعد ما عادت داریم که به دستفروشی بگیم شغل کاذب!
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک بیوگرافی خلاصه از لودویگ فون میزس.
وقتی همونایی که دارند برای تاریخ سیاه بردهداری آمریکا خون گریه میکنند، ریختند پای مجسمه آبراهام لینکلن که بیارنش پایین، همون مجسمهای که بردههای آزاد شده پول ساختش رو دادند تا یادبودی از قهرمان سیاسی که آزادشون کرد داشته باشند، کاملا مشخص شد چطور عوامل تماما چپگرای هالیوود یه شخصیتی مثل تانوس ساختند که آرمانگرایی منجر به خشونت چپ رو به نمایش گذاشت و خودشون متوجه نبودند دارند چی میسازند. تانوس کمیکبوکها نیهیلیست بود و براش فرقی نداشت آدم بکشه یا نکشه، اما تانوس سینمایی آرمان نجات جهان رو داره و به خاطرش نصف جمعیت رو از بین میبره تا «زیادهخواهی و مصرفگرایی» مردم رو به تعادل برسونه. همه اونایی که این شیفت معنادار رو در این کاراکتر انجام دادند چپ هستند، و انقدر خودآگاهی ندارند که بفهمند دارند خودشون رو منعکس میکنند. بعضیها میگن اینکه معترضان نمیدونند اون مجسمه رو کی ساخت و چرا ساخت و کی پولش رو داد و چرا داد، نشون میده سیستم آموزشی آمریکا شکست خورده! که اشتباه میکنند. سیستم آموزشی دولتی الاغپروره، ولی شاهدش نشناختن ابراهام لینکلن نیست. این سیستم میتونه فارغالتحصیلانی بده بیرون که تاریخ هم خونده باشن، و در عین حال از آگاهی محروم باشند. چون فضا طوریه که به بلاهت پاداش میده، و واقعگرایی رو مجازات میکنه.
Anarchonomy
کسانی که میخوان همه مردم دنیا رو نجات بدن، در بدترین حالت به همشون خیانت میکنند، و در بهترین حالت هیچکاری براشون نمیکنند. تنها اتفاقی که نمیفته نجاتیافتگی اونهاست. پربازدهترین خدمت به خلقالله اینه که به فکر همشون نباشی. هرچه ابعاد جامعه هدف کوچکتر،…
استاد طالب، به نظرت این آقای اصفهانی این توعیت رو از پست من کپی نکرده؟ درست نیم ساعت بعد از من. خودت بیا کانال مطلب رو دست اول تحویل بگیر. تو که داری زبان فینیقی تمرین میکنی، یکم هم فارسی یاد میگیری 😁
شوخی میکنم.. مهم اینه که حرف حساب بیشتر پراکنده شه. که شد.
شوخی میکنم.. مهم اینه که حرف حساب بیشتر پراکنده شه. که شد.
❤5
تعدادی از بیزینسهای داخل محدوده خودمختار سیاتل از مقامات این شهر شکایت کردن و جبران خسارتهایی که بشون وارده شده رو میخوان.
وقتی شهروند داخل ناحیه تجزیهشده از نهادهای خارج از ناحیه طلب دادرسی داره، یعنی شهروند داخل ناحیه، قدرت حاکم بر اون ناحیه رو به رسمیت نمیشناسه. ممکنه موقع حرف زدن جرئت نکنه اینو بگه، ولی با پیگیری خسارت موضعش رو اعلام میکنه. این یه نمونه مینیاتوری از وضعیتیه که ممکنه در تجزیه هر ناحیه از ایران بوجود بیاد.
وقتی شهروند داخل ناحیه تجزیهشده از نهادهای خارج از ناحیه طلب دادرسی داره، یعنی شهروند داخل ناحیه، قدرت حاکم بر اون ناحیه رو به رسمیت نمیشناسه. ممکنه موقع حرف زدن جرئت نکنه اینو بگه، ولی با پیگیری خسارت موضعش رو اعلام میکنه. این یه نمونه مینیاتوری از وضعیتیه که ممکنه در تجزیه هر ناحیه از ایران بوجود بیاد.
❤4
کلا مخالف تجزیهم، ایران یا هرجا. چون فقط وقتی جواب میده که همه کشورهای اطراف ناحیه استقلالیافته باش کنار بیان، که نمیان، چون قدرت بینشون متوازن نیست. بذارید پارادوکس تبت رو مثال بزنم: فقط وقتی تبت استقلال یافته آب خوش از گلوش پایین خواهد رفت که حکومت چین به حقوق انسانی احترام بذاره، و اگه حکومت چین به حقوق انسانی احترام بذاره نیازی نیست تبت از چین جدا بشه.
هیچ ناحیه تجزیه شدهای در ایران در خواب هم نمیتونه ببینه که اقتصاد هنگکنگ رو داشته باشه، اما میبینید که قدرتهای دنیا خیلی راحت حاضرند اجازه بدن چین هنگکنگ رو ببلعه. تنها کاری که تا الان کردن این بوده که لفظن وعده دادن که به مردم هنگکنگ ویزای اقامت میدن اگه خیلی اوضاع بد شد!
هیچ ناحیه تجزیه شدهای در ایران در خواب هم نمیتونه ببینه که اقتصاد هنگکنگ رو داشته باشه، اما میبینید که قدرتهای دنیا خیلی راحت حاضرند اجازه بدن چین هنگکنگ رو ببلعه. تنها کاری که تا الان کردن این بوده که لفظن وعده دادن که به مردم هنگکنگ ویزای اقامت میدن اگه خیلی اوضاع بد شد!
مرسدس بنز با انویدیا، تولیدکننده پردازههای گرافیکی قرارداد بسته برای تجهیز مدلهای آینده به نرمافزارهای ایمنی و خودران. اما دیگه تو بیانیه خبری، خبری از کلمه «خودروی خودران» نبود، بلکه به همون کلمه assistance اکتفا کردند. خیلی نرم و بیسر و صدا دارند از قمپزهایی که قبلا درباره هوش مصنوعی در کرده بودند، عقبنشینی میکنند. ازونجایی که اتحادیه اروپا، به عنوان ابردولتی که خودش رو در جایگاه خدا قرارداده، که وقتی میگه بشو باید بشود! تا ۲۰۲۴ مهلت داده تا خودروساز بتونه جلوی بیمبالاتیهای راننده رو بگیره، ۴ سال وقت داره تا این آپشنها رو اضافه کنه. حالا تا ۲۰۳۰ که تصویب کنند ماشین «باید» کاملا خودران باشه، خدای بروکسل کریمه.
عمر بردلی، اولین رییس ستاد مشترک آمریکا جمله معروفی داره که میگه: «آماتورها درباره استراتژی حرف میزنند، حرفهایها درباره لجستیک».
همهجا پر شده از گندهگوزیهای تسلیحاتی و استراتژیک! اما ارتش مملکت در ابتداییترین مقوله لجستیکی یعنی غذا، سالهاست که در گل فرو رفته. نه تنها در روزهایی که ورودی جدید میاد، بلکه حتی در روزهای عادی هم از پس تأمین مایحتاج سرباز برنمیان. هرچند هدف خدمت اجباری ربطی به امنیت کشور نداره و عمدی وجود داره در آزاررسانی، و هرچند مسئله همچنان پوله، و کشوری که نمیتونه همه پسرها رو تأمین کنه نباید همه پسرها رو اعزام کنه، اما این هم یکی از مصادیق فقدان سیستماتیک دیسیپلین در جامعهست. همهچیز رو اللهبختکی انجام دادن دیگه قباحتی نداره.
همهجا پر شده از گندهگوزیهای تسلیحاتی و استراتژیک! اما ارتش مملکت در ابتداییترین مقوله لجستیکی یعنی غذا، سالهاست که در گل فرو رفته. نه تنها در روزهایی که ورودی جدید میاد، بلکه حتی در روزهای عادی هم از پس تأمین مایحتاج سرباز برنمیان. هرچند هدف خدمت اجباری ربطی به امنیت کشور نداره و عمدی وجود داره در آزاررسانی، و هرچند مسئله همچنان پوله، و کشوری که نمیتونه همه پسرها رو تأمین کنه نباید همه پسرها رو اعزام کنه، اما این هم یکی از مصادیق فقدان سیستماتیک دیسیپلین در جامعهست. همهچیز رو اللهبختکی انجام دادن دیگه قباحتی نداره.
این کارتون توصیف کاملی از لیبرالهای آمریکاییه. کودکان «صرفا دانشجو و معترض»، که میگن فاک سیستم، بعد میز کافه رو بهم میزنند، بعد که زندگی از حالت نرمال خارج شد از همون سیستم تقاضای کمک میکنند. چون فقط «فکر میکنند» آلترناتیوی برای سیستم دارند. خانواده، مدرسه، دانشگاه و حباب اجتماعی که توش زندگی میکنند متقاعدشون کرده که جایگزین کردن یک ایده قدیمی، یک ایده بهتر لازم نداره. صرفا عصیانگری میخواد!
تاکر کارلسون که این روزها مونولوگهاش پربینندهترین برنامه تلویزیونی آمریکا و شاید دنیاست، داشت درباره اتفاقات اخیر آمریکا صحبت میکرد که یه لگدی هم به ترامپ زد. ظاهرا از ترامپ پرسیده بودند نمیخوای برای شهرهای دموکراتها که گرفتار آشوب هستند کاری بکنی؟ و یه چیزی گفته که به فارسی سخت میشه: بذار به فاک برن، کون لقشون!.. و اینجاست که حتی تاکر هم که همیشه سعی کرده حامی ترامپیسم باشه، دلخور میشه. در استدلال برای اینکه چرا نباید رییسجمهور مملکت چنین پیامی منتقل کنه مثال زد که این مثل اینه که یک پدر اجازه بده فرزندش بره بیرون هرکاری خواست بکنه تا سرش بخوره به سنگ! و بعد گفت همونطور که یک پدر نباید با بچهش اینجوری باشه، رییسجمهور هم نباید براش اوکی باشه که بشینه و تماشا کنه که مردمی که به دموکراتها رأی دادن سرشون به سنگ بخوره.
تاکر یا متوجه تناقضی که بش مبتلاست نیست، یا وانمود میکنه که تناقضی وجود نداره. کل ناراحتی و نگرانی تاکر و محافظهکاران و راستگراها اینه که فاشیسم چپ، بالاخره قانون اساسی آمریکا رو از چنگشون دربیاره. اما دقیقا همون قانون اساسی، آگاهانه طوری تنظیم شده که دولت دشمن بالقوه فرض گرفته بشه، نه یک پدر! جالب اینه که دلیل اصلی همون قانون اساسی برای صیانت از آزادی حمل اسلحه، که راستگراها خیلی روش غیرت دارند، مسلح نگه داشتن توده در برابر تهدیدات دولت مسلح بوده. آدم مگه برای رودررویی احتمالی با پدرش میره اسلحه میخره؟ تا وقتی که وضعیت خیابانهای شهرهای دموکرات مشکلی برای کل کشور ایجاد نکنه، همون قانون اساسی دست رییسجمهور رو برای دخالت بسته. اما تاکر دغدغه قانون اساسی نداره، ازینکه چپها بتازند و به مانعی نخورند ناراحته. ازونجایی که با این قانون اساسی نمیشه جلوی چپها ایستاد، اگه لازم باشه همه آرمانها موسسان آمریکا رو بایگانی میکنه. همونطور که در بقیه مسائل تنها راه حلی که ارائه میده، دخالت بیشتر دولته. مثل کنترل روی شرکتهای نرمافزاری، تا اجازه نداشته باشند کسی رو سانسور کنند! (نمیدونم چطور متوجه احمقانه بودن کل این کانسپت نمیشن. این شرکتها آزاد باشند هرکس خواستند رو سانسور کنند بهتر ازین نیست که دولت تعیین کنه که کی باید سانسور شه؟ واضح نیست که باید ترجیح داد یک شرکت چپ اکانتت رو مسدود کنه، تا اینکه یک دولت چپ اجازه نده یک کاربر چپ رو بلاک کنی؟).
پیشبینی رفتار جوامع از پیشبینی آب و هوا هم پیچیدهتره. اما از شواهد موجود میشه حدس زد که در آینده نه چندان دور قانون اساسی آمریکا رو تغییر خواهند داد، و مطلقن و مطلقن اهمیت نداره کدوم جناح این کارو بکنه و کدوم طرف در این تغییر بیشتر ضرر بکنه، چون در هر صورت تغییر مثبتی نخواهد بود. این اصلا اتفاق دور از ذهنی نیست. دموکراسی پتانسیل عملیاتی کردن بدترین پسرفتها رو داره. دموکراسی در عرض فقط چند دهه همه رمانهای جورج اورول رو به واقعیت محض تبدیل کرد.
تاکر یا متوجه تناقضی که بش مبتلاست نیست، یا وانمود میکنه که تناقضی وجود نداره. کل ناراحتی و نگرانی تاکر و محافظهکاران و راستگراها اینه که فاشیسم چپ، بالاخره قانون اساسی آمریکا رو از چنگشون دربیاره. اما دقیقا همون قانون اساسی، آگاهانه طوری تنظیم شده که دولت دشمن بالقوه فرض گرفته بشه، نه یک پدر! جالب اینه که دلیل اصلی همون قانون اساسی برای صیانت از آزادی حمل اسلحه، که راستگراها خیلی روش غیرت دارند، مسلح نگه داشتن توده در برابر تهدیدات دولت مسلح بوده. آدم مگه برای رودررویی احتمالی با پدرش میره اسلحه میخره؟ تا وقتی که وضعیت خیابانهای شهرهای دموکرات مشکلی برای کل کشور ایجاد نکنه، همون قانون اساسی دست رییسجمهور رو برای دخالت بسته. اما تاکر دغدغه قانون اساسی نداره، ازینکه چپها بتازند و به مانعی نخورند ناراحته. ازونجایی که با این قانون اساسی نمیشه جلوی چپها ایستاد، اگه لازم باشه همه آرمانها موسسان آمریکا رو بایگانی میکنه. همونطور که در بقیه مسائل تنها راه حلی که ارائه میده، دخالت بیشتر دولته. مثل کنترل روی شرکتهای نرمافزاری، تا اجازه نداشته باشند کسی رو سانسور کنند! (نمیدونم چطور متوجه احمقانه بودن کل این کانسپت نمیشن. این شرکتها آزاد باشند هرکس خواستند رو سانسور کنند بهتر ازین نیست که دولت تعیین کنه که کی باید سانسور شه؟ واضح نیست که باید ترجیح داد یک شرکت چپ اکانتت رو مسدود کنه، تا اینکه یک دولت چپ اجازه نده یک کاربر چپ رو بلاک کنی؟).
پیشبینی رفتار جوامع از پیشبینی آب و هوا هم پیچیدهتره. اما از شواهد موجود میشه حدس زد که در آینده نه چندان دور قانون اساسی آمریکا رو تغییر خواهند داد، و مطلقن و مطلقن اهمیت نداره کدوم جناح این کارو بکنه و کدوم طرف در این تغییر بیشتر ضرر بکنه، چون در هر صورت تغییر مثبتی نخواهد بود. این اصلا اتفاق دور از ذهنی نیست. دموکراسی پتانسیل عملیاتی کردن بدترین پسرفتها رو داره. دموکراسی در عرض فقط چند دهه همه رمانهای جورج اورول رو به واقعیت محض تبدیل کرد.
❤5
اخبار پیشرفتهای تحقیقاتی بدردبخور هرجا باشه دنبال میکنم و میتونم بگم تو عکسهایی که از لابراتوارها میگیرند (معمولا دستهجمعی کل تیم، یا پروفسور و یکی از دانشجوها)، خیلی کم آدم سیاهپوست میبینم. اغلب مهاجرند، و بیشتر چینی، و بعد ازون هندی، و بعد ازون خاورمیانهای. حتی در بین اونهایی که رنگپوستشون تیرهست، بیشترشون لاتینتبار هستند تا سیاه.
همین دانشگاه و کالجها که ادای «حساسیت علیه نژادپرستی» درمیارن، عملا تمایلی ندارند سهم سیاهپوستها بیشتر بشه. البته این نژادپرستی نیست. چون تمایلی ندارند سهم کل بومیها بیشتر شه. اینها واقعا تبعیض اعمال میکنند، اما نه فقط روی یک نژاد، بلکه علیه کل جامعه. چون مهاجر صرفه اقتصادی بیشتری داره. میاد اونجا خرحمالی پروفسور رو میکنه، و در بسیاری از موارد شهریه کلفتی هم میده، و از ترس اینکه ویزاش تمدید نشه سرش رو میندازه پایین، و خوشحال هم هست که در بهترین مرکز علمی دنیا کار میکنه. چرا همچین بره حرفگوشکن و درآمدزایی رو ول کنه و بومیها رو بکشه بالا که هم خرجشون بیشتره هم دردسرشون؟
همین دانشگاه و کالجها که ادای «حساسیت علیه نژادپرستی» درمیارن، عملا تمایلی ندارند سهم سیاهپوستها بیشتر بشه. البته این نژادپرستی نیست. چون تمایلی ندارند سهم کل بومیها بیشتر شه. اینها واقعا تبعیض اعمال میکنند، اما نه فقط روی یک نژاد، بلکه علیه کل جامعه. چون مهاجر صرفه اقتصادی بیشتری داره. میاد اونجا خرحمالی پروفسور رو میکنه، و در بسیاری از موارد شهریه کلفتی هم میده، و از ترس اینکه ویزاش تمدید نشه سرش رو میندازه پایین، و خوشحال هم هست که در بهترین مرکز علمی دنیا کار میکنه. چرا همچین بره حرفگوشکن و درآمدزایی رو ول کنه و بومیها رو بکشه بالا که هم خرجشون بیشتره هم دردسرشون؟
دیروز یکی از روزهای تلخ دنیای عکاسی بود، چون المپیوس بخش دوربینش رو پس از سه سال ضرردهی متوالی به یک شرکت مردهخور (به معنی لفظی کلمه) واگذار کرد. این شرکتها، تولیدکنندههای در آستانه ورشکستگی رو میخرن، تکه تکهش میکنند و هر تکه رو به کسی میفروشند. حتی خود کلمه برند رو. همون کاری که با لپتاپهای وایو سونی کردند. عملا میشه گفت بخش عکاسی المپیوس، بعد از ۸۷ سال فعالیت، به پایان رسید. شرکتی که مبتکر و مخترع خیلی از اولینها بود، و اگه هم تو چیزی اول نبود بهترش میکرد و از اولی بهتر در میاورد. گوشیهای هوشمند، دوربینها رو قتل عام کردند.. و این البته به نفع مشتری بود، اما ازونجایی که تعداد عکاسان درصد بسیار کوچکی از کل جمعیت دنیاست، اگه قرار باشه تولیدات فقط مختص همون درصد کوچک باشه، درآمد کافی برای همه بازیگران باقی نمیمونه. معلوم نیست برند بعدی کدومه، ولی از المپیوس بزرگترها هم خواهند افتاد.
داریم برمیگردیم به اواخر قرن نوزدهم.. که دوربین حرفهای برای علاقمندان عکاسی بود که پدرشون تاجر بود.
داریم برمیگردیم به اواخر قرن نوزدهم.. که دوربین حرفهای برای علاقمندان عکاسی بود که پدرشون تاجر بود.
میگم خیلی هم خودتون رو درگیر این مسائل نکنید که چه اتفاقاتی تأثیر داره در پیروزی ترامپ یا پیروزی بایدن یا بازی چطور پیش میره، چون این بازی مردم نیست اساسا. با پستی کردن رأیگیری، از الان دارند میگن که شمارش آراء یک هفته طول خواهد کشید. سیصد و سی میلیون آمریکایی، و میلیاردها نفر در خارج از آمریکا عملا سر کارند.. اون یک هفتهست که قراره رییسجمهور بعدی رو تعیین کنه، نه چهارسال گذشته. ازین به بعد هرکس که خارج از طبقه الیته، مثل من و شما، و برای پیشبینی نتیجه انتخابات به چیزی فراتر از شیر یا خط استناد کرد، معنیش اینه که تو باغ نیست.
سه نکته درباره سه موضوع
- تعداد مبتلایان بالا رفته، اما تعداد فوتیها به طرز محسوسی پایینه. با روند هرج و مرجگونهای که پیش رفت، حتی تصور اینکه بیشترمون ویروس رو نگیریم، خندهداره. مهم این بود که با کمترین تلفات، بیشترمون بگیریم. قسمت دوم این هدف در حال انجامه. در مورد قسمت اولش یعنی «کمترین تلفات» میشه بحث کرد. که بحث مفصلیه، مخصوصا با شارلاتانبازیهایی که هم در کمگزارش کردن و هم در زیادگزارش کردن آمار اتفاق افتاد. اما حداقل رشد تصاعدی تلفات وجود نداره دیگه.
- ماسک زدن کار سختی نبود، فقط درصد کوچکی از جمعیت هستند که براشون سخته. برای ۹۹ درصد مردم، ماسک هیچ فشاری به زندگی روزمره وارد نمیکنه. اما «کارشناسان» با وقاحت تمام علیهش موضع گرفتند، و سپس سیاسیش کردند، و سپس با تعصب ازش دفاع کردند! یعنی سلسله رفتاری که دقیقا از یک کودک لجباز انتظار میره. وقتی نخبگان جامعه کودکصفت باشند، نمیشه توقع داشت مردم کار درست رو انجام بدن. مگر اینکه مردم به درجهای از آگاهی رسیده باشند که به نخبگانشون توجه نکنند، که متأسفانه با اون سطح از آگاهی فاصله زیادی دارند.
- این ویروس نیست که در حال به زانو درآوردن ساختارهاست. ساختارها دارند زیر وزن سنگین دروغها از هم میپاشند. هرجا رو که نگاه میکنید با کوهی از دروغ پوشیده شده. رسانه، دانشگاه، علم، هنر، سیاست، اقتصاد، و حتی صنعت. این حقیقته که داره عین بولدوزر جلو میاد.
https://t.me/solseghalam/1693
- تعداد مبتلایان بالا رفته، اما تعداد فوتیها به طرز محسوسی پایینه. با روند هرج و مرجگونهای که پیش رفت، حتی تصور اینکه بیشترمون ویروس رو نگیریم، خندهداره. مهم این بود که با کمترین تلفات، بیشترمون بگیریم. قسمت دوم این هدف در حال انجامه. در مورد قسمت اولش یعنی «کمترین تلفات» میشه بحث کرد. که بحث مفصلیه، مخصوصا با شارلاتانبازیهایی که هم در کمگزارش کردن و هم در زیادگزارش کردن آمار اتفاق افتاد. اما حداقل رشد تصاعدی تلفات وجود نداره دیگه.
- ماسک زدن کار سختی نبود، فقط درصد کوچکی از جمعیت هستند که براشون سخته. برای ۹۹ درصد مردم، ماسک هیچ فشاری به زندگی روزمره وارد نمیکنه. اما «کارشناسان» با وقاحت تمام علیهش موضع گرفتند، و سپس سیاسیش کردند، و سپس با تعصب ازش دفاع کردند! یعنی سلسله رفتاری که دقیقا از یک کودک لجباز انتظار میره. وقتی نخبگان جامعه کودکصفت باشند، نمیشه توقع داشت مردم کار درست رو انجام بدن. مگر اینکه مردم به درجهای از آگاهی رسیده باشند که به نخبگانشون توجه نکنند، که متأسفانه با اون سطح از آگاهی فاصله زیادی دارند.
- این ویروس نیست که در حال به زانو درآوردن ساختارهاست. ساختارها دارند زیر وزن سنگین دروغها از هم میپاشند. هرجا رو که نگاه میکنید با کوهی از دروغ پوشیده شده. رسانه، دانشگاه، علم، هنر، سیاست، اقتصاد، و حتی صنعت. این حقیقته که داره عین بولدوزر جلو میاد.
https://t.me/solseghalam/1693
Telegram
ارزیابی شتابزده
ترکیبی از ۳ موضوع
✔️موضوع اول، بی پولی ای هست که دامنگیر حدود چهل میلیون نفر شده بخاطر سه ماه ونیم تعطیل شدن کسب و کارها
✔️موضوع دوم افزایش آمار مرگ در سطح جامعه هست و آمارِ مبتلایان که هر روز بالا میره. امروز (۶ تیر) بدترین روز بود: ثبت چهل هزار مبتلا…
✔️موضوع اول، بی پولی ای هست که دامنگیر حدود چهل میلیون نفر شده بخاطر سه ماه ونیم تعطیل شدن کسب و کارها
✔️موضوع دوم افزایش آمار مرگ در سطح جامعه هست و آمارِ مبتلایان که هر روز بالا میره. امروز (۶ تیر) بدترین روز بود: ثبت چهل هزار مبتلا…
«اونایی که روزنامهها، مدرسهها و بانکهای مرکزی رو میچرخوندن به ذهنشون رسید اعتبار صدساله رو میتونن ده ساله خرج کنند».
در مورد رسانه و آکادمی، میتونم اغماض کنم اما بانکهای مرکزی چه اعتباری داشتند مگه؟ اینکه قبلا به اندازه الان قدرت تخریبگری نداشتند معنیش این نیست که اعتبارشون بیشتر بود. تفاوت دوران ما اینه که بهمدیگه متصلتریم و حرفهای همه رو میشنویم و فارغ ازینکه راه نجاتی وجود داشته باشه یا نه صدای اونایی که میگن «آب داره میاد بالا» به گوشمون میرسه.
در مورد رسانه و آکادمی، میتونم اغماض کنم اما بانکهای مرکزی چه اعتباری داشتند مگه؟ اینکه قبلا به اندازه الان قدرت تخریبگری نداشتند معنیش این نیست که اعتبارشون بیشتر بود. تفاوت دوران ما اینه که بهمدیگه متصلتریم و حرفهای همه رو میشنویم و فارغ ازینکه راه نجاتی وجود داشته باشه یا نه صدای اونایی که میگن «آب داره میاد بالا» به گوشمون میرسه.
«مردم شیمیدرمانی رو حتی با اینکه بدنشون تحلیل میره میپذیرند، چرا؟ چون در کنارش مریضی رو هم از بین میبره. خوشحالم که انگلیس داره یه کشور اسلامی میشه، ممکنه فرهنگ و ارزشهامون تحلیل بره، اما عوضش دخل لیبرالیسم افراطی میاد».
تیپولوژی انجمن حجتیه محدودیت جغرافیایی نداره. این همون مکانیزم روانی «اگه نمیتونی جلوی تجاوز رو بگیری ازش لذت ببر» برای به نرمی رد کردن ناکامیهاست (مغز انسان به صورت دیفالت کارخانه حاضر نیست رنج بیمورد بکشه).
حتی اگه انکلیس یک کشور اسلامی بشه (فعلا کاری با ادعای این آقا نداریم که از لحاظ منطقی اغراقه، ولی از لحاظ روانی قابل درکه)، منجر به شکست چپ نمیشه. در قرن بیستم هر اتفاق ناگواری که ممکن بود به خاطر چپ بیفته، افتاد، و چپ به حاشیه که نرفت هیچ، قدرتش در فرم دادن به جامعه هم بیشتر شد. چپ قابلیت اینو داره که حتی خود اسلام رو هم پوک کنه و توش رو از نو پر کنه. هرچند بعد از انقلاب ۵۷ روحانیت سنتی و محافظهکار سکاندار روایتسازی دینی شدند، اما این چپ بود که سیاست و مملکتداری جمهوری اسلامی رو شکل داد.
تا حالا شنیدید یک بار داعش یا القاعده چین رو تهدید کنند؟
تیپولوژی انجمن حجتیه محدودیت جغرافیایی نداره. این همون مکانیزم روانی «اگه نمیتونی جلوی تجاوز رو بگیری ازش لذت ببر» برای به نرمی رد کردن ناکامیهاست (مغز انسان به صورت دیفالت کارخانه حاضر نیست رنج بیمورد بکشه).
حتی اگه انکلیس یک کشور اسلامی بشه (فعلا کاری با ادعای این آقا نداریم که از لحاظ منطقی اغراقه، ولی از لحاظ روانی قابل درکه)، منجر به شکست چپ نمیشه. در قرن بیستم هر اتفاق ناگواری که ممکن بود به خاطر چپ بیفته، افتاد، و چپ به حاشیه که نرفت هیچ، قدرتش در فرم دادن به جامعه هم بیشتر شد. چپ قابلیت اینو داره که حتی خود اسلام رو هم پوک کنه و توش رو از نو پر کنه. هرچند بعد از انقلاب ۵۷ روحانیت سنتی و محافظهکار سکاندار روایتسازی دینی شدند، اما این چپ بود که سیاست و مملکتداری جمهوری اسلامی رو شکل داد.
تا حالا شنیدید یک بار داعش یا القاعده چین رو تهدید کنند؟
«ازونجایی که دانشگاه پرینستون داره اسم وودرو ویلسون (رییسجمهور سابق آمریکا که رییس پرینستون هم بود زمانی) رو به خاطر افکار و سیاستهای نژادپرستانهای که داشت از ساختموناش حذف میکنه، من فکر میکنم مالیات بر درآمد و فدرال رزرو رو باید منحل کنیم چون هر دو با امضای ویلسون به قانون تبدیل شدند. اینکه اجازه بدیم هر کدومشون پابرجا بمونند نژادپرستانهست».
این روزها ازین کنایهها زیاد میشنویم. اما چرا این کنایهها معنیدار شدن؟ چون هیچکدوم از نیروهای ضدسیستم موجود، واقعا علیه سیستم عمل نمیکنند. اگه واقعا علیه سیستم بودند نهادهایی مثل فدرال رزرو رو از بین میبردند که مسئول اول و آخر ایجاد اختلاف طبقاتی بوده. اگه واقعا علیه سیستم بودند، به جای منحل کردن پلیس، از پرداخت مالیات سر باز میزدند. اتفاقی که عملا افتاد این بود که ملت رو با مجسمهها و کرونا سرگرم کردند و کوچکترین امتیازی به توده که ندادند هیچ، دامنه قدرت و کنترلشون رو بیشتر هم کردند.
این روزها ازین کنایهها زیاد میشنویم. اما چرا این کنایهها معنیدار شدن؟ چون هیچکدوم از نیروهای ضدسیستم موجود، واقعا علیه سیستم عمل نمیکنند. اگه واقعا علیه سیستم بودند نهادهایی مثل فدرال رزرو رو از بین میبردند که مسئول اول و آخر ایجاد اختلاف طبقاتی بوده. اگه واقعا علیه سیستم بودند، به جای منحل کردن پلیس، از پرداخت مالیات سر باز میزدند. اتفاقی که عملا افتاد این بود که ملت رو با مجسمهها و کرونا سرگرم کردند و کوچکترین امتیازی به توده که ندادند هیچ، دامنه قدرت و کنترلشون رو بیشتر هم کردند.