وای.. کجا بودید در چهل و یک سال گذشته؟ حالا همش هم نه، بیست سی سال آخرش رو کجا بودید؟ اینها به اونجاشونه که رسوایی رسانهای براشون ایجاد شه؟ شهادت علیه افراد قدرتمند واسه کشورهای غربیه. واهمه از رسوایی واسه کشورهای غربیه. مقامات اینجا برای من و تو حق حیات هم قائل نیستند، میخوان از نظر ما درباره خودش بترسن؟ واقعا همینقدر نمیدونید دارید کجا زندگی میکنید؟
پرونده مملکت تو شورای امنیت بود، یعنی چندتا ارتش بزرگ دنیا از لحاظ قانونی اجازه داشتند اگه اراده کنند موشکهای لیزری رو صاف بفرستند روی منزل آیتاللهها و سپاهیان اسلام. و با این حال اینا خیالشون نبود. بعد محکومیت غیابی در یک دادگاه سر یه سری مسائل حقوقبشری براشون مهم باشه؟
میگن شبکههای اجتماعی میطلبه ازت حتما جواب همه چی رو داشته باشی. خیلیها به این طلب لبیک میگن. این نیتخوانیهای مسخره نتیجه همین لبیکگوییهاست.
میگن شبکههای اجتماعی میطلبه ازت حتما جواب همه چی رو داشته باشی. خیلیها به این طلب لبیک میگن. این نیتخوانیهای مسخره نتیجه همین لبیکگوییهاست.
۱- وقتی سیستم چوپان دروغگوئه، طبیعیه شما باور نکنید که خودکشی بوده. اما واقعیت اهمیتی نمیده شما چه چیزهایی رو نمیتونید باور کنید.
۲- لازم نیست یک کشور حامی تروریسم با سوابق خرابکاری برونمرزی بود تا دلیل کافی برای سر به نیست کردن کسی رو داشت. میشه یه آدم عادی بود که یک قاضی شیعه خواهرش رو تهدید به تجاوز کرده، و حالا تو اروپا و بدون دفاع پیداش کرده.
۳- این بابا هیچ اهمیتی برام نداره. دارم نشونتون میدم مردم چطور اسیر ذهنیات خودشون هستند.
۲- لازم نیست یک کشور حامی تروریسم با سوابق خرابکاری برونمرزی بود تا دلیل کافی برای سر به نیست کردن کسی رو داشت. میشه یه آدم عادی بود که یک قاضی شیعه خواهرش رو تهدید به تجاوز کرده، و حالا تو اروپا و بدون دفاع پیداش کرده.
۳- این بابا هیچ اهمیتی برام نداره. دارم نشونتون میدم مردم چطور اسیر ذهنیات خودشون هستند.
آقا اینایی که اسم میبرید که از ترس حرف زدن و شهادت دادن در دادگاه و این چیزها نکشتن (حالا رفسنجانی چرا بینشونه؟)، اینا آدمهای خطرناکی بودند که قابلیت ایجاد تهدید فیزیکی داشتند. سعید امامی میتونست در عرض یک هفته یه جوخه ترور راه بندازه که اندفعه به جای نویسندهها آقازادهها رو بکشند. این فرق داره با یه آخوند رشوهگیر معمولی.
اون ترس رسانهای هم که میگید با ترس رسانه در غرب فرق داره و یه داستان دیگهست، وگرنه در خلافت شیعه مثلا به چیزی که تو صد و پنجاه تا کشور دیگه بش میگن جنایت جنگی، افتخار هم میکنند.
انشالا این آخرین مطلبیه که درباره پایان بیاهمیت زندگی بیاهمیت این یارو مینویسم.
اون ترس رسانهای هم که میگید با ترس رسانه در غرب فرق داره و یه داستان دیگهست، وگرنه در خلافت شیعه مثلا به چیزی که تو صد و پنجاه تا کشور دیگه بش میگن جنایت جنگی، افتخار هم میکنند.
انشالا این آخرین مطلبیه که درباره پایان بیاهمیت زندگی بیاهمیت این یارو مینویسم.
❤3
زیباست. که نیویورکتایمز مجبور شده تیتر بزنه «کرونا تموم نشده، اما نیویورکیها یه جوری رفتار میکنند که انگار شده». چون نمیتونند بندازن گردن ترامپ. رفتار فعلی مردم در هر ایالت و شهر دیگهای رو میتونند بندازن گردن ترامپ، که به گردنش نیست، ولی نیویورک رو نمیتونند. چون مردم این شهر از ترامپ متنفرند. چون خودشون به این مردم گفتند بریزید بیرون تظاهرات!
درصد بچههای سیاهپوستی که با مادربزرگشون زندگی میکنند دو برابر درصد بچههای سفیدپوستیه که با مادربزرگشون زندگی میکنند. یعنی تجمعاتی که مملو از نوجوانان و جوانان سیاه بود، پیرزنهای سیاه رو دو برابر بیشتر از پیرزنهای دیگه در معرض کرونا قرار میداد، که این علاوه بر بقیه آسیبپذیریهای ژنتیکی و تغذیهای پیرزن و پیرمرد سیاه بود که از قبل وجود داشت. و هیچ کدوم سیاستمدارهایی که افه عدالتطلبی میان... اهمیتی براشون نداشت.
درصد بچههای سیاهپوستی که با مادربزرگشون زندگی میکنند دو برابر درصد بچههای سفیدپوستیه که با مادربزرگشون زندگی میکنند. یعنی تجمعاتی که مملو از نوجوانان و جوانان سیاه بود، پیرزنهای سیاه رو دو برابر بیشتر از پیرزنهای دیگه در معرض کرونا قرار میداد، که این علاوه بر بقیه آسیبپذیریهای ژنتیکی و تغذیهای پیرزن و پیرمرد سیاه بود که از قبل وجود داشت. و هیچ کدوم سیاستمدارهایی که افه عدالتطلبی میان... اهمیتی براشون نداشت.
«خیلیها فکر کردن کلیسا که تضعیف شه مردم فوج فوج غیرمذهبیتر و منطقیتر و علمگراتر و مداراکنندهتر و باگذشتتر میشن. خندهداره درست معکوسش داره اتفاق میفته. ملت همیشه یه چیزی رو میپرستن. پینوشت: من عضو فرقهتون نمیشم».
خیلی عجیبه که حرف حساب رو باید از یه رپر شنید، به جای روشنفکران و نویسندگان! اونا نشستن دارن چرت و پرتهای مارکسیستی رو دوباره قی میکنند، و یه عده رپر و وبلاگنویس و پادکستساز دارن حرفهایی که باید شنیده بشه میزنند.
و جالبه که کجفهمی که در غرب وجود داشت و داره که فکر میکردند منشأ مذهب مردم کلیساست، آکبند منتقل شده به مملکت ما و یه عده خیلی جدی فکر میکنند منشأ مذهب مردم مسجد و حوزه و اینجور جاهاست.
خیلی عجیبه که حرف حساب رو باید از یه رپر شنید، به جای روشنفکران و نویسندگان! اونا نشستن دارن چرت و پرتهای مارکسیستی رو دوباره قی میکنند، و یه عده رپر و وبلاگنویس و پادکستساز دارن حرفهایی که باید شنیده بشه میزنند.
و جالبه که کجفهمی که در غرب وجود داشت و داره که فکر میکردند منشأ مذهب مردم کلیساست، آکبند منتقل شده به مملکت ما و یه عده خیلی جدی فکر میکنند منشأ مذهب مردم مسجد و حوزه و اینجور جاهاست.
۸۰ درصد اعضای این کانال مرد هستند.
هیچ برداشتی ندارم. گفتم شاید کنجکاو باشید که بدونید.
هیچ برداشتی ندارم. گفتم شاید کنجکاو باشید که بدونید.
- مجسمه جورج واشنگتن رو هم آوردن پایین. اینا میخوان تاریخ رو حذف کنند.
- تاریخ با حذف مجسمهها حذف نمیشه. حتی کاراکترهای تاریخی هم با حذف مجسمههاشون حذف نمیشن. کوروش مگه جایی مجسمهای داشت که تا امروز اسمش زنده مونده؟ تازه خوبی مجسمهسازی اینه که هروقت دیگهای میشه دوباره انجامش داد، مخصوصا با پرینترهای سهبعدی که هرروز دارن پیشرفتهتر میشن.
- مسئله فقط مجسمه نیست. با این چیزها شروع کردند، عادیسازی که شد رفتند سراغ محتویات درسی. به زودی اسامی بازیگران مهم جنگ داخلی آمریکا رو هم حذف میکنند. اینها دارند نسلی رو پرورش میدن که قراره تاریخ رو کاملا وارونه بفهمند.
- اولا که وارونه فهمیدن تاریخ که اتفاق امروز و دیروز نیست. به اندازه خود تاریخ قدمت داره. شما نمیتونی نگهبان شبانهروزی تاریخ باشی و مواظب باشی کسی کجکی نخوندش. دوما اونی نگران محتویات درسیه که قبلا بچهش رو تحویل داده به دولت. شما به جای اینکه از حق تربیت فرزند دفاع کنی، این حقت رو واگذار کردی و حالا نگران محتویاتی! مثل اینه که یه نفر دخترش رو به یک پیرمرد بفروشه و وقتی معلوم شد پیرمرده توان جنسی نداره بره ازش شکایت کنه که چرا دخترم رو ارضا نمیکنی! دخترت رو دادی رفته آقا. سر چی دعوا داری؟
- ولی اینا حتی به سیستم آموزشی هم اکتفا نمیکنند. در دادگاه عالی هم نفوذ دارند. پارلمان تحت تأثیرشونه. قوانین داره به میل اینها تصویب میشه. به زودی اگه سر کار بگی جورج واشنگتن آدم بدی نبود اخراجت میکنند بدون اینکه حق شکایت داشته باشی.
- به صورت کلی آدمها فقط از آزادی بیان برای خودشون دفاع میکنند، نه از آزادی بیان برای دیگران. فرقی نداره کجا باشند. بنابراین اون دیگران برای اینکه آزادی داشته باشند باید براش مبارزه کنند و هزینه بدن. و در بیشتر مواقع نمیکنند و نمیدن. کل این قضیه «اکثریت خاموش» ازونجا ایجاد شد که مردم دوست دارند آزاد باشند اما دوست ندارند به خاطرش اخراج بشن. اگه خیلی ناراحتید که دارند تابو میسازند، تابوشکنی کنید. اگه اونها دارند راست میشن، شما چپ بشید.
- تاریخ با حذف مجسمهها حذف نمیشه. حتی کاراکترهای تاریخی هم با حذف مجسمههاشون حذف نمیشن. کوروش مگه جایی مجسمهای داشت که تا امروز اسمش زنده مونده؟ تازه خوبی مجسمهسازی اینه که هروقت دیگهای میشه دوباره انجامش داد، مخصوصا با پرینترهای سهبعدی که هرروز دارن پیشرفتهتر میشن.
- مسئله فقط مجسمه نیست. با این چیزها شروع کردند، عادیسازی که شد رفتند سراغ محتویات درسی. به زودی اسامی بازیگران مهم جنگ داخلی آمریکا رو هم حذف میکنند. اینها دارند نسلی رو پرورش میدن که قراره تاریخ رو کاملا وارونه بفهمند.
- اولا که وارونه فهمیدن تاریخ که اتفاق امروز و دیروز نیست. به اندازه خود تاریخ قدمت داره. شما نمیتونی نگهبان شبانهروزی تاریخ باشی و مواظب باشی کسی کجکی نخوندش. دوما اونی نگران محتویات درسیه که قبلا بچهش رو تحویل داده به دولت. شما به جای اینکه از حق تربیت فرزند دفاع کنی، این حقت رو واگذار کردی و حالا نگران محتویاتی! مثل اینه که یه نفر دخترش رو به یک پیرمرد بفروشه و وقتی معلوم شد پیرمرده توان جنسی نداره بره ازش شکایت کنه که چرا دخترم رو ارضا نمیکنی! دخترت رو دادی رفته آقا. سر چی دعوا داری؟
- ولی اینا حتی به سیستم آموزشی هم اکتفا نمیکنند. در دادگاه عالی هم نفوذ دارند. پارلمان تحت تأثیرشونه. قوانین داره به میل اینها تصویب میشه. به زودی اگه سر کار بگی جورج واشنگتن آدم بدی نبود اخراجت میکنند بدون اینکه حق شکایت داشته باشی.
- به صورت کلی آدمها فقط از آزادی بیان برای خودشون دفاع میکنند، نه از آزادی بیان برای دیگران. فرقی نداره کجا باشند. بنابراین اون دیگران برای اینکه آزادی داشته باشند باید براش مبارزه کنند و هزینه بدن. و در بیشتر مواقع نمیکنند و نمیدن. کل این قضیه «اکثریت خاموش» ازونجا ایجاد شد که مردم دوست دارند آزاد باشند اما دوست ندارند به خاطرش اخراج بشن. اگه خیلی ناراحتید که دارند تابو میسازند، تابوشکنی کنید. اگه اونها دارند راست میشن، شما چپ بشید.
مجسمه آلبرت پایک رو هم بالاخره آوردن پایین. یکی از فراماسونهای فعال قرن نوزده آمریکا و یکی از فرماندهان ایالتهای جنوب در جنگ داخلی. البته مدتهاست که میخواستن به صورت قانونی مجسمه رو حذف کنند اما تا الان اجرا نشده بود. فرمانده جنوبیها بودن دلیل کافی برای این کار نبود، برای همین یک ادعای بیاساس که مانیفست کوکلسکلانها رو نوشته بوده رو بزرگ کردند.
اگه اختیار شهر دست من بود هیچوقت بودجه رو صرف ساخت چنین چیزهایی نمیکردم، و اگه مالیاتدهنده اون شهر بودم از دولت محلی بابت این مخارج بیمعنی شکایت میکردم. اما همزمان این واقعیت رو هم انکار نمیکردم که یکی مثل آلبرت پایک با همه ایرادات رفتاری که داشت، این روزها پیدا نمیشه. این میمونهای مجسمهخرابکن که باید در خواب ببینند که به چنین کیفیت شخصیتی دست پیدا کنند، اما حتی در بین جمعیت متمدنتر جامعه هم نمیشه چنین کسی رو پیدا کرد. شما یه آلبرت پایک برام پیدا کنید باش برم سفر، دیگه هیچی از کسی نمیخوام.
اگه اختیار شهر دست من بود هیچوقت بودجه رو صرف ساخت چنین چیزهایی نمیکردم، و اگه مالیاتدهنده اون شهر بودم از دولت محلی بابت این مخارج بیمعنی شکایت میکردم. اما همزمان این واقعیت رو هم انکار نمیکردم که یکی مثل آلبرت پایک با همه ایرادات رفتاری که داشت، این روزها پیدا نمیشه. این میمونهای مجسمهخرابکن که باید در خواب ببینند که به چنین کیفیت شخصیتی دست پیدا کنند، اما حتی در بین جمعیت متمدنتر جامعه هم نمیشه چنین کسی رو پیدا کرد. شما یه آلبرت پایک برام پیدا کنید باش برم سفر، دیگه هیچی از کسی نمیخوام.
Anarchonomy
۸۰ درصد اعضای این کانال مرد هستند. هیچ برداشتی ندارم. گفتم شاید کنجکاو باشید که بدونید.
پس بذارید این پینوشت رو اضافه کنم. اکثر اون بیست درصد از قبل اینجا هستند و بیشترشون از یه کانال اومده بودن که مخاطبانش دختران جوان بودند. اگه اینارو بذاریم کنار، آمار مردان به ۹۵ درصد میرسه. وقتی پستها جایی فوروارد میشه و اعضای جدید ازونجا وارد میشن، ۹۹ درصد مرد هستند. هرچند اعضای کانال ظاهرا ثابته اما خیلیها میرن و خیلیها میان. در بین اونایی که میان، هر دو روز یک بار ممکنه یک خانوم بیاد.
حالا جناب Scott Sumner گرایشات سوسیالیستی در آمریکا رو هم انداخت گردن مکتب اتریشی اقتصاد!
از دلیل فنیای که ارائه کرده و «سیاستهای انقباضی به خاطر فوبیای تورم» که به عنوان علت معرفی کرده و بسیار قابل بحثه بگذریم. مشکل اساسی اونجاست که اقتصادخوانده به خودش اجازه میده هر نوع تحول اجتماعی جامعه رو از دریچه تنگ آکادمیک خودش نگاه کنه.
آمریکا هنوز سوسیالیست نشده، این سوسیالیستها هستند که دارند رأی میارن (این دو خیلی با هم متفاوته. در اسپانیا هم سالهاست سوسیالیستها رأی میارن ولی این کشور تا گردن در سرمایهداری فرو رفته). اما اینکه چرا به سوسیالیستها رأی میدن دهها دلیل اجتماعی و فرهنگی و فلسفی و حتی روانشناختی داره. اینکه کسی بگه مردم سوسیالیست شدن چون فدرال رزرو به حرف من گوش نداد! خیلی مضحکه.
از دلیل فنیای که ارائه کرده و «سیاستهای انقباضی به خاطر فوبیای تورم» که به عنوان علت معرفی کرده و بسیار قابل بحثه بگذریم. مشکل اساسی اونجاست که اقتصادخوانده به خودش اجازه میده هر نوع تحول اجتماعی جامعه رو از دریچه تنگ آکادمیک خودش نگاه کنه.
آمریکا هنوز سوسیالیست نشده، این سوسیالیستها هستند که دارند رأی میارن (این دو خیلی با هم متفاوته. در اسپانیا هم سالهاست سوسیالیستها رأی میارن ولی این کشور تا گردن در سرمایهداری فرو رفته). اما اینکه چرا به سوسیالیستها رأی میدن دهها دلیل اجتماعی و فرهنگی و فلسفی و حتی روانشناختی داره. اینکه کسی بگه مردم سوسیالیست شدن چون فدرال رزرو به حرف من گوش نداد! خیلی مضحکه.
دولت اسلامی تخلف از قوانین مصوب خودش رو تخطی از اخلاقیات جلوه میده. مثلا کارمند رشوهگیرنده رو آدم بد معرفی میکنه. در حالی که در بسیاری از موارد، رشوه داده میشه تا کاری که درسته انجام بشه، نه کاری که غلطه! مثلا گردش یک پرونده به مدت شش ماه، غلطه. ما رشوه میدیم تا فقط سه روز بچرخه، که درسته. این که طرف اجازه نداشته رشوه بگیره ولی گرفته، نقض قراردادیه که با دولت به عنوان استخدامکننده داشته، همین. شما وقتی قراردادت رو با کسی نقض میکنی به یک آدم بد تبدیل نمیشی. فقط باید طبق همون قرارداد هزینهش رو بدی.
قوه قضاییه فعلا در حال چیدن آدمبدهاست (چه عمودی، و چه افقی). اما وقتی گفته میشه فلانی مثلا ۵ میلیارد تومن رشوه گرفته، باید پرسید این ۵ میلیارد جلوی چند میلیارد ضرر بیشتر رو گرفته؟ شاید اگه نمیگرفت عملا ۱۵ میلیارد از کف بیتالمال میرفت.
قوه قضاییه فعلا در حال چیدن آدمبدهاست (چه عمودی، و چه افقی). اما وقتی گفته میشه فلانی مثلا ۵ میلیارد تومن رشوه گرفته، باید پرسید این ۵ میلیارد جلوی چند میلیارد ضرر بیشتر رو گرفته؟ شاید اگه نمیگرفت عملا ۱۵ میلیارد از کف بیتالمال میرفت.
و این خیلی عجیبه که هدف بولتن از نقل چنین گفتگویی اینه که بگه ترامپ شایستگی صندلی ریاست جمهوری رو نداره چون تهدیدات رو جدی نمیگیره! یعنی اصلا متوجه نیست که داره برای ترامپ تبلیغ میکنه، چون داره اهمیت دادن ترامپ به تلفات دشمن رو «مستند» میکنه، چیزی که قبلا «شنیدهها حاکی از آنست» بود و متوجه نیست که داره به مخاطب نشون میده خودش چه آدم مریضیه!
نه، دلیل مریض بودنش این نیست که بمباران رو راه حل همهچیز میبینه. خیلی از میلیتاریستها همینطورند. دلیل مریض بودنش اینه که جدی گرفته شدن تلفات انسانی رو مسخره میکنه. یه وقت هست شما پیشنهاد میدی یه جا رو بزنن. بعد یه کارشناس میگه زدن اونجا انقدر خسارت ببار میاره. و تو میگی حق با شماست، بیایید یه هدف دیگه رو انتخاب کنیم. یعنی هم راه حل خودت رو ادامه میدی هم مخالفت نمیکنی. یه وقت هم هست تا تخمین خسارت رو میشنوی میگی «چه اهمیتی داره؟».
بولتن حتی هوش کافی برای اینکه ادعای مریض بودنش رو در حد یک تهمت نگه داره هم نداشت. فقط دولت میتونه افرادی چنین مریض و چنین کمهوش رو انقدر بالا بکشه.
نه، دلیل مریض بودنش این نیست که بمباران رو راه حل همهچیز میبینه. خیلی از میلیتاریستها همینطورند. دلیل مریض بودنش اینه که جدی گرفته شدن تلفات انسانی رو مسخره میکنه. یه وقت هست شما پیشنهاد میدی یه جا رو بزنن. بعد یه کارشناس میگه زدن اونجا انقدر خسارت ببار میاره. و تو میگی حق با شماست، بیایید یه هدف دیگه رو انتخاب کنیم. یعنی هم راه حل خودت رو ادامه میدی هم مخالفت نمیکنی. یه وقت هم هست تا تخمین خسارت رو میشنوی میگی «چه اهمیتی داره؟».
بولتن حتی هوش کافی برای اینکه ادعای مریض بودنش رو در حد یک تهمت نگه داره هم نداشت. فقط دولت میتونه افرادی چنین مریض و چنین کمهوش رو انقدر بالا بکشه.
👍3
ازین کارها نکنید. سه تا عینک آفتابی روی همدیگه اثر فیلتر رو سه برابر نمیکنه. اکثر عینکهای دودی کل اشعه ماوراء بنفش و آبی مضر رو به صورت ۱۰۰ درصدی فیلتر نمیکنند. بنابراین اگه ده تا ازینها رو بذارید روی همدیگه هم باز رنجی از طول موجهای مضر ازشون رد میشن. قیمت این عینکها رابطه مستقیمی با درصدی که فیلتر میکنند نداره. شیشههای ارزانی وجود دارند که از برند ریبن بهتر فیلتر میکنند. بهترین فیلتر، از ۴۵۰ نانومتر کمتر رو باید به کلی فیلتر کنه. که بیشترشون اینطور نیستند. تولیدکنندهگان معمولا تاریک شدن بیش از حد شیشه رو بهانه میکنند. اما حساسیت چشم انسان به نور مرئی از ۴۳۰ شروع میشه، بنابراین اگه از ۴۵۰ به قبل رو پوشش بدن چشم ما چندان متوجه افت نور دریافتی نمیشه. دلیل اینکه این رنج رو به طور کامل پوشش نمیدن اینه که هر کدوم از موادی که در پلیمرهای این شیشهها استفاده میشه در یک طول موج خاص جذب حداکثری داره، و لذا برای اینکه بتونیم یه محدوده بزرگ رو پوشش بدیم باید از ترکیب تعداد زیادی ازین مواد استفاده کنیم، و این ترکیب کردن کار آسونی نیست.
قرنیه و ملتحمه طوری طراحی شدن تا بیشتر اشعههای بنفش و ماوراء بنفش رو جذب کنند. اما جذب، برخلاف انعکاس، یعنی دریافت انرژی و جمع کردنش. از یه حدی بیشتر انرژی دریافت کردن و جمع کردن همانا و از بین رفتن همان. چشمدردی که جوشکارها تجربه میکنند به خاطر همینه. اما حتی قرنیه تا یه طیفی رو جذب میکنه. آبی مضر میتونه ازش رد بشه، و وقتی رد شد به شبکیه میرسه که در انتهای چشم و همون سنسور چشم ماست. این آبی انقدر توان داره که سلولهای شبکیه رو بسوزونه، و این در بیشتر موارد برگشت ناپذیره.
اگه مردم میدونستند چقدر شبکیه چشم به تف بنده، شاید از استرس در طول روز هم چشمانشون رو باز نمیکردند.
https://t.me/Aghmoallem/3362
قرنیه و ملتحمه طوری طراحی شدن تا بیشتر اشعههای بنفش و ماوراء بنفش رو جذب کنند. اما جذب، برخلاف انعکاس، یعنی دریافت انرژی و جمع کردنش. از یه حدی بیشتر انرژی دریافت کردن و جمع کردن همانا و از بین رفتن همان. چشمدردی که جوشکارها تجربه میکنند به خاطر همینه. اما حتی قرنیه تا یه طیفی رو جذب میکنه. آبی مضر میتونه ازش رد بشه، و وقتی رد شد به شبکیه میرسه که در انتهای چشم و همون سنسور چشم ماست. این آبی انقدر توان داره که سلولهای شبکیه رو بسوزونه، و این در بیشتر موارد برگشت ناپذیره.
اگه مردم میدونستند چقدر شبکیه چشم به تف بنده، شاید از استرس در طول روز هم چشمانشون رو باز نمیکردند.
https://t.me/Aghmoallem/3362
Telegram
آقا معلم
خورشید گرفتگی را هنوز میتوانید ببینید.
با ۳ تا عینک آفتابی روی هم، دیدمش و کور شدم! 🤪 اما عکس خوب نتوانستم بگیرم...
@Aghmoallem
با ۳ تا عینک آفتابی روی هم، دیدمش و کور شدم! 🤪 اما عکس خوب نتوانستم بگیرم...
@Aghmoallem
همونطور که در سایتهای رزرو اقامت، مردم به هتلهایی امتیاز بالا میدن که وقتی خودت یه شب توشون میخوابی تعجب میکنی که مردم چی دیده بودن که فکر کردند اینجا هتل خوبیه، در سایتهای نوبتگیری پزشکان هم آدم کامنتهای مثبتی میبینه که فکر میکنه فلان دکتر دیگه انتهای این رشتهست و وقتی خودش میره ویزیت میشه میبینه خیلی با دکتر داخلی سر کوچهشون فرقی نداشته: دکتر فلانی محشره/ با یکبار ویزیت پدرم درمان شد/ تشخیصشون حرف نداشت/ من داشتم میمردم به ایشون مراجعه کردم خیلی راضیام/...
مردم ما در تشخیص خوب و بد ضعیفند، و برای این مردم تعیین «چقدر خوب؟» و «چقر بد؟» خیلی سختتره. چون رنجها براشون تعریف نشده. رنج بدترین هتل تا بهترین هتل و بدترین پزشک تا بهترین پزشک رو نمیشناسند. وقتی ازشون میپرسی کف اتاق تمیز بود یا نه، حتی یادشون نمیاد کف موکت بوده یا پارکت! یعنی دو شب اونجا خوابیده و کلا کف رو ندیده! یا کسی که توالت خونه خودش همیشه بوی نامطبوع جریان داره، وقتی تو توالت هتل بوی بد حس کرد با خودش فکر نمیکنه که الان من در پایین رنج قرار گرفتم. وقتی در خانوادهش عادات احمقانه رواج داره، وقتی میره پیش دکتر و میگه اینکارو میکنم و دکتر میگه خب این عادت رو ترک کن، و ترک میکنه و تازه بدنش حالت نرمال پیدا میکنه، فکر میکنه اون دکتر در بالای رنج قرار داره.
مردم ما در تشخیص خوب و بد ضعیفند، و برای این مردم تعیین «چقدر خوب؟» و «چقر بد؟» خیلی سختتره. چون رنجها براشون تعریف نشده. رنج بدترین هتل تا بهترین هتل و بدترین پزشک تا بهترین پزشک رو نمیشناسند. وقتی ازشون میپرسی کف اتاق تمیز بود یا نه، حتی یادشون نمیاد کف موکت بوده یا پارکت! یعنی دو شب اونجا خوابیده و کلا کف رو ندیده! یا کسی که توالت خونه خودش همیشه بوی نامطبوع جریان داره، وقتی تو توالت هتل بوی بد حس کرد با خودش فکر نمیکنه که الان من در پایین رنج قرار گرفتم. وقتی در خانوادهش عادات احمقانه رواج داره، وقتی میره پیش دکتر و میگه اینکارو میکنم و دکتر میگه خب این عادت رو ترک کن، و ترک میکنه و تازه بدنش حالت نرمال پیدا میکنه، فکر میکنه اون دکتر در بالای رنج قرار داره.
یکی از جملات طلایی ترامپ:
«میخوان افکار شما رو مجازات کنند. اما نه جرائم خشن خودشون رو».
این البته مختص چپهای فاشیست آمریکایی نیست. هرجا اثری از فاشیسم میبینید این قضیه برقراره. رگبار بستن به معترضان پناه گرفته در نیزارها بدون مجازات مونده، و یه عده دیگه فقط چون افکار غیرمجاز دارند از حقوق اجتماعی محرومند.
«میخوان افکار شما رو مجازات کنند. اما نه جرائم خشن خودشون رو».
این البته مختص چپهای فاشیست آمریکایی نیست. هرجا اثری از فاشیسم میبینید این قضیه برقراره. رگبار بستن به معترضان پناه گرفته در نیزارها بدون مجازات مونده، و یه عده دیگه فقط چون افکار غیرمجاز دارند از حقوق اجتماعی محرومند.
نجاری در ایران در حال انقراضه، چون هرچیزی که نجار میساخت، آمادهش در بازار وجود داره و ارزونتره. حتی برای ساخت و نصب یک کابینت یا دکور بزرگ هم نیاز به نجار بودن نیست. دستگاههای اتوماتیک تختههاش رو میسازند، دستگاههای نیمه اتوماتیک بر اساس طرح کامپیوتری برش میزنند، و یک نفر در انتها فقط پیچها رو میبنده. همه این خودکارسازیها بمون اجازه داد تا به خوبی از مزیت تولید انبوه برای پایین آوردن قیمت استفاده کنیم. اما ساید افکت جانبیش این بود که دیگه نجار نداریم! البته هنوز هستند عده معدودی که از ۱ درصد بالای جامعه سفارش میگیرند و دستمزد نجومی دارند، اما این «نجار نداریم» که میگم درباره یک پسرفت اجتماعیه. وقتی مشاغلی که نیاز به خلاقیت فردی و گروهی در «ساختن» دارند از بین میرن، ظرفیت جامعه در سازندگی افت میکنه. شاید تقاضا برای تولیدات نجار پایین باشه، اما نباید گذاشت تقاضا برای خلق و خلاقیت پایین بمونه. یعنی حتی اگه دیگه لازم نبود دیگه کسی نجار باشه، باز هم باید حرفههایی داشت که به اندازه نجار بودن کار ذهنی بطلبه.
وقتی متوجه این دغدغه میشید که از نزدیک چند مرد بالغ رو دیده باشید که همه توان ذهنیشون رو گذاشته باشند روی هم و اراده کرده باشند قسمتی از دیوار کوچه رو سیمان کنند، و نتیجه این تلاش انقدر افتضاح باشه که به این نتیجه برسند که باید به شهرداری مراجعه کرد تا بیاد درستش کنه!
ما با انبوهی از شهروندان مواجهیم که در ساختن و بهبود دادن اشیاء و محیط، یا هیچی بلد نیستند، یا خیلی کم بلدند، و نهایتا به مرحله آخر که همون مراجعه به یک نهاد بالاسره میرسه. البته قرار نیست همه هم نجار باشند هم بنا هم آچارفرانسه. ولی وقتی تواناییهای هر فرد به حداقل میرسه، توانایی جمع هم میاد پایین. در یکی از شهرکهای حاشیهنشین کرج مشکل جمعآوری زباله پیش اومده بود.. وقتی خبرنگار شبکه استانی مراجعه کرد تا از شکایات اهالی گزارش تهیه کنه همه ازینکه بوی بد محله رو در نوردیده و «بچههامون آسم گرفتن» و مسئولان کاری نمیکنند، مینالیدند. بعد دوربین چرخید تا جایی که زبالهها جمع شده رو نشون بده. تو همون چند ثانیه از ویدئو مشخص بود که ۹۰ درصد مشکل اینا اینه که مخزنهایی که آشغالها توش ریخته شده در ندارند! هیچ کس در اون منطقه به ذهنش نرسیده بود که اینجا که پر ورق ضایعاتیه، بیاییم چندتا در درست کنیم برای اینها که وقتی باد میاد، که زیاد هم میاد چون حاشیه بیابانه، حداقل بو رو به همهجا منتشر نکنه. بعد یه فکری برای انتقالش بکنیم.
وقتی مراجعه به نهاد بالاسر عادت میشه، هیچی بلد نبودن هم عادت میشه، به هیچی اهمیت ندادن هم عادت میشه، منتظر منجی دولتی ماندن هم عادت میشه. گاهی این نهاد بالاسر خانوادهست. که میبینید چطور همه چنان بش وابسته هستند که میل به استقلال به صفر میل میکنه (اینکه یک زن بعد از طلاق گرفتن دوباره به خونه باباش برگرده یه پدیده عجیبه، ولی این پدیده عجیب برای ما عادی شده). گاهی شهرداریه. گاهی پلیسه. گاهی هم خود دولت. و گاهی ازون کلانتر میشه: امام زمان!
خودم هم تا مدتها متوجه این روند قهقرایی نبودم و خوشدلانه فکر میکردم درصورت دسترسی آزادانه مردم به یوتیوب که عظیمترین منبع مجانی درباره ساختن و بهبود دادن چیزهاست، مجموع تواناییهای جامعه بالاتر میره. دسترسی آزاد نشد ولی فشار فیلترینگ مثل گذشته نیست و نمیشه گفت کاملا ازش محرومیم. اما جامعه در اون حوزه هیچ تکونی نخورد! همه فقط تماشاگر ساختهشدنهایی هستند که بقیه انجامش دادن! و این پدیده تأسفبار و قابل تأملیه. ساختن و بهبود دادن و خلاقیت، به یک شاخه سرگرمیساز تبدیل شده به جای اینکه انگیزهساز باشه. لش میکنیم روی مبل تا تماشا کنیم نتیجه لش نکردن روی مبل چه چیزهای جالبی میتونه باشه!
وقتی متوجه این دغدغه میشید که از نزدیک چند مرد بالغ رو دیده باشید که همه توان ذهنیشون رو گذاشته باشند روی هم و اراده کرده باشند قسمتی از دیوار کوچه رو سیمان کنند، و نتیجه این تلاش انقدر افتضاح باشه که به این نتیجه برسند که باید به شهرداری مراجعه کرد تا بیاد درستش کنه!
ما با انبوهی از شهروندان مواجهیم که در ساختن و بهبود دادن اشیاء و محیط، یا هیچی بلد نیستند، یا خیلی کم بلدند، و نهایتا به مرحله آخر که همون مراجعه به یک نهاد بالاسره میرسه. البته قرار نیست همه هم نجار باشند هم بنا هم آچارفرانسه. ولی وقتی تواناییهای هر فرد به حداقل میرسه، توانایی جمع هم میاد پایین. در یکی از شهرکهای حاشیهنشین کرج مشکل جمعآوری زباله پیش اومده بود.. وقتی خبرنگار شبکه استانی مراجعه کرد تا از شکایات اهالی گزارش تهیه کنه همه ازینکه بوی بد محله رو در نوردیده و «بچههامون آسم گرفتن» و مسئولان کاری نمیکنند، مینالیدند. بعد دوربین چرخید تا جایی که زبالهها جمع شده رو نشون بده. تو همون چند ثانیه از ویدئو مشخص بود که ۹۰ درصد مشکل اینا اینه که مخزنهایی که آشغالها توش ریخته شده در ندارند! هیچ کس در اون منطقه به ذهنش نرسیده بود که اینجا که پر ورق ضایعاتیه، بیاییم چندتا در درست کنیم برای اینها که وقتی باد میاد، که زیاد هم میاد چون حاشیه بیابانه، حداقل بو رو به همهجا منتشر نکنه. بعد یه فکری برای انتقالش بکنیم.
وقتی مراجعه به نهاد بالاسر عادت میشه، هیچی بلد نبودن هم عادت میشه، به هیچی اهمیت ندادن هم عادت میشه، منتظر منجی دولتی ماندن هم عادت میشه. گاهی این نهاد بالاسر خانوادهست. که میبینید چطور همه چنان بش وابسته هستند که میل به استقلال به صفر میل میکنه (اینکه یک زن بعد از طلاق گرفتن دوباره به خونه باباش برگرده یه پدیده عجیبه، ولی این پدیده عجیب برای ما عادی شده). گاهی شهرداریه. گاهی پلیسه. گاهی هم خود دولت. و گاهی ازون کلانتر میشه: امام زمان!
خودم هم تا مدتها متوجه این روند قهقرایی نبودم و خوشدلانه فکر میکردم درصورت دسترسی آزادانه مردم به یوتیوب که عظیمترین منبع مجانی درباره ساختن و بهبود دادن چیزهاست، مجموع تواناییهای جامعه بالاتر میره. دسترسی آزاد نشد ولی فشار فیلترینگ مثل گذشته نیست و نمیشه گفت کاملا ازش محرومیم. اما جامعه در اون حوزه هیچ تکونی نخورد! همه فقط تماشاگر ساختهشدنهایی هستند که بقیه انجامش دادن! و این پدیده تأسفبار و قابل تأملیه. ساختن و بهبود دادن و خلاقیت، به یک شاخه سرگرمیساز تبدیل شده به جای اینکه انگیزهساز باشه. لش میکنیم روی مبل تا تماشا کنیم نتیجه لش نکردن روی مبل چه چیزهای جالبی میتونه باشه!