شرکت نفت تنها شرکتیه که همیشه درآمد ارزی داره و میتونه ارزی هم خرج کنه. پس لزومی نداره پبمانکارش و کارگر پیمانکارش ریال بگیرند. اما اگه قرار بود به دلار خرج کنه، میتونست پیمانکار خارجی و کارگر خارجی پیدا کنه. در واقع اگه همین الان این شرکت اختیار داشت، وابستگی ایران به نیروی انسانی خارجی رو به عدد ۹۸ درصد میرسوند که حتی زمان مصدق و توسط انگلیسیها هم اتفاق نیفتاد. اینطور نیست که کارگر هندی و فیلیپینی و بنگلادشی کمتر بگیره. اتفاقا اونها دارند بیشتر میگیرند. اما شرکت نفت ایران حاضر میبود بیشتر بده ولی ایرانی استخدام نکنه. و حالا که مجبورش کردند با ایرانی قرارداد ببنده، از ایرانی انتقام میگیره. با پاس دادنش به پیمانکاری که میدونه هرجای دیگه دنیا بود نمیتونست مجوز فعالیت بگیره، حتی در ونزوئلا. شرکتهای نفتی زیادی در دنیا وجود دارند، و ازونجایی که بیشترشون مجبورند رابطه نزدیکی با دولتها داشته باشند، یا اینکه اساسا دولتیاند، بیشتر از بقیه مبتلا به فسادند. اما در واقعیت اونجوری که کارتونها و فیلمهای مستند نشونشون میدن پلید و ضدانسان نیستند. اتفاقا یکی از مشکلاتی که سبزها باشون دارند دقیقا به این دلیله که هوای مردم محلی رو دارند. سخته به مردمی بقبولونی شرکتی که تو شهرشون فعاله پلیده، که همون شرکت زندگیشون رو بهتر کرده، اگه زیر و رو نکرده باشه. فقط شرکت نفت ایرانه که از ایرانیها بدش میاد.
طبق نظرسنجیهای کشوری آمریکا، ۳۱ درصد مردان ۱۸ تا ۲۴ سال هیچ سکسی در طول یک سال ندارند. یا اساسا، ندارند. در رده ۲۵ تا ۳۴ سال، در یک دوره هشت ساله درصد اونهایی که سکس ندارند ۲ برابر شده! در بین اونهایی که دارند هم دفعات سکس کاهش زیادی داشته.
خود محقق میگه الان وقت جوانان با اینترنت و موبایل و پلیاستیشن و اینها پر شده حواسشون از سکس پرت میشه یا وقت نمیکنند! باورنکردنیه که یه محقق چنین حرف پرتی بزنه. مردم پورناستار نیستند. مگه سکسشون چقدر طول میکشه که وقت براش پیدا نکنند؟
اتفاقی که افتاده چیزیه که من بش میگم دوران «درخشش فاصله». مزیت فاصلهگیری از دیگران و همه چنان داره میدرخشه که بیننده رو کور کرده. ازین جهت که انقدر مزایا توش میبینه، که هیچچیز دیگهای رو نمیبینه. این یک مزیته که میتونی با یک پارتنر در ارتباط باشی اما انقدر ازش دور باشی که نه تعهدی رو دوشت باقی بمونه نه ابعاد نگاتیو شخصیتش رو هرروز تجربه کنی. اونایی که این مزیت رو فهمیدن، به راحتی ولش نمیکنند. اینطور نیست که اینها نتونن. بلکه در یک موقعیت دنج قرار گرفتن که نمیخوان.
خود محقق میگه الان وقت جوانان با اینترنت و موبایل و پلیاستیشن و اینها پر شده حواسشون از سکس پرت میشه یا وقت نمیکنند! باورنکردنیه که یه محقق چنین حرف پرتی بزنه. مردم پورناستار نیستند. مگه سکسشون چقدر طول میکشه که وقت براش پیدا نکنند؟
اتفاقی که افتاده چیزیه که من بش میگم دوران «درخشش فاصله». مزیت فاصلهگیری از دیگران و همه چنان داره میدرخشه که بیننده رو کور کرده. ازین جهت که انقدر مزایا توش میبینه، که هیچچیز دیگهای رو نمیبینه. این یک مزیته که میتونی با یک پارتنر در ارتباط باشی اما انقدر ازش دور باشی که نه تعهدی رو دوشت باقی بمونه نه ابعاد نگاتیو شخصیتش رو هرروز تجربه کنی. اونایی که این مزیت رو فهمیدن، به راحتی ولش نمیکنند. اینطور نیست که اینها نتونن. بلکه در یک موقعیت دنج قرار گرفتن که نمیخوان.
در ایران (و شاید همچنین در بقیه کشورها، چون من خبر ندارم) اکثر پزشکان اصلا خوششون نمیاد بیمار اشرافی به مسائل تخصصی پزشکی داشته باشه. حتی اگه ندونند اون اشراف در چه حدیه. غیر از یک اقلیت استثنا که از آگاهی بیمار یا همراه بیمار استقبال میکنند چون هم نیاز به مقدمهسازی، فارسیسازی و سادهسازی کمتری خواهند داشت در توضیحاتی که قراره بدن؛ هم خیالشون راحتتره که بیمار در توصیف علائمش و چیزهایی که خودش کشف کرده، دقت داره، بقیه پزشکان خوششون نمیاد که بیمار یهو چیزی بگه که معمولا از همکارانش میشنوه! یا مثلا بگه فلان مطلب رو در اینترنت خوندم خلاف حرف شما بود. خود کلمه اینترنت از واژههای کافدار توهینآمیزتره برای این پزشکان. اینها رو بر حسب انگیزه و نیت میشه به سه دسته تقسیم کرد:
دسته اول ازینکه اتوریته پزشکی رو از دست بدن نگرانند. اتوریته پزشکی یعنی من به عنوان پزشک بگم فلان کار را بکن و شما بگی چشم. وقتی در طول روز دهها نفر بت بگن چشم، خود بخود بش اعتیاد پیدا میکنی، تو هر صنفی که باشی. (قبلا یه مطلب نوشته بودم که نظام درمانی ساختار پادگانی پیدا کرده و سلسله مراتب مشابهی رو داخل مراکز درمانی شکل دادند، و پرستار گروهبانه و دکتر سرهنگه و جراح، ژنرال! و هرکس بنا به درجه خودش توقع احترام نظامی داره و در همین راستا قاعده «ارتش چرا نداره» به درون مطبها و بیمارستانها رسوخ کرده).
دسته دوم چرتکهاندازانی هستند که فقط به منافع درآمدی که ممکنه از بیمار حاصل بشه فکر میکنند. تا زمانی که دانش بیمار یا همراهش در تضاد با اون درآمد نباشه باش اوکی هستند. ولی به محض اینکه اون دانش نونشون رو آجر کنه، در برابرش گارد میگیرند. البته به عنوان یک طرفدار بازار آزاد قاعدتا نباید مشکلی با بیزینس بودن درمان داشته باشم، و ندارم. اما در بازار آزاد اونی که سلامت و رفاه مشتری رو در اولویت دوم و سوم قرار میده در میدان رقابت به حاشیه میره. ولی در حال حاضر نمیرن. یعنی اون مکانیزم در اینجا برقرار نیست کاملا.
دسته سوم نه خیلی در بند اتوریته هستند و نه خیلی در بند پول، بلکه از روی خیرخواهی دوست ندارند بیمار و همراهش، خودشون رو با انبوهی از اطلاعات متنوع و پیچیده درگیر کنند؛ چون تردید، عدم قاطعیت، و استرس یه بار اضافه روی دوششون میذاره که در بحبوحه تحمل فلاکت بیماری، یک قوز بالاقوزه. خیرخواهی اینها غالبا ناشی از یک نگاه بالا به پایینه: «اگه نخبهای مثل من مخم پکید تا همین حد تسلط پیدا کنم، این عوام قطعا از هم میپاشند! و گناه دارند» و «اگه نخبهای مثل من هم گاهی نمیتونم اطلاعات دقیق بدست بیارم این عوام قطعا در یک بیراهه اطلاعاتی هستند! و گناه دارند».
سابقا با هر سه دسته مشکل داشتم، که الان هم دارم.. اما جریان کرونا یک آگاهی نو در سراسر دنیا ایجاد کرد، که دیگه با اعتماد نفس گذشته در برابر پزشک، کانتر پوئینت ارائه نکنم. این آگاهی جهانی شامل چند بخش بود:
🔽
دسته اول ازینکه اتوریته پزشکی رو از دست بدن نگرانند. اتوریته پزشکی یعنی من به عنوان پزشک بگم فلان کار را بکن و شما بگی چشم. وقتی در طول روز دهها نفر بت بگن چشم، خود بخود بش اعتیاد پیدا میکنی، تو هر صنفی که باشی. (قبلا یه مطلب نوشته بودم که نظام درمانی ساختار پادگانی پیدا کرده و سلسله مراتب مشابهی رو داخل مراکز درمانی شکل دادند، و پرستار گروهبانه و دکتر سرهنگه و جراح، ژنرال! و هرکس بنا به درجه خودش توقع احترام نظامی داره و در همین راستا قاعده «ارتش چرا نداره» به درون مطبها و بیمارستانها رسوخ کرده).
دسته دوم چرتکهاندازانی هستند که فقط به منافع درآمدی که ممکنه از بیمار حاصل بشه فکر میکنند. تا زمانی که دانش بیمار یا همراهش در تضاد با اون درآمد نباشه باش اوکی هستند. ولی به محض اینکه اون دانش نونشون رو آجر کنه، در برابرش گارد میگیرند. البته به عنوان یک طرفدار بازار آزاد قاعدتا نباید مشکلی با بیزینس بودن درمان داشته باشم، و ندارم. اما در بازار آزاد اونی که سلامت و رفاه مشتری رو در اولویت دوم و سوم قرار میده در میدان رقابت به حاشیه میره. ولی در حال حاضر نمیرن. یعنی اون مکانیزم در اینجا برقرار نیست کاملا.
دسته سوم نه خیلی در بند اتوریته هستند و نه خیلی در بند پول، بلکه از روی خیرخواهی دوست ندارند بیمار و همراهش، خودشون رو با انبوهی از اطلاعات متنوع و پیچیده درگیر کنند؛ چون تردید، عدم قاطعیت، و استرس یه بار اضافه روی دوششون میذاره که در بحبوحه تحمل فلاکت بیماری، یک قوز بالاقوزه. خیرخواهی اینها غالبا ناشی از یک نگاه بالا به پایینه: «اگه نخبهای مثل من مخم پکید تا همین حد تسلط پیدا کنم، این عوام قطعا از هم میپاشند! و گناه دارند» و «اگه نخبهای مثل من هم گاهی نمیتونم اطلاعات دقیق بدست بیارم این عوام قطعا در یک بیراهه اطلاعاتی هستند! و گناه دارند».
سابقا با هر سه دسته مشکل داشتم، که الان هم دارم.. اما جریان کرونا یک آگاهی نو در سراسر دنیا ایجاد کرد، که دیگه با اعتماد نفس گذشته در برابر پزشک، کانتر پوئینت ارائه نکنم. این آگاهی جهانی شامل چند بخش بود:
🔽
۱- پزشکان محصول یک دوره آکادمیک هستند، نه محصول یک تربیت ارگانیک. و بسیار پیش میاد که از طریق اینترنت، چرت و پرت مطلق تحویل جامعه بدن. (منظورم از تربیت ارگانیک یه چیزی شبیه سیستمهای مذهبیه، مثل صوفیسم. در اون سیستم مربی از شاگرد توقع نداشت اشتباه نکنه، بلکه توقع داشت سطح اشتباهاتش بدون مرز نباشه. مثلا نگاه نمیکرد که عصبانی میشه یا نمیشه. به این نگاه میکرد که وقتی عصبانی میشه عین یه آدم کوچه بازاری واکنش نشون میده یا مشابه یه آدم دنیادیده. اینکه این احتمال بسیار بسیار ضعیف باشه که ناگهان به یک گاو تبدیل بشی، در دیگران اعتماد ایجاد میکنه. در دوران کرونا این اعتماد تا حد زیادی تخریب شد، چون احتمال اینکه یک پزشک درست مثل یک خر استدلال کنه اصلا ضعیف نبود).
۲- کیفیت مقالات تخصصی میتونه به طرز اشکآوری پایین باشه، و تشخیص این موضوع نیاز به دانش تخصصی زیاد و وقت زیاد و زحمت زیاد داره، که یعنی خارج از حیطه توان من بیمار تیپیکال و همراه بیمار تیپیکاله. البته اینطور نیست که کاملا شایع باشه، اما انقدری هست که اگه کسی بخواد کشف و ضبطشون کنه، باید فول تایم خودش رو وقف این کار کنه. گاهی بیاعتنایی یک پزشک به یک مقاله که از روی تجربهست، میتونه دهها ساعت در وقت من صرفهجویی کنه.
۳- شارلاتانیزم دارویی که توسط شرکتهای چندملیتی و دلالان جریان یافته ما رو روی یک شمشیر دولبه قرار داده. این شارلاتانیزم انقدر گسترده، پرنفوذ، جهانی، عمیق و پیچیدهست که پیدا کردن رد پاش اصلا آسون نیست. لذا بسیار محتمله که تجویز یک پزشک در مورد یک دارو درست در راستای اون شارلاتانیزم باشه، و از طرف دیگه بسیار محتمله که پزشک با تجویزش بخواد بیمار رو ازون شارلاتانیزم سیستماتیک نجات بده.
۴- با این که حجم دانستهها سرسامآورند، اما حجم نادانستهها هم سرسامآوره. لذا حاصل جمع اطلاعات بیمار و اطلاعات پزشک، لزوما یه عدد مثبت درنمیاد. اگه تو یه اتاق تاریک گیر افتاده باشیم و در هم بسته باشه، جابجا شدن من از ته اتاق به سمت در اتاق، تغییری در این وضعیت که هممون گیر افتادیم ایجاد نمیکنه.
۵- عقل سلیم اگه اطلاعات کافی نداشته باشه دیگه سلیم نیست. خیلیها گفتند «عقل سلیم میگه زدن ماسک پارچهای در برابر ویروس نانومتری مثل زدن فنس در برابر پشههاست». که بیراه هم نبود، اما چون اطلاعاتی در مورد اثر حجم ویروس دریافتی در شدت بیماری نداشتند، که پارچه میتونه مقدارش رو کم کنه، عملا حرف بیراهی شد. هروقت خیلی مطمئنیم که داریم از جانب عقل حرف میزنیم باید چک کنیم که آیا اطلاعاتمون جامع هست یا نه.
۲- کیفیت مقالات تخصصی میتونه به طرز اشکآوری پایین باشه، و تشخیص این موضوع نیاز به دانش تخصصی زیاد و وقت زیاد و زحمت زیاد داره، که یعنی خارج از حیطه توان من بیمار تیپیکال و همراه بیمار تیپیکاله. البته اینطور نیست که کاملا شایع باشه، اما انقدری هست که اگه کسی بخواد کشف و ضبطشون کنه، باید فول تایم خودش رو وقف این کار کنه. گاهی بیاعتنایی یک پزشک به یک مقاله که از روی تجربهست، میتونه دهها ساعت در وقت من صرفهجویی کنه.
۳- شارلاتانیزم دارویی که توسط شرکتهای چندملیتی و دلالان جریان یافته ما رو روی یک شمشیر دولبه قرار داده. این شارلاتانیزم انقدر گسترده، پرنفوذ، جهانی، عمیق و پیچیدهست که پیدا کردن رد پاش اصلا آسون نیست. لذا بسیار محتمله که تجویز یک پزشک در مورد یک دارو درست در راستای اون شارلاتانیزم باشه، و از طرف دیگه بسیار محتمله که پزشک با تجویزش بخواد بیمار رو ازون شارلاتانیزم سیستماتیک نجات بده.
۴- با این که حجم دانستهها سرسامآورند، اما حجم نادانستهها هم سرسامآوره. لذا حاصل جمع اطلاعات بیمار و اطلاعات پزشک، لزوما یه عدد مثبت درنمیاد. اگه تو یه اتاق تاریک گیر افتاده باشیم و در هم بسته باشه، جابجا شدن من از ته اتاق به سمت در اتاق، تغییری در این وضعیت که هممون گیر افتادیم ایجاد نمیکنه.
۵- عقل سلیم اگه اطلاعات کافی نداشته باشه دیگه سلیم نیست. خیلیها گفتند «عقل سلیم میگه زدن ماسک پارچهای در برابر ویروس نانومتری مثل زدن فنس در برابر پشههاست». که بیراه هم نبود، اما چون اطلاعاتی در مورد اثر حجم ویروس دریافتی در شدت بیماری نداشتند، که پارچه میتونه مقدارش رو کم کنه، عملا حرف بیراهی شد. هروقت خیلی مطمئنیم که داریم از جانب عقل حرف میزنیم باید چک کنیم که آیا اطلاعاتمون جامع هست یا نه.
آمریکاییها حتی وقتی میخوان وضعیت مملکتشون رو مسخره کنند، نگاه آمریکایی به دنیا دارند. در این نگاه، جاهای دیگه دنیا شاید وضعیت خیلی خوبی نداشته باشند ولی نرمالند، این ما آمریکاییها هستیم که نرمال نیستیم!
ازونجایی که بیشتر وقتشون صرف دریافت محتوا از صنعت سرگرمی میشه، نگاه واقعیتری به دنیای خارج از آمریکا نمیتونند داشته باشند.
ازونجایی که بیشتر وقتشون صرف دریافت محتوا از صنعت سرگرمی میشه، نگاه واقعیتری به دنیای خارج از آمریکا نمیتونند داشته باشند.
اسکات آدامز گفت یک هفته وقت میدم با ذکر مثال امروزی در آمریکا بم توضیح بدید نژادپرستی «سیستماتیک» چیست؟! اینکه کجا هست و کجا نیست نه.. اصلا چی هست؟ سه روز گذشته هنوز هیچکس پیدا نشده بتونه با ذکر مثال قابل تأیید توضیح بده که چیه یا چجوری کار میکنه!
بیشتر نمونههایی که براش میارن رو خوندم تا الان.. نصفشون به قول اسکات سالاد کلماته! هیچ دیتایی توش نیست. انشاست. نصف مابقی هم چیزهاییه که طرف شنیده. و مکرر هم شنیده. و باورش شده. اما وقتی میپرسی دیتا کو؟ میمونه توش.
بیشتر نمونههایی که براش میارن رو خوندم تا الان.. نصفشون به قول اسکات سالاد کلماته! هیچ دیتایی توش نیست. انشاست. نصف مابقی هم چیزهاییه که طرف شنیده. و مکرر هم شنیده. و باورش شده. اما وقتی میپرسی دیتا کو؟ میمونه توش.
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو محله خودمختار سیاتل، به سفیدپوستان اعلام میکنه ازین به بعد نفری ۱۰ دلار باید پرداخت کنید به سیاهان، و گرنه اموالتون رو مصادره میکنیم! دارند دقیقا قانون جزیه رو اجرا میکنند 😂 خیلی جالب و عبرتآموزه که اگه تمدن غربی رو از بشر بگیری، چقدر سریع برمیگرده به تنظیمات دو هزار سال پیش!
کاش ترامپ صدای من رو میشنید و میتونستم بش بگم: پلیز پلیز پلیز هیچ اقدامی نکن علیه اینها. لطفا سرکوبشون نکن. بذار همه مردم به صورت زنده ببینند چپ چی میخواد و سرانجامش چی میشه.
کاش ترامپ صدای من رو میشنید و میتونستم بش بگم: پلیز پلیز پلیز هیچ اقدامی نکن علیه اینها. لطفا سرکوبشون نکن. بذار همه مردم به صورت زنده ببینند چپ چی میخواد و سرانجامش چی میشه.
❤4
با وجود اینهمه تحول در هنجارهای اجتماعی آمریکا در هشتاد سال گذشته، فقط ۳۰ درصد بچههای سفیدپوست خارج از چارچوب ازدواج به دنیا میان. اما این عدد در بین سیاهپوستان بالای ۷۰ درصده!
بزرگترین حماقت رو خود سیاهان مرتکب شدن که از سنت خانواده در بین جامعه خودشون حفاظت نکردند. اما بیشترشون انقدر شجاعت ندارند که بگن اشتباه کردیم.
این باید مایه عبرت همه جوامع باشه.
بزرگترین حماقت رو خود سیاهان مرتکب شدن که از سنت خانواده در بین جامعه خودشون حفاظت نکردند. اما بیشترشون انقدر شجاعت ندارند که بگن اشتباه کردیم.
این باید مایه عبرت همه جوامع باشه.
❤4
در ایران سالهاست دارند مردم رو با مفهوم «مهندسی معکوس» فریب میدن. در حالی که با وجود همچنان کاربردی بودنش، نقش کلیدیش در نوآوری خیلی وقته که کمرنگ شده. هیچکس انگیزه و امکانات لازم و بهروز برای مهندسی معکوس خودروهای هیبرید تویوتا، که بهترین هیبریدهای دنیا هستند رو نداره جز رقیب هموطن خودش هوندا! و قطعا بارها و بارها این کار رو کرده، ولی کافی نبوده، و نیست. مدل جدید شاسی بلند crv هوندا، هیبرید شده اما میزان مصرفش اونقدری نیست که مشتری میخواد. البته اینطور نیست که زیاد بسوزونه.صدی ۸ برای ماشینی با این ابعاد خیلی خوبه، ولی rav4 تویوتا که همرده همین ماشینه در مدل هیبریدش صدی ۶ مصرف داره، و این اختلاف ۲ لیتری وقتی که قیمتشون یک اندازهست مشتری رو ناراحت میکنه.
هوندا بزرگترین موتورساز دنیاست، بیش از عمر یک انسان، تجربه تولید انبوه و بهبود کیفیت داره. بهترین مهندسان دنیا براش کار میکنند. سالهاست دارند روی هیبرید کار میکنند. هزاران گواهی اختراع ثبت کردن. اما باز محصول نهایی اونجوری نشده که باید میبود.
چون مهندسی سخت است. شوخی و بازی نیست. حکمی و دستوری نیست. حتی گاو نر و مرد کهن هم کافی نیست.
هوندا بزرگترین موتورساز دنیاست، بیش از عمر یک انسان، تجربه تولید انبوه و بهبود کیفیت داره. بهترین مهندسان دنیا براش کار میکنند. سالهاست دارند روی هیبرید کار میکنند. هزاران گواهی اختراع ثبت کردن. اما باز محصول نهایی اونجوری نشده که باید میبود.
چون مهندسی سخت است. شوخی و بازی نیست. حکمی و دستوری نیست. حتی گاو نر و مرد کهن هم کافی نیست.
❤5
وضعیت مسکن در تهران و بقیه کلانشهرها یک آزمایش زندهست ازینکه چاپ پول بیپشتوانه چطور کار میکنه. البته آزمایشی که در لابراتوار نیست و مردم دارند با زندگیشون هزینهش رو میدن. مثل اینکه خمپاره رو وسط پارک تست کنند.
در حال حاضر، «مقرونبهصرفگی» و «تمکن مالی» مردم کاملا بلاموضوع شده. به این معنی که دیگه «مهم نیست قدرت خرید شما چقدر است. مسکن شهر برای شما نیست!». بلکه فقط برای کسانیه که جزء مالکان قبلی هستند. در واقع یک کلوب مجازی داریم، با عنوان کلوب مالکان مسکن، که کل معاملات بازار، یک «اکسچنج داخلی» بین اعضاء این کلوبه. اگه قیمتها ۲ هزار برابر هم بشه، فرقی نداره، چون برای همه اعضای کلوب ۲ هزار برابر شده و اکسچنجها سرجاشه. بعبارتی قدرت این کلوب در اینه که خارج از حیطه ریال داره کار میکنه. پس جامعه ما به دو شقه غیرهماندازه تقسیم میشه: کسانی که آزادند (از ریال)، و کسانی که آزاد نیستند. و این انقدر خطرناک هست که بتونیم بگیم کاری که بانک مرکزی در ایران کرد، آمادهسازی بستر برای یک جنگ داخلی بود.
در حال حاضر، «مقرونبهصرفگی» و «تمکن مالی» مردم کاملا بلاموضوع شده. به این معنی که دیگه «مهم نیست قدرت خرید شما چقدر است. مسکن شهر برای شما نیست!». بلکه فقط برای کسانیه که جزء مالکان قبلی هستند. در واقع یک کلوب مجازی داریم، با عنوان کلوب مالکان مسکن، که کل معاملات بازار، یک «اکسچنج داخلی» بین اعضاء این کلوبه. اگه قیمتها ۲ هزار برابر هم بشه، فرقی نداره، چون برای همه اعضای کلوب ۲ هزار برابر شده و اکسچنجها سرجاشه. بعبارتی قدرت این کلوب در اینه که خارج از حیطه ریال داره کار میکنه. پس جامعه ما به دو شقه غیرهماندازه تقسیم میشه: کسانی که آزادند (از ریال)، و کسانی که آزاد نیستند. و این انقدر خطرناک هست که بتونیم بگیم کاری که بانک مرکزی در ایران کرد، آمادهسازی بستر برای یک جنگ داخلی بود.
❤5
چپ افراطی قصد نداره حتی به مجسمه گاندی رحم کنه. و این پاپکورن بعدی رو برامون آماده میکنه 😉
طبقه الیت هند، برخلاف توده عوام که اغلب یا راست هستند یا مرکزگرا، کاملا کبکوار از چپ غربی تبعیت فرهنگی-سیاسی میکنند. حالا همون چپ غربی داره علیه بزرگترین قهرمان ملی هند اعلام جنگ میکنه. اگه الیت هندی باش همراهی کنه، باید با مردم هند در بیفته، و اگه همراهی نکنه همراه با توده هندی قرار میگیره. مطمئنا از هیچکدوم از آپشنها خوششون نمیاد.
این نتیجه این نگاه عقبافتادهست که اصرار داره تولید صنعتی بومی باشه، اما نقشه راه جامعه، وارداتی!
طبقه الیت هند، برخلاف توده عوام که اغلب یا راست هستند یا مرکزگرا، کاملا کبکوار از چپ غربی تبعیت فرهنگی-سیاسی میکنند. حالا همون چپ غربی داره علیه بزرگترین قهرمان ملی هند اعلام جنگ میکنه. اگه الیت هندی باش همراهی کنه، باید با مردم هند در بیفته، و اگه همراهی نکنه همراه با توده هندی قرار میگیره. مطمئنا از هیچکدوم از آپشنها خوششون نمیاد.
این نتیجه این نگاه عقبافتادهست که اصرار داره تولید صنعتی بومی باشه، اما نقشه راه جامعه، وارداتی!
❤2
حتی به دارو هم خلاصه نمیشه، در مورد اقلام بهداشتی مراقبتی هم این داستان برقراره. یه بار دیدم یه متخصص پوست برای یه آقایی که صورتش هم به ندرت میشوره یه شامپو خارجی نوشته بود، تا این تحویل بگیره از داروخونه همونجا سرچ کردم اسمشو.. شامپوی خوبی بود، ولی برای مصرف دائمی یه خانواده طبقه متوسط ساکن پاریس! نمیدونم اصلا چجوری وارد کرده بودن. طرف حالا یه بار میخره میزنه بعد یا دیگه پولشو نداره بخره، یا دیگه دقیقا همون مدل گیر نمیاد، بعد میشینه به بقیه میگه پیش چندتا دکتر رفتم جواب نگرفتم. بعد میگن بیا یه دکتر علفی هست اونو هم امتحان کن. قشنگ یه مجموعه کامل از هرج و مرجه. اون اونطرف داره کاسبی میکنه، همزمان علفیجات و خرافات رشد پیدا میکنند، مردم هم در تردد دائم ازینور به اونور.
❤4
به عنوان کسی که خیلی وقته داره تو فضای اینترنت مینویسه (انقدری که اونایی که همزمان با من مینوشتند و قرار بود بچهدار شن الان کنکور همون بچه به تعویق افتاده به خاطر کرونا) میتونم بگم بیشتر افراد در پارادوکسی گیر میکنند که خودشون متوجه وجودش نیستند. همون نوشتنی که انجام میشه تا رهاشون کنه، حبسشون میکنه. من هم شدم، بقیه هم میشن. حبس در نوشته یعنی انقدر از جانب خودت موضع خاصی رو بیان کردی که همه ازت میخوان همچنان همون موضع رو دنبال کنی، و چون نمیتونی ازون چارچوب عدول کنی یواش یواش باورت میشه که باورت همینه و جز این نیست. در این سالها بسیار کسانی رو دیدیم که در لب لبه تغییر موضع بودند، اما فشار نامرئی مخاطب اجازه نمیداد جابجا بشن. و انقدر جابجا نشدن که فکر کردن این خودشون بودن که جابجایی رو نادرست میدونستند. که اینطور نبود.
پس به عنوان یک توصیه که انبوهی از تجربه پشتش قرار داره میگم هر اظهارنظری که در این فضا میخونید، جدی نگیرید، چون خود نویسنده واقعا بش باور نداره، حتی اگه خودش نمیدونه که بش باور نداره. نظرش اونه، چون در فریمی قرار گرفته که نظرش باید اون باشه.
پس به عنوان یک توصیه که انبوهی از تجربه پشتش قرار داره میگم هر اظهارنظری که در این فضا میخونید، جدی نگیرید، چون خود نویسنده واقعا بش باور نداره، حتی اگه خودش نمیدونه که بش باور نداره. نظرش اونه، چون در فریمی قرار گرفته که نظرش باید اون باشه.
❤7
ترامپ همین الان که تو کاخ سفیده کار زیادی علیه گلوبالیستها نمیتونه انجام بده، بعد ایشون فکر میکنه بیرون کاخ سفید میتونه یه تهدید باشه! نمیدونم این تخیلات از کجا میاد.
مردم اهمیتی نمیدن که بایدن چقدر ناتوانه، چون میدونند که قرار نیست کار خاصی بکنه. نظرسنجیها خیلی پرت نیستند. با شرایط موجود فقط یک معجزه میتونه ترامپ رو برنده کنه.
https://t.me/kafshhaye_aahani/3661
مردم اهمیتی نمیدن که بایدن چقدر ناتوانه، چون میدونند که قرار نیست کار خاصی بکنه. نظرسنجیها خیلی پرت نیستند. با شرایط موجود فقط یک معجزه میتونه ترامپ رو برنده کنه.
https://t.me/kafshhaye_aahani/3661
Telegram
کفشهای آهنی
این روزها با توجه به انتشار نتایج نظرسنجیها در آمریکا، همه جا صحبت از قطعی بودن شکست ترامپ در انتخابات پیشرو و فاصله 10درصدی او با رقیب دموکراتش بایدن است.
@kafshhaye_aahani
اما شخصا حتی یک درصد تردید ندارم که دموکراتها علاقهای ندارند که بایدن رییسجمهور…
@kafshhaye_aahani
اما شخصا حتی یک درصد تردید ندارم که دموکراتها علاقهای ندارند که بایدن رییسجمهور…
کلید کردید روی یه نظرسنجی. اینطور نبود که در شش ماه گذشتهش همه نظرسنجیها به ضررش بوده باشه. دیتا واقعا شانس بالاش رو نشون میداد. اما الان نشون نمیده. حتی در اونهایی که توسط نهادهای بیطرفتر انجام میشه. برای همین گفتم نیاز به معجزه داره. در انتخابات قبل این شانس رو داشت که کلینتون اصلا اهمیتی به یکی دو ایالت نداد، و همین ورق رو برگردوند.
این رو به یاد داشته باشید که دادن اطلاعات غلط توسط نظرسنجیها اتفاقا به ضرر دموکراتها تموم میشه، چون اگه به نظر برسه پیروزی بایدن قطعیه خیلیها به خودشون زحمت نمیدن که برن بیرون رأی بدن و درصد مشارکت خودشون میاد پایین. پس اینکارو نخواهند کرد.
خودتون رو با ۲۰۱۶ گول نزنید، اون کار خدا بود.
این رو به یاد داشته باشید که دادن اطلاعات غلط توسط نظرسنجیها اتفاقا به ضرر دموکراتها تموم میشه، چون اگه به نظر برسه پیروزی بایدن قطعیه خیلیها به خودشون زحمت نمیدن که برن بیرون رأی بدن و درصد مشارکت خودشون میاد پایین. پس اینکارو نخواهند کرد.
خودتون رو با ۲۰۱۶ گول نزنید، اون کار خدا بود.
یک روش اکتیو مهار ویروس اینه که از همه تست بگیری، بعد ببینی اونایی که مثبتند کجا بودن، بعد بری از همه اونایی که اونجا بودن تست بگیری، بعد اونایی که مثبتند قرنطینه کنی و همینجور ادامه بدی. نیویورک بعد ازینکه هزاران نفر از مردم خودش رو به کشتن داد تازه تازه این برنامه رو استارت زده، یعنی نوشدارو پس از مرگ سهراب، اما تبصرههایی داره. به مأمورانی که قراره اینکارو انجام بدن گفتن ازونایی که تست گرفتید و مثبت بودن نپرسید اخیرا تو تظاهرات شرکت کردن یا نه! که اگه یه وقت گفت آره «دشمنشادکن» نشیم در این مهلکه به شدت قطبی شده سیاست. یعنی دقیقا سوالی که هدف این برنامهست قراره پرسیده نشه! که یعنی عملا فقط یک کار نمایشیه.
همین با وضوح بسیار بالا نشون میده که نهاد دولت محلی چقدر بیپروا و با خیال آسوده میتونه بگه من پول مالیات شما رو هدر میدم. دیگه اینطور نیست که یه خبرنگار تحقیقی بره مو رو از ماست بکشه بیرون و برملا کنه که پول مردم رو هدر دادن. بلکه خودشون اعلام میکنند که میخوایم پولتون رو هدر بدیم، و بدین شکل!
همین با وضوح بسیار بالا نشون میده که نهاد دولت محلی چقدر بیپروا و با خیال آسوده میتونه بگه من پول مالیات شما رو هدر میدم. دیگه اینطور نیست که یه خبرنگار تحقیقی بره مو رو از ماست بکشه بیرون و برملا کنه که پول مردم رو هدر دادن. بلکه خودشون اعلام میکنند که میخوایم پولتون رو هدر بدیم، و بدین شکل!
تو طبیعت فقط پلنگ وجود نداره. یه جاهایی گراز هست. یه جاهایی مار. یه جاهایی مرال. حتی اگه در قطب هم ساختمانسازی میکردیم تجاوز به قلمرو روباه سفید بود یا اونطرف پنگوئنها. کجا باید خونه بسازیم که تو قلمرو یه حیوون نباشه؟
دیروز یکی نوشته بود حداقلیترین کاری که میتونم برای فیلها بکنم اینه که بچهدار نشم!
ادیان الهی طراحی نشدند که مردم رو از کفر خارج کنند. هیچکس کافر نبوده و نیست و نخواهد بود. هدف این بود که جلوی چرتوپرتپرستی گرفته بشه. الان اون ادیان کمرنگ شدهاند و داریم ساید افکت غیبتشون رو میبینیم. جوامع بدوی دختران باکرهشون رو به پای یک بت سر میبریدند، اینها هم به پای پلنگ و فیل و کوآلا سر میبرند، با این تفاوت که تو همون رحم مادر اینکارو میکنند. جوامع بدوی برای جلب رضایت الهه اعظم خودزنی و دیگرزنی میکردند، اینها هم برای حفاظت از وضع موجود طبیعت، خودزنی و دیگرزنی میکنند. در بینالنهرین خدایان مونث بودند، و خدای اینها هم مونثه. بازگشت به تنظیمات کارخانه.
دیروز یکی نوشته بود حداقلیترین کاری که میتونم برای فیلها بکنم اینه که بچهدار نشم!
ادیان الهی طراحی نشدند که مردم رو از کفر خارج کنند. هیچکس کافر نبوده و نیست و نخواهد بود. هدف این بود که جلوی چرتوپرتپرستی گرفته بشه. الان اون ادیان کمرنگ شدهاند و داریم ساید افکت غیبتشون رو میبینیم. جوامع بدوی دختران باکرهشون رو به پای یک بت سر میبریدند، اینها هم به پای پلنگ و فیل و کوآلا سر میبرند، با این تفاوت که تو همون رحم مادر اینکارو میکنند. جوامع بدوی برای جلب رضایت الهه اعظم خودزنی و دیگرزنی میکردند، اینها هم برای حفاظت از وضع موجود طبیعت، خودزنی و دیگرزنی میکنند. در بینالنهرین خدایان مونث بودند، و خدای اینها هم مونثه. بازگشت به تنظیمات کارخانه.