آنارشیستها یه محله تو سیاتل رو تسخیر کرده بودند و به خیال خودشون اولین منطقه خودمختار ایجاد شده بود!
فقط یه مشکل پیش اومده.. تنها ۲۴ ساعت بعد هرچی آب و غذا داشتن تموم شد! 🤦♂️
#لبخند_شبانه
فقط یه مشکل پیش اومده.. تنها ۲۴ ساعت بعد هرچی آب و غذا داشتن تموم شد! 🤦♂️
#لبخند_شبانه
Ancient Egyptian Music - Pharaoh Ramses II
ایران و آمریکا رو بذارید کنار این وقت شب.. بیایید بریم مصر.
کارشناس ارشد مطالعات آمریکا از دانشگاه تهران میگه مجسمهها در آمریکا داره میاد پایین چون مهاجر غیرغربی زیاد شده در آمریکا!
جناب کارشناس، تو تجمعاتی که مجسمهها رو میارن پایین تعداد مهاجران انقدر اندکه که به چشم نمیان. یه تعدادیشون سیاهپوست بومی هستند، و اکثریت مابقی سفیدهای بومی. بعضی ازین سفیدها ریشه ایرلندی دارند حتی. مهاجر بدبخت نشسته خونه نگرانه یه وقت مغازهش رو خالی نکنند ببرن. ازونطرف مهاجر آسیایی نشسته داره خرخونی میکنه که تو یه شرکت چندملیتی استخدام بشه و سالی صدهزار دلار بیاد تو حسابش. برید یه نگاهی به عکسهای سه در چهاری که افبیآی از آشوبگرها گرفته نگاه کنید، نصفشون سفیدهای ترنسجندر هیپی هستن!
مگه جوانان نازی که کتابها رو میسوزوندن مهاجر بودن؟ این ادعاها برمبنای این پیشفرض مضحک شکل گرفته که جمعیت بومی به خودی خود تر نمیزنه تو تمدنش، مگر اینکه خارجیها بیان!
حالا بگذریم که مجسمهها کتاب نیستند و ربطی هم به تمدن ندارند. اینها رو دولت ساخته و نصب کرده. یعنی یه عده بروکرات تشخیص دادن باید اینها در معرض عموم باشه! لذا تنها خسارت وارده خسارت به مالیاتدهندهست. خودتون رو ناراحت نکنید.
جناب کارشناس، تو تجمعاتی که مجسمهها رو میارن پایین تعداد مهاجران انقدر اندکه که به چشم نمیان. یه تعدادیشون سیاهپوست بومی هستند، و اکثریت مابقی سفیدهای بومی. بعضی ازین سفیدها ریشه ایرلندی دارند حتی. مهاجر بدبخت نشسته خونه نگرانه یه وقت مغازهش رو خالی نکنند ببرن. ازونطرف مهاجر آسیایی نشسته داره خرخونی میکنه که تو یه شرکت چندملیتی استخدام بشه و سالی صدهزار دلار بیاد تو حسابش. برید یه نگاهی به عکسهای سه در چهاری که افبیآی از آشوبگرها گرفته نگاه کنید، نصفشون سفیدهای ترنسجندر هیپی هستن!
مگه جوانان نازی که کتابها رو میسوزوندن مهاجر بودن؟ این ادعاها برمبنای این پیشفرض مضحک شکل گرفته که جمعیت بومی به خودی خود تر نمیزنه تو تمدنش، مگر اینکه خارجیها بیان!
حالا بگذریم که مجسمهها کتاب نیستند و ربطی هم به تمدن ندارند. اینها رو دولت ساخته و نصب کرده. یعنی یه عده بروکرات تشخیص دادن باید اینها در معرض عموم باشه! لذا تنها خسارت وارده خسارت به مالیاتدهندهست. خودتون رو ناراحت نکنید.
Anarchonomy
کارشناس ارشد مطالعات آمریکا از دانشگاه تهران میگه مجسمهها در آمریکا داره میاد پایین چون مهاجر غیرغربی زیاد شده در آمریکا! جناب کارشناس، تو تجمعاتی که مجسمهها رو میارن پایین تعداد مهاجران انقدر اندکه که به چشم نمیان. یه تعدادیشون سیاهپوست بومی هستند، و…
لازمه بگم خسارت به مالیاتدهنده اون روزی رخ داد که مجسمه رو ساختن نه اون روزی که خرابش کردن، یا دیگه خودتون وارد شدید؟
اگه مخ مردم آمریکا تعطیل نبود به جای اعتراض و آشوب درباره قتل سیاهپوستان غیرمسلح توسط پلیس که سالی ۷ مورد رخ میده، علیه اقدامات فدرال رزرو میریختن بیرون و ساختمانهای این نهاد فاسد رو آتش میزدند. وضعیت بورس رو به یک موضوع امنیت ملی تبدیل کردن، پرینتر با تمام قدرت در حال چاپ دلاره تا حبابی بسازند که به نظر برسه اوضاع خوبه! اقتصاد خوابیده میلیونها نفر بیکارند، اما سهامها داره رشد سه رقمی میکنه! میگفتن صفر کردن نرخ بهره خلاف نظر کارشناسانه، حالا میگن حداقل تا سال ۲۰۲۱ میخوایم صفر نگهش داریم! یعنی حالا حالاها این قماربازی در والاستریت باید جریان داشته باشه!
یه بار دیگه کسی بگه سرمایهداری اختلاف طبقاتی ایجاد میکنه میزنم تو دهنش.. چشمانتون رو باز کنید و خوب تماشا کنید چطور دولت در روز روشن ثروت یه عده رو یه شبه دو برابر میکنه و یه عده دیگه که مجبورند کار کنند رو بدبخت!
حیف که این بدبختها انقدر عقل ندارند که بدونند دارن از کجا میخورن و برای چه چیزی باید عصبانی باشند.
یه بار دیگه کسی بگه سرمایهداری اختلاف طبقاتی ایجاد میکنه میزنم تو دهنش.. چشمانتون رو باز کنید و خوب تماشا کنید چطور دولت در روز روشن ثروت یه عده رو یه شبه دو برابر میکنه و یه عده دیگه که مجبورند کار کنند رو بدبخت!
حیف که این بدبختها انقدر عقل ندارند که بدونند دارن از کجا میخورن و برای چه چیزی باید عصبانی باشند.
نیویورکتایمز درباره محلهای که در سیاتل افتاده دست آنارشیستها میگه «عاری از پلیس، غذای مجانی و آزادی بیان»، که فقط قسمت عاری از پلیسش حقیقت داره و بقیهش دروغگویی مثل سگ در روز روشنه. نه تنها خبری از غذا نیست، و نه تنها خبری از آزادی نیست، بلکه با ساکنان محلی و کسانی که میخوان وارد بشن با خشونت برخورد میکنند.
این رسانهها درباره سوسیالیسم هم همینقدر دروغ شاخدار میبافتند و میبافند. این تصور رایج که اینها چندساله اینجوری شدن با سابقه تاریخی اینها مغایرت داره. اینها چندین دههست که همینجوریاند. اتفاقا مزیت دوران ما اینه که دوربین هست و اینترنت هست و اگه کسی مایل باشه دروغشون رو دربیاره، میتونه.
این رسانهها درباره سوسیالیسم هم همینقدر دروغ شاخدار میبافتند و میبافند. این تصور رایج که اینها چندساله اینجوری شدن با سابقه تاریخی اینها مغایرت داره. اینها چندین دههست که همینجوریاند. اتفاقا مزیت دوران ما اینه که دوربین هست و اینترنت هست و اگه کسی مایل باشه دروغشون رو دربیاره، میتونه.
یک نمونه دیگه از بزدلی
مسخره کردن فکر رو با مسخره کردن معلولیت یک کاسه میکنه تا اونایی که فکرش رو مسخره میکنند همارز کسی که معلول رو مسخره میکنه قرار بده.
(باز نگید اینو مگه نمیشناسی فلانه بهمانه. بله میدونم. مهم نیست کیه. مهم کلکسیونی از بزدلیهاست که نشون میده و میتونه منبعی برای فرمول «ادب از که آموختی» باشه).
https://t.me/sahandiranmehr/25025
مسخره کردن فکر رو با مسخره کردن معلولیت یک کاسه میکنه تا اونایی که فکرش رو مسخره میکنند همارز کسی که معلول رو مسخره میکنه قرار بده.
(باز نگید اینو مگه نمیشناسی فلانه بهمانه. بله میدونم. مهم نیست کیه. مهم کلکسیونی از بزدلیهاست که نشون میده و میتونه منبعی برای فرمول «ادب از که آموختی» باشه).
https://t.me/sahandiranmehr/25025
Telegram
سهند ایرانمهر
معلولیت هم را مسخره کنیم، فکر هم را مسخره کنیم، خودمان را مسخره کنیم،برای غرق شدن در نکبت بیشتر، کلمه های تیز که چاره کارمان نیست،فشردن قلب یکدیگر و نشتر به جگر هم زیادی خنثی است، اصلا بیایید همدیگر را پاره پاره کنیم،، مثل جهنم دانته در کمدی الهی. …
میگن در نظام سرمایهداری بیزینس نباید سیاسی باشه، اما اگه مشتری مطالبه سیاسی داشته باشه طبیعیه که بش پاسخ داده بشه! مثلا اگه مشتری لوئیویتون میطلبه با دختر محجبه هم کلیپ تبلیغاتی بسازن، بهتره بسازن.
اوکی (میتونید حدس بزنید این اوکی رو با چه لحنی ادا میکنم؟). اما اول باید مطالبه مشتری واقعا اینی باشه که میگن بعد بگیم اوکی. نظرسنجیها میگه خیلی واقعی نیست. همچنان مهمترین ملاک مشتریان در انتخاب یک برند، کیفیت محصول، خدمات پس از فروش، نحوه برخورد با مشتری، و این چیزهاست، نه اینکه آیا به اندازه کافی به فلان اقلیت بها داده یا نه، یا خودش رو قاطی فلان بحث رایج در اجتماع کرده یا نه.
اوکی (میتونید حدس بزنید این اوکی رو با چه لحنی ادا میکنم؟). اما اول باید مطالبه مشتری واقعا اینی باشه که میگن بعد بگیم اوکی. نظرسنجیها میگه خیلی واقعی نیست. همچنان مهمترین ملاک مشتریان در انتخاب یک برند، کیفیت محصول، خدمات پس از فروش، نحوه برخورد با مشتری، و این چیزهاست، نه اینکه آیا به اندازه کافی به فلان اقلیت بها داده یا نه، یا خودش رو قاطی فلان بحث رایج در اجتماع کرده یا نه.
Anarchonomy
«همه عاشق دورکاریاند.. تا اینکه متوجه میشن به زودی ۷ میلیاردنفر سر شغلی که الان دارند رقابت خواهند کرد». در شرایط فعلی هم کارمند و هم کارفرما تحت استرستست قرار گرفتهاند. قرنطینه باعث شده شرکت تحت فشار قرار بگیره تا با افراد کمتر همون کار قبلی رو انجام…
این پست رو یادتونه؟ گفتم کرونا به شرکتها استرس وارد کرد تا کاری که تا قبل ازین انجام میدادن رو با نیروی کار کمتری انجام بدن. نمونههاش داره یکی یکی میاد بیرون. این شرکت تأمین قطعات خودرو هم ۲۵۰۰ نفر رو گذاشت کنار.
«محافظهکارها سرشون گرم مسخره کردن چپهاست وقتی که باید در حال تلاش برای تأثیرگذاری رو افکارعمومی باشند، و مشغول متهم کردن چپها هستند وقتی که باید پیامشون رو بازطراحی کنند. چپ هالیوود، صنعت موسیقی، رسانه، دانشگاه و حالا ورزش حرفهای رو در اختیار داره. محافظهکاران باید با فرهنگ به جنگ فرهنگ برن، نه با منطق».
چیزی که این خانوم متوجه نیست اینه که طبیعت محافظهکاری، موضع تدافعیه. این تو ذاتشه. تو اگه میخواستی فرهنگ تقابلی بسازی که دیگه محافظهکار نبودی، خودت هم چپ بودی. این سوء تفاهم رو شیعیان هم دارند. فکر میکنند چون چپ زندگی مجردی رو تبلیغ میکنه ما باید زندگی مشترک رو تبلیغ کنیم، چون چپ بیفرزندی رو تبلیغ میکنه ما باید خونواده پر از بچه رو تبلیغ کنیم!
دفاع همیشه همینجوریه. چیزی که براش میجنگی قبلا تولید شده، معنی نداره یه چیز دیگه بسازی که ازون قبلیه دفاع کنی.
دروغ دنیا رو پر کرده. دلیلش این نیست که پیام راستگویی خوب طراحی نشده بود و ضعف فرهنگی داشت.
چیزی که این خانوم متوجه نیست اینه که طبیعت محافظهکاری، موضع تدافعیه. این تو ذاتشه. تو اگه میخواستی فرهنگ تقابلی بسازی که دیگه محافظهکار نبودی، خودت هم چپ بودی. این سوء تفاهم رو شیعیان هم دارند. فکر میکنند چون چپ زندگی مجردی رو تبلیغ میکنه ما باید زندگی مشترک رو تبلیغ کنیم، چون چپ بیفرزندی رو تبلیغ میکنه ما باید خونواده پر از بچه رو تبلیغ کنیم!
دفاع همیشه همینجوریه. چیزی که براش میجنگی قبلا تولید شده، معنی نداره یه چیز دیگه بسازی که ازون قبلیه دفاع کنی.
دروغ دنیا رو پر کرده. دلیلش این نیست که پیام راستگویی خوب طراحی نشده بود و ضعف فرهنگی داشت.
شرکت نفت تنها شرکتیه که همیشه درآمد ارزی داره و میتونه ارزی هم خرج کنه. پس لزومی نداره پبمانکارش و کارگر پیمانکارش ریال بگیرند. اما اگه قرار بود به دلار خرج کنه، میتونست پیمانکار خارجی و کارگر خارجی پیدا کنه. در واقع اگه همین الان این شرکت اختیار داشت، وابستگی ایران به نیروی انسانی خارجی رو به عدد ۹۸ درصد میرسوند که حتی زمان مصدق و توسط انگلیسیها هم اتفاق نیفتاد. اینطور نیست که کارگر هندی و فیلیپینی و بنگلادشی کمتر بگیره. اتفاقا اونها دارند بیشتر میگیرند. اما شرکت نفت ایران حاضر میبود بیشتر بده ولی ایرانی استخدام نکنه. و حالا که مجبورش کردند با ایرانی قرارداد ببنده، از ایرانی انتقام میگیره. با پاس دادنش به پیمانکاری که میدونه هرجای دیگه دنیا بود نمیتونست مجوز فعالیت بگیره، حتی در ونزوئلا. شرکتهای نفتی زیادی در دنیا وجود دارند، و ازونجایی که بیشترشون مجبورند رابطه نزدیکی با دولتها داشته باشند، یا اینکه اساسا دولتیاند، بیشتر از بقیه مبتلا به فسادند. اما در واقعیت اونجوری که کارتونها و فیلمهای مستند نشونشون میدن پلید و ضدانسان نیستند. اتفاقا یکی از مشکلاتی که سبزها باشون دارند دقیقا به این دلیله که هوای مردم محلی رو دارند. سخته به مردمی بقبولونی شرکتی که تو شهرشون فعاله پلیده، که همون شرکت زندگیشون رو بهتر کرده، اگه زیر و رو نکرده باشه. فقط شرکت نفت ایرانه که از ایرانیها بدش میاد.
طبق نظرسنجیهای کشوری آمریکا، ۳۱ درصد مردان ۱۸ تا ۲۴ سال هیچ سکسی در طول یک سال ندارند. یا اساسا، ندارند. در رده ۲۵ تا ۳۴ سال، در یک دوره هشت ساله درصد اونهایی که سکس ندارند ۲ برابر شده! در بین اونهایی که دارند هم دفعات سکس کاهش زیادی داشته.
خود محقق میگه الان وقت جوانان با اینترنت و موبایل و پلیاستیشن و اینها پر شده حواسشون از سکس پرت میشه یا وقت نمیکنند! باورنکردنیه که یه محقق چنین حرف پرتی بزنه. مردم پورناستار نیستند. مگه سکسشون چقدر طول میکشه که وقت براش پیدا نکنند؟
اتفاقی که افتاده چیزیه که من بش میگم دوران «درخشش فاصله». مزیت فاصلهگیری از دیگران و همه چنان داره میدرخشه که بیننده رو کور کرده. ازین جهت که انقدر مزایا توش میبینه، که هیچچیز دیگهای رو نمیبینه. این یک مزیته که میتونی با یک پارتنر در ارتباط باشی اما انقدر ازش دور باشی که نه تعهدی رو دوشت باقی بمونه نه ابعاد نگاتیو شخصیتش رو هرروز تجربه کنی. اونایی که این مزیت رو فهمیدن، به راحتی ولش نمیکنند. اینطور نیست که اینها نتونن. بلکه در یک موقعیت دنج قرار گرفتن که نمیخوان.
خود محقق میگه الان وقت جوانان با اینترنت و موبایل و پلیاستیشن و اینها پر شده حواسشون از سکس پرت میشه یا وقت نمیکنند! باورنکردنیه که یه محقق چنین حرف پرتی بزنه. مردم پورناستار نیستند. مگه سکسشون چقدر طول میکشه که وقت براش پیدا نکنند؟
اتفاقی که افتاده چیزیه که من بش میگم دوران «درخشش فاصله». مزیت فاصلهگیری از دیگران و همه چنان داره میدرخشه که بیننده رو کور کرده. ازین جهت که انقدر مزایا توش میبینه، که هیچچیز دیگهای رو نمیبینه. این یک مزیته که میتونی با یک پارتنر در ارتباط باشی اما انقدر ازش دور باشی که نه تعهدی رو دوشت باقی بمونه نه ابعاد نگاتیو شخصیتش رو هرروز تجربه کنی. اونایی که این مزیت رو فهمیدن، به راحتی ولش نمیکنند. اینطور نیست که اینها نتونن. بلکه در یک موقعیت دنج قرار گرفتن که نمیخوان.
در ایران (و شاید همچنین در بقیه کشورها، چون من خبر ندارم) اکثر پزشکان اصلا خوششون نمیاد بیمار اشرافی به مسائل تخصصی پزشکی داشته باشه. حتی اگه ندونند اون اشراف در چه حدیه. غیر از یک اقلیت استثنا که از آگاهی بیمار یا همراه بیمار استقبال میکنند چون هم نیاز به مقدمهسازی، فارسیسازی و سادهسازی کمتری خواهند داشت در توضیحاتی که قراره بدن؛ هم خیالشون راحتتره که بیمار در توصیف علائمش و چیزهایی که خودش کشف کرده، دقت داره، بقیه پزشکان خوششون نمیاد که بیمار یهو چیزی بگه که معمولا از همکارانش میشنوه! یا مثلا بگه فلان مطلب رو در اینترنت خوندم خلاف حرف شما بود. خود کلمه اینترنت از واژههای کافدار توهینآمیزتره برای این پزشکان. اینها رو بر حسب انگیزه و نیت میشه به سه دسته تقسیم کرد:
دسته اول ازینکه اتوریته پزشکی رو از دست بدن نگرانند. اتوریته پزشکی یعنی من به عنوان پزشک بگم فلان کار را بکن و شما بگی چشم. وقتی در طول روز دهها نفر بت بگن چشم، خود بخود بش اعتیاد پیدا میکنی، تو هر صنفی که باشی. (قبلا یه مطلب نوشته بودم که نظام درمانی ساختار پادگانی پیدا کرده و سلسله مراتب مشابهی رو داخل مراکز درمانی شکل دادند، و پرستار گروهبانه و دکتر سرهنگه و جراح، ژنرال! و هرکس بنا به درجه خودش توقع احترام نظامی داره و در همین راستا قاعده «ارتش چرا نداره» به درون مطبها و بیمارستانها رسوخ کرده).
دسته دوم چرتکهاندازانی هستند که فقط به منافع درآمدی که ممکنه از بیمار حاصل بشه فکر میکنند. تا زمانی که دانش بیمار یا همراهش در تضاد با اون درآمد نباشه باش اوکی هستند. ولی به محض اینکه اون دانش نونشون رو آجر کنه، در برابرش گارد میگیرند. البته به عنوان یک طرفدار بازار آزاد قاعدتا نباید مشکلی با بیزینس بودن درمان داشته باشم، و ندارم. اما در بازار آزاد اونی که سلامت و رفاه مشتری رو در اولویت دوم و سوم قرار میده در میدان رقابت به حاشیه میره. ولی در حال حاضر نمیرن. یعنی اون مکانیزم در اینجا برقرار نیست کاملا.
دسته سوم نه خیلی در بند اتوریته هستند و نه خیلی در بند پول، بلکه از روی خیرخواهی دوست ندارند بیمار و همراهش، خودشون رو با انبوهی از اطلاعات متنوع و پیچیده درگیر کنند؛ چون تردید، عدم قاطعیت، و استرس یه بار اضافه روی دوششون میذاره که در بحبوحه تحمل فلاکت بیماری، یک قوز بالاقوزه. خیرخواهی اینها غالبا ناشی از یک نگاه بالا به پایینه: «اگه نخبهای مثل من مخم پکید تا همین حد تسلط پیدا کنم، این عوام قطعا از هم میپاشند! و گناه دارند» و «اگه نخبهای مثل من هم گاهی نمیتونم اطلاعات دقیق بدست بیارم این عوام قطعا در یک بیراهه اطلاعاتی هستند! و گناه دارند».
سابقا با هر سه دسته مشکل داشتم، که الان هم دارم.. اما جریان کرونا یک آگاهی نو در سراسر دنیا ایجاد کرد، که دیگه با اعتماد نفس گذشته در برابر پزشک، کانتر پوئینت ارائه نکنم. این آگاهی جهانی شامل چند بخش بود:
🔽
دسته اول ازینکه اتوریته پزشکی رو از دست بدن نگرانند. اتوریته پزشکی یعنی من به عنوان پزشک بگم فلان کار را بکن و شما بگی چشم. وقتی در طول روز دهها نفر بت بگن چشم، خود بخود بش اعتیاد پیدا میکنی، تو هر صنفی که باشی. (قبلا یه مطلب نوشته بودم که نظام درمانی ساختار پادگانی پیدا کرده و سلسله مراتب مشابهی رو داخل مراکز درمانی شکل دادند، و پرستار گروهبانه و دکتر سرهنگه و جراح، ژنرال! و هرکس بنا به درجه خودش توقع احترام نظامی داره و در همین راستا قاعده «ارتش چرا نداره» به درون مطبها و بیمارستانها رسوخ کرده).
دسته دوم چرتکهاندازانی هستند که فقط به منافع درآمدی که ممکنه از بیمار حاصل بشه فکر میکنند. تا زمانی که دانش بیمار یا همراهش در تضاد با اون درآمد نباشه باش اوکی هستند. ولی به محض اینکه اون دانش نونشون رو آجر کنه، در برابرش گارد میگیرند. البته به عنوان یک طرفدار بازار آزاد قاعدتا نباید مشکلی با بیزینس بودن درمان داشته باشم، و ندارم. اما در بازار آزاد اونی که سلامت و رفاه مشتری رو در اولویت دوم و سوم قرار میده در میدان رقابت به حاشیه میره. ولی در حال حاضر نمیرن. یعنی اون مکانیزم در اینجا برقرار نیست کاملا.
دسته سوم نه خیلی در بند اتوریته هستند و نه خیلی در بند پول، بلکه از روی خیرخواهی دوست ندارند بیمار و همراهش، خودشون رو با انبوهی از اطلاعات متنوع و پیچیده درگیر کنند؛ چون تردید، عدم قاطعیت، و استرس یه بار اضافه روی دوششون میذاره که در بحبوحه تحمل فلاکت بیماری، یک قوز بالاقوزه. خیرخواهی اینها غالبا ناشی از یک نگاه بالا به پایینه: «اگه نخبهای مثل من مخم پکید تا همین حد تسلط پیدا کنم، این عوام قطعا از هم میپاشند! و گناه دارند» و «اگه نخبهای مثل من هم گاهی نمیتونم اطلاعات دقیق بدست بیارم این عوام قطعا در یک بیراهه اطلاعاتی هستند! و گناه دارند».
سابقا با هر سه دسته مشکل داشتم، که الان هم دارم.. اما جریان کرونا یک آگاهی نو در سراسر دنیا ایجاد کرد، که دیگه با اعتماد نفس گذشته در برابر پزشک، کانتر پوئینت ارائه نکنم. این آگاهی جهانی شامل چند بخش بود:
🔽
۱- پزشکان محصول یک دوره آکادمیک هستند، نه محصول یک تربیت ارگانیک. و بسیار پیش میاد که از طریق اینترنت، چرت و پرت مطلق تحویل جامعه بدن. (منظورم از تربیت ارگانیک یه چیزی شبیه سیستمهای مذهبیه، مثل صوفیسم. در اون سیستم مربی از شاگرد توقع نداشت اشتباه نکنه، بلکه توقع داشت سطح اشتباهاتش بدون مرز نباشه. مثلا نگاه نمیکرد که عصبانی میشه یا نمیشه. به این نگاه میکرد که وقتی عصبانی میشه عین یه آدم کوچه بازاری واکنش نشون میده یا مشابه یه آدم دنیادیده. اینکه این احتمال بسیار بسیار ضعیف باشه که ناگهان به یک گاو تبدیل بشی، در دیگران اعتماد ایجاد میکنه. در دوران کرونا این اعتماد تا حد زیادی تخریب شد، چون احتمال اینکه یک پزشک درست مثل یک خر استدلال کنه اصلا ضعیف نبود).
۲- کیفیت مقالات تخصصی میتونه به طرز اشکآوری پایین باشه، و تشخیص این موضوع نیاز به دانش تخصصی زیاد و وقت زیاد و زحمت زیاد داره، که یعنی خارج از حیطه توان من بیمار تیپیکال و همراه بیمار تیپیکاله. البته اینطور نیست که کاملا شایع باشه، اما انقدری هست که اگه کسی بخواد کشف و ضبطشون کنه، باید فول تایم خودش رو وقف این کار کنه. گاهی بیاعتنایی یک پزشک به یک مقاله که از روی تجربهست، میتونه دهها ساعت در وقت من صرفهجویی کنه.
۳- شارلاتانیزم دارویی که توسط شرکتهای چندملیتی و دلالان جریان یافته ما رو روی یک شمشیر دولبه قرار داده. این شارلاتانیزم انقدر گسترده، پرنفوذ، جهانی، عمیق و پیچیدهست که پیدا کردن رد پاش اصلا آسون نیست. لذا بسیار محتمله که تجویز یک پزشک در مورد یک دارو درست در راستای اون شارلاتانیزم باشه، و از طرف دیگه بسیار محتمله که پزشک با تجویزش بخواد بیمار رو ازون شارلاتانیزم سیستماتیک نجات بده.
۴- با این که حجم دانستهها سرسامآورند، اما حجم نادانستهها هم سرسامآوره. لذا حاصل جمع اطلاعات بیمار و اطلاعات پزشک، لزوما یه عدد مثبت درنمیاد. اگه تو یه اتاق تاریک گیر افتاده باشیم و در هم بسته باشه، جابجا شدن من از ته اتاق به سمت در اتاق، تغییری در این وضعیت که هممون گیر افتادیم ایجاد نمیکنه.
۵- عقل سلیم اگه اطلاعات کافی نداشته باشه دیگه سلیم نیست. خیلیها گفتند «عقل سلیم میگه زدن ماسک پارچهای در برابر ویروس نانومتری مثل زدن فنس در برابر پشههاست». که بیراه هم نبود، اما چون اطلاعاتی در مورد اثر حجم ویروس دریافتی در شدت بیماری نداشتند، که پارچه میتونه مقدارش رو کم کنه، عملا حرف بیراهی شد. هروقت خیلی مطمئنیم که داریم از جانب عقل حرف میزنیم باید چک کنیم که آیا اطلاعاتمون جامع هست یا نه.
۲- کیفیت مقالات تخصصی میتونه به طرز اشکآوری پایین باشه، و تشخیص این موضوع نیاز به دانش تخصصی زیاد و وقت زیاد و زحمت زیاد داره، که یعنی خارج از حیطه توان من بیمار تیپیکال و همراه بیمار تیپیکاله. البته اینطور نیست که کاملا شایع باشه، اما انقدری هست که اگه کسی بخواد کشف و ضبطشون کنه، باید فول تایم خودش رو وقف این کار کنه. گاهی بیاعتنایی یک پزشک به یک مقاله که از روی تجربهست، میتونه دهها ساعت در وقت من صرفهجویی کنه.
۳- شارلاتانیزم دارویی که توسط شرکتهای چندملیتی و دلالان جریان یافته ما رو روی یک شمشیر دولبه قرار داده. این شارلاتانیزم انقدر گسترده، پرنفوذ، جهانی، عمیق و پیچیدهست که پیدا کردن رد پاش اصلا آسون نیست. لذا بسیار محتمله که تجویز یک پزشک در مورد یک دارو درست در راستای اون شارلاتانیزم باشه، و از طرف دیگه بسیار محتمله که پزشک با تجویزش بخواد بیمار رو ازون شارلاتانیزم سیستماتیک نجات بده.
۴- با این که حجم دانستهها سرسامآورند، اما حجم نادانستهها هم سرسامآوره. لذا حاصل جمع اطلاعات بیمار و اطلاعات پزشک، لزوما یه عدد مثبت درنمیاد. اگه تو یه اتاق تاریک گیر افتاده باشیم و در هم بسته باشه، جابجا شدن من از ته اتاق به سمت در اتاق، تغییری در این وضعیت که هممون گیر افتادیم ایجاد نمیکنه.
۵- عقل سلیم اگه اطلاعات کافی نداشته باشه دیگه سلیم نیست. خیلیها گفتند «عقل سلیم میگه زدن ماسک پارچهای در برابر ویروس نانومتری مثل زدن فنس در برابر پشههاست». که بیراه هم نبود، اما چون اطلاعاتی در مورد اثر حجم ویروس دریافتی در شدت بیماری نداشتند، که پارچه میتونه مقدارش رو کم کنه، عملا حرف بیراهی شد. هروقت خیلی مطمئنیم که داریم از جانب عقل حرف میزنیم باید چک کنیم که آیا اطلاعاتمون جامع هست یا نه.
آمریکاییها حتی وقتی میخوان وضعیت مملکتشون رو مسخره کنند، نگاه آمریکایی به دنیا دارند. در این نگاه، جاهای دیگه دنیا شاید وضعیت خیلی خوبی نداشته باشند ولی نرمالند، این ما آمریکاییها هستیم که نرمال نیستیم!
ازونجایی که بیشتر وقتشون صرف دریافت محتوا از صنعت سرگرمی میشه، نگاه واقعیتری به دنیای خارج از آمریکا نمیتونند داشته باشند.
ازونجایی که بیشتر وقتشون صرف دریافت محتوا از صنعت سرگرمی میشه، نگاه واقعیتری به دنیای خارج از آمریکا نمیتونند داشته باشند.