- شبکه ایبیسی نگاهی به وضعیت کرونا در ۲۱ ایالتی که در ۴ می و حتی زودتر اقدام به بازگشایی کردند انداخته و تفاوت محسوسی در آمار تلفات و یا بستری و یا ابتلا در هیچ کدومشون ندیده.
- ۴۳ درصد فوتیهای آمریکا تا الان مربوط به آسایشگاههای سالمندان میشه که فقط ۶ دهم درصد جمعیت رو تشکیل میدن.
بعبارتی میشه گفت آمریکا به نسبت جمعیتش و به نسبت رعایت نکردن پروتکلها، عملا درگیر کرونا نیست.
- ۴۳ درصد فوتیهای آمریکا تا الان مربوط به آسایشگاههای سالمندان میشه که فقط ۶ دهم درصد جمعیت رو تشکیل میدن.
بعبارتی میشه گفت آمریکا به نسبت جمعیتش و به نسبت رعایت نکردن پروتکلها، عملا درگیر کرونا نیست.
پلیس آمریکا به این نتیجه رسیده بسیاری از کسانی که در اعتراضات اخیر به قتل یک سیاهپوست توسط یک افسر پلیس، دست به غارت و تخریب اموال مردم زدند از شهرهای دورتر وارد محل اعتراض شدهاند، که یعنی این صرفا یک سوء استفاده از فرصت پیش آمدهست، که میتونه سازمانیافته باشه و میتونه نباشه. که بعید نیست باشه. ما با یک افبیآی افسارگسیخته طرفیم که خیلی جدی مشغول کودتای امنیتی علیه رییسجمهور منتخب بود که تا همین الان هیچ هزینه سنگینی براش نداشته. وقتی خلافکاریهای نهاد امنیتی توسط حداقل یکی از احزاب حمایت سیاسی بشه، دلیلی وجود نداره که احتمال دست داشتنش در توطئهها رد بشه. در واقع در چنین شرایطی هر نوع بدبینی و سوء ظن، منطقیترین نوع برخورده.
اما در فضایی که آزادی در سطح زیادی برقراره، حتی خسارتهای بزرگ، و حتی توطئهها مصداق الخیر فی ماوقع میشوند. در حال حاضر خیلی از آمریکاییها، حتی اونهایی که فکر میکنند واقعا پلیس آمریکا مشکل نژادپرستی داره، دارند میپرسند: این خرابکاریها چه فایدهای داره؟ این غارتها چی رو درست میکنه؟
البته اینها سوالهای معتبری هستند. اما این نکته رو در نظر نمیگیرند که مجموع همه این حوادث باعث میشه که خون گرانبها بشه. یک مغازهدار بیگناه نباید با غارت شدن مغازهش تاوان بیمبالاتی پلیس رو بده، اما غارت شدن مغازهش باعث میشه این پیام به همه جا منتقل بشه که ریخته شدن خون یک اتفاق عادی نیست. ما دقیقا نمیدونیم گرانبهاتر کردن خون بوسیله شلوغ بازی و اغتشاش چقدر میتونه جلوی خونریزیها و آدمکشیهای بعدی رو بگیره، اما ضرر اتفاق نیفتادنش بیشتر از اتفاق افتادنشه.
آسیه پناهیها رو میشه راحتتر کشت وقتی هیچ کس به خاطرشون لاستیک آتش نمیزنه و شیشه ساختمانها رو پایین نمیاره.
اما در فضایی که آزادی در سطح زیادی برقراره، حتی خسارتهای بزرگ، و حتی توطئهها مصداق الخیر فی ماوقع میشوند. در حال حاضر خیلی از آمریکاییها، حتی اونهایی که فکر میکنند واقعا پلیس آمریکا مشکل نژادپرستی داره، دارند میپرسند: این خرابکاریها چه فایدهای داره؟ این غارتها چی رو درست میکنه؟
البته اینها سوالهای معتبری هستند. اما این نکته رو در نظر نمیگیرند که مجموع همه این حوادث باعث میشه که خون گرانبها بشه. یک مغازهدار بیگناه نباید با غارت شدن مغازهش تاوان بیمبالاتی پلیس رو بده، اما غارت شدن مغازهش باعث میشه این پیام به همه جا منتقل بشه که ریخته شدن خون یک اتفاق عادی نیست. ما دقیقا نمیدونیم گرانبهاتر کردن خون بوسیله شلوغ بازی و اغتشاش چقدر میتونه جلوی خونریزیها و آدمکشیهای بعدی رو بگیره، اما ضرر اتفاق نیفتادنش بیشتر از اتفاق افتادنشه.
آسیه پناهیها رو میشه راحتتر کشت وقتی هیچ کس به خاطرشون لاستیک آتش نمیزنه و شیشه ساختمانها رو پایین نمیاره.
از مردم انگلیس پرسیدند در شرایط فعلی هنگ کنگ که دولت چین قصد داره قورتش بده، آیا موافقید که به مردم هنگ کنگ تسهیلات ویزایی و اقامتی بدیم؟ و ۴۲ درصد که اکثریتند، موافقند.
هرچند موافقت با ورود مهاجران جزیرهای که جمعیت کمی داره، کار سختی نیست، اما اینکه خیالشون راحته که هنگ کنگیها برای آزادی فردی ارزش بالایی قائلند تأثیر زیادی در این موافقت داره.
دولت کمونیست مشتاقه ذهنیت منفی مردم دنیا به چینیها رو یک مسئله نژادپرستانه جلوه بده. اما اغلب مردم دنیا با ژن چینی مشکل ندارند.
هرچند موافقت با ورود مهاجران جزیرهای که جمعیت کمی داره، کار سختی نیست، اما اینکه خیالشون راحته که هنگ کنگیها برای آزادی فردی ارزش بالایی قائلند تأثیر زیادی در این موافقت داره.
دولت کمونیست مشتاقه ذهنیت منفی مردم دنیا به چینیها رو یک مسئله نژادپرستانه جلوه بده. اما اغلب مردم دنیا با ژن چینی مشکل ندارند.
چپها ذوق دارند که مدیران شبکههای اجتماعی از قبیله خودشون هستند. احساس اطمینان خوبی میده که بدونی هدایتکنندگان جهانی افکار عمومی از قبیله خودت هستند. بنابراین ازینکه این شبکهها استاندارد دوگانه داشته باشند (و مثلا سخنگوی حماس آزادی بیان بیشتری داشته باشه تا رییسجمهور آمریکا) خوشحالند. که این نشان از ذهن ضعیفه. ذهن ضعیف ازینکه اسکلت حبابی که دور خودش ساخته محکمه، احساس امنیت میکنه. برای همینه که مذهبیها دوست دارند در محله مذهبینشین خونه بخرند. حتی اگه بدونند که فروشنده با علم به این اولویتشون داره گرونتر بشون میفروشه.
اما راستها مشکل دیگهای دارند. اونها میخوان این شبکهها استاندارد دوگانه نداشته باشند، و اگر داشتند تحت کنترل قرار بگیرند. که هر دو بیمعنیه. نمیشه استاندارد دوگانه نداشت، چون نمیشه بایاس یا سوگیری نداشت. فرقی نداره شما چقدر آزاداندیش باشی. بهرحال به یک سمت سوگیری داری. من هم دارم. مثلا در گروه خودم هرکسی که از قاسم سلیمانی به نیکی یاد کنه، بدون هیچ چون و چرایی اخراج میکنم. برقراری آزادی بیان، با سرکوب سوگیری افراد به دست نمیاد. بلکه دقیقا وقتی به دست میاد که همه اجازه داشته باشند سوگیری خودشون رو داشته باشند. اگه ۹۰ درصد مردم ایران از قاسم سلیمانی به نیکی یاد کنند، این منم که از سوگیری خودم ضرر میکنم، چون مخاطبم رو از دست میدم (البته این ۹۰ درصد تقریبا معکوسه. و من هم برخلاف مدیر توعیتر نیازی به مشتری میلیونی ندارم).
کنترل دولتی هم دو خروجی بیشتر نداره. یا کار نمیکنه، و چیزی که میخواستند تحت کنترل قرار بگیره عملا کنترل نمیشه. و یا اینکه این شبکه یا رسانه عملا به بازوی تبلیغاتی حکومتی تبدیل میشه.
همونطور که گفته میشه اولین عملی که در روز قیامت ازش پرسیده میشه نمازه و اگر نماز پذیرفته شد بقیه اعمال هم پذیرفته میشه و اگه نشد بقیه هم نمیشه، برچسبهای چپ و راست بیاعتبارند تا زمانی که عقیده فرد درباره مالکیت خصوصی مورد ارزیابی قرار نگرفته. همه ادا اطوارهای ممکن که درباره آزادی، امنیت، و مصالح عمومی درمیارن رو باید گذاشت کنار و اول بررسی کرد چه نظری درباره مالکیت خصوصی دارند. اگه طرف معتقده باید اختیار مالک یک شبکه رو از خودش بگیریم و به صورت دولتی و یا حتی به صورت جمعی تعیین کنیم که چه محتوایی باید توش قرار بگیره و چه محتوایی نباید توش قرار بگیره، همه حرفهای دیگهش بیاعتبارند. حتی اگه خیلی انساندوستانه به نظر بیان.
اما راستها مشکل دیگهای دارند. اونها میخوان این شبکهها استاندارد دوگانه نداشته باشند، و اگر داشتند تحت کنترل قرار بگیرند. که هر دو بیمعنیه. نمیشه استاندارد دوگانه نداشت، چون نمیشه بایاس یا سوگیری نداشت. فرقی نداره شما چقدر آزاداندیش باشی. بهرحال به یک سمت سوگیری داری. من هم دارم. مثلا در گروه خودم هرکسی که از قاسم سلیمانی به نیکی یاد کنه، بدون هیچ چون و چرایی اخراج میکنم. برقراری آزادی بیان، با سرکوب سوگیری افراد به دست نمیاد. بلکه دقیقا وقتی به دست میاد که همه اجازه داشته باشند سوگیری خودشون رو داشته باشند. اگه ۹۰ درصد مردم ایران از قاسم سلیمانی به نیکی یاد کنند، این منم که از سوگیری خودم ضرر میکنم، چون مخاطبم رو از دست میدم (البته این ۹۰ درصد تقریبا معکوسه. و من هم برخلاف مدیر توعیتر نیازی به مشتری میلیونی ندارم).
کنترل دولتی هم دو خروجی بیشتر نداره. یا کار نمیکنه، و چیزی که میخواستند تحت کنترل قرار بگیره عملا کنترل نمیشه. و یا اینکه این شبکه یا رسانه عملا به بازوی تبلیغاتی حکومتی تبدیل میشه.
همونطور که گفته میشه اولین عملی که در روز قیامت ازش پرسیده میشه نمازه و اگر نماز پذیرفته شد بقیه اعمال هم پذیرفته میشه و اگه نشد بقیه هم نمیشه، برچسبهای چپ و راست بیاعتبارند تا زمانی که عقیده فرد درباره مالکیت خصوصی مورد ارزیابی قرار نگرفته. همه ادا اطوارهای ممکن که درباره آزادی، امنیت، و مصالح عمومی درمیارن رو باید گذاشت کنار و اول بررسی کرد چه نظری درباره مالکیت خصوصی دارند. اگه طرف معتقده باید اختیار مالک یک شبکه رو از خودش بگیریم و به صورت دولتی و یا حتی به صورت جمعی تعیین کنیم که چه محتوایی باید توش قرار بگیره و چه محتوایی نباید توش قرار بگیره، همه حرفهای دیگهش بیاعتبارند. حتی اگه خیلی انساندوستانه به نظر بیان.
Anarchonomy
پلیس آمریکا به این نتیجه رسیده بسیاری از کسانی که در اعتراضات اخیر به قتل یک سیاهپوست توسط یک افسر پلیس، دست به غارت و تخریب اموال مردم زدند از شهرهای دورتر وارد محل اعتراض شدهاند، که یعنی این صرفا یک سوء استفاده از فرصت پیش آمدهست، که میتونه سازمانیافته…
یکی از انتقادهایی که به این پست وارد شد این بود که اگه اغتشاش در محل زندگی آسیه رخ میداد، خونه زندگی چهارنفر دیگه که شرایطی مشابه خودش دارند نابود میشد.
فکر میکنم متوجه منظورم نشدند. برای نمونه مشابه میتونم جنگ رو مثال بزنم. خیلی از امکاناتی که امروز دارید استفاده میکنید، زمانی با این انگیزه ساخته شدند که در جنگ مورد استفاده قرار بگیرند. مثل دوربین دید در شب کوچک و بدون نیاز به خنککننده، که الان به یک آپشن در خودروهای لوکس تبدیل شده. آیا میشه گفت جنگ سبب خیر شده؟ بله. آیا معنیش اینه که برای کسب این خیر باید جنگ راه انداخت؟ خیر!
گرانبها کردن خون قربانی فقط با اغتشاش به دست نمیاد، ولی اگه اتفاقات به شکلی رقم خورد که با اغتشاش به دست اومد هم نباید گفت شر مطلقه. بسیاری از تحولات اجتماعی در تاریخ، درست پس از خشونت بوجود اومده. شما دوست ندارید جای اون دو سه هزارنفری باشید که در آبان ماه کشته شدند، اما نمیتونید انکار کنید که کشته شدن اونها افکتی روی ذهنیت ایرانیها داشت که من و امثال من و بزرگتر از من با ده سال قلمفرسایی نمیتونستیم ایجادش کنیم. شما آدم پنج سال پیش نیستی، و خشونت نقش مهمی در اینکه آدم پنج سال پیش نباشی، داشته.
و البته میشه اغتشاش رو به جاهایی کشوند که فقرا کمترین آسیب رو ببینند. اینکه معمولا این اتفاق نمیفته برای اینه که قشر تحت فشار حاشیهنشین بیبرنامهترین قشر جامعهست. سال ۸۸ دیوارنویسی شبانه برای مدتی به یک پروژه کشوری تبدیل شده بود، در حالی که معترض آبان ماه حتی نمیدونست کجا باید شعار بنویسه، و چی باید بنویسه. نمیشه ازین قشر انتظار داشت حواسش باشه جایی رو تخریب نکنه که یکی مثل خودش بیچارهتر شه.
فکر میکنم متوجه منظورم نشدند. برای نمونه مشابه میتونم جنگ رو مثال بزنم. خیلی از امکاناتی که امروز دارید استفاده میکنید، زمانی با این انگیزه ساخته شدند که در جنگ مورد استفاده قرار بگیرند. مثل دوربین دید در شب کوچک و بدون نیاز به خنککننده، که الان به یک آپشن در خودروهای لوکس تبدیل شده. آیا میشه گفت جنگ سبب خیر شده؟ بله. آیا معنیش اینه که برای کسب این خیر باید جنگ راه انداخت؟ خیر!
گرانبها کردن خون قربانی فقط با اغتشاش به دست نمیاد، ولی اگه اتفاقات به شکلی رقم خورد که با اغتشاش به دست اومد هم نباید گفت شر مطلقه. بسیاری از تحولات اجتماعی در تاریخ، درست پس از خشونت بوجود اومده. شما دوست ندارید جای اون دو سه هزارنفری باشید که در آبان ماه کشته شدند، اما نمیتونید انکار کنید که کشته شدن اونها افکتی روی ذهنیت ایرانیها داشت که من و امثال من و بزرگتر از من با ده سال قلمفرسایی نمیتونستیم ایجادش کنیم. شما آدم پنج سال پیش نیستی، و خشونت نقش مهمی در اینکه آدم پنج سال پیش نباشی، داشته.
و البته میشه اغتشاش رو به جاهایی کشوند که فقرا کمترین آسیب رو ببینند. اینکه معمولا این اتفاق نمیفته برای اینه که قشر تحت فشار حاشیهنشین بیبرنامهترین قشر جامعهست. سال ۸۸ دیوارنویسی شبانه برای مدتی به یک پروژه کشوری تبدیل شده بود، در حالی که معترض آبان ماه حتی نمیدونست کجا باید شعار بنویسه، و چی باید بنویسه. نمیشه ازین قشر انتظار داشت حواسش باشه جایی رو تخریب نکنه که یکی مثل خودش بیچارهتر شه.
در مورد کرونا گفتم چرا انقدر عجله دارید که پیشبینی کنید بعد از کرونا چه خواهد شد وقتی حتی دقیقا نمیدونید چه نوع خطریه و چقدر جدیه؟ اما این پدیده عجله فقط در مورد کرونا صدق نمیکنه. سر هر نوع موج رسانهای شاهدش هستیم.
میدونید چه زمانی میگفتند آمریکا دچار بلای خانمانسوز خواهد شد؟ وقتی تو مدرسه کلمباین تیراندازی شد! باورکردنی نیست که ۲۱ سال گذشته! خب چه اتفاقی افتاد؟
آتش خانمانسوزی اگه وجود داشته باشه، تبعیض نژادی و این شلوغکاریهای خیابانی متعاقبش نیست. بلکه آمار بالای مصرف مواد مخدر صنعتی بین سیاهپوستانه. کسی که هنوز متوجه نیست بازیچهست، نمیتونه ازونی که بازیش داده انتقام بگیره.
میدونید چه زمانی میگفتند آمریکا دچار بلای خانمانسوز خواهد شد؟ وقتی تو مدرسه کلمباین تیراندازی شد! باورکردنی نیست که ۲۱ سال گذشته! خب چه اتفاقی افتاد؟
آتش خانمانسوزی اگه وجود داشته باشه، تبعیض نژادی و این شلوغکاریهای خیابانی متعاقبش نیست. بلکه آمار بالای مصرف مواد مخدر صنعتی بین سیاهپوستانه. کسی که هنوز متوجه نیست بازیچهست، نمیتونه ازونی که بازیش داده انتقام بگیره.
این یکی از لیدرهای اعتراضات سیاهپوستهاست (جانور اکادمیکه اگه کنجکاوید)، و داره از «متحدان سفید» گله میکنه که چرا نمیرن خونه و به تخریب ادامه میدن! متحد سفید کیه دیگه؟ منظورش گروه انتیفاست. گروهی متشکل از چپهای افراطی که توسط حزب دموکرات حمایت مالی و از طرف نهادهای امنیتی حمایت قانونی و از طرف رسانهها حمایت تبلیغاتی میشه. این یه شهروند سیاه که نمیدونه بازیچهست، نیست. میدونه داره چه اتفاقی میفته، اما چون اینم میدونه که همونایی که اسپانسر این سفیدهای یاغی هستند اسپانسر خودش هم هستند، نمیتونه به عنوان دشمن معرفیشون کنه.
گروهی که به ترامپ رأی نخواهد داد داره به گروه دیگهای که به ترامپ رأی نخواهد داد میگه «هماهنگ باش، و گرنه فقط خودمون به ترامپ رأی نخواهیم داد».
خیلی خوبه که بابت این ترجمهها ازتون پول نمیگیرما.. نه؟
گروهی که به ترامپ رأی نخواهد داد داره به گروه دیگهای که به ترامپ رأی نخواهد داد میگه «هماهنگ باش، و گرنه فقط خودمون به ترامپ رأی نخواهیم داد».
خیلی خوبه که بابت این ترجمهها ازتون پول نمیگیرما.. نه؟
اون روزها درباره نسخهای که دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی تهیه کرد هیچ پستی نذاشت. درباره لو رفتن اینکه طرف بازیگر بوده هم هیچ پستی نذاشت. اما حالا در اعلام «این همان است» عجله داره.
نمایی از یک بزدل.
https://t.me/sahandiranmehr/24836
نمایی از یک بزدل.
https://t.me/sahandiranmehr/24836
Telegram
سهند ایرانمهر
ریتویت جدید ترامپ: نسخه امریکایی "جهیزیه دخترم سوخت".
جلوه مشابهی از رفتار ارباب قدرت( صرف نظر از صدق وکذب سخن کسی که مالباخته معرفی میشود)
@Sahandiranmehr
جلوه مشابهی از رفتار ارباب قدرت( صرف نظر از صدق وکذب سخن کسی که مالباخته معرفی میشود)
@Sahandiranmehr
حدس میزدم اینو بگید.. هروقت خلاصه مینویسم میان میگن فحشت خوب بود ولی کامل نبود 😄
معلومه که مشغول عادیسازی شر حکومتیه. معلومه که بازنشر یک گزارش محلی که دولت آمریکا هیچ نقشی در تهیهش نداشته توسط رییسجمهور هیچ ربطی به گزارش صداسیما از یک مالباخته تخیلی که کارگردان و نورپردازش هم از عوامل حکومتی هستند، نداره. اینا دیگه واضحه، و حداقل مخاطبان من میدونند این چه آدمیه. اما بزدلی چیزیه که مختص این فرد نیست و در کمین همه ماست. هر بچهای در جایی که هزینه نداره میتونه «منتقد قدرت» باشه، که پشیزی ارزش و اعتبار نداره. و خیلی از ماها بش گرفتاریم.
هدفم این نیست که بگم این عوضی یه بزدله (چه اهمیتی داره؟)، هدفم اینه که بگم وقتی بزدلید مثل این عوضی میشید. حواستون باشه.
معلومه که مشغول عادیسازی شر حکومتیه. معلومه که بازنشر یک گزارش محلی که دولت آمریکا هیچ نقشی در تهیهش نداشته توسط رییسجمهور هیچ ربطی به گزارش صداسیما از یک مالباخته تخیلی که کارگردان و نورپردازش هم از عوامل حکومتی هستند، نداره. اینا دیگه واضحه، و حداقل مخاطبان من میدونند این چه آدمیه. اما بزدلی چیزیه که مختص این فرد نیست و در کمین همه ماست. هر بچهای در جایی که هزینه نداره میتونه «منتقد قدرت» باشه، که پشیزی ارزش و اعتبار نداره. و خیلی از ماها بش گرفتاریم.
هدفم این نیست که بگم این عوضی یه بزدله (چه اهمیتی داره؟)، هدفم اینه که بگم وقتی بزدلید مثل این عوضی میشید. حواستون باشه.
به دوستان سبزگرا میگفتم اولویت اول شما باید فاصله گرفتن از صغارت باشه. اینکه هزاران نفر از آرمان شما دفاع کنند اما همهشون از لحاظ ذهنی صغیر باشند، به نفعتون که نیست هیچ، به ضررتون هم تمام خواهد شد. صغیر ذهنی چیزهای کوچک رو خیلی بزرگ میبینه و چیزهای بزرگ رو اصلا نمیبینه. نسبت به گذشته کوره، و نسبت به آینده هوچیگری میکنه. پاهاش در هیچ سطحی بیشتر از دو سانت فرو نمیره. ۹۹ درصد بدنش رو احساسات تشکیل داده، و کنترلی روش نداره. فقط چیزهایی رو سیاه میبینه که بش گفتن سیاه دیده میشه. هیچ راه حلی به ذهنش نمیرسه، و استدلالها رو باید از جزوه آماده شده در بیاره. صغیر رو اگه ول کنی تو بازار منطق، گم میشه. باید حتما یکی دستش رو بگیره و گرنه گیج میشه.
دقت کردید پروتکلهای بهداشتی مرتبط با کرونا چقدر شبیه مناسک مذهبی شده؟ چند خصوصیت مناسکگرایی رو لیست میکنم خودتون چک کنید ببینید رفتار و ذهنیت مردم و سلبریتیها و رسانهها و همه، درباره ماسک و فاصله و ضدعفونی و قرنطینه و اینها شباهت داره باش یا نه.
- مناسک رو اجرا میکنیم تا جزء اونایی باشیم که اجراش میکنند. مناسک بمون حق عضویت میده.
- مناسک رو اجرا میکنیم تا از اجرا کردنش احساس آرامش کنیم، نه اینکه از چیزی محافظت بشیم یا چیزی بمون اضافه بشه.
- مناسک رو اجرا میکنیم تا هزینههای اجرا نکردنش که دیگران بمون تحمیل میکنند رو نپردازیم. نه هزینههای اجرا نکردنش که ممکنه بدون وجود دیگران هم بمون تحمیل بشه.
- مناسک رو اجرا میکنیم بدون اینکه بدونیم اجرا کردنشون تأثیری در زندگی داره یا نه، چون هیچوقت و به هیچ روشی قابل اثبات نیست که تأثیری داره.
- مناسک رو اجرا میکنیم تا لازم نباشه مسئولیتهای بزرگتری روی دوشمون حس کنیم، و لازم نباشه وظایف دیگهای رو انجام بدیم که از انجام مناسک خیلی پیچیدهترند.
- مناسک رو اجرا میکنیم نه برای اینکه معلوم بشه همه مردم مبانی پشت اون مناسک رو پذیرفتهاند، بلکه برای اینکه معلوم بشه جامعهمون میتونه سر بعضی چیزها یکشکل عمل کنه.
آشناست نه؟
- مناسک رو اجرا میکنیم تا جزء اونایی باشیم که اجراش میکنند. مناسک بمون حق عضویت میده.
- مناسک رو اجرا میکنیم تا از اجرا کردنش احساس آرامش کنیم، نه اینکه از چیزی محافظت بشیم یا چیزی بمون اضافه بشه.
- مناسک رو اجرا میکنیم تا هزینههای اجرا نکردنش که دیگران بمون تحمیل میکنند رو نپردازیم. نه هزینههای اجرا نکردنش که ممکنه بدون وجود دیگران هم بمون تحمیل بشه.
- مناسک رو اجرا میکنیم بدون اینکه بدونیم اجرا کردنشون تأثیری در زندگی داره یا نه، چون هیچوقت و به هیچ روشی قابل اثبات نیست که تأثیری داره.
- مناسک رو اجرا میکنیم تا لازم نباشه مسئولیتهای بزرگتری روی دوشمون حس کنیم، و لازم نباشه وظایف دیگهای رو انجام بدیم که از انجام مناسک خیلی پیچیدهترند.
- مناسک رو اجرا میکنیم نه برای اینکه معلوم بشه همه مردم مبانی پشت اون مناسک رو پذیرفتهاند، بلکه برای اینکه معلوم بشه جامعهمون میتونه سر بعضی چیزها یکشکل عمل کنه.
آشناست نه؟
این یکی از نمادینترین عکسهای اغتشاشات این روزهای آمریکاست. آدمی که لباسش شبیه لباس آوارههاست ولی خیلی گرونتر از لباس آوارههاست، در حالی که داره نوشابه میدزده! ارزونترین ماده خوراکی در دنیای سرمایهداری، در حالی که یه دستش درگیر آیفون و شبکههای اجتماعیه.
این نماد کامل مگاسیتیهای مدرنیه که هم از خدا تهی شدهاند و هم از عقل. شهروند گاتهام.
در شورشهای لندن هم اگه یادتون باشه یه پسره خودش رو به خطر انداخت که وارد یه مغازه غارت شده بکنه و آخرسر یه بطری آبمعدنی دزدید و اومد بیرون. فضای فعلی جهان، صغیرپروره.
این نماد کامل مگاسیتیهای مدرنیه که هم از خدا تهی شدهاند و هم از عقل. شهروند گاتهام.
در شورشهای لندن هم اگه یادتون باشه یه پسره خودش رو به خطر انداخت که وارد یه مغازه غارت شده بکنه و آخرسر یه بطری آبمعدنی دزدید و اومد بیرون. فضای فعلی جهان، صغیرپروره.
یک صغیر دیگه، از نوع وطنی.
یکبار از یکی از دوستان مقیم انگلیس پرسیدم چرا ما ایرانی مهاجرت کرده محافظهکار انقدر کم داریم؟ گفت ما نه ایرانی محافظهکار داریم، نه چپ. ما یا ایرانی پولدربیار داریم، یا ایرانی مفتخور.
فکر میکنم تعریف دقیقی داشت. از مرسدس بنز بدشون میاد چون پولی که دولت داره بشون میده برای سری اس کافی نیست. از استارباکس بدشون میاد چون اونجا بقیه اونایی که حقوقشون وابسته به دولته رو هرروز میبینند. از والگرینز بدشون میاد چون از خانوادهای که بتونه ۱۲۰ سال یک شرکت رو زنده نگه داره بدشون میاد، چون یاد پدر خودشون میفتند که سر یه باغچه دویست متری تو کرج هرروز با عموهاش دعوا میکرد و آخر پنجاه متر هم براشون نموند و همونشم نتونستند به قیمت بفروشند و نتونستند وقت گرونی دلار چنجش کنند.
موضوع اگه نماد سرمایهداری بود اول باید آیفونی که تو دستشونه رو خرد میکردند.
یکبار از یکی از دوستان مقیم انگلیس پرسیدم چرا ما ایرانی مهاجرت کرده محافظهکار انقدر کم داریم؟ گفت ما نه ایرانی محافظهکار داریم، نه چپ. ما یا ایرانی پولدربیار داریم، یا ایرانی مفتخور.
فکر میکنم تعریف دقیقی داشت. از مرسدس بنز بدشون میاد چون پولی که دولت داره بشون میده برای سری اس کافی نیست. از استارباکس بدشون میاد چون اونجا بقیه اونایی که حقوقشون وابسته به دولته رو هرروز میبینند. از والگرینز بدشون میاد چون از خانوادهای که بتونه ۱۲۰ سال یک شرکت رو زنده نگه داره بدشون میاد، چون یاد پدر خودشون میفتند که سر یه باغچه دویست متری تو کرج هرروز با عموهاش دعوا میکرد و آخر پنجاه متر هم براشون نموند و همونشم نتونستند به قیمت بفروشند و نتونستند وقت گرونی دلار چنجش کنند.
موضوع اگه نماد سرمایهداری بود اول باید آیفونی که تو دستشونه رو خرد میکردند.
محسن نامجو سر یه کلاسی که بش میخوره توش فیزیک درس بدن اما یه خواننده توش صحبت میکنه گفته شبکههای اجتماعی باعث شده مردم از فکر تهی بشن!
کسانی که معمولا رواج این شبکهها به بیفکری رو بهمدیگه ربط میدن دو دلیل عمده دارند. اول اینکه این شبکهها اعتیادآورند و چون اعتیادآورند وقتگیرند، و چون وقتگیرند فرصتی برای فکر باقی نمیمونه.
بهانه کردن نداشتن وقت برای تفکر از بهانه کردن وقت برای ورزش نکردن و کم تحرکی هم بدتره. چون کسی که واقعا نیت تحرک داشته باشه، بالاخره وقتش رو هم پیدا میکنه. اما حتی ورزش هم نیاز داره شرایط ویژهای فراهم کنی تا اجرا کنی. در حالی که انسان توی توالت هم میتونه فکر کنه. بنابراین کسی که بخواد فکر کنه، نه تنها وقتش رو گیر میاره، بلکه از وقتی که مختص کارهای روزمره هست هم میتونه استفاده کنه.
دلیل دوم یکم پیچیدهتره: چون شبکههای اجتماعی واکنشمحورند، کاربر دائما درگیر یک یا چند سیکل از واکنشهای دو قطبیه، و این امکان فکر کردن خارج از چارچوب رو ازش میگیره. مثل یک قتل ناموسی، که یک جبهه همه تکنیکهای پروپاگاندا که بلده رو به کار میبره تا ثابت کنه به مذهب ربط داره، و یک جبهه همه تکنیکهای پروپاگاندا که بلده رو به کار میبره تا ثابت کنه به مذهب ربط نداره. طبیعت این فضا اینطوره که کاربر رو میکشه به یک سمت، چون شما مجبوری واکنش داشته باشی، یا به واکنش دیگران واکنش نشون بدی (الان همین پست واکنشیه به واکنش نامجو به یه سری واکنشهایی که در اینستاگرام دیده). که این یعنی جایی برای فکر نیست. البته همیشه ممکنه یک گروه لبهنشین هم وجود داشته باشه که با موضع خوارجی نسبت به هر دو، برای خودش هویتسازی کنه، اما حتی همینها هم در اون لبه اطراق کردن و نیازی به فکر ندارن.
یک پیشفرضی پشت این بهانه وجود داره: فکر کردن آدم وابستگی داره به ایدههایی که اون بیرون پراکندهست. اگه ایدهها آماده باشند، نیاز به فکر کردن کمتر میشه.
بعبارتی اینها معتقدند بهترین راه برای متفکر بار آوردن کسی اینه که حواسمون باشه توی هیچ دعوایی نیفته! تاریخ پر از مثالهای نقض برای چنین باوریه. بهترین متفکرین دنیا که اندیشههایی پرورش دادند که دورانهای بعد از خودشون رو هم پوشش میداد درست وسط بدترین و قطبیترین دعواهای ممکن در جامعهشون زندگی کردند.
همونطور که کسی که نیت تفکر داره وقتش رو هم میسازه، کسی که نیت تفکر داره زمین بازیش هم میسازه. یعنی میتونه توی زمینی اندیشه بسازه که جامعهش در اون زمین هنوز حضور پیدا نکرده!
این به طرز عجیبی غلطه که تصور کنیم شبکههای اجتماعی نمیذاره کسی فکر کنه. این شبکهها صرفا نشون میدن که چه تعدادی از مردم نیت فکر کردن ندارند. آینه کاملا بیگناهه.
کسانی که معمولا رواج این شبکهها به بیفکری رو بهمدیگه ربط میدن دو دلیل عمده دارند. اول اینکه این شبکهها اعتیادآورند و چون اعتیادآورند وقتگیرند، و چون وقتگیرند فرصتی برای فکر باقی نمیمونه.
بهانه کردن نداشتن وقت برای تفکر از بهانه کردن وقت برای ورزش نکردن و کم تحرکی هم بدتره. چون کسی که واقعا نیت تحرک داشته باشه، بالاخره وقتش رو هم پیدا میکنه. اما حتی ورزش هم نیاز داره شرایط ویژهای فراهم کنی تا اجرا کنی. در حالی که انسان توی توالت هم میتونه فکر کنه. بنابراین کسی که بخواد فکر کنه، نه تنها وقتش رو گیر میاره، بلکه از وقتی که مختص کارهای روزمره هست هم میتونه استفاده کنه.
دلیل دوم یکم پیچیدهتره: چون شبکههای اجتماعی واکنشمحورند، کاربر دائما درگیر یک یا چند سیکل از واکنشهای دو قطبیه، و این امکان فکر کردن خارج از چارچوب رو ازش میگیره. مثل یک قتل ناموسی، که یک جبهه همه تکنیکهای پروپاگاندا که بلده رو به کار میبره تا ثابت کنه به مذهب ربط داره، و یک جبهه همه تکنیکهای پروپاگاندا که بلده رو به کار میبره تا ثابت کنه به مذهب ربط نداره. طبیعت این فضا اینطوره که کاربر رو میکشه به یک سمت، چون شما مجبوری واکنش داشته باشی، یا به واکنش دیگران واکنش نشون بدی (الان همین پست واکنشیه به واکنش نامجو به یه سری واکنشهایی که در اینستاگرام دیده). که این یعنی جایی برای فکر نیست. البته همیشه ممکنه یک گروه لبهنشین هم وجود داشته باشه که با موضع خوارجی نسبت به هر دو، برای خودش هویتسازی کنه، اما حتی همینها هم در اون لبه اطراق کردن و نیازی به فکر ندارن.
یک پیشفرضی پشت این بهانه وجود داره: فکر کردن آدم وابستگی داره به ایدههایی که اون بیرون پراکندهست. اگه ایدهها آماده باشند، نیاز به فکر کردن کمتر میشه.
بعبارتی اینها معتقدند بهترین راه برای متفکر بار آوردن کسی اینه که حواسمون باشه توی هیچ دعوایی نیفته! تاریخ پر از مثالهای نقض برای چنین باوریه. بهترین متفکرین دنیا که اندیشههایی پرورش دادند که دورانهای بعد از خودشون رو هم پوشش میداد درست وسط بدترین و قطبیترین دعواهای ممکن در جامعهشون زندگی کردند.
همونطور که کسی که نیت تفکر داره وقتش رو هم میسازه، کسی که نیت تفکر داره زمین بازیش هم میسازه. یعنی میتونه توی زمینی اندیشه بسازه که جامعهش در اون زمین هنوز حضور پیدا نکرده!
این به طرز عجیبی غلطه که تصور کنیم شبکههای اجتماعی نمیذاره کسی فکر کنه. این شبکهها صرفا نشون میدن که چه تعدادی از مردم نیت فکر کردن ندارند. آینه کاملا بیگناهه.
❤5
اینهم یه نمونه دیگه از پروپاگاندا. هرچقدر هم که مثال نقض ترکیه که قوانین سختگیرانهترش مسئله رو حل نکرده میاری، بیفایدهست. جالبه که وقتی مورد ترکیه رو نوشتم خیلیها گفتند «چه جالب! نمیدونستیم». واقعا هم نمیدونستند. چون اصلا علاقهای ندارند به این معضلات که از قبل کنجکاو بوده باشند بقیه کشورها چه کردند و چه نتیجهای داشته و کلا چه خبره. مخصوصا اینکه در خانواده و محیط خودشون این معضلات مطرح نبوده. اینها درست وقتی که تیتر خبری یک معضل میاد، بش علاقمند میشن! اونم نه برای حل اون معضل. بلکه برای بهرهبرداری ازش در جهت تثبیت روایتی که از قبل داشتند. در این مورد روایت مسبوقشون اینه که قوانین نروژ رو اینجا پیاده کنیم معضلات برطرف میشن! (حالا بگذریم که همین کثافت حقوقی که توش غرق شدیم تا حد زیادی متأثر از فرانسهست).
چند سال پیش نوشتم به نسبت مفت بودن اسلحه در ایران و سهولت بدست آوردنش و وضعیت روانی مردم، تیراندازیهای آدمکشانه به طرز عجیبی پایینه در این مملکت. اومدند گفتند آمار کشتار بالاست دولت سانسور میکنه!
اوکی دولت آمار رو میپوشونه، ولی تو گوشمون که شمع نریخته.. باید بشنویم صدای تیراندازی رو یا نه؟
چند سال پیش نوشتم به نسبت مفت بودن اسلحه در ایران و سهولت بدست آوردنش و وضعیت روانی مردم، تیراندازیهای آدمکشانه به طرز عجیبی پایینه در این مملکت. اومدند گفتند آمار کشتار بالاست دولت سانسور میکنه!
اوکی دولت آمار رو میپوشونه، ولی تو گوشمون که شمع نریخته.. باید بشنویم صدای تیراندازی رو یا نه؟
❤4
در گذشتههای دور که زندگی قبیلهای وجود داشت تکیه به نژاد میتونست مفهوم داشته باشه، اما الان که اون مکانیزم وجود نداره، بیمعنیه. چون قبیله همونطور که میتونست از هویت نژادی اعضای خودش استفاده کنه، روشون کنترل هم داشت. کشتیگیر سیاهپوست امروزی که احساس میکنه چون یک سیاهپوست در یک شهر دیگه کشته شده، وظیفه داره حساسیت بیشتری نشون بده، باید وقتی سیاهپوستان دست به خشونت و خلافکاری میزنند هم مسئولیتش رو بپذیره. اما نمیتونه اینکارو بکنه، چون کنترلی روی بقیه سیاهپوستان نداره و نمیتونه رفتارشون رو تنظیم کنه. در حالی که قبیله وقتی با خلافکاری یکی از اعضاء مواجه میشد دو تکلیف مشخص داشت، یا تا آخر پشت اون عضو میایستاد و از کارش دفاع میکرد و هزینهش هم پرداخت میکرد، یا پوست اون عضو رو میکند تا بقیه اعضای قبیله بفهمند که باید طبق کد رفتاری مورد تأیید قبیله عمل کنند و برای جمع هزینهسازی نکنند.
این در مورد قومیتها و نژادهای ایرانی هم صادقه. همه ترکیبهای مشتق شده «ما کردها» و «ما ترکها» و «ما عربها» و مانندهم، با عواقبی همراهه. اگه بواسطه ترک بودن یا لر بودن بخوای یک «ما» تشکیل بدی، باید خرابکاریهای ترکی و لری رو هم به عهده بگیری. و این یک فشار بیهودهست.
لذا درهمه و سوا کردنی نیست. باید مراقب بود چه چیزهایی رو به خودمون مربوط میکنیم.
این در مورد قومیتها و نژادهای ایرانی هم صادقه. همه ترکیبهای مشتق شده «ما کردها» و «ما ترکها» و «ما عربها» و مانندهم، با عواقبی همراهه. اگه بواسطه ترک بودن یا لر بودن بخوای یک «ما» تشکیل بدی، باید خرابکاریهای ترکی و لری رو هم به عهده بگیری. و این یک فشار بیهودهست.
لذا درهمه و سوا کردنی نیست. باید مراقب بود چه چیزهایی رو به خودمون مربوط میکنیم.