Anarchonomy
43.5K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
تعداد آلمانی‌هایی که میگن مهمه که با چین رابطه نزدیکی داشته باشیم به اندازه آلمانی‌هایی شده که میگن مهمه با آمریکا رابطه نزدیکی داشته باشیم!

آمریکایی‌ها بنا به جناح سیاسی‌شون به شکل متفاوتی این مسئله رو تفسیر می‌کنند‌. چپ‌ها ترامپ رو مقصر این روگردانی آلمان از آمریکا می‌دونند، و راست‌ها رسانه‌های لیبرال آمریکایی مثل سی‌ان‌ان که انحصار نمایاندن آمریکا به جهان بیرون رو در اختیار دارند رو مسئول می‌دونند.

اما این مسئله امروز و دیروز نیست. خیلی وقته که جریان ضدآمریکایی در اروپا و به خصوص آلمان (که خودش رو در هم در صنعت، و هم در اقتصاد، و هم در فرهنگ سرآمد دنیای غرب میدونه) شدت گرفته. و به نظرم یک روند طبیعیه. دولت‌پرستی نهادینه شده در اروپا، خود به خود این قاره رو به سمت بهشت دولت‌پرستی، یعنی چین می‌کشونه. خیلی از آلمانی‌ها مدل چین در اداره جامعه رو نه تنها ضدانسانی نمی‌بینند، بلکه موفق محسوب می‌کنند!
«همه عاشق دورکاری‌اند.. تا اینکه متوجه میشن به زودی ۷ میلیاردنفر سر شغلی که الان دارند رقابت خواهند کرد».


در شرایط فعلی هم کارمند و هم کارفرما تحت استرس‌تست قرار گرفته‌اند. قرنطینه باعث شده شرکت تحت فشار قرار بگیره تا با افراد کمتر همون کار قبلی رو انجام بده، یا اینکه ورشکست بشه. کارمند هم باید ثابت کنه کارش رو پشت کامپیوتر، بهتر از هندی‌ها و آلبانیایی‌های پشت کامپیوتر انجام میده.
بازنده‌های زیادی خواهیم داشت.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی ترامپ، اوباما، بایدن، سندرز، و ترودو رمضان رو تبریک بگن.
از همه عالی‌تر بایدن بود 😂
#لبخند_شبانه
1
دو راه وجود داره که بفهمی کشورت با سبک کینزی اقتصاد به بن‌بست میخوره. راه اول از راه سنجش منطقی و راه دوم از راه تجربه دردناک. ژاپن هم مثل بقیه راه دوم رو انتخاب کرد، اما مورد عجیب کرونا باعث شد فرآیند تشدید درد سریعتر پیش بره. با اینکه دولت رفاه متعهده به تأمین زگهواره تا گور نیازهای شهروندان، و در این وانفسا مجبوره مالیات‌ها رو افزایش هم بده، اما دستش اصلا باز نیست. خودشون دارند می‌بینند که نه تنها این کار دیگه جواب نمیده، بلکه الان دقیقا وقت کاهش مالیات، رفع مقررات و عقب‌نشینی دولته.
خبر بستن قرارداد جو روگان با اسپاتیفای یک شوک به یوتیوب بود. هرچند امپراتوری گوگل با این کوچ‌ها به خود نمیلرزه، اما پادکست‌های روگان از برنامه‌های تلویزیون‌های سراسری پربیننده‌تره و قابلیت اینو داره که یک دومینوی مهاجرت شکل بده. اما حتی اگه اثرش فقط در حد ارسال سیگنال به بقیه تولیدکنندگان محتوا باشه که «یوتیوب جای ماندن نیست»، کافیه تا مدیران یوتیوب رو دچار نگرانی کنه. یوتیوب هیچی نبود اگه این محتواسازان نبودند، اما مدیریت گوگل طوری عمل کرد که انگار این محتواسازان هیچند اگه گوگل نباشه! و این رویکرد با عواقبی همراهه. اما این وضعیت فقط مختص یوتیوب نیست. توعیتر هم داره شامل حکم «جای ماندن نیست» میشه. علاوه بر همه سانسورهای رایج، به‌تدریج قصد دارند برای منشن و کوت هم محدودیت بذارند، به این معنی که نویسنده بتونه تعیین کنه که چه کسی حق داره روی توعیتش تعامل داشته باشه. به مرور به فضایی تبدیل میشه متشکل از حباب‌های پرتعداد، که هرکس در حباب خودش با همفکران خودش بحث میکنه.

الان وقت یک نوآوری در شبکه‌های اجتماعیه. ما نیاز به یک شبکه واحد داریم که بتونه سبک کوتاه‌نویسی توعیتر رو با میزبانی ویدئو به طور درهم‌تنیده و یک‌جا فراهم کنه. فیسبوک متوجه این نیاز هست، اما با اینستاگرام نمیتونه بش برسه.
اگر مجبور بودید بین این دو وضعیت یکی را انتخاب کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟
Anonymous Poll
59%
ثروتمند، و سیستم ایمنی ضعیف
41%
فقیر، و‌ سیستم ایمنی قوی
سطح کیفیت زندگی نهایتا توسط بدن انسان تعیین میشه، نه توسط دارایی‌های مالی یا امکانات. وقتی با حالت تهوع سوار یک خودرو باشید، تنها چیزی که بش فکر می‌کنید پیاده شدن و بالا آوردنه. اینکه اون خودرو مدل ۲۰۲۰ باشه یا ۲۰۰۲ هیچ اهمیتی براتون نداره. این بدنه که باید اجازه بده چیزی از محیط بفهمید یا نفهمید.
شانس بقای بشر هم توسط سیستم ایمنی بدنش تعیین شده همیشه، نه ثروتش. ژن شما به امروز رسیده چون در نسل‌های گذشته ضعیف‌ها حذف شدند، نه فقرا.
بیمارستان مجهز خانگی نمیتونه شما رو نجات بده اگه بدنتون نتونه خودش رو نجات بده. یکی از توهماتی که در دوران مدرن ایجاد شد این بود که در این نجات، یه سهمی بدن داره یه سهمی هم علم پزشکی! بعضی چنان در این توهم فرو رفتند که این سهم رو پنجاه پنجاه در نظر می‌گیرند! اما همچنان سهم بدن صد درصده. نود و پنج درصد هم نیست عزیزان. کاملا صده. علم و امکانات پزشکی فقط به اون بدنی که میتونه خودش رو نجات بده، میتونه کمک کنه. اگه فردا یه ویروس ناشناخته جدید بیاد که بیمار رو نابینا کنه، اونایی که سیستم ایمنی‌شون قویه میتونند به تماشای دنیا ادامه بدن! تمام. این پایان داستانه. هیچ پاورقی‌ یا پیوستی نداره.
اما تا این لحظه نتونسته مانع مرگ ۱۰۰ هزار آمریکایی بشه. که بعضی‌هاشون انقدری تو حساب‌ خودشون و بچه‌هاشون پول بود که می‌تونستند کل خاندان شما رو بخرند و آزاد کنند. باور نکردنیه که حتی کرونا هم نمیتونه شما رو از توهمات بیرون بکشه.
این بی‌معنیه که بگیم عیب نداره صدهزارنفر مردند اما ازون طرف به کمک امکانات پزشکی مناسب دویست‌هزار نوزاد به دنیا اومدند که کسر از جمعیت جبران شد! این‌ها آماره. ربطی به زندگی شخصی شما نداره. شما نمی‌تونید بمیرید و دوباره از طریق اون نوزاد به دنیا برگردید. وقتی بدنتون باخت، تمومه.
یکی از بیماران کرونایی که اتفاقا جوان هم بود و رفته بود زیر ونتیلاتور به جو روگان می‌گفت وقتی زیر اون دستگاه بودم وضعیتم طوری بود که اگه زندگی یک کلید ایجکت داشت که در جا بکشدت، حتما فشارش میدادم.
وقتی بدنت ضعیفه یا ایراد داره یا آسیب‌پذیره، انقدر زود دستت میره رو ایجکت که فرصتی باقی نمیمونه که درباره «بهره‌مندی‌ها» صحبت کنید.
بله قوی نیست. ولی میتونم در مورد قسمت دوم حدس‌تون یه قمار آسون بکنم. یک حسابدار بیاد بدون اینکه هویت‌مون معلوم شه وضعیت مالی تمام اعضای کانال رو بررسی کنه. اگه کسی بود بین‌شون که از من ثروت بیشتری داشت، ۵ هزار دلار بدهی من به شما، ولی اگه کسی نبود، ۵ هزار دلار طلب من از شما. قبول می‌کنید؟
اصلا چیز غیرمتداولی نیست که اکثریت نتونه صلاح خودش رو تشخیص بده.
چندسال پیش نوشته بودم فقرا با هم فرق دارند. فقیر خسته با فقیر عادی فرق داره. فقرای ما اغلب
exhausted
هستند. یعنی شرایط اقتصادی- اجتماعی موجود شیره ذهن‌شون رو کشیده بیرون و دیگه جلوی پاشون رو هم نمی‌تونند درست ببینند. تقلای بی‌نتیجه برای بیرون کشیده شدن ازین سراب، تشنه‌ترشون کرده. بعبارتی حرص خوردن از فقیر بودن داره بیشتر اذیت‌شون می‌کنه تا خود فقیر بودن! انتخاب‌های چنین افرادی هم انتخاب‌های از روی استیصاله.. با اینکه ادا درمیارند که می‌دونند دارن چی میگن.
3
یا خنگ هستند این‌ها، یا مسئله به یک لجبازی کودکانه تنزل پیدا کرده. از یک طرف ادعا می‌کنند سوئد سیاست ایمنی گله‌ای رو اجرا کرد، از یک طرف میگن چون فقط ۷ درصد آنتی بادی دارند پس این سیاست کار نکرده!
فقط یکی ازین دو میتونه درست باشه. اگه دومی درسته یعنی سوئد ایمنی گله‌ای رو اجرا نکرده بوده، و این هوچی‌گری رسانه‌ها بوده که ما فکر کردیم اجرا کرده. در عمل مردم سوئد مستقل از سیاست دولت فاصله‌گیری و خانه‌نشینی رو رعایت کردند. و گرنه الان تعداد خیلی بیشتر ایمن شده می‌داشتند. (حالا بگذریم که این ادعا که حتما ۷۰ درصد لازمه برای ایمنی گله‌ای هم دیگه فرض درستی نیست). نمیدونم متوجه ابعاد مضحک بودن قضیه هستید یا نه.. خودشون یک گزینه‌ای رو بولد کردند که اصلا وجود نداشته و اتفاق نیفتاده، و خودشون میگن دیدید معلوم شد اون گزینه اشتباه بوده؟

این گزینه اگه هم جایی آزمایش شده باشه جاهایی مثل ایران و پاکستان و بنگلادش و مصر و این‌هاست. و جالبه که این مقالات هیچ اهمیتی به این کشورها نمیدن.

این مقایسه با همسایه هم نمی‌دونم از کجا دراومده. چون فقط سوئد رو با همسایه‌هاش مقایسه می‌کنند. کسی هلند رو با آلمان مقایسه نمی‌کنه!


https://t.me/irsarscov2/608
بعضی‌ها میگن عیب نداره اگه بدنت ایراد داشته باشه، اگه ثروتمند باشی میتونی بری مجهزترین و پیشرفته‌ترین بیمارستان‌ها و بیماریت رو کنترل کنی!
حقیقتی که این عزیزان هنوز درک نکرده‌اند اینه که هیچ‌ بازیگر بیرونی نمیتونه جای مکانیزم بدن انسان رو بگیره، چون بدن شما حاصل چند میلیون سال تجربه زیستیه.
این غذاییه که در بیمارستان گذاشتن جلوی بیمار دیابتی که ۵ روز بعد از پذیرش هنوز نتونستن قندش رو کنترل کنند. وقتی مدت‌هاست که علم تکلیف قند و کربوهیدرات رو مشخص کرده، این رژیم غذایی برای یک بیمار دیابتی نوعی خریت حساب میشه. اما بازیگران بیرونی ازین خریت‌های سیستماتیک زیاد مرتکب میشن. چون کنترل کردن همه اتفاقات و رفتارها برای هماهنگ‌کردن‌شون با دانسته‌ها، یا خیلی سخته یا غیرممکنه.
بنابراین این جبران‌ناشدنی بودن دولایه‌ست. هم تجربه بازیگر بیرونی بسیار کمتر از تجربه تکاملی بدنه، و هم بازیگر بیرونی نمیتونه همه تجربیاتی که داره رو در مقام عمل استفاده کنه. برای همینه که گاهی خوش‌شانسی فرد در اینه که فرصت نکرده از دخالت بیرونی استفاده کنه. خیلی از «خودش خوب شد»‌ها ترجمه‌ایه از «کسی بدترش نکرد».
نمی‌دونم چرا مدافعان حقوق حیوانات به این واقعیت شوکه‌کننده اشاره نمی‌کنند که باستان‌شناسان از روی استخوان حیوانات اهلی می‌تونند بفهمند که برای چه کاری ازشون استفاده شده! تصور کنید ما از گاو برای شخم‌زدن و آسیاب استفاده کردیم و این کار کشیدن چنان روی استخوان‌های حیوان بدبخت اثر گذاشت که ششصدسال بعد میشه تشخیصش داد!
چرا نمی‌تونید بفهمید این دو متناظر همدیگه نیستند؟ اونی که بچه‌ش گرسنه‌ست بچه‌ش رو از کجا آورده؟ سالم بوده که ازدواج کرده و تولید مثل کرده و بچه رو بزرگ کرده و رسونده به اونجا. اگه قرار بود در ۲۳ سالگی به خاطر یک شوک به سیستم ایمنی بستری بشه و فرداش با مشقتی که قابل توصیف نیست بمیره، به این مرحله نمی‌رسید اصلا که بخواد یک کودک گرسنه داشته باشه!
طرف در ۷۵ سالگی فوت می‌کنه و میگن خیلی فقر چشید، مرد راحت شد خدا بیامرز!.. عه؟ پس فقر چیزی بوده که میشده ۷۵ سال باش زندگی کرد! اما اینو مطمئنیم با بدنی که نمیتونه زنده‌ت نگه داره نمیشه زندگی کرد.
Its fucking obvious.
https://bmcbiol.biomedcentral.com/articles/10.1186/s12915-020-00778-4

این تحقیق جالب درباره ژن مردم ایتالیا (که بسیار متنوعه) این تئوری رو مطرح می‌کنه که ۱۹ هزار سال پیش که یخ‌های شمال آب شدند بخشی از جمعیت به نواحی شمالی ایتالیا رفت و عملا از بقیه جمعیت ایزوله شد. در اون محیط جهش‌هایی صورت گرفت که تحمل افراد رو در برابر کالری بالا و چربی حیوانی بیشتر کرد، که لازمه زندگی تو اون آب و هواست، و در مقابل مردم جنوب هم جهش‌هایی بدست آوردند که در برابر بعضی از پاتوژن‌ها بشون مصونیت می‌داد.
شاید این اختلاف ژنتیکی چندهزار ساله‌ست که داره خودش رو در تفاوت تلفات کرونا در شمال و جنوب ایتالیا نشون میده. البته مقاله بیشتر روی فشار محیط‌زیستی روی ژن تأکید داره، ولی من فکر می‌کنم مردم جنوب به خاطر تماس بیشتر با مسافرانی از سراسر دنیا که به بنادرشون سرازیر می‌شدند، بیشتر در معرض ویروس‌ها بودند و سیستم ایمنی‌شون قوی‌تر شد.
نیویورک‌تایمز کل صفحه اولش رو با اسامی قربانیان کرونا پر کرده بود. الکس پرسید به نظرتون چقدر تو این لیست باید بریم پایین تا به اولین اسمی برسیم که طرف با شلیک گلوله فوت شده باشه اما علت مرگ رو زده باشن کرونا؟ و بلافاصله پیدا کردن.. ششمین اسم!
حتی نکردند این موارد رو بذارند وسطای لیست که کسی حوصله نکنه تا اونجا رو چک کنه.
بعضی از مردم وقتی الکل مصرف می‌کنند بیشتر از بقیه با عواقبی مثل اختلالات روانی از جمله اضطراب و میل به خودکشی مواجه میشن. با بررسی ۴۵۰ هزارنفر ۲۹ ژن رو شناسایی کردن که با این اختلالات رابطه داره.

کسانی که از مدیریت چینی و آلمانی کرونا خوششون میاد باید خودشون رو برای مراحل بعدی این بازی هم آماده کنند. دولتی که در برابر چشمان همه به بهانه سلامت عمومی همه عرصه‌های اقتدارگرایی رو فتح کرد، ابایی نخواهد داشت که از فروشنده بخواد فقط کالایی رو به شما بفروشه که قبلا تشخیص داده شده با ژن‌هاتون هماهنگه یا نه. اسمش هم خواهد گذاشت استفاده بهینه از تکنولوژی در جهت کاهش هزینه‌های درمانی!
مشاوران اقتصادی دولت و بانک مرکزی همه یا کمونیست هستند یا هیچ اعتقادی به بازار آزاد ندارند، و همزمان زندان‌های اوین و رجایی‌شهر با دانشجویان و کارگران چپ و کمونیست پر شده. دلیل این تناقض نمیتونه جز این باشه که فعال یا معترض کمونیست با چیزی فراتر از اقتصاد مشکل داره و کل ساختار قدرت رو میخواد عوض کنه‌.‌ چه دلیلش هورمون‌هایی باشه که در دوره جوانی بیشتر ترشح میشن، چه یک تعهد چریکی جدی. بهرحال به نظر میرسه اونی که جمهوری اسلامی رو خواهد بلعید، نه تحریم‌های بین‌المللی، و نه رقبای منطقه‌ای، و نه کشور یهود، بلکه نیروی کمونیستی فشرده شده در بطن جامعه ایرانیه. یعنی همون چیزی که از همون ابتدا ازش می‌ترسیدند. خیلی بیشتر از اپوزیسیونی که هیچ‌وقت وجود نداشت (وقتی تاج‌زاده میگه «ما با مارکسیسم مجاهدین خلق مشکل داشتیم نه با مسلح بودن‌شون»، بخش بزرگی از هویت این سیستم معرفی میشه).
همه شرایط امروزی به طرز ایده‌آلی به سمت پذیرش یک آلترناتیو کمونیستی پیش میره. به حرف‌های معترضینی که به بیکاری، به عقب افتادن حقوق، قطع آب، تقسیمات استانی، و غیره اعتراض می‌کنند خوب گوش بدید. چه من خوشم بیاد چه خوشم نیاد، دارند دقیقا طوری حرف می‌زنند که یک فعال کمونیست دوست داره حرف بزنند. اون هموطن خیلی وقته که از دست نظام رها شده، و خیلی وقته که کمونیست‌ها رو هوا قاپیدنش.

وقتی سیستم تحت استرسه، حتی راه حل‌های ساده رادیکال به نظر میان. به کسی که سه روزه گرسنگی کشیده اگه بگی اول دستات رو بشور بعد غذا بخور فکر می‌کنه دیوانه‌ای یا میخوای اذیتش کنی. در شرایط فعلی جامعه ایران، افکار راستگرایانه و لیبرال ما آزاردهنده‌ست.
اینکه بزرگسال فکر می‌کنه در دوراهی قلابی قتل - بی‌آبرویی قرار داره، مشکل کودک نیست. اینکه این بزرگسالان خودشون رو با ارتکاب جنایت ازین دوراهی‌ها بیرون می‌کشند فقط به خاطر اینه که براشون هزینه کمی داره. و منظورم صرفا هزینه قضایی نیست. بعضی‌ها واقعا فکر می‌کنند اگه جزای قتل فرزند هم حبس ابد باشه فرزندکشی در ایران تعطیل میشه‌. اما نیرویی که این‌ها رو وادار به این کار می‌کنه قوی‌تر ازین حرف‌هاست که حبس براش ترسناک باشه.
من یک راه حل دارم.. یک گروه مسلحانه زیرزمینی تشکیل بدید که کارش این باشه که پدران فرزندکش رو زنده به گور کنه و ازش فیلم هم بگیره. بذارید یه مدت این گروه فعالیت داشته باشه تا ببینیم چی میشه. اگه تأثیر نداشت اونوقت بیایید با حضور کارشناسان روانشناس و جامعه‌شناس میزگرد بذارید و درباره‌ش صحبت کنید. چون من معتقدم همیشه مشکل اینه که فقط بعضی‌ها داس دارند. بذارید یه عده مسلح از کودکان دفاع کنند تا بازی برابر بشه.