مخاطبان اینجا ازینکه پستهای اینجا کپی میشه و در کانالهای دیگه پیست میشه و ده برابر بازدید میخوره، از خودم بیشتر ناراحتند!
خیلی سخت میگیرند این عزیزان. من که عددی نیستم. خبرنگار سیانبیسی، شبکهای با اون تشکیلات، متوجه شده اخبار و گزارشهای خودشون رو یه عده عینا کپی میکنند تو سایتهای مندرآوردی خودشون، و بعد برمبنای همون محتویات تبلیغ میگیرند! اولش باور نمیکنه که بشه اینکارو کرد، چون باور نمیکنه که شرکتهای تبلیغاتی به هر ننهقمری اجازه بدن که از فضای وبسایتشون برای تبلیغ برندهای معتبر استفاده کنند. حداقل گوگل این اجازه رو نمیده. برای همین تصمیم میگیره خودش تست کنه. یک دامین میخره و یه سایت راه میندازه، با همه ظواهر آماده که تو اینترنت موجود هست. و چندتا مطلب از سایت خودشون برمیداره میذاره اونجا، و بعد شروع میکنه به تبلیغ گرفتن. و موفق میشه! تازه در شرایطی که خیلی هم تلاش نکرده سایت، حرفهای به نظر بیاد.
البته هدفش ننهمنغریبم بازیه. که کار ما ژورنالیستها سخت شده. کار رو ما انجام میدیم، اما درآمدش رو یکی دیگه بدست میاره، و ازین حرفها. که اینطور نیست واقعا. اون سایتهای کپیکننده خیلی بازدید ندارند که کلیک روی تبلیغاتی که گرفتند خیلی بالا بره که درآمد قابل توجهی بدست بیاد. برای اونی که کپی کرده پونصد دلار مفت هم پونصد دلاره. ولی برای سیانبیسی پونصد دلار از دست دادن به حساب نمیاد.
اما نشون میده که تو این فضا فرهنگ دزدی دیگه به مرحله غیرقابل اصلاح رسیده و باید باش کنار اومد.
https://www.cnbc.com/amp/2020/05/17/broken-internet-ad-system-makes-it-easy-to-earn-money-with-plagiarism.html#click=https://t.co/0YBWC9evlN
خیلی سخت میگیرند این عزیزان. من که عددی نیستم. خبرنگار سیانبیسی، شبکهای با اون تشکیلات، متوجه شده اخبار و گزارشهای خودشون رو یه عده عینا کپی میکنند تو سایتهای مندرآوردی خودشون، و بعد برمبنای همون محتویات تبلیغ میگیرند! اولش باور نمیکنه که بشه اینکارو کرد، چون باور نمیکنه که شرکتهای تبلیغاتی به هر ننهقمری اجازه بدن که از فضای وبسایتشون برای تبلیغ برندهای معتبر استفاده کنند. حداقل گوگل این اجازه رو نمیده. برای همین تصمیم میگیره خودش تست کنه. یک دامین میخره و یه سایت راه میندازه، با همه ظواهر آماده که تو اینترنت موجود هست. و چندتا مطلب از سایت خودشون برمیداره میذاره اونجا، و بعد شروع میکنه به تبلیغ گرفتن. و موفق میشه! تازه در شرایطی که خیلی هم تلاش نکرده سایت، حرفهای به نظر بیاد.
البته هدفش ننهمنغریبم بازیه. که کار ما ژورنالیستها سخت شده. کار رو ما انجام میدیم، اما درآمدش رو یکی دیگه بدست میاره، و ازین حرفها. که اینطور نیست واقعا. اون سایتهای کپیکننده خیلی بازدید ندارند که کلیک روی تبلیغاتی که گرفتند خیلی بالا بره که درآمد قابل توجهی بدست بیاد. برای اونی که کپی کرده پونصد دلار مفت هم پونصد دلاره. ولی برای سیانبیسی پونصد دلار از دست دادن به حساب نمیاد.
اما نشون میده که تو این فضا فرهنگ دزدی دیگه به مرحله غیرقابل اصلاح رسیده و باید باش کنار اومد.
https://www.cnbc.com/amp/2020/05/17/broken-internet-ad-system-makes-it-easy-to-earn-money-with-plagiarism.html#click=https://t.co/0YBWC9evlN
CNBC
To show how easy it is for plagiarized news sites to get ad revenue, I made my own
The ad tech space is so convoluted, it's easy to make money from legitimate advertisers just by setting up a web page. That means there's significant incentive to create garbage — not just low-quality clickbait, but sites filled with outright plagiarized…
قرنهاست که این معما وجود داشته که فیلیپو برونلسکی گنبد کلیسای جامع سانتا ماریا دل فیوره رو چطور ساخت که نیاز به اسکلت یا سازه نگهدارند نداشت.
اما مهندسان دارند به کمک مدلها و محاسبات کامپیوتری به تدریج متوجه میشن که راز کارش چی بوده. نمیدونم بناها به این نوع آجرچینی تو فارسی چی میگن، شاید مدل جناغی، شاید هم نه، ولی بهرحال کلید ماجرا در این چیدمان لوزی شکله، که بقیه آجرها بینشون قرار میگیره. موضوع از لحاظ ریاضی و فیزیکی خیلی پیچیدهتر ازینه که به نظر میرسه، اما خلاصه و سادهش اینه که شبیهسازی نشون میده که با این روش حتی موقع ساخت، و حتی وقتی در ردیفهای میانی هستی، گنبد میتونه خودش خودشو نگه داره! و همین الان هم میتونید ازین روش استفاده کنید و هرگنبدی بسازید بدون اینکه در سایز و ابعاد محدودیت داشته باشید.
اینکه آدمی که قرار نبود یک معمار شاخص باشه، ولی شد، به چنین راه حلی رسیده، فقط یک جرقه از نبوغ نیست. اون فضا داشت آدمهای کاردرست تربیت میکرد.
لینک مقاله برای علاقمندان معماری که بیشتر از ما سر در میارن:
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0141029619333814?via%3Dihub
اما مهندسان دارند به کمک مدلها و محاسبات کامپیوتری به تدریج متوجه میشن که راز کارش چی بوده. نمیدونم بناها به این نوع آجرچینی تو فارسی چی میگن، شاید مدل جناغی، شاید هم نه، ولی بهرحال کلید ماجرا در این چیدمان لوزی شکله، که بقیه آجرها بینشون قرار میگیره. موضوع از لحاظ ریاضی و فیزیکی خیلی پیچیدهتر ازینه که به نظر میرسه، اما خلاصه و سادهش اینه که شبیهسازی نشون میده که با این روش حتی موقع ساخت، و حتی وقتی در ردیفهای میانی هستی، گنبد میتونه خودش خودشو نگه داره! و همین الان هم میتونید ازین روش استفاده کنید و هرگنبدی بسازید بدون اینکه در سایز و ابعاد محدودیت داشته باشید.
اینکه آدمی که قرار نبود یک معمار شاخص باشه، ولی شد، به چنین راه حلی رسیده، فقط یک جرقه از نبوغ نیست. اون فضا داشت آدمهای کاردرست تربیت میکرد.
لینک مقاله برای علاقمندان معماری که بیشتر از ما سر در میارن:
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0141029619333814?via%3Dihub
توضیح جناح حکومتی برای حجاب اجباری در ایران همواره بر محور این بحث بوده که آیا حکومت اسلامی موظف است اسباب گناه در سطح جامعه را کنترل کند، یا نه. که موضع خودشان این بوده که بله، موظف است. در این بحث فرض گرفته میشود که مسلمان بدون اینکه میلی به گناه داشته باشد، و فقط بواسطه حضور در اماکن عمومی، که حق مسلم اوست، در معرض برهنگی دیگران قرار میگیرد و بنا به احکام متعارف موجود، مرتکب گناه میشود. البته نباید بشود، اما کیفیت و کمیت برهنگی در محیط به شکلی است که اجتناب از نگاه مستقیم، به سمت ناممکن میل میکند.
میگویند وقتی سطح تستوسترون بدنتان پایین است به جلسه خواستگاری بروید. تورم نرینگی روی قضاوت مرد، تأثیر مستقیم دارد. متأسفانه شرع ما به شکل تاریخی در قبضه مردان بوده، و بیشتر احکام شکلیافته توسط این مردان در زمانی شکل گرفته که در اوج ترشحات هورمونیشان بودهاند. و گرنه اینهمه توجه به نقش بدن زن در زندگی دنیوی و اخروی بشر، عادی نیست. اما بیماری موجود، همان واقعیت موجود است، و فعلا تعریف گناه همین هجویات جنسیتزده است. به هرحال از مسلمان انتظار میرود گناه را با هر تعریفی که خودش پذیرفته، کنار بگذارد. در توضیح متداول حکومتی برای حجاب اجباری، با یک کاراکتر مسلمان فرضی مواجهیم که حکومت مدعی حمایت ایمانی از اوست. کاراکتری که دارد گناه را کنار میگذارد، اما عابران پیاده خیابان نمیگذارند! پس حکومت دخالت میکند و یا عابر پیاده را داخل ون میاندازد و میبرد یا به زور چیزی به او میپوشاند که مانع ترک گناه کاراکتر فرضی نشود.
اما در مورد ممنوعیت و پیگیری کشف حجاب در اینستاگرام، وارد مرحله جدیدتری از دینداری حکومتمحور شدهایم که در آن کاراکتر مسلمان فرضی ما، حتی در حال ترک گناه هم نیست، بلکه در حال دویدن به سوی گناه است. چون خودش با آگاهی و اراده یک زن را در اینستاگرام دنبال کرده که میداند نامحرم است و میداند ممکن است عکس بیحجاب از خودش بگذارد. اگر فعل فالو کردن نبود، تصویر بیحجابی ازو هم نمیدید ابتدا به ساکن. حالا موضع مذهب حکومتی این است که حتی اگر مسلمان خودش به سراغ تو آمد هم حق نداری حجاب نداشته باشی.
در دوران ما بیشتر مذهبیها بیشتر از بیقیدها از مذهب متنفرند، اما چون امکان خروج ندارند (چه از روی فشار روحی، چه فشار خانوادگی و اجتماعی)، به ورطه انتقامگیری میافتند، که خیلی اهمیت ندارد هدفگیری این انتقام دقیق باشد یا نباشد. اینکه ما مجبوریم این قواعد عجیب و غریب را رعایت کنیم و یک زندگی غیرعادی داشته باشیم، پس بقیه هم نباید فرصت کنند از یک زندگی عادی برخوردار باشند، یک انتقامجویی ناخوداگاه است.
اما این همه داستان نیست. نیت، در دین موضوع مهمی بود، که مثل بقیه مفاهیم ایمانی دیگر، در حکومت اسلامی لوث شد و به ابتذال رفت. طوری که امروز تصور عوام مسلمان از نیت این است که قبل از نماز به خدا بگویی دارم نماز میخوانم! که یعنی نه تنها بیمعنی شده، بلکه صرفا یک گزارش یک خطی به خداست. اما نیت این نبود. کسی که نیت داشت، همان کسی بود که قصد دارد و تکلیفش در جهت آن قصد معلوم است. نیت نماز، خطاب به خدا نیست، خطاب به خود است: قصد دارم به هیچچیز فکر نکنم، جز این نماز!.. از همین جهت کسی که حواسش به نماز نبود، نیت نداشت. حتی اگر نیت را گفته بود.
علت حکومت اسلامی فعلی باشد یا یک رسوب چند قرنی از تبعات تولیت اعتقادات توسط روحانیون، قصد و نیت به کلی از زندگی ایمانی مسلمانان حذف شده. قشری که زن بیحجاب را دنبال میکند اما بیحجابیاش را نمیپذیرد، نیت تقوا و چشمپوشی از برهنگی ندارد. بیشتر اینها روزه میگیرند اما نیت روزهداری ندارند. در برابر دخترها سرشان را پایین میاندازند اما نیت حیا ندارند. به خمس و ربا حساسند، اما نیت حلال خواری ندارند (و به راحتی سود بیست درصد میگیرند و بهره بیست و پنج درصد میپردازند). نهی از منکر میکنند، اما نیت اصلاح ندارند. و همگی توسط حکومت و تشکیلاتی حمایت قانونی و اجرایی میشوند که نیت مملکتداری ندارد!
شما فقط وقتی میتوانید در یک چارچوب به یک نیت قرص برسید که آن چارچوب را دوست داشته باشید. مردم ما دیگر مسلمانی را دوست ندارند.
میگویند وقتی سطح تستوسترون بدنتان پایین است به جلسه خواستگاری بروید. تورم نرینگی روی قضاوت مرد، تأثیر مستقیم دارد. متأسفانه شرع ما به شکل تاریخی در قبضه مردان بوده، و بیشتر احکام شکلیافته توسط این مردان در زمانی شکل گرفته که در اوج ترشحات هورمونیشان بودهاند. و گرنه اینهمه توجه به نقش بدن زن در زندگی دنیوی و اخروی بشر، عادی نیست. اما بیماری موجود، همان واقعیت موجود است، و فعلا تعریف گناه همین هجویات جنسیتزده است. به هرحال از مسلمان انتظار میرود گناه را با هر تعریفی که خودش پذیرفته، کنار بگذارد. در توضیح متداول حکومتی برای حجاب اجباری، با یک کاراکتر مسلمان فرضی مواجهیم که حکومت مدعی حمایت ایمانی از اوست. کاراکتری که دارد گناه را کنار میگذارد، اما عابران پیاده خیابان نمیگذارند! پس حکومت دخالت میکند و یا عابر پیاده را داخل ون میاندازد و میبرد یا به زور چیزی به او میپوشاند که مانع ترک گناه کاراکتر فرضی نشود.
اما در مورد ممنوعیت و پیگیری کشف حجاب در اینستاگرام، وارد مرحله جدیدتری از دینداری حکومتمحور شدهایم که در آن کاراکتر مسلمان فرضی ما، حتی در حال ترک گناه هم نیست، بلکه در حال دویدن به سوی گناه است. چون خودش با آگاهی و اراده یک زن را در اینستاگرام دنبال کرده که میداند نامحرم است و میداند ممکن است عکس بیحجاب از خودش بگذارد. اگر فعل فالو کردن نبود، تصویر بیحجابی ازو هم نمیدید ابتدا به ساکن. حالا موضع مذهب حکومتی این است که حتی اگر مسلمان خودش به سراغ تو آمد هم حق نداری حجاب نداشته باشی.
در دوران ما بیشتر مذهبیها بیشتر از بیقیدها از مذهب متنفرند، اما چون امکان خروج ندارند (چه از روی فشار روحی، چه فشار خانوادگی و اجتماعی)، به ورطه انتقامگیری میافتند، که خیلی اهمیت ندارد هدفگیری این انتقام دقیق باشد یا نباشد. اینکه ما مجبوریم این قواعد عجیب و غریب را رعایت کنیم و یک زندگی غیرعادی داشته باشیم، پس بقیه هم نباید فرصت کنند از یک زندگی عادی برخوردار باشند، یک انتقامجویی ناخوداگاه است.
اما این همه داستان نیست. نیت، در دین موضوع مهمی بود، که مثل بقیه مفاهیم ایمانی دیگر، در حکومت اسلامی لوث شد و به ابتذال رفت. طوری که امروز تصور عوام مسلمان از نیت این است که قبل از نماز به خدا بگویی دارم نماز میخوانم! که یعنی نه تنها بیمعنی شده، بلکه صرفا یک گزارش یک خطی به خداست. اما نیت این نبود. کسی که نیت داشت، همان کسی بود که قصد دارد و تکلیفش در جهت آن قصد معلوم است. نیت نماز، خطاب به خدا نیست، خطاب به خود است: قصد دارم به هیچچیز فکر نکنم، جز این نماز!.. از همین جهت کسی که حواسش به نماز نبود، نیت نداشت. حتی اگر نیت را گفته بود.
علت حکومت اسلامی فعلی باشد یا یک رسوب چند قرنی از تبعات تولیت اعتقادات توسط روحانیون، قصد و نیت به کلی از زندگی ایمانی مسلمانان حذف شده. قشری که زن بیحجاب را دنبال میکند اما بیحجابیاش را نمیپذیرد، نیت تقوا و چشمپوشی از برهنگی ندارد. بیشتر اینها روزه میگیرند اما نیت روزهداری ندارند. در برابر دخترها سرشان را پایین میاندازند اما نیت حیا ندارند. به خمس و ربا حساسند، اما نیت حلال خواری ندارند (و به راحتی سود بیست درصد میگیرند و بهره بیست و پنج درصد میپردازند). نهی از منکر میکنند، اما نیت اصلاح ندارند. و همگی توسط حکومت و تشکیلاتی حمایت قانونی و اجرایی میشوند که نیت مملکتداری ندارد!
شما فقط وقتی میتوانید در یک چارچوب به یک نیت قرص برسید که آن چارچوب را دوست داشته باشید. مردم ما دیگر مسلمانی را دوست ندارند.
اگه در جریان پادکست پرطرفدار کال هر ددی بوده باشید میدونید که این روزها به وضعیتی تأسفبار دچار شده. این تیم دو نفره بیپروا، که شیطنت جنسی رو از سمت زن روی آنتن بردند، و به همین دلیل در بین نسل جدید یک حرف تازه بودند، حالا کاملا از هم پاشیدند. چون سوفیا (سمت راستی) به دوستش الکس (سمت چپی) و همچنین شرکت صاحب امتیاز پادکستش خیانت کرد. در حالی که این شرکت به هرکدوم نیم میلیون دلار! حقوق میداد، که با شنیدنش شاخ روی سر بعضیها سبز شده، این درآمد و این تیم رو رها کرد و با تحریکات یک بچه کارمند فرصتطلب که باش رفیق شده (با این که پسره هیچ سنخیتی با چیزهایی که درباره پسر مورد پسندش میگفت نداره) دنبال یک اسپانسر دیگه و پول بیشتره.
ابتذال قضیه رو تحمل کنید. این یک کیس استادی کامل درباره روحیات زنهاست. الکس جذابتره. و در یک میدان دونفره، اونی که کمتر جذابتره، از شدت حسادت دست به خودزنی میزنه. درک این رفتار، آسون نیست. برای همینه که همه گیج شدن. و برای همینه که چندهمسری کار نمیکنه.
و اما یک نکته جانبی: زیرکی در انتخاب پارتنر، فقط موقع انتخاب پارتنر سنجیده میشه. نه موقع حرف زدن دربارهش.
ابتذال قضیه رو تحمل کنید. این یک کیس استادی کامل درباره روحیات زنهاست. الکس جذابتره. و در یک میدان دونفره، اونی که کمتر جذابتره، از شدت حسادت دست به خودزنی میزنه. درک این رفتار، آسون نیست. برای همینه که همه گیج شدن. و برای همینه که چندهمسری کار نمیکنه.
و اما یک نکته جانبی: زیرکی در انتخاب پارتنر، فقط موقع انتخاب پارتنر سنجیده میشه. نه موقع حرف زدن دربارهش.
مهم نیست شما چه فکری درباره سوفی میکنید، مهم اینه که خودش چه فکری درباره خودش میکنه.
اتفاقا این تنها دلیل تجربی در رد چندهمسریه. بقیه چیزهایی که دربارهش گفته میشه بازیهای کلامیه.
یه عده میرن دانشگاه تا به خودشون و دیگران ثابت کنند اشرافشون به حقایق عالم بیشتر از مادربزرگشونه. و یک عمر طول میکشه تا بفهمن اینطور نبوده.
اتفاقا این تنها دلیل تجربی در رد چندهمسریه. بقیه چیزهایی که دربارهش گفته میشه بازیهای کلامیه.
یه عده میرن دانشگاه تا به خودشون و دیگران ثابت کنند اشرافشون به حقایق عالم بیشتر از مادربزرگشونه. و یک عمر طول میکشه تا بفهمن اینطور نبوده.
یکیشون از راه زمینی رفته بود حج.. و ازینکه توالتهای بین راهی تر و تمیزی وجود نداشت نتیجه گرفت آلسعود از بنیمروان فاسدترند! به نظرش همهجا مثل امالقرای شیعه باید منابع ملی رو هدر داد، حتی برای توالتی وسط برهوت که سالی یازده نفر قراره ازش استفاده کنند. ذهن اینها خارج از چارچوب از قبل تنظیم شده حکومتی، توان پردازش واقعیتهای دنیا رو نداره.
میپرسه شما که انقدر طرفدار مالکیت خصوصی هستید چرا از اسراییل «غاصب» حمایت میکنید؟
سوال خوبیه. چون اعتقاد دارم اگر فلسطینیها هم به اندازه من مالکیت خصوصی رو به عنوان یک ارزش محوری در نظر میگرفتند الان زندگی بهتری داشتند. تا مالکیت هست، معامله هم هست. این جماعت در تمام یک قرن گذشته حاضر نشدند با رقیب معامله کنند، در حالی که رقیب همواره مشتاق معامله بود. فلسطینیها درباره «خانه» و «زمین» روضه میخونند اما چیزهایی بیشتر ازین میخواستند. اونها نمیخواستند فقط مالک باشند. اونها میخواستند مالک باشند و چیزهایی مثل اسلامگرایی و ناسیونالیسم عربی و یهودیستیزی و بقیه چیزهایی که بقیه جوامع عربی رو هم در گذشته نگه داشت رو هم داشته باشند. اون فلسطینیهایی که فقط میخواستند مالک باشند الان شهروند اسراییل هستند. پس وقتی از ما این سوال رو میپرسید، حواستون باشه دارید از طرف کی میپرسید. شمایی که تو خونه خودتون با هزاران کیلومتر فاصله از نابلس نشستید، طرف این مناقشه نیستید. به خاطر بمباران تصویری فکر میکنید فاجعه همون خراب شدن چندتا خانه روستایی توسط لودرهای زرهپوشه. ولی اونی که طرف این مناقشهست دغدغههایی فراتر از دغدغههای شما داره. اون حاضره به خاطر مسجدی که حتی خودش قرار نیست توش نماز بخونه، زندگی فرزندان خودش و فرزندان بقیه مردم شهرش رو نابود کنه.
گفتم که خیلی وقته دیگه «نیت» وجود نداره. اگه نیتی برای بالا بردن رفاه فلسطینیها و ایجاد فرصت اقتصادی برای بهبود زندگیشون وجود داشت، تا الان مشکل حل شده بود.
سوال خوبیه. چون اعتقاد دارم اگر فلسطینیها هم به اندازه من مالکیت خصوصی رو به عنوان یک ارزش محوری در نظر میگرفتند الان زندگی بهتری داشتند. تا مالکیت هست، معامله هم هست. این جماعت در تمام یک قرن گذشته حاضر نشدند با رقیب معامله کنند، در حالی که رقیب همواره مشتاق معامله بود. فلسطینیها درباره «خانه» و «زمین» روضه میخونند اما چیزهایی بیشتر ازین میخواستند. اونها نمیخواستند فقط مالک باشند. اونها میخواستند مالک باشند و چیزهایی مثل اسلامگرایی و ناسیونالیسم عربی و یهودیستیزی و بقیه چیزهایی که بقیه جوامع عربی رو هم در گذشته نگه داشت رو هم داشته باشند. اون فلسطینیهایی که فقط میخواستند مالک باشند الان شهروند اسراییل هستند. پس وقتی از ما این سوال رو میپرسید، حواستون باشه دارید از طرف کی میپرسید. شمایی که تو خونه خودتون با هزاران کیلومتر فاصله از نابلس نشستید، طرف این مناقشه نیستید. به خاطر بمباران تصویری فکر میکنید فاجعه همون خراب شدن چندتا خانه روستایی توسط لودرهای زرهپوشه. ولی اونی که طرف این مناقشهست دغدغههایی فراتر از دغدغههای شما داره. اون حاضره به خاطر مسجدی که حتی خودش قرار نیست توش نماز بخونه، زندگی فرزندان خودش و فرزندان بقیه مردم شهرش رو نابود کنه.
گفتم که خیلی وقته دیگه «نیت» وجود نداره. اگه نیتی برای بالا بردن رفاه فلسطینیها و ایجاد فرصت اقتصادی برای بهبود زندگیشون وجود داشت، تا الان مشکل حل شده بود.
تست آنتیبادی که دولت اسپانیا انجام داده نشون میده فقط ۵ درصد جمعیت این کشور ایمن شدهاند! (استانهای مرکزی تا ۱۴ درصد، و استانهای مرزی کمتر از از ۲ درصد). آمار مشابهی داره از بقیه کشورهای اروپایی میاد.
بعبارتی این دولتهای فخیمه بدترین نتیجه ممکن رو گرفتند، هم تلفات زیاد دادند، هم اقتصادشون رو فلج کردند، هم به ایمنی مطلوب نرسیدند. از لحاظ خریت، این یک شاهکار بود.
بعبارتی این دولتهای فخیمه بدترین نتیجه ممکن رو گرفتند، هم تلفات زیاد دادند، هم اقتصادشون رو فلج کردند، هم به ایمنی مطلوب نرسیدند. از لحاظ خریت، این یک شاهکار بود.
ForeignGifts.xls
4.3 MB
دانشگاههای آمریکا موظفند به دولت اطلاع بدن که از یک کشور خارجی پول گرفتند. چه در قالب قرارداد باشه (مثل تبادل دانشجو یا پروژههای پژوهشی مشترک)، چه در قالب هدیه. در این فایل اکسل (که ۲۷ هزار ردیف داره!) میتونید ببینید چه کشورهایی دارند به دانشگاهها پول میدن.
چیزی که احتمالا سوپرایزتون کنه سهم عربهای خلیج فارسه، مخصوصا در هدایا. خیلیها باور نمیکنند، اما این قطر است که فضای آکادمیک آمریکا رو خریده، نه چین! چینیها بیشتر دنبال انتقال تکنولوژی هستند. اما هدف عربها اینه که جانوران آکادمیک در جهت منافع سیاسیشون کار کنند.
چیزی که احتمالا سوپرایزتون کنه سهم عربهای خلیج فارسه، مخصوصا در هدایا. خیلیها باور نمیکنند، اما این قطر است که فضای آکادمیک آمریکا رو خریده، نه چین! چینیها بیشتر دنبال انتقال تکنولوژی هستند. اما هدف عربها اینه که جانوران آکادمیک در جهت منافع سیاسیشون کار کنند.
Anarchonomy
ForeignGifts.xls
بعد جمهوری اسلامی چهارتا آقازاده مفتخور میفرسته اونجا که به رسانهها بگن مردم ایران خودشون حجاب رو انتخاب کردند! همینقدر ابتدایی و تابلو و سطحی و بیفایده.
ما خیلی بدشانس بودیم که گیر اینها افتادیم. اما خوششانسیم که انقدر بیعرضهاند.
ما خیلی بدشانس بودیم که گیر اینها افتادیم. اما خوششانسیم که انقدر بیعرضهاند.
Anarchonomy
Photo
افسر سعودی که در پایگاه هوایی در خاک خود آمریکا همکلاسیها رو به گلوله بسته بود، به گوشی آیفون خودش هم شلیک کرده بود تا نتونند اطلاعات ازش استخراج کنند. از خوششانسی گلوله به جایی نخورده بود که چیپ حافظه از بین بره. اما مشکل این بود که اپل یه کاری کرده که اطلاعات قابل بازیابی نیست. بعدا افبیآی مدعی شد بدون کمک اپل تونسته بازش کنه، اما ازین وضعیت ناراحتند. ازینکه مجبور باشند به یک شرکت التماس کنند، و اونهم همکاری نکنه. حالا ویلیام بار دادستان کل ایالات متحده میگه امنیت ملی ما نباید دست شرکتهایی باشه که براشون درآمد از امنیت مردم اولویت بالاتری داره!
این مصداق کامل توتالیتریسمه، که دقیقا از دل دمکراسی بیرون اومده. دولت با پررویی میخواد اینکه یک شرکت چطور یک کالا رو بسازه رو در کنترل خودش داشته باشه (مردم رأی میدن تا این کنترل به دولت اهدا بشه). مصادره، فقط تصاحب اموال و املاک و سوله و انبار نیست. گاهی تصاحب فرصتهاست. فرصت اینکه به مشتریت یک سرویس امنیتی خاص بدی رو مصادره میکنند.
اما توتالیترها حتی در امنیت (که محور ادعاشون در مشروعیته) هم صداقت ندارند. اطلاعات گوشی نشون میداد افسر نیروی هوایی عربستان که در اون پایگاه داشته آموزش میدیده سالها با القاعده در ارتباط بوده! اونی که امنیت آمریکا رو به خطر انداخته اپل نیست. بلکه اون سیاستمدارها و بروکراتهایی هستند که توسط عربها خریده شدن (شاید از وقتی دانشجو بودن!)، تا بشون اجازه داده بشه در برابر اعمال عمدی و سهویشون با «چشمپوشی استراتژیک» مواجه بشن. چطور القاعده تونسته به نیروی هوایی عربستان نفوذ کنه؟ و چطور ارتش آمریکا نمیتونه مانع ورود این نفوذیها بشه؟ چون چندلایه از چشمپوشی به طرف کمک کرده تا به مرحله آخر که قتل عام دیگران بوده برسه. دادستان کل هیچ حرفی ازین فساد که مثلا وظیفشه پیگیری کنه نمیزنه، اما خیلی عجله داره تا کنگره رو وادار کنه برای مصادره فرصتهای اپل.
این مصداق کامل توتالیتریسمه، که دقیقا از دل دمکراسی بیرون اومده. دولت با پررویی میخواد اینکه یک شرکت چطور یک کالا رو بسازه رو در کنترل خودش داشته باشه (مردم رأی میدن تا این کنترل به دولت اهدا بشه). مصادره، فقط تصاحب اموال و املاک و سوله و انبار نیست. گاهی تصاحب فرصتهاست. فرصت اینکه به مشتریت یک سرویس امنیتی خاص بدی رو مصادره میکنند.
اما توتالیترها حتی در امنیت (که محور ادعاشون در مشروعیته) هم صداقت ندارند. اطلاعات گوشی نشون میداد افسر نیروی هوایی عربستان که در اون پایگاه داشته آموزش میدیده سالها با القاعده در ارتباط بوده! اونی که امنیت آمریکا رو به خطر انداخته اپل نیست. بلکه اون سیاستمدارها و بروکراتهایی هستند که توسط عربها خریده شدن (شاید از وقتی دانشجو بودن!)، تا بشون اجازه داده بشه در برابر اعمال عمدی و سهویشون با «چشمپوشی استراتژیک» مواجه بشن. چطور القاعده تونسته به نیروی هوایی عربستان نفوذ کنه؟ و چطور ارتش آمریکا نمیتونه مانع ورود این نفوذیها بشه؟ چون چندلایه از چشمپوشی به طرف کمک کرده تا به مرحله آخر که قتل عام دیگران بوده برسه. دادستان کل هیچ حرفی ازین فساد که مثلا وظیفشه پیگیری کنه نمیزنه، اما خیلی عجله داره تا کنگره رو وادار کنه برای مصادره فرصتهای اپل.
تعداد آلمانیهایی که میگن مهمه که با چین رابطه نزدیکی داشته باشیم به اندازه آلمانیهایی شده که میگن مهمه با آمریکا رابطه نزدیکی داشته باشیم!
آمریکاییها بنا به جناح سیاسیشون به شکل متفاوتی این مسئله رو تفسیر میکنند. چپها ترامپ رو مقصر این روگردانی آلمان از آمریکا میدونند، و راستها رسانههای لیبرال آمریکایی مثل سیانان که انحصار نمایاندن آمریکا به جهان بیرون رو در اختیار دارند رو مسئول میدونند.
اما این مسئله امروز و دیروز نیست. خیلی وقته که جریان ضدآمریکایی در اروپا و به خصوص آلمان (که خودش رو در هم در صنعت، و هم در اقتصاد، و هم در فرهنگ سرآمد دنیای غرب میدونه) شدت گرفته. و به نظرم یک روند طبیعیه. دولتپرستی نهادینه شده در اروپا، خود به خود این قاره رو به سمت بهشت دولتپرستی، یعنی چین میکشونه. خیلی از آلمانیها مدل چین در اداره جامعه رو نه تنها ضدانسانی نمیبینند، بلکه موفق محسوب میکنند!
آمریکاییها بنا به جناح سیاسیشون به شکل متفاوتی این مسئله رو تفسیر میکنند. چپها ترامپ رو مقصر این روگردانی آلمان از آمریکا میدونند، و راستها رسانههای لیبرال آمریکایی مثل سیانان که انحصار نمایاندن آمریکا به جهان بیرون رو در اختیار دارند رو مسئول میدونند.
اما این مسئله امروز و دیروز نیست. خیلی وقته که جریان ضدآمریکایی در اروپا و به خصوص آلمان (که خودش رو در هم در صنعت، و هم در اقتصاد، و هم در فرهنگ سرآمد دنیای غرب میدونه) شدت گرفته. و به نظرم یک روند طبیعیه. دولتپرستی نهادینه شده در اروپا، خود به خود این قاره رو به سمت بهشت دولتپرستی، یعنی چین میکشونه. خیلی از آلمانیها مدل چین در اداره جامعه رو نه تنها ضدانسانی نمیبینند، بلکه موفق محسوب میکنند!
«همه عاشق دورکاریاند.. تا اینکه متوجه میشن به زودی ۷ میلیاردنفر سر شغلی که الان دارند رقابت خواهند کرد».
در شرایط فعلی هم کارمند و هم کارفرما تحت استرستست قرار گرفتهاند. قرنطینه باعث شده شرکت تحت فشار قرار بگیره تا با افراد کمتر همون کار قبلی رو انجام بده، یا اینکه ورشکست بشه. کارمند هم باید ثابت کنه کارش رو پشت کامپیوتر، بهتر از هندیها و آلبانیاییهای پشت کامپیوتر انجام میده.
بازندههای زیادی خواهیم داشت.
در شرایط فعلی هم کارمند و هم کارفرما تحت استرستست قرار گرفتهاند. قرنطینه باعث شده شرکت تحت فشار قرار بگیره تا با افراد کمتر همون کار قبلی رو انجام بده، یا اینکه ورشکست بشه. کارمند هم باید ثابت کنه کارش رو پشت کامپیوتر، بهتر از هندیها و آلبانیاییهای پشت کامپیوتر انجام میده.
بازندههای زیادی خواهیم داشت.
دو راه وجود داره که بفهمی کشورت با سبک کینزی اقتصاد به بنبست میخوره. راه اول از راه سنجش منطقی و راه دوم از راه تجربه دردناک. ژاپن هم مثل بقیه راه دوم رو انتخاب کرد، اما مورد عجیب کرونا باعث شد فرآیند تشدید درد سریعتر پیش بره. با اینکه دولت رفاه متعهده به تأمین زگهواره تا گور نیازهای شهروندان، و در این وانفسا مجبوره مالیاتها رو افزایش هم بده، اما دستش اصلا باز نیست. خودشون دارند میبینند که نه تنها این کار دیگه جواب نمیده، بلکه الان دقیقا وقت کاهش مالیات، رفع مقررات و عقبنشینی دولته.
خبر بستن قرارداد جو روگان با اسپاتیفای یک شوک به یوتیوب بود. هرچند امپراتوری گوگل با این کوچها به خود نمیلرزه، اما پادکستهای روگان از برنامههای تلویزیونهای سراسری پربینندهتره و قابلیت اینو داره که یک دومینوی مهاجرت شکل بده. اما حتی اگه اثرش فقط در حد ارسال سیگنال به بقیه تولیدکنندگان محتوا باشه که «یوتیوب جای ماندن نیست»، کافیه تا مدیران یوتیوب رو دچار نگرانی کنه. یوتیوب هیچی نبود اگه این محتواسازان نبودند، اما مدیریت گوگل طوری عمل کرد که انگار این محتواسازان هیچند اگه گوگل نباشه! و این رویکرد با عواقبی همراهه. اما این وضعیت فقط مختص یوتیوب نیست. توعیتر هم داره شامل حکم «جای ماندن نیست» میشه. علاوه بر همه سانسورهای رایج، بهتدریج قصد دارند برای منشن و کوت هم محدودیت بذارند، به این معنی که نویسنده بتونه تعیین کنه که چه کسی حق داره روی توعیتش تعامل داشته باشه. به مرور به فضایی تبدیل میشه متشکل از حبابهای پرتعداد، که هرکس در حباب خودش با همفکران خودش بحث میکنه.
الان وقت یک نوآوری در شبکههای اجتماعیه. ما نیاز به یک شبکه واحد داریم که بتونه سبک کوتاهنویسی توعیتر رو با میزبانی ویدئو به طور درهمتنیده و یکجا فراهم کنه. فیسبوک متوجه این نیاز هست، اما با اینستاگرام نمیتونه بش برسه.
الان وقت یک نوآوری در شبکههای اجتماعیه. ما نیاز به یک شبکه واحد داریم که بتونه سبک کوتاهنویسی توعیتر رو با میزبانی ویدئو به طور درهمتنیده و یکجا فراهم کنه. فیسبوک متوجه این نیاز هست، اما با اینستاگرام نمیتونه بش برسه.
اگر مجبور بودید بین این دو وضعیت یکی را انتخاب کنید، کدام را انتخاب میکردید؟
Anonymous Poll
59%
ثروتمند، و سیستم ایمنی ضعیف
41%
فقیر، و سیستم ایمنی قوی