Anarchonomy
43.9K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
طبق مصوبه جدید پارلمان آلمان آتش زدن پرچم اتحادیه اروپا و هر کشور خارجی جرم تلقی شده و با مجازات قانونی همراه خواهد بود. آزادی بیان هم کشک.
خدمت‌تون عرض کردم که اروپا بیشتر فاشیسته تا سوسیالیست.
وزیر بهداشت بلژیک
رییس سازمان بهداشت عمومی لس‌آنجلس
یادتونه نوشتم تعطیلی‌های این ایام برملا کرد مردم ایران ایمان ندارند؟ این حاج‌آقا هم متوجه شده، ولی بیشتر از بقیه ترسیده. چند روزه هی داره بال بال میزنه که «آی.. مذهب را زدند». برای اینکه سیگنال واقعیت منتشر نشه، پارازیت میندازه. پارازیتِ «چون بمون حمله شده این وضع ضایع بوجود اومده».
فقط هواپیما و ناو نیست. حوزه هم داره در برابر دشمن فرضی تلفات میده.
Anarchonomy
Photo
ظاهرا این خانوم که روزانه دوز معینی وید مصرف می‌کنه در حالی مردم لس‌آنجلس رو در خونه‌شون حبس کرده که حقوق خودش ۵۰۰هزار دلاره! و تو یه خونه ۲ میلیون دلاری زندگی می‌کنه و از همه جالب‌تر اینکه اصلا مدرک پزشکی نداره! مثل اینکه توقعم خیلی بالا بوده که گفتم مسئولانی که ویترین جامعه پزشکی هستند باید ظاهر سلامت و جذابی داشته باشند. اینا حتی تخصص هم ندارند، ظواهر پیش‌کش!
هندی‌ها در همه مسائل فنی از چینی‌ها زرنگ‌ترند. البته من به شاخص آی‌کیو اعتقادی ندارم، ولی تجربه خودم میگه یک مفهوم پیچیده رو به یک هندی راحت‌تر میشه فهموند. اما حتی اگه این پیشفرض درست باشه، برای «کارخانه دنیا»شدن کافی نیست. از همه نیازمندی‌های زیرساختی که بگذریم، فرهنگ هندی‌ها با کار صنعتی خیلی هماهنگ نیست. چین رو فقط ارزان بودن کارگر، چین نکرد. توسری‌خور بودن نهادینه شده کارگره هم موثر بود. بعضی‌ها راحت‌تر می‌تونند بپذیرند که مثل ربات زندگی کنند.
Anarchonomy
هندی‌ها در همه مسائل فنی از چینی‌ها زرنگ‌ترند. البته من به شاخص آی‌کیو اعتقادی ندارم، ولی تجربه خودم میگه یک مفهوم پیچیده رو به یک هندی راحت‌تر میشه فهموند. اما حتی اگه این پیشفرض درست باشه، برای «کارخانه دنیا»شدن کافی نیست. از همه نیازمندی‌های زیرساختی که…
حالا بین خودمون باشه.. حتی فکر اینکه «فرصت شغلی چینی‌ میتونه مناسب هندی‌های بدبخت باشه» نژادپرستانه‌ست. باید دقیقا مشخص کنیم منظورمون چه فرصت شغلیه. بعضی‌ها با نگاه بالا به پایین فتوا میدن «حالا که طرف گشنه‌ست، مثل ربات کار کنه و یه غذایی گیرش بیاد بهتره که».
ما نمی‌دونیم چی براش بهتره. شاید بین گدایی تو خیابون، یا واکس زدن کفش مردم از یک طرف، و مثل زنبور کار کردن در خط تولید یک شرکت تایوانی یا کره‌ای در طرف دیگه، همون گدایی یا واکسی رو انتخاب کرد. چون طرف فقیره یا پوستش تیره‌ست یا یه قیافه کج و کوله‌ای داره این اجازه به ما داده نمیشه که تعیین کنیم چه چیزی براش بهتره.
ضمن اینکه لزومی نداره راه توسعه هند از کپی‌سازی روش چین بدست بیاد.
به عدد موهامون ایرانی‌ها رو شماتت کرده‌اند به خاطر کوتاه‌مدت بودن حافظه تاریخی‌شون. اما آیا ایندکسی وجود داره برای حافظه تاریخی بقیه ملت‌ها؟ من فکر می‌کنم اصلا به مرحله حافظه تاریخی نمی‌رسیم که بعد بتونیم ملت‌ها رو با هم مقایسه کنیم.. چون پیش‌نیاز آگاهی از تاریخ اینه که نسبت به خودت آگاه باشی. که جمعیت بزرگی از مردم دنیا نیستند.
روز ۲۳ مارس متروی لندن با همین تراکم مسافر سوار می‌کرد. زمانی که شیوع کرونا در اوجش بود. اما شهروند انگلیسی به راحتی وارد این محیط می‌شد، چون هنوز دولت نگفته بود کار خطرناکیه. اما الان دقیقا همین آدم‌ها به دوچرخه‌سوارها هم ایراد می‌گیرن که چرا اومدید بیرون؟ چرا؟ چون دولت «حالا» میگه خطرناکه! یعنی این دولته که داره واقعیت حال رو براشون تعریف می‌کنه، نه رویدادهای بیرونی مثل خود ویروس! اینکه کرونا کجاست مهم نیست، اینکه دولت میگه کجاست مهمه!
این آدم‌ها حتی نسبت به اکنون خودشون آگاهی ندارند.. چطور ممکنه نسبت به تاریخ و گذشته آگاهی داشته باشند؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ببینید میلیتون فریدمن چطور از روی سفیر انگلستان در آمریکا به عنوان نماد بروکرات‌های برج‌عاج‌نشین، و یک استاد علوم سیاسی به عنوان نماد جانوران آکادمیک، مثل تانک رد میشه و نظرات ریاکارانه مساوات‌طلبانه‌شون رو به دیوار می‌کوبه. توماس سویل رحمت‌الله علیه هم کنارش نشسته و میگه انقدر که شما نگران ستم شدن به سیاهان هستید خود سیاهان نیستند!.. عالی بود این مرد. توجه کنید که این برنامه درست چهل سال پیش ضبط شده. چهار دهه‌ست که حرف حساب عرضه شده، اما همچنان درگیریم. مسئله این نیست که بحث به سرانجام نرسیده. رسیده. اما در برابرش مقاومت می‌کنند، و این مقاومت هزینه‌ای هنگفت به بشر وارد کرده.

در این شب مبارک یادی کنیم ازین مرد بزرگ که ما رو با این منافقین کوردل تنها گذاشت، اما منطق و بینش روشنش مثل چراغی خاموش‌نشدنی همیشه به کمک‌مون خواهد اومد.
توجیه‌شون برای خوندن جوشن‌کبیر در شب قدر اینه که «بالاخره سالی یه بار آدم باید همه اسامی خدای خودش رو به زبان بیاره». اما این بهانه‌ست. چیزی رو از رو میخونند تا مجبور نباشند فی‌البداهه نیایش کنند. مومن مناسکی، بلد نیست شخصا با خدای خودش حرف بزنه. پس باید جور دیگه‌ای وقت رو تا سحر پر کنه. و جوشن پرکننده‌ست.
این خبرنگاره رو میشناسم، اصلا در قاموسش نیست که بیاد به سمت راست‌ها، ولی دیگه کارد چنان رفت در استخوانش که میگه در ابتدا فرماندار نیویورک رو تحسین کردم، اما حالا که فهمیدم چه کرده احساس گناه می‌کنم که خودمم شریک بودم در مثبت جلوه دادن اقداماتش.
اما این اعترافات دیرهنگامش مهم نیست. جمله آخرش مهمه. میگه علت این بود که در شرایطی که می‌دونستم کشور آمادگی نداره، خیلی مشتاق بودم که یک رهبری قوی پیدا کنم!

مسئله کاملا روانیه. اوضاع خراب میشه، اما نمیخوای باور کنی که قرار نیست با عافیت ازش عبور کنی، پس از کسی که یک نجات‌دهنده نیست یک نجات‌دهنده خیالی میسازی! در وضعیتی که استثنائات مبارک ناموجودند، یک استثناء مبارک ذهنی میسازی. شاید دلیل رضایت بالای مردم نیویورک از فرماندارشون هم همین باشه. دوست دارند فکر کنند یکی هست که اوضاع رو در کنترل داره.
نیویورک انقدر پول خرج آموزش پرورش می‌کنه که اگه یه معلم خصوصی بگیرید که ۱۰۰هزار دلار بگیره و یک سال به ۵ تا بچه درس بده، از مدرسه دولتی ارزونتر درمیاد! چون اینجوری میفته هربچه‌ای ۲۰ هزارتا، ولی نیویورک داره ۲۴هزارتا خرج می‌کنه!

حالا متوجه میشید چرا سوسیالیست‌ها، مساوات‌‌طلب‌ها، دولت‌پرست‌ها، از آمار خوششون نمیاد؟
«این چیزیه که ویروس‌شناس‌ها می‌پوشن تا از خودشون در برابر ویروس محافظت کنند، اما نگران نباش تو یه پارچه هم ببندی جوابه!». 😄


طنز رو گاهی حتی اگه مخالف عقیدت باشه هم باید به اشتراک گذاشت.
#لبخند_شبانه
3
تو بوستون تست آنتی‌بادی گرفتن، دیدن آمار پایینه. یعنی تعداد کمی از مردم ایمن هستند. شهردار گفته پس الان زوده شهر برگرده به حالت عادی!
یعنی خودشون مردم رو حبس کردن، که ویروس منتقل نشه، حالا میگن باید تو خونه بمونید، چون منتقل نشده! 😄
این چیزهایی که داریم می‌بینیم به هیچ‌وجه به ذهن جورج اورول نمی‌رسید.
کارگران آمریکایی که خانه‌نشین شده‌اند، دارند عملا هفته‌ای ۱۰۰۰ دلار دریافت می‌کنند! (۶۰۰ دلار کمک پولی دولت، بعلاوه ۴۰۰ دلار بابت بیکاری). که یعنی هرروز کاری ۲۰۰ دلار، که یعنی هر ساعت ۲۵ دلار! برای همین حتی وقتی کارفرما میگه برگرد، برنمیگردن سر کار. به این بهانه که خطرناکه. اما دلیلش اینه که خیلی زور داره ساعتی ۲۵ دلار و خوردن خوابیدن رو رها کنی و بری کار انجام بدی برای ساعتی ۱۲ دلار!
میلتون فریدمن به درستی می‌گفت هیچ مشکلی نیست که ۹۰ درصد جامعه به توافق برسه که دنگ بذارند و ۱۰ درصد جامعه که آسیب‌پذیرند رو حمایت مالی کنند‌. اما چیزی که همیشه در عمل اتفاق میفته اینه که ۸۰ درصد جامعه به توافق می‌رسند که از ۱۰ درصد ثروتمند جامعه بدزدند و هدیه کنند به ۱۰ درصد آسیب‌پذیر! (یعنی نقش عیار قائلند برای خودشون، نه حاتم!).
اما این ساعتی ۳۷ دلار هزینه (۲۵ دلار پرداختی، بعلاوه ۱۲ دلاری که کار انجام نشده و به اقتصاد اضافه نشده!) باید از یه جایی بیاد. اگر قرار باشه این پول رو از ۱۰ درصد بالایی بدزدیم، با عواقبی همراه میشه. یکیش اینه که اون بالایی‌ها، چه در قالب شخص حقیقی و چه حقوقی، دقیقا همین سیستم عیاری رو هایجک می‌کنند. یعنی نظام حاکمیتی چه در قوه مقننه و چه در مجریه، به عابربانک این افراد و شرکت‌ها تبدیل میشه (با خودشون میگن این‌ها دارن از گوشت ما می‌کنند، ما هم از گوشت‌شون می‌کنیم. خیلی طبیعیه این روند). اما حتی این سایدافکت هم موردیه.. گاهی bailout انجام میشه نه هرروز. اتفاق سیستماتیک و درازمدتی که میفته اینه که رغبت سرمایه‌گذار و کارآفرین به فرار از کشور بیشتر میشه. مردم تعجب می‌کردند که چرا مثلا همه تولید ماسک داره در چین انجام میشه. غافل ازینکه همه این انتقال‌ خط تولید و شبکه تأمین به آسیا، به خاطر فرار از مالیات بود. همون مالیاتی که وضع کردند تا مثلا از قشر آسیب‌پذیر حمایت کنند.

بنابراین این بندگان خدا فکر می‌کنند این ۲۵ دلار داره به نفعشون تموم میشه، اما از چند جهت گل به خودیه. یا باعث تورم میشه که قدرت خرید خودشون میاد پایین. یا جایی که واسش کار می‌کردند تا ماه سپتامبر اعلام ورشکستگی می‌کنه و باید دنبال کار جدید بگردند. یا شرکت‌های بزرگ از رانت دلاری بیشتری برخوردار میشن و فرصت رقابت برای خود این کارگران یا کارآفرینی که ممکن بود استخدامشون کنه محدودتر میشه، یا فرصت شغلی احتمالیشون در آینده‌ رو به یک کارگر چینی یا تایلندی که کشورش داره مالیات کمتری می‌گیره، میبازند. و شاید همه این‌ها همزمان با هم.

ازین جهت، پولی که الان داره بشون پرداخت میشه همون سیب قرمزیه که پیرزن خبیث به سفیدبرفی داد. با این تفاوت که بیشتر این عزیزان رنگین‌پوستند.
فکر می‌کنید نویسنده این مقاله چه کسیه؟ یک جانور آکادمیک. که کجا کار می‌کنه؟ یک اندیشکده. بخوانید مفت‌خورخانه! حالا موسس اون اندیشکده چه کسیه؟ جورج سوروس! دیگه خودتون وضع اسفبار امِریکن مثلا «کانسرواتیو» رو ببینید.

اما ازین‌ها بگذریم.. منطق محوری مقاله این پاراگرافه:

If Americans were not protecting Middle Eastern oil supplies, the U.S. would no longer be a prime target of Salafi jihadi terrorist groups.

«اگر آمریکایی‌ها خودشون رو سپر منابع نفتی خاورمیانه نکرده بودند، آمریکا هدف اصلی گروه‌های جهادی تروریستی سلفی نمی‌شد!».
یکی از افسانه‌هایی که چپ و راست آمریکا به یک اندازه خودشون رو باش سرگرم کردند از ۱۱ سپتامبر به بعد. مسلمان جهادی از حضور نظامی آمریکا در عربستان فقط به عنوان یک بهانه استفاده کرد، و گرنه هدف جهاد اسلامی بزرگ‌تر ازین حرف‌ها بود. اون‌ها با آمریکا ستیز دارند چون کدخداست. نه چون یه جاهایی پایگاه داره.

عمله‌های جورج سوروس این منطق کودکانه «اگه ما باشون کار نداشته باشیم اونا هم با ما کار ندارند» رو نه فقط درباره آل‌سعود، بلکه در مورد جمهوری اسلامی هم به کار می‌برند. و مخاطب غربی هم انقدر پرت هست که باور کنه. این‌ها در جا انداختن این افسانه در افکار عمومی مردم جامعه‌شون واقعا موفق بودند. و این مقاله هم بخشی ازین تلاش چند ساله‌ست.

اما مشکلی که در این مقاله بش اشاره نکرده اسراییله. رابطه عشق و نفرت آمریکا و عربستان صرفا حول محور نفت نیست. هر نوع عقب‌نشینی آمریکا از منطقه، موجب آزادی عمل بیشتر آخوندهای شیعه میشه، و این چیزی نیست که اسراییل بخواد، که متعاقبا آمریکا بخواد. همزمان این توافق در دم و تشکیلات امنیتی و نظامی آمریکا وجود داره که آزاد گذاشتن عرب‌ها برای مقابله مستقل و خودسرانه با شیعه‌ها، ایده جالبی نیست.


https://t.me/sahandiranmehr/24703
هیچوقت دولتمردان و بروکرات‌ها تو جلسات‌شون نمیگن خب این کار در شأن مردم نیست یا کرامت نفس شهروندان ما فراتر ازین حرف‌هاست، بهتره یک راه حل دیگه پیدا کنیم! هرگز چنین اتفاقی در اون جلسات نمیفته. و خیلی هم ربطی به رذالت شخصی‌شون نداره. چون این اون‌ها نیستند که تعیین می‌کنند حدود شأن و کرامت من و شما چقدره. این ماییم که بش سیگنال میدیم که حدود ما اینجاست. امر تعریف حد، یک‌طرفه‌ست، و از طرف ما به طرف اون‌هاست. اگه ما تحقیر به خاطر ۶۰۰ تا تک‌تومن رو عادی بدونیم، او بروکرات هم عادی می‌بینه. اگه عادی نبینیم اونهم مجبور میشه عادی نبینه. همونطور که تو یک ایالت آمریکا یک آرایشگر رو چهارده هزاردلار جریمه می‌کنند و آب از آب تکان نمیخوره، اما در یک ایالت دیگه فرماندار بعد ازینکه جریمه کرد مجبوره بگه غلط کردم!
کرامت رو هیچ‌کس به شما هبه نمی‌کنه. باید بدستش بیاری.
می‌دونم که بسیاری از شما علاقه‌ای به دنیای عکاسی ندارید، ولی بد نیست خبر داشته باشید لبه تکنولوژی کجاست. این عکس که می‌بینید لبه تکنولوژی سنسورهای عکاسیه. آخرین مدل از دوربین‌های خبری نیکون این عکس رو با iso ۲۰۴۸۰۰ گرفته! این عدد یعنی سیگنال رو بگیرید و ۱۱ بار ضربدر ۲ کنید! یعنی این صحنه دو برابر تاریک‌تر از یک بیابان در شب بوده که در آسمانش ماه نیست!
تا همین یکی دو سال پیش این حد از آمپلیفای کردن سیگنال باعث میشد تمام تصویر بنفش بشه. اون نویز بنفش حاصل نویز مدارات الکترونیکی سنسور بود. اما الان هیچ خبری ازش نیست. همه نویزهای سخت‌افزاری که تا قبل ازین وجود داشت حذف شده، و تنها نویزی باقی مونده که در ذات طبیعته. یعنی نویز رندوم نور! که به همون علتی بوجود میاد که وقتی هزاران لیوان رو می‌چینید روی زمین تا آب باران رو جمع کنند، هر کدوم کمتر یا بیشتر از دیگری پر میشن، چون قطرات باران رندوم پخش میشن. هرچه نمونه‌برداری‌تون کمتر باشه، اختلاف بین لیوان‌ها بیشتر به چشم میاد. نمونه‌برداری ازین صحنه هم انقدر کوتاهه که فقط رندوم بودن فوتون‌ها کیفیت رو کاهش داده، نه چیز دیگه؛ و با این حال تصویر قابل استفاده‌ست!
Anarchonomy
Photo
در سنسورهای تصویربرداری این سونی است که لبه تکنولوژی رو قرق کرده. این روزها برای اولین بار در این صنعت، پردازشگر هوش مصنوعی رو داخل خود سنسور قرارداده! یکی از سایت‌های تحلیلی نوشته بود سونی بدون سر و صدا به کره ماه رسید بدون اینکه کسی متوجه بشه. چون این اتفاق کم از فتح ماه نیست. سنسوری که توأمان با نور مرئی، نور مادون قرمز رو هم دریافت می‌کنه، و توأمان تصویر ترکیبی بدست اومده رو در داخل خودش آنالیز می‌کنه، و «فهم» بدست اومده رو میفرسته به دستگاه! و همه این‌ها در یک پکیج یک‌سانتی، که مصرف برقش فوق‌العاده کمه، که همین الان آماده تولید انبوهه و قیمتش اصلا نجومی نیست.
در سنسور معمولی مجبورید کل دیتا رو به پردازنده بیرونی بفرستید، که هم پهنای باند بالایی میخواد هم برق بیشتری مصرف میشه. اما با این لازم نیست همیشه و همه‌جای صحنه رو ضبط کنید، و لازم نیست هرچیزی که ضبط کردید رو به خروجی بدید.

تصور کنید یک باشگاه ورزشی زنانه دارید. دوربین مداربسته‌ای که چنین سنسوری داشته باشه میتونه فقط محدوده در ورودی رو زیر نظر بگیره. و چون حرارت رو می‌بینه فقط ورود آدم‌ها رو زیر نظر بگیره، نه اشیاء و نه سگ و گربه‌ها رو، و چون هوش مصنوعی داره میتونه فقط وقتی یک پسر وارد شد، فعال بشه، و به جای اینکه تصویر اون پسر رو به جایی ارسال کنه، فقط یک متن ارسال کنه و بگه یک پسر وارد شد!

تصور کنید یک ساختمان اداری دارید با صدها کارمند و ارباب رجوع. به جای اینکه شصت و چهار دوربین مداربسته داشته باشید که در سالن‌ها و راهروها دائما مشغول ضبط ویدئوهایی که ۹۹ درصد حجم‌شون بی‌مصرفه در ده‌ها هارددیسک باشند و سه نگهبان حقوق‌بگیر مجبور باشند تمام وقت اداری به آلبومی ازین ویدئوها زل بزنند تا رفتارهای غیرعادی رو زیر نظر داشته باشند، به موهبت این سنسور میتونید هزار دوربین داشته باشید که همشون به اندازه فقط یک دوربین برق مصرف کنند و برای همشون یک بلوتوث کافیه، چون هروقت در چهره یک ارباب رجوع علائم خشم رو دیدند، تصویرش رو به جایی نمیفرستند، بلکه فقط به نگهبان میگن کدوم طبقه، کدوم سالن، جلوی کدوم میز!

تصور کنید یک کارخانه تولید چیپس سیب‌زمینی دارید. با چنین سنسورهایی می‌تونید یک بازوی رباتیک جمع و جور داشته باشید که نیاز به هیچ کامپیوتر بیرونی نداره، چون مغزش همون چشمشه! و میتونه بفهمه چه لکه یا کرم‌خوردگی روی سیب‌زمینی قابل اغماضه و عیب نداره رد بشه، و کدومش بعد سرخ شدن بد درمیاد، و باید از بقیه جدا بشه.

در یکی از کنفرانس‌ها درباره دوربین ماشین‌های خودران یکی از مهندسان سونی گفته بود ما تا الان داشتیم تلاش می‌کردیم دوربین‌ها اونجوری دنیا رو ببینند که خودمون می‌بینیم. اما ازین به بعد باید تلاش کنیم تا جوری ببینند که یک ربات لازمه اونطور ببینه. ربات نه تنها باید جور دیگه‌ای ببینه، بلکه باید تا می‌بینه بفهمه!

تشبیه به فتح ماه خیلی اغراق نیست. اما یه تفاوتی وجود داره. بعد از فتح ماه توسط ناسا، جنب و جوش تکنولوژیک برای فراتر رفتن ازون فروکش کرد. اما در این مورد، تازه بازی شروع شده.