حجم پول در آمریکا داره به ۵ تریلیون دلار میرسه!
هیچوقت مردمی که در برهههای تاریخساز زندگی میکردند خبر نداشتند که اتفاقاتی که دارند میبینند برگی از کتاب تاریخ رو به خودش اختصاص خواهد داد. احتمالا ما هم در یکی ازون زمانها قرار داریم و خودمون خبر نداریم انسانها بعدها چقدر درباره این روزهایی که داریم تجربه میکنیم قراره حرف بزنند.
هیچوقت مردمی که در برهههای تاریخساز زندگی میکردند خبر نداشتند که اتفاقاتی که دارند میبینند برگی از کتاب تاریخ رو به خودش اختصاص خواهد داد. احتمالا ما هم در یکی ازون زمانها قرار داریم و خودمون خبر نداریم انسانها بعدها چقدر درباره این روزهایی که داریم تجربه میکنیم قراره حرف بزنند.
تصویر پلیس آمریکایی که داره با خشونت با کسی که ماسک نزده برخورد میکنه رو گذاشته و با نیروهای ضدشورش جمهوری اسلامی مقایسه میکنه. که یعنی ببینید آسمان همهجا همین رنگه.
فرض کنید دو اتوبوس هست که یکی نو، تمیز، ایمن، آخرین مدل و با کیفیت بالاست، اما در طول مسیر پیش میاد که مسافران شلختهای سوار بشن که یکبند حرف بزنند. و یکی دیگه که کهنه، فرسوده و تقریبا اسقاطی و بدون هیچ امکاناتی، اما مسافرانش همه استادان اتوکشیده دانشگاه و ساکت هستند. شما کدومش رو انتخاب میکنید؟ من قطعا اولی رو انتخاب میکنم، چون مسافر شلخته قابل پیادهشدنه، و حتی اگه نشد میشه هدفون گذاشت و صدای وراجیشون رو کنسل کرد. اما تو دومی بهرحال بالا میارم.
طرز فکر چیزیه که همراه شماست، هرجا که برید. اما دستگاه فکری وسیله نقلیهایه که حملتون میکنه، هرجا که بره. در دستگاه فکری غربی، پلیس در یک کشمکش نفسگیر دائمی بین فردیتگراییهاست. مثلا بین کسانی که نمیخوان به خاطر ندانمکاری دیگران سلامت فردیشون رو از دست بدن، و کسانی که نمیخوان به خاطر خودخواهی دیگران آزادی فردیشون رو از دست بدن. و طرف هر کدوم رو بگیره آدم بد اونطرفیهاست. طرز فکرش کیفیت برخوردش رو تعیین میکنه، اما این دستگاه فکریه که مجبورش میکنه درگیر این کشمکش باشه، و گریزی هم ازش نداره. برای همینه این زد و خوردها هیچ ربطی به اون مأموری که مردم رو میزنه تا رضایت خلیفه رو جلب کنه یا فردا از یک رانت امنیتی برخوردار بشه، نداره.
اینکه من و شما آدمهای ساکت و مظلوم و مرتبی باشیم، ویترین خوبی ایجاد میکنه اما اهمیتی نداره وقتی اتوبوسمون در وسط ناکجاآباد تو لجن گیر کرده باشه.
فرض کنید دو اتوبوس هست که یکی نو، تمیز، ایمن، آخرین مدل و با کیفیت بالاست، اما در طول مسیر پیش میاد که مسافران شلختهای سوار بشن که یکبند حرف بزنند. و یکی دیگه که کهنه، فرسوده و تقریبا اسقاطی و بدون هیچ امکاناتی، اما مسافرانش همه استادان اتوکشیده دانشگاه و ساکت هستند. شما کدومش رو انتخاب میکنید؟ من قطعا اولی رو انتخاب میکنم، چون مسافر شلخته قابل پیادهشدنه، و حتی اگه نشد میشه هدفون گذاشت و صدای وراجیشون رو کنسل کرد. اما تو دومی بهرحال بالا میارم.
طرز فکر چیزیه که همراه شماست، هرجا که برید. اما دستگاه فکری وسیله نقلیهایه که حملتون میکنه، هرجا که بره. در دستگاه فکری غربی، پلیس در یک کشمکش نفسگیر دائمی بین فردیتگراییهاست. مثلا بین کسانی که نمیخوان به خاطر ندانمکاری دیگران سلامت فردیشون رو از دست بدن، و کسانی که نمیخوان به خاطر خودخواهی دیگران آزادی فردیشون رو از دست بدن. و طرف هر کدوم رو بگیره آدم بد اونطرفیهاست. طرز فکرش کیفیت برخوردش رو تعیین میکنه، اما این دستگاه فکریه که مجبورش میکنه درگیر این کشمکش باشه، و گریزی هم ازش نداره. برای همینه این زد و خوردها هیچ ربطی به اون مأموری که مردم رو میزنه تا رضایت خلیفه رو جلب کنه یا فردا از یک رانت امنیتی برخوردار بشه، نداره.
اینکه من و شما آدمهای ساکت و مظلوم و مرتبی باشیم، ویترین خوبی ایجاد میکنه اما اهمیتی نداره وقتی اتوبوسمون در وسط ناکجاآباد تو لجن گیر کرده باشه.
OK Dude
ZUBY
یه رپر انگلیسی به خاطر نوشتن عبارت Ok dude
اکانت توعیترش معلق شده بود. که البته واضحه که بهانه بود. کارمندان چپ توعیتر UK ازش خوششون نمیاد، چون یه سیاهپوسته که مایل نیست پروگرسیو باشه! حالا یه آهنگ خونده که عنوانش همین عبارته. و به طرز غافلگیرکنندهای خوب خونده.
و چه امتیاز خوبیه که شروع آهنگت صدای جو روگان باشه.
اکانت توعیترش معلق شده بود. که البته واضحه که بهانه بود. کارمندان چپ توعیتر UK ازش خوششون نمیاد، چون یه سیاهپوسته که مایل نیست پروگرسیو باشه! حالا یه آهنگ خونده که عنوانش همین عبارته. و به طرز غافلگیرکنندهای خوب خونده.
و چه امتیاز خوبیه که شروع آهنگت صدای جو روگان باشه.
بشر تازه داره میفهمه، که البته امیدواریم بفهمه، که چرا اجدادش برای زمین حاصلخیز خون میریختند و خون میدادند. زمین، چیزیه که بت اجازه میده به بقای خودت ادامه بدی بدون اینکه به بقیه انسانها وابسته باشی، و این یک قدرت انکارناشدنیه.
مردم امروز در یک تله گرفتارند. و متوجه شدند که یک تله ساختاریه، که از یک طرف میترسند مثلا به رستوران شلوغ مراجعه کنند، و از یک طرف زندگی بیسیک خودشون وابسته به درآمدیه که از مشتریانی به دست میاد که نمیترسند!
بشری که زمین داشت، با اینکه ناگهان تمام انسانها از ترس یا هرچیزی بش مراجعه نکنند، مشکلی نداشت. چون لازم نداشت برای گذران زندگی گندم و شیر و گوشت رو از کسی بخره یا به کسی بفروشه.
اگه عقلانیتی در کار بود بعد از کرونا قیمت آپارتمانها، که توشون نمیشه گوجه خیار کاشت، سقوط میکرد، و قیمت زمین بالا میرفت. چک کنید ببینید این اتفاق میفته یا نه، تا ببینید میشه به بشر امیدوار بود یا نه.
مردم امروز در یک تله گرفتارند. و متوجه شدند که یک تله ساختاریه، که از یک طرف میترسند مثلا به رستوران شلوغ مراجعه کنند، و از یک طرف زندگی بیسیک خودشون وابسته به درآمدیه که از مشتریانی به دست میاد که نمیترسند!
بشری که زمین داشت، با اینکه ناگهان تمام انسانها از ترس یا هرچیزی بش مراجعه نکنند، مشکلی نداشت. چون لازم نداشت برای گذران زندگی گندم و شیر و گوشت رو از کسی بخره یا به کسی بفروشه.
اگه عقلانیتی در کار بود بعد از کرونا قیمت آپارتمانها، که توشون نمیشه گوجه خیار کاشت، سقوط میکرد، و قیمت زمین بالا میرفت. چک کنید ببینید این اتفاق میفته یا نه، تا ببینید میشه به بشر امیدوار بود یا نه.
«لطفا باور داشته باشید که این روزها سپری خواهند شد. مهربان باشید. بیایید هوای همدیگر را داشته باشیم».
اینها جملاتیه که در پوسترهای بزرگ چاپ کردن و زدن به دیوار. اینکه مهربان بودن، هوای همدیگر را داشتن و صبر، با تعطیلی اقتصاد باید انجام بشه یا نه، یه بحث مستقله. اما چیزی که مضحک میکنه قضیه رو اینه که دولت کارگردان این بحث شده! انگار ما نمیدونستیم یا درک نمیکردیم که باید مراقب همدیگه باشیم، باید با فونت بزرگ میزدن به دیوار تا یادمون میفتاد! در دنیای مدرن، دولت به جایگاه خدا رسیده و هفت فرمان صادر میکنه. یا وعده عذاب و پاداش میده! یا تعیین میکنه که چه چیزی منطقیه و چه چیزی نیست. یا چه ریسکی قابل قبوله و چه ریسکی قابل قبول نیست. و اکثریت هم این جایگاه رو پذیرفتن. ما آتئیست نداریم آنچنان.
اینها جملاتیه که در پوسترهای بزرگ چاپ کردن و زدن به دیوار. اینکه مهربان بودن، هوای همدیگر را داشتن و صبر، با تعطیلی اقتصاد باید انجام بشه یا نه، یه بحث مستقله. اما چیزی که مضحک میکنه قضیه رو اینه که دولت کارگردان این بحث شده! انگار ما نمیدونستیم یا درک نمیکردیم که باید مراقب همدیگه باشیم، باید با فونت بزرگ میزدن به دیوار تا یادمون میفتاد! در دنیای مدرن، دولت به جایگاه خدا رسیده و هفت فرمان صادر میکنه. یا وعده عذاب و پاداش میده! یا تعیین میکنه که چه چیزی منطقیه و چه چیزی نیست. یا چه ریسکی قابل قبوله و چه ریسکی قابل قبول نیست. و اکثریت هم این جایگاه رو پذیرفتن. ما آتئیست نداریم آنچنان.
کاش من هم میتونستم به مدت بیش از ۶۰ سال با پول مالیاتدهندگان تمام جاذبههای طبیعی کره زمین رو از نزدیک ببینم و در آخر ازم تقدیر بشه که در این مسافرتها شرکت داشتم.
https://t.me/Aghmoallem/3138
https://t.me/Aghmoallem/3138
Telegram
آقا معلم
94 Years in 94 Seconds
تولدت مبارک دیوید آتنبورو عزیز و دوست داشتنی. چه تاثیر شگرفی بر فکر و اندیشه من گذاشتی.
Credit BBC
@Aghmoallem
تولدت مبارک دیوید آتنبورو عزیز و دوست داشتنی. چه تاثیر شگرفی بر فکر و اندیشه من گذاشتی.
Credit BBC
@Aghmoallem
نیویورکتایمز نوشت یک سوم کل فوتیهای کرونا مربوط به آسایشگاهها بوده. که هرچند برای ما نه ولی برای خیلیها سوپرایزکننده بود. اما بلافاصله کاربران توعیتر بشون گفتند اطلاعاتتون کهنهست. عدد واقعی ۵۲ درصده! از هر دو نفری که فوت کرده، یکیش تو آسایشگاه بوده!
یعنی اگه به جای بستن همهجا، فقط تردد به این مراکز رو ممنوع میکردند، تلفات نصف میشد، بدون اینکه کسی بیکار یا ورشکست بشه.
یعنی اگه به جای بستن همهجا، فقط تردد به این مراکز رو ممنوع میکردند، تلفات نصف میشد، بدون اینکه کسی بیکار یا ورشکست بشه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نه، خوشمان آمد.. از آلمانی جماعت انتظار نداشتیم در برابر دولت و رسانه، گوسفند نباشند. ولی بعضی از آنها نیستند.
تظاهرات ضد قرنطینه در اشتوتگارت.
تظاهرات ضد قرنطینه در اشتوتگارت.
یه بنده خدایی تو یوتیوب رفته تو سایت کنگره تاریخ ارائه لایحه اچآر ۷۴۸ که مربوط به کمک مالی ۲ تریلیونی دولت به خاطر وضعیت بوجود اومده به کروناست نگاه کرده و دیده ژانویه سال قبل بوده! و نتیجه گرفته اینا از یه سال قبل میدونستند قراره کرونا بیاد.
اما در ژانویه سال قبل، نه عنوان و نه موضوع لایحه این نبوده. اون لایحه درباره بخشودگی یه سری از مالیاتها در بخش درمان بوده. به جای اینکه برای لایحه کرونا یک مسیر جدید باز کنند، روی یک لایحه دیگه سوارش کردند. لزومی نداره اینجوری باشه ولی این چیزها در تشکیلات بروکراتیک عجیب نیست.
مطمئنم خودشم میتونست بفهمه که دلیلش یک توطئه نیست، ولی اگه مطلب رو یه جوری ارائه بدی که مردم فکر کنند توطئهست، ویدئوت بیشتر بازدید میخوره.
شرارت دولت واضحتر و عیانتر ازین حرفاست که لازم باشه به این رائفیپوربازیها متوسل بشیم.
اما در ژانویه سال قبل، نه عنوان و نه موضوع لایحه این نبوده. اون لایحه درباره بخشودگی یه سری از مالیاتها در بخش درمان بوده. به جای اینکه برای لایحه کرونا یک مسیر جدید باز کنند، روی یک لایحه دیگه سوارش کردند. لزومی نداره اینجوری باشه ولی این چیزها در تشکیلات بروکراتیک عجیب نیست.
مطمئنم خودشم میتونست بفهمه که دلیلش یک توطئه نیست، ولی اگه مطلب رو یه جوری ارائه بدی که مردم فکر کنند توطئهست، ویدئوت بیشتر بازدید میخوره.
شرارت دولت واضحتر و عیانتر ازین حرفاست که لازم باشه به این رائفیپوربازیها متوسل بشیم.
اطلاعات آنتنهای موبایل که ازش میشه تخمینی از تحرکات فیزیکی مردم به دست آورد در آلمان نشون میده عملا قرنطینهای در کار نیست، و اونچه که هست بیشتر یک خلوتیه تا قرنطینه. و این باعث شد بعضیها بگن «مردم گوش به علم نمیدن».
درباره گوش دادن به علم سه مسئله وجود داره:
اول اینکه برای هر باید و نبایدی نیاز به ساینس نیست. از هزاران سال قبل ازینکه پدیده جاذبه کشف بشه مردم میدونستند که وقتی در لبه صخره قرار میگیرند باید حواسشون باشه که نیفتن پایین. مردم آلمان اگه با چشم خودشون میدیدند که دارند کشته میدن، بیش ازینها میترسیدند و بسیار سفتتر ازین رعایت میکردند، حتی اگه هیچ دانشمند و پزشکی توصیهای بشون نمیکرد. اما واقعیت اینه که ندیدند.
دوم اینکه علم هیچوقت در یک موضع ثابت نایستاده، چون قرار نیست بایسته، چون یک پروسهست. یک ستاره قطبی نیست (هرچند که در دراز مدت لوکیشن آسمانی ستاره قطبی هم تغییر میکنه). خسارتِ در ۱۰۰ درصد موارد گوش دادن به علم میتونه بیشتر باشه از خسارتِ در ۹۰ درصد موارد گوش دادن بش. این رو در مورد استفاده یا عدم استفاده از ماسک بوضوح دیدیم.
سوم اینکه برخی از مسائل که داخل پکیج علم گنجانده شده اصلا ربطی به علم نداره. اینکه زمین دارد گرم میشود یا نمیشود، مربوط به علمه. اما اینکه باید درباره تغییر اقلیم چه کنیم؟ دیگه علم نیست. فلسفهست. اینکه کرونا کشندهتر از آنفولانزا است، یا نیست، مربوط به علمه. اما اینکه با چه هزینه اقتصادی باید کنترلش کنیم، فلسفهست. و نپذیرفتن فلسفه یک نفر، خیلی تفاوت داره با نپذیرفتن معلوماتش.
درباره گوش دادن به علم سه مسئله وجود داره:
اول اینکه برای هر باید و نبایدی نیاز به ساینس نیست. از هزاران سال قبل ازینکه پدیده جاذبه کشف بشه مردم میدونستند که وقتی در لبه صخره قرار میگیرند باید حواسشون باشه که نیفتن پایین. مردم آلمان اگه با چشم خودشون میدیدند که دارند کشته میدن، بیش ازینها میترسیدند و بسیار سفتتر ازین رعایت میکردند، حتی اگه هیچ دانشمند و پزشکی توصیهای بشون نمیکرد. اما واقعیت اینه که ندیدند.
دوم اینکه علم هیچوقت در یک موضع ثابت نایستاده، چون قرار نیست بایسته، چون یک پروسهست. یک ستاره قطبی نیست (هرچند که در دراز مدت لوکیشن آسمانی ستاره قطبی هم تغییر میکنه). خسارتِ در ۱۰۰ درصد موارد گوش دادن به علم میتونه بیشتر باشه از خسارتِ در ۹۰ درصد موارد گوش دادن بش. این رو در مورد استفاده یا عدم استفاده از ماسک بوضوح دیدیم.
سوم اینکه برخی از مسائل که داخل پکیج علم گنجانده شده اصلا ربطی به علم نداره. اینکه زمین دارد گرم میشود یا نمیشود، مربوط به علمه. اما اینکه باید درباره تغییر اقلیم چه کنیم؟ دیگه علم نیست. فلسفهست. اینکه کرونا کشندهتر از آنفولانزا است، یا نیست، مربوط به علمه. اما اینکه با چه هزینه اقتصادی باید کنترلش کنیم، فلسفهست. و نپذیرفتن فلسفه یک نفر، خیلی تفاوت داره با نپذیرفتن معلوماتش.
در بین اعضای این کانال، پزشک هم زیاد پیدا میشه، و بعضیهاشون در خط مقدم مقابله با کرونا بودند که در این ایام از نظراتشون استفاده میکردم، و یکی از نظرات مشترکشون این بود که در بین اون بخش از جامعه که بیشترین آسیبپذیری رو در برابر ویروس داشتند، اکثریتشون تا اواخر اسفند گرفتند (شاید بیشترش در بهمنماه)، که یا فوت کردند و یا مقاوم شدند. و بیراه نیست که بگیم اون تعطیلی آخرالزمانی نیمه اول فروردین، عملا بیمورد بود. اما این حرفشون بر حسب تجربه و چیزی که داشتند میدیدند بود.
این مقاله به طور تخصصی داره به این مسئله میپردازه که نقش آسیبپذیرترها در کلیت شیوع دقیقا چطور است، و نتیجه میگیره که اون تصورات قبلی درباره اینکه برای ایمنی گلهای نیاز به حداقل ۶۰ درصد ابتلا داریم درست نیست، بلکه با ابتلای فقط ۳۰ درصد جامعه هم میشه به ایمنی گلهای رسید.
شاید یکم تراژیک به نظر بیاد ولی اینکه اونهایی که ضعیفتر بودند، جلوتر از بقیه گرفتند، به نفع بقیه شد.
https://doi.org/10.1101/2020.04.27.20081893
این مقاله به طور تخصصی داره به این مسئله میپردازه که نقش آسیبپذیرترها در کلیت شیوع دقیقا چطور است، و نتیجه میگیره که اون تصورات قبلی درباره اینکه برای ایمنی گلهای نیاز به حداقل ۶۰ درصد ابتلا داریم درست نیست، بلکه با ابتلای فقط ۳۰ درصد جامعه هم میشه به ایمنی گلهای رسید.
شاید یکم تراژیک به نظر بیاد ولی اینکه اونهایی که ضعیفتر بودند، جلوتر از بقیه گرفتند، به نفع بقیه شد.
https://doi.org/10.1101/2020.04.27.20081893
رهبر جمهوری اسلامی گفته نیاز مردم به عبادت در شبهای قدر در اماکن مذهبی مهمتر از نیازهای مادی آنهاست. اگه در شب نوزدهم رمضان فقط میتونستید یکی ازین دو گزینه رو داشته باشید کدوم رو انتخاب میکردید؟
Anonymous Poll
9%
جواز شبزندهداری در حرم امام رضا
91%
۱۰ هزار دلار پول نقد
Anarchonomy
برای کسانی که نمیتونند نظرسنجیها رو ببینند.
اون ۷ درصد چرا ۱۰ هزاردلار رو نمیگیرن که شب قدر به خیریهها اهدا کنند؟
هواپیمایی آسیانا کرهجنوبی برای اینکه معدود خلبانان ایرباس A380 که در استخدام داره بتونند دوره آموزشیشون رو طی کنند بشون گفته این هواپیما رو خالی بلند کنند و برن باش یه دوری بزنند و دوباره فرود بیارن. که هزینه سنگینی داره. فقط هواپیمایی کره که رقیب بزرگترشونه دستگاه سیمولاتور داره، اما خلبانان خودش تو صفند و نمیتونه به آسیانا اجاره بده. مجبور شدند از تایلند که این دستگاه رو داره کمک بگیرند، اما به خاطر لغو پروازها، نمیتونند تا تایلند سفر کنند.
شما هم از دیدن اسم تایلند تعجب کردید؟ که حتی کره دست به دامنش شده؟ بله این کشور سیمولاتور A380 داره. کشوری که چند دهه پیش مردمش نون نداشتند بخورند.
شما هم از دیدن اسم تایلند تعجب کردید؟ که حتی کره دست به دامنش شده؟ بله این کشور سیمولاتور A380 داره. کشوری که چند دهه پیش مردمش نون نداشتند بخورند.
حالت یک: ابرقدرت دنیا سوتی میده ولی ما نمیدیم، پس ما از ابرقدرت دنیا جلوتریم.
حالت دو: نیروی دریایی ابرقدرت دنیا هم سوتی میده، پس ابرقدرت نیست.
حالت سه: ما امکانات نیروی دریایی ابرقدرت دنیا رو نداریم، پس طبیعیه سوتی بدیم.
حالت چهار: ما باید انقدر سوتی بدیم تا تجربه کسب کنیم و یه روزی ابرقدرت بشیم.
حالت پنج: این ابرقدرت لائیک است که سوتی میدهد، ما شهید میدهیم.
اینها به نظر من و شما مهملاتی بیش نیستند، و در عین مهمل بودن متناقض همدیگر هم هستند. اما مغز مستضعفان فکری طوری پروگرام شده که به فراخور حال روی یکی ازین آپشنها سوئیچ میکند، از یک به پنج، از دو به سه. از چهار به یک. و تا آخر عمر در این لوپ باقی میمانند.
گاهی
The best option is having no option.
فکر، و جدایی از قبیله، از جایی آغاز میشود که دیگر آپشنی ندارید.
حالت دو: نیروی دریایی ابرقدرت دنیا هم سوتی میده، پس ابرقدرت نیست.
حالت سه: ما امکانات نیروی دریایی ابرقدرت دنیا رو نداریم، پس طبیعیه سوتی بدیم.
حالت چهار: ما باید انقدر سوتی بدیم تا تجربه کسب کنیم و یه روزی ابرقدرت بشیم.
حالت پنج: این ابرقدرت لائیک است که سوتی میدهد، ما شهید میدهیم.
اینها به نظر من و شما مهملاتی بیش نیستند، و در عین مهمل بودن متناقض همدیگر هم هستند. اما مغز مستضعفان فکری طوری پروگرام شده که به فراخور حال روی یکی ازین آپشنها سوئیچ میکند، از یک به پنج، از دو به سه. از چهار به یک. و تا آخر عمر در این لوپ باقی میمانند.
گاهی
The best option is having no option.
فکر، و جدایی از قبیله، از جایی آغاز میشود که دیگر آپشنی ندارید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طنز سیاسی در عصر شبکههای اجتماعی به سطحی از کیفیت و پیچیدگی رسیده که قابل مقایسه با دورانهای گذشته نیست.
در مواردی مثل این، اغراق نیست آدم بگه که اینها آثار هنری هستند.
کیتی هیل نماینده دموکرات کالیفرنیا بود. اما با کارمند خودش رابطه جنسی داشت که یه جورایی مصداق تعرض بود (درخواست جنسی مافوق به زیردست) . وقتی لو رفت نتونست جمعش کنه و استعفاء داد. اما هنوز در توعیتر فعاله، و از رو نرفته. یه جا در یک ویدئو نمایشی- تبلیغاتی ماسک خودش رو درآورد. اون لحظه رو مونتاژ کردند با صحنهای از فیلم چشمان کاملا بسته استنلی کوبریک، اونجا که در یک سکس پارتی فوق محرمانه که همه ماسک به صورت دارند، تام کروز به عنوان یک مهمان غریبه لو میره و برای اینکه اذیتش کنند، لیدر محفل محکومش میکنه به برداشتن ماسک و افشای هویتش، و سپس درآوردن لباسش! این ترکیب ازین جهت بامزهتر شده که در طی رسوایی کیتی هیل، عکسهای برهنهش هم پخش شده بود.
در مواردی مثل این، اغراق نیست آدم بگه که اینها آثار هنری هستند.
کیتی هیل نماینده دموکرات کالیفرنیا بود. اما با کارمند خودش رابطه جنسی داشت که یه جورایی مصداق تعرض بود (درخواست جنسی مافوق به زیردست) . وقتی لو رفت نتونست جمعش کنه و استعفاء داد. اما هنوز در توعیتر فعاله، و از رو نرفته. یه جا در یک ویدئو نمایشی- تبلیغاتی ماسک خودش رو درآورد. اون لحظه رو مونتاژ کردند با صحنهای از فیلم چشمان کاملا بسته استنلی کوبریک، اونجا که در یک سکس پارتی فوق محرمانه که همه ماسک به صورت دارند، تام کروز به عنوان یک مهمان غریبه لو میره و برای اینکه اذیتش کنند، لیدر محفل محکومش میکنه به برداشتن ماسک و افشای هویتش، و سپس درآوردن لباسش! این ترکیب ازین جهت بامزهتر شده که در طی رسوایی کیتی هیل، عکسهای برهنهش هم پخش شده بود.
مقامات تمام ایالتهایی که بالاترین آمار تلفات کرونا رو دارند، و عامل اصلی بالا بودن آمار آمریکا هستند، و از قضا همگی توسط دموکراتها اداره میشن، دستور داده بودند که بیماران کرونا برای بستری به آسایشگاههای سالمندان منتقل بشن. در حالی که بیمارستانهای اصلی و صحرایی خودشون با کمبود تخت مواجه نبود. نتیجه این شد که الان از هر دو نفری که فوت کرده، یکیش ساکن این آسایشگاهها بوده.
عرض کردم خدمتتون که برنامه مقابله با کرونا یک پروژه سیاسی است.
عرض کردم خدمتتون که برنامه مقابله با کرونا یک پروژه سیاسی است.