Anarchonomy
44.2K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
اینکه مسجد خالی باشه اما از بلندگوش اذان پخش بشه انقدر مضحکه که وقتی تو همین ایران می‌شنیدم میخواستم بیام یه جوکی چیزی درباره‌ش بنویسم. و اگه می‌نوشتم فکر نمی‌کنم به کسی برمیخورد. ولی کانادا به چنان منجلابی از نزاکت سیاسی فرو رفته که وقتی یک هندی این وضع رو مسخره کرده به جرم اسلام‌ستیزی از کار اخراجش کردند و ازونجایی که این بایکوت‌ها دومینویی انجام میشه احتمالا مجبوره ازون شهر و یا حتی از خود کانادا کوچ کنه.
البته هندی‌ها معمولا کرم دارند، که ریشه در دعواهایی داره که در داخل کشور خودشون با مسلمانان هندی جریان داره. اما حتی اگه می‌گفت «نباید مجبور باشیم روزی پنج بار صدای یک الاغ رو بشنویم» نباید سانسور می‌شد و نباید امنیت شغلیش به خطر میفتاد. سیاست کانادا اینه که فقط نظراتی درباره اسلام مجازند که مودبانه و دوستانه باشند!

اینها فقط از رادیکال شدن مسلمین میترسند. هرچند که هندو رادیکال هم کم نداریم. اما ازینکه این آقای هندی بزنه به سرش و به عنوان «انتقام از غرب» یه جا رو منفجر کنه نگران نیستند، چون خیلی بعیده. ولی اینکه مسلمین به خاطر فحش خوردن و پاسخ نگرفتن فاز «عصبانیت مقدس» بگیرند رو خیلی محتمل می‌بینند.
البته که می‌فهمم. ولی خوبه که فکر می‌کنید نمی‌فهمم. چون به زبان خودتون ثابت می‌کنه مشکل کجاست. وقتی سر و صدایی راه بندازی که فقط خودت ملکوتی بودنش رو درک می‌کنی، مشکل پیش میاد. تو جایی که همه مثل همند، مثل مدینه در ۶۰۰ پس از میلاد، کاملا اوکیه، ولی در ۲۰۲۰ پس از میلاد در شهرهایی که اکواریوم نژادها و عقایدهاست، دیگه اوکی نیست. حتی اگه فرض کنیم هیچ‌کس هیچ حس بدی به هیچ ندای مذهبی نداشته باشه، قرار باشه به همه مذاهب اجازه بدیم یه دنگ و دونگی راه بندازن دیگه نمیشه تو اتاق خوابید.

بعد ازون میرسیم به صداقت ماجرا. هدف اذان در صدر اسلام، صرفا فراخوان بود. ملکوت پلکوت بعدا دراومد. وقتی نمازی برگزار نمیشه، فراخوان هم معنی نداره. پس اذان فعلی برای خودنماییه. برای اینه که بگن «ما هستیم، و سنبه‌مون پرزوره». و خودشون هم اینو میدونند. اما انقدر صداقت ندارند که رک اینو بگن.
ولی خودمونیم.. اگه لازمه یه آمپلی‌فایری اون بیرون به برق وصل باشه تا «دروازه‌های نور» به قلب‌تون باز بشه، نیاز به جراحی تعویض دریچه دارید.
وضعیت شخمی کره‌جنوبی نشون میده حتی درباره این کشور هم افسانه‌ها بیشتر از واقعیت‌هاست.
یک نفر آلوده به کرونا وارد یه کلوب شده و میگن ۵۰۰ نفری که اونجا بودن آلوده کرده. حالا ازینکه چرا اماکن عمومی رو باز میکنن که بعد کار پلیسی بکنند بگذریم. کاشف بعمل میاد که کلوب گی‌ها بوده. و جامعه کره کلا ضدگی است! و گی‌ها مجبورند هویت جنسی‌شون رو مخفی کنند. از طرفی دولت میگه هرکی اونجا بوده خودشو معرفی کنه. یعنی باید لو بدن که گی هستن! حالا خر بیار باقالی بار کن. بعد دیدند ضایع شد، گفتند کی اولین بار گفت کلوب گی‌هاست اصلا؟ غلط کرد. نشریه‌ای که این عبارت رو به کار برده بود مجبور کردن این کلمه رو از مقاله‌ش حذف کنه. فکر کن رسانه رو مجبور کنی حرفشو نزنه چون میدونی مردمت آدم نیستن!
حالا دولت به همه موبایل‌های اون منطقه مسیج داده که اگه علائم داشتید بیایید بابا، نترسید لو نمیرید.

چیپ هفت نانومتری بساز، ولی در فرهنگ و علوم انسانی تو قرن هجده قفل کن. خیلی هم خوب.
تو شهر ما یک‌بار یک خانوم و آقای سپاهی کاندید انتخابات مجلس شده بودند و به اتفاق هم اومده بودن مسجد برای تبلیغ. یه میز بود این دوتا نشسته بودند کنار هم. وسط صحبت هی شونه‌شون رو میمالیدند به همدیگه، و بلافاصله یکی‌شون می‌گفت «البته اینم بگم که ما زن و شوهریم». تو اون نیم ساعتی که من اونجا بودم چهار پنج بار این جمله رو گفتند، و هر دفعه با یک لبخند مضحک. نمی‌دونم چرا فکر می‌کرد باید برامون جالب باشه.
یه ژانر مذهبی داریم که گرفتار یک نوع «مالیخولیای شرعی» هستند. ازینکه مالیدن به همدیگه در پابلیک مجاز نیست ناراحته، برای همین ازینکه در شرع یه راه دررویی براش وجود داره ذوق می‌کنه. مثل این که از خوش و بش حلال! زن و مرد روی آنتن ذوق داره.
چطوری می‌تونند انقدر چیپ باشند رو نمی‌دونم.
حجم پول در آمریکا داره به ۵ تریلیون دلار میرسه!
هیچوقت مردمی که در برهه‌های تاریخ‌ساز زندگی میکردند خبر نداشتند که اتفاقاتی که دارند می‌بینند برگی از کتاب تاریخ رو به خودش اختصاص خواهد داد. احتمالا ما هم در یکی ازون زمان‌ها قرار داریم و خودمون خبر نداریم انسان‌ها بعدها چقدر درباره این روزهایی که داریم تجربه می‌کنیم قراره حرف بزنند.
تصویر پلیس آمریکایی که داره با خشونت با کسی که ماسک نزده برخورد می‌کنه رو گذاشته و با نیروهای ضدشورش جمهوری اسلامی مقایسه می‌کنه. که یعنی ببینید آسمان همه‌جا همین رنگه.

فرض کنید دو اتوبوس هست که یکی نو، تمیز، ایمن، آخرین مدل و با کیفیت بالاست، اما در طول مسیر پیش میاد که مسافران شلخته‌ای سوار بشن که یک‌بند حرف بزنند. و یکی دیگه که کهنه، فرسوده و تقریبا اسقاطی و بدون هیچ امکاناتی، اما مسافرانش همه استادان اتوکشیده دانشگاه و ساکت هستند. شما کدومش رو انتخاب می‌کنید؟ من قطعا اولی رو انتخاب می‌کنم، چون مسافر شلخته قابل پیاده‌شدنه، و حتی اگه نشد میشه هدفون گذاشت و صدای وراجی‌شون رو کنسل کرد. اما تو دومی بهرحال بالا میارم.

طرز فکر چیزیه که همراه شماست، هرجا که برید. اما دستگاه فکری وسیله نقلیه‌ایه که حمل‌تون می‌کنه، هرجا که بره. در دستگاه فکری غربی، پلیس در یک کشمکش نفسگیر دائمی بین فردیت‌‌گرایی‌هاست. مثلا بین کسانی که نمیخوان به خاطر ندانم‌کاری دیگران سلامت فردی‌‌شون رو از دست بدن، و کسانی که نمیخوان به خاطر خودخواهی دیگران آزادی فردی‌شون رو از دست بدن. و طرف هر کدوم رو بگیره آدم بد اونطرفی‌هاست. طرز فکرش کیفیت برخوردش رو تعیین می‌کنه، اما این دستگاه فکریه که مجبورش می‌کنه درگیر این کشمکش باشه، و گریزی هم ازش نداره. برای همینه این زد و خوردها هیچ ربطی به اون مأموری که مردم رو میزنه تا رضایت خلیفه رو جلب کنه یا فردا از یک رانت امنیتی برخوردار بشه، نداره.

اینکه من و شما آدم‌های ساکت و مظلوم و مرتبی باشیم، ویترین خوبی ایجاد می‌کنه اما اهمیتی نداره وقتی اتوبوس‌مون در وسط ناکجاآباد تو لجن گیر کرده باشه.
OK Dude
ZUBY
یه رپر انگلیسی به خاطر نوشتن عبارت Ok dude
اکانت توعیترش معلق شده بود. که البته واضحه که بهانه بود. کارمندان چپ توعیتر UK ازش خوششون نمیاد، چون یه سیاهپوسته که مایل نیست پروگرسیو باشه! حالا یه آهنگ خونده که عنوانش همین عبارته. و به طرز غافلگیرکننده‌ای خوب خونده.
و چه امتیاز خوبیه که شروع آهنگت صدای جو روگان باشه.
بشر تازه داره می‌فهمه، که البته امیدواریم بفهمه، که چرا اجدادش برای زمین حاصلخیز خون می‌ریختند و خون می‌دادند. زمین، چیزیه که بت اجازه میده به بقای خودت ادامه بدی بدون اینکه به بقیه انسان‌ها وابسته باشی، و این یک قدرت انکارناشدنیه.
مردم امروز در یک تله گرفتارند. و متوجه شدند که یک تله‌ ساختاریه، که از یک طرف می‌ترسند مثلا به رستوران شلوغ مراجعه کنند، و از یک طرف زندگی‌ بیسیک خودشون وابسته به درآمدیه که از مشتریانی به دست میاد که نمی‌ترسند!
بشری که زمین داشت، با اینکه ناگهان تمام انسان‌ها از ترس یا هرچیزی بش مراجعه نکنند، مشکلی نداشت. چون لازم نداشت برای گذران زندگی گندم و شیر و گوشت رو از کسی بخره یا به کسی بفروشه.

اگه عقلانیتی در کار بود بعد از کرونا قیمت آپارتمان‌ها، که توشون نمیشه گوجه خیار کاشت، سقوط می‌کرد، و قیمت زمین بالا می‌رفت. چک کنید ببینید این اتفاق میفته یا نه، تا ببینید میشه به بشر امیدوار بود یا نه.
«لطفا باور داشته باشید که این روزها سپری خواهند شد‌. مهربان باشید. بیایید هوای همدیگر را داشته باشیم».

این‌ها جملاتیه که در پوسترهای بزرگ چاپ کردن و زدن به دیوار. اینکه مهربان بودن، هوای همدیگر را داشتن و صبر، با تعطیلی اقتصاد باید انجام بشه یا نه، یه بحث مستقله. اما چیزی که مضحک می‌کنه قضیه رو اینه که دولت کارگردان این بحث شده! انگار ما نمی‌دونستیم یا درک نمی‌کردیم که باید مراقب همدیگه باشیم، باید با فونت بزرگ میزدن به دیوار تا یادمون میفتاد! در دنیای مدرن، دولت به جایگاه خدا رسیده و هفت فرمان صادر می‌کنه. یا وعده عذاب و پاداش میده! یا تعیین می‌کنه که چه چیزی منطقیه و چه چیزی نیست‌. یا چه ریسکی قابل قبوله و چه ریسکی قابل قبول نیست. و اکثریت هم این جایگاه رو پذیرفتن. ما آتئیست نداریم آن‌چنان.
کاش من هم می‌تونستم به مدت بیش از ۶۰ سال با پول مالیات‌دهندگان تمام جاذبه‌های طبیعی کره زمین رو از نزدیک ببینم و در آخر ازم تقدیر بشه که در این مسافرت‌ها شرکت داشتم.


https://t.me/Aghmoallem/3138
نیویورک‌تایمز نوشت یک سوم کل فوتی‌های کرونا مربوط به آسایشگاه‌ها بوده. که هرچند برای ما نه ولی برای خیلی‌ها سوپرایزکننده بود. اما بلافاصله کاربران توعیتر بشون گفتند اطلاعات‌تون کهنه‌ست. عدد واقعی ۵۲ درصده! از هر دو نفری که فوت کرده، یکیش تو آسایشگاه بوده!
یعنی اگه به جای بستن همه‌جا، فقط تردد به این مراکز رو ممنوع می‌کردند، تلفات نصف میشد، بدون اینکه کسی بیکار یا ورشکست بشه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نه، خوشمان آمد.. از آلمانی جماعت انتظار نداشتیم در برابر دولت و رسانه، گوسفند نباشند. ولی بعضی از آن‌ها نیستند.

تظاهرات ضد قرنطینه در اشتوتگارت.
یه بنده خدایی تو یوتیوب رفته تو سایت کنگره تاریخ ارائه لایحه اچ‌آر ۷۴۸ که مربوط به کمک‌ مالی ۲ تریلیونی دولت به خاطر وضعیت بوجود اومده به کروناست نگاه کرده ‌و دیده ژانویه سال قبل بوده! و نتیجه گرفته اینا از یه سال قبل می‌دونستند قراره کرونا بیاد.

اما در ژانویه سال قبل، نه عنوان و نه موضوع لایحه این نبوده. اون لایحه درباره بخشودگی یه سری از مالیات‌ها در بخش درمان بوده. به جای اینکه برای لایحه کرونا یک مسیر جدید باز کنند، روی یک لایحه دیگه سوارش کردند. لزومی نداره اینجوری باشه ولی این چیزها در تشکیلات بروکراتیک عجیب نیست.

مطمئنم خودشم می‌تونست بفهمه که دلیلش یک توطئه نیست، ولی اگه مطلب رو یه جوری ارائه بدی که مردم فکر کنند توطئه‌ست، ویدئوت بیشتر بازدید میخوره.

شرارت دولت واضح‌تر و عیان‌تر ازین حرفاست که لازم باشه به این رائفی‌پوربازی‌ها متوسل بشیم.
اطلاعات آنتن‌های موبایل که ازش میشه تخمینی از تحرکات فیزیکی مردم به دست آورد در آلمان نشون میده عملا قرنطینه‌ای در کار نیست، و اونچه که هست بیشتر یک خلوتیه تا قرنطینه. و این باعث شد بعضی‌ها بگن «مردم گوش به علم نمیدن».

درباره گوش دادن به علم سه مسئله وجود داره:

اول اینکه برای هر باید و نبایدی نیاز به ساینس نیست. از هزاران سال قبل ازینکه پدیده جاذبه کشف بشه مردم می‌دونستند که وقتی در لبه صخره قرار می‌گیرند باید حواسشون باشه که نیفتن پایین. مردم آلمان اگه با چشم خودشون می‌دیدند که دارند کشته میدن، بیش ازین‌ها می‌ترسیدند و بسیار سفت‌تر ازین رعایت می‌کردند، حتی اگه هیچ دانشمند و پزشکی توصیه‌ای بشون نمی‌کرد. اما واقعیت اینه که ندیدند.

دوم اینکه علم هیچوقت در یک موضع ثابت نایستاده، چون قرار نیست بایسته، چون یک پروسه‌ست. یک ستاره قطبی نیست (هرچند که در دراز مدت لوکیشن آسمانی ستاره قطبی هم تغییر می‌کنه). خسارتِ در ۱۰۰ درصد موارد گوش دادن به علم می‌تونه بیشتر باشه از خسارتِ در ۹۰ درصد موارد گوش دادن بش. این رو در مورد استفاده یا عدم استفاده از ماسک بوضوح دیدیم.

سوم اینکه برخی از مسائل که داخل پکیج علم گنجانده شده اصلا ربطی به علم نداره‌. اینکه زمین دارد گرم می‌شود یا نمی‌شود، مربوط به علمه. اما اینکه باید درباره تغییر اقلیم چه کنیم؟ دیگه علم نیست. فلسفه‌ست. اینکه کرونا کشنده‌تر از آنفولانزا است، یا نیست، مربوط به علمه. اما اینکه با چه هزینه اقتصادی باید کنترلش کنیم، فلسفه‌ست. و نپذیرفتن فلسفه یک نفر، خیلی تفاوت داره با نپذیرفتن معلوماتش.
در بین اعضای این کانال، پزشک هم زیاد پیدا میشه، و بعضی‌هاشون در خط مقدم مقابله با کرونا بودند که در این ایام از نظرات‌شون استفاده می‌کردم، و یکی از نظرات مشترک‌شون این بود که در بین اون بخش از جامعه که بیشترین آسیب‌پذیری رو در برابر ویروس داشتند، اکثریت‌شون تا اواخر اسفند گرفتند (شاید بیشترش در بهمن‌ماه)، که یا فوت کردند و یا مقاوم شدند. و بیراه نیست که بگیم اون تعطیلی آخرالزمانی نیمه اول فروردین، عملا بی‌مورد بود. اما این حرف‌شون بر حسب تجربه و چیزی که داشتند می‌دیدند بود.
این مقاله به طور تخصصی داره به این مسئله می‌پردازه که نقش آسیب‌پذیرترها در کلیت شیوع دقیقا چطور است، و نتیجه می‌گیره که اون تصورات قبلی درباره اینکه برای ایمنی گله‌ای نیاز به حداقل ۶۰ درصد ابتلا داریم درست نیست، بلکه با ابتلای فقط ۳۰ درصد جامعه هم میشه به ایمنی گله‌ای رسید.

شاید یکم تراژیک به نظر بیاد ولی اینکه اونهایی که ضعیف‌تر بودند، جلوتر از بقیه گرفتند، به نفع بقیه شد.

https://doi.org/10.1101/2020.04.27.20081893
رهبر جمهوری اسلامی گفته نیاز مردم به عبادت در شب‌های قدر در اماکن مذهبی مهم‌تر از نیازهای مادی آن‌هاست. اگه در شب نوزدهم رمضان فقط می‌تونستید یکی ازین دو گزینه رو داشته باشید کدوم رو انتخاب می‌کردید؟
Anonymous Poll
9%
جواز شب‌زنده‌داری در حرم امام رضا
91%
۱۰ هزار دلار پول نقد
برای کسانی که نمی‌تونند نظرسنجی‌ها رو ببینند.
Anarchonomy
برای کسانی که نمی‌تونند نظرسنجی‌ها رو ببینند.
اون ۷ درصد چرا ۱۰ هزاردلار رو نمیگیرن که شب قدر به خیریه‌ها اهدا کنند؟